خانواده برتر

انتخاب همسر و مسائل خواستگاری، مسائل دوران عقد، مسائل زناشویی، تربیت فرزند ، تبلیغ رایگان مشاغل نو پا، مسائل زنان ، ارتباط با خانواده، مسائل اعتقادی

دسترسی سریع ← آخرین مطالب - موضوعات - فعال ترین کاربران - آخرین نظرات



۳۱ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «aseman» ثبت شده است

دلم میخواد قبل از شروع سربازیم یه دختر رو عقد کنم

سلام بر همگی  یه سوالی از خدمتتون داشتم.

من یه پسر 24 ساله هستم که انشاء الله این ترم فارغ التحصیل میشم. پدره بنده وضع مالیشون خوبه الحمدلله و یه سرمایه ی خوبی رو برای من در نظر گرفتن.

خودم فکر میکنم اگه بعد از لیسانسم برم سربازی برام بهتره فعلا. ولی دلم میخواد قبل از شروع سربازیم یه دختر رو عقد کنم و بعد از اتمام سربازی بریم سر خونه زندگیمون. به دو دلیل:

یکی اینکه شرایط خدمت برای افراد متاهل خیلی بهتر از افراده مجرده. ( تو شهره خودت میوفتی و هر روز صبح که بری پادگان،ظهر برمیگردی خونه. عین یه کارمند)

یکی هم این که دلم نمیخواد الکی جوونیم هدر بره. با خودم میگم چرا وقتی از نظر مالی مشکلی ندارم، خودم رو دو سه سال از این نعمت محروم کنم.

منتها یه مشکلی دارم فقط. اونم اینه که اعتماد به نفسم پایینه و خجالتی هستم. راستش من ظاهره خوبی دارم ( قد بلند و چارشونه) آدم چشم پاکی هم هستم و با اینکه تو دانشگاه خیلی از دخترا بهم توجه میکنن و چراغ سبزن همیشه، ولی اصلا رابطه ای با هیچکدوم برقرار نکردم تو این 4 سال.

با خودم میگم اینکه من قراره رو خودم کار کنم و اعتماد به نفسم رو ببرم بالا، با وجود یه دختر  میتونم موفق تر باشم.

دلمم یه دختره محجبه ی ولایی میخواد. حالا میخواستم از دختر خانوما بپرسم اگه یه پسری با مشخصات من ( شرایط خوب ولی اعتماد به نفس پایین و خجالتی ) بیاد خواستگاریتون نظرتون چیه ؟ در مورد عقد کردن قبل از سربازی چطور ؟

خیلی ممنون میشم نظراتتون رو بهم بگین.

موضوعات مرتبط: مشورت در ازدواج آقایان , ازدواج و سربازی ,

  • ۲ موافق ۳ مخالف
  • ۸۸ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۷۷۲
    • سه شنبه ۷ دی ۹۵ - ۲۲:۴۵

    اگه شوهر کردیم چه رفتاری با همسرمون انجام بدیم ؟

    سلام

    من دختر ۲۰ ساله ای هستم. چند سالیه همراه خانواده برترم . سوالی که چند وقته ذهنمو مشغول کرده می خوام ازتون بپرسم.

    ما دخترا وقتی سن ازدواجمون میرسه و خواستگار برامون میاد به این فکر میکنیم که اگه ازدواج کردیم چه رفتاری با همسرمون انجام بدیم بذارید واضح تر توضیح بدم.

    وقتی میشینی پای درد و دل خانومای متاهل یکی میگه از اول زندگی زیاد به شوهرت محبت نکنی ها ! بذار تشنه محبتت باشه و همیشه دنبالت. یکی میگه نه شوهرتو از محبت سیراب کن تا گوش به حرفت بوده. یکی میگه زبون خوش داشته باشی شوهرت بنده ت میشه.

     واا.... آدم میمونه .من به خصوص چون تا حالا با پسری دوست نبودم زیاد وارد به این جور مسائل نیستم. دور و برمم هر کی یه جوره ولی به نظرم زبون خوش خیلی کارایی داره. از خانوما و آقایون میخوام اگر تجربه یا نظری دارن بگم به گوش جان میشنوم.

