خانواده برتر

انتخاب همسر و مسائل خواستگاری، مسائل دوران عقد، مسائل زناشویی، تربیت فرزند ، تبلیغ رایگان مشاغل نو پا، مسائل زنان ، ارتباط با خانواده، مسائل اعتقادی

دسترسی سریع ← آخرین مطالب - موضوعات - فعال ترین کاربران - آخرین نظرات



۷ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «کرالیچا» ثبت شده است

چرا بعضی از آقایون سعی می کنن باهام ارتباط بگیرن ؟

سلام ...

خیلی دلم گرفته. دنیای اینجا اصلا با بیرون قابل مقایسه نیست. اینجا اکثرا مذهبین. اما تو جامعه دقیقا عکس اینجاست... هر پسری می بینم اولش با خودم میگم بله چه پسر خوبی. به ماه نرسیده ببخشید یه سبک بازیایی در میارن...

تازه من اخلاقم جوریه که کمتر پسری جرات میکنه بهم درخواست دوستی بده ... مثلا پسرای دانشگاهمون بعضا بعد 2 سال بهم پیام میدن که احوالپرسی کنن که سلام همکلاسی قدیمی و ...

بعد از یه جا یهو لحن صحبتشون عوض میشه یا میگن شما جز تنها کسایی بودی که تو دانشگاه با ما حرف نمیزدی و ما با اکثر خانما زیاد شوخی میکردیم در صورتی که اون پسر جز مذهبی های دانشگاه بود یا سر کار یه آقایی که من فکر میکردم آدم جدی باشه چون با من تاحالا زیاد دم خور نبوده و همیشه با من جدی بوده ، یهو میبینم با خیلی همکارا زیاد شوخی میکنه و مثلا زمانی که من و ایشون تنهاییم هیچ حرفی نمیزنه ولی تلفنی جوری که من بشنوم از تنهایی و ... حرف میزنه.

یا مثلا واسه ازدواج خیلی جدی پا پیش میذارن و کار به آشنایی میرسه بعد میفهمم که بله آقا با یه نفر دیگم حرف میزنه... یا مثلا یه سری یه همکار داشتیم که تازه ازدواج کرده بود و من و ایشون اکثرا تنها بودیم، این آقا هیچ وقت حلقه دستش نبود ولی وقتایی که خانمش میخواست بیاد حلقه رو دستش میکرد یهو .

درسته که من از این آقا هیچی ندیدم و خدایی خیلی آقا بودن ولی خب یه سری رفتارا هم با یه سری از افراد نشون میداد. یا مثلا بعضی مردای فامیل ( شوهرخاله و..) که جز به من به هیشکی مسیج نمیدن (متن ادبی و خنده دارو کلیپ)؟

البته منم گاها جواب میدن چون بعضیاشون 20 سال از من بزرگترن... یا یه مدت من گوشیم خاموش بود یهو میدیدم یکی از این آقایون روزی 10 بار زنگ زده ( مسیجش برام میومد ) ...

حالا سوال من :

دلیل رفتار این شکلی بعضی آقایون چیه ؟ یعنی چون من زیاد با آقایون هم صحبت نشدم و خیلی جدیم اینا برام عجیبه ؟ یه چیز دیگم اینه که من تو محیط کار و دانشگاه و بیرون و فامیل، فرد پسر گریزیم ( تو خانواده ما پسر دخترا زیاد با هم صمیمی هستن ولی من اینجوری نیستم) و همین باعث شده اکثر پسرای فامیل شماره منو پیدا کنن و پیام بدن بهم متاسفانه و فکر کنن ازشون رو میگیرم و یه سریاشونم با همه شوخی میکنن جز با من ( چون اونام سختشونه با من حرف زدن ) . ولی با متاهلا راحتم . اینم بگم که من از نظر مذهب یه فرد معمولیم.

موضوعات مرتبط: مسائل دختران جوان ,

  • ۱ موافق ۰ مخالف
  • ۳۴ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۰۳۱
    • دوشنبه ۲۰ دی ۹۵ - ۲۲:۲۵

    پنهان کار بودن شوهرم، باعث شده حس کنم شریک زندگیش نیستم

    با سلام
    ببخشید من یک سال و نیم هست که با همسرم آشنا شدم  ایشون در همه مسائل عالی هستند اما یه مشکل دارند که بنده واقعا اذیت میشم سر این موضوع و تا حالا هم به طور مستقیم بهشون نگفتم که این کار شما منو اذیت میکنه...

    مشکل ایشون اینه که در مسائل کاری و اقتصادی اصلا بنده رو حساب نمیکنن که حتی تصمیمی که گرفتن رو به من بگن.

    مثلا یکدفعه میگن ماشین رو بردم فروختم یا مثلا میگن یه دفتر کاری خریدم یا مثلا چند ماه بعدش من میپرسم که دفتر رو چی کردی؟ میگن کدوم دفتر؟ اونو که فروختم....

