خانواده برتر

انتخاب همسر و مسائل خواستگاری، مسائل دوران عقد، مسائل زناشویی، تربیت فرزند ، تبلیغ رایگان مشاغل نو پا، مسائل زنان ، ارتباط با خانواده، مسائل اعتقادی





۳۱ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «aseman» ثبت شده است

به نظر شما چرا بازم بهم جواب منفی داد ؟

سلام
یه سوالی برام پیش اومده که میخام دوستان و بخصوص دختر خانم های مجرد راهنماییم کنن .
چند وقت پیش پدر و مادرم بهم پیشنهاد ازدواج دادن و منم یکی از دخترای اششناهامون که همه جوره در سطح و شبیه هم بودیم رو انتخاب کردم که جوابش نه بود .
البته حالا خودش گفته بدون فکر گفته نه....به اصرار خانواده برای بار دوم خاستگاری کردیم و با اینکه کل خانوادش موافقن حتی مامانش به مامانم گفته پسرتو اندازه پسر خودم میخوام یا اگه میشد خودم شوهر میکردم بهش و ... خودشم گفت ایندفعه رو قضیه عقلانی فکر میکنم بازم جواب نه بود .
البته بگم این دختر باب میل من بود به معنی واقعی کلمه قرتی پرتی اهل دوس پسر و اینام هست و حرفایی پشت سرشم شنیدم... ترم 5 هست منم تازه تموم کردم خدا رو شکر .
هم شاغلم هم خونه دارم هم ماشین هم پشتوانه ، بعد هر دو بارم گفته که من بچه ام و دو سه سال دیگه میخوام ازدواج کنم... البته خواهرش تازه ازدواج کرده و بقول معروف دزد زده خونشون تازه (استعاره از جهیزیه دادن ) .
بنظر شما دلیل جواب منفیش دوس پسرشه و حال و حولا دانشگاه یا بچه بودنش و حس نپختگیش و یا دست خالی بودن خونوادش؟
موضوعات مرتبط: مشورت در ازدواج آقایان ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۵۷ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۰۹۸
    • پنجشنبه ۹ دی ۹۵ - ۲۲:۲۰

    مشکل این است که به آخر نزدیک شدیم ولی لیاقت ظهورش را نیافته ایم !

    سلام

    دلم نمی خواهد نا امید باشم و نا امیدی را تکثیر کنم! زمان نزدیک است، نزدیک است تا به پایان برسد.. اما چه کسی میداند آخر  کی میرسد!

    دنیای ما همان دنیایی است که پیامبران خداوند در آن نفس کشیده اند و رسالت خود را به انجام رسانده اند ، با این تفاوت که در زمان ما دیگر پیام آوری مستقیم از طرف حق وحی ای نمی آورد!!

    ابتدا تصمیم داشتم خودم و مشکلاتم و شکست عشق و امیدم به ازدواج را بگویم از تنهایی و سرپرستی خانواده ام از ترسم از آینده ... ولی !

    ولی اینجا آمدم و صبر کردم . خواندم و خواندم ، گوش کردم و گوش کردم! حال می دانم مشکل از ما نیست مشکل از دل های ما هم نیست..!

    فکر میکردم عدالت خداوند دستخوش تغییر است که در این زمانه جوانان ما در این جامعه مشکلات بزرگسالان را به دوش میکشند ..

    جوان و نوجوانی که پس از چند سال و قبل از به پایان امدن دوران جوانی پیر میشود از تحمل و جنگ با این مشکلات! ولی عدالت او همان است که دوران و تاریخ به یاد خود دارند .. مشکل از این است که به آخر نزدیک شدیم ولی لیاقت ظهورش را نیافته ایم !!!

    موضوعات مرتبط: مسائل اعتقادی , مطالب کاربران ,

  • ۱ موافق ۰ مخالف
  • ۳۲ نظر
    • تعداد نمایش : ۵۹۹
    • چهارشنبه ۸ دی ۹۵ - ۲۲:۳۵

    بخدا منم دوست داشتم ازدواج کنم

    سلام

    بقرآن الانه که گریم بگیره ، اومدم اینجا یکم درد و دل کنم ،  32 سالمه ، توان ازدواج ندارم ، بقرآن از همه جا و همه کس بریدم . فشار جنسی امونمو بریده ، به جان مادرم فقط همین حرف که عالم محضر خداست نگهم داشته، اما چه فایده، تمام روح و روانم درگیر این قضیه شده ، از کار رو زندگی افتادم .

