خانواده برتر

انتخاب همسر و مسائل خواستگاری، مسائل دوران عقد، مسائل زناشویی و تربیت فرزند

۶۷ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «هانی --» ثبت شده است

اطلاع دادن به شوهر قبل از خروج از خونه

سلام

دو تا سوال:

1. خانم های متاهل (همه قشر ها، ولی منظورم بیشتر خانه دار ها هست) به صورت خودکار، یعنی بدون مطرح کردن و صحبت کردن این موضوع پیش از ازدواج، وقتی میخوان از خونه برن بیرون، حالا خرید یا هر چی به شوهرشون میگن ؟ و اگر "نه" شنیدن، نمیرن بیرون ؟

ببینید منظورم اجازه گرفتن نیست، اطلاع دادنه، و حالا ممکنه پیش بیاد که شوهر به هر دلیل اعلام رضایت نکنه، آیا خانم ها میمونن خونه و از بیرون رفتن خودداری میکنن؟

2. اگر خواستید این موضوع رو در دوران پیش از ازدواج از سمت داماد بشنوید ، چگونه باید مطرح بشه؟ خانم ها دوست دارن چه جوری این موضوع رو براشون گفته که ناراحت نشن؟ یا اصلا نیازی به مطرح شدن نیست، عرف این هست که خانم اطلاع بده و اگر "نه" شنید، نره؟

ممنون


موضوعات مرتبط :
مشورت در ازدواج آقایان

  • ۲ موافق ۱ مخالف
  • ۱۱۰ نظر
    • ۲۰۷۹ بازدید
    • پنجشنبه ۲۵ آذر ۹۵ - ۲۲:۳۵

    شایعه شده که خواستگارم قبلا دوست دخترش رو آورده خونشون

    سلام به همه دوستای گرامی

    من خواستگاری دارم که مدتی پیش خواستگاری کرد و من جواب منفی دادم به این علت که یه نفر بهمون گفت مثل اینکه قبلا دوست دختر داشته و اون و آورده بوده خونشون.

    دقیقا نمیدونم ماجرا چی بوده حالا دوباره از طریق خواهرش که دوستم هست خاستگاری کرده منم اصلا نمیشناختمش و ایشان جایی منو دیده بودن و پسندیدن که بعدها خواهرش عکساشو برام فرستاد منم گفتم به خواهرش که ملاک من ایمان و اخلاق و عقاید طرف مهمه و ازش اصرار که با داداشم صحبت کن تا اخلاقش دستت بیاد .

    منم که برام سخته خیلی که با پسری در  مورد ازدواج صحبت کنم و بیشتر از زیر بار حرف زدن با خواستگارام فراری بودم ولی حالا دیگه تصمیمم برای ازدواج جدی هست .

    خانواده این طرف هم خودشون بسیار دوست دارن من عروسشون بشم حالا به نظرتون باهاش حرف بزنم در صورتی که جوابم رو به منفی هست ولی کمی مهر پسر تو دلم نشسته .

    بقیه شرایطش هم بد نیست پسر کاری هست و با اینکه تحصیلات دیپلم داره ولی برام مهم نیست خودمم لیسانس هستم و فعلا در طرح شاغل ام و همیشه از خدا دعام اینه که یه ازدواج خوب نصیبم شه و یه ادم پاک و چشم پاک و چشم پاک و با ایمان چون خودمم دختر بدی نیستم. ولی جور نشده . به نظرتان با این خواستگارم صحبت کنم .

