خانواده برتر

انتخاب همسر و مسائل خواستگاری، مسائل دوران عقد، مسائل زناشویی، تربیت فرزند ، تبلیغ رایگان مشاغل نو پا، مسائل زنان ، ارتباط با خانواده، مسائل اعتقادی


۱۱ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «16 تیر 76» ثبت شده است

یه دختر چه دلیلی برای حفظ بکارتش می تونه داشته باشه ؟

سلام دوستان

من یه دختر هستم. کامنتی رو زیر یکی از پست های اینستاگرام که راجع به مساله بکارت خانم ها قبل ازدواج بود خوندم .

کلا اکثریت مردها نوشته بودن دیگه امروزه فقط یه احمق دنیال بکارت همسر آیندشه و خیلی مساله چیپ و احمقانه ای هست که برات مهم باشه زن آیندت بکارت داره یا از دست داده بکارتشو .

من خودم تا حالا به این قضیه فکر نکرده بودم. اما یه گنگی خیلی عجیب با خوندن این پست اینستاگرام و خوندن کامنت پسرها زیر اون پست پیدا کردم . که واقعا کدوم کار درسته ؟

کی داره راست میگه ؟ کدوم حرف منطقی تره ؟ من مادرم آدم معتقد و قابل احترامیه و قبلنا این مساله رو برام توضیح دادن که بدن آدم فقط باید برای یکی باشه و اینا یا احادیث و آیه های قرآن و اینا رو برام گفتن ....

اما سوال اصلیم اینه اگه یک روزی به یکی از این جور مردها برخورد کردم و بهم گفت چرا بکارتتو حفظ کردی بخوام منطقی و با استدلال براش توضیح بدم باید چی بگم ؟ اصلا هیچی به ذهنم نمیاد بجز حرف های خدا در مورد عذاب اخروی و این ها ....

خودمم بجز حرفای دینی و سنت های خانوادگی هیچ دلیل دیگه ای تو ذهنم برای جواب به این سوال نمیاد . از شما می خوام جدا از دین و عذاب اخروی و احادیث به من بگین یه دختر میتونه چه دلیلی برای حفظ بکارت داشته باشه ؟

لطفا از نظر دین نگید .

خیلی ممنون .

موضوعات مرتبط: مسائل اجتماعی روز جامعه , مسائل جنسی قبل از ازدواج , خودسازی در دختران ,

  • ۱ موافق ۰ مخالف
  • ۱۲۸ نظر
    • تعداد نمایش : ۳۴۷۱
    • چهارشنبه ۶ بهمن ۹۵ - ۲۲:۲۰

    چطور در خواستگاری بگم که تجربه یه ازدواج ناموفق داشتم

    سلام
    بنده یه پسر 33 ساله هستم ، حدود 9 سال پیش با یه دختر خانومی عقد کردم که متاسفانه عقدمون بیشتر از حدود 2 ماه طول نکشید و بهم خورد و دلیل بهم خوردنش هم این بود که تو اون زمان هم من به اندازه الآنم فهم و شعور نداشتم و هم اون دختر خانوم، خلاصه اینکه هردومون به اندازه خودمون مقصر بودیم و همه چی بهم خورد . حالا بعد از این همه مدت قصد دارم ازدواج کنم ، اما خیلی استرس دارم .
    نمیدونم دختر خانومی که برای خواستگاریش اقدام کنم با این مورد چطور برخورد میکنه و اینکه نمیدونم چطور باید این مسئله رو بهش بگم و همینطور نمیدونم دقیقا چه زمانی باید این مسئله رو با ایشون درمیون بگذارم . میشه راهنماییم کنید؟
    ممنون از همه بزرگواران...
    موضوعات مرتبط: ازدواج پسران حدود 30 سال ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۳۰ نظر
    • تعداد نمایش : ۷۲۸
    • دوشنبه ۲۰ دی ۹۵ - ۲۲:۲۰

    من لمسی هستم ، می خوای آرومم کنی بغلم کن

    سلام

    من از خوانندگان خاموش این وبلاگم. دخترم و دانشجوی کارشناسی. این پست مربوط به زندگی و دغدغه های یه آدم لمسی هست.

    من توی این وبلاگ قبلا هم پست اینطوری دیده بودم ولی بنظرم جای توضیحات تکمیلی خالی بود :)

    لطفا اگه تمایلی دارین راجع به افراد لمسی اطلاعات کسب کنین اینو مطالعه کنین. اگرم تمایلی ندارین بازم مطالعه کنین خب!! :) ممکنه چیز تازه ای به دانسته هاتون اضافه بشه. قبلش بخاطر طولانی بودن، از همه ی کاربران محترم عذر خواهم.

