سلام

عده ای از شما همرهان خانواده برتر به دنبال این هستید که بفهمید راهکارهایی که ارائه میدید نتیجه ای داره یا نه .

یه نمونه :

سلام آقای نجفی

لطفا به کسایی که میان مشکلاتشون و مطرح میکنن و شما به عنوان پست اونا رو به نمایش میزارین تا همه راهنمایی کنن بگین که اگه مشکلشون بهتر یا بدتر شده با این مشورت ها که بچه ها میدن بیان بگن تو سایت ...
همه ما سعی داریم در حد تجربه خودمون به خواهر برادرامون کمک کنیم اما وقتی نتیجه راهنمایی ها رو نمیبینیم هیچ وقت خودمون نمیتونیم از مشکلات بقیه و راه حلشون الگو بگیریم برای زندگی خودمون...
من خودم دلیل اینکه تشویق شدم بیام این سایت این بود که اگه یه روزی خودمم به این مشکلاتی که بعضی دوستان برمیخورن برخوردم چه واکنشی نشون بدم...اما متاسفانه چون دوستان نمیان نتیجه راهنمایی ها رو بگن... آدم نمیدونه فکرش غلطه درسته... مشورتش جواب داده نداده... میتونه از مشورت بچه ها که در پستی گفتن واسه مشکل مشابه خودش استفاده کنه یا نه...
لطفا شرایطی و بذارین که هر کس که میاد مشکلشو بگه تو فاصله 1 هفته تا 1 ماه بیاد بگه آیا از مشورت هایی که بچه ها کردن استفاده کرده یا نه و نتیجش چی بوده...
من به شخصه بارها شده مشورت دادم در حد عقل و تجربه خودم بارها شده بعضی ها بگن غلطه بارهام شده بعضی ها بگن درسته راهت... اما نتیجه؟!... خدا میدونه...
ممنون
زهرا

-----------

شاهد از غیب رسید ؛


خانم نارنجی :

راستش من چند وقته که برای یه پروژه تحقیقی میرفتم دفتر یه مشاوره خانواده که یه اتفاق جالب برام افتاد:) ... اخرین جلسه ایی که با اقای مشاور ملاقات داشتم وقتی رفتم داخل اتاقشون دیدم خانواده برتر روی صفحه مانیتورشون بازه و دارن وبلاگ رو میخونند... راستش یه لحظه از دیدن اسم وبلاگ جا خوردم و اون اقای روانشناسم متوجه تعجب من شد.. خلاصه اینکه ازم پرسید و منم گفتم که یکی از کاربرام ..

ایشون در باره نحوه اشناییشون با اینجا میگفتند یکی از مراجع کننده هاش یه خانومی بود که با همسرش مشکل داشت و چند جلسه تحت مشاوره بود ولی اختلافاشون حل نمیشد و حرفام اصلا تاثیر نداشت براش...

تا اینکه یه مدت اون خانوم یهو دیگه جلسات مشاورش که تا قبلش خیلی پیگیر بود رو ادامه نداد و نیومد... میگفت بعد از یه مدت دوباره دیدم خانومه اومده پیشم و مشکلش حل شده بود.

وقتی جریانو ازش پرسید اون خانوم گفت که وبلاگ شما رو یکی بهش معرفی کرده و خانومه هم مشکلش رو مطرح کرد و با حرف کاربرا تونست مشکلش با شوهرشو حل کنه و اخلاقشو تا حد زیادی عوض کنه !  مشاوره میگفت وقتی آدرس سوالشو پرسیدم و رفتم پستش رو خوندم از جوابها غافلگیر شدم که مردم چقدر قشنگ راهنمایی کردن .

اون خانوم رو در کنارش کاملا همزاد پنداری میکردند باهاش و  درکش میکردند..همین هم  باعث میشد اون خانوم کاربرا رو همدرد خوبی ببینه و به توصیه هاشون عمل کنه و قبول کنه که مشکل اصلی از خودشه نه شوهرش.....

