خانواده برتر

ارسال مطلب، پرسش و پاسخ و مشورت در مورد خانواده، ازدواج، انتخاب همسر، خواستگاری، دوران عقد، همسرداری و مسائل اجتماعی



جدیدترین ها
پربیننده ترین ها
پرنظرترین ها
پیشنهاد مدیر
صفحات خاص
صفحات کاربران
جدیدترین نظرات خیلی مهم رپورتاژ
بحث و تبادل نظر کنکوری های نظام جدید 99 (۷۳۷ بازدید توسط ۴۹۵ نفر)
صفحه بحث و تبادل نظر کنکوری های نظام قدیم 99 (۱۸۱۸ بازدید توسط ۱۳۳۶ نفر)
همه چیز راجع به هنر و کنکور هنر 99 (۳۹۰ بازدید توسط ۳۱۱ نفر)
قانون عمومی معرفی افراد متخصص در خانواده برتر (۲۵۰ بازدید توسط ۱۹۱ نفر)
صفحه کنکور برتر (۱۱۱۷ بازدید توسط ۸۸۶ نفر)
صفحه تشکر خانواده برتری ها از هم (۱۰۲۴ بازدید توسط ۸۴۰ نفر)
صفحه آرزوهای خانواده برتری ها (۱۲۰۴ بازدید توسط ۸۹۹ نفر)
صفحه دلنوشته های خانواده برتری ها (۱۰۶۲۹ بازدید توسط ۷۳۱۴ نفر)
صفحه نکته های آموزنده روانشناسی (۱۱۶۲ بازدید توسط ۹۲۶ نفر)
صفحه درد دل های پسرونه (۳۵۶۳ بازدید توسط ۲۶۴۹ نفر)
صفحه درد ودل های دخترونه (۳۷۷۴ بازدید توسط ۲۸۷۸ نفر)
صفحه آشپزی خانواده برتر (۱۳۴۳ بازدید توسط ۹۳۷ نفر)
دلتنگی های عاشقانه و غیر عاشقانه (۲۰۷۲ بازدید توسط ۱۶۲۴ نفر)
حق الناس دل شکستن (3) (۱۱۲۱ بازدید توسط ۸۸۱ نفر)
جملات روانشناسی، حکیمانه و زیبای بزرگان درباره ازدواج (۴۷۵۸ بازدید توسط ۴۰۵۵ نفر)
صفحه دخترانه خانواده برتر (3) (۴۵۷۱ بازدید توسط ۳۱۳۴ نفر)
صفحه امید به زندگی 2 (۸۰۷۴ بازدید توسط ۵۱۶۶ نفر)
صفحه گفتگوی دختران و پسران بالای 30 سال (۴۶۳۶ بازدید توسط ۳۵۹۹ نفر)
صفحه پیشنهاد پست برای معرفی کتاب (۳۳۱۰ بازدید توسط ۲۱۹۳ نفر)
در مورد پست های رمزدار (۱۰۲۰ بازدید توسط ۸۸۳ نفر)
صفحه پیشنهاد پست جدید (۶۱۵۳ بازدید توسط ۴۴۸۴ نفر)
توضیح به خانواده برتری های جدید در مورد نظرات ستاره دار (۸۸۷ بازدید توسط ۷۰۴ نفر)
صفحه گفتگوی مهندسان مکانیک (۹۸۱ بازدید توسط ۸۴۳ نفر)
صفحه گفتگوی مهندسان (۲۲۱۵ بازدید توسط ۱۷۱۷ نفر)
توضیح در مورد ابزار اشتراک مطالب (۶۲۴ بازدید توسط ۵۳۰ نفر)
تصحیح برداشت اشتباه در مورد طرح آشنایی بیشتر بین کاربران (۲۷۴۹ بازدید توسط ۲۰۲۱ نفر)
نظرات کدام یک از کاربران روی شما تاثیر مثبت گذاشته ؟ (۲۶۴۱ بازدید توسط ۱۸۹۹ نفر)
آشتی کنان، حلالیت طلبی و نقد پذیری کاربران خانواده برتر (۱۹۵۷ بازدید توسط ۱۴۳۳ نفر)
التماس دعا (۸۴۳۱ بازدید توسط ۶۷۶۱ نفر)
پیشنهاد مطلب به سایر کاربران (۶۵۹ بازدید توسط ۵۶۳ نفر)
پیشنهاد پست های ویژه هفتگی (۱۲۴۸ بازدید توسط ۹۶۹ نفر)
پربازدیدترین مطالب روزانه خانواده برتر (۱۰۴۸ بازدید توسط ۹۱۷ نفر)
خدایا شکرت که ... (۲۵۲۱ بازدید توسط ۱۹۰۳ نفر)
صفحه نکته های خانه داری (۱۲۷۴ بازدید توسط ۹۸۰ نفر)
معرفی مراکز خرید مخصوص خانم ها (۱۲۰۷ بازدید توسط ۱۰۲۹ نفر)
مشکل تون به کجا رسید حل شد یا نه ؟ (۲۸۵۰ بازدید توسط ۲۳۴۲ نفر)
زیباترین و قشنگترین کتابی که مطالعه کردید چه کتابی بود ؟ (۳۲۲۱ بازدید توسط ۲۵۵۴ نفر)
صفحه دخترانه خانواده برتر 2 (۱۱۲۱۶ بازدید توسط ۷۱۷۳ نفر)
صفحه پســــرانہ ۲ خانواده برتر (۲۷۴۹۲ بازدید توسط ۱۷۷۵۸ نفر)
صفحه کنکوری های 98 نظام قدیم (1) (۱۵۸۱۶ بازدید توسط ۱۱۸۸۴ نفر)
بحث و تبادل نظر درباره یادگیری زبان انگلیسی (۴۳۸۵ بازدید توسط ۳۳۴۵ نفر)
پسر خوب و سالم کجایی ؟ دقیقا کجایی؟ (۴۸۹۳ بازدید توسط ۳۹۰۳ نفر)
دختر مذهبی کجایی ، دقیقا کجایی ؟! (۵۷۰۲ بازدید توسط ۴۳۶۸ نفر)
پاتوق شادی خانواده برتر (۱۶۲۴ بازدید توسط ۱۳۳۰ نفر)
راهکارهای صرفه جویی در آب، برق، گاز و ... (۱۲۸۹ بازدید توسط ۱۰۴۳ نفر)
پیشنهاد ایجاد صفحه برای رشته های مختلف تحصیلی (۱۳۲۱ بازدید توسط ۱۰۴۸ نفر)
داستان ماجراهای ساختمان خانواده برتر (۱۶۷۸ بازدید توسط ۱۳۷۱ نفر)
صفحه معرفی مشاور خانواده به تفکیک استان (۱۲۱۵ بازدید توسط ۱۰۲۱ نفر)
صفحه معرفی روانشناس به تفکیک استان (۱۲۰۹ بازدید توسط ۹۸۹ نفر)
صفحه کنکوری های 98 - پست اول (۷۴۵۷ بازدید توسط ۵۶۴۱ نفر)
صفحه شخصی نادیا (۳۰ نمایش) - (۱ نظر)
صفحه شاعرانه های دختر باران (۳۶ نمایش) - (۲ نظر)
صفحه شخصی غضنفر (3) (۳۹۵۵ نمایش) - (۴۳۵ نظر)
صفحه شخصی احساس آرامش (۱۹۳۷ نمایش) - (۱۵۲ نظر)
صفحه شخصی Amir💤a 🚀🇮🇷، دل نوشته ها (۳۴۲۵۲ نمایش) - (۱۵۷ نظر)
صفحه شخصی دختر بی نام (۹۷۰ نمایش) - (۲۶ نظر)
صفحه شخصی pari banoo (۱۵۶۸ نمایش) - (۷۲ نظر)
صفحه شخصی غضنفر (2) (۱۱۲۸۵ نمایش) - (۱۰۸۶ نظر)
صفحه شخصی پرینازم (۳۸۸۷ نمایش) - (۲۸۹ نظر)
پیشنهاد چند تغییر در صفحات شخصی (۹۴۴ نمایش) - (۴ نظر)
درخواست ایجاد صفحه شخصی برای کاربران (۱۲۱۲۸ نمایش) - (۲۹۸ نظر)
صفحه شخصی "عذرا ****" (۱۵۲۱ نمایش) - (۵۳ نظر)
صفحه شخصی هجران (۸۱۷ نمایش) - (۱۳ نظر)
صفحه شخصی amirboors (۴۲۶ نمایش) - (۱ نظر)
صفحه شخصی متنوع الاسم (۸۵۳ نمایش) - (۱۲ نظر)
صفحه شخصی فان (۱۹۶۲ نمایش) - (۳۰ نظر)
صفحه شخصی آقا مهدی (۲۱۵۶ نمایش) - (۸۲ نظر)
صفحه شخصی Miss Sarvin - (۹۹۷ نمایش) - (۲۵ نظر)
صفحه شخصی *احمد* (۶۷۵ نمایش) - (۱ نظر)
صفحه شخصی غضنفر (۱۱۰۵۴ نمایش) - (۱۰۰۵ نظر)
صفحه شخصی سیاوش ... (۴۷۵۷ نمایش) - (۲۲۶ نظر)
صفحه شخصی ابوالفتح فوق سیکل یا همون دکترای قدیم (۶۸۹۱ نمایش) - (۳۴۹ نظر)
صفحه شخصی "مهربان" (۵۷۷۸ نمایش) - (۱۴۰ نظر)
صفحه شخصی " زهره سادات " (۱۷۷۰ نمایش) - (۶۳ نظر)
صفحه شخصی "زندگی ب شرط سید" (۷۱۵۶ نمایش) - (۳۷۰ نظر)
صفحه شخصی " عارف " (۱۰۸۲ نمایش) - (۱۴ نظر)
صفحه شخصی "عرفان (حافظ) " (۱۰۵۶۲ نمایش) - (۴۰۹ نظر)
صفحه شخصی " دختر صبور " (۹۷۴ نمایش) - (۳۱ نظر)
حرف های نیمه خصوصی من و او (۱۲۹۷ نمایش) - (۳ نظر)
صفحه شخصی " CR7 " (۱۷۴۲ نمایش) - (۱۹ نظر)
صفحه شخصی " Roshanak_si " (۱۱۲۱ نمایش) - (۱ نظر)
صفحه شخصی " اریوبرزن " (۴۲۰۸ نمایش) - (-۳ نظر)
صفحه شخصی " MFE " (۲۷۶۷ نمایش) - (۴۸ نظر)
صفحه شخصی " خداجونم عاشقتم " (۱۰۸۸ نمایش) - (۱۰ نظر)
صفحه شخصی " سروش " (۱۰۴۱ نمایش) - (۰ نظر)
صفحه شخصی " علی کریمی " (۱۲۱۷ نمایش) - (۸ نظر)
صفحه شخصی " زهراا " (۱۳۹۷ نمایش) - (۱۷ نظر)
صفحه شخصی " Mard shab " (۹۳۴۲ نمایش) - (۳۸۶ نظر)
صفحه شخصی " فندق __ " (۱۰۶۹ نمایش) - (۳ نظر)
صفحه شخصی " مرد تنها " (۱۲۷۱ نمایش) - (۵ نظر)
صفحه شخصی "ثمینه 74" (۱۱۹۰ نمایش) - (۱۱ نظر)
صفحه شخصی "مهندس" (۱۳۳۴ نمایش) - (۶ نظر)
صفحه شخصی " سعید کرمی " (۲۱۲۰۰ نمایش) - (۷۳ نظر)
صفحه شخصی " جنگل بان " (۱۲۸۸ نمایش) - (۱۴ نظر)
صفحه شخصی " پسر بارونی " (۳۸۵۳ نمایش) - (۱۶۵ نظر)
صفحه شخصی " بانو لیلا " (۱۵۶۳ نمایش) - (۸ نظر)
صفحه شخصی " سید محمد " (۱۸۳۸ نمایش) - (۹ نظر)
صفحه شخصی " سورنا " (۱۵۳۵ نمایش) - (۹ نظر)
صفحه شخصی " شهلا شهلا " (۲۰۸۹ نمایش) - (۳۹ نظر)
صفحه شخصی " خان " (۲۱۲۳ نمایش) - (۲۷ نظر)
صفحه شخصی "💙حامد💙" (۵۳۳۳ نمایش) - (۱۹۶ نظر)
صفحه شخصی " منه ناشکر " (۱۵۹۶ نمایش) - (۱۳ نظر)
صفحه شخصی " پیانیست پیانیست " (۱۷۵۵ نمایش) - (۲۲ نظر)
صفحه شخصی " بی نام و نشون" (۱۴۴۶ نمایش) - (۱۹ نظر)
صفحه شخصی " سلاله " (۲۰۰۳ نمایش) - (۶۲ نظر)
صفحه شخصی " محمد 60 " (۲۴۰۲ نمایش) - (۹۰ نظر)
صفحه شخصی " الی 24 " (۵۵۶۴ نمایش) - (۲۶۶ نظر)
صفحه شخصی " شاهزاده دو رگه " (۱۶۹۸ نمایش) - (۴۴ نظر)
صفحه شخصی " **زیتون ** " (۲۸۵۶ نمایش) - (۷۴ نظر)
صفحه شخصی " بچه زرنگ تهرون " (۱۸۲۶ نمایش) - (۱۴ نظر)
صفحه شخصی " بانوی آفتاب " (۱۹۹۱ نمایش) - (۸۳ نظر)
صفحه شخصی " رضا رضایی " (۲۲۴۸ نمایش) - (۲۳ نظر)
صفحه شخصی " HIIS " (۶۸۳۰ نمایش) - (۳۱۷ نظر)
صفحه شخصی " حرف دل !... " (۲۲۸۲ نمایش) - (۱۳ نظر)
صفحه شخصی " کوش طلا " (۱۷۴۳ نمایش) - (۱۹ نظر)
صفحه شخصی " علی علی " (۲۰۲۳ نمایش) - (۱۲۱ نظر)
صفحه شخصی " آسمان آبی متاهل " (۱۱۶۳ نمایش) - (۹ نظر)
صفحه شخصی " دختر شرقی " (۱۴۵۶ نمایش) - (۲۲ نظر)
صفحه شخصی " عباس " (۱۴۴۷۵ نمایش) - (۷۳۸ نظر)
صفحه شخصی " لیندا 67 " (۱۱۴۹ نمایش) - (۵ نظر)
صفحه شخصی " حامد " (۱۶۶۱ نمایش) - (۱۱ نظر)
صفحه شخصی " pakkan " (۱۰۰۴۷ نمایش) - (۲۶۹ نظر)
صفحه شخصی " ایرانی .. " (۵۹۲۵ نمایش) - (۱۹۸ نظر)
صفحه شخصی " پریا_کلوت " (۱۲۳۲ نمایش) - (۳۶ نظر)
صفحه شخصی " الکساندر میتی کمان " (۴۱۶۸ نمایش) - (۱۰۰ نظر)
صفحه شخصی " خاله باران " (۵۷۵۶ نمایش) - (۴۰۹ نظر)
صفحه شخصی " همسر اقای امیر_متاهل " (۱۱۰۷ نمایش) - (۱۳ نظر)
صفحه شخصی " تقوی " (۱۰۵۵۰ نمایش) - (۴۳۲ نظر)
صفحه شخصی " جیگیلی بیگلی " (۱۱۴۴ نمایش) - (۱۲ نظر)
صفحه شخصی " پرتو خورشیدی " (۲۳۳۵ نمایش) - (۱۷۰ نظر)
صفحه شخصی " Papillon :-) " (۹۷۱ نمایش) - (۱۲ نظر)
صفحه شخصی " رضا سرچشمه " (۱۱۵۳۵ نمایش) - (۴۸۴ نظر)
صفحه شخصی " eror " (۱۱۲۶ نمایش) - (۷۲ نظر)
صفحه شخصی " پسر 52 " (۲۰۸۳ نمایش) - (۶۰ نظر)
صفحه شخصی " پرواز ... " (۹۲۶ نمایش) - (۱۳ نظر)
صفحه شخصی " ¤¤ سجاد ¤¤ " (۱۱۴۶ نمایش) - (۳۸ نظر)
صفحه شخصی " میثم 23 " (۸۶۲ نمایش) - (۱۸ نظر)
صفحه شخصی " *[adam]* " (۱۷۸۳ نمایش) - (۷۹ نظر)
صفحه شخصی " زهرا سادات " (۱۳۰۸ نمایش) - (۳۱ نظر)
صفحه شخصی " صبا :) " (۴۹۹۴ نمایش) - (۴۴۵ نظر)
صفحه شخصی " بهار 23 " (۶۷۹ نمایش) - (۲۳ نظر)
صفحه شخصی " خـــــــــــرپـــرنـــده " (۱۸۴۴ نمایش) - (۳۸ نظر)
صفحه شخصی " N.A " (۹۵۸ نمایش) - (۱۳ نظر)
صفحه شخصی " sophist " (۸۱۶ نمایش) - (۵ نظر)
صفحه شخصی " امیر - متاهل " (۱۶۰۰ نمایش) - (۷۶ نظر)
صفحه شخصی سکوت ..... (۷۲۵۴ نمایش) - (۳۲۵ نظر)
صفحه شخصی " بانو رضوی " (۱۰۱۹ نمایش) - (۱ نظر)

