خانواده برتر

انتخاب همسر و مسائل خواستگاری، مسائل دوران عقد، مسائل زناشویی و تربیت فرزند

۳۱ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «aseman» ثبت شده است

چطور میشه برای ازدواج، باب آشنایی با یه آقای با شخصیت رو باز کرد ؟

با عرض سلام و خسته نباشید خدمت تمامی دوستان عزیز

من سوالی دارم که اگه ممکنه خانمها لطف کنند و جواب بدهند. اگر آقایی که ظاهر عادی در حد معمول مردهای جامعه رو داره و ظاهری کمی مذهبی داشته باشه ( البته نه خشک مذهبی ) منظورم انگشتر عقیق و ته ریش و ظاهری ساده و خیلی معمولی ، ممکنه خانمی به ایشون علاقمند باشند ولی با توجه به تیپ و شخصیت آقا نتونند این مسئله رو بروز بدهند؟

آیا اصلا خانمها جذب چنین مردانی می شوند؟ و اگر شدند راه حل صحیح ابراز علاقه به ایشون چبه؟ چطور باید با همچبن مردانی رفتار کرد تا باب آشنایی باز شود؟

میدونم که خیلی مهربون و با خداست ولی من کسی رو ندارم جلو بفرستم.

ممنونم


موضوعات مرتبط :
جذب خواستگار دلخواه

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۱۳ نظر
    • ۱۰۸۷ بازدید
    • يكشنبه ۵ دی ۹۵ - ۲۲:۰۰

    تفاوت اعتقادی بعد از ازدواج مشکل ساز میشه ؟

    سلام

    دختری هستم 25 ساله و دارای مدرک فوق لیسانس از یه دانشگاه خوب. بیکار و بی اعتقاد به دین و مذهب. یعنی خدا رو قبول دارم اما حدود سه ساله که به این نتیجه رسیدم دوست ندارم نماز بخونم و روزه بگیرم. اما به شدت انجام ندادن رذائل اخلاقی برام مهمه. یعنی از دروغ و تهمت و ناحق کردن حق بقیه و ... بیزارم.

    چند شب پیش برام خواستگاری اومد که از نظر خانوادگی دقیقاً شبیه همیم. پسره 29 ساله دارای لیسانس و یه شغل خوب و با قیافه و ظاهر مناسب که تو همون نگاه اول به دلم نشست.

    اما وقتی رفتیم صحبت کنیم بهم گفت معیار اولم برای ازدواج اول ایمان و بعد صداقته. منم چون از دروغ بدم میاد سربسته بهش گفتم از نظر ایمانی اینطوریم و قصد دارم تو جلسه بعد براش کاملاً توضیح بدم.

    حالا به نظر دوستان بر فرض صورت گرفتن وصلت تفاوت اعتقادی مشکل ساز میشه ؟ راستش من معتقدم آدم آزاده هر اعتقادی داشته باشه و من با با ایمان بودن اون آقا مشکلی ندارم.


    موضوعات مرتبط :
    مشورت در ازدواج خانم ها

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۴۲ نظر
    • ۱۳۶۶ بازدید
    • جمعه ۳ دی ۹۵ - ۲۲:۳۰

