خانواده برتر

انتخاب همسر و مسائل خواستگاری، مسائل دوران عقد، مسائل زناشویی و تربیت فرزند

لینک های روزانه آخرین نظرات آخرین مطالب

۶۷ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «هانی --» ثبت شده است

پخش کلیپ پـ... دختری که در اینستا به ائمه توهین میکنه گناهه ؟

سلام

چند وقتی هست یه دختری در فضای اینستاگرام فعالیت میکنه و فیلم هایی از خودش میذاره که توشون خیلی وقیحانه و بی شرمانه از هر چیزی صحبت میکنه... الان حتی پوشش ش رو هم خیلی کم کرده ... از ایرانیا بد میگه و باعث جنجال و توهین های قبیحانه ایرانی ها و افغان ها به هم شده ( خیلی از ایرانیا بخاطر لهجه اون دختر بهش میگن افغانی و افغان ها هم مقابله به مثل میکنن که همه این حرفا با توهین همراهه )

اسمش نمیارم تا اگه کسی نمیشناسه پی اش نره و این آدم مزخرف رو نشناسه و مثل من حالش بد نشه .

چند وقت پیش یکی از هکر های معروف اینستا هکش کرد و در مصاحبه ای که داشت گفت در ایمیل های این دختر ارتباطش با سازمان های اطلاعاتی و وهابی ها بنظر میرسیده .

 چند روز پیش هم بود که یه آقا پسری یه صفحه زد تو اینستاگرام و سعی کرد این دختر رو به همه بشناسونه... حتی عکس هایی رو هم از نوجوونیش و زمانی که ایران بوده گذاشت ...

از روزی که اون فعالیت میکرد اون دختر پست نذاشت حدود دو سه روز گذشت و پیج پسره هک شد !! و همه عکس ها هم پاک شد ... توی اون صفحه اون پسر اسم و فامیل و دلیل تنفر اون دختر از ایرانی ها و اصلیتش و تاریخ تولدش گفت.. . حالا این دختر خیلی گستاخ تر شده ، دهن به چرت و پرت گویی راجع به مسائل دینی وا کرده ...

کامنت هایی که در اون ها توهین به ائمه و پیامبر و حتی حضرت عباس هست رو تو قسمت استوری اینستاگرامش میذاره ... حتی قبلا قرآن هم آتیش داده .

حالا حرف من اینه، من یه کلیپ ازش دارم خودش قبلا پخش کرده ، و محتوای پ*** داره ، اشکالی داره اگه با پوشوندن یا نپوشوندن اون کلیپ بدم دست صفحات پر بازدید اینستاگرامی ؟ شاید از رو بره خیلی وقیحه .

اگه بدم گناه میکنم و در حق اون ظلمه نه؟  خیلی وسوسه میشم که فیلمش پخش کنم ولی نمیخوام اون از من چیزی طلبکار بشه ... ، همچنین میدونم ممکنه باعث به گناه افتادن یه جوون بشه ... ، البته اگر پخشش کنم نمیدم دست هر کسی میدم دست کسی که بدونه کجاش رو و چجوری پخش کنه .


موضوعات مرتبط :
مسائل اجتماعی روز جامعه

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۳۴ نظر
    • ۱۴۱۴ بازدید
    • شنبه ۴ دی ۹۵ - ۲۲:۴۰

    فکر نمی کردم که یه روزی به خاطر اسمم تحقیر بشم

    سلام

    من یه مشکل اساسی دارم که تا قبل از رفتن به دانشگاه نه تنها مشکل نبود که حسن هم محسوب می شد !  مشکل من با اسممه ! اسم من گردآفرید هست ( یکی از قهرمانان زن در شاهنامه ) که اونم به خاطر اعتقادات ایران دوستانه ی پدر و مادرمه .

    البته تا قبل از دانشگاه با اسمم مشکلی که نداشتم هیچ خیلی هم بهش افتخار می کردم و راحت تر با مخفف های اسمم مثل ( گردی ، گرد ، گرد و خاک ، آفرینش ، آفریدن ، گردا و ... ) کنار می اومدم اما الان با این که در یکی از معتبر ترین دانشگاه های شهرم ادبیات فارسی  میخونم خیلی از ادما نه تنها معنی اسمم رو نمیدونن و گردآفرید ( معروف ترین اسطوره ی زن ادبیات فارسی ) رو نمیشناسن که حتی من رو به خاطر اسمم مسخره هم میکنن .

    و مشکل این جاست که همه ی استادا هم با اتفاق نظر من رو گرد افرید صدا میزنن و هر استاد جدیدی هم که میاد مجبورم میکنه فلسفه ی اسمم رو براش توضیح بدم ! البته نه فقط برای اون برای کل کلاس . و بعد این قدر همه اسم من رو صدا بزنن که از انتظامات دانشگاه گرفته تا استاد علوم اجتماعی دانشکده کناری من رو بشناسن ! واقعا اینی که من میگم شوخی نیست تا قبل از امتحانات میان ترم بیش تر دانشجو ها من رو میشناختن اون هم به خاطر اسمم !