مشورت در ازدواج خانم ها ازدواج موفق دکتر فرهنگ دوران عقد مسائل زناشویی کسب درآمد کنکور تناسب اندام آموزش ترک خودارضایی آموزش کنترل فشار جنسی مسائل خانم های چادری سربازی عشق

۸۰ مطلب با موضوع «منفورترین حلال خدا» ثبت شده است

رکورد ثبت طلاق در سال ٩٧‌ شکسته شد

اخیرا خبری منتشر شده مبنی بر این که سال 1397، سالی بود که رکورد طلاق در طول تاریخ ثبت احول شکسته شد. طبق آمار ارائه شده، در کنار ثبت هر 1000 ازدواج، 318 مورد طلاق هم ثبت شد. 

دوستانی که تجربه طلاق در خودشون و یا اطرافیان شون رو دارن بیان تجربه شون رو بگن که عامل جدایی چی بوده؟، چه عاملی باعث شده که اونقدر زندگی غیر تحمل بشه؟، اگر برگردن به گذشته چه کارهایی انجام میدن که از بروز طلاق جلوگیری کنه؟

ممنون



مرتبط با طلاق :

شوهرم بعد از 3 سال جدایی بدون طلاق ، اظهار پشیمونی می کنه

به قاضی چی بگم که زودتر طلاق بگیرم ؟

چطور در آخرین مرحله طلاق دوباره به زندگی برگردم؟

بعد از طلاق توافقی امیدی برای برگشت دوباره وجود داره ؟

بعد از طلاق ، گوشه گیر و خیالاتی شدم

آیا زندگی بعد از طلاق از زندگی الان من سخت تر است؟


↓ مجموعه مطالب مرتبط ↓ :
منفورترین حلال خدا (۸۰ مطلب مرتبط)
قبل از ازدواج لازم است بدانید (۲۵۷ مطلب مرتبط)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۴۵)
    • ۲۰۱۱ بازدید توسط ۱۶۵۰ نفر
    • جمعه ۱۴ تیر ۹۸ - ۱۱:۴۰

    چطور مادرم رو برای جدایی از پدرم مصمم کنم؟

    سلام

    دختری هستم زیر 20 سال و در یه خونواده 5 نفره زندگی میکنم. نیاز به مشورت دارم.

