سلام به همه دوستان

من حدود ۷ ماهه با همکلاسیم که در مقطع ارشد همکلاس بودیم در ارتباطم برای آشنایی بیشتر و از ابتدا هدف هر دو ازدواج بود و با اومدن ایشون منزل ما و دیدارش با خانواده م، خواستگاری کردن من از خانوادم شروع شد.

خانواده م به خاطر اینکه ایشون از یک شهر دیگه هستن مخالف ازدواج ما هستن ولی ما به هم علاقه داریم و ایشون از من فرصت خواستن که شرایطی رو مهیا کنن که بیان شهر ما برای کار و زندگی و اون وقت دوباره بیاد خواستگاری.

چند ماه ایشون در تلاش بود که از من جواب بگیره تا بهش فرصت بدم و بی نهایت به من ابراز علاقه میکرد، بعد از چند ماه بالاخره من رضایتم رو اعلام کردم و یه رابطه با علاقه دو طرفه بین مون شروع شد، الان ۷ ماهه باهم هستیم، ولی من یه سری افکار آزار دهنده توی ذهنم دارم؛

مثلا چون یه شهر دیگه است نمبتونم خوب بشناسمش، دیر به دیر هم دیگه رو میبینیم، نمیدونم باید چطوری خوب بشناسمش؟!، و اینکه احساس میکنم مثل اوایل نیست، باهاش صحبت کردم توضبح داد که چه مسائل و گرفتاری هایی داره!، نمیدونم راست میگه یا نه، ازتون میخوام خواهرانه و برادرانه کمکم کنین و بهم راه حل بدین تا بشناسمش.


↓ موضوعات مرتبط ↓ :
شناخت قبل از ازدواج (۱۴۴ مطلب مشابه) آموزش روش های تحقیق برای ازدواج (۴۶ مطلب مشابه) ازدواج راه دور (۱۲ مطلب مشابه)