    کامروا باشید .

    موضوعات مرتبط: مشورت در ازدواج خانم ها , مسائل رفتاری دوران عقد , مشورت در شوهرداری ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۲۷ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۵۹۲
    • سه شنبه ۷ دی ۹۵ - ۲۲:۱۵

    احساس میکنم شوهرم وقتی باهام باشه حوصلش سر میره

    سلام دوستان

    من به تازگی دارم ازدواج میکنم ولی کلا ارتباطم با جنس مخالف خیلی ضعیفه مثلا حتی با همکلاسی های پسرم هم نمیتونم صحبت کنم .

    یا مثلا قبلا که خواستگار اومده بود موقعی که با هم حرف میزدیم به زور چند تا کلمه صحبت کردم یا جوابشو میدادم .

    بهم گفت شما چقدر ساکت و آرومی. الانم که میخوام ازدواج کنم واقعا نگرانم . اصلا نمیدونم تو دوران نامزدی عقد چطوری باید با شوهرم ارتباط داشته باشم ؟

    حتی باورتون نمیشه مثلا اگه خواستیم تنها باشیم حتی نمیدونم چه حرفایی بزنم چی بگم ؟ همش احساس میکنم شوهرم وقتی باهام باشه حوصلش سر میره و کسل میشه . میترسمم که از کم حرف بودن و خجالتی بودنم سرد بشه باهام.

    من حتی بلد نیستم جوک بگم ، خاطره تعریف کنم همیشه تو حرف زدن کم میارم ، با دوستای خودم اینطور نیستما خیلی راحت ترم ولی کلا بخوام با یه پسر حرف بزنم حتی تو چشماشم نمیتونم نگاه کنم

    لطفا کمکم کنید

    موضوعات مرتبط: مسائل رفتاری دوران عقد ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۲۷ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۳۶۵
    • يكشنبه ۵ دی ۹۵ - ۲۲:۴۰

    میخوام با کسی ازدواج کنم که دوستش داشته باشم ولی گزینه ای ندارم ...

    با سلام

    جوانی 32 ساله هستم, شکر خدا در زندگی موفق بودم (تحصیلی و کاری) تا قبل 30 سالگی برای این که ثبات در زندگیم ایجاد نشده بود قصد ازدواج نداشتم ( میتونستم ازدواج کنم ولی میخواستم همسرم در ناز و نعمت باشد), خدا رو شکر با تلاش زندگیم رو به راه شد ( خانه و ماشین  و شغل و درامد خوب ),شاید سال بعد دکترا بخونم ( فقط به خاطر علاقه نه کار ,چون شغل ازاد دارم و دنبال کار دولتی هم نمی باشم) اما مشکل اینجاست که متاسفانه برای ازدواج با مشکل مواجه شدم, کسایی که همسن و سال من بودند ازدواج کردند و من ...

    ضمنا کسایی رو که قبل 30 سالگی دوست داشتم ولی به خاطر شرایط خودم قدم پیش نگداشتم ازدواج کردند , یه جورایی الان افسوس میخورم که موقعیت رو از دست دادم, مانده ام چه کنم از طرفی سن و سال بالا رفته و از طرفی میخوام با کسی ازدواج کنم که دوستش داشته باشم ولی گزینه ای ندارم ...

    خانواده هم به شدت فشار میارن ,مانده ام چه کنم ,شما اگه به جای من بودید چه میکردید؟ در ضمن 32 سال برای ازدواج پسر خیلی زیاد است؟

    موضوعات مرتبط: مشورت در ازدواج آقایان , ازدواج پسران بالای 30 سال ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۶۵ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۷۰۵
    • يكشنبه ۵ دی ۹۵ - ۲۲:۲۵

