خانواده برتر

انتخاب همسر و مسائل خواستگاری، مسائل دوران عقد، مسائل زناشویی، تربیت فرزند ، تبلیغ رایگان مشاغل نو پا، مسائل زنان ، ارتباط با خانواده، مسائل اعتقادی


۶۷ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «هانی --» ثبت شده است

کدوم دختری حاضر میشه با مادر شوهر و پدر شوهرش زندگی کنه ؟

با سلام خدمت کاربران سایت
من 25 سالمه و دیگه وقت ازدواجمه ، ولی دو مشکل دارم . البته مشکل که نه تاج بالا سر ، من تک فرزندم و باید از پدر و مادرم مواظبت کنم و اینکه من خرج خانواده رو میدم . فقط من دو جا رفتم خواستگاری ولی هر دو جا بهانه اوردن و رد کردن در حالی که من هیچگونه مشکلی ندارم وضع مالیم عالیه برنامه نویس اندرویدم و ماهی سه چهار میلیون در امد دارم تیپ خوبی دارم .
ولی من مطمئنم برای اینکه دختری حاضر نیست با من ازدواج کنه بخاطر پدر و مادرم هست آخه کدوم دختری حاضر میشه با مادر شوهر و پدر شوهرش توی یک خونه زندگی کنه و من مطمئنم به همین دلیل جواب رد دادن و منم به هیچ وجه حاضر نیستم به خاطر یک زن  پدر مادرمو به خانه سالمندان بسپارم .
حالا یک سئوال از خانوما دارم ایا حاضرید با مردی که همچین شرایطی داره ازدواج کنین ایا من بازم برم خواستگاری یا بیخیال شم چیکار کنم ؟
موضوعات مرتبط: مشورت در ازدواج آقایان ,

  • ۰ موافق ۳ مخالف
  • ۸۴ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۷۴۱
    • چهارشنبه ۱ دی ۹۵ - ۲۲:۴۰

    دخترم ولی به دخترا هم علاقه دارم

    سلام

    دخترم ولی به دخترا هم علاقه دارم . شاید باورتون نشه ولی من از همون بچگی به دخترا علاقه داشتم. البته اینم بگم که  به روز قیامت اعتقاد دارم و همین مانعم میشه ولی میترسم میترسم  که یه روزی شیطون گولم بزنه و دنیا و اخرتم رو نابود کنه. (.میدونم این گناه خیلی بزرگیه و خواهشا از عذابا و ایناش نگین که خودم از همتون اگاه ترم نسبت بهشون)

    من واقعا از خودم خجالت میکشم بعضی وقتا که تحریک میشم و حتی به یکی از دوستام علاقه پیدا کردم ، بدون تعریف از خود کمی تا قسمتی جذابم ( هم از نظر اخلاقی هم از نظر ظاهری) و خیلی نامحسوس بهم چراغ سبزم نشون دادن ( از دخترا )

    من مشکلمو اینجا مطرح کردم چون انقد از این موضوع شرمم میشه که نمیتونم حتی تصور کنم به یه روانشناس این حرفا رو بزنم . میخوام این حسو از بین ببرم و نابود کنم یا حتی ازش متنفر بشم .  آیا راهی سراغ دارین که بتونم از شرش خلاص بشم؟ قصد ازدواجم فعلا ندارم .

    * در ضمن من نسبت به اقایونم بی میل نیستم و ظاهرمم اصلا پسرونه نیست .

    ممنون

    موضوعات مرتبط: خودسازی در دختران ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۵۱ نظر
    • تعداد نمایش : ۲۰۸۴
    • سه شنبه ۳۰ آذر ۹۵ - ۲۲:۲۵

    دکتر گفت واجبه ازدواج کنی . از سر قبرم خواستگار بیارم ؟

    سلام

    از اینکه ایران بدنیا اومدم ناراحتم ! من توی یه خانواده بدنیا اومدم که پدرم بدلیل اخلاق و رفتار بدی که داشت  تک تکمون مشکل عصبی پیدا کردیم ..

    مادرم افسردگی داره . برادرم اعتیاد داره . پیش دکتر هم رفتیم فقط قرص داد . با کسی رفت و آمد نداریم . من ۲۴ سالمه خواستگار ندارم . تمام دوستام حتی کوچکترها ازدواج کردن .

    بعضی از مردم به چشم دختر تـ... نگام میکنن . تیکه و متلک بهم می ندازن . ما سن ازدواج تو شهرمون تا ۲۱ هستش . بعد اون دختر میشه بار اضافی و اخ ! اکثر دوستام ازدواج کردن.

    من تو مکان های اجتماعی هم رفتم کسی نبود. الان یکساله خونه نشینم . جاهایی که رفتم تحقیر شدم خواهش میکنم بازم نگید برو. الان که دارم مینویسم برای اون رفتارها گریم گرفت.