    اوایل نامزدی حتی رفت و آمد هاشون رو به من نمیگفتن.... مثلا میرفتن تهران واسه یه کاری بعد دو روز من زنگ میزدم اما جواب نمیدادن بعد که برمیگشتن میگفتن که تهران بودن سرم شلوغ بود نمیتونستم حرف بزنم.... و من اصلا به ایشون شک ندارم که بخوام فکر کنم ایشون جای دیگه ای بودن چه بسا بسیار آدم راستگویی هستند....

    اما همیشه این جمله رو در جواب اعتراض های گاه و بیگاه من میگن که تا من چیزی راجب موضوعی نگفتم تو چیزی نپرس ... مثلا من میپرسم  که چرا ماشین رو فروختی میگن سوالای شما زن ها تمومی نداره هر وقت زمانش رسید بهت میگم...

    بعد در مقابل از من انتظار دارن که کوچکترین کاری که انجام میدم رو بهشون بگم و من هم همینطور رفتار میکنم و اگر از روی سهل انگاری و غفلت یه موضوعی رو یادم بره بهشون بگم واقعا از دستم ناراحت میشن ...

    من چیکار کنم که همسرم انقدر پنهان کار نباشه ؟  واقعا اذیت میشم چون حس میکنم منو شریک زندگی خودش نمیدونه ...

    موضوعات مرتبط: مشورت در شوهرداری ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۱۹ نظر
    • تعداد نمایش : ۶۳۱
    • شنبه ۱۸ دی ۹۵ - ۲۲:۳۰

    چون مطلقه هستم می خوام پسری رو که بهم توجه داره از خودم دور کنم

    سلام دوستان

    من حدود سی و دو سال سن دارم و متاسفانه مطلقه هستم و در مقطع کارشناسی ارشد مشغول تحصیل هستم . دو ماهه متوجه شدم در دانشگاه   اقایی موقر و بسیار خوشتیپ به من توجه خاص داره و گاهی خیره میشه و گاهی زیر زیرکی نگاه میکنه و هر جا هستم حضور داره .

    من احتمال میدم ایشون به من علاقه مند شدن. البته یکساله رفتارای ایشون به من خاصه ولی من جدی نمیگرفتم ولی دو ماهه مطمئن شدم ایشون هدف دارند .

    از انجایی که من خانومی چادری و خیلی سنگین هستم و کمی هم جدی مطمئنم توجهش برای دوستی نیست و برای ازدواجه.

    مسئله اینجاست که من به دلیل شرایطم نمیخوام بهم نزدیک بشه و یا فکر ازدواج و خواستگاری رو داشته باشه چون من مطلقه هستم و ایشون پسر هستن و یه همچین ازدواجی اشتباه محضه.

    حس میکنم میخواد بیاد سمتم و یا با نگاه های ملتمسانش چیزی رو بهم بگه ولی چون نمیخوام اون اقا یا بقیه از مطلقه بودن من در محیط دانشگاه مطلع بشن و بعدا مشکلات بیشتری برام پیش بیاد ازش فرار میکنم یا اجازه نمیدم نزدیکم بشه . از طرفی هم نمیخوام تصور کنه من ادم مغروری هستم که خودمو برتر میدونم و از دماغ فیل افتادم.

    با توجه به نوع شخصیت ایشون اگه به ایشون جواب منفی هم بدم میترسم اصرارش بیشتر بشه و مجبور میشم واقعیت رو بگم .

    لطفا راهنمایی بفرمایید.

    ممنون

    موضوعات مرتبط: ازدواج با زن مطلقه یا بیوه ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۳۳ نظر
    • تعداد نمایش : ۸۹۵
    • پنجشنبه ۱۶ دی ۹۵ - ۲۲:۰۵

    ما ایرانیا به ناموس پرستی معروفیم ولی ...

    با سلام
    ما ایرانیا به ناموس پرستی معروفیم ،چند مدت پیش کلیپی در اینستا دیدم که دو تا دختر ایرانی تو یه برنامه تلویزیونی ترکیه شرکت کردن و با چه تحقیری اون پسره باهاشون برخورد میکنه... پرو پرو هم میگن ایرانی هستیم.. من یکی که خیلی ناراحت شدم.
    آدم با دیدن این مدل دخترا و بعضی از خانومایی که جدیدا دارن زیاد میشن تو جامعه که هیچ حد اخلاقی و ارزشی نه برا خودشون و نه برای دیگران قائل نیستن یه سوال براش پیش میاد..
    ما پسرا دو سال از عمرمون رو میذاریم برا دفاع از خاک و‌ ناموس این کشور ، حتی بعضیا در این راه شهید میشن ( باید دست همشون رو بوسید بخاطر این آرامش و امنیت)  .
    ما پسرا از جانمون بگذریم برا دفاع از امثال اینا ؟ اینا ناموسن ؟ رو چه حسابی آدمی که اینجا از پسر بیچاره هزاران خواسته نامعقول داره برا ازدواج پاشده رفته اونور با اون تحقیر از یه پسر دیگه درخواست ازدواج میکنه ؟! اما باید از اینا دفاع کنیم ؟
    خیلی معذرت میخوام بعضی خانما گند زدن به معنای ناموس ... ، تازه بعضی خانما با وقاحت تمام همه تقصیرا رو هم میندازن گردن مردا ، فقط باید تاسف خورد...
    ( البته هنوز خانم هایی هستن که میشه رو چادرشون نماز خوند منکر اونا نیستم )
    موضوعات مرتبط: مسائل اجتماعی روز جامعه ,