    گاهی اوقات که خانمم از مادرم گله میکنه از کوره در میرم

    سلام
    من الان دو ساله که ازدواج کردم . خانمم 20 سالشه. مشکل من اینه که خانمم با مادرم آبش تویه جوب نمیره و خانمم از حرفای مادرم که واسه ما عادیه ناراحت میشه و میگه همه حرفاش نیش و کنایه به منه . البته در ظاهر با هم خوبن .
    حالا مشکل اصلی اینه که وقتی خانمم بهم میگه مادرت این حرف رو زد اون حرف رو زد من گاهی از کوره در میرم و از مادرم پشتیبانی میکنم که بخاطر همین موضوع خانمم خیلی ناراحت میشه و میگه تو مادرت رو بیشتر از من دوس داری .
    بنظر شما من اون لحظه چه عکس العملی نشون بدم؟ گاهی مطمئنم حق با مادرمه و خانمم داره حرف بی جا میزنه ، خواهشا کمکم کنین و بگین چطور باهاش رفتار کنم ؟
    موضوعات مرتبط: مشورت در زن داری ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۳۶ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۰۷۷
    • يكشنبه ۵ دی ۹۵ - ۲۲:۱۵

    چطور میشه برای ازدواج، باب آشنایی با یه آقای با شخصیت رو باز کرد ؟

    با عرض سلام و خسته نباشید خدمت تمامی دوستان عزیز

    من سوالی دارم که اگه ممکنه خانمها لطف کنند و جواب بدهند. اگر آقایی که ظاهر عادی در حد معمول مردهای جامعه رو داره و ظاهری کمی مذهبی داشته باشه ( البته نه خشک مذهبی ) منظورم انگشتر عقیق و ته ریش و ظاهری ساده و خیلی معمولی ، ممکنه خانمی به ایشون علاقمند باشند ولی با توجه به تیپ و شخصیت آقا نتونند این مسئله رو بروز بدهند؟

    آیا اصلا خانمها جذب چنین مردانی می شوند؟ و اگر شدند راه حل صحیح ابراز علاقه به ایشون چبه؟ چطور باید با همچبن مردانی رفتار کرد تا باب آشنایی باز شود؟

    میدونم که خیلی مهربون و با خداست ولی من کسی رو ندارم جلو بفرستم.

    ممنونم

    موضوعات مرتبط: جذب خواستگار دلخواه ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۱۳ نظر
    • تعداد نمایش : ۸۸۶
    • يكشنبه ۵ دی ۹۵ - ۲۲:۰۰

    تفاوت اعتقادی بعد از ازدواج مشکل ساز میشه ؟

    سلام

    دختری هستم 25 ساله و دارای مدرک فوق لیسانس از یه دانشگاه خوب. بیکار و بی اعتقاد به دین و مذهب. یعنی خدا رو قبول دارم اما حدود سه ساله که به این نتیجه رسیدم دوست ندارم نماز بخونم و روزه بگیرم. اما به شدت انجام ندادن رذائل اخلاقی برام مهمه. یعنی از دروغ و تهمت و ناحق کردن حق بقیه و ... بیزارم.

    چند شب پیش برام خواستگاری اومد که از نظر خانوادگی دقیقاً شبیه همیم. پسره 29 ساله دارای لیسانس و یه شغل خوب و با قیافه و ظاهر مناسب که تو همون نگاه اول به دلم نشست.

    اما وقتی رفتیم صحبت کنیم بهم گفت معیار اولم برای ازدواج اول ایمان و بعد صداقته. منم چون از دروغ بدم میاد سربسته بهش گفتم از نظر ایمانی اینطوریم و قصد دارم تو جلسه بعد براش کاملاً توضیح بدم.

    حالا به نظر دوستان بر فرض صورت گرفتن وصلت تفاوت اعتقادی مشکل ساز میشه ؟ راستش من معتقدم آدم آزاده هر اعتقادی داشته باشه و من با با ایمان بودن اون آقا مشکلی ندارم.

