خانواده برتر

انتخاب همسر و مسائل خواستگاری، مسائل دوران عقد، مسائل زناشویی، تربیت فرزند ، تبلیغ رایگان مشاغل نو پا، مسائل زنان ، ارتباط با خانواده، مسائل اعتقادی

دسترسی سریع ← آخرین مطالب - موضوعات - فعال ترین کاربران - آخرین نظرات



۲۵ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «💙 حامد 💙» ثبت شده است

اشکالی داره که برای فرار از تنهایی با یه دختری دوست بشم ؟

سلام

پسری 18 ساله ام . امسال کنکور دادم و تو یه دانشگاه خوب در تهران قبول شدم. قیافم خوبه و قدم بلنده و لاغرم . از وقتی هم که  یادمه ارتباط خوبی با خانوادم نداشتم و تک فرزندم .

با اینکه دوستان خوبی دارم اما احساس میکنم همیشه تنهام . دوست داشتم یه خواهر یا برادری داشتم که باهاشون درد و دل کنم ولی متاسفانه ندارم. پدرم هم که کلا  خیلی ادم خشکیه و اصلا باهاش راحت نیستم. مادرم هم که اصلا باهام خوب نیست و همیشه باهم دعوامون میشه.

خیلی تنها هستم. دوستام بهم پیشنهاد کردن که با یه دختری دوست شم و باهاش درد و دل کنم تا از تنهایی در بیام ولی نمیدونم کار درستیه یا نه .

اخه من خیلی تنهام و اگه با یه دختری دوست بشم فقط در حد حرف زدن و چت کردن عیبی داره ؟

در ضمن خانواده ما اصلا مذهبی نیست و فکر نکنم اگه خانوادم بفهمن دعوام کنن.

ممنون میشم راهنماییم کنید.

موضوعات مرتبط: مسائل پسران جوان ,

  • ۲ موافق ۳ مخالف
  • ۵۲ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۲۰۱
    • پنجشنبه ۹ دی ۹۵ - ۲۲:۳۵

    چطور مصیبت فوت مادرم رو تحمل کنم ؟

    سلام
    دوستان عزیز خدای بزرگ و مهربان مدتیست که مادرم را از این دنیا فانی جدا کرد اینقدر رهایی مادرم را از قید و بندهای این دنیا حس کردم که تونستم این جدایی تحمل کنم ولی نمیدونم که با گذر زمان چه بر سرم میاد .
    زمانی که در بیمارستان بر بالین مادر بیمارم حاضر شدم . مادرم چنان با چشمان نگران نگاهم کرد که واقعا قابل وصف نیست مادرم بیماری زیاد کشید برایم زیاد دعا کرد ولی از اونجایی که سهمی در این دنیا نداشت مجبور شد که مرا با چشم نگران بگذارد و برود .
    زمانیکه هنوز مادرم بیمار بود همیشه حس میکردم که من بعد مرگش تبدیل به یک دختر ناامید میشوم ولی هنوز منتظر جواب خدا و الائمه هستم هنوز میتونم امید داشته باشم ولی خدای نکرده وای به حال اون روزی که همین امید را هم از دست بدهم نمیدونم باید چیکار کنم حس میکنم الان تو این وضعیت جوابی باید بده تا بتونم ادامه زندگی بدهم .
    دوستان اگر تجربه این مصیبت را دارین لطف کنید بگید که چطور این مصیبت را تحمل کردید خدای بزرگ چطوری یاری تان کرد .
    راستش من هنوز نمیدانم که چند ماه دیگه چه حالی خواهم بود رها شدن مادرم را باور کردم پذیرفتم که جسمش را از دست دادم ولی دلم میخواد راحت با این مسئله کنار بیام چون خود مادرم همیشه میگفت که بعد مرگش روحیه داشته باشم و گریه نکنم .
    شما چه تجربه ای در این زمینه دارید واقعا میشه کنار اومد و با امید به زندگی ادامه داد؟ اینکه مادرم جواب دعاهایش را که درحقم کرد ولی جواب نگرفت چه عدالتی هست که خدا داره؟ مادرم در بدترین شرایط جسمی دعا میکرد باورم نمیشه که حرفش مورد قبول خدا نبود اصلا باورم نمیشه.  
    موضوعات مرتبط: مسائل فوت عزیزان ,

