خانواده برتر

انتخاب همسر و مسائل خواستگاری، مسائل دوران عقد، مسائل زناشویی، تربیت فرزند ، تبلیغ رایگان مشاغل نو پا، مسائل زنان ، ارتباط با خانواده، مسائل اعتقادی


۱۷ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «هویت بر باد رفته !!» ثبت شده است

این روزا کسی که آدم را بخاطر خودش بخواد خیلی کمه

سلام
من یه دختر 20 ساله هستم. یه خواستگار دارم 27 ساله .که چند ساله منتظر جواب من هستند و اصلا کوتاه نمیان با اینکه چند بار جواب رد دادم. لیسانس الکترونیک دارن. ولی کار ندارند فعلا .خانوادشون هم پولدار نیست. ما خودمون خانواده معمولی هستیم شاید یکم از معمولی کمتر . و اونا هم یه ذره از ما ضعیفترند .من توقع ندارم خانواده شوهرم پولدار باشند .تقریبا هم سطح بودن بهتره .
جواب های رد که دادم بهشون به دلایل کاری خودم بود چون میخواستم سرم خلوت شود که الان دیگه خلوت شده و به فکر ازدواجم .
شخصیت این آقا به طرز عجیبی خوبه . خانوده سالم و گرم و صمیمی . یه انسان واقعی هست . از نظر شخصیت و اخلاق چون طی این سالها صحبت هم میکردم باهاشون و شناخت دارم ازشون. ایشون چون کار نداره و پولدار هم نیست میترسد بیاد خاستگاری . چون والدین من بخاطر رشتم توقع بیشتری از خواستگارم دارند .
ولی من واقعا فکر نمیکنم شخصی دیگه پیدا بشه که من تا این حد از شخصیتش خوشم بیاد و واقعا بی عیب باشد از نظرم ...  اوایلش یکم با ظاهرش مشکل داشتم چون هیکل و چهره ی خاص و خوشکلی ندارد معمولیه کاملا .ولی الان ظاهر خیلی برام مهم نیست.هر چی هم باشه بالاخره عادی میشه .
حالا موندم ....
گاهی میگم والدینم حق دارد.. اون باید بهتر باشه و خودش را بهتر کنه بخاطر من .البته تلاشش را کرده ولی همه جا زیر پاش رو خالی کردن ...در جریان کار هاش بودم . نمیدانم من دارم اشتباه میکنم یا نه. گاهی میگم بخاطرش صبر کنم تا کارهایش  رو راست و ریست کنه .
گاهی هم میگم میتونم خیلی موقعیتای بهتر داشتم باشم !! شایدم نداشته باشم !! آخه این روزا  کسی که آدم را  بخاطر خودش بخواد خیلی کمه .
خیلیا بخاطر رشتم شاید بیان سراغم . این آقا زمانی که من دبیرستانی بودم من رو به شدت میخواست .
کمک کنید لطفا .چیکار کنم .
موضوعات مرتبط: مشورت در ازدواج خانم ها ,

  • ۲ موافق ۰ مخالف
  • ۵۷ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۰۳۸
    • دوشنبه ۹ اسفند ۹۵ - ۲۱:۱۵

    چکار کنیم که فشار ازدواج نکردن بیشتر نشه ؟!

    درود به کاربران خانواده برتر

    خواهشم اینه تو این پست تجربیات زندگی مجردی تون رو با ما به اشتراک بذارین! بیشتر کاربران اینجا رو جوون هایی هستند که حالا به هر دلیلی ازدواج نکردند و شاید هم تا اخر قسمتشون نشه . به هر حال دنیا که به اخر نمیرسه با ازدواج نکردن ...

    بغیر ادامه تحصیل و شاغل شدن چه کارایی میشه کرد که فشار ازدواج نکردن بیشتر نشه ؟! الخصوص دخترای مجرد بگن چه کارایی تو برنامه شون دارن؟!

