خانواده برتر

انتخاب همسر و مسائل خواستگاری، مسائل دوران عقد، مسائل زناشویی و تربیت فرزند

لینک های روزانه آخرین نظرات آخرین مطالب

۱۱ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «Magic» ثبت شده است

در محیط دانشگاه وقتی پسرا عاشق میشن چه کارایی میکنن ؟

سلام

یه سوال داشتم از آقا پسرا

میخوام بدونم وقتی پسرا عاشق میشن و به یکی علاقه مند میشن اخلاقشون چه تغییری میکنه یا چه کارایی میکنن ؟ مثلا شما یه محیطی مثل دانشگاه رو در نظر بگیرین .

برای جلب توجه اون دختر چه کار میکنین؟ مثلا سعی میکنین خوشتیپ تر از قبل باشین ؟ یا سعی میکنین در کنارش بشینین اکثرا ؟ یا مثلا وقتی کنارشین ممکنه خجالت بکشین کلا هر چی در این مورد میدونین در اختیارم بذارین لطفا .


موضوعات مرتبط :
مشورت در ازدواج خانم ها رفتارشناسی پسران برای ازدواج

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۶۱ نظر
    • ۳۴۲۲ بازدید
    • پنجشنبه ۱۶ دی ۹۵ - ۲۲:۴۰

    قانون جذب از زبان شفق ( 3 )

    با سلام

    برای استفاده از قانون جذب باید مداومت به خرج داد و حداقل 21 روز طول میکشه تا یه الگو در ذهن ما شکل بگیره . ذهن ما طوری طراحی شده که که با تغییر کردن خیلی مقابله میکنه ( ترک عادت مرضه ) .

    در اطراف شما خیلی ها هستند که در موردش کتاب خوندن و فیلم دیدن و ادعا داره که خیلی چیزا در موردش میدونه و وقتی ازش میپرسی چیکار کرده تا الان برات این قانون ... !!!

    وقتی که کامل یادش بگیری اون موقع می فهمی که چه کسانی این رو بلد بودن و یا نا خواسته از اون استفاده میکرده اند.

    به خصوص توی فیلم ها میبینی نویسنده به نکات ریزی اشاره داره منظورم فیلم هایی هست با موضوع های سینمایی و نه موضوع قانون جذب . اول باید با فیلتر کردن ورودی ها شروع کنی یعنی فیلتر کردن حواس پنج گانه .

    فیلمی که میبینی ، متنی که میخونی ، افکار و حرفی که میزنی ، همه ی اینها ، مثال : یه دوست قدیمی ازت میپرسه ازدواج کردی ؟ تو هم  در جواب میگی نه بابا زن میخوام چیکار با این وضعیت من خودم دنبال یه شوهر میگردم که خرجم رو بده. از اون طرف گلایه میکنی که خدایا چرا من اینقدر تنها هستم .

    در نتیجه باید اول از همه افکارت رو منظم کنی و افکار ضد و نقیض در مورد هدف نداشته باشی ، تو دوست داری که پولدار باشی ولی در مورد ادمای پولدار چه ذهنیتی داری؟

    1- پول حلال که جمع نمیشه این حق مردمه بدبخت هست که خوردن.

    2- این پول و سکه ها که مردم جمع میکنند روز قیامت همش رو مذاب میکنند و میریزند توی حلقشون که از اونجاشون بیاد بیرون

    3- پول زیاد ادم رو از خدا دور میکنه

    4- پولدار بودن خودش درد سر داره

    یا اینکه تو دوست داری که خواستگار داشته باشی و وقتی یه دختر دیگه خواستگار داره چه فکرایی میکنی ؟

    1- از بس این دختره با پسرا میجوشه و ....

    2- دختره اویزونه و ....

    3- دختره هیچی هم نداره و هر کسی هم که میاد فقط واسه ثروت خانوادشه

    4- یا خواستگارای این دختره نمیدونند که این جور و اونجوره وگرنه پاشون هم دم خونه اینا نمیذاشتن

    یا بد تر از همه اینکه بگی خواستگار کجا بوده و خواستگار کمه.این دیگه نابودت میکنه ، پس باید افکار فیلتر شده و خوب رو جایگزین کنی.

    دیگه اینکه سعی نکن از قانون جذب بر خلاف خیر و صلاح دیگران و اهداف شوم استفاده کنی چون که تموم بدی ها به سمت خودت بر میگرده توی قسمت دوم گفتم که من ادم مذهبی نیستم که خیالت رو راحت کنم از یه سری مسائل .