    ممنون


    موضوعات مرتبط :
    مشورت در ازدواج خانم ها

  • ۱ موافق ۰ مخالف
  • ۳۰ نظر
    • ۱۲۱۵ بازدید
    • چهارشنبه ۲۴ آذر ۹۵ - ۲۲:۳۵

    با خانواده برتر هم افسردگی گرفتم، هم بدبین شدم

    با عرض سلام و خسته نباشید و ارزوی سلامتی برای کاربران
    از وقتی که وارد این وبلاگ شدم هم افسردگی گرفتم هم بدبین شدم . کاربر خاموشم ، دو سال هست که خواننده مطالب وب هستم . پسر هستم و ٢٠ سالمه ، از وقتی که اومدم فهمیدم خیلی ها موقع ازدواج به وضعیت مالی و قیافه طرف دقت میکنن .
    خوب من وضعیت مالی پدرم خوبه و چهرم هم معمولی رو به خوب ولی مثلا اگه همسرم چهره بهتر از من ببینه چی میشه ؟
    یا مثلا فهمیدم اگه با یه دختر که یکم سطحش از من بالاتر باشه یا شغلش بهتر باشه ازدواج کنم انقدر منت سرم میذاره که زندگیم زهر میشه . متوجه شدم خیلی ها در دوران نوجوانی و جوانی دوس پسر داشتن .
    من خودم دوست دختر مجازی زیاد داشتم که باهاشون صحبت میکردم ولی دوست دختر تو بیرون نه چون عرضه مخ زدن نداشتم و خیلی اعتماد به نفسم کمه ! رو راست بگم بخاطر دین یا اینکه زنم مثل خودم باشه نبوده . کلا به ازدواج بد بین شدم . فهمیدم سختی تو ازدواج زیاده ، من پسر مغروری ام .
    دلم نمیخواد سرویس طلای ٣ میلیونی واسه همسرم بگیرم . دلم نمیخواد همسرم تو دلش بگه ای بابا اینم که هیچی نداره بالاخره من باید رو پای خودم وایسم نه رو دوش پدرم  . فهمیدم کار به سختی گیر میاد ، مخصوصا اینکه رشته ریاضی باشی و بدون پارتی .
    کاش میرفتم رشته انسانی تا حداقل یه دفتر ازدواج یا ثبت إسناد و چیزی میزدم ( لطفا بحث رشته ها وا نشه اصل مطلب رو بگیرید )
    همین دیگه خیلی بد بین شدم ، بعد همش فکر میکنم خیلی خنگم که دکتر نیستم چون اینم فهمیدم دکترا (پزشکا) خیلی کشته مرده دارن . من به زبان انگلیسی مسلط ام و در حال یادگیری زبان فرانسه نیز هستم .
    بعد یه مورد دیگه ؛
    تا وقتی که سوْال نپرسیدی همه میان از فانتزی هاشون میگن ، مثلا همسرم فلان باشه ال باشه بل باشه ، بعد که میای سوال میپرسی همه میگن نه اصلا چهره واسمون مهم نیست پولم مهم نیست قدشم مهم نیست هیچیش مهم نیست فقط اخلاق که ادم شاخ در میاره نمیدونه چی بگه .
    تصمیم گرفتم تا یه زبان دیگه هم یاد بگیرم بعد دکتری ام رو هم بگیرم بعد برم خواستگاری که احتمال جواب مثبت گرفتن زیاد بشه .
    رو راست باشید ، حقیقت تلخ حداقل کمک میکنه واسه اینده بهتر برنامه ریزی کنیم تا دروغ شیرین که به اینده الکی دل ببندیم . ببخشید پر حرفی کردم
    با تشکر

    موضوعات مرتبط :
    مربوط به خانواده برتر

  • ۰ موافق ۲ مخالف
  • ۳۰ نظر
    • ۱۰۴۳ بازدید
    • چهارشنبه ۲۴ آذر ۹۵ - ۲۲:۲۰

    خانمم در اینستاگرام یه آدم دیگه میشه

    سلام و درود به همتون

    یه سوال که نه راستش یه جورایی مشورت میخواستم ازتون. چون از نظراتتون مشخصه اینجا اکثرا باتجربه تر  از من و متاهل و بزرگتر و ... هستین.