    بقرآن منم دوست داشتم متاهل بودم، با خانومم شوخی میکردم، گردش میرفتیم، بخدا همین الان نزدیک بود گناه کنم، فقط خدا جلومو گرفت ، خوش بخالتون که متاهلید، خوش بحالتون که یه اتاق دارید میتونید با هم زندگی کنید خوش باشید . خیلی نا امیدم .

    منم دوست داشتم با خانومم بریم کربلا اما حسرت همه چی به دلم موند . وقتی یه زن و شوهر جوونو تو خیابون میبینم، بقرآن دوست دارم واسم نگاشون کنم، باز به خودم میگم نکن، به ناموس مردم نگاه نکن .

    دعا کنید شرایط ازدواج منم فراهم بشه ، فقط اینارو نوشتم که یه کمی سبک بشم ، دیگه از بس با امام زمان و مادر سادات و ابا عبدالله حرف زدم خسته شدم . خوش بخالتون، خوش بحالتون .

    قدر لحظه هاتونو بدونید ، بقرآن زمان هایی که غسل واجب میشم ، چون صبح زود باید دوش بگیرم، از مادرم خجالت میکشم ، از پدرم خجالت میکشم ، متوجه میشن که غسل واجبم ، خدا نکنه به گناه بیفتم ، همین که فکر انجام دادن گناه تو ذهنم میاد و بعد از ذهنم میره ، بعدش یه حس بدی بهم دست میده که انگار واقعا گناه کردم .

    دیگه روحیه مو از دست دادم ، بخدا منم دوست داشتم ازدواج کنم، یه بار بشینم موهای خانوممو شونه کنم ، دوست داشتم یه بار با هم بریم بهشت زهرا قطعه شهدا ، چه فکرایی تو ذهنم دارم .

    منم دوست داشتم زمانی که خانومم باردار بود، دستمو میذاشتم رو شکمش برا بچمون زیارت عاشورا میخوندمو با هم گریه میکردیم .

    بخدا خوش بحالتون

    موضوعات مرتبط: ازدواج پسران بالای 30 سال ,

  • ۱ موافق ۰ مخالف
  • ۱۵۷ نظر
    • تعداد نمایش : ۳۴۹۲
    • چهارشنبه ۸ دی ۹۵ - ۲۲:۳۰

    چطور در خواستگاری بگم خانم ، حقوقت رو بده دست من ؟

    سلام به خانواده برتری های عزیز .

    یه مدتیه با شما همراهم خیلی خیلی وبلاگ جالبیه امیدوارم بتونید منم کمک کنید .

    من یک دبیر زیست شناسیم جوون 22 ساله ، حالا به فکر ازدواجم شرایطشم دارم قصد داشتم با دختری ازدواج کنم که اونم فرهنگی باشه مثل خودم .

    اولا بدونید این خانم که انتخاب کردم اصلا هدف پولش نیست یعنی هست ولی اگر عاشقش نبودم سراغش نمیرفتم زیبایی داره با نجابته اینا مهمه در کنارشم پولم داره .

    حالا سوال من از شما اینه من میخوام پول هر دومون تو زندگی مشترک خرج شه طوری نباشه که من فقط کار کنم ایشون فقط واس خودش تفریح کنه آخه کمر ادم میشکنه هر چند میدونم کمک میکنه ولی میخوام قبل ازدواج بهش بگم این مسئله رو .

    من نه آدم تنبلیم که چشم به دست اون باشه فقط ، نه سوء استفاده میخوام بکنم صبح ها میرم مدرسه بعد از ظهرها مغازه ، تو مغازه دارم کتاب تستم مینویسم و سایت هم دارم پس این نیست بگم تنبلم شاید درامد ماهیانه بنده برسه به 3 تومن یا 4 تومن البته هنوز کتابم نرفته رو چاپ . حالا من چجوری بهش بگم که میخوام هر ماه حقوقت رو بدی دست من که بندازم رو درآمد اون ماه .

    ببینید واسش چیزی کم نمیذارم و خسیس هم نیستم یعنی مثلا اگه یه ماه مانتو بخواد واسش میخرم جهنم اون ماه 500 تومن کمتر پس انداز کنیم یه ماه کفش  بخواد واسش میخرم ولی این که کلا پولش دست خودش باشه و من تا اخر عمر هر بار بهش بگم پول بده اذیتم میکنه میخوام یه بار این قضیه رو رفع کنم کلی .

