خانواده برتر

انتخاب همسر و مسائل خواستگاری، مسائل دوران عقد، مسائل زناشویی، تربیت فرزند ، تبلیغ رایگان مشاغل نو پا، مسائل زنان ، ارتباط با خانواده، مسائل اعتقادی


۲ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «پسر اصفهانی» ثبت شده است

یه دختر چه دلیلی برای حفظ بکارتش می تونه داشته باشه ؟

سلام دوستان

من یه دختر هستم. کامنتی رو زیر یکی از پست های اینستاگرام که راجع به مساله بکارت خانم ها قبل ازدواج بود خوندم .

کلا اکثریت مردها نوشته بودن دیگه امروزه فقط یه احمق دنیال بکارت همسر آیندشه و خیلی مساله چیپ و احمقانه ای هست که برات مهم باشه زن آیندت بکارت داره یا از دست داده بکارتشو .

من خودم تا حالا به این قضیه فکر نکرده بودم. اما یه گنگی خیلی عجیب با خوندن این پست اینستاگرام و خوندن کامنت پسرها زیر اون پست پیدا کردم . که واقعا کدوم کار درسته ؟

کی داره راست میگه ؟ کدوم حرف منطقی تره ؟ من مادرم آدم معتقد و قابل احترامیه و قبلنا این مساله رو برام توضیح دادن که بدن آدم فقط باید برای یکی باشه و اینا یا احادیث و آیه های قرآن و اینا رو برام گفتن ....

اما سوال اصلیم اینه اگه یک روزی به یکی از این جور مردها برخورد کردم و بهم گفت چرا بکارتتو حفظ کردی بخوام منطقی و با استدلال براش توضیح بدم باید چی بگم ؟ اصلا هیچی به ذهنم نمیاد بجز حرف های خدا در مورد عذاب اخروی و این ها ....

خودمم بجز حرفای دینی و سنت های خانوادگی هیچ دلیل دیگه ای تو ذهنم برای جواب به این سوال نمیاد . از شما می خوام جدا از دین و عذاب اخروی و احادیث به من بگین یه دختر میتونه چه دلیلی برای حفظ بکارت داشته باشه ؟

لطفا از نظر دین نگید .

خیلی ممنون .

موضوعات مرتبط: مسائل اجتماعی روز جامعه , مسائل جنسی قبل از ازدواج , خودسازی در دختران ,

  • ۱ موافق ۰ مخالف
  • ۱۲۷ نظر
    • تعداد نمایش : ۳۲۷۴
    • چهارشنبه ۶ بهمن ۹۵ - ۲۲:۲۰

    با بلایی که مادرم سر برادرم آورده گاهی ازش متنفر میشم

    سلام
    نمیدونم از کجا شروع کنم . انقدر دلم تنگه و احساس بدی دارم که نگید ، نمیدونم این مشکل رو کدوم از شماها دارین امیدوارم حتی دشمن آدمم این مشگل تو خانوادش نداشته باشه.
     برادرم حالش خیلی بده شاید روزای آخرشو داره سپری میکنه خیلی سخته آب شدن عزیزتو ببینی اگه سرطان داشت انقد ناراحت نبودم ، میگفتم خدا خواسته ولی وقتی پدرو مادرا با ندانم کاری فاجعه ببار میارن اینجا دیگه نه غریبس بری یقه شو بگیری نه خداس هی ازش بپرسی چرا ؟
    مادرم با غفلتش با غرورش برادرمو قربانی کرد بعد این همه سال که ا-ع-ت-ی-ا-د داره الانم نفسای آخرشو میکشه. مادرم نعمتی که خدا بهش داد قدر ندونست برادرم انقدر زیبا بود که همه حسرتشو میخوردن الان از اون همه زیبایی فقط چشمای خوشگلش مونده .
    جیگرم کبابه به خدا الانم دارم گریه میکنم . مشکلم اینه اگه برادرم بمیره چطور میتونم با مرگش کنار بیام ؟ البته انقدر زجر کشیده که بعضی وقتا خودم گفتم خدایا دیگه بسشه ازش راضی باش ، شاید حداقل اون دنیا آرامش داشته باشه. و مشگل دومم اینه که بعضی وقتا از مادرم متنفر میشم یاد کاراش میافتم بدبختی که اون مسببشه و سر بقیه آورده .
    البته اصلا بهش بی احترامی نمیکنم و دوستشم دارم چون بالاخره مادرمه خودمم مادرم  میفهمم ولی با این حس تنفر نمیدونم چکار کنم .
    موضوعات مرتبط: تعامل با خانواده ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۱۷ نظر
    • تعداد نمایش : ۷۳۰
    • سه شنبه ۲۱ دی ۹۵ - ۲۲:۰۵

    برو بالا