    چقدر اینده نگرم من ، فکر چن سال بعدمم میکنم :-)

    "الهامT"

    موضوعات مرتبط: خودسازی در دختران ,

  • ۴ موافق ۰ مخالف
  • ۱۰۴ نظر
    • تعداد نمایش : ۳۰۱۱
    • يكشنبه ۱۲ دی ۹۵ - ۲۲:۴۵

    می تونم امیدوار باشم که محبتم به خواستگارم بیشتر بشه؟

    سلام

    من یه دختر 25 ساله مذهبی هستم که حدود یه ماهه با یه پسر مومن و تا حد زیادی مطابق با ایده آل هام آشنا شدم.

    به غیر از جنبه های عقلی از نظر عاطفی هم جذبش میشم ولی گاهی هم نه. گاهی دلم میخواد به این روند آشنایی خاتمه بدم و به حالت قبلی خودم برگردم. خصوصا که این اواخر به دلایل خواستگاران نامناسب و فضای خانوادم خیلی به خودم تلقین می کردم که می تونم تا آخر عمر تنها زندگی کنم و به هیچ محبت عاشقانه و مرد تو زندگیم نیازی ندارم.

    اتفاقا همین تصورات ذهنی باعث شده که از انواع جنبه ها رشد کنم و از نظر اجتماعی موفق باشم. الان بسیار مردد هستم آیا این کشش های هرازگاهی بخاطر اینه که واقعا به خواستگارم علاقه دارم و در آینده می تونم امید داشته باشم که محبتم بهش بیشتر بشه؟ یا با این وضعیت ازدواج کردن با ایشون صلاحه؟

    موضوعات مرتبط: مشورت در ازدواج خانم ها ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۱۳ نظر
    • تعداد نمایش : ۶۰۷
    • جمعه ۱۰ دی ۹۵ - ۲۲:۴۵

    چطور میتونم پسر مورد علاقم رو به خودم جذب کنم ؟

    10 دی 95 :

    سلام

    بعد اون ماجرایی که پیش اومد من خواستم که مرخصی بگیرم.
    با بابام صحبت کردم و بهونه اوردم که میخوام مرخصی بگیرم ولی به شدت مخالفت کرد و نتونستم مرخصی بگیرم
    اون پسر مورد علاقمم بهم گفت که میخوام بخاطر تو نامزدیمو به هم بزنم من با اینکه عاااشقش بودم(کسایی که پست قبلی منو خوندن میدونن) گفتم اگه این کارو بکنی مطمئن باش من جوابم منفیه.
    اونم گفت من نمیتونم وقتی میدونم تو دوسم داری که کس دیگه ای فکر کنم اصلا مگه اون دختر چه گناهی کرده که من وقتی اونو تو بغلم بگیرم باید به تو فکر کنم؟و خلاصه از این جور حرفااا
    من بازم گفتم نه چون میدونستم دید همه بچه های دانشگاه نسبت به من عوض میشه و فکر میکنن من باعث شدم که اونا نامزدیشون به هم بخوره.
    خلاصه اینکه حامد نامزدیشو با اون دختر بهم زد.
    بعدشم خوشحال خوشحال اومد سراغ من....
    من عاشقش بودمو هستم بخاطرش چه شبها که تا صبح بیدار بودمو درس میخوندم.
    ولی گفتم حامد تورو خدا ولم کن
    تا یه هفته هیییچ خبری از حامد نداشتم گوشیشم خاموش بود.
    راستش جرئتم نمیکردم از کسی بپرسم که از اقای فلانی خبری دارید؟؟
    چون میترسیدم متهم بشم که من باعث شدم نامزدشو ول کنه
    تو دانشگام همش حرف اینا بود که چرا یه هو اینجوری شد و... که فک کنیم یه دختر پاش نشسته این حرفا خیلی نگرانم میکرد که نکنه کسی بویی ببره.
    اون دختر بیچارم به روی خودش نمیورد که ناراحته

    موضوعات مرتبط: جذب خواستگار دلخواه ,

  • ۰ موافق ۱ مخالف
  • ۱۴۸ نظر
    • تعداد نمایش : ۶۳۶۱
    • جمعه ۱۰ دی ۹۵ - ۲۲:۱۰