  • ۲ موافق ۰ مخالف
  • ۷۵ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۰۸۵
    • چهارشنبه ۸ دی ۹۵ - ۲۲:۴۵

    مشکل این است که به آخر نزدیک شدیم ولی لیاقت ظهورش را نیافته ایم !

    سلام

    دلم نمی خواهد نا امید باشم و نا امیدی را تکثیر کنم! زمان نزدیک است، نزدیک است تا به پایان برسد.. اما چه کسی میداند آخر  کی میرسد!

    دنیای ما همان دنیایی است که پیامبران خداوند در آن نفس کشیده اند و رسالت خود را به انجام رسانده اند ، با این تفاوت که در زمان ما دیگر پیام آوری مستقیم از طرف حق وحی ای نمی آورد!!

    ابتدا تصمیم داشتم خودم و مشکلاتم و شکست عشق و امیدم به ازدواج را بگویم از تنهایی و سرپرستی خانواده ام از ترسم از آینده ... ولی !

    ولی اینجا آمدم و صبر کردم . خواندم و خواندم ، گوش کردم و گوش کردم! حال می دانم مشکل از ما نیست مشکل از دل های ما هم نیست..!

    فکر میکردم عدالت خداوند دستخوش تغییر است که در این زمانه جوانان ما در این جامعه مشکلات بزرگسالان را به دوش میکشند ..

    جوان و نوجوانی که پس از چند سال و قبل از به پایان امدن دوران جوانی پیر میشود از تحمل و جنگ با این مشکلات! ولی عدالت او همان است که دوران و تاریخ به یاد خود دارند .. مشکل از این است که به آخر نزدیک شدیم ولی لیاقت ظهورش را نیافته ایم !!!

    موضوعات مرتبط: مسائل اعتقادی , مطالب کاربران ,

  • ۱ موافق ۰ مخالف
  • ۳۲ نظر
    • تعداد نمایش : ۵۸۰
    • چهارشنبه ۸ دی ۹۵ - ۲۲:۳۵

    خرج و مخارج یه دختر بین 20-22 سال تقریبا چه قدره؟

    سلام دوستان

    روز همگی به خیر :)

    راستش من یه دختر زیر 22 سال هستم و کتاب خوندن و سفر رو دوست دارم. اما خودتون هم میدونید شرایط سخت یه دانشجو برای سفر و هزینه هاش رو.

    خوب سطح مالی خانواده مون معمولی هست و در حال حاضر مادرم کار نمیکنن و پدرم هم چند وقته که بازنشسته شدن. من هم نمیخوام که برای سفر کردن به پول پدرم اتکا کنم! از طرفی، کاری هم ندارم ولی توی سایت های آنلاین کسب و کار سعی کردم از حداقل تواناییم استفاده کنم.

    من هیچ وقت تو کل زندگیم پول تو جیبی نگرفتم و اکثرا هر موقع که پولی میخواستم خرج کنم به همون اندازه درخواست می کردم. شاید به نظرتون عجیب بیاد، ولی همین باعث شده که من همچنان تو این سن تو خیلی موارد تو حساب و کتاب کردن هم لنگ بزنم.

    من میخوام از این به بعد هر هفته یه مقدار مشخص پول درخواست کنم و اینطوری خودم برای خودم پس انداز کنم و حساب کتاب خودم رو داشته باشم .

    میخواستم ازتون بپرسم خرج و مخارج یه دختر بین 20-22 سال تقریبا چه قدره؟ یا بهتر بپرسم شما تقریبا هفته ای/ماهی چقدر پول و جیبی میگیرید؟ ( لطفا تو کامنتاتون محدوده ی سنی رو هم در نظر داشته باشین و این که لطفا هزینه ی لباس و خورد و خوراک رو هم جزوش حساب نکنید)

    خیلی ممنونم از همگی.

