سلام

من یه خانم 26 ساله هستم, شوهرم 31 سالشه. من پزشکم شوهرمم شغلش ازاده ( بنگاه ماشین ). 8 ماهه ازدواج کردیم. قبل ازدواج به شوهرم گفتم که شغل من سخته مثلا بعضی شبا باید شیفت بمونم بیمارستان و کلی سختی های دیگه اونم گفت نه من کنار میام من اصلا نمیتونم فراموشت کنم و از اینجور حرفا.

الان هنوز هیچی نشده جا زده. بعضی شبا که من دیر میام خونه یا نمیام خیلی ناراحت میشه منم ناراحت میکنه. میگه من میخوام شبا زنم پیشم باشه با هم شام بخوریم با هم و ... من بهش حق میدم منم دلم میخواد ولی خب چیکار کنم مجبورم اونم این شرایطو قبول کرده چرا الان داره این حرفارو میگه؟!؟!

وقتی بهش میگم من مجبورم این شغله منه کلی براش زحمت کشیدم میگه من اصلا دلم نمیخواد تو کار کنی. یعنی یه حرفایی میزنه دارم ازش ناامید میشم. میگه دلم میخواد زنم تو خونه کدبانویی کنه به منو خودشو خونه و زندگیمون برسه وقتی از سرکار میام خونه باشه ارومم کنه و ... . میگه تو کار نکن چرا خودتو اذیت میکنی بشین تو خونه من هر چی خواستی بهت میدم .

درسته اون درآمدش خوبه ولی دلیل نمیشه من کارمو رها کنم. ولی خدا شاهده وقتی خونم با اینکه خستم اصلا به روم نمیارم براش کم نمیذارم. همیشه به وضع خونه میرسم همیشه غذا اماده داریم تو خونه ولی خب اون میگه همیشه ور دل من باش خب اینجوری که نمیشه.

بعضی شبا که من بیمارستان شیفتم زنگ میزنه میگه که نیاز جنسی داره. منم بلافاصله کسی رو جای خودم میذارم میرم پیشش. مثلا اگه من دو شب شیفت باشم یه شبشو باید دوستامو جای خودم بذارم چون زنگ میزنه میگه بیا خونه.

منم کوتاهی نکردم ولی واقعا دیگه روم نمیشه از بس به این و اون گفتم بجام بمونن. احساس میکنم دیگه عمدا داره این کارو میکنه که من خسته بشم کارو کنار بذارم. میدونه ولش نمیکنم چون خوب میدونه عاشقشم. سعی میکنه کارمو ول کنم.

از طرفیم میگه من هر وقت من نیاز جنسی داشته باشم باید خونه باشی ولی تو چی تو بیمارستان یا مطبی. احساس میکنم میخواد اذیتم کنه.

تو رو خدا بگید چیکار کنم؟


موضوعات مرتبط :
مسائل زنان شاغل

مطالب مرتبط :