    مطمئنم باشید قصدم خیانت نیست و خسیسم نیستم حتی اگر شده یه ماه کل پول خودش و خودمو واسش خرج کنم مهم نیست اصلا فقط میخوام دیگه بده دست من حقوقو که بتونم باهاش واسه آینده مون برنامه ریزی کنم .

    حالا شما جای دختره ، اعتماد میکردید ؟ چطور بهتون میگفتم بهتر بود ؟

    ممنون

    موضوعات مرتبط: ازدواج با دختران شاغل ,

  • ۰ موافق ۷ مخالف
  • ۱۸۷ نظر
    • تعداد نمایش : ۲۹۶۴
    • چهارشنبه ۸ دی ۹۵ - ۲۲:۲۵

    آقایون، چرا بعضی از هم جنساتون بی غیرت شدن؟

    سلام

    چرا فضای اینستا و شبکه های مجازی اینطور شده واقعا!!؟ پر شد از بینی های عملی و لبهای پروتز و خصوصی ترین عکسهای افراد ، بعضیا انگار با گالری گوشیشون اشتباه گرفتن این جاها رو..

    مذهبی غیر مذهبی نداره ، طرف اول پیجش خدا خدا کرده و پست های حسینی گذاشته بعد تو دایرکت دخترا با خواهرم خواهرم خر خودشو میرونه! واقعا حال ادم بهم میخوره از این به نمایش گذاشتن های اندام و چهره ها و صورتک های ارایش شده..

    بابا چه خبره ؟ زیر پستارو ادم میخونه حالش بهم میخوره اینا واقعاااا مردن!؟؟ یعنی من فکر میکنم اگه روزی ما هم اروپایی شیم بعضی از مردان بلا نسبت مردای این وبلاگ و خیلی از مردهای دیگه هاااار و حریص و بی غیرت ترینن!!

    اعصاب ادم له میشه به معنای واقعی ... دخترا که هیچ عفت و حیاشون با خاک یکسان شده اصلا معلوم نیست تو مغزشون به چی فکر میکنن ؟ پسرا و نرهایی هم که تشویق میکنن این دخترا رو هم که غیرت و حرمت و خوردن یه نوشابه گاااازدار روش...

    چی شد به اینجا رسیدیم ؟ من به عنوان یک ایرانی مذهبی و معتقد به خداااا از ایندم میترسم . من میترسم از ازدواج ، میترسم از اینکه گیر گرگ بیفتم ، گیر یه بی غیرت بیفتم  ، میترسم با یه گرگ در لباس میش اسیر شم...

    اصلا الان اینقدر به مردا بد بین شدم ... بیرون میرم فقط عذاب میکشم این همه قیافه های فجیع به لطف تهاجم فکری فرهنگی جلو عقب خانوما پیدا ، دیگه چیزیشون نمونده دیده نشه ، چندشم میشه والا تو خیابون راه میرم  . چرا چرا بی غیرت شدیم چرا یادمون رفت ما نژاد اصیل و ذاتا زیبایی بودیم .

    چرا اینقدر فساد بیداد میکنه در فضاهای مجازی ؟ کجا کج رفتیم کجا هار شدیم ... آقایون چرا بعضی از هم جنساتون بی غیرت شدن؟ از آینده میترسم بخدا الان به حدی ناراحتم که دلم میخواد یه دل سیر گریه کنم .

    من یه دخترم مقیدم اذیت میشم تو این فضای تنگ و کثیف جامعه، من نمیفهمم این ادما چرا خدا رو انکار میکنن ؟ چرا نمیخوان با واقعیت رو به رو شن؟ چرا نمیخوان تو کتشون فرو کنن بابا اون دنیاییم هست اصلا نمیدونم فکر میکنن یا نه؟؟! چرا با خدا میجنگن چراااااا ؟

    من احساس میکنم دارم منزوی میشم بیرون میرم اذیت میشم اذیت میشم از نظر اینکه این وضع حجاب و بی حیایی رو میبینم میرم تو فکر خودخوری میکنم !