    موضوعات مرتبط: خودسازی در دختران ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۷۸ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۸۲۳
    • سه شنبه ۷ دی ۹۵ - ۲۲:۴۰

    اگه شوهر کردیم چه رفتاری با همسرمون انجام بدیم ؟

    سلام

    من دختر ۲۰ ساله ای هستم. چند سالیه همراه خانواده برترم . سوالی که چند وقته ذهنمو مشغول کرده می خوام ازتون بپرسم.

    ما دخترا وقتی سن ازدواجمون میرسه و خواستگار برامون میاد به این فکر میکنیم که اگه ازدواج کردیم چه رفتاری با همسرمون انجام بدیم بذارید واضح تر توضیح بدم.

    وقتی میشینی پای درد و دل خانومای متاهل یکی میگه از اول زندگی زیاد به شوهرت محبت نکنی ها ! بذار تشنه محبتت باشه و همیشه دنبالت. یکی میگه نه شوهرتو از محبت سیراب کن تا گوش به حرفت بوده. یکی میگه زبون خوش داشته باشی شوهرت بنده ت میشه.

     واا.... آدم میمونه .من به خصوص چون تا حالا با پسری دوست نبودم زیاد وارد به این جور مسائل نیستم. دور و برمم هر کی یه جوره ولی به نظرم زبون خوش خیلی کارایی داره. از خانوما و آقایون میخوام اگر تجربه یا نظری دارن بگم به گوش جان میشنوم.

    کامروا باشید .

    موضوعات مرتبط: مشورت در ازدواج خانم ها , مسائل رفتاری دوران عقد , مشورت در شوهرداری ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۲۷ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۵۹۲
    • سه شنبه ۷ دی ۹۵ - ۲۲:۱۵

    چون پدرم معتاده ، از گزینه های ازدواج پسران حذف میشم ؟

    سلام دوستان !

    من ی دختر 18 سالم .یه سوالی ذهن منو درگیر کرده در واقع میخوام نظر شما رو بدونم.

    من از لحاظ قیافه میشه گفت معمولیم ،نه خیلی خوشگل نه زشت ! نماز میخونم و دین رو واقعا قبول دارم ، در مورد حجاب هم با اینکه بیشتر نزدیکانم زیاد حجاب رو قبول ندارن اما من واقعا به داشتن حجاب اعتقاد دارم و سعی میکنم حجاب لازم رو داشته باشم !

    چادری نیستم اما خب موهامو بیرون نمیذارم و آرایش ملایم میکنم . در مورد لباس هم به شدت با ساپورت و لباس های تنگ مخالفم چون اعتقاد دارم همه انسان ها در قبال هم مسئول هستن و با بی حجابی باعث آسیب زدن به بعضی انسان ها به خصوص پسران میشن .

    اصلا تا به حال خدا رو شکر با هیچ کسی رابطه دوستی و اینا حتی تو فضای مجازی نداشتم چون اصلا  اینکارو صحیح و عاقلانه نمیدونم .

    در حال حاضر هم پشت کنکوری هستم . خیلی هم به شدت نیاز به ازدواج در خودم احساس میکنم چه از لحاظ عاطفی و چه جنسی اما خودمو کنترل میکنم هر چند گاهی اعصابم خیلی خورد میشه اما سعی میکنم خودمو آروم کنم و خود نگهدار باشم ( سخته خیلی ) .

    ما تو روستا زندگی میکنم اما بگم که روستای بروزی هست :) زیباس و از شهر فاصله کمی داره .خونه های مدرن داره . هم پولدار هم فقیر داره .

    خود ما کاملا متوسطیم یعنی نه پولدار نه فقیر .اما خب مشکل مالی داریم . پدرم متادون مصرف میکنه .

