سلام به همه دوستان این وبلاگ

پسری هستم 28 ساله که احساس میکنم هیچ دختری دوستم نداره و بخاطر همین جرات نمیکنم خواستگاری دختری برم با وجود اینکه خیلی دخترها رو دیدم که واقعا زن زندگی بودن ولی همش ترس دارم  که از من خوششون نیاد. دخترا از چطور پسری خوششون میاد فقط براشون خوشگلی اهمییت داره پول و ماشین و این چیزا. من زشتم نیستم خوشگلم نیستم معمولی ام ولی همه میگن خوش تیپم .خسته شدم از بس حرف مردم رو شنیدم که چرا زن نمیگیرم مطمئنم که پشت سرم هم حرف میزنن که شاید جاده خاکی میزنم چند بار به صورت شوخی هم جلو روم گفتن. 4 سال پیش با دختری بودم که میخواستمش دو سال با هم بودیم نمیدونم چی شد که تنهام گذاشت و رفت بهم میگفت اهل عاشقی نیست یکی دیگه بهش گفته بود دوستش داره هوایی شده بود.

از اون موقع بدم اومد از دخترا و به خودم هم شک کردم که حتما به درد نخورم و دیگه دختری منو دوست نداره. من خیلی احساسی و مهربونم بر خلاف ظاهرم که خیلی جدی نشون میده. واقعا برام جا سواله چرا تنهام گذاشت خیلی دوستش داشتم هرکاری میگفت میکردم بخاطر اون انجام میدادم براش هر دفعه گل طبیعی مصنوعی هر چی بگی میخریدم بهش  میگفتم بهم برسیم هر صبح که میرم بیرون میبوسمت اومدم هم میبوسمت تو کار خونه کمکت میکنم .

این رو هم بگم که اون مهندسی برق میخوند ترم اخرش بود و من دیپلم و تقریبا بیکار یهش گفتم صبر کنه تا کارم جور بشه و برم دانشگاه دو سال با هم بودیم که بهونه هاش شروع شد و اخرین روز گفت خداحافظ و رفت برای همیشه و من موندم اشکهای چشمم و تو یه هفته چند کیلو وزن کم کردم و غذا تبم نمیگرفت دکتر اعصاب رفتم و با قرص اروم میشدم فقط خدا رو شکر که مادر بسیار خوبی داشتم که خیلی کمکم کرد تا به ارامش برسم.این رو هم بگم که متاسفانه من که فکر میکردم کارم به گناه نمیکشه خیلی راحت هم گناه کردم.

واقعا هدفم ازدواج بود والا هیچ وقت باهاش اشنا و دوست میشدم  کارمون شده بود کوچه خلوت و بوس کردن هم دیگه اول از گرفتن دست هم شروع شد که واقعا ارامش میداد بهم کم کم دیگه رفتیم سراغ لب و دیگه داشت به جاهای باریک میکشید که خدا رو شکر نکشید. اگر میدونستم که میخواد همچین بلایی سرم بیاره با کوله باری از گناه رو دوشم بزاره هیچ وقت طرفش نمیرفتم. نسبت به پسرایی که  میبینم خیلی خوبم تجربه دوستی با دختر رو نداشتم و نمیدونستم دخترا چه مدلی ان از لحاظ فکری و جنسی پشت تلفن از حال میرفت وقتی حرف میزد باهام اون به من میگفت که چکار کنم چکار نکنم فیلمهای بد میدید روز بعدش پیش من بود یه حالی بود از من درخواستهایی داشت *************  و من میگفتم  خوشم نمیاد روز اخری هم گفت این کارو با زن ایندت انجام بده.

خیلی بدم اومده بود از دخترا و زنها چرا انقدر عاشق این کارا هستن .این رو هم بگم خجالتی ام و چشم تو چشم دختری میشم سرخ میشم و بخوام حرف بزنم عرق میکنم نمیدونم چطوری حرف بزنم با دختری که گند نزنم .من با اون خیلی روراستم بودم صداقت داشتم یعنی باید به دخترا با سیاست و دروغ رفتار کنم.چکار کنم که دختری از من خوشش بیاد هر چند خیلی دلسرد شدم نسبت به ازدواج با وجود اینکه خیلی دوست دارم ازدواج کنم و به کسی که دوستش دارم محبت کنم من عاشق محبت کردنم به هر طریقی.ممنون میشم دوستان کمکم کنن و برام تو این شب عزیز دعا کنن که به دختر مورد علاقم برسم


مرتبط :

در باب پیدا کردن دختر مناسب و دلخواه برای ازدواج به مشکل خورده‌ام

نهاد رهبری در دانشگاه، محلی مناسب برای معرفی افراد جهت ازدواج

چرا کسی کمک نمیکنه فرد ایده آلم رو پیدا کنم؟

چطوری دختر مناسب خودتون رو پیدا می کنید و به خواستگاری اون میرید؟

از کجا همسر آینده ام را پیدا کنم؟

من از کجا باید دختر هم سن و مناسب شرایط خودم رو بیدا کنم ؟

از کجا دختر مناسب برای ازدواج پیدا کنم ؟

چه جور میشه دختر خوب پیدا کرد؟

چکار کنم که خودم یه دختر خوب پیدا کنم ؟

کجا دنبال دختر خوب گشتی که میگی نیست ؟

خواسته من یه دختر خوبه که مثل خودم خودش رو حفظ کرده

نحوه پیدا کردن یک دختر خوب برای ازدواج

از کجا دختر مناسب برای ازدواج پیدا کنم ؟

می خوام با یه دختر مذهبی و ساده ازدواج کنم

دختر مذهبی کجایی ، دقیقا کجایی ؟!

میخوام با یه دختر پاک و دست نخورده ازدواج 

چرا دختر پاک، سالم ، چادری مقید و بدون آرایش کمتر انتخاب میشن ؟

آقایون خوبی که دنبال دختر پاک میگردن کجان اگه راست میگن ؟


برای مطالعه نظرات کمی پایین تر بروید یا اینجا را (کلیک-لمس) کنید.
خوشحال خواهیم شد اگر اطلاعات یا تجربیاتی که دارید را با ما در میان بگذارید
↓ دعوت از دوستان برای مشارکت در بحث ↓
↓ موضوعات مرتبط ↓ :
مشورت در ازدواج آقایان (۱۶۵۶ مطلب مشابه)