    مشکلی که ما تو زندگی مون داریم اینه که پدر من تو زندگی مون یه نقش معکوس داشته، به جای این که حامی باشه، یه سد برای پیشرفت همه اعضای خانواده ما بوده. اون قدری که رفقای پدرم براش مهمن ما اهمیت نداشتیم.

    حتی بارها شده که با وجود نیاز مالی شدید اعضای خانواده، خیلی راحت همون مقدار یا بیشتر رو برای تفریح با دوستانش هدر داده. یا به جای اینکه نیاز های ضروری و اولیه خودمون رو فراهم کنه اول خانواده پدرش رو ساپورت میکنه و این حمایت جوریه که قسمت کمی از اون درآمد به ما میرسه. و مادرم با این وجود که خودشون کارمند هستن استقلال مالی نداره و حقوقش به صورت کامل دست پدرم هست. جوری که روزانه مبلغ کمی رو برای مادرم اختصاص میده، برای تحصیل یا آینده ما تلاشی نکرده و بی تفاوت بوده.

    و از زمانی که ما بچه بودیم ایشون درگیر مسئله اعتیاد بوده و یه مشکل دیگرشون اینه که در مکان های عمومی و هنگام دیدار با اقوام و آشنایان و در خانه و جو خانوادگی به اعضای خانواده و مخصوصا مادرم احترام نمیذاره و توهین های زیادی کرده تا به الان. البته مادر و ما حسابی تحمل کردیم و امید به اصلاح شدن ایشون داشتیم ولی ایشون روند نزولی در اخلاق و رفتارشون نشون دادن و ما امیدی به اصلاح نداریم.


    ↓ مجموعه مطالب مرتبط ↓ :
    منفورترین حلال خدا (۸۰ مطلب مرتبط)
    تعامل با خانواده (۳۹۳ مطلب مرتبط)
    درد دل های دختران (۴۴ مطلب مرتبط)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۲۱)
    • ۹۶۹ بازدید توسط ۸۱۸ نفر
    • چهارشنبه ۲۲ خرداد ۹۸ - ۱۲:۱۸

    شوهرم حاضر به طلاق دادن من نیست

    سلام

    من زنی هستم که به علت مشکلات عدیده ای که شوهرم داشت، در پروسه طلاق هستم. دخترم پیش پدرش هست. کارهای طلاق ما الان تو سال سوم هست، و شوهرم حاضر به طلاق دادن من نیست. 

    من سه سال هست که خیلی تنهام. شرعا و قانونا زن شوهر دار هستم و حقیقتا بدون شوهر و تنهام. خیلی خیلی احساس تنهایی میکنم و نیاز های عاطفی هم بهم فشار وارد میکنن. از خانواده مذهبی هستم و دوست ندارم کاری کنم که باعث خجالت خودم و خانواده بشه و پرونده هام تو دادگاه با مشکل بر بخوره . چیکار کنم ؟


    ↓ مجموعه مطالب مرتبط ↓ :
    منفورترین حلال خدا (۸۰ مطلب مرتبط)
    مسائل زنان (۱۵۸ مطلب مرتبط)
    سوالات حقوقی (۲۸ مطلب مرتبط)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۵۲)
    • ۱۳۸۸ بازدید توسط ۱۰۵۴ نفر
    • چهارشنبه ۱۵ اسفند ۹۷ - ۲۰:۱۰

    بدون مهریه، اگه طلاق گرفتم چطوری زندگیم رو تامین کنم ؟

    سلام

    دیگه واقعا خسته شدم از نظرات برخی آقایون این وجدان های خاموش چه در اینجا  و سایر فضای مجازی و چه حضورا ، خیلی خیلی از آقایون مستبد و ظالم معتقدند : اصلا چرا زن باید مهریه داشته باشه! که بتونه درخواست جدایی بده !

    تو پست "شوهرم این حس به من میده که آدم بدی هستم" که البته من سوال کننده اش نیستم من مجردم و کلا شرایطم با اون خانم محترم متفاوته و بسیاری از پست های دیگه ، من نمیخوام در مورد فمنیسم بحث کنم البته چندان بد نیست چون بحث من دقیقا در همین شاخه ی فمنیسم و به نوعی عدم خشونت در برابر زن هاست.


    ↓ مجموعه مطالب مرتبط ↓ :
    مسائل دختران جوان (۲۲۶۳ مطلب مرتبط)
    منفورترین حلال خدا (۸۰ مطلب مرتبط)
    مهریه (۹۶ مطلب مرتبط)
    طلاق در دوران عقد (۳۲ مطلب مرتبط)
    زندگی بعد از جدایی (۱۳ مطلب مرتبط)

  • ۱ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۱۰۰)
    • ۲۱۸۸ بازدید توسط ۱۶۶۱ نفر
    • يكشنبه ۹ دی ۹۷ - ۱۸:۱۱

    شوهرم اونی نیست که می خواستم

    3 دی 97 :

    سلام خدمت دوستان وبلاگ خانواده برتر

    متاسفانه من نتونستم با نامزدم ادامه بدم و علاقه ایجاد نشد ، ایشونم اونقدر که باید تلاش نکردن واسه ادامه رابطه ، فقط چند باری از طریق تلگرام و پیامک پیام دادن بهم و خواستن که برگردم منم البته خیلی خوب جواب نمی دادم ... 

    چند روز پیش محضر رفتیم و من تمام مهریه و حق و حقوقم رو بخشیدم ( همه هدایا و طلاها و حتی لباس هایی که بهم دادن رو هم برگردوندم بهشون ) و ایشونم بهم وکالت طلاق دادن برای طلاق توافقی البته هنوز مراحل دادگاهی رو شروع نکردم ... 

    حالا من موندم و عذاب وجدانی که مثل خوره افتاده به جونم ،پشیمون نیستم از کاری که میخوام بکنم ولی حس گناه بدجوری عذابم میده ... همش میگم کاش از اول قبول نمی کردم نمی تونم خودم رو ببخشم. هر چند من خودمم متضرر شدم تو این رابطه ولی بازم احساس گناه دارم .

    از طرفی میگم اگه ادامه میدادم و چند سال دیگه هم ایشون وابسته تر می شد هم مراسم و هم دیگه ازدواج کرده بودیم و همه چی سخت تر می شد. آخرین بار که اومدن دیدن من باهاشون زیاد خوب حرف نزدم و گفتم دلم راضی نیست گفتم اشتباه کردم ... متاسفانه خانوادشون تو این چند ماه حتی یه بار به من یا خانوادم زنگ نزدن که بپرسن حتی دلیل من برای این کار چیه.

    البته از اول عقدمون هم تماس نمی گرفتن باهام ولی خب دوست داشتم تو این موقعیت لااقل بگن دردت چیه که داری این کارو می کنی حتی یه بار نگفتن ... تا همین الانم ندیدم شون انگار من هیچ ارزشی نداشتم‌‌ هر چند نامزدم خودش چند بار خواست برگردم ولی خب به صلاح ندونستم ادامه رابطه رو... 

    الان فقط عذاب می کشم که نکنه آهی بکشن و زندگیم از این که هست نابود تر شه، به نظرتون چیکار کنم؟ همش فکرم درگیره و گریه می کنم... اشتباهی بود که کردم و میدونم مقصر منم یه عده هم الان میان سرزنش میکنن که خب حق میدم بهشون ولی فقط بگین به نظرتون چی کار کنم که حالم بهتر شه ؟ رو به نابودی ام


    ↓ مجموعه مطالب مرتبط ↓ :
    مشورت در شوهرداری (۷۳۱ مطلب مرتبط)
    منفورترین حلال خدا (۸۰ مطلب مرتبط)

  • ۱ موافق ۲ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۲۲۶)
    • ۱۱۲۰۲ بازدید توسط ۸۹۵۶ نفر
    • دوشنبه ۳ دی ۹۷ - ۱۸:۱۸

    چرا میگن تو پیری نباید طلاق بگیری ؟

    سلام

    کسی که طلاق میگیره سنش مهمه ؟ یه نفر  40 یا 50 سالشه چرا میگن تو پیری نباید طلاق بگیری ؟ حتی اگه شوهرش روانی باشه ، سادیسم داشته باشه فامیل دخالت میکنن میگن تو پیری طلاق نگیر ؟

    شاید یه نفر جوون باشه برای مشکل الکی و کوچیک طلاق بگیره. به نظر من طلاق به سن ربط نداره ، پدر و مادر خودم بعد از سی سال طلاق گرفتند، مادرم کسانی رو دخالت کردن نذاشتن زودتر طلاق بگیره نفرین میکنه . 

    من پست کمپین بچه‌های طاقت رو گذاشتم موسس اون کمپین میگن اگه همه راه ها رو امتحان کردین مشکل تون حل نشد بهتره برای آرامش بچه‌ها طلاق بگیرین. 


    ↓ مجموعه مطالب مرتبط ↓ :
    منفورترین حلال خدا (۸۰ مطلب مرتبط)
    تعامل با خانواده (۳۹۳ مطلب مرتبط)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۳۵)
    • ۱۲۴۰ بازدید توسط ۸۸۵ نفر
    • چهارشنبه ۲۳ آبان ۹۷ - ۱۹:۳۵

    دلم یه زندگی با بچه میخواد

    با سلام

    خانمی 27 ساله هستم که 7 ساله ازدواج کردم. شوهرم آدم خوبیه ، ایشون  کاملا عقیم هستند و ما الان شش ماهه متوجه شدیم. شوهرم خیلی مهربان و آرامه و به من خیلی احترام میذاره، ولی بشدت تابع نظرات خانوادشه . این مورد منو ناراحت میکنه . اختلافاتی بین من و خانوادش هست . مدتی قبل عموی پدرم که بچه نداشت تصادف کرد و همه ارث و پول دیه بین خواهرش و برادراش و خانمش تقسیم شد .


