خانواده برتر

انتخاب همسر و مسائل خواستگاری، مسائل دوران عقد، مسائل زناشویی، تربیت فرزند ، تبلیغ رایگان مشاغل نو پا، مسائل زنان ، ارتباط با خانواده، مسائل اعتقادی

دسترسی سریع ← آخرین مطالب - موضوعات - فعال ترین کاربران - آخرین نظرات



۶۶ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «هانی --» ثبت شده است

چطوری دوباره به خواستگاری دختری برم که بار اول اون رو نپسندیدم

سلام

من 6 ماه پیش به خواستگاری خانمی رفتم و فرداش به واسطه گفتیم که بهشون خیلی محترمانه بگه که قسمت نیست. راستش نمیدونم حالا اون واسطه چه جوری این موضوع رو باهاشون مطرح کرد من بعد از اون مورد سراغ چند مورد دیگه هم رفتم ولی الان به این نتیجه رسیدم که همون مورد اول در مقایسه با بقیه شرایطش مناسب تره .

و حالا می خوایم دوباره اجازه بگیریم که بریم خونشون، بنظرتون ممکنه دختر خانم فکر کنه که حتما بهش زن نمی دادن و مونده و رونده شده که دوباره برگشته اینجا ؟ ولی واقعا جای دیگه هم ما رو پسندیدن و اینجوری نیست. حالا باید چه کار کرد و چی گفت؟

موضوعات مرتبط: مشورت در ازدواج آقایان ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۵۷ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۰۲۸
    • سه شنبه ۱۶ آذر ۹۵ - ۲۲:۰۵

    چرا بعضی از اساتید متاهل خانم ،سر کلاس پوشش تحریک کننده دارند؟

    سلام و خسته نباشید خدمت تمامی دوستان

    از خانمهای متاهل خصوصا اون دسته از خانم هایی که استاد دانشگاه هستند سوال داشتم .

    به نظر بنده که پسر هستم هر شخصی اگر اعتقاد به خداوند و روز جزا داشته باشه سعی میکنه حجابش رو جلوی نامحرم حفظ کنه رفتاری  که بنده اصلا نتونستم درکش کنم این بوده که چرا اساتید خانم که متاهل هستند سر کلاسی که آقایون هم حضور دارند از تیپ های جذاب و تحریک کننده استفاده میکنند ؟

    طوریکه باعث تحریک شدید بعضی از دانشجو های پسر میشه و از طرفی شخصیت اکثر اساتید خانمی که بنده دیدم، هم خوب بوده از لحاظ اعتقادی. پس چرا این جوری لباس میپوشن مگه متاهل نیستند ؟ و چرا اصلا مگه نمیدونن که دانشجوهای پسر تحریک میشن ؟! پس دلیلشون برای اینکار چی هستش!؟

    هر جوری فکر میکنم اصلا جور در نمیاد که یک انسانی هم از نظر اعتقادی خوب باشه و هم باعث تحریک دیگران بشه .

    می خوام کاملا خانم های متاهل (خصوصا اساتید دانشگاه ها) این رفتار رو توضیح بدن که علت این تناقض رفتاری چیست؟

    تشکر از همگی

    موضوعات مرتبط: مسائل اجتماعی روز جامعه ,

  • ۲ موافق ۱ مخالف
  • ۸۷ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۸۱۵
    • سه شنبه ۱۶ آذر ۹۵ - ۲۲:۰۰

    چرا بعضی از آقایون با خانم های چادری بد برخورد می کنند ؟

    سلام

    من یه دختر مذهبی و چادریم . گاها پیش اومده وقتی وارد یه مغازه میشم ( یا دکتر یا عابر بانک یا ... کلا هر جایی که لازمه فروشنده و منشی یا آدما حتما به آدم توجه کنند) فروشنده دیر جواب میده یا بی حوصله و بد جواب میده انگار میخواد بگه چیزی برای فروش نداریم.

    اصلا یه جوری برخورد میکنه انگار ارث پدرشو ازم طلب داره!! از همه بدتر وقتیه که یه خانم جوون با کلی آرایش و موهای بیرون ریخته و تیپ فلان وارد میشه اون وقته که نوبت و رعایت نمیکنه و اول به اون خانم جواب میده !!!

    این اتفاق گاها تو صف عابر بانک و جاهای دیگه اتفاق افتاده که کلا بعضیا منو نادیده میگیرن و حقمو میخورن. البته این فقط مشکل من نیست ها!! بین دوستای هم تیپ خودم از این اتفاقات زیاد میفته.