    این واقعا برای من غیر قابل هضمه این که یه عده اون قدر هویتشون رو فراموش کرده باشن و از ادبیات مملکتشون چیزی ندونن که اسم من براشون عجیب به نظر برسه . ( اون هم دانشجو های ادبیات )

    واقعا فکر نمی کردم که یه روزی به خاطر اسمم تحقیر بشم یا حتی نتونم تو حیاط دانشگاه راحت قدم بزنم اون هم برای چی ؟ برای این که مردم کشورم از قهرمانای مهم ترین کتاب اساطیری کشورشون اطلاع ندارن .

    چی کار کنم ؟ این جا واقعا مشکل از منه یا از بقیه یا از کسایی که از فرهنگ کشورشون اطلاع ندارن ؟ من باید به خاطر اسمم خجالت بکشم یا دیگران ؟ یا کسایی که به خودشون اجازه میدن ادما رو بابت اسمشون تحقیر کنن ؟
    شاید هم شما پیش خودتون تصور کنید که من دارم زیادی سخت میگیرم یا خیلی وسواسی ام اما واقعا اگه من نخوام خانومی که توی حراست دانشگاه کار میکنه اسمم رو بدونه چه کسی رو باید ملاقات کنم ؟!
    شاید از نظر شما مشکل محسوب نشه یا به خاطر طرز نوشتنم بگین این دختره چقدر سرخوشه ولی این مسئله از نظر من خیلی مهمه . ممنون میشم اگه راهنماییم کنید.


    موضوعات مرتبط :
    مسائل دختران جوان

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۸۷ نظر
    • ۱۶۷۱ بازدید
    • شنبه ۴ دی ۹۵ - ۲۲:۳۰

    اگه خواستگارم رو قبول کنم و بعد در دانشگاه از کسی خوشم اومد چی ؟!

    سلام

    من 19 سالمه و پشت کنکوریم. تا الان هر چی خواستگار داشتم مامانم رد کرده و گفته بچه ای ، ولی پارسال یکی از پسرای اقواممون خواستگاری کرد که خانوادم خیلی دوسش دارن ،9 - 8  سالی ازم بزرگتره و هم از نظر تحصیل و هم خانواده و هم شخصیتش خیلی خوبه ، چهره هم که اهمیتی نداره برام .

    چون کنکور قبول نشدم گفتن صبر کنن که میخوام دوباره کنکور بدم حدود یک و سال و نیم میگذره ، تقریبا همه فهمیدن خواستگارمه هر کی بهم میرسه میگه قبول کن و مامانم هم روزی یه بار میگه پسر خوبیه قبول کن . من به هر حال سال دیگه میرم دانشگاه یعنی سال دیگه میان رسما خواستگاری . نگرانی که الان دارم اینه که خوب من که درست نمیشناسمش و بحث یه عمر زندگیه و خانوادش مذهبین نمیدونم بذارن اول با هم آشنا شیم یا نه ! چون پسره گفت میخوام فرداش عقد کنم .

    الانم یه خواستگار دیگه هم دارم که با پسر اقواممون در یه حده با این تفاوت که غریبن! و همچنین تو دانشگاه با افراد بیشتری اشنا میشم اگه اونجا از کسی خوشم اومد چی؟ الان موندم کنکور که دادم باید چیکار کنم ؟

    البته به اینم باید توجه کنم که رد کردن پسر اقواممون مساوی قهر و قطع ارتباط و از اینجور چیزاس کلا اینجوریم ...


    موضوعات مرتبط :
    مشورت در ازدواج خانم ها

  • ۰ موافق ۲ مخالف
  • ۲۹ نظر
    • ۱۲۸۰ بازدید
    • جمعه ۳ دی ۹۵ - ۲۲:۱۵

    در جلسات آخر آشنایی بحث مسائل جنسی رو پیش کشید

    سلام

    من 18 سالمه و پیش دانشگاهی هستم  . همیشه به خواستگارایی که برام میومد جواب نه میدادم ولی اخیرا با اصرار خانوادم قبول کردم با یکی از خاستگارام که از لحاظ مالی و شخصیتی خیلی عالی بود صحبت کنم .

    البته وضعیت خانوداگی ما هم خیلی خوب هست بابام آهن فروشی داره و باغدار و معلم هست ولی چون خاستگارم از خانواده ما وضعشون بهتره خیلی اصرار داشتن به حرف زدن .

    خود پسره هم گفته بود حرف بزنیم فقط یه صیغه صورت بگیره تا کنکورشو بده من اصلا فکر میکنم مجردم فقط کافیه بله رو بده . منم قبول کردم گفتم حالا حرف بزنیم تا 6 جلسه اول همه چی خوب پیش رفت .

