خانواده برتر

انتخاب همسر و مسائل خواستگاری، مسائل دوران عقد، مسائل زناشویی و تربیت فرزند

لینک های روزانه آخرین نظرات آخرین مطالب

۱۸ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «پرنسس لیا» ثبت شده است

قانون جذب از زبان شفق ( 8 )

به نام خدا
شفاف سازی و زمان :
بذارید اینجوری شروع کنم که شما امروز برای استخدام میرید توی یه شرکت برای مصاحبه ، با سوالات انها کاری نداریم .
سوالات شما :
شما : من از کی باید بیام سر کار ؟
پاسخ : خیلی زود
شما : من ماهیانه چقدر حقوق میگیرم؟
پاسخ : خیلی زیاد
شما : کار من اینجا چیه ؟
پاسخ : مشخص نیست
شما : اولین حقوقم رو کی می گیرم ؟
پاسخ : خیلی زود

خیلی ها از قانون جذب پول میخوان و بس ؛
ضمیر نا خوداگاه نیاز داره بدونه که تا کی باید این خواسته رو برای شما جور کنه و دقیقا چی رو ولی مثل مثال بالا ما فقط میگیم پول زیاد جور کن و خیلی زود و در مورد خواستگار و ... هم همین صدق میکنه ، اول باید شفاف سازی کرد که اصلا چی میخوای و دوم اینکه یه زمان مشخص در نظر گرفتن براش

تمرینات :
تمرین 1 : باید بنویسید که خواستگاری که می خواید باید چه مشخصاتی داشته باشه و بشینید کاملا بنویسید و به دور از انتظار و تخیلی هم نباشه با عقل جور در بیاد و جوری باشه که انگار همین الان هست و نامزدید مثال :
عاشق اینه که من روی پاش بشینم ، 10 سانت از من بلند تره قدش ، مو های منو خیلی دوست داره ، همیشه و همه جا از من تعریف میکنه ، از عطر های ملایم خوشش میاد ، با فلان ویژگی من مشکلی نداره و براش عادیه .
تمرین 2 : در مورد زمان هم بنویسید اینکه کی قراره برید خرید و کی عقد باشه که شیرینی خرون و کی ..... و زمان هایی رو هم که ذهنتون قبول میکنه بنویسید و نه چیز هایی رو که قبول نمیکنه
"شفق"
 موفق باشید

موضوعات مرتبط :
مطالب کاربران مطالب شفق

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۲۶ نظر
    • ۸۷۳ بازدید
    • سه شنبه ۲۱ دی ۹۵ - ۲۲:۰۰

    مشورت در خرید مواد آرایشی

    سلام.
    دیدم یه دختر خانمی تو یه پستی گفته بودن من رنگ پوستم تیرست و ناراضی ام. میگفت اگه از کرمها زیاد استفاده کنم پوستم خراب میشه پس چکار کنم ؟
    منم باهاش موفق بودم، چون خودمم تجربش کردم. استفاده ی طولانی مدت از لوازم آرایش واقعا ضرر داره.
    نتونستم کمکی بهش کنم. رفتم ببینم بقیه چی گفتن. دیدم بعضیا گفته بودن اگه از مارک های خوب استفاده کنی چیزی نمیشه. این شد که گفتم بیام این سه تا سوال رو بپرسم:
    1. مارک خوب برای:
    الف.  کرم
    ب.  رژ بدون سرب!
    پ.  ریمل
    ت.  پنکک
    ث.  بقیه چیزا
    رو به ترتیب نام ببرین :)
    2. برای پاک کردن آرایش بهتره چکار کنم و از چیا استفاده کنم؟
    3. برای تمیز کردن مو از تافت و ژل و این چیزا چکار کنیم؟ ( راهی بغیر از حموم )

    موضوعات مرتبط :
    خرید اینترنتی و مشورت در خرید

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۴۰ نظر
    • ۱۶۷۶ بازدید
    • دوشنبه ۲۰ دی ۹۵ - ۲۲:۱۰

    من لمسی هستم ، می خوای آرومم کنی بغلم کن

    سلام

    من از خوانندگان خاموش این وبلاگم. دخترم و دانشجوی کارشناسی. این پست مربوط به زندگی و دغدغه های یه آدم لمسی هست.

    من توی این وبلاگ قبلا هم پست اینطوری دیده بودم ولی بنظرم جای توضیحات تکمیلی خالی بود :)

    لطفا اگه تمایلی دارین راجع به افراد لمسی اطلاعات کسب کنین اینو مطالعه کنین. اگرم تمایلی ندارین بازم مطالعه کنین خب!! :) ممکنه چیز تازه ای به دانسته هاتون اضافه بشه. قبلش بخاطر طولانی بودن، از همه ی کاربران محترم عذر خواهم.