    جوان ها چه برنامه هایی رو از اداره ارشاد منطقه شون انتظار دارن ؟

    با عرض سلام خدمت دوستان عزیز
    من چند ماهیه با این سایت آشنا شدم و واقعا چیزای خوبی یاد گرفتم. روی برخی از پست ها هم بر حسب عقل ناقص خودم یه نظرات و راهنمایی های گذاشتم که دیگه نمیدونم چقدر مفید بوده.
    الانم یه سوال دارم که شاید کمی بی ریط با فضای سایت باشه اما چون فرهنگیه میپرسم و ان شاء الله دوستان  منت بذارن و پیشنهادات خودشون رو مطرح کنن.
    اما سوال:
    بنده حقیر کارشناس فرهنگی اداره فرهنگ و ارشاد یکی از شهرستانهای هم جوار استان تهرانم. به نظر شما با وضعیت امروز جامعه ما، مردم و بخصوص جوان ها چه برنامه هایی رو می پسندن و مفیده براشون تا اداره ارشاد بر اساس وظایفش اونها رو انجام بده و اجرا کنه ؟
    پیشاپیش از همگی ممنونم
    موضوعات مرتبط: مسائل اجتماعی روز جامعه , مشارکت فکری با مسئولین ,

  • ۲ موافق ۳ مخالف
  • ۳۲ نظر
    • تعداد نمایش : ۶۴۳
    • پنجشنبه ۹ دی ۹۵ - ۲۲:۴۵

    دو راهی تغییر شغل

    سلام

    نمیدونم اسمش رو بذارم درایت، ترسویی، محافظه کاری، واقع بینی یا...؟ من مدتی هست که کار دومی در یک مجموعه ی پویا و شاداب به صورت پاره وقت پیدا کردم؛ که با علایقم بیشتر میخونه تا شغل اولم.

    شغل اول من به لحاظ درآمدی و امنیت شغلی مناسبه ( ماهانه 2 میلیون + بیمه )  اما انگیزه و رضایت شغلی لازم رو ندارم. محیط کاری بسته ای داره و اینکه این کار برام رزومه ی خاصی ایجاد نکرده و کاملا یک اپراتور ساده هستم.

    در شرایط فعلی تردید دارم که دل رو به دریا بزنم و تو محیط کاری دومم به صورت تمام وقت مشغول بشم، یا به همین منوال ادامه بدم.

    از یک طرف احساس میکنم از فرصت جوانیم به خوبی استفاده نکردم، ترسو شدم، خدا رو در نظر نگرفتم، و شاید با اندکی عقبگرد، بتونم در آینده موقعیت های بسیار بهتری برای خودم فراهم کنم.

    از طرف دیگه میترسم بعدا پشیمون بشم و حسرت کار قبلیم رو بخورم. توصیه های شما عزیزان رو از هر جنس و رویکردی با دیده ی منت پذیرا هستم.

    موضوعات مرتبط: کسب و کار ,

  • ۰ موافق ۱ مخالف
  • ۹ نظر
    • تعداد نمایش : ۳۰۰
    • پنجشنبه ۹ دی ۹۵ - ۲۲:۰۵

    یک کار پانصد هزار تومنی

    سلام دوستان

    من یک جوان بیست ساله و دانشجو هستم برای اینکه استقلال مالی داشته باشم نیاز دارم یک کار نیمه وقت برای خودم دست و پا کنم .

    بخاطر همین از دوستان میخوام منو کمک کنندو بهم یک مشورت خوب بدن چون من اینجا دیدم خیلی افراد میان میگن دانشجوییم ماهی یک میلیون و ... درآمد داریم . می خوام این افراد منو کمک کنن تا منم یک منبع درامد داشته باشم .