    تو وبلاگ دیدم بعضی از پسرا دختر سن پایین میخوان . اونم چون تازه تره بهتره ال بله ... از ایران از این مردم نگاه ها ، فرهنگشون متنفرم . از خدا گله دارم خیلی ... درسته خیلیا از من بدبخت ترن اما خیلیا هم از من خوشبخت ترن..

    من تو باطن زندگی مردم نیستم ولی قطعا وقتی بدبخت تر ازمن هست خوشبخت تر هم هست... 

    پیش هر چی خانواده برتریه میگم از خدا گله دارم. منم آدمم احساس دارم . فقط به این دلیل که محکومم هر چی خدا میگه بگم چشم باید انقدر حس ناراحتی از زنده بودنم داشته باشم؟ یه عده غرق خوشبختی اند یه عده بدبخت . بعد خدا انتظار داره کفر شو نگم ؟ گله نکنم ؟  خیلی ناراحتم ...

    خیلی از اینکه ایرانیم احساس تأسف دارم از این کشور و مردمش متنفرم از هر چیزی که دو نفرست متنفرم .. تا الان به بعد خودمو حفظ کردم . فقط غم و بدبختی نصیبم شد . هیچ نمیخوام خدا اون دنیا بهم پاداش بده . این همه ادم هست خدا هواشونو داره .

    ازدواج تو زندگیم نیست باشه . قبول! ولی با تیکه متلک ها با احساس های قلب شکستم با خیلی از فشارها چکار کنم؟ من مزاجم گرمه. شب نیست گریه نکنم. حتی دکتر هم رفتم گفت واجبه ازدواج کنی . از سر قبرم خواستگار بیارم ؟  از خدا گله دارم خیلی زیاد ... ناراضی ام

    موضوعات مرتبط: مشورت در ازدواج خانم ها ,

  • ۵ موافق ۰ مخالف
  • ۱۰۹ نظر
    • تعداد نمایش : ۲۹۹۴
    • سه شنبه ۳۰ آذر ۹۵ - ۲۲:۱۵

    با چه روش و لحنی همسرمو قانع کنم سیگار نکشه ؟

    سلام دوستان

    من خانومی هستم که دو سال و خورده ای که عقدم. همسرم و من زیر 25 هستیم مشکلی که دارم اینه که همسرم بعد عقد تفننی سیگار میکشید ولی بعد از مدتی ترک کرد واقعا هم ترک کرده بود و من خوشحال بودم که حتی یک نخ هم نمیکشید ولی حدودا 8 ماه پاک بود دوباره شروع کرد و من هر چی گفتم که اینکارو نکن تاثیری نداشت و گفت من یکبار تونستم ترک کنم پس بازم میتونم و الان فقط به خاطر استرس اینکارو میکنم .

    اخه یه امتحان مهمی در پیش داشت که استخدامی بود و به خاطر اون استرس داشت منم گفتم بعد امتحان باید ترک کنی ها گفت باشه. ولی الان حدود یکساله میکشه و ترک هم نکرده و من نمیدونم چطوری باهاش مطرح کنم که حرفام روش تاثیر بذاره؟ اخه همش میگه باشه نمیکشم ولی بازم کارخودشو میکنه البته بگم مصرفش انچنان بالا نیس شاید روزی 8 نخ باشه. در ضمن فعلا بیکاره ولی ارشد میخونه اینو گفتم چون احتمال میدم شاید به خاطر استرس بیکاری که میکشه.

    من باهاش منطقی حرف زدم از مضرات سیگار گفتم.با تهدید حرف زدم.باالتماس حرف زدم هیچکدوم اثر نداشت . لطفا شما عزیزان از تجربه هاتون بگید.چیکار کنم؟ با چه روش و لحنی همسرمو ترک بدم ؟

    پیشاپیش ممنوم ازشما عزیزان

    موضوعات مرتبط: مشورت در شوهرداری ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۲۷ نظر
    • تعداد نمایش : ۸۱۷
    • دوشنبه ۲۹ آذر ۹۵ - ۲۲:۴۰

    اشتباهی به یه آقایی پیام دادم

    سلام

    من 27 سالمه آروم و سر به زیر و دانشجوی دکترا . تا حالا با هیچ یک از اجناس ذکور ارتباط نداشتم . نمیدونم تا حالا واستون اتفاق افتاده که اشتباهی به کسی که باهاش رو دربایستی دارید پیام بدین . حالا چه اس ام اس چه تو شبکه های اجتماعی .

    یعنی شماره شو داشته باشید ولی باهاش ارتباط نداشته باشید شما خانم باشید و ایشون آقا و از قضا هر دو مجرد .

