خانواده برتر

انتخاب همسر و مسائل خواستگاری، مسائل دوران عقد، مسائل زناشویی و تربیت فرزند

۱۰ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «پسر 52» ثبت شده است

اگر خواستگاری در جلسه اول به دلتون نشینه، بازم ادامه میدید؟

سلام

سوالم بیشتر از خانومهاست . اگر کسی به خواستگاریتون بیاد و در همون جلسه اول به دلتون نشینه، همون جلسه جواب رد میدید یا اینکه بیشتر رفت و آمد میکنید و بعد تصمیم میگیرید؟

ممنون میشم اگر کسی تجربه ای در این زمینه داره، در اختیار همه قرار بده. مثلا کسی به خواستگارش جواب منفی داده باشه و بعد پشیمون شده باشه ، یا اینکه جواب مثبت داده باشه و بعدا بفهمه که همون برداشت اولش درست بوده.

به نظر خودم برداشت اول آدما و اون حسی که در نگاه اول به ادم منتقل میشه، حس درستیه و میشه بهش اعتماد کرد. البته فقط در زمینه به دل نشستن، نه قضاوت ندیده و نشناخته دیگران.


موضوعات مرتبط :
رد کردن خواستگار

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۴۱ نظر
    • ۱۵۴۶ بازدید
    • دوشنبه ۲۰ دی ۹۵ - ۲۲:۳۵

    تا چه حد در خواستگاری از دختری که مادرش مخالفه ، اصرار کنم ؟

    با سلام
    پسری هستم تصمیم گرفتم با یکی از همکلاسی های خود که از نعمت پدر محروم هستند ازدواج نمایم .
    از طریق خانواده بنده به ایشان و مادرشان اطلاع اولیه داده شد و با اجازه مادرشان گفتگوهای اولیه را در دو جلسه با ایشان انجام دادیم و به تفاهم زیادی رسیدیم .
    نیت هر دوی ما خیر و قربه الی الله بود. خدمت خانواده ایشان رسیدیم که بخاطر نبود پدرشون تقریبا همه نزدیکان ایشان در جلسه آشنایی یا خواستگاری حضور داشتند . اعم از خاله ها دایی عمو و غیره . جلسه خوب و مثبتی بود .
    پس از چند روزی مادر ایشان بعد از تحقیقاتی بخاطر قومیت بنده پاسخ منفی دادند، با اینکه در مورد خانواده و شخص بنده تحقیقات زیادی انجام دادند و نتیجه کاملا مثبت بود. تاثیر زیاد نزدیکان روی نظر مادر دختر خانم باعث شد که مادر ایشان رضایت نداشته باشد.
    بعد از ایراد به قومیت و طایفه ما ، این خانواده بهانه خود را روی دوری راه و سربازی داشتن بنده گذاشت. البته تفاوت های اندک فرهنگی هم وجود دارد. ولی معیارهای دینی را هر دو خانواده قبول دارند. پدر بنده دیپلمه و کارمند است و مادرم در حد خواندن و نوشتن و خانه دار است .
    مخلص کلام شاید این باشد که فکر می کنم عمده دلایل مخالفت همان مسئله قومیت باشد - با این فرض که این خانواده می گویند طایفه ما خوشنام نیست- و این را ملاک قرار می دهند - حالا سوال من این است که اگر مادر ایشان مخالف باشند. من تا چه حد می توانم اصرار کنم و پیگیر باشم. وظیفه دینی من چیست ؟ از کجا باید بدانم خدا چگونه می خواهد ؟ سخت درگیرم. با اینکه ما هر دو بهم علاقه مندیم .
    متشکرم

    موضوعات مرتبط :
    اصرار بر خواستگاری

  • ۱ موافق ۱ مخالف
  • ۱۹ نظر
    • ۷۳۱ بازدید
    • دوشنبه ۲۰ دی ۹۵ - ۲۲:۰۵

    روم نمیشه از خواستگارم در مورد مسائل جنسی پرس و جو کنم

    برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید

    موضوعات مرتبط :
    مسائل جنسی در خواستگاری

    • ۳۳۳۳ بازدید
    • يكشنبه ۱۹ دی ۹۵ - ۲۲:۰۵

    در محیط دانشگاه وقتی پسرا عاشق میشن چه کارایی میکنن ؟

    سلام

    یه سوال داشتم از آقا پسرا

    میخوام بدونم وقتی پسرا عاشق میشن و به یکی علاقه مند میشن اخلاقشون چه تغییری میکنه یا چه کارایی میکنن ؟ مثلا شما یه محیطی مثل دانشگاه رو در نظر بگیرین .