    ممنونم

    موضوعات مرتبط: کسب و کار ,

  • ۲ موافق ۰ مخالف
  • ۲۴ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۳۱۹
    • پنجشنبه ۹ دی ۹۵ - ۲۲:۰۰

    چطور مصیبت فوت مادرم رو تحمل کنم ؟

    سلام
    دوستان عزیز خدای بزرگ و مهربان مدتیست که مادرم را از این دنیا فانی جدا کرد اینقدر رهایی مادرم را از قید و بندهای این دنیا حس کردم که تونستم این جدایی تحمل کنم ولی نمیدونم که با گذر زمان چه بر سرم میاد .
    زمانی که در بیمارستان بر بالین مادر بیمارم حاضر شدم . مادرم چنان با چشمان نگران نگاهم کرد که واقعا قابل وصف نیست مادرم بیماری زیاد کشید برایم زیاد دعا کرد ولی از اونجایی که سهمی در این دنیا نداشت مجبور شد که مرا با چشم نگران بگذارد و برود .
    زمانیکه هنوز مادرم بیمار بود همیشه حس میکردم که من بعد مرگش تبدیل به یک دختر ناامید میشوم ولی هنوز منتظر جواب خدا و الائمه هستم هنوز میتونم امید داشته باشم ولی خدای نکرده وای به حال اون روزی که همین امید را هم از دست بدهم نمیدونم باید چیکار کنم حس میکنم الان تو این وضعیت جوابی باید بده تا بتونم ادامه زندگی بدهم .
    دوستان اگر تجربه این مصیبت را دارین لطف کنید بگید که چطور این مصیبت را تحمل کردید خدای بزرگ چطوری یاری تان کرد .
    راستش من هنوز نمیدانم که چند ماه دیگه چه حالی خواهم بود رها شدن مادرم را باور کردم پذیرفتم که جسمش را از دست دادم ولی دلم میخواد راحت با این مسئله کنار بیام چون خود مادرم همیشه میگفت که بعد مرگش روحیه داشته باشم و گریه نکنم .
    شما چه تجربه ای در این زمینه دارید واقعا میشه کنار اومد و با امید به زندگی ادامه داد؟ اینکه مادرم جواب دعاهایش را که درحقم کرد ولی جواب نگرفت چه عدالتی هست که خدا داره؟ مادرم در بدترین شرایط جسمی دعا میکرد باورم نمیشه که حرفش مورد قبول خدا نبود اصلا باورم نمیشه.  
    موضوعات مرتبط: مسائل فوت عزیزان ,

  • ۲ موافق ۰ مخالف
  • ۷۵ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۱۵۲
    • چهارشنبه ۸ دی ۹۵ - ۲۲:۴۵

    چون پدرم معتاده ، از گزینه های ازدواج پسران حذف میشم ؟

    سلام دوستان !

    من ی دختر 18 سالم .یه سوالی ذهن منو درگیر کرده در واقع میخوام نظر شما رو بدونم.

    من از لحاظ قیافه میشه گفت معمولیم ،نه خیلی خوشگل نه زشت ! نماز میخونم و دین رو واقعا قبول دارم ، در مورد حجاب هم با اینکه بیشتر نزدیکانم زیاد حجاب رو قبول ندارن اما من واقعا به داشتن حجاب اعتقاد دارم و سعی میکنم حجاب لازم رو داشته باشم !

    چادری نیستم اما خب موهامو بیرون نمیذارم و آرایش ملایم میکنم . در مورد لباس هم به شدت با ساپورت و لباس های تنگ مخالفم چون اعتقاد دارم همه انسان ها در قبال هم مسئول هستن و با بی حجابی باعث آسیب زدن به بعضی انسان ها به خصوص پسران میشن .

    اصلا تا به حال خدا رو شکر با هیچ کسی رابطه دوستی و اینا حتی تو فضای مجازی نداشتم چون اصلا  اینکارو صحیح و عاقلانه نمیدونم .

    در حال حاضر هم پشت کنکوری هستم . خیلی هم به شدت نیاز به ازدواج در خودم احساس میکنم چه از لحاظ عاطفی و چه جنسی اما خودمو کنترل میکنم هر چند گاهی اعصابم خیلی خورد میشه اما سعی میکنم خودمو آروم کنم و خود نگهدار باشم ( سخته خیلی ) .