    من به شدت لمسی ( احساسی ) هستم. قبلا این ویژگیم رو نمیدونستم و باعث شده بود یه جورایی سرخورده بشم. مثلا بچه که بودیم خواهرمو بغل میکردم ولی مامانم دعوام میکرد و میگفت این کار خوبی نیست و نباید انجام بدی! میرفتم بغل بابام و بابام میگفت تو دیگه بزرگ شدی زشته دیگه نیا بغل من . بوسشون میکردم ولی خودشونو پس میکشیدن ... .

    اینم بگم که این کارام افراطی نبود که بدشون بیاد و همون بارهای اول با توجه به واکنش هاشون دیگه این کارارو نکردم.

    ولی سرخورده میشدم. یه حسی توی دلم بود که میخواستم به عزیزای زندگیم نزدیک بشم و بغلشون کنم ولی اجازه نداشتم. از همه بدتر فکر میکردم به من علاقه ی چندانی ندارن وگرنه منو بغل میکردن و دستمو میگرفتن. فکر میکردم مشکل از خودمه که زیاده خواهم.

    مخصوصا که پدرم وقتی از دستم عصبانی میشد و موقع دعوا کردنم بهم میگفت "عقده ای" و "کمبود محبت داری" و دلمو میشکست. هنوزم این حرفارو بهم میزنه... .

    البته من پدر و مادرم و خیلی دوست دارم و میدونم اونا هم همینطور. ولی هیچوقت اون محبتی که میخواستم بهم ندادن. به جاش کارای دیگه که از نظر خودشون محبت حساب میشه کردن. پدرم برای محبت کردن ما رو به رستوران های شیک و گرون میبره یا خرید میکنه.

    موضوعات مرتبط: مسائل دختران جوان ,

  • ۱ موافق ۰ مخالف
  • ۱۰۸ نظر
    • تعداد نمایش : ۳۴۴۷
    • يكشنبه ۱۹ دی ۹۵ - ۲۲:۴۵

    با دختری که منو رد کرده ، چطور رفتار کنم ؟

    با سلام و احترام

    سوالی خدمت دوستان، خصوصا خواهرهای عزیزم، داشتم. من چند وقت پیش از یکی از دختر خانم های دانشکده مون خواستگاری کردم.

    با اینکه میتونستم مستقیم برم باهاشون صحبت کنم و نظرش رو بپرسم، از طریق خواستگاری رسمی و خانواده اقدام کردم، بدین صورت که خواهرم شماره ایشون رو پیدا کرد و به مادرم داد و مادرم با خانواده ایشون برای جلسه خواستگاری هماهنگ کردند.

    هر دو در مقاطع بالا مشغول به تحصیل هستیم و اتفاقا جز استعدادهای درخشان دانشگاه. تقریبا از نظر تحصیلات، قیافه، فرهنگ، لباس پوشیدن، وضعیت خانواده ها، بیشتر از 80 درصد شباهت داشتیم. سنمون هم حول و حوش 30 هست، البته زیر 30.

    خلاصه جلسه ی اول با موفقیت هرچه تمامتر و استقبال و پذیرش بالای دختر خانم و مادرش برگزار شد. در این جلسه تقریبا از علاقه ی دختر خانم به خودم مطمئن شدم، به دلیل هیجان، شور، شادی که در گفتگوی دو نفره وجود داشت.

    وقتی برای هماهنگی جلسه ی دوم تماس گرفتیم. گفتند اول باید، پدر دختر خانم با پسرتون صحبت کنند و بعد ... چند روز بعد صحبتی که با پدرشون داشتم، دوباره تماس گرفتیم .

    ولی مثل اینکه به این نتیجه رسیدن که من در حال حاضر قادر به تامین توقعات مالی دختر خانم و خانوادش نیستم، و جواب رد دادند که البته به نظرم اشتباه میکردند.

    خدا رو شکر در این چند ماه هم، خیلی موقعیت های خوب کاری برام پیش اومده که اگر اون موقع داشتم، صددرصد به این راحتی رد نمیکردند ( البته اگر دلیل ردکردنشون فقط مالی بوده باشه ) . از اون جریان چندین بار ایشون رو در دانشکده و جاهای مختلف دیدم. ( البته تو این چند ماه، ما همدیگر رو خیلی کم و به صورت گذری دیدیم )

    قشنگ وقتی من رو میبینه منقلب میشه و رنگش عوض میشه، خیلی خجالتی و سر به زیر میشه و سعی میکنه به سرعت، از اون موقعیت مکانی خارج بشه. ولی من کاملا خونسرد و با اعتماد بنفس برخورد میکنم و بیشتر وقت ها لبخند به لب دارم.