  • ۱ موافق ۱ مخالف
  • ۷۹ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۴۲۶
    • سه شنبه ۱۴ دی ۹۵ - ۲۲:۴۰

    کادو نگرفتن نامزدم رو تلافی کنم ؟

    سلام

    من ۳ ماهه که عقد کردم ولی نامزدم تا الان هیچ هدیه ای برام نگرفته . مثلا روز تولدم فقط یه تبریک گفت . دریغ از یه شاخه گل ، یا شب یلدا برام هیچی نیاوردن خانوادش پاگشا بهم ندادن جالب اینجاس هر چی هم فامیلاشون بهم پاگشا داده بودن همشو ازم گرفت و پس نداد .

    منم اصلا به روی خودم نیاوردم و چیزی بهش نگفتم . اینا رو گفتم تا اینو بگم چند وقت دیگه تولدشه موندم براش کادو بگیرم یا اینکه مثل خودش فقط یه تبریک بگم ؟ راستش خیلی ازش دلخورم مخصوصا از خانوادش، نمیدونم چیکار کنم .

    منو راهنمایی کنید بهترین کار چیه ؟ کادو بگیرم براش یا خودمو بزنم به بیخیالی؟

    موضوعات مرتبط: مسائل رفتاری دوران عقد , راهنمای خرید هدیه ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۷۴ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۷۵۰
    • سه شنبه ۱۴ دی ۹۵ - ۲۲:۳۵

    اشکالی داره که برای فرار از تنهایی با یه دختری دوست بشم ؟

    سلام

    پسری 18 ساله ام . امسال کنکور دادم و تو یه دانشگاه خوب در تهران قبول شدم. قیافم خوبه و قدم بلنده و لاغرم . از وقتی هم که  یادمه ارتباط خوبی با خانوادم نداشتم و تک فرزندم .

    با اینکه دوستان خوبی دارم اما احساس میکنم همیشه تنهام . دوست داشتم یه خواهر یا برادری داشتم که باهاشون درد و دل کنم ولی متاسفانه ندارم. پدرم هم که کلا  خیلی ادم خشکیه و اصلا باهاش راحت نیستم. مادرم هم که اصلا باهام خوب نیست و همیشه باهم دعوامون میشه.

    خیلی تنها هستم. دوستام بهم پیشنهاد کردن که با یه دختری دوست شم و باهاش درد و دل کنم تا از تنهایی در بیام ولی نمیدونم کار درستیه یا نه .

    اخه من خیلی تنهام و اگه با یه دختری دوست بشم فقط در حد حرف زدن و چت کردن عیبی داره ؟

    در ضمن خانواده ما اصلا مذهبی نیست و فکر نکنم اگه خانوادم بفهمن دعوام کنن.

    ممنون میشم راهنماییم کنید.

    موضوعات مرتبط: مسائل پسران جوان ,

  • ۲ موافق ۳ مخالف
  • ۵۲ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۲۰۱
    • پنجشنبه ۹ دی ۹۵ - ۲۲:۳۵

    به نظر شما چرا بازم بهم جواب منفی داد ؟

    سلام
    یه سوالی برام پیش اومده که میخام دوستان و بخصوص دختر خانم های مجرد راهنماییم کنن .
    چند وقت پیش پدر و مادرم بهم پیشنهاد ازدواج دادن و منم یکی از دخترای اششناهامون که همه جوره در سطح و شبیه هم بودیم رو انتخاب کردم که جوابش نه بود .
    البته حالا خودش گفته بدون فکر گفته نه....به اصرار خانواده برای بار دوم خاستگاری کردیم و با اینکه کل خانوادش موافقن حتی مامانش به مامانم گفته پسرتو اندازه پسر خودم میخوام یا اگه میشد خودم شوهر میکردم بهش و ... خودشم گفت ایندفعه رو قضیه عقلانی فکر میکنم بازم جواب نه بود .
    البته بگم این دختر باب میل من بود به معنی واقعی کلمه قرتی پرتی اهل دوس پسر و اینام هست و حرفایی پشت سرشم شنیدم... ترم 5 هست منم تازه تموم کردم خدا رو شکر .
    هم شاغلم هم خونه دارم هم ماشین هم پشتوانه ، بعد هر دو بارم گفته که من بچه ام و دو سه سال دیگه میخوام ازدواج کنم... البته خواهرش تازه ازدواج کرده و بقول معروف دزد زده خونشون تازه (استعاره از جهیزیه دادن ) .
    بنظر شما دلیل جواب منفیش دوس پسرشه و حال و حولا دانشگاه یا بچه بودنش و حس نپختگیش و یا دست خالی بودن خونوادش؟
    موضوعات مرتبط: مشورت در ازدواج آقایان ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۵۷ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۰۶۸
    • پنجشنبه ۹ دی ۹۵ - ۲۲:۲۰