    مساله دیگه اینکه تمام تمریناتی رو که بهت میدم رو باید پنهان کنی و کسی اونا رو نبینه و نیازی هم نیست که در موردش برای کسی بگی و اگه هم کسی باهات در مورد قانون جذب گفت نمیخواد بشینی براش تعریف کنی و بگو واسه بار اوله که اسمش رو میشنوی .

    شما هر فکری که بکنی همون رو بازتابش رو در جهان واقعی میبینی اگه جو بکاری نباید توقع برداشت گندم داشته باشی .

    ما در یک محور خواص قرار داریم هر یک و تمام اتفاقاتی که برای ما رخ میدهد در بازه ی همین محوری هست که در اون قرار داریم . مثل منظومه شمسی که کره ها در یک محور خاص به دور خورشید گردش دارند و به همین دلیل می باشد که کسی رو میبینی که دست به اهن میزنه طلا میشه یکی هم میبینی دستش رو هر چیز گذاشت کفرات اون چیز رو میگیره ، یه ضرب المثلی هم هست که میگه پول روی پول میاد و نکبت رو نکبت .

    یکی توی محور درامد سه میلیون ماهیانه قرار داره یکی توی محور 500 هزار تومن و .... و یکی از تمریناتی که بهت میدم اینه که بتونی محور فعلی خودت رو ارتقا بدی ، یه قسمتی از مغز ما هست که همیشه ما رو در یک بازه و محور سعی میکنه نگه داره و قدرت خیلی بالایی هم داره .

    همه ی ما افراد زیادی رو دیدیم که یه ارث پدری و یا یه برنده شدنی پیزی توی بانک داشتن ولی چند سال بعد میبینی که شده همون ادم قبلی چون که ضمیر ناخوداگاه اون رو میرسونه به همون جایی که بوده اینا ظاهرا پولدار شدن ولی هنوز مثل یه ادم بی پول فکر و رفتار میکنند در عوض کسانی رو هم دیدی که طرف کم میاره بدهی بالا میاره و ... ولی دوباره میرسه به جایگاه قبلی  ، توی زندگی عشقولانه هم این گفته صادقه ، خب این قسمت خیلی طولانی شد

    تمرین :

    1- بشین و صادقانه تمام افکار بدی رو که در ذهن داری راجب به ازدواج و جنس مخالف و کسانی که ازدواج کردن همه رو لیست کن ( تازه متوجه میشی که چقدر فکر بد داشتی نسبت به همه چیز )

    2- تمام کسانی را که بهت بدی کرده اند و از انها در دل کینه داری رو لیست کن ( وقتی لیست کردی خودت شاخ در میاری !!!)

    و این لیست ها را در یک جای امن قرار بده تا اخر دوره باهاش کار داریم و همین الان هم همین کار رو انجام بده و سراغ قسمت بعدی نرو چون میدونم همین الان یکی داره وسوسه ات میکنه که بذار برای بعدا و این تمرین کار خیلی سختیه و انرژی زیادی هم میخواد  .

    موفق باشی

    "شفق"


    موضوعات مرتبط :
    مطالب کاربران مطالب شفق

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۲۷ نظر
    • ۱۲۸۱ بازدید
    • پنجشنبه ۱۶ دی ۹۵ - ۲۲:۱۰

    نامزدم دوست داره یه آدم دیگه از شخصیت من بسازه

    سلام

    من 24 سالمه و 4 ماهه که عقد کردم. من تحصیلات دانشگاهی دارم. تو خانواده و فامیل و آشنا همیشه همه قبولم داشتن. حتی با توجه به تخصصی بودن رشته تحصیلیم و کم کار کردن خانوم ها در اون حیطه، من یه مدت یه جا مشغول بودم و رفتار اجتماعی نسبتا مورد قبولی دارم. به خاطر مطالعه زیاد هم ،اطلاعات عمومی خوبی دارم.حتی تو ورزشی مثل فوتبال که خانوم ها زیاد دل خوشی ازش ندارن. هدف تعریف از خودم نبود.هدف سوال پایین بود.

    اما بعد از ازدواجم همسرم تموم افکار من، رفتار من رو تو خونه خودشون ، تو خونه خودمون، تو خرید تو مهمونی و هر جا دیگه را کنترل میکنه. و من الان به مرحله ای رسیدم که میترسم حرف بزنم.