    پسره همش میگفت من خیلی دوستت دارم و حرف حرف توئه هر چی تو بگی و من اینقد ساله تو رو میخوام . منم گفتم لابد پسر خوبیه کلی هم منو دوست داره تا اینکه جلسه آخر یعنی جلسه هفتم آخراش گفت من چون درس داری از لحاظ جنسی خیلی اذیتت نمیکنم در حد هفته ای یه بار .

    چند لحظه بعد گفت تو لاغری برای کیف بیشتر باید چاقتر بشی ( با اینکه من لاغر نیستم ) و بعدشم یه خنده ای کرد که به قرآن من زهره ترک شدم .

    الان نمیدونم چه جوری به بابام بگم ؟ واقعا نمیدونم چیکار کنم اینکه تا دیروز میگفت فکر میکنم مجردم جلسه آخر هم درباره هیکلم اظهار نظر میکنه ، هم میگه هفته ای 1 بار میخواد . دیگه بعدا میخواد چیکار کنه ؟

    خدا میدونه خانوادم  به شدت اصرار دارن روی این اقا ... منم الان دیگه نسبت به این آقا  ذهنیت خوبی  ندارم . ازش خوشم نمیاد . بابای پسره هم با بابام دوست صمیمی هستن . نمیدونم چه جوری به بابام بفهمونم و یه جوری قضیه ختم به خیر شه که کدورتی بین بابای من بابای پسره پیش نیاد . یا شایدم اصلا بهتره بذارم عقد صورت بگیره هان ؟ چیکار باید بکنم ...


    موضوعات مرتبط :
    مسائل جنسی در خواستگاری

  • ۱ موافق ۱ مخالف
  • ۴۹ نظر
    • ۳۶۱۹ بازدید
    • جمعه ۳ دی ۹۵ - ۲۲:۰۵

    خانوادم دارن بدون میل من تاریخ عقد منو پسر داییم رو تعیین می کنن

    سلام

    دختری هستم 20 ساله و یه برادر 24 ساله هم دارم. یه دوست داره برادرم که باهاش خیلی جور و صمیمیه و از دبیرستان باهاشه. یه دو سه سالی هم میشه که دوستش از من خوشش اومده و منم همینطور . برادرم میدونه که ما با هم دوستیم چون هر وقت میخوام ببینمش با اون میرم.

    ولی یه مشکلی که دارم اینه که خانواده ام  دوست دارن من با پسر داییم ازدواج کنم. ولی من اصلا اونو دوست ندادم. از طرفی هم وقتی اون پسره دوست من و داداشم  فهمید کلی باهام دعوا کرد و گفت نمیذارم با کسی جز من ازدواج کنی.

    خانواده ام هم یه طرز فکرایی دارن که حتما باید با پسر خوب فامیل ازدواج کنم. چون اشنا هست و ...

    ولی من به پسر داییم علاقه ای ندارم و فقط اون آقا رو دوست دارم. وضع مالی و تحصیلات و قیافه و اخلاقاش هم عالیه.

    به نظرتون چی کار کنم و چه طوری خانوادم رو راضی کنم که با پسر داییم ازدواج نکنم؟ چون اونا دارن برامون بدون میل خودم تاریخ محضر رو هم مشخص میکنن.

    ممنون میشم که راهنماییم کنید دوستان .


    موضوعات مرتبط :
    مشورت در ازدواج خانم ها ازدواج با انتخاب خانواده

  • ۰ موافق ۱ مخالف
  • ۱۷ نظر
    • ۹۱۴ بازدید
    • جمعه ۳ دی ۹۵ - ۲۲:۰۰

    تا میگن طرف پزشکه تو مغزم رنک بندی میشه

    سلام

    دانشجوی پیراپزشکی هستم که کارم در محیط بیمارستانه ( اتاق عمل بیهوشی مامایی پرستاری ) ... راستش من به تمام حرفایی که از احترام به شخصیت و باور افراد و چه میدونم نه احترام به خاطر شغل و بالا بودن و ایناست فکر کردم و قبول دارم ( مثل پستی که تیترش این بود" چرا خط کش سنجش ادم شغل و ثروت باشه ") حرفای سوال کننده این پست و تمام کامنتاشو باور دارم ولی هنوز ته قلبم نمیتونم مثل اون افراد و سوال کنندش و اینا خالصانه باور کنم .

    یعنی همش تا میگن طرف پزشکه تو مغزم رنک بندی میشه و انگار طرف خیلی از من سر تره و من احساس کاستی دارم بدم میاد از این طرز فکر . دلم میخواد اعتماد بنفسمو همیشه حفظ کنم . از این فضای بد در جامعه متنفرم😭

    کمکم کنید بتونم کنار بیام و به قول معروف قبول کنم واقعا باورامو ... چند روز دیگه کاراموزیام شروع میشه

    کمکم کنید 


    موضوعات مرتبط :
    خودسازی در دختران

  • ۱ موافق ۰ مخالف
  • ۱۲۲ نظر
    • ۲۴۲۶ بازدید
    • پنجشنبه ۲ دی ۹۵ - ۲۲:۳۵

    برو بالا