    من 24 سالمه و نامزدم هم یه دختر خانوم 21 ساله هست . مشکلی نداریم و ایشون هم چادری نیست ولی جلف هم نیس و پوشش معقولی داره. تو محیط بیرون و دانشگاهش هم  با حیا هست ولی مشکل اصلی برنامه ای هس به نام اینستاگرام .

    اونجا کلا یه آدم دیگه میشه و از عکس ها و سلفی با دوستاش و  متن های مسخره بگیییر تا عکس از خرید، بیرون رفتن، این کار کردن، اون کار کردن، من و این یهویی من و اون یهویی من و کوفت یهویی و پشت بند اون هم کامنت های دوستاش که گاهی ممکنه یه پسر غریبه کامنت قلب بذاره و یا بگه چه خوشگل و از این جور چیزا.

    البته اون کامنتارو پاک میکنه به خاطر من ولی ... تا نذاشتن و نگفتن خوبه، اصلا چیزی هم که نگن همون دیدن خشک و خالی خودش خیلیه.

    با پاک کردن این برنامه که موافق نیس میگه میخوایم لحظات خوبمونو به اشتراک بذاریم!ولی به نظر من اصلا درست نیس یه پسر غریبه بخواد صفحه نامزد منو دنبال کنه و یه جورایی حواسش بهش باشه. با چسبوندن شکلک روی عکسش هم موافق نیس، میگه مگه من چه عیبی داره قیافم. فقط تنها لطفی که کرده میگه سعی میکنم کمتر پست بذارم!

    آدم سختگیری نیستم ولی خب از این که میبینم کاربرای اینستاگرام در طول روز اونو از من بیشتر میبینن حس خوبی ندارم.

    حالا به نظر شما چون هنوز اولش هست آیا اینا دلایل کافی واسه به هم زدن و تموم کردن هست ؟ آخه میترسم بعد ها هم تو موضوعات دیگه بازم حرف خودشو بزنه و هیچ جوره کوتاه نیاد .


    موضوعات مرتبط :
    مشورت در زن داری

  • ۳ موافق ۰ مخالف
  • ۶۰ نظر
    • ۲۴۰۵ بازدید
    • چهارشنبه ۲۴ آذر ۹۵ - ۲۲:۱۵

    توصیه به پسران و مادران محترم اون ها در مورد خواستگاری رفتن

    سلام

    آقا پسران گرامی و مادران محترم شازده پسرای گل! بخونید حتماً!

    لطفاً:

    1- وقتی کیسی معرفی میشه بهتون، اگه واقعا شرایطش رو مناسب میدونید، اقدام کنید به تماس و قرار ملاقات. اگه شک دارید یا همون اول با ملاکهای اصلیتون جور نیست بیخود به خودتون و خانواده مقابل زحمت ندید و موجبات ناراحتی و سرخوردگی دخترو فراهم نکنید! قبل از تماس گرفتن، تا حد ممکن از معرف و واسطه اطلاعات لازم رو بگیرید. یا یک مواردی مثل قد و وزن اگه براتون شرطه حتما بپرسید قبلش. نرید ببینید بگید طرف چاق بود نپسندیدم. خب اینو باید قبل رفتن میدونستید!

    2- اگه جلسه اول برگزار میشه و به هر دلیلی طرف رو نمیپسندید یا توافق ندارید و بهتون نمیخوره، روز بعدش زنگ بزنید محترمانه بگید قسمت نیست و... نظر منفی تون رو به طرز خوبی منتقل کنید و تشکر کنید و برای دختر ارزوی خوشبختی کنید! تو خماری نذارید. بی خبر نگذارید. حداقل به واسطه بگید که اطلاع بده. نگید رومون نمیشه و فلان. بی خبر گذاشتن بی احترامیه. ناراحتیش بیشتر از شنیدن نظر منفیه. اگه هم نظرتون مثبت بود باز هم فرداش زنگ بزنید و اعلام کنید و نظر خانم رو جویا بشید. نگید یه هفته بعد زنگ میزم که فکر نکنن هولم! ربطی نداره!