از اون به بعد بود که اقای مشاور همیشه وبلاگتون رو دنبال میکرد و جز خواننده های خاموشتونه... ایشون میگفت علاوه بر چیزهای فوق العاده ایی که از تجربه کاربرا یاد گرفته که توی هیچ کتابی نخونده ، یه بارم با توجه به شرایط خاص مراجع کنندم و مشکلش بعد از حرف زدن باهاش ،بهش گفتم که موضوعت رو اینجا مطرح کن... میگفت اولش اون شخص کلی بد و بیراه نثارم کرد و گفت پول مفت میگیری و ... بعد یه مدت اون شخص با یه دسته گل اومده سراغم و کلی ازم تشکر کرد.... مشاوره میگفت خیلی از مراجع کننده هاش احتیاج به یه همدرد دارند که فقط به حرفاشون گوش کنه و درکشون کنه و بدونه که خیلیا همون مشکل و دغدغه رو دارند...

مشکل اون شخص هم فقط همین بود و مشکل خاص دیگه ایی نداشت..که کاربرای اینجا تونستند این کار رو براش انجام بدند.

الان یه چند وقته میخوام بیام این موضوع رو بهتون بگم ولی چون کارهای مربوط به تحقیقم تموم نشده بود و با مشاور در ارتباط بودم نمیشد و نمیخواستم تا قبل از اتمام تحقیقاتم هویتم شناخته بشه براشون.. تا اینکه پنج شنبه کارم تموم شد و میدونم دیگه سراغشون نمیرم و هیچ ارتباطی هم باهاشون ندارم.....

 فقط خواستم ازتون خیلی خیلی تشکر کنم مردم دغدغه هاشونو میگند و هر کس بر اساس زاویه دید خودش نظرش رو میگه و مشکلی رو حل میکنه... حتی به نظرم پست هایی که صرفا جنبه بحث و مناظره ایی هستش هم به خیلیا کمک کرده و مطمعنا باعث تغییر نگرش خیلیا شده  در مورد موضوعات دیگه هم همینطور...

میدونستم امار بازدید کننده های اینجا بالاست و دکتر زیاد داره :) ولی فکر نمیکردم که اینقدر بین خود مشاوره ها هم طرفدار داشته باشه :)) اصلا  یه احساس غروری بهم دست میداد وقتی داشت از راهنمایی های کاربرای اینجا تعریف میکرد که اینقدر راحت و بدون چشم داشتی تجربیاتشونو در اختیار بقیه میزارند :)
واقعا جای تبریک داره...
از همه کاربرای عزیز هم تشکر میکنم...حرفاشون برای من یکی که خیلی خیلی مفید بوده و در خیلی از زمینه ها کمکم کرده :)
یه نکته جالب دیگه هم بگم و دیگه پرحرفی نمیکنم... ایشون وقتی فهمیدند من از کاربرای اینجام ،خیلی سعی کرد از زیر زبونم بیرون بکشه که کیم:)  .. حتی اسم چند تا از خانومای وبلاگ رو هم گفت ولی اسم "نارنجی" به ذهنشون نرسید ! یکی دو تا انتقاد بامزه هم در مورد شخصیت یکی دو نفر از اقایون اینجا گفت :)) که  فکر میکنم درست نباشه که بگم چی گفتن :)))

این موضوع هم بگم که من به ایشون گفته بودم طریقه اشناییش رو به شما میگم ... ایشونم مشکلی نداشتند.. نمیدونم چرا خودشون جز خواننده های خاموش هستند ولی گفتن بهتون بگم اولین باری که اون خانوم این وبلاگ رو بهش معرفی کرد خیلی متلک خورد و اون خانوم به انواع شیوه ها بهش فهموند درِ دفترشو تخته کنه و گل بگیره :).. با اینکه خیلی هم کارشون بد نیست  و در حیطه کاریشون به نسبت شناخته شده اند :)) خلاصه اینکه خیلی متلک خوردن از اون خانوم بخاطر اینجا .. ولی باز هم ازتون قدردان بود :))
ببخشید  خیلی حرفام طولانی شد .. دلم نیومد این ماجرا رو براتون تعریف نکنم :)



موضوعات مرتبط :
مربوط به خانواده برتر

مطالب مرتبط :