    ↓ مجموعه مطالب مرتبط ↓ :
    منفورترین حلال خدا (۸۰ مطلب مرتبط)

  • ۱ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۶۴)
    • ۱۸۹۲ بازدید توسط ۱۵۲۲ نفر
    • شنبه ۱۲ آبان ۹۷ - ۱۶:۰۵

    جدیدترین آمار طلاق در کشور

    ۸۵ درصد از خانم ها و ۷۵ درصد از مردها که برای طلاق درخواست می‌دهند زیر ۴۰ سال هستند.

    محمد باقر عباسی مدیرکل دفتر آمار و اطلاعات جمعیتی سازمان ثبت احوال کشور در حاشیه کنگره ملی خانواده و در پنل چالش‌ها و آسیب‌های حوزه خانواده با بیان اینکه یک سده از آمار تاسیس سازمان ثبت می‌گذرد، اظهار داشت: 

    در حوزه خانواده چهار چالش بزرگ داریم :

    اول مشکلاتی که ناشی از فهم غیر اجتماعی است

    دوم رسانه‌های که محتوایی را منتقل می‌کنند و تیترهایی که نقطه منفی را می رساند

    سوم برنامه‌های توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی که متاسفانه امروز به دلیل کم رنگ بوذن تاثیرات فرهنگی بیشتر به مسائل اقتصادی می‌پردازند .

    چهارم اینکه در آمارهای اجتماعی دچار نقص هستیم.


    ↓ مجموعه مطالب مرتبط ↓ :
    منفورترین حلال خدا (۸۰ مطلب مرتبط)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۸)
    • ۹۰۳ بازدید توسط ۷۹۲ نفر
    • سه شنبه ۸ آبان ۹۷ - ۱۳:۳۴

    چگونگی تنصیف اموال در ازدواج به سبک غربی

    سلام

    من که ازدواج به سبک غربی رو اصلا قبول ندارم . اما از نظر یکسری عادلانه به حساب میاد . بسیار خوب ، در این نوع ازدواج حقوق اجتماعی دو طرف کاملا یکسانه ، و در کار خونه و بیرون هم به اندازه هم کار میکنن ، حالا یکی بیشتر یکی کمتر مسئله نیست .

    ولی سوال اینه که ، اگه بر فرض درآمد آقا در ماه بیست میلیون باشه ، و درآمد خانوم سه میلیون ، با کسری مخارج مشترک ، برای آقا هجده میلیون ، و برای خانوم یک میلیون تومان پول در ماه باقی بمونه .


    ↓ مجموعه مطالب مرتبط ↓ :
    منفورترین حلال خدا (۸۰ مطلب مرتبط)
    سوالات حقوقی (۲۸ مطلب مرتبط)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۲۰)
    • ۹۹۰ بازدید توسط ۸۲۸ نفر
    • دوشنبه ۵ شهریور ۹۷ - ۱۶:۳۰

    خانمم خونه م رو برای دریافت مهریه ش به فروش گذاشته

    با سلام

    آقایی 32 ساله هستم که سال پیش اقدام به طلاق از همسرم کردم. با توجه به اینکه مهریه ایشون 140 سکه هست ایشون خونه بنده رو گذاشتن برای فروش و در واقع دادگاه توقیف کرده. و هر چقدر هم اعتراض میزنم نسبت به رفع توقیف قاضی کار خاصی انجام نمیده .

    میخواستم بدونم با توجه به اینکه بنده فقط همین یک خونه رو دارم و توش زندگی هم میکنم خانوم بنده این حق رو داره که به دلیل گرفتن مهریه خونه منو برای فروش بذاره ؟ و اگه این حق رو نداره بنده چیکار کنم تا خونه از توقیف خارج بشه ؟

    خواهشا راهنمایی کنید ممنون واقعا

    ------------------------

    نکته :

    سلام

    سوال حقوقی هستش ، لطفا بحث مهریه دوباره راه نیافته ...


    ↓ مجموعه مطالب مرتبط ↓ :
    منفورترین حلال خدا (۸۰ مطلب مرتبط)
    مهریه (۹۶ مطلب مرتبط)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۷۳)
    • ۲۰۳۴ بازدید توسط ۱۴۹۶ نفر
    • سه شنبه ۱۹ تیر ۹۷ - ۱۸:۱۶

    بحث در مورد تقسیم اموال موقع طلاق

    سلام

    سریع میرم سر اصل مطلب

    من پسرم و حاضرم شروط ضمن عقد رو به دختر بدم ، البته در مقابل بخشش مهریه و نفقه . ولی مشکی هست اونم تقسیم اموال هست که فرض کنید خانم یه کارمند با حقوق مثلا دو میلیون هست یا خانه دار و آقا حقوقش شاید بیشتر از بیست میلیون در ماه ، اون وقت به نظر بنده دادن حق تقسیم اموال یه جوری عدم عدالت و تساوی هست چون در صورت طلاق ( اصلا فرض کنید خانم خیانت کنه ) مرد بیشتر ضرر میکنه !
    حالا سوالم اینه برای این شرایط شما چه پیشنهادی دارید ؟ مخصوصا خانوما نظرتون چیه ؟ که نه سیخ بسوزه نه کباب؟

    لطفا بعد از جواب دادن به این سوال بفرمائید که به نظر شما بهترین حالت برای تساوی بین زن و مرد در ازدواج چی هست ؟ لطفا هر کسی نظر خودشو بگه و به نظر بقیه توهین نکنه ! یعنی صاحب نظر باشیم نه قاضی!!

    پی نوشت:لطفا درباره شروط ضمن عقد و  مهریه و کلا حواشی نظری ندید فقط روی سوال تمرکز کنید .

    ممنون از وقتی که میذارید!


    مرتبط:

    مهریه می خوام، شروط ضمن عقد و تنصیف اموال هم باید باشه

    ماجرای نصف شدن اموال در عقدنامه

    چگونگی تنصیف اموال در ازدواج به سبک غربی

    حق طلاق رو به زن میدید ؟

    ما پسرها چطور در بحث مهریه به شما دخترها اعتماد کنیم ؟


    ↓ مجموعه مطالب مرتبط ↓ :
    منفورترین حلال خدا (۸۰ مطلب مرتبط)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۴۷)
    • ۱۷۷۶ بازدید توسط ۱۳۲۳ نفر
    • پنجشنبه ۲۳ فروردين ۹۷ - ۲۱:۰۵

    زندگی من با همه عاشقانه هاش به طلاق منجر شد

    سلام عید همگی مبارک

    تو این وبلاگ در مورد ازدواج خیلی بحث شده و همه یه جورایی نظرشون رو در مورد ازدواج گفتن . دوستان از ایده الاشون حرف میزنن یه عده دیگه به بقیه میگن پر توقع ، خلاصه هر کسی معیارها و عقاید خودش رو داره .

    سال گذشته واسه من سال طلاق و جدایی بود ، و یه جورایی سال شکست زندگیم بعد پنج سال زندگی زیر یه سقف . میخواستم در مورد تجربم باهاتون حرف بزنم .

    ازدواج واقعا زیباست اینکه دو نفر با هم باشن همه جوره هوای هم دیگه رو داشته باشن ، قدر هم دیگه رو بدونن ،عاشق هم باشن ، تو سلامت و مریضی کنار هم باشن .

    ولی بخدا همه اینا زیباست ولی مشکل از جایی شروع میشه که بعد چند سال متوجه میشید درست انتخاب نکردید . دنیای شما از دنیای طرفتون جداست ، هدف هاتون فرق میکنه ، روح تون روی یه مدار نیست ، اینجاست که دنیا رو سر آدم خراب میشه . همه ی اون زیبایی ها تبدیل میشه به عذاب خودتون و بقیه اعضای خانواده ، همه چیز میره زیر سوال .

    مثل آدم گیر کرده تو‌ باتلاق از اون ور دلسوزی که اگه طلاق بدم اون دختر چی میشه ؟ آیندش، زندگیش، از یه طرف هر چی دست و‌ پا میزنید زندگی رو نگه دارید بیشتر میرید پایین .

    بخدا اختلاف طبقاتی ،هم کفو نبودن و هم سطح نبودن شوخی نیست مال کتاب های داستان نیست یه روزی خونتون گرمه میگید ما هم دیگه رو دوست داریم ، اون جایی این چیزا جلوتون سبز میشن که دیگه دیره .


    ↓ مجموعه مطالب مرتبط ↓ :
    منفورترین حلال خدا (۸۰ مطلب مرتبط)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۸۳)
    • ۴۳۷۹ بازدید توسط ۳۴۲۶ نفر
    • دوشنبه ۶ فروردين ۹۷ - ۲۰:۱۳

    بعد از طلاق، چی به سر مرد و زن میاد ؟

    سلام دوستان گرامی

    سوال من راجع به طلاق وجدایی است . میخواستم بدونم طلاق و جدایی برای آقایون سخت تره یا خانمها؟

    اون طور که گفته میشه خانم ها عاطفی ترند و بعد از جدایی به دلیل کم بودن حمایت های اجتماعی ، خانمها زودتر میشکنند ولی من فکر میکنم با وجود حمایت های اجتماعی برای آقایون در ازدواج مجدد ولی به دلیل غرور زیاد اگه اقایون بیشتر از خانمها نشکنند کمتر هم نیست .