    3- خواهش میکنم اگه چندین نفر بهتون معرفی شدن و همه مناسب به نظر میرسیدن، یکی یکی اقدام کنید. یعنی اول اونی که از همه مناسب تر میدونید رو زنگ بزنید، اگه پذیرفتن قرار ملاقات بگذارید و جلسه اول رو برگزار کنید. برید جلو....تا به نتیجه منفی قطعی نرسیدید نباید به کیس دیگری زنگ بزنید.

    4- اگه رفتید منزل دخترخانم و همون اول دیدید چهره به دل نمیشینه. عجله نکنید برای رفتن! خیلی زشته. تامل کنید. حتی چند کلمه برید با دخترخانم صحبت کنید. یک کاره پا نشید همون اول بگید خب ما با اجازه مرخص بشیم!

    5- اگه دیدید به دلتون نمیشینه دختر، (ولی دختر پسند کرده بود شما رو) بیخودی چند جلسه قضیه رو کش ندید که تعلق خاطری پیش بیاد یا طرف امیدوار بشه. اگه ظاهر رو اصلا نپسندید، کاریش نمیشه کرد، دیگه جلسه دوم به بعد بی معناست. ولی اگه خنثی بودید یا پنجاه پنجاه بود براتون، ادامه بدید شاید وجوه مثبتش بیشتر شد. بعد هم از همون اول دقت کنید به چهره. بعدا نگید دماغ دختر فلانه دقت نکرده بودم!

    6- جلسه اول دست خالی نرید. ولو یک جعبه شیرینی. جلسه دوم هم حتما گل ببرید.

    7- بهتره از همون جلسه اول پسر هم حضور داشته باشه، و مادر پسر تنها نره. مگر اینکه خانواده دختر براشون مهم نباشه.

    8- هر چی لازمه بپرسید در طول جلسات. هر تعداد جلسه ای لازم شد برگزار کنید. مهم نیست تعدادش زیاد بشه. مهم اینه به اون مواردی که باید بدونید اطلاع حاصل کنید. حالا چه در 3 جلسه، چه 10 جلسه. چه در عرض سه ماه، چه 6 ماه. هیچی رو از قلم نندازید. بعد عقد زمان گفتن نمیدونستم اینطوریه نیست!

    9- دختر خانم رو بی حجاب، مادر پسر یا خواهراش یا واسطه ها یا معرف ها دیده باشن. محرمیت قبل از عقد دائم هم خوبه برای اینکه دخترپسر همدیگرو بهتر ببینن و راحت تر بشناسن.
    بعد عقد نگین که عه سینه هاش چه کوچیکه یا چه بزرگه. موهاش فلان طوره یا بهمان.

    10- در مورد پوشش دختر بیرون و درون منزل هر ابهامی دارید باید برطرف بشه. هر نظر خاصی دارید قبل ازدواج گفته و اتمام حجت بشه. بعدا اعمال سلیقه نکنید. و نخواهید تغییر کنه مگه به خواست خودش. در مورد روابط با نامحرمان و فامیل و سایر موارد هم همینطور.

    11- بقیه موارد اخلاقی و آدابی هم خودتون میدونید ان شاءالله. صداقت و شفافیت و احترام و تواضع و غیره فراموش نشه.

    ارادتمند «بانو لیلا»