    موضوعات مرتبط: مشورت در ازدواج خانم ها ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۴۲ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۱۳۸
    • جمعه ۳ دی ۹۵ - ۲۲:۳۰

    نامزدم میگه چرا اومدی سراغ من ؟ تو کجا و من کجا ؟

    سلام 
    من یه پسر 26 ساله هستم تازه با این سایت آشنا شدم از طریق دختر خالم.
    بنده  حدود 4 ماهه که با یه دختر خانوم خیلی پاک و با حیا نامزد کردم ایشون 19 سالشونه و پدر و مادر ندارن . بچه یکی از این کانون های خصوصی بهزیستی هستن و من از طریق پدرم که روانپزشکه و مشاوره و مداوای اون مرکز رو برای مدتی به عنوان خیریه به عهده گرفته بود آشنا شدم . من واقعا از لحاظ عاطفی بهش وابستم و واقعا دوسش دارم .
    ایشونم منو دوس داره ولی از روزی که عقد کردیم مثلا وقتی میرم دنبالش که بریم بیرون دست و پاش شروع میکنه به لرزیدن . اصلا کنارم راحت نیست میدونم تا حدی طبیعیه چون خودمم اوایل تا حدی تپش قلب و اینا داشتم . چون هر دومون اولین رابطمونه ولی الان مدتی از عقدمون گذشته و باید عادی شده باشه .
    من  تک فرزندم و پدرم همیشه آرزو داشت یه دختر داشته باشه که به خاطر فوت مادرم نشد پدرم هفته ای 2 بار به مرکز سر میزد و اعضا رو از لحاظ روحی و شیوع بیماری هایی مثل افسردگی و ... بررسی میکرد .
    یه مدتی که از مرکز میومد  همش به شوخی میگفت دخترمو پیدا کردم که بالاخره منو با ایشون آشنا کرد و عقد کردیم . اینا رو گفتم که این موضوع رو برسونم که تو خونه ما هم برامون خیلی عزیز و با ارزشه و دلیلی برای خود کم بینی ایشون وجود نداره  .
    چند بار با لحن  شوخی معنی دار بهم گفته تو که رزیدنتی ولی من  دیپلمم رو هم به زور گرفتم  یه بارم وقتی تو پاویون به دوستام معرفیش کردم احساس کردم از چیزی ناراحت شده فرداش تو تلفن با گریه بهم گفت چرا اومدی سراغ من ؟ تو کجا و من کجا ؟
    حتی ظاهرت هم از من بهتره ... احساس میکنم خیلی عذاب میکشه . من واقعا دوسش دارم دلم نمیاد انقد اذیت بشه .
    من دوس دارم دستاشو بگیرم ولی اون تو چشامم راحت نگاه نمیکنه و وقتی دستاشو میگیرم به شدت خجالت میکشه و میلرزه و قلبش تند تند میزنه حتی گاهی مثلا رو نیمکت پارک طوری معذبه که مجبور میشم یکم با فاصله بشینم .
    درسته از نظر تحصیلات و مالی با هم تفاوت داریم ولی فرهنگش مهربونیش ادبش حجاب و حیا و چهره معصومانش برای من بی ماننده و از نظر من تفاوت تحصیلات و چیزای ظاهری  دلیل بر تفاوت سطح دو انسان نیست .
    از پدرم چند بار خواهش کردم که باهاش صحبت کنه ولی ایشون میگه بهتره فعلا اضطرابش رو به روش نیاریم اینکه بفهمه ما متوجه اضطرابش میشیم بدترش میکنه .
    رفته رفته داره ازم دور میشه چون این رابطه داره اذیتش میکنه برای اینکه برم دنبالش یا بیاد پیشم بهونه میاره  . انگار داره بدتر میشه . انگار ازم میترسه . واقعا نمیدونم چیکار کنم میترسم یه روز بخواد ازم جدا بشه .
    خواهش میکنم راهنماییم کنید
    موضوعات مرتبط: مسائل رفتاری دوران عقد ,

  • ۴ موافق ۰ مخالف
  • ۲۰۱ نظر
    • تعداد نمایش : ۴۸۴۴
    • جمعه ۳ دی ۹۵ - ۲۲:۲۰

    اگه خواستگارم رو قبول کنم و بعد در دانشگاه از کسی خوشم اومد چی ؟!

    سلام

    من 19 سالمه و پشت کنکوریم. تا الان هر چی خواستگار داشتم مامانم رد کرده و گفته بچه ای ، ولی پارسال یکی از پسرای اقواممون خواستگاری کرد که خانوادم خیلی دوسش دارن ،9 - 8  سالی ازم بزرگتره و هم از نظر تحصیل و هم خانواده و هم شخصیتش خیلی خوبه ، چهره هم که اهمیتی نداره برام .