    هفته پیش مهمونی بودیم خونه ی یکی از اقوامش، اخر شب بهم گفت چقدر همه از رفتار من خوششون اومده و چقدر به داشتن من افتخار میکنه. من اولش خوشحال شدم ولی بعدش حالم از خودم بهم خورد.

    چون مثل یه ادم اهنی رفتار کرده بودم،ساکت نشسته بودم سر جام، لبخند ملیح زده بودم ، تو شستن ظرف ها کمک کرده بودم و در اخر تشکر از همه.

    من دیگه هیچ اعتماد به نفسی ندارم.با اینکه محبت زیادی بهم میکنه ولی انگار خود من را دوست نداره. دوست داره یه ادم دیگه از شخصیت من بسازه. چیکار کنم.؟؟

    چطور بهش بگم چقدر اذیت میشم...


    موضوعات مرتبط :
    مسائل رفتاری دوران عقد

  • ۱ موافق ۱ مخالف
  • ۲۲ نظر
    • ۱۰۷۲ بازدید
    • چهارشنبه ۱۵ دی ۹۵ - ۲۲:۴۰

    با پسری وارد یه رابطه شدم ، ولی الان منو تهدید به قتل کرده

    سلام دوستان عزیزم

    وقتتون بخیر

    دختری ۳۳ ساله هستم که به تازگی دچار مسئله و مشکلی عجیب شده ام ،من حدود چند ماه پیش با آقایی آشنا شدم ایشان خیلی ادعای عاشق بودن می کرد و با این که شرایطمون بهم نمی خورد من ابتدا نمی پذیرفتم اصرار می کرد که خیلی دوسم داره  و قصدش ازدواجه بدون من نمی تونه دوام بیاره قسم می داد و التماس زیاد می کرد .

    به هر ترتیب من پذیرفتم که وارد ارتباط بشم وقتی رابطه دو طرفه شد من هم شدیدا به ایشون علاقمند شدم .بعد از چند وقت رفتارهای عجیبی ازش می دیدم مثلا خودش می گفت من با فلان دختر هم همین الان دوستم و بعد می خندید و می گفت شوخی کردم ،من هم ساده تصور می کردم داره شوخی می کنه ،بعد از مدتی شروع به تحقیر و تمسخر من می کرد و باز معذرت خواهی می کرد و می گفت ببخشید شوخی کردم ،چند بار قهر کردم و برگشتم تا این که به یکباره شروع کرد به فحش دادن به من و بسیار بد دهنی می کرد و هم چنین تهدید می کرد که بیچارت می کنم می کشمت،تهدید به قتل می کرد و من شگفت زده و شوک زده مونده بودم ...

    نکته خیلی شگفت آور این مسئله این هست که این آقا مدام  کارهای خیر انجام می داد و خیلی ادعای مذهبی بودن می کرد ...الان با وکیل هم صحبت کردم که بخاطر تهدیداش ازش شکایت کنم ولی الان روحیمو باختم حس می کنم به هیچ کس نمیشه اعتماد کرد و اصلا دچار شوکم .

    چیکار کنم روحیم خوب بشه ،یعنی امکان داره تهدیداشو عمل کنه‌؟ احساس دل مردگی می کنم و مدام دلم می خواد یه گوشه گریه کنم ،اصلا گریه شده کار من ،از نظر روانشناسی که تحقیق کردم این آقا دچار مشکلات شخصیتی و دیگر آزاری هست و امکان هر عملی ازش برمیاد ، البته خیلی نمی ترسم از تهدید به قتلی که کرده، بیشتر شوک زده و دلمرده ام و زیاد گریه می کنم ،کاش این اشتباهو نمی کردم .

    امیدوارم حرفای شما دوستان مرهم دلم بشه ،دلم خیلی پوسیده انگار، نمی دونم به چه گناهی اینقدر عذاب می کشم.