    موضوعات مرتبط :
    مشورت در ازدواج آقایان مطالب بانو لیلا

  • ۴ موافق ۰ مخالف
  • ۵۸ نظر
    • ۱۷۳۰ بازدید
    • سه شنبه ۲۳ آذر ۹۵ - ۲۲:۱۰

    راهکار بدین که تمام هم و غم من همسرم باشه

    سلام
    لطفا کمکم کنین
    26 سالمه و یک ساله که سنتی ازدواج کردم. از همسرم راضی هستم و دوستش دارم. اما یه مشکل دارم که خیلی اذیتم میکنه.
    در دوران دانشجویی یک همکلاسی خانوم داشتم که 8-9 سال از من بزرگتر بود و علاوه بر دانشگاه که تموم شد سر کار هم با هم هستیم. به واسطه شناختی که از قبل از هم داشتیم بالطبع تو محیط کار بیشتر با همدیگه رابطه داشتیم تا دیگران.
    حتی شرکت تا خونه رو یه وقتایی با هم تا یه مسیری میرفتیم ( 5-6 بار بیشتر نشد). اخلاقا شباهت های زیادی به هم داشتیم و داریم ( میگم داریم چون الانم همدیگه رو میبینیم و همکاریم).
    طبیعی بود که کششی بینمون به وجود بیاد به خصوص اینکه هر دومون هم سنمون میطلبید و هم شباهتامون این کشش رو بیشتر میکرد. اما هیچ وقت به همدیگه ابراز علاقه نکردیم. ( در حالی که علاقه از طرف من وجود داشت. من عاشقش بودم.یعنی دیوونش بودم.فکر میکنم ایشونم به من علاقه داشت).
    چون حداقل خود من میدونستم که اگه من هم این اختلاف سنی رو در صورت ازدواج وسط نکشم و مطمئن هستم که نمیکشیدم و به فرض محال خانواده ها رضایت بدن برای ازدواج، بعدها ممکن بود اختلافات زیادی به وجود بیاد.
    حتی به رغم میل باطنی و با وجود علاقه زیاد و برای اینکه ایشون به من وابسته نشن بهشون گفتم که تو امر ازدواج بهم کمک کنن تا پیش خودشون فکر ازدواج نکن و بعدا ضربه بخورن.
    حتی از همون شروع رابطه کاری هم بهشون گفته بودم که ملاک من برای ازدواج اینه که دختر ازم کوچکتر باشه تا دیگه حجت رو تموم کرده باشم. به زبون گفتم اما دلم پیشش بود. ولی رفتارم جوری نبود که علاقه قلبیم رو بهش نشون بدم.
    اینم بگم که من با هیچ دختری قبل از این خانم صحبت نکرده بودم و دوست نبودم و با این خانم هم کاملا رسمی صحبت میکردیم و میکنیم. چه قبلا و چه الان.
    اما مشکلم اینه که این خانم که الان 34-35 سالشه همش به ذهنم میاد و این موضوع به شدت منی که متاهلم رو داره آزار میده.
    لطفا بهم راهکار بدین که تمام هم و غم من همسرم باشه و فکر اون خانوم دیگه سراغم نیاد. بهم بگین که ازدواج نکردنم با این خانم کار درستی بوده یا نه اشتباه بوده؟

    موضوعات مرتبط :
    مشورت در زن داری

  • ۱ موافق ۰ مخالف
  • ۳۰ نظر
    • ۹۶۹ بازدید
    • سه شنبه ۲۳ آذر ۹۵ - ۲۲:۰۰

    دید آقایون نسبت به دختری که همیشه میگه و میخنده چطوره ؟

    سلام

    من معمولا شادم و میخندم همیشه چیزای خنده دار به ذهنم میرسه چه تو خونه چه بیرون مخصوصا اگه اون روز خوشحال باشم که معمولا هم خوشحالم.

    تنها وقتایی که ناراحتم یا احساس خطر میکنم مثلا حس میکنم یه مرد چش چرون تو محیط اطرافه شوخی نمیکنم تو خونه که اشکالی نداره ولی بیرون می ترسم بقیه فکرای بد راجع به من کنند و اینکه من اعتماد به نفسم بالاست همیشه میگم میخندم به همه احترام میذارم .

    مردا مثل برادرای من هستند و زن ها مثل خواهرای من ، چند روز پیش استادم بعد از جلسه دوم درس بهم پیام داد و گفت از من خوشش میاد مرد خوب و واقعا جنتلمن هستند ایشون ولی ۱۶ سال از من بزرگترند و الان اصلا شرایط ازدواج را ندارند .

