سلام خدمت دوستان وبلاگ

یه مشکلی واسم پیش امده دنبال راهکار میگردم . امیدوارم آقایون وبلاگ تجاربی که دارن در اختیار منم بذارن.

اول از خودم بگم 31 سالمه و تو عمرم با هیچ دختری دوست نبودم نه اینکه نتونم بلکه نخواستم نه بخاطر پاکی و این حرف ها بلکه حوصله ام از جنس مونث سر میره و یه زبون نیش دار دارم که همه دخترا از فامیل و آشنا و همکلاسی و ... رو میگزم .

واقعا لذت میبردم و اصولا شخصیت ضد زنی دارم بخاطر هزار و یه علت ، جوری که اغلب زنان سعی میکنن در تیر رس تکه های من نباشم . اینا رو گفتم تا شخصیتم رو  بشناسین ولی مشکل از چهار ماه پیش شروع شد که من از یک دختر خوشم اومد برای اولین بار تو زندگیم جوری که وقتی میبینم به تته پته میافتم و سعی میکنم راهم رو کج کنم تا باهاش برخورد نکنم اونم من؟ واقعا عجیبه .

منی که یه عمر همه زنا رو تمسخر کردم و رفیقایی که زن گرفتن رو دست انداختم به این دام افتادم و بدی ماجرا اینه که 21 سالشه و ده سال اختلاف داریم و میدونم باعث آبروریزی که من عاشق یه الف بچه شده باشم . باز اگه میرفتم خواستگاری یه زن میگرفتن این همه دردناک نبود که بگن فلانی با این همه اهن و تلپ اسیر یه دختر بچه شد .

فکر کنم بفهمید حرفام ، حالا میخوام از فکرش بیام بیرون هم بخاطر خودم و هم بخاطر خودش که ده سال ازم کوچکتره ، اینم بگم نه خیلی زیباست نه پولدار نه تحصیلکرده . میشه گفت وضع خانوادگی و مالی و تحصیلیش پایین تر از منه و چهره شم خیلی معمولیه تا دوستان فکر کنم عاشق زیباییش شدم که اگه زیبایی ملاک نبوده .

دوستان راه حلی دارن که کاملا فراموشش کنم

با تشکر از شما


↓ مجموعه مطالب مرتبط ↓ :
ازدواج و مسائل درک نشدگان (۴۸ مطلب)

مردم در مورد این موضوع (۹۵) نظر داده اند، برای مشاهده بخش نظرات کمی پایین تر بروید