    برای جلب توجه اون دختر چه کار میکنین؟ مثلا سعی میکنین خوشتیپ تر از قبل باشین ؟ یا سعی میکنین در کنارش بشینین اکثرا ؟ یا مثلا وقتی کنارشین ممکنه خجالت بکشین کلا هر چی در این مورد میدونین در اختیارم بذارین لطفا .


    موضوعات مرتبط :
    مشورت در ازدواج خانم ها رفتارشناسی پسران برای ازدواج

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۶۱ نظر
    • ۳۰۰۴ بازدید
    • پنجشنبه ۱۶ دی ۹۵ - ۲۲:۴۰

    عمل کردن به نوشته های خانواده برتر سخته ؟

    سلام عزیزان دلم مخصوصا مجردهای گل

    من وقتی پستای مخصوص به دختر و پسرهای مجرد رو میخونم خیلی دلم میگیره مخصوصا دهه شصتی ها.خودمم مجردم و 26 ساله و همدرد همتون .

    خیلی دوست دارم کاری براتون بکنم همیشه از خدا خواستم هر وقت ازدواج کردم وسیله ازدواج جوانان دیگه بشم و دختر و پسر بهم معرفی کنم. خیلی هم برای اینجا نقشه کشیدم که اقای نجفی کاری بکنه اما به نتیجه نرسیدم تنها کارم دعا کردنه.

    چند روز پیش جمکران بودم و زیر بارون اسم خیلیاتون رو به اقا گفتم. اسم کابوی تنها ،پسر قد کوتاه ، ریحان ، حامد  ، هویت بر باد رفته ، مینا گلی ، دختر آسمونی و بقیه رو هم کلی گفتم. قصدم اینه یه ختم یستشیر براتون بر دارم به عشق پاکتون برسین.

    و اما سوالم از مجردهایی که متاهل شدن تو این وبلاگ مثل اوه مای کامپیوتر و ... ، بیایید بگید خدا وکیلی چقدر تونستین این پست ها رو عملی کنین ، اصلا عملی میشه  ؟ چون وقتی من به دوستای متاهلم از نکات اینجا میگم میگن تا توش نباشی نمی فهمی ما هم از این حرفا بلدیم عمل سخته .

    سوالم اینه واقعا عمل کردن به نوشته های اینجا سخته ؟ دچار سردرگمی نمیشین ؟


    موضوعات مرتبط :
    مربوط به خانواده برتر

  • ۲ موافق ۱ مخالف
  • ۳۱ نظر
    • ۱۰۴۱ بازدید
    • پنجشنبه ۱۶ دی ۹۵ - ۲۲:۳۵

    اگه خواستگاری رفتم لازمه بگم که قبلا خواستگاری رفتم و آزمایش هم دادم؟

    سلام به خانواده برتریا

    من از خوانندگان قدیمی این وبلاگ هستم ، مدتی پیش به صورت سنتی با یه دختر خانومی آشنا شدیم و چند جلسه رفتیم . جلسه سوم بود که خانواده دختر گفتن ما بریم آزمایش ژنتیک ،  ما هم رفتیم و بعد مدتی قبل از جواب آزمایش فهمیدیم که بدرد هم نمیخوریم .

    الان سوال من اینه که اگه باز خواستگاری رفتیم لازمه من به اون دختر بگم که قبلا خواستگاری رفتم و آزمایش هم رفتیم ؟

    آخه میترسم اگه نگم شانس ما برا آزمایش ژنتیک خانواده اون گیر بدن برین فلان آزمایشگاه چون آخه مشاور ژنتیک و کارکنانش منو دیدن و ممکنه اون مشاوره بگه قبلا اومدی با یه دختر دیگه، این آزمایشگاه تو محل ما همین یه دونست .