    من اشتباهی بهش پیام دادم یعنی یه مطلب طنز و واسش فرستادم طرف مقابل هم برداشتش این بود که این قضیه حتما در مورد خودم صدق میکنه و لابد اهلشم که بهش پیام دادم و منو متهم کرد .

    من شوکه شدم و دیگه نه عذرخواهی کردم نه جوابشو دادم. الان نگرانم که درباره من چقد بد فکر میکنه و پیش خودش میگه من چرا شماره شو داشتم و قصدم ارتباط برقرار کردن باهاش بوده . لطفا نگید برو واسش توضیح بده چون بدتر میشه .

    و من زیاد باهاش ارتباط ندارم و اصلا به روش نیاوردم ولی خب ناراحتم که بخاطر یه خطا اینجور بد در موردم تصور بشه .

    حالا اگه اهل این جور رابطه ها بودم دلم نمیسوخت البته ایشونم بهش نمیاد اهلش باشه ولی برخوردش بد بود

    خواهشا نگید که چرا شماره شو سیو داشتی که داستانش مفصله و از حوصله بچه های سایت خارج . شما جای من بودین چه کار میکردین ؟

    لطفا آقایون جواب بدن اگه یه خانم که اصلا انتظارشو ندارین بهتون پیام بده درباره ش چه فکری میکنید . سریع درباره ش بد قضاوت میکنید یا جایی واسه اشتباه میذارید

    ممنونم

    موضوعات مرتبط: مسائل اجتماعی روز جامعه ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۵۸ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۱۲۰
    • دوشنبه ۲۹ آذر ۹۵ - ۲۲:۳۵

    چرا نگاه بعضی از مردم به آخوندا و حوزه ای ها زیاد جالب نیست؟

    سلام دوستان

    یه راست میرم سر اصل‌ مطلب . چرا نگاه بعضی از مردم به آخوندا و حوزه ای ها زیاد جالب نیست؟ اولا باید بگم من نه اطرافم‌ نه جد در جدم یه آخوند نداریم و نه‌ خودم قصد دارم برم‌ تو‌ حوزه ، پس هیچ‌ لزومی نداره عاطفی صحبت کنم یا الکی طرفشون بگیرم‌ . و اما اصل موضوع آخوندا که معصوم نیستن خوب دارن بدم دارن شاید خوباشون تازه بیشتر باشن .

    دکتر داریم جونشو برا بیمارش میده یه دکترم داریم تو اصفهان بخیه های بیمارشو باز میکنه اما کسی نگفت همه دکترا بدن یا پولکی اند ، کسی نگفت پزشکی بده نرو پزشکی ، اما برای آخوندا اینطور نیستن تا به طرف اسم حوزه رو میبری صورتشو جمع میکنه و عه عه اش میگیره ! تمام چیزای بد آخوندا به ذهنش میاد یکم با خودش نمیگه همه آخوندا بد نیستن .

    قبول دارم بعضیاشون دو رنگ‌ دو رواند اما همشون که اینطور نیستن خوبو بد همه جا هست!!
    یه بنده خدا با یه خواستگار شیخ داشت ابروشو برده بودن که فلانی میخواد شیخ ازدواج کنه ! خب کی چی؟ مگه شیخ بودن چه مشکلی داره!؟‌ واقعا خیلی دلم‌ میخواد بدونم چرا نگاه بعضی از مردم انقد به آخوندا بده ؟

    من با تمام چیزایی که شنیدم و دیدم بازم نتونستم نگامو مث بعضی از دوستان انقد منفی کنم به حوزه ای ها!

    اتفاقا بحالشون غبطه میخورم که رفتن درس دینو خوندن بهتر از من سر در میارن تفسیر و معنی و قرائت و حدیث و فول هستند .

    موضوعات مرتبط: مسائل اجتماعی روز جامعه ,

  • ۳ موافق ۱ مخالف
  • ۱۱۴ نظر
    • تعداد نمایش : ۲۱۵۶
    • دوشنبه ۲۹ آذر ۹۵ - ۲۲:۳۰

    باید حداقل حدود دو سال با خانواده شوهرم تو روستا زندگی کنیم

    سلام

    من و یه آقایی سال 93 با هم قرار ازدواج گذاشتیم. تو خانواده من همه جز بابام قضیه رو میدونن و تو خانواده ایشون فقط یکی از خواهراش در جریانن . تو دانشگاه با هم آشنا شدیم و مال دو استان مختلفیم.

    من از یه خانواده کم جمعیت فرهنگی و ساکن شهر هستم و ایشون از یک خانواده پرجمعیت کشاورز و ساکن روستان. اوضاع مالیشون خیلی بده. به تازگی تو روستاشون با وام، پرواربندی راه انداخته. ما خیلی رویاها برای آینده و زندگی مشترکمون داشتیم و داریم.