    از انصاف نگذرم این وسط هنوزم آقایونی پیدا میشه که به خانمای چادری احترام خاصی میذارن مثلا وقتی دور عابر بانک پر از نامحرمه و من مجبورم با فاصله بمونم وقتی نوبتم میشه کل آقایون کنار میرن تا کارم رو انجام بدم. ( اینو گفتم که حقشون ضایع نشه:))

    حالا سوالم از خانما اینه:
    تا حالا از این اتفاقات واستون افتاده؟ چیکار کردین؟ خیلی بدم میاد حقم خورده بشه ولی خب به دلیل بعضی مسائل نمیتونم با نامحرم کل کل کنم و اعتراض کنم ( کلا سعی میکنم در حد ضرورت صحبت کنم ) شما چه برخوردی میکنین؟ بعضی وقتا واقعا کاری از دست آدم برنمیاد :(

    و اما سوالم از آقایون:

    واقعا چه دلیلی داره که با خانمای چادری این رفتارو میکنن ؟

    یه عده میان میگن تو رو خدا ساپورت نپوشین، فلان نکنید اینجور نباشید و ... یه عده هم کمترین حق خانمای چادری رو رعایت نمیکنن!!!

    این صحبتم با آقایونیه که با خانمای چادری مشکل دارن:

    آخه منی که با حجاب کامل میام بیرون و هزار جور سختی رو متحمل میشم جدای اینکه دستور خدا رو اطاعت میکنم به خاطر نگاه و ایمان و دل شماییه که تو جامعه دنبال یه لقمه نونید!! این برخوردتون انصافه ؟

    من پا رو دلم میذارم و تو اوج جوونی زیباییمو میپوشونم ( و شاید حالا حالا قسمتم نشد ازدواج کنم تا زیبایی جوونیمو برا همسرم به نمایش بذارم ) به خاطر دل اون جوونیه که موقعیت و شرایط ازدواج رو نداره تا با دیدن من اذیت نشه و گناه نکنه چرا باید حقم نادیده گرفته بشه؟!!!

    موضوعات مرتبط: مسائل اجتماعی روز جامعه ,

  • ۳ موافق ۱ مخالف
  • ۱۱۴ نظر
    • تعداد نمایش : ۲۴۰۸
    • دوشنبه ۱۵ آذر ۹۵ - ۲۲:۴۵

    نظرتون درباره ی زندگی با سود بانکی و یکم پول اجاره مغازه چیه ؟

    سلام

    می خواستم بپرسم نظرتون درباره ی زندگی با سود بانکی و یکم پول اجاره مغازه چیه ؟ من 28 سالم هست و لیسانس دارم و سربازی رفتم . پدرم فوت شدن و ارثیه ام رو داخل بانک گذاشتم هر ماه حدود 2 میلیون سود می گیرم و 600 تومن هم اجاره مغازه کوچک می گیرم .

    چند جا خواستگاری رفتم و برای بیکاری ردم کردن دارم ناامید می شم زندگیم با بدنسازی و چند تا ورزش و کلاس خط و موسیقی می گذرونم و نمی دونم چکار کنم اگه دنبال کار برم ممکنه سرمایه ام رو از دست بدم و بیچاره بشم .

    شوهر خاله ام کار راه انداخت و نابود شد پارسال ، ترس زیادی دارم . به نظر شما با این شرایط کسی رو پیدا می کنم که منت سرم نذاره یا دنبال یک کار برم ؟

    موضوعات مرتبط: مشورت در ازدواج آقایان ,

  • ۱ موافق ۱ مخالف
  • ۹۷ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۳۶۰
    • دوشنبه ۱۵ آذر ۹۵ - ۲۲:۳۵

    پشیمونم که چرا از اول جلوی پسر خاله و ... روسری داشتم

    سلام دوستان

    من 25 سالمه و تا به امروز حجابم رو جلوی نامحرم رعایت کردم. البته اینجوری نبوده که چادری باشم و خیلی هم در رعایت حجاب سفت و سخت نبودم که موهام اصلا بیرون نباشه یا مانتو و لباسام گشاد باشه ولی خب جلفم نبوده.

    اما خدا منو ببخشه جدیدا فکر می کنم هیچی توی مو پوشوندن نیست و پشیمونم که چرا از اول جلو پسر خاله و پسر عمو ... روسری داشتم و خودمو معذب کردم. چرا که اونا بارها منو تو عروسیا و مراسما با هر لباسی و بدون حجاب دیدن.

    بنظرم خیلی مسخره میاد که الان منو تو عروسی در هر حالتی ببینن بعد یه روز دیگه منو با روسری ببینن! جلوی شوهر خواهرمم که جدیدا دامادمون شدن روسری نمیپوشم ولی خب شلوارکم نمیپوشم چون تو خونه برا لباس پوشیدنم محدودیت ندارم. بنظرتون چه مشکلی در من بوجود اومده که همچین فکرایی سراغم اومده ؟

    ممنون میشم راهنمایی بفرمایید.