    چون کنکور قبول نشدم گفتن صبر کنن که میخوام دوباره کنکور بدم حدود یک و سال و نیم میگذره ، تقریبا همه فهمیدن خواستگارمه هر کی بهم میرسه میگه قبول کن و مامانم هم روزی یه بار میگه پسر خوبیه قبول کن . من به هر حال سال دیگه میرم دانشگاه یعنی سال دیگه میان رسما خواستگاری . نگرانی که الان دارم اینه که خوب من که درست نمیشناسمش و بحث یه عمر زندگیه و خانوادش مذهبین نمیدونم بذارن اول با هم آشنا شیم یا نه ! چون پسره گفت میخوام فرداش عقد کنم .

    الانم یه خواستگار دیگه هم دارم که با پسر اقواممون در یه حده با این تفاوت که غریبن! و همچنین تو دانشگاه با افراد بیشتری اشنا میشم اگه اونجا از کسی خوشم اومد چی؟ الان موندم کنکور که دادم باید چیکار کنم ؟

    البته به اینم باید توجه کنم که رد کردن پسر اقواممون مساوی قهر و قطع ارتباط و از اینجور چیزاس کلا اینجوریم ...

    موضوعات مرتبط: مشورت در ازدواج خانم ها ,

  • ۰ موافق ۲ مخالف
  • ۲۹ نظر
    • تعداد نمایش : ۹۳۶
    • جمعه ۳ دی ۹۵ - ۲۲:۱۵

    چطوری با چت کردن میتونم به عمق افکار خواستگارم پی ببرم

    سلام

    بذارید ماجرا رو از پدرم شروع کنم ایشون کارش طوریه که اکثر کشور های خارجی رو میره و خیلی دوست و آشنا همه جا داره و چند تا خواستگارای من هم از بین اون ها بودن که وضع مالی خوبی داشتن و البته ایرانی اما چندان مذهبی نبودن و رد شدن ، و اما ماجرای خواستگار اصلی ...

    قبلش بذارید یکم از خودم بگم من بر خلاف خانواده م مذهبی هستم یعنی چادری و نماز اکثرا اول وقت و دعا و گاهی نماز شب حالا خدا داند چجور بنده ایم . سنم 20-25 هست و سعی کردم تا میتونم از ترس خدا حق رو نا حق نکنم دختر باهوش و استعداد و اجتماعی و الکی خوش و گاهی زود رنج و از کوره در رو ام و دانشجو علوم آزمایشگاه .

    و اما این آقای خوش سلیقه رو تو یکی از سفر های زیارتی پدرم که من باهاشون بودم دیدیم و تقریبا کم همو دیدیم اما برادرم شناخت ده ساله ازش داره و سه سال بزرگتر از من هستن و تفاوت بزرگی که با بقیه خواستگارام داره اینه که ایشون اصلا ایرانی نیست عرب زبانه ، اما با انگلیسی راحت حرف میزدیم و یه خورده زبان همو بلدیم ویژگی مثبتش که منو جذب کرد اینه که خیلی مومن و پاک و ساده ست چون خادم حرمه و میدونم مثل خودم صفره اصلا آکه :)

    البته کار آزاد هم داره و درآمدش خوبه ، خونه کوچیکی هم داره دلیل خواستگاریش ازم این بوده که تو اولین دیدار شیفته نجابت و حجاب و سادگیم شده مثلا هههه .

    اما گذشته از شوخی من دلیل بهتری داشتم برای اینکه اینو رد نکنم و حداقل راجع بهش تحقیق کنم و حرف بزنیم اینکه میگم شاید خیلی عجیب باشه براتون اما تو یکی از اماکن مقدس یک هو از این همه تنهایی خسته شدم و دلم شکسته بود و منی که چندان به فکر ازدواج نبودم دو رکعت نماز خوندم و فقط از اون امام خواستم هر چه زودتر همسری قسمتم بشه که معرفت خدا و ائمه رو تو قلبم بیشتر کنه .