    به نظر شما کسی حاضر میشه با کسی مثل من ازدواج کنه ؟ یا چون تو روستا زندگی میکنم و پدرم معتاده من جز گزینه های ازدواج پسرا اصلا قرار نمیگیرم ؟

    میشه جواب بدین.

    موضوعات مرتبط: مشورت در ازدواج خانم ها ,

  • ۲ موافق ۰ مخالف
  • ۵۷ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۲۴۹
    • دوشنبه ۶ دی ۹۵ - ۲۲:۴۵

    دنبال یه راهیم که بهش بفهمونم اگر ازدواجیه بیاد جلو

    سلام خدا بر شما دوستان

    مثل همیشه اومدم که بهترین راهکارهارو ازتون بگیرم و شدیداً به کمکتون احتیاج دارم . من یه دختر بین 20-25 ساله هستم و مجرد ( دیپلمه ) .

    میخوام در مورد پسری 20-25 ساله و مجرد ( دانشجوی کالج ) صحبت کنم که با هم فامیل هستیم و هم بازی بچگی هم بودیم و البته تا نوجوانی صمیمی .

    اگر بخوام خیلی خــــــــلاصـه بگم قضیه چیه؟

    میشه این:

    چندین ساله تو دلم عاشق پسری هستم حالا انگار اون پسر هم با رفتارایی مث نگاه های خیره و طولانی همراه با لبخند احساساتشو بروز میده . میخوام بدونم اگر منو برا ازدواج میخواد من چه بکنم که قدم بعدی رو برای ازدواج برداره ؟ تا به حال اینجور مواقع واکنش خاصی نشون ندادم و عادی برخورد کردم چون نمیدونستم چیکار کنم و یه جوری رفتار کردم که الکی مثلا من متوجه نگاهت نیستم ولی حالا میخوام یه کاری کنم که این نگاها فقط و فقط به ازدواج ختم بشه چه واکنشی مناسبه؟

    دنبال دوستی و ... نیستم دنبال یه راهیم که بهش بفهمونم اگر ازدواجیه بیاد جلو چون قبلا هم دوست بودیم من دوستی رو نمیخوام البته فکر کنم خودشم اینو میدونه .

    حالا مفصل ترش میشه این :

    موضوعات مرتبط: جذب خواستگار دلخواه ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۳۸ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۴۰۲
    • دوشنبه ۶ دی ۹۵ - ۲۲:۳۵

    عذاب وجدان خواهرزاده ی 7 ساله م به خاطر دست درازی پسر همسایه

    سلام به همه اعضای خانواده برتر

    خواهش میکنم اونایی که تخصص یا تجربه دارن و میتونن با یک راهنمایی کمکم کنن دریغ نکنن.

    خواهرزاده ای دارم که  کلاس اول ابتدایی میره و دختر عاقل و درسخون و خیلی مودبیه و البته زیبا و جذاب. خواهرم میگه که چند شب پیش دخترش تو تلویزیون شنیده بوده که یه خانومی به بچه ها میگفته اگه کار بدی بکنین خدا قهرش میگیره و از این حرفای آموزنده.

    بعد یه دفعه دخترش گریون میاد پیشش و میگه مامان من یه کار بدی کردم میخوام بهت بگم بعد گفته پسر همسایه ( 6 ، 7 سالشه) به آلت من دست میزد. خواهرم اول یه کوچولو سیلی زده بهش و گفته چرا به من نگفتی بعد اونم گفته میترسیدم بهت بگم منو بزنی و خواهرم که دیده اگه بزنتش دخترش حرفاشو بهش نمیگه شروع کرده با محبت باهاش حرف زده و دخترش بهش گفته پسر همسایه به آلتش دست میزده و میگفته با آبجیمم اینکارو میکنم.

    به خواهرم گفته شبا وقتی میخوابم به آلتم دست میزنم و کیف میکنم حتی گفته اون پسر دست میزد و منم کیف میکردم . خواهرم میگه دخترش از اون روز داغونه خیلی استرس گرفته و نگران شده و میگه مامان خدا منو نمیبخشه و روزی چندین بار میاد پیشم میگه : مامان فکرم مشغوله بخاطر اینکارام.