    نامزدم میگه چرا اومدی سراغ من ؟ تو کجا و من کجا ؟

    سلام 
    من یه پسر 26 ساله هستم تازه با این سایت آشنا شدم از طریق دختر خالم.
    بنده  حدود 4 ماهه که با یه دختر خانوم خیلی پاک و با حیا نامزد کردم ایشون 19 سالشونه و پدر و مادر ندارن . بچه یکی از این کانون های خصوصی بهزیستی هستن و من از طریق پدرم که روانپزشکه و مشاوره و مداوای اون مرکز رو برای مدتی به عنوان خیریه به عهده گرفته بود آشنا شدم . من واقعا از لحاظ عاطفی بهش وابستم و واقعا دوسش دارم .
    ایشونم منو دوس داره ولی از روزی که عقد کردیم مثلا وقتی میرم دنبالش که بریم بیرون دست و پاش شروع میکنه به لرزیدن . اصلا کنارم راحت نیست میدونم تا حدی طبیعیه چون خودمم اوایل تا حدی تپش قلب و اینا داشتم . چون هر دومون اولین رابطمونه ولی الان مدتی از عقدمون گذشته و باید عادی شده باشه .
    من  تک فرزندم و پدرم همیشه آرزو داشت یه دختر داشته باشه که به خاطر فوت مادرم نشد پدرم هفته ای 2 بار به مرکز سر میزد و اعضا رو از لحاظ روحی و شیوع بیماری هایی مثل افسردگی و ... بررسی میکرد .
    یه مدتی که از مرکز میومد  همش به شوخی میگفت دخترمو پیدا کردم که بالاخره منو با ایشون آشنا کرد و عقد کردیم . اینا رو گفتم که این موضوع رو برسونم که تو خونه ما هم برامون خیلی عزیز و با ارزشه و دلیلی برای خود کم بینی ایشون وجود نداره  .
    چند بار با لحن  شوخی معنی دار بهم گفته تو که رزیدنتی ولی من  دیپلمم رو هم به زور گرفتم  یه بارم وقتی تو پاویون به دوستام معرفیش کردم احساس کردم از چیزی ناراحت شده فرداش تو تلفن با گریه بهم گفت چرا اومدی سراغ من ؟ تو کجا و من کجا ؟
    حتی ظاهرت هم از من بهتره ... احساس میکنم خیلی عذاب میکشه . من واقعا دوسش دارم دلم نمیاد انقد اذیت بشه .
    من دوس دارم دستاشو بگیرم ولی اون تو چشامم راحت نگاه نمیکنه و وقتی دستاشو میگیرم به شدت خجالت میکشه و میلرزه و قلبش تند تند میزنه حتی گاهی مثلا رو نیمکت پارک طوری معذبه که مجبور میشم یکم با فاصله بشینم .
    درسته از نظر تحصیلات و مالی با هم تفاوت داریم ولی فرهنگش مهربونیش ادبش حجاب و حیا و چهره معصومانش برای من بی ماننده و از نظر من تفاوت تحصیلات و چیزای ظاهری  دلیل بر تفاوت سطح دو انسان نیست .
    از پدرم چند بار خواهش کردم که باهاش صحبت کنه ولی ایشون میگه بهتره فعلا اضطرابش رو به روش نیاریم اینکه بفهمه ما متوجه اضطرابش میشیم بدترش میکنه .
    رفته رفته داره ازم دور میشه چون این رابطه داره اذیتش میکنه برای اینکه برم دنبالش یا بیاد پیشم بهونه میاره  . انگار داره بدتر میشه . انگار ازم میترسه . واقعا نمیدونم چیکار کنم میترسم یه روز بخواد ازم جدا بشه .
    خواهش میکنم راهنماییم کنید

    موضوعات مرتبط :
    مسائل رفتاری دوران عقد

  • ۴ موافق ۰ مخالف
  • ۲۲۰ نظر
    • ۵۸۵۳ بازدید
    • جمعه ۳ دی ۹۵ - ۲۲:۲۰

    اگه خواستگارم رو قبول کنم و بعد در دانشگاه از کسی خوشم اومد چی ؟!

    سلام

    من 19 سالمه و پشت کنکوریم. تا الان هر چی خواستگار داشتم مامانم رد کرده و گفته بچه ای ، ولی پارسال یکی از پسرای اقواممون خواستگاری کرد که خانوادم خیلی دوسش دارن ،9 - 8  سالی ازم بزرگتره و هم از نظر تحصیل و هم خانواده و هم شخصیتش خیلی خوبه ، چهره هم که اهمیتی نداره برام .