    نمیدونم چی پیش خودش فکر کرده که یه همچین درخواستی داده ؟ می خواستم بدونم آقایون شما اگه یه دختری مثل من ببینید چه فکری میکنید چرا من هر جا میرم چند تا درخواست آشنایی دارم نکنه راجع به من فکر بد میکنند ؟

    کلا میخوام بدونم آقایون ایرانی راجع به دختری که اهل شوخیه و اخلاقش اینطوریه به دید بد نگاه میکنند ؟


    موضوعات مرتبط :
    خودسازی در دختران

  • ۰ موافق ۳ مخالف
  • ۶۵ نظر
    • ۲۴۹۰ بازدید
    • دوشنبه ۲۲ آذر ۹۵ - ۲۳:۰۰

    جایگاه اجتماعی فارغ التحصیلان رشته های هنر خوبه ؟

    سلام

    جایگاه اجتماعی کسی که رشته ی هنر(نقاشی و گرافیک و ...) خونده خوبه؟

    لطفا نگین دیدگاه دیگران چه اهمیتی داره و ... چون دیدگاه خانوادم برام مهمه و درست یا غلط دیدگاه اونا متاثر از این موضوعه . نمیتونمم از خودشون بپرسم چون میگن هر چی خودت میخوای . آیا آینده ی خوبی داره؟ ( از همه لحاظ ) که پس فردا حسرت نخورم که ای کاش وارد این عرصه نمیشدم و تغییر رشته نمیدادم . و این که من به فعالیت علمی خیلی علاقه دارم ،خود رشته ی هنر انقدر غنی هست که من ارضا بشم ؟

    قصدم اینه که رشته ی هنرو آکادمیک به صورت تخصصی بخونم ( نه به صورت آماتور ) ولی میترسم واردش بشم ،دلیل این قصدمم فقط به خاطر اینه که فکر میکنم تو این زمینه استعداد دارم و با روحیم خیلی همخوانی داره .

    ولی علاقه آنچنانی ندارم و با خودم میگم چرا تو رشته های استعداد دارم که آنچنان به درد بخور نیست  ؟

    خیلی نوشتم در نهایت خلاصه کردم که مختصر و مفید بشه و چشماتونو بیشتر خسته نکنم .

    پیشاپیش ممنون


    موضوعات مرتبط :
    مسائل متفرقه

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۲۱ نظر
    • ۶۹۳ بازدید
    • دوشنبه ۲۲ آذر ۹۵ - ۲۲:۵۵

    چطور به خواهرم بفهمونم که با پوشش در خونه اذیت میشم ؟

    سلام

    من پسر 19 ساله ای هستم که با خانواده ام مخصوصا خواهر کوچک ترم که 15 سال سن هم دارند خیلی صمیمی ام.

    اما متاسفانه با این که پوشش خواهرم در بیرون از خانه نسبتا خوبه اما در داخل از خانه اصلا خوب نیست و با تاپ و شلوارک خیلی کوتاه هست. چند بار سعی کردم غیر مستقیم بهش بگم که از نوع پوشش در خانه سختمه اما مثل اینکه متوجه منظور من نشد.

    در ضمن ما شب ها در یک اتاق مشترک میخوابیم و خواهرم قبل از خواب منو بوس میده و بغل میکنه . خب راستش بغل کردن یا بوسیدن خواهر و برادر ایرادی ندارد اما طوری که او مرا به طور ناخواسته بغل میکند احساس بدی به من دست میدهد و خیلی ببخشید تحریک میشم و به خودارضایی فکر میکنم اما تا به حال این کار را انجام ندادم و پاکم .

    اما میترسم نتوانم خودم رو کنترل کنم .خواهشا کمکم کنید. چند بار هم خواستم به مادرم بگم اما واقعا روم نشد. تو رو خدا راهنماییم کنید. نمیخوام باعث دردسر و مشکل برای خودم و خانواده ام مخصوصا خواهرم شوم.

    لطفا راهنماییم کنید.