    حال عجیبی بود و درست بعد این ماجرا یک هفته بعد مسافرتمون ایشون درخواستشو مطرح کرد و اون لحظه من قولم تو اون حرم یادم اومد تک تک کلماتشو و اون مذهبی ترین خواستگارم بود فکر کردم خودشه!

    موضوعات مرتبط: مسائل خواستگاری (برای دختران) , ازدواج با اتباع خارجی ,

  • ۰ موافق ۱ مخالف
  • ۱۹ نظر
    • تعداد نمایش : ۹۹۴
    • پنجشنبه ۲ دی ۹۵ - ۲۲:۳۰

    چرا نگاه بعضی از مردم به آخوندا و حوزه ای ها زیاد جالب نیست؟

    سلام دوستان

    یه راست میرم سر اصل‌ مطلب . چرا نگاه بعضی از مردم به آخوندا و حوزه ای ها زیاد جالب نیست؟ اولا باید بگم من نه اطرافم‌ نه جد در جدم یه آخوند نداریم و نه‌ خودم قصد دارم برم‌ تو‌ حوزه ، پس هیچ‌ لزومی نداره عاطفی صحبت کنم یا الکی طرفشون بگیرم‌ . و اما اصل موضوع آخوندا که معصوم نیستن خوب دارن بدم دارن شاید خوباشون تازه بیشتر باشن .

    دکتر داریم جونشو برا بیمارش میده یه دکترم داریم تو اصفهان بخیه های بیمارشو باز میکنه اما کسی نگفت همه دکترا بدن یا پولکی اند ، کسی نگفت پزشکی بده نرو پزشکی ، اما برای آخوندا اینطور نیستن تا به طرف اسم حوزه رو میبری صورتشو جمع میکنه و عه عه اش میگیره ! تمام چیزای بد آخوندا به ذهنش میاد یکم با خودش نمیگه همه آخوندا بد نیستن .

    قبول دارم بعضیاشون دو رنگ‌ دو رواند اما همشون که اینطور نیستن خوبو بد همه جا هست!!
    یه بنده خدا با یه خواستگار شیخ داشت ابروشو برده بودن که فلانی میخواد شیخ ازدواج کنه ! خب کی چی؟ مگه شیخ بودن چه مشکلی داره!؟‌ واقعا خیلی دلم‌ میخواد بدونم چرا نگاه بعضی از مردم انقد به آخوندا بده ؟

    من با تمام چیزایی که شنیدم و دیدم بازم نتونستم نگامو مث بعضی از دوستان انقد منفی کنم به حوزه ای ها!

    اتفاقا بحالشون غبطه میخورم که رفتن درس دینو خوندن بهتر از من سر در میارن تفسیر و معنی و قرائت و حدیث و فول هستند .

    موضوعات مرتبط: مسائل اجتماعی روز جامعه ,

  • ۳ موافق ۱ مخالف
  • ۱۱۴ نظر
    • تعداد نمایش : ۲۰۶۴
    • دوشنبه ۲۹ آذر ۹۵ - ۲۲:۳۰

    دلایل خوش قیافه شدن پسر بعد از ازدواج چیست؟

    سلام

    از همه ی دختر خانم ها و آقایون محترم خواهش می کنم جواب بدین. بنده خواستگارانی داشتم که از نظر قیافه مورد پسندم نبودن و رد می کردم، تا با یک دختری دیگر ازدواج می کردن الان که نگاه میکنم خیلی طرف خوش قیافه تر شده و اکنون غصه ام میگیره چرا جواب منفی دادم ، در حالی که همه چیز داشتند ولی قیافه شان به دلم نمی نشست. بنده افراد زیادی را رد کردم به خاطر این دلیل. دلایل خوش قیافه شدن پسر بعد از ازدواج چیست؟

    موضوعات مرتبط: مشورت در ازدواج خانم ها ,

  • ۳ موافق ۵ مخالف
  • ۸۴ نظر
    • تعداد نمایش : ۷۴۰۳
    • پنجشنبه ۱۴ مرداد ۹۵ - ۱۰:۳۱