    از دوستانی که تجربه دارند چه آقا و چه خانم تقاضا میکنم بگویند بعد از جدایی چی به سرشون میاد ؟

    متشکرم


    ↓ مجموعه مطالب مرتبط ↓ :
    منفورترین حلال خدا (۸۰ مطلب مرتبط)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۶۷)
    • ۳۱۴۰ بازدید توسط ۲۴۲۷ نفر
    • پنجشنبه ۵ بهمن ۹۶ - ۲۲:۲۸

    وقتی بچه دار شدی حق جدا شدن نداری

    سلام
    این روزها نه تنها در این سایت، بلکه در جامعه هم اکثرا راجع به مشکلات خودمون فقط حرف میزنیم ... اما دلم میخواست بین این دغدغه ها تایمی رو برای دور نمای آیندمون یا برای بعضی، حالامون داشته باشیم .
    مادر من معلمه بعضی روز هایی که دانشگاه دارن من سر کلاسشون میرم، وقتی میبینم اون دختر بچه کوچولو با ذوق میدوعه و میگه خانوم اخر هفته میخوام برم بابامو ببینم، چشم های من هم مثل چشم های اون برق میزنه، برای اون از ذوق و برای من از بغض!
    طلاق! کلمه ای که این روزا راحت استفاده میشه! اما تبعات بعدش به راحتی گفتتش نیست، وقتی 2 شخص از هم جدا میشن حالا هر چقدرم هم که مشکل داشته باشن و از هم خسته باشن، بعدش حس نا امیدی و شکست خوردگی دارن!
    در بعضی شرایط حتی خلا وجود همسرشون رو هم حس میکنن! حالا با همه این ها اونی که حضانت فرزند رو بر عهده میگیره، علاوه بر پرش ذهنی بعد طلاق، و مشکلاتی که برای خودش بوجود اومده، باید به دنبال معیشتش هم باشه، پس نمیتونه توجه کافی به فرزندش داشته باشه و عملا اون فرزند هر دو ولی رو از دست میده! چه برسه اینکه هر کدوم از طرفین دوباره ازدواج هم کنن .

    ↓ مجموعه مطالب مرتبط ↓ :
    مسائل دختران جوان (۲۲۶۳ مطلب مرتبط)
    درد دل های دختران و پسران (۱۹۶ مطلب مرتبط)
    منفورترین حلال خدا (۸۰ مطلب مرتبط)
    مسائل اجتماعی روز جامعه (۵۳۱ مطلب مرتبط)
    زندگی بعد از جدایی (۱۳ مطلب مرتبط)

  • ۱ موافق ۴ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۶۴)
    • ۲۱۸۹ بازدید توسط ۱۷۰۲ نفر
    • دوشنبه ۱۱ دی ۹۶ - ۱۸:۴۲

    آیا می تونم به خاطر عسر و حرج در عوامل جنسی طلاق بگیرم ؟

    سلام

    از وکلا یا افرادی که طلاق گرفتن کمک میخوام . من و همسرم در شرف طلاق هستیم. همسرم کارمند هست و حقوقش تقریبا 1.500.000 تومان هست. مهریه م 400 سکه است و  قسط بندی شده و سه ماه ی سکه میده و ماهانه 500 تومان هم نفقه  پرداخت می کنه.

    بعد از اینکه نفقه به من تعلق گرفت، بلافاصله رفت و درخواست طلاق داد و دادگاه تشکیل شد و حکم طلاق صادر شد ولی چند روز پیش منصرف شده و رفته درخواست رو باطل کرده و چون حق طلاق با مرد هست و من هیچ مدرک قانونی برای طلاق ندارم نتونستم کاری کنم.

    اینکه دلیل طلاقمون چیه و داستان زندگیمون خیلی مفصل هست که اینجا مجال گفتن نیست.

    من و همسرم حدود 1.5 سال که کاملا جدا زندگی می کنیم و من خونه پدرم هستم و ایشون هم همین طور.  خودم وکیل دارم ولی روم نمیشه این سوال رو ازش بپرسم و به همین خاطر این سوال رو اینجا مطرح کردم:

    آیا وقتی مهریه و نفقه رو پرداخت کرد نیازهای جنسی زن باید نادیده گرفته شه ؟ آیا می تونم به خاطر عسر و حرج در عوامل جنسی طلاق بگیرم ؟ چون آقا خونه نداره که بریم زندگی کنیم و به همین خاطر نمی تونه تمکین من رو به عهده بگیره، ممنون میشم راهماییم کنید. در ضمن من نمیخوام از حق و حقوقم بگذرم تا طلاق بگیرم.


    ↓ مجموعه مطالب مرتبط ↓ :
    منفورترین حلال خدا (۸۰ مطلب مرتبط)
    سوالات حقوقی (۲۸ مطلب مرتبط)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۶۲)
    • ۴۵۶۷ بازدید توسط ۳۵۷۰ نفر
    • شنبه ۶ خرداد ۹۶ - ۲۳:۲۸

    چطور در آخرین مرحله طلاق دوباره به زندگی برگردم؟

    با سلام

    من خانمی هستم که بیش از سه ساله عقد کردم. در طول این سه سال با همسرم مشکلاتی داشتیم که قصد بر طلاق گرفتیم و تا مراحل پایانی طلاق پیش رفتیم اما حالا به دلایلی میخوام دوباره از نو شروع کنم و زندگیمو دوباره بسازم. 

    میخوام بمونم و تلاشمو بکنم تا اگه این زندگی قابل نجات دادنه اول زندگیمو نجات بدم بعد اگه دیدم نمیشه به فکر طلاق باشم.  چون طلاق منفورترین حلال خداست و من نمیخوام مرتکب این حلال منفور بشم. 

    در ضمن اگه کسی تجربه مشابهی داره لطفا کمکم کنه و برام توضیح بده که چطور تونسته در آخرین مراحل طلاق زندگیشو نجات بده و اینکه آیا الان از زندگیتون راضی هستید یا نه و اگه به دوران طلاق برگردید آیا جدا میشید یا گذشت میکنید؟

    کدوم راه بهتره؟


    ↓ مجموعه مطالب مرتبط ↓ :
    منفورترین حلال خدا (۸۰ مطلب مرتبط)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۲۵)
    • ۲۵۰۶ بازدید توسط ۲۱۷۴ نفر
    • دوشنبه ۲۳ اسفند ۹۵ - ۲۱:۱۵

    شوهرم به خاطر اینکه مهریه نده اقدامی واسه طلاق نمی کنه

    سلام
    زیر 30 سال سن دارم و بعد دو سال و خورده ای عقد دارم جدا میشم . شاید ما ادم زندگی هم نبودیم . از نظر مشاوره زندگی من فایده نداره و جدایی تصمیم عاقلانه ای است . به خاطر اینکه مهریه نده اقدامی واسه طلاق نمی کنه می خواد اذیتم کنه و دوستم نداره . از نظر روحی خستم و نمی دونم چی کار کنم . امیدی به زندگی و اینده ندارم .
    مهریه ام اجرا گذاشتم که فشار بیاد بهش و اقدام کنه واسه جدایی ولی اون بی خیاله ،  کسی بوده تو همچین شرایطی ؟ چطوری ارامش را به خودش برگردونده ؟ از انتظار و این وضعیت خستم . من کلاس های مختلف میرم که وقتم بگذره اما حال روحیم خوب نیست خیلی حساس شدم . اگه کسی تجربه مشابهی داشته برام بنویسه . 
    ممنونم
     برام دعا کنید که اگه صلاح است مشکلمون حل شه .


    پیشنهاد :

    شوهرم حاضر نیست طلاقم بده

    شوهرم طلاقم نمیده ، راه دیگه ای برای جدا شدن هست ؟

    برای طلاق اقدام کردم ولی شوهرم دادگاه نمیاد

    شوهرم نه حاضره زندگی کنه و نه حاضره طلاقم بده



    ↓ مجموعه مطالب مرتبط ↓ :
    مسائل رفتاری دوران عقد (۴۵۲ مطلب مرتبط)
    منفورترین حلال خدا (۸۰ مطلب مرتبط)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۲۹)
    • ۳۱۰۸ بازدید توسط ۲۳۲۰ نفر
    • شنبه ۷ اسفند ۹۵ - ۲۱:۱۵

    آیا زندگی بعد از طلاق از زندگی الان من سخت تر است؟

     با سلام

    دختری هستم 32 ساله و فوق لیسانس که سه سال پیش با پسری همسن خودم و لیسانس ازدواج کردم. الان در عقد به سر می برم اما متاسفانه در دوران عقد رابطه جنسی کامل داشته ایم.  همسرم از فامیل های دور بود و آشنایی ما از طریق معرفی خانواده ها بود. 

    بعد از روز خواستگاری خانواده ها شماره تلفنهایمان را رد و بلد کردند و ما مدتی برای آشنایی بیشتر با هم در تماس بودیم و در این مدت وابستگی بین ما ایجاد شد که نتوانستیم رابطه را تمام کنیم و به عقد هم درآمدیم.  همسرم آن زمان یک بار به من گفت که با کسی ارتباط دارد اما من باورم نشد و البته خودش هم بعدش گفت بخاطر ترس از مخارج ازدواج به من دروغ گفته و کسی در زندگی اش نیست و ... 

    اما من دختر پاکی بودم که با هیچ کس رابطه نداشتم از خانواده ای مذهبی و متدین و همه چیز را روراست و عین حقیقت به همسرم گفتم . اما همسرم از من پنهان کاری کرد که به گفته خودش دلیل پنهان کاری اش این بوده که نخواسته من از زندگی ام سرد و نا امید شوم و متوجه شوم که انتخاب اشتباهی کرده ام.

    همسرم از خانواده ای بی نماز و با اعتقادات مذهبی بسیار ضعیف بوده به طوری که اصلا اهل نماز و روزه نیستند و به حجاب و ...  اعتقادی ندارند. ( دلیل بیان این حرفها گفتن تفاوت هاست نه چیز دیگر ) .

    بعد از سه سال عقد و کمک هایی که از نظر مادی به همسرم کردم ( چون فکر میکردم مشکل ایشان مشکل مالی است ) پس از سردی های بی شماری که از همسرم دیدم به زندگی ام شک کردم و هر چه از شوهرم میپرسیدم مشکلت چیه چی شده ؟ چی رو داری از من پنهون میکنی اما چیزی نمیگفت و بهانه های متعدد میاورد تا اینکه دو سال بعد عقد متوجه شدم که داستانی که قبل عقد برایم تعریف کرد درست بوده و هنوز هم با خانمی در ارتباط است.


