خانواده برتر

ارسال مطلب و پرسش و پاسخ در مورد انتخاب همسر، خواستگاری، دوران عقد، زفاف، روابط زناشویی ، تربیت فرزند و مسائل اجتماعی

لینک های روزانه آخرین نظرات آخرین مطالب پست ثابت (خیلی مهم)

۲۴۵ مطلب در آذر ۱۳۹۴ ثبت شده است

صفحه شخصی " Es. aida "

سلام

به این صفحه خیلی خوش اومدید :)


↓ مطالب بیشتر در رابطه با این موضوع ↓ :
صفحات شخصی کاربران

  • ۱۰ موافق ۰ مخالف
  • (۱۰۶) پاسخ های مردم
    • ۲۸۱۶ بازدید
    • جمعه ۲۷ آذر ۹۴ - ۱۶:۲۴

    صفحه شخصی " سید محمد "

    سلام

    اگه خطاب به " سید محمد " نظری دارید اعلام بفرمائید


    ↓ مطالب بیشتر در رابطه با این موضوع ↓ :
    صفحات شخصی کاربران

  • ۲ موافق ۰ مخالف
  • (۹) پاسخ های مردم
    • ۶۶۰ بازدید
    • پنجشنبه ۲۶ آذر ۹۴ - ۲۰:۰۴

    صفحه شخصی " سورنا "

    سلام

    اگه خطاب به " سورنا " نظری دارید لطفا اعلام بفرمائید


    ↓ مطالب بیشتر در رابطه با این موضوع ↓ :
    صفحات شخصی کاربران

  • ۲ موافق ۰ مخالف
  • (۵) پاسخ های مردم
    • ۴۸۰ بازدید
    • پنجشنبه ۲۶ آذر ۹۴ - ۲۰:۰۲

    صفحه شخصی " مهکامه "

    نگاهت را قاب می گیرم. در پس آن لبخند. که به من. شور و نشاط زندگی می بخشد.


    ↓ مطالب بیشتر در رابطه با این موضوع ↓ :
    صفحات شخصی کاربران

  • ۱ موافق ۰ مخالف
  • (۳) پاسخ های مردم
    • ۴۲۷ بازدید
    • پنجشنبه ۲۶ آذر ۹۴ - ۲۰:۰۰

    صفحه شخصی " شهلا شهلا "

    ما انسانهای ناسپاسی هستیم.
    چون هر صبح که از خواب بیدار میشویم خدا را بخاطر آنکه دیگر به مدرسه نمیرویم، شکر نمیکنیم!


    ↓ مطالب بیشتر در رابطه با این موضوع ↓ :
    صفحات شخصی کاربران

  • ۳ موافق ۰ مخالف
  • (۳۹) پاسخ های مردم
    • ۸۹۴ بازدید
    • پنجشنبه ۲۶ آذر ۹۴ - ۱۹:۵۹

    صفحه شخصی " maryam "

    باورم نیست که آن ساده تر از آب مرا آتش زد


    ↓ مطالب بیشتر در رابطه با این موضوع ↓ :
    صفحات شخصی کاربران

  • ۲ موافق ۰ مخالف
  • (۱) پاسخ های مردم
    • ۳۲۱ بازدید
    • پنجشنبه ۲۶ آذر ۹۴ - ۱۹:۵۷

    صفحه شخصی " ف. الایت "

    سلام

    اگه خطاب به " ف. الایت " نظری دارید اعلام بفرمائید


    ↓ مطالب بیشتر در رابطه با این موضوع ↓ :
    صفحات شخصی کاربران

  • ۱ موافق ۳ مخالف
  • (۷) پاسخ های مردم
    • ۴۳۶ بازدید
    • پنجشنبه ۲۶ آذر ۹۴ - ۱۹:۵۶

    صفحه شخصی " روژان "

    سلام

    اگه خطاب به " روژان " نظر خاصی دارید در بخش نظرات اعلام بفرمائید


    ↓ مطالب بیشتر در رابطه با این موضوع ↓ :
    صفحات شخصی کاربران

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • (۰) پاسخ های مردم
    • ۲۹۱ بازدید
    • پنجشنبه ۲۶ آذر ۹۴ - ۱۹:۵۴

    صفحه شخصی " Magic "

    گفتم: خودت رو از من قایم می کنی؟ برات یادداشت  گذاشتم، تو پیام گیرت پیغام گذاشتم

    _از تو نه جک، از کس خاصی خودم رو پنهان نمی کنم

    _پس چرا این قدر پیدا کردنت مشکله؟

    _قرن بیستم همین نیست؟

    _چی نیست؟

    _آدم ها خودشون رو پنهان می کنن حتا وقتی کسی دنبالشون نمی گرده

    _تو واقعا به همچین چیزی اعتقاد داری؟

    گفت: خیلی واضحه.


    ↓ مطالب بیشتر در رابطه با این موضوع ↓ :
    صفحات شخصی کاربران

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • (۴) پاسخ های مردم
    • ۳۵۰ بازدید
    • پنجشنبه ۲۶ آذر ۹۴ - ۱۹:۵۳

    صفحه شخصی " شهاب افتاده "

    آخرش قراره همه چی خوب بشه ...

    اگه خوب نیست پس هنوز آخرش نشده


    ↓ مطالب بیشتر در رابطه با این موضوع ↓ :
    صفحات شخصی کاربران

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • (۰) پاسخ های مردم
    • ۳۲۳ بازدید
    • پنجشنبه ۲۶ آذر ۹۴ - ۱۹:۵۰

    چیکار کنم با برادر شوهر و شوهرم!؟

    سلام

    من خانمی هستم بازنشسته با دو فرزند خوب. ۲۶ سال زندگی مشترک با همسرم داشته ام که او نیز شاغل است.

    مشکل من این است که همسرم مصرف مواد دارد و این بدلیل این بوده که برادر شوهرم که معتاد بود از خیلی وقت پیش سر بار ما شد. زندگی برادر شوهرم افتضاح بود، زنشو طلاق داد، پسرشم مثل خودش..