    چون کنکور قبول نشدم گفتن صبر کنن که میخوام دوباره کنکور بدم حدود یک و سال و نیم میگذره ، تقریبا همه فهمیدن خواستگارمه هر کی بهم میرسه میگه قبول کن و مامانم هم روزی یه بار میگه پسر خوبیه قبول کن . من به هر حال سال دیگه میرم دانشگاه یعنی سال دیگه میان رسما خواستگاری . نگرانی که الان دارم اینه که خوب من که درست نمیشناسمش و بحث یه عمر زندگیه و خانوادش مذهبین نمیدونم بذارن اول با هم آشنا شیم یا نه ! چون پسره گفت میخوام فرداش عقد کنم .

    الانم یه خواستگار دیگه هم دارم که با پسر اقواممون در یه حده با این تفاوت که غریبن! و همچنین تو دانشگاه با افراد بیشتری اشنا میشم اگه اونجا از کسی خوشم اومد چی؟ الان موندم کنکور که دادم باید چیکار کنم ؟

    البته به اینم باید توجه کنم که رد کردن پسر اقواممون مساوی قهر و قطع ارتباط و از اینجور چیزاس کلا اینجوریم ...


    موضوعات مرتبط :
    مشورت در ازدواج خانم ها

  • ۰ موافق ۲ مخالف
  • ۲۹ نظر
    • ۱۱۹۷ بازدید
    • جمعه ۳ دی ۹۵ - ۲۲:۱۵

    چطوری با چت کردن میتونم به عمق افکار خواستگارم پی ببرم

    سلام

    بذارید ماجرا رو از پدرم شروع کنم ایشون کارش طوریه که اکثر کشور های خارجی رو میره و خیلی دوست و آشنا همه جا داره و چند تا خواستگارای من هم از بین اون ها بودن که وضع مالی خوبی داشتن و البته ایرانی اما چندان مذهبی نبودن و رد شدن ، و اما ماجرای خواستگار اصلی ...

    قبلش بذارید یکم از خودم بگم من بر خلاف خانواده م مذهبی هستم یعنی چادری و نماز اکثرا اول وقت و دعا و گاهی نماز شب حالا خدا داند چجور بنده ایم . سنم 20-25 هست و سعی کردم تا میتونم از ترس خدا حق رو نا حق نکنم دختر باهوش و استعداد و اجتماعی و الکی خوش و گاهی زود رنج و از کوره در رو ام و دانشجو علوم آزمایشگاه .

    و اما این آقای خوش سلیقه رو تو یکی از سفر های زیارتی پدرم که من باهاشون بودم دیدیم و تقریبا کم همو دیدیم اما برادرم شناخت ده ساله ازش داره و سه سال بزرگتر از من هستن و تفاوت بزرگی که با بقیه خواستگارام داره اینه که ایشون اصلا ایرانی نیست عرب زبانه ، اما با انگلیسی راحت حرف میزدیم و یه خورده زبان همو بلدیم ویژگی مثبتش که منو جذب کرد اینه که خیلی مومن و پاک و ساده ست چون خادم حرمه و میدونم مثل خودم صفره اصلا آکه :)

    البته کار آزاد هم داره و درآمدش خوبه ، خونه کوچیکی هم داره دلیل خواستگاریش ازم این بوده که تو اولین دیدار شیفته نجابت و حجاب و سادگیم شده مثلا هههه .

    اما گذشته از شوخی من دلیل بهتری داشتم برای اینکه اینو رد نکنم و حداقل راجع بهش تحقیق کنم و حرف بزنیم اینکه میگم شاید خیلی عجیب باشه براتون اما تو یکی از اماکن مقدس یک هو از این همه تنهایی خسته شدم و دلم شکسته بود و منی که چندان به فکر ازدواج نبودم دو رکعت نماز خوندم و فقط از اون امام خواستم هر چه زودتر همسری قسمتم بشه که معرفت خدا و ائمه رو تو قلبم بیشتر کنه .

    حال عجیبی بود و درست بعد این ماجرا یک هفته بعد مسافرتمون ایشون درخواستشو مطرح کرد و اون لحظه من قولم تو اون حرم یادم اومد تک تک کلماتشو و اون مذهبی ترین خواستگارم بود فکر کردم خودشه!