    ↓ مجموعه مطالب مرتبط ↓ :
    منفورترین حلال خدا (۸۰ مطلب مرتبط)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۸۴)
    • ۴۷۲۱ بازدید توسط ۳۹۲۳ نفر
    • پنجشنبه ۲۸ بهمن ۹۵ - ۲۱:۱۰

    در حال متارکه هستیم ، ولی متوجه شدم خانمم سرطان سینه داره

    سلام

    من و همسرم 8 سال است که با هم زندگی می کنم و به خاطر اختلاف نظر شدید و مشکلات زناشویی بین خودمان ، آبان ماه امسال تصمیم گرفتیم که از هم توافقی جدا شیم.

    متاسفانه مشکلی که الان من دارم اینه که همسرم 3 هفته است متوجه شده که به سرطان پیشرفته سینه مبتلا است و خب من هم نتایج تمامی آزمایش های ایشان را دیدم و خب تقریبا شانسی نداره. الان عذاب وجدان گرفتم.

    تمامی مراحل متارکه ما هم انجام شده و فقط تایید آخرش مونده. نمی دانم شاید داستان ما روی بیمار ایشان تاثیر گذاشته. از طرفی پا پس کشیدنم هم احساس ترحم رو برای ایشان منتقل می کنه.

    این وسط موندم چی کار کنم؟


    ↓ مجموعه مطالب مرتبط ↓ :
    منفورترین حلال خدا (۸۰ مطلب مرتبط)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۵۹)
    • ۲۴۷۴ بازدید توسط ۲۱۵۳ نفر
    • سه شنبه ۵ بهمن ۹۵ - ۲۲:۰۵

    وابستگی شوهرم به من، بعد از طلاق ادامه خواهد داشت ؟

    با سلام 

    دارم از شوهرم طلاق میگیرم تمام راه های ارتباطی رو به مدت سه ماهه قطع کردم و اون خیلی وابستس مرتب گل و شیرینی و چیزهای دیگه و نامه میفرسته .

    یه جلسه دادگاه رفتیم قرار شد با مقداری مهریه توافقی طلاق بگیریم . متاسفانه هیچ راه برگشتی وجود داره  حتی تو دادگاه هم کلی گریه کرد .

    بنظر شما این وابستگی تا کی ادامه داره ؟ و رفتار من چطوری باشه که دیگه منو دوس نداشته باشه ؟


    ↓ مجموعه مطالب مرتبط ↓ :
    منفورترین حلال خدا (۸۰ مطلب مرتبط)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۴۵)
    • ۳۱۸۲ بازدید توسط ۲۷۱۹ نفر
    • يكشنبه ۲۱ آذر ۹۵ - ۲۲:۳۵

    شوهرم منتظره درخواست طلاق بدم ولی من می خوام زندگی کنم

    سلام و درود

    بنده خانمی 27 ساله هستم که متاسفانه با شوهرم مدتی اختلاف پیدا کردیم . 13 سال با هم به خوبی زندگی کردیم . شوهرم هم آدم خوب ، سر سنگین و مؤدبی هست .

    جریان از اینجا شروع میشه ، که دایی شوهرم  3 سال از من کوچک تره به خواهرم علاقه داشت ، یک روز خواهرم خونمون بود ، منم آماده شده بودم و منتظر شوهرم بودم که بریم بیرون ، شوهرم هم با خانودش و داییش اصلا رابطه خوبی نداره ، من که از خدا بی خبر بودم ، خواهرم زنگ میزنه به دایی شوهر و میگه بیاد خونمون که ببینتش ، تا درب خونمون زنگ خورد ، فکر کردم شوهرمه ، تا درب رو باز کردم دیدم این آقا پرید داخل .

    چند دقیقه نشد که اومد داخل شوهرم از راه رسید ، منم به خاطره خواهرم و رابطه بد شوهرم با داییش ، اون را کردم داخل کمد و درب رو روش قفل کردم .

    همین که شوهرم اومد داخل ، دختر 5 سالم رفت بهش جریان را گفت : خلاصه خون به پا شد ، و کارم با شوهرم به طلاق هم کشید اما با پا در میونی بزرگا دوباره برگشتیم سر زندگی ، اما دیگه مثل قبلش نشد ، سرد بود ، تا سر موضوعی بحثمون میشد همش اون روز رو میکشید وسط ، و میگفت تو بهم خیانت کردی ، آبرو واسم نذاشتی .

    تا عید امسال گفت دیگه نمیخوامت ، ازت بدم میاد و میخوام ازت جدا بشم ، منم وقتی دیدم ، کم محلی میکنم ، بی محلی کردم ، و اومدم قهر خونه پدرم ، من واقعا شوهرم رو دوسش دارم عاشق زندگی و دخترمونم ، اما اون دیگه میگه طلاقت میدم ، الان 5 ماه از این قضیه میگذره نرفته درخواست طلاق بده که من درخواست بدم که کارش راحت تر بشه .

    اما من که نرفتم درخواست طلاق بدم ، فقط به خاطر این که دوسش دارم و میخوام برم سر زندگیم ، هر چی هم زنگش میزنم میگه نمیخوامت و فقط طلاق ، اما درخواست هم نمیره بده ، من تا حالا هیچ کاری نکردم که شاید نظرش بر گرده و پشیمون بشه . دخترم هم الان پیش اون داره زندگی میکنه .

    قبلا از نظرات خوبتون تشکر می کنم


    ↓ مجموعه مطالب مرتبط ↓ :
    منفورترین حلال خدا (۸۰ مطلب مرتبط)

  • ۱ موافق ۳ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۴۷)
    • ۲۳۸۸ بازدید توسط ۲۰۰۸ نفر
    • جمعه ۱۹ آذر ۹۵ - ۲۲:۳۵

    عشق قبلیم می خواد از شوهرش جدا بشه و از من کمک خواسته

    سلام

    ده سال پیش عاشق دختر خانمی از فامیل بودم , متاسفانه ایشان ازدواج کرد و اکنون با دو بچه در آستانه جدایی است ، از انجایی که فامیل هستیم و هم همسن از من در مورد جدایی مشاوره خواسته است ، شوهر ایشان آدمی لاابالی هرزه و معتاد است و این خانم را مورد اذیت هم قرار می دهد.

    نمی دانم  چه کنم ؟ آیا در مورد جدایی از شوهرش به او کمک کنم ، یا خیر ؟ اگر به فرض در این مورد کمک کنم ، آیا صحیح است بخواهم با او ازدواج کنم ، یا خیر ؟


    ↓ مجموعه مطالب مرتبط ↓ :
    منفورترین حلال خدا (۸۰ مطلب مرتبط)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۳۰)
    • ۱۹۵۹ بازدید توسط ۱۷۰۲ نفر
    • شنبه ۱۵ آبان ۹۵ - ۲۲:۱۰

    شوهرم طلاقم نمیده ، راه دیگه ای برای جدا شدن هست ؟

    سلام
    من حدود 8 سال با مردی زندگی کردم که  تعادل رفتاری و روانی نداشت، الان میخوام ازش جدا بشم ، بچه هم نداریم اما طلاقم نمیده، این مملکت همه حقوق با مرده الان نه طلاقم میده نه مهریه میده نه حق گرفتن نفقه رو دارم چون تمکین نمی کنم.

    تو رو خدا کمکم کنین دیگه تحمل ادامه زندگی باهاش رو ندارم، هیچ جوره پیش هیچ وکیل و مشاوره ای هم حاضر نمیشه، الان نامه پذیرش دانشگاهی یکی از دانشگاهای خارج از کشور رو هم گرفتم ولی ممنوع الخروجم کرده، الان بخاطر این وضع حتی موقعیت به این خوبی رو دارم از دست میدم، باهاش صحبت کردم نه طلاقم میده نه ممنوع الخروجی رو بر میداره .


    پیشنهاد :

    شوهرم به خاطر اینکه مهریه نده اقدامی واسه طلاق نمی کنه

    شوهرم حاضر نیست طلاقم بده

    برای طلاق اقدام کردم ولی شوهرم دادگاه نمیاد

    شوهرم نه حاضره زندگی کنه و نه حاضره طلاقم بده



    ↓ مجموعه مطالب مرتبط ↓ :
    منفورترین حلال خدا (۸۰ مطلب مرتبط)

  • ۱ موافق ۲ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۲۷)
    • ۳۶۰۴ بازدید توسط ۲۸۱۵ نفر
    • يكشنبه ۱۸ مهر ۹۵ - ۲۲:۲۰

    میخوام طلبمو از زندگی وصول کنم

    سلام

    زیر ٣٦ سال سن دارم ولی کوله بار سختیها و تجربه هام اندازه ی یه زن ٧٠ ساله ست که به بهای نچشیدن طعم نوجوونی و از دست دادن جوونیم به دست آوردم، ازدواجم به طور کاملاً سنتی به اجبار پدرم در سن ١٣ سالگی با حکم رشد پزشک قانونی با آقایی که به گفته پدرشون ٢٤ سالشون بود ولی بعد از عقد فهمیدم که بیست سال از من بزرگتره و هم سن پدرمه!!! بعد از ازدواجم وارد جهنمی شدم که حتی تصورش دردناکه برام،

    تفاوت  فرهنگی ، مالی، محل زندگی، و … واقعاً هیچ چیز مشترکی با خانواده همسرم نداشتم ، بیشتر ازدواجاشون به طلاق کشیده شده بود بچه بودم ،نذاشتن دیگه درس بخونم و اجازه از در بیرون رفتنو نداشتم ، به خاطر همه چیز اذیتم کردن ، بلد نبودم غذا بپزم و کارایی که اونا انتظار داشتن انجام بدم.