    الان حدود ۱۲ ساله که سربار مونه و متاسفانه شوهر من هم که دلش نمیاد ولش کنه از خونه مون نمیندازتش بیرون. البته با هم زندگی نمیکنیم ولی یکی از طبقات خونه مون رو گرفته که تا همین چند وقت پیش محل ارازل و معتادها بود!

    شوهرم هم هر کاری کرد نتونست ترکش بده تا اینکه خودش هم رفتار شد. البته کلا آدم دوست بازیه. دوستاشم خوب نیستن. من همش قصد میکنم ازش جدا شم ولی میگم دیکه پس از این همه سال دیره..

    موندم چیکار کنم با برادر شوهر و شوهررررررم!


    ↓ مطالب بیشتر در رابطه با این موضوع ↓ :
    مسائل متفرقه

  • ۰ موافق ۱ مخالف
  • (۶۱) پاسخ های مردم
    • ۳۴۳۹ بازدید
    • چهارشنبه ۲۵ آذر ۹۴ - ۱۸:۴۲

    7 ماه خدمتم و دانشگاه دولتی قبول شدم

    سلام به همه
    من الان سربازم 7 ماه خدمت کردم با کسری خدمت که دارم حدود  7 ماه دیگه خدمت دارم. الان دانشگاه دولتی قبول شدم و ازبهمن باید برم سر کلاس رشتم مهندسی مکانیک هستش

    حالا تو دو راهی موندم از خدمت ترخیص بشم برم دانشگاه یا خدمتم و ادامه بدم کارت پایان خدمت بگیرم.

    نمیدونم چه کار کنم با دانشگاه هم صحبت کردم اگه مرخصی بدن یه ترم مرخصی بگیرم تا خدمت تموم بشه ولی با جند تا مشورت کردم گفتند همین الان برو بعد دیگه نمیتونی درس بخونی.

    لطفا هر کی نظری داره راهنمایی کنه چه کار کنم ؟

    ممنون از همه


    ↓ مطالب بیشتر در رابطه با این موضوع ↓ :
    ادامه تحصیل

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • (۴۶) پاسخ های مردم
    • ۱۴۸۷ بازدید
    • چهارشنبه ۲۵ آذر ۹۴ - ۱۸:۳۹

    الان وقت مناسبی برای خرید منزل هست؟

    سلام همه کاربران محترم

    به نظر شما الان وقت مناسبی برای خرید منزل هست؟

    اگه خونه خریدین یا ساختین یا تو کار خونه و بساز بفروش هستین خواهش میکنم پاسخ بدین چون نمیتونم ریسک کنم

    به نظر شما زمین بخریم و خودمون کم کم بسازیمش یا بریم یه خونه اماده بخریم؟ خونه ارزون میشه به نظرتون؟

    به نظر من خودم با سلیقه خودم یه زمین بخرم و بسازمش فکر کنم ارزونتر هم در بیاد . حالا نمیدونم دوستانی که تو این کار هستن یه راهنمایی بکنند .

    یا هر کسی خونه ای خریده بگه راضی بوده یا نه ، کلا کدوم کار به صرفه تره واس ما بی پولا ؟ زمین بخریم یا خونه ؟

    ممنون از همه


    ↓ مطالب بیشتر در رابطه با این موضوع ↓ :
    اقتصاد خانواده

  • ۱ موافق ۰ مخالف
  • (۲۶) پاسخ های مردم
    • ۱۸۱۷ بازدید
    • چهارشنبه ۲۵ آذر ۹۴ - ۱۸:۳۵

    میخواستم به پدرم کمک کنم ولی پس اندازم رو از دست دادم

    سلام دوستان
    من دختری هستم 25 ساله که در شرف ازدواجه و جهیزیه تهیه می کنیم متاسفانه زمانی که پدرم تلاش میکرد وام جهیزیه بگیره مسئولین بانک جوری جواب داده بودن که خیلی طول میکشه و کلا نا امید کرده بودنش.

    همسایمون اون موقع بهم گفت که یه صندوق قرض الحسنه میشناسه یک میلیون میدی  بهت ده میلیون میدن . سودشم خیلی کمتر از بانکه. قرار شد از منو چند تا از فامیلاشون پول بگیره و گفت یه حساب چهار میلیونی به اسم معرفمون باز کرده تا وام بدن....

    من مثلا میخواستم به پدرم کمک کنم ولی بدتر شد چون الان پنج ماه گذشته و این خانم اصلا تکلیف رو مشخص نمیکنه . هزار تا داستان سر هم کرده... هر چی میگم پولمو بده میگه پول تو با سه نفر دیگه تو یه حسابه نمیتونم پولتو بدم چون وام کنسل میشه....

    نمیدونم چیکار کنم ، کسی تجربه مشابه داشته؟ ،  وقتی باهام حرف میزنه انقدر قسم میخوره که باورم میشه قراره پس بده ولی وقتی خودم دو دو تا چهار تا میکنم میبینم هیچ مدرکی جز برگه فیش خودپرداز که کارت به کارت کردم چیزی دستم نیست . من حتی بهش گفتم من از نظر شرعی راضی نیستم یعنی حرومه ولی انگار نه انگار .

    احساس بدی دارم ، ما تو یه آپارتمانیم اون واحد رو به روی ماست، نمیدونم چیکارش کنم ، اگه به خاطر همسایه بودن اذیتش کنم حوبه؟؟؟ چون وسواسیه میتونم با ریختن آشغال حرصشو در بیارم ولی میگم این گناهه اگه حلالم نکنه چی؟

    از یه طرفم واقعا اعصابم خورده میخوام حداقل دلمو خنک کنم ، برم دادگاه شکایت کنم؟ ، کلاهبرداره؟ ، کسی میدونه چی کاری درسته؟

    من همیشه باهاش با ادب صحبت کردم شاید این ایراد کاره منه شاید باید دعوا و آبرو ریزی کنم؟؟؟ ، مستاجرن میترسم بره ، حالا من چیکار کنم ؟

    من میخواستم به پدرم کمک کنم ولی باعث هدر رفتن پس انداز کمم شدم!!!!!!!!