    لطفا کمک کنید من چی باید در مورد خواستگاری قبلی و رفتن آزمایش بگم ؟
    ممنون


    موضوعات مرتبط :
    مشورت در ازدواج آقایان

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۱۶ نظر
    • ۷۱۲ بازدید
    • پنجشنبه ۱۶ دی ۹۵ - ۲۲:۲۰

    چون مطلقه هستم می خوام پسری رو که بهم توجه داره از خودم دور کنم

    سلام دوستان

    من حدود سی و دو سال سن دارم و متاسفانه مطلقه هستم و در مقطع کارشناسی ارشد مشغول تحصیل هستم . دو ماهه متوجه شدم در دانشگاه   اقایی موقر و بسیار خوشتیپ به من توجه خاص داره و گاهی خیره میشه و گاهی زیر زیرکی نگاه میکنه و هر جا هستم حضور داره .

    من احتمال میدم ایشون به من علاقه مند شدن. البته یکساله رفتارای ایشون به من خاصه ولی من جدی نمیگرفتم ولی دو ماهه مطمئن شدم ایشون هدف دارند .

    از انجایی که من خانومی چادری و خیلی سنگین هستم و کمی هم جدی مطمئنم توجهش برای دوستی نیست و برای ازدواجه.

    مسئله اینجاست که من به دلیل شرایطم نمیخوام بهم نزدیک بشه و یا فکر ازدواج و خواستگاری رو داشته باشه چون من مطلقه هستم و ایشون پسر هستن و یه همچین ازدواجی اشتباه محضه.

    حس میکنم میخواد بیاد سمتم و یا با نگاه های ملتمسانش چیزی رو بهم بگه ولی چون نمیخوام اون اقا یا بقیه از مطلقه بودن من در محیط دانشگاه مطلع بشن و بعدا مشکلات بیشتری برام پیش بیاد ازش فرار میکنم یا اجازه نمیدم نزدیکم بشه . از طرفی هم نمیخوام تصور کنه من ادم مغروری هستم که خودمو برتر میدونم و از دماغ فیل افتادم.

    با توجه به نوع شخصیت ایشون اگه به ایشون جواب منفی هم بدم میترسم اصرارش بیشتر بشه و مجبور میشم واقعیت رو بگم .

    لطفا راهنمایی بفرمایید.

    ممنون


    موضوعات مرتبط :
    ازدواج زنان مطلقه یا بیوه

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۳۳ نظر
    • ۱۱۵۷ بازدید
    • پنجشنبه ۱۶ دی ۹۵ - ۲۲:۰۵

    چطور نگاهمو توی یه شهر پر جمعیت کنترل کنم؟

    با سلام خدمت همه دوستان گل خانواده برتر 

    بنده یه پسر ۲۵ ساله هستم که تا قبل از دانشگاه، توی یه شهرستان زندگی میکردم و چهار سال دانشگاه و دو سال خدمتو توی شهرستان ها گذروندم و الان ۶ ماهی هست که به خاطر موقعیت شغلی ساکن تهران شده ام و دو تا مسئله برای من تو تهران به وجود اومده که خواستم شما دوستان گل خانواده برتر منو توی این دو مسئله راهنمایی کنید .

    ۱_ توی این چند ماه که تهران ساکن شدم واقعا زندگی کردن توی این شهر منو اذیت میکنه هم خیلی شلوغه، خیلی اب و هوای کثیفی داره، انگار همه دارن میدون و عجله دارن، انگار همه استرس دارن، انگار صمیمیت و صداقت کمتر دیده میشه و ... که همه اینا ناخوداگاه به من استرس وارد میکنه

    خیلی سعی کردم شهر تهرانو مثل سایر شهرستانا که توشون زندگی کردم دوست داشته باشم ولی نشد که نشد .

    یادم میاد که وقتی توی شهرستان های مختلف زندگی میکردم همیشه اکثر بچه های تهران از زندگی توی شهرستان نالان بودن و هزار تا ایراد از شهرستانا میگرفتن و کلی حسرت دوری از تهرانو میخوردن .

    میخوام بدونم شما بچه های تهران واقعا از چی تهران لذت میبرین که من نمیتونم ازش لذت ببرم؟

    تهران چه پتانسیل هایی داره که باعث افتخار خیلی از تهرانیا به شهرشون میشه؟  ( البته حق و انصاف موقعیت های شغلی خیلی خییییییلی خوبی توی تهران نسبت به خیلی از شهرستانا وجود داره که باعث پیشرفت و ارتقا علمی و مالی میشه )

    بیشتر دوس دارم بچه های تهران بگن به غیر از موقعیت شغلی دیگه چه جنبه های خوبی توی تهران وجود داره که هم باعث لذت بردن من از زندگی توی تهران بشه و هم باعث ارتقا سطح صنعتی و علمی من بشه؟

    ۲_ متاسفانه باید بگم از وقتی ساکن تهران شدم دیگه کنترل نگام خیلی خیلی برام سخت شده و این منو خیلی شدید عذاب میده طوری که گاهی فکر میکنم هیز شدم و از خودم بدم میاد .

