بیا، که بی تو به جان آمدم ز تنهایی
نمانده صبر و مرا بیش ازین شکیبایی

بیا، که جان مرا بی‌تو نیست برگ حیات
بیا، که چشم مرا بی‌تو نیست بینایی

بیا، که بی تو دلم راحتی نمی‌یابد
بیا، که بی تو ندارد دو دیده بینایی

اگر جهان همه زیر و زبر شود ز غمت
تو را چه غم؟ که تو خود کرده ای به تنهایی

مردم در مورد این موضوع (۲۶) نظر داده اند، برای مشاهده بخش نظرات کمی پایین تر بروید
↓ در مورد این موضوع بیشتر بخوانید ... ↓ :
صفحات شخصی کاربران (۱۲۵ مطلب)

این مطلب برای شما مفید بود؟ بله خیر