    ↓ مطالب بیشتر در رابطه با این موضوع ↓ :
    مسائل متفرقه

  • ۱ موافق ۱ مخالف
  • (۱۶) پاسخ های مردم
    • ۱۰۳۶ بازدید
    • چهارشنبه ۲۵ آذر ۹۴ - ۱۸:۳۲

    اصلا از کیفیت نماز خوندنم راضی نیستم

    با سلام و احترام
    راستش من اصلا از کیفیت نماز خوندنم راضی نیستم، نمیدونم چرا اونجوری که میخوام نمیتونم نماز بخونم.

    از دوستان عزیزم خواهش میکنم چند تا راهکار بهم بدین تا بتونم نمازم رو با کیفیت بالاتری ادا کنم. خیلی دوس دارم نمازمو با حضور ذهن بیشتری بخونم.

    خواهشا هر کی هر چی بلده بهم بگه


    ↓ مطالب بیشتر در رابطه با این موضوع ↓ :
    مسائل اعتقادی

  • ۲ موافق ۰ مخالف
  • (۶۴) پاسخ های مردم
    • ۲۰۱۸ بازدید
    • چهارشنبه ۲۵ آذر ۹۴ - ۱۸:۲۷

    رابطه کامل قبل از عروسی، شوق عروسی گرفتن رو از بین میبره ؟

    سلام

    من 28 سالم است و نامزدم 25 و حدود 20 روز دیگه عقد میکنیم و عروسیمون تابستونه. میخواستم بدونم اینکه میگن رابطه کامل قبل از عروسی، لذت و شوق عروسی رو از بین میبره درسته؟

    هر دومون گرمیم و الان محرمیم و معاشقه در حد صورت داریم و نمیدونم بعد عقد که معاشقه و ارضاء کامل ( بدون دخول ) هستش، میتونم برای رابطه کامل تا عروسی صبر کنم یا نه. چون تا حالا سالم زندگی کردم و  با هیچ دختری رابطه نداشتم ولی مطمئنا بعد از تجربه معاشقه تحملش سخت تره.

    البته ایشون نگرانی برای رابطه کامل و اینکه عقدمون بخواد بهم بخوره و ... نداره و فقط میگه دوست دارم اولین رابطه رو توی خونه خودمون داشته باشیم. یا مثلا میگه حالا ببینیم چی میشه.  البته رضایتش برای من مهمه.

    من شنیدم که اغلب خانوما با اینکه با رضایت کامل خودشون رابطه کامل داشتن ولی بعدش پشیمون شدن و رفتن تو مایه های افسردگی.

    آقایون و خانومای متاهل ممنون میشم تجربتونو بگین.

    پیشنهاد :
    رابطه جنسی در دوران عقد ( برای آقایان )

    ↓ مطالب بیشتر در رابطه با این موضوع ↓ :
    رابطه جنسی کامل در دوران عقد

  • ۲ موافق ۱ مخالف
  • (۱۲۲) پاسخ های مردم
    • ۷۳۱۷ بازدید
    • چهارشنبه ۲۵ آذر ۹۴ - ۱۸:۲۴

    تنها زندگی کردن خیلی بهتر از با خفت زندگی کردنه

    سلام

    من نامزدی دارم که هنوز عقد نکردیم. ایشون فرد معتقد و با تقوایی هست. سنگین و با شخصیت هست . منتها وقتی هر چیزی که از خانواده من نقطه ضعف حساب میشه به عنوان مثال تحصیل پایین مادرم ( جالبه مادر ایشون تحصیلش از مادر من کم تره) با تیکه تو حرفاش میگه. یا مثال دیگر پدر من ماشین نداره میگه پدرت یه چرخ دستی هم نخریده نون خشکی هم چرخ دستی داره.

    جالبه هیچ کس باورش نمیشه ایشون چنین اخلاقی داشته باشه. من اخلاقم جوری نیست که منم نقاط ضعف آن ها را بگویم به عنوان مثال وضعیت مالی شان که پایین تر از ماست و چیزهای دیگری که در اینجا نمیگنجد.

    لطفا آقایون به خصوص افراد متاهل پاسخ دهند من چیکار کنم . من دانشجوی دکتری هستم ایشون هم همچنین ولی گاهی اونقدر شخصیتم خورد میکنه با تیکه انداختن که سر کلاس که میرم تدریس وقتی دانشجوهامو میبینم که دانشجوی کاردانی اند و متاهل و چقدر شاد و خرم اند دلم میگیره.

    تصمیم فعلیم بر این است که نامزدی را بر هم بزنم . تنها زندگی کردن خیلی بهتر از با خفت زندگی کردنه .
    راهنمایی خدا پسندانه کنید خواهش میکنم.


    ↓ مطالب بیشتر در رابطه با این موضوع ↓ :
    مسائل رفتاری دوران عقد

  • ۴ موافق ۰ مخالف
  • (۱۳۲) پاسخ های مردم
    • ۳۴۸۲ بازدید
    • چهارشنبه ۲۵ آذر ۹۴ - ۱۷:۵۴

    چرا هیچ دوستی که وفادار باشه ندارم ؟

    سلام
    من دختر 21 ساله ای هستم که وقتی بچه بودم خیلی زیاد مورد توجه همه بودم اما هر چی بزرگتر شدم تنها و تنهاتر شدم .

    از همون زمانی که وارد مدرسه شدم دوست با وفایی نداشتم خودمم خواهر ندارم هر بار به خودم امیدواری میدادم که بالاخره یه دوستی پیدا میکنم که جای خواهر نداشتم رو بگیره اما نشد به هر کی محبت کردم جوابم رو بد داد.

    عاشق خانوادمم براشون هرکاری از دستم بر بیاد میکنم ( خاله،دایی و ...) اما تنهام . نمیدونم چرا این همه تنهام چرا هیچ دوستی که وفادار باشه ندارم . پیش مشاور رفتم اما مشاورا هم دلسوز آدم نیستن .

    یه جمله ای هست که میگن گاهی وقتا لازمه یه دیوار دور خودت بکشی تا ببینی کی اون دیوار و خراب میکنه تا تو رو ببینه .