    کاش زودتر ظهور کنه ما رو نجات بده از این منجلاب کثیف شیطانی😭

    اللهم عجل لولیک الفرج

    موضوعات مرتبط: جنگ نرم , مسائل اجتماعی روز جامعه ,

  • ۲ موافق ۵ مخالف
  • ۱۲۲ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۹۲۸
    • چهارشنبه ۸ دی ۹۵ - ۲۲:۰۰

    دلم میخواد قبل از شروع سربازیم یه دختر رو عقد کنم

    سلام بر همگی  یه سوالی از خدمتتون داشتم.

    من یه پسر 24 ساله هستم که انشاء الله این ترم فارغ التحصیل میشم. پدره بنده وضع مالیشون خوبه الحمدلله و یه سرمایه ی خوبی رو برای من در نظر گرفتن.

    خودم فکر میکنم اگه بعد از لیسانسم برم سربازی برام بهتره فعلا. ولی دلم میخواد قبل از شروع سربازیم یه دختر رو عقد کنم و بعد از اتمام سربازی بریم سر خونه زندگیمون. به دو دلیل:

    یکی اینکه شرایط خدمت برای افراد متاهل خیلی بهتر از افراده مجرده. ( تو شهره خودت میوفتی و هر روز صبح که بری پادگان،ظهر برمیگردی خونه. عین یه کارمند)

    یکی هم این که دلم نمیخواد الکی جوونیم هدر بره. با خودم میگم چرا وقتی از نظر مالی مشکلی ندارم، خودم رو دو سه سال از این نعمت محروم کنم.

    منتها یه مشکلی دارم فقط. اونم اینه که اعتماد به نفسم پایینه و خجالتی هستم. راستش من ظاهره خوبی دارم ( قد بلند و چارشونه) آدم چشم پاکی هم هستم و با اینکه تو دانشگاه خیلی از دخترا بهم توجه میکنن و چراغ سبزن همیشه، ولی اصلا رابطه ای با هیچکدوم برقرار نکردم تو این 4 سال.

    با خودم میگم اینکه من قراره رو خودم کار کنم و اعتماد به نفسم رو ببرم بالا، با وجود یه دختر  میتونم موفق تر باشم.

    دلمم یه دختره محجبه ی ولایی میخواد. حالا میخواستم از دختر خانوما بپرسم اگه یه پسری با مشخصات من ( شرایط خوب ولی اعتماد به نفس پایین و خجالتی ) بیاد خواستگاریتون نظرتون چیه ؟ در مورد عقد کردن قبل از سربازی چطور ؟

    خیلی ممنون میشم نظراتتون رو بهم بگین.

    موضوعات مرتبط: مشورت در ازدواج آقایان , ازدواج و سربازی ,

  • ۲ موافق ۳ مخالف
  • ۸۸ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۸۲۴
    • سه شنبه ۷ دی ۹۵ - ۲۲:۴۵

    اگه شوهر کردیم چه رفتاری با همسرمون انجام بدیم ؟

    سلام

    من دختر ۲۰ ساله ای هستم. چند سالیه همراه خانواده برترم . سوالی که چند وقته ذهنمو مشغول کرده می خوام ازتون بپرسم.

    ما دخترا وقتی سن ازدواجمون میرسه و خواستگار برامون میاد به این فکر میکنیم که اگه ازدواج کردیم چه رفتاری با همسرمون انجام بدیم بذارید واضح تر توضیح بدم.

    وقتی میشینی پای درد و دل خانومای متاهل یکی میگه از اول زندگی زیاد به شوهرت محبت نکنی ها ! بذار تشنه محبتت باشه و همیشه دنبالت. یکی میگه نه شوهرتو از محبت سیراب کن تا گوش به حرفت بوده. یکی میگه زبون خوش داشته باشی شوهرت بنده ت میشه.

     واا.... آدم میمونه .من به خصوص چون تا حالا با پسری دوست نبودم زیاد وارد به این جور مسائل نیستم. دور و برمم هر کی یه جوره ولی به نظرم زبون خوش خیلی کارایی داره. از خانوما و آقایون میخوام اگر تجربه یا نظری دارن بگم به گوش جان میشنوم.

    کامروا باشید .

    موضوعات مرتبط: مشورت در ازدواج خانم ها , مسائل رفتاری دوران عقد , مشورت در شوهرداری ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۲۷ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۶۳۴
    • سه شنبه ۷ دی ۹۵ - ۲۲:۱۵

    احساس میکنم شوهرم وقتی باهام باشه حوصلش سر میره

    سلام دوستان

    من به تازگی دارم ازدواج میکنم ولی کلا ارتباطم با جنس مخالف خیلی ضعیفه مثلا حتی با همکلاسی های پسرم هم نمیتونم صحبت کنم .

