سلام

من امسال میشم ۲۸ سال دخترم و مجرد .

من جدیدا آدم حسودی شدم همش به زندگی این و اون حسادت میخورم گریه میکنم شب ها هم دیگه خواب ندارم .خونواده من از اون موقعی که یادمه  زیر خط فقر بوده ، الانم پدرم نزدیک یک میلیون هشتصد حقوق میگیره . من از بچگی همش حسرت کیف و لباس، دفتر ، مسافرت و خیلی چیزای زندگی دوستامو میخوردم. با این وجود همیشه درس میخوندم شاگرد اول کلاس بودم هیچ تفریح مسافرت و ورزش چیز دیگه ای تا دبیرستان و دانشگاه نداشتم سر خر خونی عینکی  شدم تو دانشگاهم اون رشته ای که دلم میخواست قبول نشدم الانم بیکارم، کار درست حسابی ام پیدا نکردم خواستگارم ندارم .

هم سن هام و حتی کوچیکترا رو که میشناسم ازدواج کردن با چه پسرایی ، بچه دارن مسافرت تفریح گردش ، اما من صبح تا شب خونم تو حسرت زندگی اونام. آخرش از حسادت میترکم . پول دارم برم کلاسی تفریحی جایی ...

تو رو خدا کمک کنید.

بیشتر بخوانید ...

دیگه نمیکشم، دیگه نمیخوام این زندگی رو ...

سهم من از این زندگی فقط کلفتی پدر و مادرم هست

نمیدونم سرنوشتم چرا اینجوری شد ؟

سر طبیعی ترین مسائل زندگی جیگرم خونه

این که یه دختر مجرد خونه بگیره و مستقل بشه بده ؟

چطور خانوادم رو قانع کنم که سر کار برم ؟

چرا منو کسی نمیخواد؟ ، این سوال شده عقده

تنها چیزی که تا آخر عمر با منه حسرته

درد و دل یه دختر دهه شصتی

یک دخترم که در آستانه 30 سالگی دچار بحران شدم

دختر 28 ساله ای هستم که دیگه هیچ هدفی ندارم

همه چیزمون رو الکی و برای هیچ باختیم


مردم در مورد این موضوع (۶۶) نظر داده اند، برای مشاهده بخش نظرات کمی پایین تر بروید
↓ در مورد این موضوع بیشتر بخوانید ... ↓ :
ازدواج و مسائل گوهران کشف نشده (۷۲ مطلب)

این مطلب برای شما مفید بود؟ بله خیر