    من بارها اینکارو کردم اما کسی حواسش نبود کسی نگفت تو کجایی چرا هیچ خبری ازت نیست حالت خوبه اصلا؟؟؟؟
    دلم خیلی گرفته خیلی

    خیلی احساس درد میکنم وقتی میبینم دوستی که خیلی دوسش دارم این احساس متقابل رو به من نداره و مدام رفتارایی رو ازش میبینم که دلم رو به درد میاره .

    وقتی دخترایی رو میبینم که باهم خوشن میگن میخندن حسرت میخورم که چرا علی رغم اینکه همیشه خوبی کردم محبت کردم اما بعد از 21 سال حداقل یه دوست وفادار ندارم که بگم اگه خواهر ندارم لااقل اونو دارم...

    دیگه نه انتظار پیدا کردن دوست دارم نه کسی که یار و همدمم باشه... مشکلات دیگه ای هم توی زندگیم دارم که همه اینها دیگه توان رو ازم گرفته و الان خیلی حالم بده...


    ↓ مطالب بیشتر در رابطه با این موضوع ↓ :
    مسائل دختران جوان

  • ۱ موافق ۰ مخالف
  • (۵۱) پاسخ های مردم
    • ۳۹۴۵ بازدید
    • چهارشنبه ۲۵ آذر ۹۴ - ۱۷:۵۲

    میزان روابط و ارتباطات شما با فامیل و اقوام چقدره؟

    سلام
    میزان روابط و ارتباطات شما با فامیل و اقوام چقدره؟ دلیل طرح این سوال اینه که برخی رفقای بنده مطالبی رو در این زمینه میگن که من نمیگم اینا دارن دروغ میگن اما هر کاری میکنم نمیتونم هضش کنم که چطوری میشه اینطوری میشه.

    مثلاً من رفیق دارم میگفت چند سال پیش نوروز زن عموم اومده بود خونمون من داشتم از طبقه دوم خونمون از پله ها میومدم پائین. تا زن عموم منو دید؛ به مادرم گفت این آقا پسر کیه؟ که مادرم هم گفت وا این پسرمه دیگه.

    یا مثلاً یکی دیگه از رفقا میگفت یه بار رفته بودم درمونگاه آمپول بزنم تزریقاتچی که یه خانم بود تا اسممو دید گفت فلانی چی کارت میشه؟ منم گفتم پدرمه. اینو که گفتم تزریقاتیه گفت میدونی من کیم؟ من دختر عمتم.

    یا یکی دیگه گفته بود من وقتی ازدواج کردم تازه فهمیدم یکی از عمه هام 3 تا بچه داره تا اون روز فکر میکردم 2 تا داره.

    یا مثلاً برخی رفقای ما میگن ما مثلاً اگه دختر خاله یا دختر عمومونو تو خیابون ببینیم نمیشناسیم.

    یه بار که یکی از رفقا از این بدتر گفت گفت زن دادشمو تو خیابون دیدم نشناختم. و امثال اینطور موارد که شنیدم. ( لطفاً نگید اینا دروغه و نمیشه و مگه میشه مگه داریم!؟ بله هر چند خیلی عجیبه ولی واقعیه )

    من که اینا رو میشنوم میگم آخه چقدر باید ارتباط افراد با هم کم باشه که طرف دختر خالشو نشناسه!؟ هر چقدرم بگیم با هم در ارتباط نباشن هر چقدر بگیم فلان به هر حال سالی 2 3 بار که میشه آدم مثلاً دخترخالشو یا دختر عمشو ببینه. بالاخره دید و بازدید نوروز هست عید فطر هست عروسی هست ختم و عزاداری هست از مکه برگشتن هست بدنیا اومدن بچه هست و ... که باعث میشه دیگه اقل اقلش آدم 2 3 بار در سال اقوامشو ببینه.

    البته برخی از اینطور رفقایی که از این حرفا رو میزنن مثلاً میگن من 12 ساله 13 ساله 10 ساله مثلاً پا تو خونه عمم نزاشتم و دختر عمم هم مثلاً همینقدره پا تو خونه ما نزاشته. پدر و مادر من تنهایی میرن خونه عمم مثلاً عمم و شوهر عمم هم تنهایی میان خونه ما. حتی اگه مراسمی باشه مجلسی باشه مثل عروسی هم مثلاً من شرکت نمیکنم.

    حالا به نظر شما دوستان اینطور رفتارها طبیعی هست یا نه؟ شما چطور هستید؟ به نظر شما کسی که اینقدر ارتباطش کم باشه که دختر عمشو نشناسه و دختر عمشم اونو نشناسه و فقط موقع آمپول زدن اونم از رو فامیلی طرف بفهمه دختر عمه پسر دایی همدیگه هستن طبیعیه؟!


    ↓ مطالب بیشتر در رابطه با این موضوع ↓ :
    تعامل با خانواده

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • (۸۷) پاسخ های مردم
    • ۲۹۳۱ بازدید
    • چهارشنبه ۲۵ آذر ۹۴ - ۱۷:۴۹

    چطور ادم میتونه اطمینان پیدا کنه که توبه اش مورد قبول خدا بوده؟

    سلام دوستان

    ببخشید من میخواستم بدونم چطور ادم میتونه اطمینان پیدا کنه که توبه اش مورد قبول خدا بوده؟ من بخاطر دو سه تا کار گذشته ام که در رابطه با خودمه و واقعا نمیدونستم و از رو نا آگاهی بوده ( ولی الان فهمیدم  که حتی یکیش حرام بوده.

    توبه کردم ولی الان هر وقت به گذشته ام فکر میکنم واقعا از خدام شرمنده ام. ولی احساس میکنم خدا من رو نبخشیده . حتی خجالت میکشم چیزی از خدا بخوام.!! وقتی اطرافیانم بهم میگن خوشبحالت تو دلت پاکه و  ... واقعا احساس شرمساری میکنم.

    دلم برای پاکی بچگیم تنگ شده. خیلی دارم سعی میکنم با نزدیک شدن بخدا جبرانشون کنم ولی احساس میکنم نمیتونم اون بنده پاک خدا بشم ...!!!!

    ممنون میشم راهنماییم کنید چون واقعا اذیت میشم.


