سلام، وقت بخیر.

بنده تقریبا کاربر خاموش این وبلاگ هستم و بیشتر فقط مطالب و نظرات رو میخونم و توی بحث ها به ندرت شرکت میکنم. چند وقتی که پستای مربوط به ازدواج رو میخونم یه سوال برام پیش اومده؛
چقدر به آینده و کمک خدا امید داریم یا بهتر بگم چقدر توکل داریم به خدا؟
من یه پسر 26 ساله ام و تو یکی از شهرستان های کوچک در یه استان تقریبا محروم زندگی میکنیم، که البته از نظر اقتصادی اکثرا در حد متوسط هستن ( نسبت به منطقه و استان مون ) و از نظر فرهنگی هم در بیشتر موارد فرهنگ اصیل و خوب خودشون رو حفظ کردن گر چه یه سری مد گرایی و مدرنیته شدن در حال تحول فرهنگه ولی هنوز جای شکرش باقیه که درصد زیادی از فرهنگ اصیل اسلام و ایرانی ها پابرجاست.
تو 24 سالگی تو یکی از دانشگاه های دولتی تهران ارشد گرفتم، یعنی هیچ زمانی رو از دست ندادم که پشت کنکور باشم یا بیکار، توی این 6 سال هم چه تابستون چه گاهی بین درس ها کار میکردم تا یه حداقل مایحتاجی رو داشته باشم، بعد ارشدم سرباز شدم و چیزی تا پایان سربازیم نمونده توی همین سربازی هم بصورت پاره وقت کار میکنم و  یه نیمچه درآمدی دارم ولی خرج میشه و هیچ پس اندازی ندارم و خونوادم هم وضع مالیشون خوب نیست که بتونن پشتیبانم باشن.
حالا منم مثل بقیه جوون ها نیاز به ازدواج دارم و حتی اون رو تو این شرایط یه جهاد میدونم و به شدت به آینده امیدوارم چون به خدا امیدوارم . اما معلوم نیست کی وضع مالی و اقتصادیم خوب میشه، حالا سوالم اینه که خواستگاری دختری برم آیا میتونه صبر کنه و به خدا توکل کنه تا زندگی رو به راه بشه یا نه ؟
ببینید  ؛
1-من هیچ وقتی برای جمع کردن پول سرمایه نداشتم.
2- حداقل به خودم نشون دادم که اهل کار هستم و از هیچ کاری ابا ندارم.
3-منهای بحث اقتصادی آمادگی ازدواج رو دارم بنظرم.
4- حالا نگیم مذهبی ولی آدم مقیدی هستم و اهل رابطه و دوستی نیستم.

خانم ها لطف کنید جواب بدین که از ملاک های دیگه صرف نظر کنیم تو بحث مالی چه نظری راجع من و امثال من دارن؟
آیا حاضرن سختی چند ساله رو تحمل کنن و در واقع یه معامله با خدا بکنن یا نه؟
یاحق

↓ مجموعه مطالب مرتبط ↓ :
مسائل پسران جوان (۱۱۶۹ مطلب)
رفتارشناسی دختران برای ازدواج (۲۷۶ مطلب)

مردم در مورد این موضوع (۶۲) نظر داده اند، برای مشاهده بخش نظرات کمی پایین تر بروید