    من به شدت لمسی ( احساسی ) هستم. قبلا این ویژگیم رو نمیدونستم و باعث شده بود یه جورایی سرخورده بشم. مثلا بچه که بودیم خواهرمو بغل میکردم ولی مامانم دعوام میکرد و میگفت این کار خوبی نیست و نباید انجام بدی! میرفتم بغل بابام و بابام میگفت تو دیگه بزرگ شدی زشته دیگه نیا بغل من . بوسشون میکردم ولی خودشونو پس میکشیدن ... .

    اینم بگم که این کارام افراطی نبود که بدشون بیاد و همون بارهای اول با توجه به واکنش هاشون دیگه این کارارو نکردم.

    ولی سرخورده میشدم. یه حسی توی دلم بود که میخواستم به عزیزای زندگیم نزدیک بشم و بغلشون کنم ولی اجازه نداشتم. از همه بدتر فکر میکردم به من علاقه ی چندانی ندارن وگرنه منو بغل میکردن و دستمو میگرفتن. فکر میکردم مشکل از خودمه که زیاده خواهم.

    مخصوصا که پدرم وقتی از دستم عصبانی میشد و موقع دعوا کردنم بهم میگفت "عقده ای" و "کمبود محبت داری" و دلمو میشکست. هنوزم این حرفارو بهم میزنه... .

    البته من پدر و مادرم و خیلی دوست دارم و میدونم اونا هم همینطور. ولی هیچوقت اون محبتی که میخواستم بهم ندادن. به جاش کارای دیگه که از نظر خودشون محبت حساب میشه کردن. پدرم برای محبت کردن ما رو به رستوران های شیک و گرون میبره یا خرید میکنه.


    موضوعات مرتبط :
    مسائل دختران جوان

  • ۱ موافق ۰ مخالف
  • ۱۰۹ نظر
    • ۳۹۲۹ بازدید
    • يكشنبه ۱۹ دی ۹۵ - ۲۲:۴۵

    وقتی بیرون میرم هیچ پسری به من چیزی نمیگه !

    سلام 

    دختری هستم 17 ساله ، از نظر ظاهر و اندام  مقبول هستم . مدت هاست من دچار یک سری فکر های منفی شده ام. نمیدونم چرا هیچ کس به من محل نمیده ؟

    وقتی بیرون میرم هیچ پسری به من چیزی نمیگه البته نه این که خوشم بیاد بهم یه چیز بگن ولی از این ناراحتم که چرا پسرا از من فرارین و این شده نگرانی من بابت ازدواج در ایندم.

    این موضوع باعث شده بارها خودم رو زشت تلقی کنم ولی وقتی به دوست و فامیل این موضوع چهره رو میگم میخندن و میگن تو خیلی خل هستی که به قیافه خودت میگی زشت.

    من چهره بیبی فیسی دارم و سنم دو سال تقریبا کمتر میزنه در صورتی که همسن های خودم چهره های خوبی ندارند و بهترین پسر ها حاضر هستند باهاشون باشن حتی خواستگار هم دارند!

    من مشکل اساسیم ازدواج در آینده است و مدام به این فکر میکنم که هیچ کس از من خوشش نمیاد و پا پیش نخواهد گذاشت.

    این مشکل عدم اعتماد به نفس رو توی جمع هم دارم. زمانی که مثلا در جمعیتی از افراد قرار باشه صحبتی کنم خجالت می کشم و به این فکر میکنم که من چقدر زشت هستم.

    این را هم اضافه کنم که من خانواده بسیار خوبی دارم و خانواده گرمی هستیم...ولی بعضی وقتا خب عشق جای خونواده رو نمیگیره که..

    در بیرون هم بسیار با وقار هستم و معمولا به چشم پسران نگاه نمیکنم که دلیلش همان خود زشت انگاری است.

    چیکار کنم دوستان ؟


    موضوعات مرتبط :
    خودسازی در دختران

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۳۹ نظر
    • ۱۹۶۴ بازدید
    • يكشنبه ۱۹ دی ۹۵ - ۲۲:۴۰

    دیگه نمی تونم به خاطر اینکه دیگران رو نگه دارم فیلم بازی کنم

    سلام به بچه های خانواده برتر 

    یه مشکلی دارم که هیچوقت نمی تونم اونو با کسی در میون بذارم . چون میترسم طرف مقابلم فکر کنه آدم خیلی مغرور  و خودشیفته ای هستم و قصد تحقیر دیگران رو دارم. ولی من واقعا این قصد رو ندارم.

    اما این موضوع الان چند ماهیه که داره بدجور آزارم میده. به ذهنم رسید بیام اینجا مشکلمو بگم . چون هم بچه ها ماشالا درک بالایی دارن. هم منو نمیبینن و در نتیجه حرفام رو به حساب غرور و خودشیفتگی نمیذارن .

    من همیشه یه آدمی بودم که به مطالعه و بحث و گفتگو تو زمینه های مختلف ( علوم انسانی، تجربی و ... ) علاقه مند بودم و همیشه دلم می خواست تو جمع آدم هایی باشم که از این نظر شبیه خودم هستن. تا هم بتونم از تجربیاتشون استفاده کنم هم لذت ببرم از بودن باهاشون .

