قبلا در مورد این موضوع حرف زدیم . این بار می خوایم با استفاده از نظر یکی از دوستان که در پست 2123 ( نظر یه پسر تنها به سوال کننده ) بیان شده از یه زاویه ی دیگه به موضوع نگاه کنیم . 

--------------------------

یکی از همکلاسی هام بهم علاقمند شد. بهم گفت. برا اینکه دلش رو نشکنم و فکر نکنه که براش کلاس میذارم منطقی باهاش صحبت کردم و گفتم با من خوشبخت نمیشی.

ولی اون لجباز و یه دنده بود. میگفت تو حق نداری به من بگی فراموشت کنم. به خاطر جذب من چادری شد، حجابشو رعایت میکرد و حتی مدل کفش پوشیدنش رو عوض کرد. به خاطر من به خواستگاراش جواب رد میداد.

چند بار بهش گفتم دست از سرم بردار تا بره دنبال زندگیش ولی گوش نمیکرد. حتی یک بار هم بهش ابراز علاقه نکردم ولی اون بهم ابراز علاقه میکرد. دیدم هیچ جوره نمیخواد دل بکنه . ترسیدم به خاطر من خوشبخت نشه. به همین خاطر آخرین تیر رو روانه کردم.

با یکی از دخترای همکلاسمون که باهاش دوست بود تبانی کردم و گفتم الکی بهش بگو منو با یه دختر تو مطب دکتر زنان دیدی و بگو من با اون دختر رابطه نامشروع داشتم و اون ازم حامله شده. همکلاسیم بهش گفت. وقتی فهمید بهم اس داد که جا نماز آب کشیدنت فقط برا من بود؟ منم دیدم الان وقتشه یه کاری کنم که کلاً از من بدش بیاد. برا همین یه اس بهش دادم و توش از رابطه نامشروع حرف زدم و جوری وانمود کردم که انگار کارم رابطه داشتن با دختراست. یه اس دیگه داد و گفت "حالم ازت بهم میخوره. حیوون از تو بهتره." 

خدارو شکر حالا دیگه بهم فکر نمیکنه و دلش از دست من خلاص شده حتی انقدر ازم متنفر شده که داره پیش همه همکلاسی ها آبروی من رو میبره و میگه فلانی دختره رو حامله کرده. عیب نداره من تحمل میکنم تا اون خوشبخت بشه.

حالا خیالم راحته که خودشو به خاطر من بدبخت نمیکنه. میدونم شما خانم ها الان بهم میگید سنگدل. ولی شما جای من نیستید که بدونید چقدر مشکل و بدبختی لاینحل تو زندگی خانوادگیم دارم.

عذاب وجدان دارم که دیگه پاک نیستم و ناخواسته با یه نامحرم حرف زدم و اس دادم البته همیشه اون اس میداد و من مجبور بودم تو اون مدت جواب بدم. خدا شاهده که هیچ وقت حرف بدی بهش نزدم و تمام سعیم رو کردم گناه نکنم. ولی کی حرفمو باور میکنه؟ اون خوشبخت میشه ان شاالله و من میمونم و بدبختی هام و یک عمر تنهایی و عذاب وجدانی که به واسطه علاقه اون به من گریبان گیرم شده. 

پسری مثل من شاید شبها یه گوشه اتاق میشینه و تو تاریکی اشک میریزه که به خاطر مشکلاتش مجبور شده پا روی دلش بذاره. خانم ها، این سنگدلی نیست این از خود گذشتگی یه مرده ولی چون شما مرد نیستید نمیتونید درک کنید این مسأله رو .

-------------------------

با کمی حذف و اضافات


برای مطالعه نظرات کمی پایین تر بروید یا اینجا را (کلیک-لمس) کنید.
خوشحال خواهیم شد اگر اطلاعات یا تجربیاتی که دارید را با ما در میان بگذارید
↓ دعوت از دوستان برای مشارکت در بحث ↓
↓ موضوعات مرتبط ↓ :
مشورت در ازدواج خانم ها (۲۲۵۰ مطلب مشابه)