    رو درسم تمرکز ندارم همش تو دلم حرف میزنم با خودم. از یادم نمیره  خدا ازم بدش میاد. به مامانش گفته از وقتی به تو گفتم دیگه اون کارو نمیکنم.

    خواهرم این قضیه رو به هیشکی جز من نگفته و منم اونقد شوکه شدم که نتونستم راهنماییش کنم بهش گفتم از خانواده برتر برات راهنمایی میگیرم.

    خواهرم میگه چیکارکنم باهاش؟ خیلی خیلی ناراحته و نمیدونه چیکار کنه تا دخترش این قضیه رو فراموش کنه؟ و از کجا مطمئن بشه که دخترش دیگه از اینکارا نمیکنه؟ چرا یه بچه 7 ساله اینقد بخاطر اینکارا عذاب وجدان گرفته؟ آیا این قضیه روی شخصیت و درس خواهرزادم تاثیر میذاره اگه بله چیکار کنیم؟

    سپاس از همه کاربران که باعث و بانی حل مشکلات همه هستند.

    موضوعات مرتبط: تربیت جنسی دختران ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۴۴ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۶۴۱
    • دوشنبه ۶ دی ۹۵ - ۲۲:۲۵

    راه های ایجاد شغل برای جوانان جویای کار

    سلام

    تو این شرایط که نسبت موقعیت های شغلی به جوانان جویای کار همخونی نداره فکری به نظرم رسید که با شما درمیون میذارم.

    بعضی ها مثل من تو جاهایی کار میکنیم که تو رشته های تخصصیمون شرایط زیادی برای کار میشناسیم اما چون به ثبات شغلی و مالی رسیدیم نیازی نمیبینیم که خودمونو درگیر استرس شروع پروژه جدید کنیم یا شرایط خانوادگیمون اجازه حضور در محل های دور برای راه اندازی اون کار رو نمیده , اما در عین حال ایده های خوبی داریم یا میتونیم به پخته شدن ایده های شما کمک کنیم, یا اگر قوانین جدیدی وضع شد شما خانواده برتری ها رو زودتر در جریان بذاریم.

    موضوعات مرتبط: کسب و کار ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۳۷ نظر
    • تعداد نمایش : ۹۸۹
    • شنبه ۴ دی ۹۵ - ۲۲:۱۵

    تا میگن طرف پزشکه تو مغزم رنک بندی میشه

    سلام

    دانشجوی پیراپزشکی هستم که کارم در محیط بیمارستانه ( اتاق عمل بیهوشی مامایی پرستاری ) ... راستش من به تمام حرفایی که از احترام به شخصیت و باور افراد و چه میدونم نه احترام به خاطر شغل و بالا بودن و ایناست فکر کردم و قبول دارم ( مثل پستی که تیترش این بود" چرا خط کش سنجش ادم شغل و ثروت باشه ") حرفای سوال کننده این پست و تمام کامنتاشو باور دارم ولی هنوز ته قلبم نمیتونم مثل اون افراد و سوال کنندش و اینا خالصانه باور کنم .

    یعنی همش تا میگن طرف پزشکه تو مغزم رنک بندی میشه و انگار طرف خیلی از من سر تره و من احساس کاستی دارم بدم میاد از این طرز فکر . دلم میخواد اعتماد بنفسمو همیشه حفظ کنم . از این فضای بد در جامعه متنفرم😭

    کمکم کنید بتونم کنار بیام و به قول معروف قبول کنم واقعا باورامو ... چند روز دیگه کاراموزیام شروع میشه

    کمکم کنید 

    موضوعات مرتبط: خودسازی دختران ,

  • ۱ موافق ۰ مخالف
  • ۱۲۱ نظر
    • تعداد نمایش : ۲۱۰۷
    • پنجشنبه ۲ دی ۹۵ - ۲۲:۳۵