    ازم انتظار بچه داشتن و من هنوز حتی تخمدانام فعال نشده بودن، خیلی خیلی سخت گذشت تا اینکه سه سال بعد بچه دار شدم و همسرم هم با کمک پدرم و شغل جدید از لحاظ مالی وضعش خوب شده بود ، ازش خواستم حالا که بیشتر وقتا سرکاره ،اجازه بده درس بخونم ، اجازه داد ولی به شرطی که از خونه بیرون نرم، خودم توی خونه و وقتی همسرم نبود درس خوندم و فقط برای امتحانا میرفتم مدرسه تا دیپلمم رو گرفتم سعی میکردم روابطم رو با خانواده همسرم محدود کنم ولی نشد .

    واقعاً خیلی از مسائلو نمیتونم بگم رفتاراشون عادی نبود و انقدر تحقیر میشدم که حد نداشت . هر موقع اعتراض میکردم با همسرم دعوام میشد، فرزندم رو اذیت میکردن  ،جرأت اعتراض به هیچی رو نداشتم ،از خواهر شوهرام کتک میخوردم و هیچ وقت نه خانوادم نه شوهرم نبودن که حمایتم کنن در بارداری دومم ،یه روز صبح زود خانمی اومد در خونمون و گفت که همسر صیغه ای شوهرمه، البته گفت خانواده شوهرم از این موضوع اطلاع دارن  ولی این خانم سر یه موضوع که از شوهرم کتک خورده بود اینطوری تلافی کرده بود، بهم گفت فکر نمیکرده من انقدر زیبا و جوون باشم میگفت که یه تصور ذهنی دیگه از من داشته ،زندگی برام تیره و تار شده بود به خاطر شوک عصبی در حالی که باردار بودم ، تا ٦ ماه نمیتونستم راه برم، خودش اظهار پشیمانی کرد ولی خانوادش حمایتش کردن .

    خواهرش بهم پیام داد: این کار داداشم یادت بمونه که تا آخر عمرت نتونی سر تو بالا بگیری !!! مثل همیشه به خانوادم نگفتم ولی سعی کردم بعد از این موضوع برای خودم ارزش قائل بشم و کارایی که تا اون موقع اجازه نداشتم ، انجام دادم الان سالها از اون دوران سیاه میگذره و من با سختی تونستم محل زندگیمو عوض کنم ، تحصیلمو ادامه دادم و الان مشغول تدریسم، بچه هام بزرگ شدن و خدا رو شکر توی تحصیلشون خیلی موفق، به لطف خدا در کنار همه ی سختیام تونستم توی علوم قرآنی به درجات خوبی برسم و قرآن رو حفظ کنم ولی مشکل من همسرمه که داره به مرز شصت سالگی نزدیک میشه ولی رفتاراش دیگه منو کاملاً از زندگی مشترک بیزار کرده.

    اون نمیخواد قبول کنه وضعیت فرق کرده و من دیگه اون بچه ١٣ ساله نیستم که براش لگن بیارم و پاهاشو بشورم و مثل یه کلفت فقط بگم چشم، حالا دیگه بزرگ شدم ، از لحاظ وضعیت ظاهری و از لحاظ اجتماعی موقعیت خوبی دارم به لطف شکنجه هاشون آشپزیم فوق العاده عالیه ، و توی این سن کاملاً از هر لحاظ پخته شدم و خدا رو شکر توی کارام موفقم .

    احساس میکنم یه کم سنگینه براش و درک شرایط الان من براش سخته، تازگیا به کلاسام گیر میده ،بر عکس بچه ها به من پول نمیده، سر هر چیزی منو میزنه ، پارسال یه دفعه بعد از این مسئله انقدر بهم فشار اومده بود که تقریباً بیهوش شده بودم و سه روز بیمارستان بستری بودم و از همه بدتر که باعث شده ازش نفرت پیدا کنم اینه که موقع عصبانیت تف میکنه توی صورتم، بعدش ماه به ماه قهر میکنه و باهام حرف نمیزنه و از لحاظ جنسی هم خیلی وقته هیچ رابطه ای نداریم .

    برعکس درونم در ظاهر خیلی آرومم ولی دیگه نمیتونم همسرم رو تحمل کنم هیچ خاطره خوبی باهاش ندارم ، تمام اتفاقات خوب زندگیم رو برام تلخ کرد و نذاشت ازشون لذت ببرم هیچ وقت احساس نکردم که میتونم بهش تکیه کنم و هیچ وقت نفهمیدم عاشق شدن یعنی چی ، ولی برعکس خودش هیچ وقت حتی برای یک لحظه فکر خیانت رو نکردم و همیشه بهش احترام گذاشتم حتی موقع عصبانیت و میتونم به جرأت بگم هیچ حقی از ایشون گردن من نیست ولی ایشون …

    امروز بعد از ٢ ماه که کتکم زده بود و تف کرده توی صورتم و باهام قهره بهش زنگ زدم ولی برخلاف انتظارش بهش گفتم که ازش نفرت دارم و دلم میخواد گورشو گم کنه از زندگیم بره بیرون و اونم بدون هیچ حرفی فقط گوشیو قطع کرد .

    خواهش میکنم بهم کمک کنید:

    بچه ها حق رو کاملاً به من میدن و همیشه میگن که تحمل این زندگی اشتباهه حتی بارها به پدرشونم گفتن ولی  الان نگرانی من بچه هامن که اگه من از همسرم جدا شم ممکنه ازدواج و آینده شون تحت تأ ثیر قرار بگیره

    آیا به نظر شما توی شرایط الان من کدوم گزینه بهتره طلاق یا ادامه زندگی؟ البته حقوق خودم زیاد نیست و میشه گفت به لطف سیاست همسرم تقریباً پس اندازی ندارم . همسرم میگه فقط مرگ میتونه تو رو از من جدا کنه ولی سختیای گذشته دیگه رمقی برام نذاشته و واقعاً نمیدونم چکار کنم، واقعاً به همفکریتون نیاز دارم


    ↓ مجموعه مطالب مرتبط ↓ :
    منفورترین حلال خدا (۸۰ مطلب مرتبط)

  • ۱ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۴۷)
    • ۱۹۴۷ بازدید توسط ۱۶۳۴ نفر
    • چهارشنبه ۷ مهر ۹۵ - ۲۲:۰۵

    به شوهرم گفتم یا نقل مکان کنیم و یا جدا شویم

    با سلام

    کمتر از ده سال پیش با عشق ازدواج کردیم و برای زندگی به شهری دور افتاده امدیم. اما با گذشت سالها عواملی چون شرایط سخت اب و هوایی و فرهنگ و گویش متفاوت و نبود موقعیت شغلی مناسب برای بنده در کنار بعد مسافت زیاد و دوری از خانواده و تنهایی و نبود امکانات ... زندگی در اینجا رو برام سخت کرد.

    همسرم مرد خوبی ست و من هم در این مدت سعی کردم همسر خوبی باشم اما با وجود علاقه زیاد از لحاظ شخصیت  و طرز تفکر متفاوتیم. در زمان خواستگاری ایشون به من گفت که اصلا حاضر به تغییر محل زندگیشون نیستن و من  در اون زمان از روی علاقه و نداشتن درک درست از اون شهر پذیرفتم اما حالا میدونم که نمیخواهم  و نمیتونم در اینجا باقی عمرم رو بگذرونم .

    پس با رنج فراوان به او گفتم یا نقل مکان کنیم و یا جدا شویم که شوهرم  هم جدایی رو قبول کرد من هم تصمیم گرفتم مهریه ام رو ببخشم چون خودم رو مقصر میدونم و اگر از اول درست تصمیم گرفته بودم الان هیچکدوم در چنین موقعیتی نبودیم و رفیق نیمه راه شدم  (این رو هم بگم که بعدا پشیمون شدم و گفتم فعلا تا بتونم تحمل میکنم  بشرطی که اون اجازه بده در هنگام سفر مدت بیشتری در شهر خودم بمونم و از امکانات اونجا استفاده کنم اما اون شرط رو نپذیرفت و گفت دیگه بهم اعتماد نداره و ممکنه چند سال بعد دوباره جدایی رو مطرح کنم  پس بهتره الان باشه ) حالا تردید دارم که ایا در حقش ظلم میکنم و باصطلاح گرفتار عذاب وجدان شدید شدم  نظر شما چیه؟


    ↓ مجموعه مطالب مرتبط ↓ :
    منفورترین حلال خدا (۸۰ مطلب مرتبط)

  • ۰ موافق ۲ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۴۰)
    • ۱۶۹۲ بازدید توسط ۱۳۴۶ نفر
    • دوشنبه ۱۸ مرداد ۹۵ - ۱۶:۱۳

    چرا همیشه توقع داریم که زن بردباری کنه ؟

    با عرض سلام خدمت همه شما عزیزان

    یک زن در زندگی مشترک تا کجا باید تحمل کند تا هم خودش و هم فرزندش آسیب نخورند ؟ چرا اصلا فقط همیشه توقع داریم که زن بردباری کند؟ مادر آسیب بخورد ولی فرزند آسیب نخورد مادر آسیب دیده و رنجور امکان نداره فرزندش شاد باشه .

    مادر شدن در عین حال که مقدسه به همون اندازه هم مسئولیت سنگین به دوش زن میذاره و حتما همه ما وظیفه داریم که بردبار و صبور باشیم فداکاری و گذشت داشته باشیم تا خدشه ای به این وظایف و احساس دین وارد نشه ولی این مرز تا کجاست؟؟ می بینم و شنیدم که افرادی فقط به خاطر فرزندشان به زندگی مشترک پایان یافته ادامه میدن البته در بیشتر موارد خودشان هم راه فرار ندارن و مجبور به ادامه زندگی هستن ولی برخی مجبور نیستن با حرفهای احساسی و غیر منطقی مجبورش میکنند تا بمانند من با این بخش مخالفم .

