سلام

می خواستم مشکل آزار دهنده‌ای که فکرم رو مشغول کرده بگم؛ درگیری دائمی من با ذهنم!

داستان از این قراره که به نظر میاد به جای این که من کنترل ذهنم رو داشته باشم، کاملا در اختیار و تحت سلطه ذهنم هستم و اون کل زندگی منو گرفته دستش و داره بدبختم می کنه.

مثال می زنم؛

اگر من یه سوالی تو ذهنم پیش بیاد و این سوال برام نسبتا مهم باشه (هر چند به نظر اکثر افراد بی اهمیته چون تاثیری تو زندگیم نداره) در هر شرایطی باشم تا جوابش رو نگیرم آروم نمی شم و نمی تونم به زندگیم برسم. 

مثلا سال کنکور وقتی یکی دو هفته به روز کنکور مونده بود و همه اون زمان رو حسابی می خونن من یه سوال روانشناسی (رشته‌م ربطی به روانشناسی نداره ریاضیم) برام پیش اومد و ۳،۴ روز بی وقفه روش فکر و تحقیق می کردم در حدی که تا یکی دو شب به زور می خوابیدم، تازه وقتی به جواب قابل قبولی می رسم باز شک به جونم میفته. دینی رو که به شدت سختم بود بخونم.

کلا این مدل سوالات اگه برام پیش بیان اولش میرم تو یه حالت دیوانه وار بعدم اگر چند ماه و سال هم روش تحقیق کنم باز شک دارم؛ یه جور رفتار وسواسی.

علاوه بر این کلا منزوی بودم منزوی تر شدم. به خودم زیاد سخت می گیرم و فرصت اشتباه به خودم نمی دم.

خلاصه این ها رو گفتم اگه تجربه‌ی مشابهی داشتید که خلاص شدید یا کلا توصیه‌ای داشتید در بین بگذارید.

با تشکر


مرتبط با مدیریت افکار مزاحم:

نمی تونم مسائل رو در ذهنم دسته بندی و کنترل کنم

چطوری ذهنم رو کنترل کنم تا فکرم به سمت یه دختر نامحرم نره

مبارزه با افکار مزاحمی که بی اختیار وارد ذهن میشه

روش های تجربی آرام شدن ذهن و رهایی از افکار منفی

چه طور از شر افکار منفی خلاص بشم و ذهنم آروم بشه


برای مطالعه نظرات کمی پایین تر بروید یا اینجا را (کلیک-لمس) کنید.
خوشحال خواهیم شد اگر اطلاعات یا تجربیاتی که دارید را با ما در میان بگذارید
↓ کپی لینک این صفحه برای ارسال به دیگران ↓
↓ موضوعات مرتبط ↓ :
خودسازی در دختران (۵۲۲ مطلب مشابه) خودسازی در پسران (۲۲۳ مطلب مشابه)