    مجردهای بالای 30 سال چطوری زندگی شون رو میگذرونن ؟

    سلام

    از دوستان مجردم   ( دختر پسرای بالای  30  سال فقط )   ؛ میخوام بیان و بگن چجوری دارن امورات زندگیشون  رو  ( منظورم مادی نیستا )   میگذرونن بدون داشتن رابطه و تعلق خاطر به کسی ؟

    حالا شاید اغلب بصورت مجازی با جنس مخالف در تماس باشن . منظور از پست , نداشتن رابطه در واقعیت هست ( عاطفی و فیزیکی )

     با تشکر

    موضوعات مرتبط: مسائل متفرقه ,

  • ۳ موافق ۴ مخالف
  • ۱۵۹ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۰۲۶۸
    • دوشنبه ۲۴ خرداد ۹۵ - ۱۰:۵۷

    به خاطر یه حساسیت فصلی، مادر خواستگارم مانع ازدواجمون شده

    سلام
    دختری هستم با یک خانواده مذهبی . فوق لیسانسم و در دانشگاه کار میکنم. مشکلی که دارم اینه که حساسیت فصلی دارم. و بخاطر این حساسیت روی بدنم کمی لک هست نه زیاد ولی همینم ناراحتم میکنه. دو سال پیش خاستگاری داشتم که جلسه اول خاستگاری من موضوع به پسره گفتم و بشون گفتم که به مامانشم بگه که بعدا مشکلی پیش نیاد.

    مامانش قبول نکرد و همه چی تموم شد. تا این که بعد دو ماه با من تماس گرفت و گفت که منو همه جوره از دل و جون میخواد و فقط باید صبر کنیم تا مامانش راضی شه اول خیلی مخالفت کردم ولی بالاخره با اصرار ایشون قبول کردم.

    قضیه رو بعد یه هفته به خانوادم گفتم و با مخالفتهای خیلی زیاد بالاخره قانعشون کردم. هر روزی که قرار میشد بیان یه مشکلی پیش میومد تا این که بعد دو سال اومدن.

    توی این دو سال هر روز بخاطر حرفای خانوادم داغون شدم ولی بش اعتماد داشتم که میاد واقعا همدیگرو خیلی دوست داریم و اینم بگم که ارتباطمون کامل سالم و فقط با تلفنه حتی همدیگرو نمیبینیم.

    و خانواده اون از ارتباط ما خبر ندارن چون خودش میگه دلم نمیخواد بعد کسی در موردمون چیزی بگه. اومدن ولی این دفه فقط مادرش با خواهرش اومدن و در مورد حساسیتم پرسیدن. مامان من بجای این که بگه حساسیت یه اسم دیگه ای رو گفت ک نمیتونم اینجا بگم و همین یک کلمه شد بهونه ای واسه مامانش.

    میگه چرا مامانت اینطور گفت میگه مامانم بم میگه تو بمن دروغ گفتی. مامانشو خیلی دوست داره و دلش نمیخواد که هیچوقت ازش ناراحت باشه. حالا من بش میگم خب الان تکلیفمون چیه؟ میگه باید صبر کنیم یکم آروم شه بعد دوباره من ازش میخوام که بیاد.

    بعد دو سال بازم میگه صبر کنیم . با این که عاشقشم و میدونم خودم نمیتونم ازش بی خبر باشم ولی واقعا دیگه هیچ رویی جلو خانوادم ندارم. باور کنید حساسیتمم چیز خاصی نیست که مامانش انقد اذیت میکنه.

    حتی مامانش منو پسندید ولی حالا وضع اینطوره. توی این دو سال 5 تا خاستگار داشتم که اصلا اجازه ندادم بیان خونمون. و بخاطر همین مامانم همیشه دعوام میکنه که چرا دو سال صبر کردی. پسر خیلی خوب مودب و با ایمانی هس و خیلی خوش اخلاق و این که خیلی به پدر و مادرش احترام میذاره خیلی برام مهمه.