    یا مثلا قبلا که خواستگار اومده بود موقعی که با هم حرف میزدیم به زور چند تا کلمه صحبت کردم یا جوابشو میدادم .

    بهم گفت شما چقدر ساکت و آرومی. الانم که میخوام ازدواج کنم واقعا نگرانم . اصلا نمیدونم تو دوران نامزدی عقد چطوری باید با شوهرم ارتباط داشته باشم ؟

    حتی باورتون نمیشه مثلا اگه خواستیم تنها باشیم حتی نمیدونم چه حرفایی بزنم چی بگم ؟ همش احساس میکنم شوهرم وقتی باهام باشه حوصلش سر میره و کسل میشه . میترسمم که از کم حرف بودن و خجالتی بودنم سرد بشه باهام.

    من حتی بلد نیستم جوک بگم ، خاطره تعریف کنم همیشه تو حرف زدن کم میارم ، با دوستای خودم اینطور نیستما خیلی راحت ترم ولی کلا بخوام با یه پسر حرف بزنم حتی تو چشماشم نمیتونم نگاه کنم

    لطفا کمکم کنید

    موضوعات مرتبط: مسائل رفتاری دوران عقد ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۲۷ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۳۹۸
    • يكشنبه ۵ دی ۹۵ - ۲۲:۴۰

    میخوام با کسی ازدواج کنم که دوستش داشته باشم ولی گزینه ای ندارم ...

    با سلام

    جوانی 32 ساله هستم, شکر خدا در زندگی موفق بودم (تحصیلی و کاری) تا قبل 30 سالگی برای این که ثبات در زندگیم ایجاد نشده بود قصد ازدواج نداشتم ( میتونستم ازدواج کنم ولی میخواستم همسرم در ناز و نعمت باشد), خدا رو شکر با تلاش زندگیم رو به راه شد ( خانه و ماشین  و شغل و درامد خوب ),شاید سال بعد دکترا بخونم ( فقط به خاطر علاقه نه کار ,چون شغل ازاد دارم و دنبال کار دولتی هم نمی باشم) اما مشکل اینجاست که متاسفانه برای ازدواج با مشکل مواجه شدم, کسایی که همسن و سال من بودند ازدواج کردند و من ...

    ضمنا کسایی رو که قبل 30 سالگی دوست داشتم ولی به خاطر شرایط خودم قدم پیش نگداشتم ازدواج کردند , یه جورایی الان افسوس میخورم که موقعیت رو از دست دادم, مانده ام چه کنم از طرفی سن و سال بالا رفته و از طرفی میخوام با کسی ازدواج کنم که دوستش داشته باشم ولی گزینه ای ندارم ...

    خانواده هم به شدت فشار میارن ,مانده ام چه کنم ,شما اگه به جای من بودید چه میکردید؟ در ضمن 32 سال برای ازدواج پسر خیلی زیاد است؟

    موضوعات مرتبط: مشورت در ازدواج آقایان , ازدواج پسران بالای 30 سال ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۶۵ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۷۹۹
    • يكشنبه ۵ دی ۹۵ - ۲۲:۲۵

    گاهی اوقات که خانمم از مادرم گله میکنه از کوره در میرم

    سلام
    من الان دو ساله که ازدواج کردم . خانمم 20 سالشه. مشکل من اینه که خانمم با مادرم آبش تویه جوب نمیره و خانمم از حرفای مادرم که واسه ما عادیه ناراحت میشه و میگه همه حرفاش نیش و کنایه به منه . البته در ظاهر با هم خوبن .
    حالا مشکل اصلی اینه که وقتی خانمم بهم میگه مادرت این حرف رو زد اون حرف رو زد من گاهی از کوره در میرم و از مادرم پشتیبانی میکنم که بخاطر همین موضوع خانمم خیلی ناراحت میشه و میگه تو مادرت رو بیشتر از من دوس داری .
    بنظر شما من اون لحظه چه عکس العملی نشون بدم؟ گاهی مطمئنم حق با مادرمه و خانمم داره حرف بی جا میزنه ، خواهشا کمکم کنین و بگین چطور باهاش رفتار کنم ؟
    موضوعات مرتبط: مشورت در زن داری ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۳۶ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۱۱۱
    • يكشنبه ۵ دی ۹۵ - ۲۲:۱۵

    برو بالا