    ↓ مطالب بیشتر در رابطه با این موضوع ↓ :
    مسائل اعتقادی

  • ۱ موافق ۰ مخالف
  • (۲۱) پاسخ های مردم
    • ۱۰۸۳ بازدید
    • چهارشنبه ۲۵ آذر ۹۴ - ۱۷:۴۶

    صفحه شخصی " پسر کوردستان "

    از تبار کردستان

    ↓ مطالب بیشتر در رابطه با این موضوع ↓ :
    صفحات شخصی کاربران

    • ۵۱۱ بازدید
    • سه شنبه ۲۴ آذر ۹۴ - ۲۳:۵۴

    کدوم یکی از رشته های پزشکی رو برای تخصص انتخاب کنم ؟

    عرض سلام و ادب و احترام دارم خدمت شما کاربران عزیز

    برای اولین بار تصمیم گرفتم نظز بذارم که من از خوانندگان سایت هستم و تا حالا نظری نذاشتم دوستان

    واقعیتش من دانشجو سال 5 رشته پزشکی دانشگاه تهرانم. که تا 2 سال اینده دوره پزشک عمومی رو پشت سر میزارم و قصد مهاجرت به امریکا یا فرانسه رو دارم . به قصد ادامه تحصیل  و زندگی . (فعلا هیچ اقدامی نکردم ) که باید امتحانت USMLE پاس کنم و...

     من نمیدونم چه رشته ای برای تخصص گرفتنم انتخاب کنم من عاشق رشته پزشکیم اصلا تو خون من پزشکیه !
    همه رشته هاشو دوست دارم بین انتخاب 4 رشته موندم اگر برادری یا خواهری کنید در حق بنده ممنونتون میشم :

    1) رشته جراحی قلب       2) رشته جراحی مغزو اعصاب        3) رشته متخصص داخلی    4) چشم پزشکی           

    به همه این 4 رشته تا یک اندازه علاقه دارم این طور نیست  که فقط به یکی علاقه داشته باشم شما خودتونو بذارید جای من  کدومشو انتخاب میکردین ؟

    اگر استعداد کافی تو همشونو داشتید از این چهار رشته  کدومو انتخاب میکردید ؟

    نمیدونم  این حرفی  که میزنم درسته یا نه فقط شنیدم که رشته جراحی  مغز و اعصاب 6 ساله و بعضی هام میگن 8 ساله که فکر میکنم پدر ادمو در بیاره  .نمیدونم !!

    از خوانندگان محترم سایت که پزشک هستید کدوم رشته بهتره !! کدوم درامد خوبی داره !!!

    لطفا بنده حقیر رو راهنمایی کنید

    پیشنهاد مدیر :
    دانشجوی پزشکی عمومی هستم و برای انتخاب تخصص مرددم


    ↓ مطالب بیشتر در رابطه با این موضوع ↓ :
    ادامه تحصیل

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • (۱۳۱) پاسخ های مردم
    • ۳۳۷۲۲ بازدید
    • سه شنبه ۲۴ آذر ۹۴ - ۱۸:۰۲

    اگر ارشد قبول نشم یه شکست خورده به تمام معنا خواهم شد

    سلام
    من گناهکارم و بی اراده ... لطفا راهنماییم کنین...

    مشاوره حضوری میرم اما نتونستم مشکلات جنسی رو در میون بگذارم... امسال آزمون مهمی(ارشد) دارم ولی دلم به خوندن نمیره

    بچه که بودم ازم سواستفاده جنسی شده به پزشک زنان نگفتم اما ایشون گفتن که ممکنه خونریزی نداشته باشم و قبل از ازدواج پزشکی قانونی برم تا حرف و حدیثی نباشه

    ابتدایی که بودم با یکی دو تا از دختران فامیل حمام میرفتم اونها از من بزرگتر بودن و البته خیلی جنسی و من تنها بودم و دوست میداشتم در جمع دوستانه باشم.  بعد که فهمیدم کلاااا قطع ارتباط کردم اما مشکل جدیدی گرفتار شدم خ .. ار

    مادرم همیشه کتکم میزد و من شاید هایپرسکسوال شده بودم یا عادت طوری که در مدرسه هم انجام میدادم ای وای بر من .

    تا الان گرفتارم دوم دبیرستان اقدام کردم به ترک دادن خودم اینو بگم که  کمی افت تحصیلی و افسردگی همیشه داشتم ولی توبه و دوباره شکست .

    فهمیدم که ارادم ضعیف تره و کلا در طول این همه سال فقط 6 ماه تونستم انجام ندم . ورزش میکردم به تغذیم توجه میکردم مطالب تحریک کننده نمیخوندم.... خوب بود تا شد سال دوم دانشگاه

    من گوشی جدید گرفتم با اینترنت پر سرعت.... و آشنایی با پورن.... اعتقادم کم رنگ شده خودم رو زشت میبینم روزها دنبال شکل مثل خودم میگشتم تا باورم بشه طبیعیه ....

    نمازم قطع شده.... دیوانه شدم و بدخلق... با هیچکس نمیسازم... از ازدواج فراریم و بخاطر بالا رفتن سن شاید بخوام ازدواج کنم

    خواستگار مناسب رو بخاطر ادامه تحصیل رد میکنم ا... از ادامه تحصیل بازمانده ام بخاطر مسایل جنسی و اعتیاد به اینترنت.... میخوام دوباره شروع کنم به مصرف قرص البته زیر نظر پزشک بخاطر افسردگی و بداخلاقی و فکرهای مضخرفم.... اما حاضر نیستم در مورد مسائل جنسی حرفی بزنم نه به روانشناس نه روانپزشک

    دارم وقتمو از دست میدم اگر ارشد قبول نشم بخاطر این کثافت کاریا و بی اراده بودنم یه شکست خورده به تمام معنا خواهم شد....