    موضوعات مرتبط :
    مسائل خواستگاری (برای دختران) ازدواج با اتباع خارجی

  • ۰ موافق ۱ مخالف
  • ۲۰ نظر
    • ۱۳۴۳ بازدید
    • پنجشنبه ۲ دی ۹۵ - ۲۲:۳۰

    چرا نگاه بعضی از مردم به آخوندا و حوزه ای ها زیاد جالب نیست؟

    سلام دوستان

    یه راست میرم سر اصل‌ مطلب . چرا نگاه بعضی از مردم به آخوندا و حوزه ای ها زیاد جالب نیست؟ اولا باید بگم من نه اطرافم‌ نه جد در جدم یه آخوند نداریم و نه‌ خودم قصد دارم برم‌ تو‌ حوزه ، پس هیچ‌ لزومی نداره عاطفی صحبت کنم یا الکی طرفشون بگیرم‌ . و اما اصل موضوع آخوندا که معصوم نیستن خوب دارن بدم دارن شاید خوباشون تازه بیشتر باشن .

    دکتر داریم جونشو برا بیمارش میده یه دکترم داریم تو اصفهان بخیه های بیمارشو باز میکنه اما کسی نگفت همه دکترا بدن یا پولکی اند ، کسی نگفت پزشکی بده نرو پزشکی ، اما برای آخوندا اینطور نیستن تا به طرف اسم حوزه رو میبری صورتشو جمع میکنه و عه عه اش میگیره ! تمام چیزای بد آخوندا به ذهنش میاد یکم با خودش نمیگه همه آخوندا بد نیستن .

    قبول دارم بعضیاشون دو رنگ‌ دو رواند اما همشون که اینطور نیستن خوبو بد همه جا هست!!
    یه بنده خدا با یه خواستگار شیخ داشت ابروشو برده بودن که فلانی میخواد شیخ ازدواج کنه ! خب کی چی؟ مگه شیخ بودن چه مشکلی داره!؟‌ واقعا خیلی دلم‌ میخواد بدونم چرا نگاه بعضی از مردم انقد به آخوندا بده ؟

    من با تمام چیزایی که شنیدم و دیدم بازم نتونستم نگامو مث بعضی از دوستان انقد منفی کنم به حوزه ای ها!

    اتفاقا بحالشون غبطه میخورم که رفتن درس دینو خوندن بهتر از من سر در میارن تفسیر و معنی و قرائت و حدیث و فول هستند .


    موضوعات مرتبط :
    مسائل اجتماعی روز جامعه

  • ۳ موافق ۱ مخالف
  • ۱۱۴ نظر
    • ۲۴۵۲ بازدید
    • دوشنبه ۲۹ آذر ۹۵ - ۲۲:۳۰

    دلایل خوش قیافه شدن پسر بعد از ازدواج چیست؟

    سلام

    از همه ی دختر خانم ها و آقایون محترم خواهش می کنم جواب بدین. بنده خواستگارانی داشتم که از نظر قیافه مورد پسندم نبودن و رد می کردم، تا با یک دختری دیگر ازدواج می کردن الان که نگاه میکنم خیلی طرف خوش قیافه تر شده و اکنون غصه ام میگیره چرا جواب منفی دادم ، در حالی که همه چیز داشتند ولی قیافه شان به دلم نمی نشست. بنده افراد زیادی را رد کردم به خاطر این دلیل. دلایل خوش قیافه شدن پسر بعد از ازدواج چیست؟


    موضوعات مرتبط :
    مشورت در ازدواج خانم ها

  • ۳ موافق ۶ مخالف
  • ۸۴ نظر
    • ۸۲۰۴ بازدید
    • پنجشنبه ۱۴ مرداد ۹۵ - ۱۰:۳۱

    مجردهای بالای 30 سال چطوری زندگی شون رو میگذرونن ؟

    سلام

    از دوستان مجردم   ( دختر پسرای بالای  30  سال فقط )   ؛ میخوام بیان و بگن چجوری دارن امورات زندگیشون  رو  ( منظورم مادی نیستا )   میگذرونن بدون داشتن رابطه و تعلق خاطر به کسی ؟