    دوستان کمکم کنید خواهشا


    موضوعات مرتبط :
    خودسازی در دختران

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۳۳ نظر
    • ۱۱۰۳ بازدید
    • چهارشنبه ۱۵ دی ۹۵ - ۲۲:۳۵

    به شدت از ازدواج متنفر شدم و تصمیم به تجرد قطعی گرفتم

    سلام
    من یک دختر 21 ساله هستم که تا حالا با پسری رابطه نداشتم. از بچگی به هیچ عنوان به مردها اعتماد نداشتم ولی تا 19سالگی با ازدواج هم مشکلی نداشتم.الان تو این دو سال به شدت از ازدواج متنفر شدم و تصمیم به تجرد قطعی گرفتم. و این را هم بگم که من هم نیاز جنسی و هم نیاز عاطفی را کاملا در خودم حس میکنم.با این وجود من تو این سایت بارها و بارها دیدم که خانوما گفتن بعد از 30 سالگی پشیمونی بار میاد و این حرف شدیدا منو مضطرب میکنه ؟

    علاوه بر حرف این خانوم ها،من حس میکنم که چون تو ازدواج به خدا توکل نمیکنم ضربه بدی میخورم. به نظر شما این تصمیم من معنی توکل نکردن رو میده ؟ خوب در عوض من برای تحمل یک زندگی بدون همدم فقط و فقط چشم امیدم به خداست؟

    و سوال دیگه ام ؛

    من از طلاق و یا ازدواج اشتباه نمیترسم. من از این میترسم که بچه دار شم و بخاطر بچه مجبور باشم به زندگی اجباری تن بدم که این شده کابوس من .

    خانوم هایی هستن که این تجربه را داشته باشن. یعنی فقط بخاطر فرزندشون یا ناراحتی پدر و مادرشون، شوهرشون را تحمل کنند؟ اگه هستن لطفا به من بگن زندگی با این شرایط چقد سخته؟ و اینکه لذت مادری الان را به من پیشنهاد میدن یا مثلا یه زندگی مجردی با تحصیلات عالیه و شغل مناسب و به فرزندی قبول کردن یک دختر  ؟

    و یه سوال دیگه بنظر شما یک دختر مجرد وقتش رو در بهزیستی معلولین و یا پرورشگاه بگذرونه و حس مادری اش ارضا میشه و ایا این براش مناسبه؟ و یا مهاجرت به خارج را بهش پیشنهاد میدید؟

    ببخشید طولانی شد و نگید که برای فکر کردن برای ازدواج زوده. من هر کدوم از این راه ها رو انتخاب کنم باید از الان براش بجنگم.و هیچ کدوم برام راحت و در دسترس نیست و باید برنامه ام مشخص باشه

    خیلی ممنونم


    موضوعات مرتبط :
    خودسازی در دختران

  • ۱ موافق ۱ مخالف
  • ۵۲ نظر
    • ۱۴۷۹ بازدید
    • چهارشنبه ۱۵ دی ۹۵ - ۲۲:۲۰

    با یکی ازدواج کنم که باهام جور نیست یا صبر کنم ؟

    سلام
    وقت بخیر
    دختری 27 ساله ام که دانشجوی ارشدم . رشته م اگه جسور باشیم کار هست . کار دولتی هم دارم که مورد پسندم نیست و به نسبت حقوقی که بهم میدن نمی ارزه کار کردنش. بخصوص که به شدت زندگی شخصیمو تحت تاثیر قرار داده .
    حالا با توجه به این که به لحاظ  شخصیتی آدم اهل پیشرفته ای هستم و قطعا در این جایگاه نمیمونم . بنظرتون کمی سطح توقعاتم و پایین بیارم و با یکی ازدواج کنم که باهام جور نیست یا کمی صبور باشم و با کسی ازدواج کنم که به معیارام نزدیک باشه؟
    الان خواستگاری دارم که 7 سال ازم بزرگتره ولی کار درست حسابی نداره و هم این که بنده خدا با این که تو دانشگاه دولتی هم ارشد گرفته ولی شاید 5 الی 6 سال دوره های تحصیلیش طولانی شده .
    آیا غیرمنطقیه منی که تو مدارس نمونه درس خوندم رو این قضیه حساس باشم ضمن این که ما 3 تا بچه ایم و اونا 6 تا و هم این که استانامون فرق داره و به نسبت قدش و زنش خیلی پایینه . همه اینا با فرض اینه که اون آقا مثلا مومن و بااخلاق باشه . واقعا دیگه کلافه شدم راهنمایی درستی برا ازدواج ندارم.

    موضوعات مرتبط :
    مشورت در ازدواج خانم ها

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۴۰ نظر
    • ۱۰۳۳ بازدید
    • چهارشنبه ۱۵ دی ۹۵ - ۲۲:۱۵

    برو بالا