    کاری به حقوق زنان ندارم ولی بیشتر از این توقعات دلخورم اگر زنی به هر دلیلی زندگیش تموم شد و میتونه مستقل یک زندگی آرامتری رو برای خودش فراهم کنه جلوشو میگیرن یا متهمش میکنند که احساس نداره و میخواد به بچه هاش آسیب بزنه همش میخوان به زور به خاطر بچه ها بسازه و بسوزه مگه اونایی که با بچه طلاق گرفتن مادران بدی بودن نه اونها فقط نمیخواستن به اشتباهات خودشون ادامه بدن و اسباب اذیت و آزار خودشون و همسرشون و فرزندان رو فراهم نکنند و راه بهتری رو انتخاب میکنند من میگم زنی که مجبور نیست و میتونه مستقل از عهده خودش بربیاد چرا باید تا آخر عمر زجر بکشه ؟


    ↓ مجموعه مطالب مرتبط ↓ :
    منفورترین حلال خدا (۸۰ مطلب مرتبط)

  • ۱ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۱۲)
    • ۱۵۰۸ بازدید توسط ۱۱۶۷ نفر
    • يكشنبه ۱۷ مرداد ۹۵ - ۱۳:۵۹

    برای طلاق اقدام کردم ولی شوهرم دادگاه نمیاد

    سلام خدمت دوستان و همراهان وبلاگ

    من یه دختر بخت برگشته ی زیر 25 سالم که دو سال پیش عقد کردم و بعد از یکسال عقد بنا به هزاران مشکل و دلیل تصمیم به جدایی گرفتم...

    البته همون ماه اول خواستم عقد و بهم بزنم که دخالت و پا درمیونی بزرگای فامیل مجبورم کرد که صبر کنم. ولی بالاخره تصمیممو گرفتم چون نمیخواستم ادامه بدم! مشکل از اون بود و من مقصر نبودم و بخاطر خیانتش ازش متنفر شده بودم.

    از اونجایی که هیچی هم از طرفم نخواستم فقط گفتم توافقی جدا بشیم هیچی ازت نمیخوام ولی اون قبول نکرد و لج کرد و گفت تا بمیرم طلاقت نمیدم! منم مهریمو اجرا گذاشتم و دادخواست طلاق دادم.

    اما اون دادگاه نمیاد. دو جلسه از دادگاه رفته ولی فقط من میرم و قاضی هم میگه چون طرفت نیومده موکول میشه جلسه بعدی!

    حتی معلوم نیست نامه های دادگاه میرسه دستش یا نه! چون تو یه شهر دیگه زندگی میکنن... از تمام کارمندای دادگاه پرسیدم میگن فعلا دادگاه اون شهر به ما نگفته که تکلیف نامه ها چی شده! اون تحویل گرفته یا نگرفته یا هر چیز دیگه... کلافه شدم جواب درست و حسابی بهم نمیدن!

    7 ماهه تکلیفم معلوم نیست! فقط میگن معلوم نیست باید صبر کنی تا دادگاه اون شهر جواب بدن!
    حالا تکلیف من چیه!؟؟ دوستانی که اطلاعات حقوقی دارن میشه کمک کنن و آگاهم کنن که این وضعیت به نفع منه یا به ضررمه! و باید چیکار کنم!!؟

    وضع مالیم خوب نیست و وکیل نگرفتم و نمیتونم بگیرم! ممنون از راهنماییاتون.

    برام دعا کنین محتاجم به دعاتون


    پیشنهاد :

    شوهرم به خاطر اینکه مهریه نده اقدامی واسه طلاق نمی کنه

    شوهرم حاضر نیست طلاقم بده

    شوهرم طلاقم نمیده ، راه دیگه ای برای جدا شدن هست ؟

    شوهرم نه حاضره زندگی کنه و نه حاضره طلاقم بده



    ↓ مجموعه مطالب مرتبط ↓ :
    منفورترین حلال خدا (۸۰ مطلب مرتبط)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۳۸)
    • ۴۷۷۷ بازدید توسط ۳۵۲۶ نفر
    • جمعه ۳ ارديبهشت ۹۵ - ۲۰:۴۰

    چرا طلاق زیاد شده با وجود این همه اطلاعات ؟

    دوستان عزیز سلام

    میلاد امیرالمومنین ع و روز پدر رو به همگی عزیزان خصوصاً پدران خوب تبریک عرض میکنم.

    سوالی داشتم:

    امروزه برا ازدواج این همه کتاب و مقاله و سایت و سخنرانی و .... وجود داره کلی مشاور در این زمینه داریم دختر و پسر قبل ازدواج مفصل هم از همدیگه و خانواده ها تحقیق میکنن هم مفصل میشینن با هم حرف میزنن ملاک ها و سلایق همدیگه رو میفهمن چیه و .... اما بازم طلاق داره غوغا میکنه .

    اما قدیما حتی تا 30 40 سال پیش یک دهم یا یک صدم این میزان تحقیق و کتاب و کلاس و مشاوره و ... وجود نداشت ممکن بود دختر و پسر هیچ حرفی با هم نزنن یا اگه میزنن فوقش یه جلسه 20 دقیقه یه سری مطالبی رو مختصراً به هم بگن بعد ازدواج بکنن آمار طلاق هم نزدیک به صفر بود .

    تازه الان این 12 بند عقدنامه و مهریه های سرسام آور نتونسته مانع از طلاق و رواج بی حد و حصر اون بشه در صورتی که زمان قدیم مهریه ها خیلی کمتر بوده و این بندها هم نبوده که طلاق راحت تر بوده اما بازم طلاق خیلی کمتر بوده.

    سوال بعد اینکه الان مثلاً میان یاد میدن به دختر و پسر که با همسرتون چطور تعامل کنید؟ دوران عقد چطور باشه دوران ازدواج چطور باشه؟ مثلاً در زمان پریود همسر مرد چطوری رفتار بکنه با همسرش با خانواده همدیگه چطور رفتار بکنید اگه خانواده ها میخواستن تو زندگیتون دخالت بکنن چی کار بکنین و کلی چیز دیگه که زمان قدیم همینا رو هم یاد نمیدادن و اتوماتیک ظاهراً زندگیا رو روال خودش بود .

    به نظر دوستان چرا اینطور بوده؟


    ↓ مجموعه مطالب مرتبط ↓ :
    منفورترین حلال خدا (۸۰ مطلب مرتبط)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۲۶)
    • ۱۷۷۱ بازدید توسط ۱۴۴۹ نفر
    • جمعه ۳ ارديبهشت ۹۵ - ۱۶:۳۱

    چطوری جلوی طلاق پدر و مادرم رو بگیرم ؟

    سلام دوستان

    راستش پدر و مادر من میخوان از هم طلاق بگیرن پدرم یک آدم یک دنده ای هستش که ندرتا گوش به حرف کسی بده مادرم هم از یه لحاظ دوست داره وضع زندگیمون عین قبل بشه از یه طرف هم کاری نمیکنه .

    خیلی وقته که با هم قهرن ولی الان پدرم درخواست طلاق داده منم از شما میخوام هر پیشنهادی که دارین بدید تا من کمک کنم که وضعمون خوب بشه .

    در ضمن اهل مشاوره رفتن و این حرفا هم نیستن پدرم چند وقتیه که تو تنهایی ماهواره میبینه و این بیشتر از همه منو نگران کرده .

    سلامت باشید


    بیشتر بخوانید ...

    چی کار کنم دعواهای پدر و مادرم تموم بشه؟

    پدر و مادرم هر 20 روز یک بار یه دعوای درست و حسابی می کنند

    والدینم 50 رو رد کردن ولی هنوز با هم دعوا دارن


    ↓ مجموعه مطالب مرتبط ↓ :
    منفورترین حلال خدا (۸۰ مطلب مرتبط)

  • ۱ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۲۸)
    • ۴۴۶۳ بازدید توسط ۳۲۲۹ نفر
    • دوشنبه ۱۶ فروردين ۹۵ - ۱۵:۰۸

    طلاق گرفتن چه موقع به لحاظ شرعی و اخلاقی درست هست؟

    سلام

    طلاق گرفتن چه موقع به لحاظ شرعی و اخلاقی درست هست؟ خانوم من دائم در حال حرف درآوردن پشت سر خواهرام و مادرمه.

    در حالی که من مطمئنم اونا اون حرفایی که خانومم میگه نگفتن!! مطمئنم و حتی پیش من در جواب سوال های مامانم ( فضولی نه ها! سوالهای ساده مثلا میپرسه حال مامانت چطوره ) دروغ میگه! حرفایی میزنه که میدونه من میفهمم دروغ میگه ولی ادامه میده..

    دیگه حالم از این رفتاراش بهم میخوره ولی با خود من مهربونه البته فعلا!!! چون وقتی قهر میکنه تا حرفش رو گوش ندی جوری با کینه نگاه میکنه به آدم و حرف گوش نمیکنه که واقعا ناراحت کننده است.

    ما نامزدیم ولی میگم این رفتاراش خیلی خانواده منو میرنجونه ولی بنده خداها چیزی نمیگن. خودم هم کلی ناراحت میشم و بهش میگم ولی کار خودش رو میکنه ...

    من گاهی که مهربونه دوستش دارم و واقعا همیشه دلم میخواست زندگی موفقی رو داشته باشم اما وقتی اون اخلاقاش رو نشون میده دلم میخواد ولش کنم.

    کلا دلش میخواد حرف حرف خودش باشه..فرق مرد و زن رو نمیدونه و مشکل اینه که نمیخواد که بدونه. و خودش و افکارش رو درست میدونه....هر وقت هم میگم اصلا برخوردش خوب نیست.. چکار کنم؟


    ↓ مجموعه مطالب مرتبط ↓ :
    منفورترین حلال خدا (۸۰ مطلب مرتبط)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۵۶)
    • ۲۴۸۸ بازدید توسط ۱۹۴۰ نفر
    • پنجشنبه ۱۲ فروردين ۹۵ - ۱۷:۲۵

    برو بالا

    تبلیغات متنی
    تبلیغ شما در این جا