    قبل از ارشد هم هیچ تمایلی به ازدواج ندارم چون خواستگار خوب میخوام و هدف ازدواج رو مسایل جنسی نمیدونم میخوام خوب بشم و در سطح انسان هایی که دوس دارم باشم


    ↓ مطالب بیشتر در رابطه با این موضوع ↓ :
    ادامه تحصیل

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • (۴۰) پاسخ های مردم
    • ۱۸۷۰ بازدید
    • سه شنبه ۲۴ آذر ۹۴ - ۱۷:۵۴

    توی عقد خرج خانم باید چطور باشه؟

    سلام
    خانوما و آقایون، توی عقد خرج خانم باید چطور باشه؟؟

    بذارید واضح تر بگم.

    الان تو عقدم. میخوام برم آرایشگاه نمیدونم بهش بگم آقایی پول بده برم خوشمل شم یا چیزی نگم و خودم پولشو بدم.

    میخوام برم کفش بخرم نمیدونم بهش بگم آقایی بیا بریم برام  کفش بخر میخوام سلیقه ی تو باشه یا نه ممکنه خوشش نیاد و بهتره خودم تنها برم بخرم و پولشو حساب کنم.

    نمیدونم چیکار کنم.

    خودشم تا حالا نشده یکبار بهم بگه بیا بریم برات چیزی بخرم. یا مثلا خودش برام چیزی بخره. خسیس نیست، اما از نظرش من همه چی دارم و یه عالمه لباس و کفش و لوازم و اینا دارم و احتیاج به چیز جدیدی ندارم.

    باور کنین بحث سوءاستفاده مالی نیست. فقط دلم میخواد یکم با خرج های خانم ها و خرید کردن هاشون از همین اول آشنا شه.
    آخه خانواده ی خودش خیلییییییی ساده هستن. خواهراش همسن من هستن اما خیلی قانع تربیت شدن. مثلا علیرغم وضع مالی شون که متوسطه، اما فقط یک مانتو دارن که با اون هم دانشگاه میرن هم مهمونی و هم کوه!!!  یا مثلا هیچوقت آرایشگاه نمیرن و تو خونه خودشون رو مرتب میکنن.

    یا مثلا ارزون ترین کرم و لوازم آرایش و وسایل رو میخرن. منم بیشتر از درآمدش ازش توقع خرج کردن ندارم. اتفاقا به عقیده همه ی فامیل هامون، منم خیلی قانع و کم خرجم.
    فقط میخوام از الان بدونه که خواهراش خیلی کم توقع بودن و همه خانوما مثل خواهراش نیستن. و اگر زن خوش لباس و خوش آرایش می خواد خرج داره.

    و همش به من نگه دلم میخواد اینطوری بپوشی و اینطوری آرایش کنی. انگار لباس و لوازم آرایش از آسمون میافته :)

    الان اونایی که توعقدن چیکار میکنن؟؟ چجوری هم عزت نفس خودشونو حفظ میکنن و هم شوهرشون رو با نیازهای خانوما آشنا میکنن؟؟ مستقیم به شوهراشون میگن بیا برام فلان چیز رو بخر؟؟

    خدا رو هزار بار شکر، من خودم در حد پول آرایشگاه و خرید یک جفت کفش پس انداز دارم ولی حرفم اینه که همسرم از الان یکم بیاد تو باغ و یاد بگیره اگه میخواد خانمش شیک و تمیز و خوشگل بگرده باید پول خرج کنه.


    مرتبط :

    بهترین روش گرفتن پول از شوهر چیه ؟

    اوایل عقد زن چطوری باید از شوهرش پول بگیره؟

    از این که از شوهرم پول بخوام حس خوبی ندارم

    در دوران نامزدی و بعد از ازدواج از لحاظ مالی، چطوری باید با خانوم رفتار کرد؟

    در دوران عقدم ، روم نمیشه نیازهام رو به شوهرم بگم

    هر چی میگم من و تو نداریم قبول نمیکنه



    ↓ مطالب بیشتر در رابطه با این موضوع ↓ :
    مسائل مالی دوران عقد

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • (۱۱۲) پاسخ های مردم
    • ۴۸۷۱ بازدید
    • سه شنبه ۲۴ آذر ۹۴ - ۱۷:۴۸

    احساس میکنم دارم قدم به یه زندگی ترسناک و ناشناخته میذارم

    سلام

    دختری هستم 25 ساله که اگه خدا بخواد چند روز دیگه مراسم عقدمه. این روزا کل وجودم و استرس و دلشوره گرفته اینقدر که یه قطره آب هم به زور از گلوم پایین میره دقیقا مثل یه مرده متحرک شدم .

    منی که اینقدر شاد و پر جنب و جوش بودم این روزا خیلی آروم و کم حرف شدم انگاری که دچار افسردگی شدم.

    من از مخاطبین همیشگی این وبلاگم چند روزی به خاطر این حالم به وبلاگ سر نزدم وقتی پست از دختر صفر کیلومتر ایده آل بسازید رو دیدم بهتر دیدم که برا حل مشکلم از شما کمک بخوام.

    از وقتی که به یاد دارم سرم تو درس و کتاب بوده و خدا رو شکر به اون چه که میخواستم رسیدم و البته سعی کردم تک بعدی عمل نکنم و تو زمینه های دیگه هم دستی داشته باشم که بازم خدا رو شکر میکنم.

    در زمینه ازدواج و مسائل مربوط به اون کلی مطالعه داشتم و اطلاعات کسب کردم ولی نمیدونم چرا الان که در موقعیتش هستم احساس میکنم دارم قدم به یه زندگی ترسناک و ناشناخته میذارم.

    اصل مطلب اینه که من از ازدواج میترسم!! همسرم، پسر خالمه و خیلی هم بهش علاقه دارم ولی این چند روز طوری رفتار کردم که احساس کرده دوسش ندارم و پشیمون شدم  حتی دیشبم با هم بحثمون شد و خیلی ناراحت از خونمون رفت.

    نمیتونم به کسی بگم میترسم آخه چی فکر میکنن راجع به من!! خانمای متأهل شما که این راهو رفتید لطفا بگید این حالات من طبیعیه یا نه؟!

    اینقدر حالم بده که میگم همه چی رو به هم بزنم امیدوارم که هیچ کس تو موقعیتی که من هستم قرار نگیره واقعا عذاب آوره.