    توی زندگیم خیلی مقید بودم و هستم و همیشه سعی کردم با ناموس دیگران مثل ناموس خودم برخورد کنم و هیچ فکر بدی یا پیشنهاد دوستی بهشون نداشته باشم و خدا رو شکر هم تا به حالا همینطور بوده ولی از وقتی وارد تهران شدم با اینکه هر روز صبح از در خونه میرم بیرون  از خود خدا کمک میخوام که کمکم کنه و نگامو کنترل کنم ولی باز گاهی اوقات کم میارم طوری که گاهی به قول معرف چراغ سبز خانوما رو میبینم وسوسه میشم که منم مثل بعضیا برم دنبال دوست دختر و این چیزا . در ضمن کارم طوریه که خیلی خانوما رو میبینم
    شرایط کاری هم توی شهرمون تقریبا صفره

    خودم فکر میکنم برای حل این مسئله بهتره ازدواج کنم و واسه همین دارم سخت کار میکنم تا چاله چوله های مالی زندگیمو پر کنم و یکمی هم پس انداز کنم تا بتونم ازدواج کنم که خود این قضیه فکر کنم یه سالی طول بکشه ( امان از درد نداری )

    ولی مهم اینه که من باید افسار نگاهمو الان محکم بگیرم و کنترلش کنم نه اینکه با ازدواج بخوام ازش فرار کنم . میترسم بعد از ازدواج هم نتونم نگاهمو کنترل کنم .


    موضوعات مرتبط :
    خودسازی در پسران

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۴۰ نظر
    • ۱۱۸۳ بازدید
    • چهارشنبه ۱۵ دی ۹۵ - ۲۲:۳۰

    خرج و مخارج یه دختر بین 20-22 سال تقریبا چه قدره؟

    سلام دوستان

    روز همگی به خیر :)

    راستش من یه دختر زیر 22 سال هستم و کتاب خوندن و سفر رو دوست دارم. اما خودتون هم میدونید شرایط سخت یه دانشجو برای سفر و هزینه هاش رو.

    خوب سطح مالی خانواده مون معمولی هست و در حال حاضر مادرم کار نمیکنن و پدرم هم چند وقته که بازنشسته شدن. من هم نمیخوام که برای سفر کردن به پول پدرم اتکا کنم! از طرفی، کاری هم ندارم ولی توی سایت های آنلاین کسب و کار سعی کردم از حداقل تواناییم استفاده کنم.

    من هیچ وقت تو کل زندگیم پول تو جیبی نگرفتم و اکثرا هر موقع که پولی میخواستم خرج کنم به همون اندازه درخواست می کردم. شاید به نظرتون عجیب بیاد، ولی همین باعث شده که من همچنان تو این سن تو خیلی موارد تو حساب و کتاب کردن هم لنگ بزنم.

    من میخوام از این به بعد هر هفته یه مقدار مشخص پول درخواست کنم و اینطوری خودم برای خودم پس انداز کنم و حساب کتاب خودم رو داشته باشم .

    میخواستم ازتون بپرسم خرج و مخارج یه دختر بین 20-22 سال تقریبا چه قدره؟ یا بهتر بپرسم شما تقریبا هفته ای/ماهی چقدر پول و جیبی میگیرید؟ ( لطفا تو کامنتاتون محدوده ی سنی رو هم در نظر داشته باشین و این که لطفا هزینه ی لباس و خورد و خوراک رو هم جزوش حساب نکنید)

    خیلی ممنونم از همگی.


    موضوعات مرتبط :
    خودسازی در دختران

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۷۸ نظر
    • ۲۰۱۸ بازدید
    • سه شنبه ۷ دی ۹۵ - ۲۲:۴۰

    کلیتوریس من انگار که از حد طبیعی بزرگتره

    برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید

    موضوعات مرتبط :
    مسائل دختران جوان

    • ۱۹۱۹ بازدید
    • سه شنبه ۷ دی ۹۵ - ۲۲:۲۰

    برو بالا