    حالا شاید اغلب بصورت مجازی با جنس مخالف در تماس باشن . منظور از پست , نداشتن رابطه در واقعیت هست ( عاطفی و فیزیکی )

     با تشکر


    موضوعات مرتبط :
    مسائل متفرقه

  • ۳ موافق ۴ مخالف
  • ۱۵۹ نظر
    • ۱۰۸۰۷ بازدید
    • دوشنبه ۲۴ خرداد ۹۵ - ۱۰:۵۷

    به خاطر یه حساسیت فصلی، مادر خواستگارم مانع ازدواجمون شده

    سلام
    دختری هستم با یک خانواده مذهبی . فوق لیسانسم و در دانشگاه کار میکنم. مشکلی که دارم اینه که حساسیت فصلی دارم. و بخاطر این حساسیت روی بدنم کمی لک هست نه زیاد ولی همینم ناراحتم میکنه. دو سال پیش خاستگاری داشتم که جلسه اول خاستگاری من موضوع به پسره گفتم و بشون گفتم که به مامانشم بگه که بعدا مشکلی پیش نیاد.

    مامانش قبول نکرد و همه چی تموم شد. تا این که بعد دو ماه با من تماس گرفت و گفت که منو همه جوره از دل و جون میخواد و فقط باید صبر کنیم تا مامانش راضی شه اول خیلی مخالفت کردم ولی بالاخره با اصرار ایشون قبول کردم.

    قضیه رو بعد یه هفته به خانوادم گفتم و با مخالفتهای خیلی زیاد بالاخره قانعشون کردم. هر روزی که قرار میشد بیان یه مشکلی پیش میومد تا این که بعد دو سال اومدن.

    توی این دو سال هر روز بخاطر حرفای خانوادم داغون شدم ولی بش اعتماد داشتم که میاد واقعا همدیگرو خیلی دوست داریم و اینم بگم که ارتباطمون کامل سالم و فقط با تلفنه حتی همدیگرو نمیبینیم.

    و خانواده اون از ارتباط ما خبر ندارن چون خودش میگه دلم نمیخواد بعد کسی در موردمون چیزی بگه. اومدن ولی این دفه فقط مادرش با خواهرش اومدن و در مورد حساسیتم پرسیدن. مامان من بجای این که بگه حساسیت یه اسم دیگه ای رو گفت ک نمیتونم اینجا بگم و همین یک کلمه شد بهونه ای واسه مامانش.

    میگه چرا مامانت اینطور گفت میگه مامانم بم میگه تو بمن دروغ گفتی. مامانشو خیلی دوست داره و دلش نمیخواد که هیچوقت ازش ناراحت باشه. حالا من بش میگم خب الان تکلیفمون چیه؟ میگه باید صبر کنیم یکم آروم شه بعد دوباره من ازش میخوام که بیاد.

    بعد دو سال بازم میگه صبر کنیم . با این که عاشقشم و میدونم خودم نمیتونم ازش بی خبر باشم ولی واقعا دیگه هیچ رویی جلو خانوادم ندارم. باور کنید حساسیتمم چیز خاصی نیست که مامانش انقد اذیت میکنه.

    حتی مامانش منو پسندید ولی حالا وضع اینطوره. توی این دو سال 5 تا خاستگار داشتم که اصلا اجازه ندادم بیان خونمون. و بخاطر همین مامانم همیشه دعوام میکنه که چرا دو سال صبر کردی. پسر خیلی خوب مودب و با ایمانی هس و خیلی خوش اخلاق و این که خیلی به پدر و مادرش احترام میذاره خیلی برام مهمه.

    ولی واقعا موندم چیکار کنم دوسش دارم ولی دیگه نمیتونم بیشتر از این صبر کنم تا مامانش هر وقت دلش خواست بیاد چون با این کارش ما رو تحقیر میکنه .