    ↓ مطالب بیشتر در رابطه با این موضوع ↓ :
    مسائل رفتاری دوران عقد

  • ۱ موافق ۰ مخالف
  • (۵۲) پاسخ های مردم
    • ۲۳۴۷ بازدید
    • دوشنبه ۲۳ آذر ۹۴ - ۲۰:۴۸

    چیکار کنیم که خواستگار بیاد برامون ؟

    سلام
    بی مقدمه برم سر اصل مطلب.....

    4 تا خواهریم و من فرزند آخر خونوادم. 23 سالمه و با بقیه خواهرام یک سال در میون فاصله دارم. همگی مجرد و همگی تحصیل کرده، با وجود شرایط بد اقتصادی که داشتیم.

    خدا رو شکر همه مون دختران بسازی هستیم و از نظر چهره هم متوسط رو به بالا هستیم. خانواده مقید و مذهبی هم داریم البته پدرم دو ساله که مریض شده و افتاده گوشه خونه. به من بگین که چیکار کنیم که خواستگار بیاد برامون ؟

    آخه من که دلم نمیخواد بی حجاب و بی بند و بار برم تو خیابون باید چیکار کنم؟ از خدا میپرسم خدا جون کی قراره نوبت من بشه پس؟  3 نفر جلوتر از خودم هستن که دغدغه خاصی برای ازدواج ندارن، و به راحتی میگن دلمون میخواد همینطوری باشیم، من چه گناهی کردم؟

    آخه این مسئولای مملکت ما دارن چه کار مفیدی برا 11 میلیون جوون مجرد و در آستانه این ازدواج میکنن که اینا امیدوار بشن به آینده؟

    آخه تا کی دعا کنم؟ تا کی خودمو حفظ کنم . به تازگی سر یک مصاحبه ی یک شرکت معتبر رفتم، مصاحبه کننده بسیار صریح و رک با حالتی که روش نمیشد بگه گفت : محیط کار ما جوریه که چادر براتون سخته و بهتره که چادرتون رو بردارین!!!!!!!!

    اینم از اوضاع کار مملکت، به چه زبونی بگم دلم میخواد ازدواج کنم و یک زندگی جدید با کلی برنامه و هیجان جدید رو شروع کنم؟

    یکی به من جواب بده ، ببخشید خیییلی دلم پر بود.

    دوستدار همه تون:
    بهنوش


    ↓ مطالب بیشتر در رابطه با این موضوع ↓ :
    نداشتن خواستگار مناسب

  • ۲ موافق ۲ مخالف
  • (۱۳۲) پاسخ های مردم
    • ۹۵۳۱ بازدید
    • دوشنبه ۲۳ آذر ۹۴ - ۲۰:۴۴

    میشه در کنار کار، ارشد رو هم خوند؟

    سلام
    من لیسانس مهندسی برق هستم و سنم حدود 26 ساله و تازه خدمتم تموم شده. الان تو شرکتی با ماهی 700 مشغول کارم. ثبت نام ارشد دانشگاه ازاد هم الان شروع شده به فکرم زده برم ثبت نام کنم. به نظر شما میشه در کنار کار ارشد رو هم خوند یا باید قید ارشد رو بزنم.من نمیخوام بخاطر ارشد کارم رو رها کنم. اصلا ارشد خوندن به صلاح هست و میتونه در اینده به درد من بخوره ؟

    کلا بچه درس خونی بودم در حین تحصیل و همیشه دوست داشتم تا اخرش ادامه بدم. بعد کارشناسی رفتم ارشد دولتی شرکت کردم ولی قبول نشدم و رفتم خدمت. هر کسی یه حرفی میزنه ( یکی میگه برو ارشد رو بخون فردا لیسانس دیگه ارزشی نداره یا یکی دیگه گفت الان ارشدها هم بیکارن نمیخواد بخونی یا یکی دیگه هم گفت ارشد پول مفت میگیرن و خلاصه هر کسی حرف خودشو میزنه و منو بین دو راهی گذاشتن)

    مشکل من این هست که ضعف تصمیم گیری دارم و نمیدونم کدوم راه رو برم . منو جای برادر خودتون بدونید و تو این تصمیم گیری کمکم کنید.

    با تشکر


    ↓ مطالب بیشتر در رابطه با این موضوع ↓ :
    ادامه تحصیل کسب و کار

  • ۱ موافق ۰ مخالف
  • (۴۶) پاسخ های مردم
    • ۱۵۱۳ بازدید
    • دوشنبه ۲۳ آذر ۹۴ - ۲۰:۴۰

    پاسخ به سوالاتی کوتاه در مورد انتقال ایدز و ...

    سلام

    من تازه با مسائل سکسی اشنا شدم اطلاعات زیادی هم ندارم برام چند سئوال پیش اومده لطفا با دلیل جوابمو بدید:

    1- اگر یک زن ایدز داشته باشه ولی مرد سالم باشه ، مرد چطوری ایدز میگیره ؟ چون مایع منی از الت مرد خارج میشه ، ترشحات خانم چطوری وارد الت مرد میشه؟ به فرض رابطه واژنی باشه

    2- ایا اگر زنی ایدز داشته باشه با هم رابطه مقعدی داشته باشن بازم مرد احتمال داره بگیره ؟؟ اگر مرد داشته باشه و مایع منی در مقعد خانم تخلیه شه بازم احتمال داره خانم بیمار شه؟

    3- ایا فردی که ایدز داره لب بگیریم بازم امکان گرفتن ایدز هست؟ ترشحات دهانی رو در نظر بگیرید!!

    4- اگر فردی ایدز داشته باشه و مرد از کاندوم استفاده کنه احتمال ایدز هست ؟؟ با دقت رابطه داشته باشه؟

    5-  برای رابطه جنسی آلت مرد باید حتما راست باشه !؟ یا نه ؟

    6- روغن ها برای ماساژ رو از کجا تهیه میکنن!؟؟ به خدا کنجکاوم جوابمو بدید !