    میخواستم نظر شما رو در مورد این مساله و همچنین رفتار دختر خانم بدونم و اینکه به نظرتون از این به بعد چیکار کنم؟

    پیشاپیش از لطف و توجهتون سپاسگزارم.

    موضوعات مرتبط: مسائل بعد از خواستگاری ناموفق ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۵۱ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۲۹۹
    • يكشنبه ۱۹ دی ۹۵ - ۲۲:۱۵

    خواستگارم در مورد انجام کارها زیاد بلوف میزنه

    سلام

    من یه سوال دارم که ممنون میشم در خانواده برتر مطرح بشه.

    خواستگاری دارم که در حال آشنایی هستیم. این آقا زیاد بلوف میزنه. دروغ نمیگه اما در مورد انجام کارها زیاد بلوف میزنه. میگه این کار رو میکنم. اون کار رو میکنم. کارهایی که از توانش خارجه.

    تا جایی که من نسبت به هر وعده یا حرفی که در مورد آینده میزنه بی اعتماد شدم. میخواستم بدونم همه پسرها در ابتدای آشنایی اینجوری هستن؟ از کجا بدونم میخواد نظر من رو جلب کنه یا عادتشه؟ بعد این عادت در زندگی مشترک چه مشکلاتی میتونه به همراه داشته باشه.

    ممنونم میشم پاسخ بدید.

    موضوعات مرتبط: مشورت در ازدواج خانم ها , رفتارشناسی پسران برای ازدواج ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۱۸ نظر
    • تعداد نمایش : ۶۹۹
    • يكشنبه ۱۹ دی ۹۵ - ۲۲:۱۰

    روم نمیشه از خواستگارم در مورد مسائل جنسی پرس و جو کنم

    برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
    موضوعات مرتبط: مسائل جنسی در خواستگاری ,

    • تعداد نمایش : ۲۹۵۱
    • يكشنبه ۱۹ دی ۹۵ - ۲۲:۰۵

    اگه خواستگاری رفتم لازمه بگم که قبلا خواستگاری رفتم و آزمایش هم دادم؟

    سلام به خانواده برتریا

    من از خوانندگان قدیمی این وبلاگ هستم ، مدتی پیش به صورت سنتی با یه دختر خانومی آشنا شدیم و چند جلسه رفتیم . جلسه سوم بود که خانواده دختر گفتن ما بریم آزمایش ژنتیک ،  ما هم رفتیم و بعد مدتی قبل از جواب آزمایش فهمیدیم که بدرد هم نمیخوریم .

    الان سوال من اینه که اگه باز خواستگاری رفتیم لازمه من به اون دختر بگم که قبلا خواستگاری رفتم و آزمایش هم رفتیم ؟

    آخه میترسم اگه نگم شانس ما برا آزمایش ژنتیک خانواده اون گیر بدن برین فلان آزمایشگاه چون آخه مشاور ژنتیک و کارکنانش منو دیدن و ممکنه اون مشاوره بگه قبلا اومدی با یه دختر دیگه، این آزمایشگاه تو محل ما همین یه دونست .

    لطفا کمک کنید من چی باید در مورد خواستگاری قبلی و رفتن آزمایش بگم ؟
    ممنون

    موضوعات مرتبط: مشورت در ازدواج آقایان ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۱۶ نظر
    • تعداد نمایش : ۶۳۳
    • پنجشنبه ۱۶ دی ۹۵ - ۲۲:۲۰

    تازه عقد کردم متاسفانه شوهرم تو هیچ موردی نظر منو نمیپرسه

    سلام

    لطفا منو راهنمایی کنید .

    من ۲۳ سالمه و نامزدم ۳۴ . ما چند ماهه عقد کردیم متاسفانه نامزدم تو هیچ موردی  نظر منو نمیپرسه ، مثلا بدون اینکه من بدونم رفته خونه گرفته حتی نمیدونم چند متره ، اصلا کجاس این خونه، کلا مرموزانه رفتار میکنه من نه میدونم چقدر حقوق میگیره نه میدونم با پولاش چیکار میکنه و نه میدونم چقدر پس انداز داره، حتی کوچکترین چیزا رو ازم پنهون میکنه .

    مثلا میگه دارم میرم فلان جا منم که دلیلشو میپرسم جوابمو نمیده همین باعث شده نسبت بهش دلسرد بشم و فکر کنم براش غریبه ام، من از یکی از بستگانش فهمیدم که خونه خریده وقتی به اون گفتم من در جریان نیستم تعجب کرد، اعتماد به نفسمو ازم گرفته همیشه میگه قبل از اینکه حرف بزنی فکر کن اینکارو بکن اون کارو نکن .