    ما تو روستا زندگی میکنم اما بگم که روستای بروزی هست :) زیباس و از شهر فاصله کمی داره .خونه های مدرن داره . هم پولدار هم فقیر داره .

    خود ما کاملا متوسطیم یعنی نه پولدار نه فقیر .اما خب مشکل مالی داریم . پدرم متادون مصرف میکنه .

    به نظر شما کسی حاضر میشه با کسی مثل من ازدواج کنه ؟ یا چون تو روستا زندگی میکنم و پدرم معتاده من جز گزینه های ازدواج پسرا اصلا قرار نمیگیرم ؟

    میشه جواب بدین.

    موضوعات مرتبط: مشورت در ازدواج خانم ها ,

  • ۲ موافق ۰ مخالف
  • ۵۷ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۲۸۹
    • دوشنبه ۶ دی ۹۵ - ۲۲:۴۵

    عذاب وجدان خواهرزاده ی 7 ساله م به خاطر دست درازی پسر همسایه

    سلام به همه اعضای خانواده برتر

    خواهش میکنم اونایی که تخصص یا تجربه دارن و میتونن با یک راهنمایی کمکم کنن دریغ نکنن.

    خواهرزاده ای دارم که  کلاس اول ابتدایی میره و دختر عاقل و درسخون و خیلی مودبیه و البته زیبا و جذاب. خواهرم میگه که چند شب پیش دخترش تو تلویزیون شنیده بوده که یه خانومی به بچه ها میگفته اگه کار بدی بکنین خدا قهرش میگیره و از این حرفای آموزنده.

    بعد یه دفعه دخترش گریون میاد پیشش و میگه مامان من یه کار بدی کردم میخوام بهت بگم بعد گفته پسر همسایه ( 6 ، 7 سالشه) به آلت من دست میزد. خواهرم اول یه کوچولو سیلی زده بهش و گفته چرا به من نگفتی بعد اونم گفته میترسیدم بهت بگم منو بزنی و خواهرم که دیده اگه بزنتش دخترش حرفاشو بهش نمیگه شروع کرده با محبت باهاش حرف زده و دخترش بهش گفته پسر همسایه به آلتش دست میزده و میگفته با آبجیمم اینکارو میکنم.

    به خواهرم گفته شبا وقتی میخوابم به آلتم دست میزنم و کیف میکنم حتی گفته اون پسر دست میزد و منم کیف میکردم . خواهرم میگه دخترش از اون روز داغونه خیلی استرس گرفته و نگران شده و میگه مامان خدا منو نمیبخشه و روزی چندین بار میاد پیشم میگه : مامان فکرم مشغوله بخاطر اینکارام.

    رو درسم تمرکز ندارم همش تو دلم حرف میزنم با خودم. از یادم نمیره  خدا ازم بدش میاد. به مامانش گفته از وقتی به تو گفتم دیگه اون کارو نمیکنم.

    خواهرم این قضیه رو به هیشکی جز من نگفته و منم اونقد شوکه شدم که نتونستم راهنماییش کنم بهش گفتم از خانواده برتر برات راهنمایی میگیرم.

    خواهرم میگه چیکارکنم باهاش؟ خیلی خیلی ناراحته و نمیدونه چیکار کنه تا دخترش این قضیه رو فراموش کنه؟ و از کجا مطمئن بشه که دخترش دیگه از اینکارا نمیکنه؟ چرا یه بچه 7 ساله اینقد بخاطر اینکارا عذاب وجدان گرفته؟ آیا این قضیه روی شخصیت و درس خواهرزادم تاثیر میذاره اگه بله چیکار کنیم؟

    سپاس از همه کاربران که باعث و بانی حل مشکلات همه هستند.

    موضوعات مرتبط: تربیت جنسی دختران ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۴۵ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۷۳۷
    • دوشنبه ۶ دی ۹۵ - ۲۲:۲۵

    برو بالا