    موضوعات مرتبط: مسائل اجتماعی روز جامعه ,

  • ۱ موافق ۲ مخالف
  • ۵۸ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۸۱۸
    • دوشنبه ۱۵ آذر ۹۵ - ۲۲:۳۰

    وقتی با یه پسر مذهبی برخورد میکنم چه رفتاری باید داشته باشم ؟

    با سلام

    چند وقتیه یه پرسشی برام پیش اومده که فکر میکنم بتونم اینجا پاسخشو بگیرم.

    اول بگم ۱۸ سالمه و ( با توجه به میانگین جامعه ) خودمو یه ادم مذهبی میدونم چادر میذارم و خدا رو شکر تا به حال ارتباطم رو با نامحرم حفظ کردم و از نظر بقیه دختر خوب و سنگینی هستم و مورد احترام .

    راستش داستان از این قراره که من دچار تردیدی در ارتباط با نامحرم شدم یعنی دقیقا نمیدونم وقتی با یه پسر مذهبی برخورد میکنم دقیقا چطور باید رفتار کنم اخه تو خانواده ما میشه گفت پسر و یا دختر مذهبی وجود نداره و هر موقع با پسری برخورد داشتم رفتارم این شکلی بود که سلام و احوال پرسی میکردم و خوشرو بودم ( اشتباه نشه جلف و سبک نیستم الکی نمیخندم ولی با احترام و متانت و البته خوشرویی سلام و احوال پرسی میکنم همین ) .

    تا اون موقع مشکلی پیش نمیومد تا اینکه یه سال پیش من بعد از مدت ها همسایه دوران بچگیمو دیدم پسری که حدود ۷ سال از من بزرگتره‌‌. خانواده اونا از ما مذهبی ترن این پسره هم بین برادراش از همه مذهبی تره ما دوران بچگی خوبی رو با هم گذروندیم ( از زمان تولد من تا ۸ سالگی ) خیلی وقتا میومد دنبال من و منو سوار دوچرخش میکرد یا منو میبرد دریا البته مامانم بود ( اون موقع خونمون روبروی دریا بود ) .

    خلاصه من این اقا رو بعد از چند سال که میگفتن رفته قم طلبه شده و اینا دیدم راستش اول فکر کردم برادرشه چند ثانیه زل زده بودم بهش بعد که شناختمش  مثل همیشه سلام و احوال پرسی کردم .

    البته یکم خوشحال تر چون خیلی دوست داشتم ببینمش همه ی خاطرات بچگیم برام زنده شده بود اونم سلام کرد ولی یکم سردتر . بعد چند وقت مادرش مامانمو دید و در مورد من و اون یه چیزایی گفت که مامانم سریع ولی با احترام گفت که اصلا همچین حرفی نزن که دخترم هنوز بچست ( راستم میگفت ) هیچی دیگه اون خانومه هم دیگه حرفشو نزد و بعد چند وقت من دوباره پسر همسایمونو دیدم .

    من تو ماشین بودم اون بیرون مامانم داشت باهاش صحبت میکرد و در مورد پدر و مادرش که زیارت بودن میپرسید منم از تو ماشین سلام کردم ولی با کمال تعجب اون طوری به من نگاه کرد که خیلی خجالت کشیدم .

    فکر کردم شدم زلیخا و دارم یه پیشنهاد بی شرمانه به حضرت یوسف میدم بهم واقعا برخورد خودمو جمع و جور کردم و گذشت . حالا من نمیدونم توقع نداشت من به عنوان یه دختر نامحرم به ایشون سلام کنم یا از دست اون قضیه ناراحت بود ( به نظرتون در جریان پیشنهاد مادرش بوده؟ )

    داستان دوم اینه که دختر خاله ی مامانم که در قم زندگی میکنه با دختر و پسر و عروسش اومدن خونمون  پسره نه سلام کرد نه خداحافظی اصن من رو نامرئی فرض کرد. راستش من این برخورد رو بی احترامی میدونم هر چقدر ادم مذهبی باشه دلیل نمیشه که حتی سلام هم نکنه البته این پسره خیلی ادم شوخ و اجتماعی هست ولی این رفتارش منو متعجب کرد.

    حالا من اخرش متوجه نشدم سلام کنم؟ نکنم ؟ مهمون اومد من اول سلام کنم ؟ نکنم ؟ اصلا نمیخوام اینقدر پیچیدش کنم ولی دوست ندارم کسی فکر بدی در موردم داشته باشه.

    پس لطف کنید رفتار درست رو برام شرح بدید هم بطور خاص ( داستان های بالا ) و هم بطور کلی.

    ممنون که وقت گذاشتید.
    در پناه حق🌺

    موضوعات مرتبط: مسائل اجتماعی روز جامعه ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۱۲ نظر
    • تعداد نمایش : ۴۸۴
    • دوشنبه ۱۵ آذر ۹۵ - ۲۲:۲۰