    تو رو خدا راهنماییم کنید .ممنون.


    موضوعات مرتبط :
    مشورت در ازدواج خانم ها موانع ازدواج

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۲۶ نظر
    • ۱۰۸۱ بازدید
    • دوشنبه ۷ دی ۹۴ - ۲۰:۰۴

    دختری وجود داره که تابحال دوست پسر نداشته ؟

    سلام دوستان گلم

    یه سوال از دختر خانمها دارم فقط تو رو خدا با من صادق باشید و راهنماییم کنید . اینجا فضای مجازیه من که شما رو نمیشناسم که آبروتون بره.

    من پسری متولد 63 هستم و 30 سالمه در شرف ازدواجم و تو عمر 30 ساله ام با هیچ دختری دوست نبودم اینو واقعا دارم میگم به جون مادرم قسم میخورم. اما مشکل من اینه که خیلی از دخترا رو می بینم که دوست پسر دارند و علاوه بر اینکه دوست پسر دارند دست تو دست پسرا راه میرن انگار نه انگار که اون پسره نامحرمه و حق دست زدن به پسر رو ندارن.

    حالا من با دیدن زمونه گرگ و ناجور الان و حالا که میخوام ازدواج کنم و از اون مهمتر من خودم ابدا دوست دختر نداشتم. شما دختر خانمها که همیشه در جمع دخترا و دوستانتون هستید تو رو قسم به امام زمان آیا دختری پیدا میشه که اصلا دوست پسر نداشته باشه که من ازدواج کنم؟! میشه منو به عنوان داداشتون راهنمایی کنید؟ تکلیف منه پسر پاک چیه که یه همسر پاک میخوام؟

    چون مادرتون راست و حسینی بگید. دوست پسر دوست دختر بازی های امروزه کار از صرف صحبت کردن گذشته حتی با همدیگه دستم میدن. دوستان منو راهنمایی کنن که من چطور به خانم آینده ام اطمینان کنم؟ البته من قصد توهین به همه دخترا رو ندارم. ولی خود شما دوستان به اندازه کافی این چیزا رو تو اجتماع و جامعه میبینید. من که دروغ نمیگم.

    سوال دومم هم هم از دختر و پسرای جوونه ، من از کجا بفهمم که خانم آینده من ( البته فعلا مجردم ) دوست پسر نداشته؟!

    بنظر شما شب خواستگاری یا دوران نامزدی اگه ازش بپرسم که قبلا دوست پسر داشتی یا نه زشت نمیشه؟ اینجوری توهین محسوب نمیشه؟ نامزدی با این حرف بهم نمیخوره؟!

    اصلا گیریم که دختره گفت که دوست پسر نداشتم من چطور باور کتنم؟!

    اگرم که از همون اول باهام صادق بود و گفت که سابقا دوست پسر داشتم من بخاطر صداقتش ازدواج کنم یا بهتره باهاش ازدواج نکنم؟ بخدا من از اون پسراییم که اصلا تو این 30 سال عمرم حتی یه دونه دوست دختر هم نداشتم که حالا شما دخترا فکر کنید خودم همه کاری کردم و به همه مشکوکم.

    لطفا موقع پاسخگویی اسم کاربریتون رو با اسامی دخترانه و پسرانه ثبت کنید که من بدونم که مخاطبم کیه. آقا پسرا و بویژه دختر خانمها خواهشا منتظر پاسخهای صادقانه شما هستم. دوباره یادآور میشم آیا دختری وجود داره که تابحال دوست پسر نداشته بویژه دخترای 65 ی که من اگه خواستگاری برم مد نظرم دخترای متولد 65 هستش.


    سوال مشابه :

    میخوام با یه دختر پاک و دست نخورده ازدواج بکنم



    موضوعات مرتبط :
    مشورت در ازدواج آقایان

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۱۹۲ نظر
    • ۱۰۶۳۵ بازدید
    • پنجشنبه ۱۳ فروردين ۹۴ - ۰۸:۲۹

    برو بالا