    من خیلی فضولم .دوست دارم تو هر مبحثی سرک بکشم و در مورد هر موضوعی کتاب بخونم و بعد چیزایی که یاد گرفتمو با چند نفر عین خودم در میون بذارم و نظرات اونا رو هم بدونم. اگه جایی چالشی ایجاد شد بحث کنیم تا به یه نتیجه برسیم. عاشق بحث جدی ام.

    پژوهشم دوست دارم. دوست ندارم فقط نوشته های بقیه رو بخونم. دوست دارم خودمم یه چیزایی رو تحقیق کنم. ولی متاسفانه ادمای دور و برم اصلا  شبیه من نیستن و حوصله این چیزا رو ندارن .

    فرق نداره چه تو جمع دوستای صمیمی ام باشم چه  با همکلاسی ها و همکارام و خانواده ام ، همیشه مجبورم خودمو با اونا وفق بدم و در مورد مطالبی صحبت کنم که اونا هم دوست داشته باشن .

    مثلا من هر وقت تو جمع همکلاسیامم باید در مورد شوهر و خواستگار حرف بزنم! یا با دوست صمیمی ام که حرف میزنم باید در مورد جدید ترین مدل کفش! کیف! لباس عروس  و ... صحبت بشه ( این موضوعات اصلا مورد علاقه من نیست.) منم خب آدم اجتماعی بوده ام و هستم . همیشه چون دوست نداشتم تنها بمونم سعی کردم خودمو همرنگ جماعت کنم.

    مثلا وقتی دوستم می اومد در  مورد مدل کفش حرف میزنه منم باهاش همکلام میشدم ( منظورم اینه که خودمو از بقیه جدا نمیکردم ) ولی الان چند وقتیه که دیگه مثله سابق نیستم . دیگه نمی تونم فیلم بازی کنم فقط به خاطر اینکه دیگران رو نگه دارم برا خودم .

    تازگیا با خیلیا بحثم میشه. از چند نفر شنیدم که میگن عوض شدی و اخلاقت رو اعصابمونه و مدام سر هر موضوع کوچیک و بزرگی بحث میکنی با بقیه .

    دلم می خواد تو جمعی باشم که مثل خودم باشن.که درکم کنن و من باهاشون حال کنم .که بتونم خود واقعی ام باشم . دیگه خسته شدم از بس تو هر جمعی احساس تنهایی کردم :(

    (البته بگم چند نفری هم بودن که  لنگه خودم بودن که بنا به دلایلی نشد باهاشون بمونم : یکیش چند تا از دوستام بودن که واسه ادامه تحصیل رفتن شهرای دیگه ، یکیش همکلاسیم بود که چون جنس مخالف بود نمیشد باهاش خیلی صمیمی بشم ، یه استادام هم بود که چون سرش شلوغه من نمیتونم مزاحمش بشم)

    حالا شما بگین ، ایراد از منه ؟ باید برم پیش روانشناس ؟ ، آیا جایی هست که بتونم توش لنگه خودمو پیدا کنم؟ جایی هست که بشه توش احساس تنهایی نکرد ؟

    هر چی به ذهنتون میاد بهم بگین مرسی:♥


    موضوعات مرتبط :
    خودسازی در دختران

  • ۳ موافق ۰ مخالف
  • ۶۲ نظر
    • ۱۱۸۰ بازدید
    • يكشنبه ۱۹ دی ۹۵ - ۲۲:۲۵

    آیا دختران میتونن از خرید طلای عروسی چشم پوشی کنن ؟

    سلام خدمت دوستان ارجمند و همراهان خانواده برتر

    امیدوارم حالتون خوب باشه

    یه سوال داشتم امیدوارم کمکم کنید . همسر من در مورد خرید طلا حساسه ، اصلا آلرژی داره به این موضوع. من وقتی عقد کردیم چون وضع مالی خوبی نداشت فقط یه گردنبند و گوشواره خیلی کوچیک گرفتم که 3 تومن هم نشد. چون دلم میسوخت براش دانشجو بود و چیزی نداشت منم چیزی نگفتم .

    الان وقتی بهش میگم موقع عروسی میخوام اینارو بدم و سرویس بگیرم ناراحت میشه میگه همینا بسه میخوای چیکار و ...  ؟ خب منم ناراحت میشم یعنی من لیاقت یه سرویس هم ندارم ؟

    خب همه میدونید آرزوی هر دختری هست که این حداقل خرید رو داشته باشه . اصلا من سایر خریدهای عروسی رو نمیخوام و میدونمم که بخوام هم نمیخره ولی این دیگه خیلی برام مهمه بنظرتون من پرتوقع ام ؟ خانم ها بگن آیا میتونن از خرید طلای عروسی چشم پوشی کنن ؟


    موضوعات مرتبط :
    مراسم عقد و عروسی

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۱۲۸ نظر
    • ۲۶۶۸ بازدید
    • يكشنبه ۱۹ دی ۹۵ - ۲۲:۲۰

    برو بالا