    موضوعات مرتبط :
    روابط خواهر برادری

  • ۳ موافق ۰ مخالف
  • ۱۰۹ نظر
    • ۶۳۸۴ بازدید
    • دوشنبه ۲۲ آذر ۹۵ - ۲۲:۳۰

    4 دختر رو برای ازدواج مد نظر دارم، باید خواستگاری همه برم ؟

    با سلام

    بنده از چند ماه گذشته تا الان ٤ تا دختر با شرایط خیلی خوب و خانواده ی خوب و تقریبا هم کفو از همه نظر بهم معرفی شده و رایزنی های اولیه با هر ٤ تا انجام شده و اونا تقریبا اوکی دادن و شرایط منم پسندیدن ولی هیچ رفتنی نبوده ...

    یعنی یک جوری شرایط پیش اومده این جوری شده ،مثلا اولی زمانی که بقیه نبودن گفت اشکال نداره ولی ٢ ماه دیگه زنگ بزنید که امتحاناش تموم شده باشه ، دومی یک واسطه معرفی کرد که خوب محرم بود نمی شد رفت ، سومی یکی از فامیلا معرفی کرد که شهر دیگه بود نشد و چهارمی خود واسطه رایزنی کرده بود و یک جورایی از طرف خودش گفته بود فلانی میاد و اونا هم منتظرن !

    لازم به ذکره هر ٤ تا مورد های خیلی مناسبی اند و از لحاظ ظاهر و سن و خیلی شرایط دیگه مشترک اند و مثلا همشون دکتر یا دارو ساز یا دکترای تخصصی اند و مادر هاشون معلم یا پزشک و پدراشون مهندس یا کارمندن و از لحاظ اعتقادی هم همشون تقریبا معتقد هستند ولی یکی بیشتر یکی کم تر ...

    حالا مشکلی که این وسط پیش اومده اینه من باید یکی یکی برم یا همزمان یا کلا همه رو برم یا نه ؟

    یعنی یک عده میگند همه رو برو مقایسه کن ببین کدوم بهتره و تفاهم بیشتری داری و ... از طرفی احساس می کنم جای دخترا بودم و همچین پسری می اومد خواستگاریم خیلی خوشم نمی اومد که خیلی هم نمی دونم چرا فقط تو این سایت موارد مشابه که پسری به صورت موازی خواستگاری می رفت حرف های بدی بهش زده بودن ...

    کلا اولی رو که تقریبا از بین این ٤ تا گذاشتم واسه اولین خواستگاری و همونه که شهر دیگه هست و تقریبا بعد چند ماه یک هفته مییاد بعدش میره و تنها این توشون چادریه و نسبتا شناخت ما ازشون بیشتره و شاید شرایط مالی یا دیگه اش تو اون ٤ تا پایین تر باشه (شرایطش خوبه نسبت به اونا معمولی تره ) ولی خوب با صحبت های واسطه خیلی با ایمان و ایناست... .

    حالا نمی دونم به نظرتون رفتم اینو دیدم خوشم اومد بقیه رو نرم ؟ خودم ادم سخت پسندی نیستم و احساس می کنم اینو بپسندم بعدش  جای دیگه هم برم یا نه ؟ یعنی کلا تحت چه شرایطی باید جای دیگه رفت ...

    اگر مثلا پسری تو یک هفته ٤ جا بره خواستگاری و ٤ تا رو مقایسه کنه و اونی که بیشتر تفاهم داشتن و بیشتر همو پسندیدن برای جلسه ی دوم بره و از بین اونا انتخاب کنه آیا کار اشتباه و ناپسندیه و چرا ؟

    مرسی که جواب می دید ...


    موضوعات مرتبط :
    مشورت در ازدواج آقایان

  • ۰ موافق ۵ مخالف
  • ۷۲ نظر
    • ۱۸۸۵ بازدید
    • شنبه ۲۰ آذر ۹۵ - ۲۲:۴۰

    برو بالا