    ولی واقعا موندم چیکار کنم دوسش دارم ولی دیگه نمیتونم بیشتر از این صبر کنم تا مامانش هر وقت دلش خواست بیاد چون با این کارش ما رو تحقیر میکنه .

    تو رو خدا راهنماییم کنید .ممنون.

    موضوعات مرتبط: مشورت در ازدواج خانم ها , موانع ازدواج ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۲۵ نظر
    • تعداد نمایش : ۸۹۵
    • دوشنبه ۷ دی ۹۴ - ۲۰:۰۴

    دختری وجود داره که تابحال دوست پسر نداشته ؟

    سلام دوستان گلم

    یه سوال از دختر خانمها دارم فقط تو رو خدا با من صادق باشید و راهنماییم کنید . اینجا فضای مجازیه من که شما رو نمیشناسم که آبروتون بره.

    من پسری متولد 63 هستم و 30 سالمه در شرف ازدواجم و تو عمر 30 ساله ام با هیچ دختری دوست نبودم اینو واقعا دارم میگم به جون مادرم قسم میخورم. اما مشکل من اینه که خیلی از دخترا رو می بینم که دوست پسر دارند و علاوه بر اینکه دوست پسر دارند دست تو دست پسرا راه میرن انگار نه انگار که اون پسره نامحرمه و حق دست زدن به پسر رو ندارن.

    حالا من با دیدن زمونه گرگ و ناجور الان و حالا که میخوام ازدواج کنم و از اون مهمتر من خودم ابدا دوست دختر نداشتم. شما دختر خانمها که همیشه در جمع دخترا و دوستانتون هستید تو رو قسم به امام زمان آیا دختری پیدا میشه که اصلا دوست پسر نداشته باشه که من ازدواج کنم؟! میشه منو به عنوان داداشتون راهنمایی کنید؟ تکلیف منه پسر پاک چیه که یه همسر پاک میخوام؟

    چون مادرتون راست و حسینی بگید. دوست پسر دوست دختر بازی های امروزه کار از صرف صحبت کردن گذشته حتی با همدیگه دستم میدن. دوستان منو راهنمایی کنن که من چطور به خانم آینده ام اطمینان کنم؟ البته من قصد توهین به همه دخترا رو ندارم. ولی خود شما دوستان به اندازه کافی این چیزا رو تو اجتماع و جامعه میبینید. من که دروغ نمیگم.

    سوال دومم هم هم از دختر و پسرای جوونه ، من از کجا بفهمم که خانم آینده من ( البته فعلا مجردم ) دوست پسر نداشته؟!

    بنظر شما شب خواستگاری یا دوران نامزدی اگه ازش بپرسم که قبلا دوست پسر داشتی یا نه زشت نمیشه؟ اینجوری توهین محسوب نمیشه؟ نامزدی با این حرف بهم نمیخوره؟!

    اصلا گیریم که دختره گفت که دوست پسر نداشتم من چطور باور کتنم؟!

    اگرم که از همون اول باهام صادق بود و گفت که سابقا دوست پسر داشتم من بخاطر صداقتش ازدواج کنم یا بهتره باهاش ازدواج نکنم؟ بخدا من از اون پسراییم که اصلا تو این 30 سال عمرم حتی یه دونه دوست دختر هم نداشتم که حالا شما دخترا فکر کنید خودم همه کاری کردم و به همه مشکوکم.

    لطفا موقع پاسخگویی اسم کاربریتون رو با اسامی دخترانه و پسرانه ثبت کنید که من بدونم که مخاطبم کیه. آقا پسرا و بویژه دختر خانمها خواهشا منتظر پاسخهای صادقانه شما هستم. دوباره یادآور میشم آیا دختری وجود داره که تابحال دوست پسر نداشته بویژه دخترای 65 ی که من اگه خواستگاری برم مد نظرم دخترای متولد 65 هستش.


    سوال مشابه :

    میخوام با یه دختر پاک و دست نخورده ازدواج بکنم


    موضوعات مرتبط: مشورت در ازدواج آقایان ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۱۸۶ نظر
    • تعداد نمایش : ۶۷۶۵
    • پنجشنبه ۱۳ فروردين ۹۴ - ۰۸:۲۹