    7- من شنیدم ایا درسته در هنگام رابطه چندین بار منی خارج میشه ! مثلا بعد از 10 دقیقه دخول  دوباره مرد دخول میکنه انگار چند بار ارضاء میشه اینم درسته ؟

    8- چرا میگن داشتن رابطه موقع پریود هم حرامه و هم منع شده؟؟

    جوابمو بدید


    ↓ مطالب بیشتر در رابطه با این موضوع ↓ :
    مسائل متفرقه

  • ۱ موافق ۰ مخالف
  • (۲۳) پاسخ های مردم
    • ۲۷۳۳ بازدید
    • دوشنبه ۲۳ آذر ۹۴ - ۲۰:۳۶

    با دختری می خوام ازدواج کنم که یه دفعه از کوره در میره

    سلام
    دوستان با دختری میخواهم ازدواج کنم که رفتارهای بخصوصی دارد.

    مثلا یک دفعه از کوره در میرود ( مانند کسی که از چیز دیگری ناراحت است و ناراحتی اش را بی دلیل بر سر کس دیگه ای خالی میکند) مثلا خوب است در صحبت کردن با هم ولی یکهو ناراحت میشود و می گوید اصلا تو را دوست ندارم و اصلا مایل به دیدنت و حتی فکر کردن بهت نیستم ولی یکم که صحبت میکنیم دوباره عادی میشود و خوب میشود.

    نکته ی دیگر این است که با اینکه ایشون در دانشگاه ما نیستند ولی خیلی از هم دانشگاهی های بنده رو میشناسن و حتی گاها شده است که گفته که من باهاشون صحبت هم کردم در نرم افزارهایی مثل لاین و تلگرام و ... .

     فکر میکنم ممکن است بعد از ازدواج هم ایشون روابطی مثل هم صبحتی با دیگران و ... رو عادی بدونن در صورتی که برای بسیاری از شوهران و افرادی مثل من وقتی کسی ازدواج میکند خوب کلا اینی که با کس دیگه ای هم صحبت بشه از بین میرود.

    میشه کمی راهنمایی کنید.


    ↓ مطالب بیشتر در رابطه با این موضوع ↓ :
    مشورت در ازدواج آقایان

  • ۱ موافق ۰ مخالف
  • (۳۹) پاسخ های مردم
    • ۱۲۹۳ بازدید
    • دوشنبه ۲۳ آذر ۹۴ - ۲۰:۲۹

    با پدر و مادر بیش از حد بخشنده ام چه کنم ؟

    سلام.
    من میخوام شما یه راهکاری برام بگین که چطور با پدر و مادرم برخورد کنم؟

    زیاد از حد بخشنده هستن بخدا از دستشون کلافه شدم خسیس نیستم ها ولی بنظرم آدم باید به کسی چیزی بده که بقولی ارزش و احترام سرش بشه و اینو لطف طرف بدونه نه وظیفه بعدشم همیشگی نباشه هر از گاهی.

    بخدا پدر و مادرم کاری کردن که من بشخصه حس میکنم اونا بذل و بخشش پدر و مادرمو وظیفه اشون میدونن. مثلا میان در خواست پول قرضی میکنن دادی که هیچی اگه ندادی رو ترش میکنن و کج خلق میشن. خو یعنی چی؟ مگه طلبی از خانواده ام دارن؟ نکنه بابام رو پول راه میره؟

    بابام الان نزدیک به 300 میلیون پول دسته مردم داره بهشون قرض داده تازه وقتی هم باهاشون حرف میزنه یجوری رفتار میکنه انگار بابام ازشون پول گرفته!!

    مثلا میگه پولی تو دست و بالت هست یه مقدار بهم بدی؟؟؟ خیلی محترمانه و با احترام باهاشون حرف میزنه! میگم بابا بی حرمتی نکن ولی یه کم سفت و سخت خودتو نشون بده سختگیری کن تا بیان زودتر طلبت رو بدن میگه بابا میگن ندارن و .....

    میگم چرا خبری ازشون نیست همونایی که پول بهشون دادی دارن واست امروز و فردا میکنن هی میگه بابا چکشون دستمه صفته / سفته / سفته اشون دستمه سند فلانشون دستمه نمیتونن سر کارم بذارن ، میگم خو برو اقدام کن هی نگو ازشون اینو دارم اونو دارم میگه بابا تو چیکار به این کارا داری برو بچسب به درست من که واسه شماها چیزی کم نمیذارم پس اعتراضی هم نکن.

    بخدا ما داریم رو یه اسکلتی که 5 طبقه اس و شمال شهرمونه کار میکنین بابام فقط آهن های سه طبقه اشو بالا آورده میگه فقط خدا به دادم برسه دیگه پولی تو دست و بالم نیست.
    خودمون الان نیازمند پولمونیم اونوقت بابام .....

    بعد خیلی هم هوای فامیلاشو داره یعنی هیچ کدوم از فامیلاشو اسغفرالله نا امید برنمیگردونه هر کدومشونم کارشون لنگ میزنه فوری سراغ بابام میرن. عموی تنی خودم خدا شاهده یه قسط 300 هزار تومنی از حقوقش کم کردن شرف واسه داماد عمه ام نذاشت هر چی فحش جد و آبادی بود بهش داد و ارتباطشم با خانواده ی عمم قطع کرد.

    مامانم پاهاش درد میکرد رفته یه کفش طبی خریده 75 هزار تومن بابام میگه چرا رعایت نمیکنی من وضعم خرابه مامانم خیلی ناراحت شد با حقوق خودش خریده بابام حرف زد منم گفتم بابا 75 هزار نه 1 میلیون ، کم میکنه نه زیاد میکنه مامان چکمه واسه بارون و برفا هم احتیاج داشت ولی گفت طبی در اولویته که پاهام درد نگیره بیخیال بارون و....

    ممنونم حرفامو خوندین خیلی خوشحال میشم کمکم کنین و یه راهکار بهم بدین


    ↓ مطالب بیشتر در رابطه با این موضوع ↓ :
    مسائل دختران جوان

  • ۱ موافق ۰ مخالف
  • (۱۱) پاسخ های مردم
    • ۷۱۲ بازدید
    • دوشنبه ۲۳ آذر ۹۴ - ۲۰:۲۵

    برو بالا