    با اینکه منو تو فامیل به عنوان یه دختر عاقل و با فهم و شعور میشناسن ولی نامزدم جوری رفتار میکنه که انگار اون همه چی رو میدونه و من نفهمم، چون نمیتونم این حرفا رو بهش بگم میریزم تو خودم و همین باعث شده عصبی و زود رنج بشم با کوچکترین حرفی گریم میگیره .

    واقعا دست خودم نیست از وقتی نامزد شدم روح و روانم مریض شده حتی یک بار هم نشده ازم تعریف کنه ، تو جمع و وقتی پیش اونم میترسم حرف بزنم که نکنه حرف نسنجیده ای بزنم و ناراحتش کنم .

    خانواده اش هم بدتر از خودشن خودشونو از همه بالاتر و بهتر میدونن  اینم بگم از لحاظ مالی ما از اونا بهتریم . از لحاظ ظاهر و قیافه هم همه پیش خودش میگن خانومت از خودت سرتره ولی بازم....

    به نظر شما من چیکار کنم یه راه حل بگید واقعا داغونم احساس میکنم ازم راضی نیست.

    ممنون 

    موضوعات مرتبط: مسائل رفتاری دوران عقد ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۵۱ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۴۹۶
    • پنجشنبه ۱۶ دی ۹۵ - ۲۲:۱۵

    چون مطلقه هستم می خوام پسری رو که بهم توجه داره از خودم دور کنم

    سلام دوستان

    من حدود سی و دو سال سن دارم و متاسفانه مطلقه هستم و در مقطع کارشناسی ارشد مشغول تحصیل هستم . دو ماهه متوجه شدم در دانشگاه   اقایی موقر و بسیار خوشتیپ به من توجه خاص داره و گاهی خیره میشه و گاهی زیر زیرکی نگاه میکنه و هر جا هستم حضور داره .

    من احتمال میدم ایشون به من علاقه مند شدن. البته یکساله رفتارای ایشون به من خاصه ولی من جدی نمیگرفتم ولی دو ماهه مطمئن شدم ایشون هدف دارند .

    از انجایی که من خانومی چادری و خیلی سنگین هستم و کمی هم جدی مطمئنم توجهش برای دوستی نیست و برای ازدواجه.

    مسئله اینجاست که من به دلیل شرایطم نمیخوام بهم نزدیک بشه و یا فکر ازدواج و خواستگاری رو داشته باشه چون من مطلقه هستم و ایشون پسر هستن و یه همچین ازدواجی اشتباه محضه.

    حس میکنم میخواد بیاد سمتم و یا با نگاه های ملتمسانش چیزی رو بهم بگه ولی چون نمیخوام اون اقا یا بقیه از مطلقه بودن من در محیط دانشگاه مطلع بشن و بعدا مشکلات بیشتری برام پیش بیاد ازش فرار میکنم یا اجازه نمیدم نزدیکم بشه . از طرفی هم نمیخوام تصور کنه من ادم مغروری هستم که خودمو برتر میدونم و از دماغ فیل افتادم.

    با توجه به نوع شخصیت ایشون اگه به ایشون جواب منفی هم بدم میترسم اصرارش بیشتر بشه و مجبور میشم واقعیت رو بگم .

    لطفا راهنمایی بفرمایید.

    ممنون

    موضوعات مرتبط: ازدواج با زن مطلقه یا بیوه ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۳۳ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۰۵۹
    • پنجشنبه ۱۶ دی ۹۵ - ۲۲:۰۵

    کادو نگرفتن نامزدم رو تلافی کنم ؟

    سلام

    من ۳ ماهه که عقد کردم ولی نامزدم تا الان هیچ هدیه ای برام نگرفته . مثلا روز تولدم فقط یه تبریک گفت . دریغ از یه شاخه گل ، یا شب یلدا برام هیچی نیاوردن خانوادش پاگشا بهم ندادن جالب اینجاس هر چی هم فامیلاشون بهم پاگشا داده بودن همشو ازم گرفت و پس نداد .

    منم اصلا به روی خودم نیاوردم و چیزی بهش نگفتم . اینا رو گفتم تا اینو بگم چند وقت دیگه تولدشه موندم براش کادو بگیرم یا اینکه مثل خودش فقط یه تبریک بگم ؟ راستش خیلی ازش دلخورم مخصوصا از خانوادش، نمیدونم چیکار کنم .

    منو راهنمایی کنید بهترین کار چیه ؟ کادو بگیرم براش یا خودمو بزنم به بیخیالی؟

    موضوعات مرتبط: مسائل رفتاری دوران عقد , راهنمای خرید هدیه ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۷۴ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۹۷۰
    • سه شنبه ۱۴ دی ۹۵ - ۲۲:۳۵

    برو بالا