سلام دوستان لطفا کمکم کنید

من4سال پیش با یه اقا پسری اشنا شدم.نه به منظور دوستی و این حرفا.خانوادم با خانوادش اشنا شدن و بعدشم رفت وامد....این اقا از همه لحاظ همه چی تموم بود ( البته شاید از نظر من ) خوب وقتی اخلاق و تیپ و قیافه و ایمان و خانواده و تحصیلات ووضعیت مالی و....خوب و عالی باشن،خواه نا خواه هر دختری بهش جذب میشه اونم من بدبخت که به خاطر محبت و توجه بیش از اندازش به خودم برداشت بد کردم ودل بهش باختم.همیشه ازم تعریف میکرد و به خانوادش گفته بود یه زن مثل مینو میخوام.مادر و پدرشم بدشون نمیومد.ولی چند وقت پیش همینجوری یهویی رفتن خواستگاری و نامزدی و عقدو.....

خیلی سعی کردم فراموشش کنم ولی نمیتونم هروقت که با زنش میبینمش یاد حرفا و محبتاش (مخصوصا نگاهای دزدکیش) به خودم میفتم و اتیش میگیرم.سخته برام علی الخصوص که هنوز اندازه تمام دنیا ایمان دارم که اونم منو دوست داشت....: ((((((

لطفا کمکم کنید و بگید چکار کنم فراموش کنم و بیش از این ب گناه نیفتم.ممنون.

موضوعات مرتبط: مسائل متفرقه ,