بیا، که بی تو به جان آمدم ز تنهایی
نمانده صبر و مرا بیش ازین شکیبایی

بیا، که جان مرا بی‌تو نیست برگ حیات
بیا، که چشم مرا بی‌تو نیست بینایی

بیا، که بی تو دلم راحتی نمی‌یابد
بیا، که بی تو ندارد دو دیده بینایی

اگر جهان همه زیر و زبر شود ز غمت
تو را چه غم؟ که تو خود کرده ای به تنهایی

↓ مجموعه مطالب مرتبط ↓ :
صفحات شخصی کاربران (۱۳۰ مطلب)

مردم در مورد این موضوع (۲۸۱) نظر داده اند، برای مشاهده بخش نظرات کمی پایین تر بروید