    حالا ایشون به من میگن باید سر شغل تازه تأسیس پرواربندیشون تو روستا باشن و اگه با هم ازدواج کنیم باید حداقل حدود دو سال با خانواده ایشون تو روستا زندگی کنیم تا اوضاع مالیشون بهبود پیدا کنه و بتونه برای پرواربندیش کارگر استخدام کنه تا بتونیم بیایم شهر. حالا من حسابی گیر کردم.

    اولاً این جریان به قدری طولانی شده که دیگه خسته شدم و بعضی وقتا به سرم میزنه کلاً قید همه چیزو بزنم و ارتباطمو قطع کنم و بی خیال این ازدواج شم. دوماً دلم برای این آقا خیلی می سوزه که چون بد بودن اوضاع مالیش تقصیر خودش نیست و دلم می خواد کنارش باشم و کمکش کنم. به خاطرش به همه رو انداختم ولی به در بسته خوردم. سوماً از طرفی نمی دونم تو روستا دوام میارم یا نه؟ چهارماً اصلاً شغل پرواربندی آینده ای داره یا نه ؟ میشه بهش امید داشت؟

    سپاسگزار میشم راه و از چاه بهم نشون بدید ، خودم که مخم تعطیل شده.

    موضوعات مرتبط: مشورت در ازدواج خانم ها ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۲۶ نظر
    • تعداد نمایش : ۶۸۲
    • دوشنبه ۲۹ آذر ۹۵ - ۲۲:۲۰

    هم سن بودن زن و شوهر چه مزیت ها و چه مشکلاتی دارد؟

    سلام
    به نظر شما دوستان هم سن بودن زن و شوهر چه مزیت ها و چه مشکلاتی دارد؟، آیا مصداق واقعی دیده اید  ؟ چه نتیجه ای داشته است؟
    بنده یک کیس ازدواج دارم که از لحاظ ظاهری و خانواده و مذهبی پسندیده ام اما هم سن هستیم، و دکتر فرهنگ هم به ازدواج همسن توصیه نمیکنند. سن بنده و خانوم 25 سال است.
    موضوعات مرتبط: مشورت در ازدواج آقایان ,

  • ۱ موافق ۲ مخالف
  • ۳۱ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۳۵۳
    • دوشنبه ۲۹ آذر ۹۵ - ۲۲:۰۵

    در مورد بیماریم( اختلال دو قطبی) ، چقدر باید صداقت داشته باشم ؟

    سلام و عرض ادب
    اقایی هستم دارای شرایط خاص ( اختلالات دو قطبی ) با سن 24 سال . شرایط انتخاب برای من و افراد دچار این بیماری نا خوشایند خیلی سخته،  11 ساله تحت درمان هستم و از 100 درصد واکنش های بد این بیماری رو شاید 90 درصدش باعث رشد و ترقی و خود شکوفایی بنده شده ولی 10 درصد باقی انتخاب .
    برای افرادی که این بیماری رو دارند مث من برای ایجاد و تشکیل خانواده خیلی سخته . این بیماری خیلی سخته و حال که من به حداقل این تداخلات رسیدم و در حال شکوفایی از تمام جهات زندگی هستم بعضی موقع ها احساس کمبود در روابط اجتماعی و توجه و روابط نزدیک و زناشویی و صمیمانه و روابط در چهارچوبی مستحکم تر و دائمی رو کاملا می تونم حس کنم .
    از طرفی صداق در امور اجتماعی و رفتاری و شخصیتی در مواجهه با افراد متناسب از نظر من با صداقت شخصی موجب ازار و رنجش اونها میشم و از من فاصله می گیرند و در خواستگاری های کلا جواب منفی دریافت کردم .
    صداقت بیش از حد باعث جدایی ها و سستی در روابط و حتی کم بودن دوستان من شده می خواستم راهنمایی صورت بگیره در زمینه صداقت و صریح بودن و مشکلات دیگر این بیماری ؟
    ممنون
    موضوعات مرتبط: تجربیات پزشکی ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۱۶ نظر
    • تعداد نمایش : ۵۶۲
    • شنبه ۲۷ آذر ۹۵ - ۲۲:۴۰

    تکلیف سرباز فراری ها در این جامعه چیه ؟

    سلام

    من پسر 20 ساله ای هستم که به دلیل مشکلات و کمبود ها و سختی هایی که تو زندگیم داشتم و خصوصیات شخصیتی ام دچار انواع و اقسام و شدید ترین ناراحتی ها ، شکست ها ،گرفتاری ها و ناکامی ها شدم و دچار افسردگی و نا امیدی و پوچی و ضعف و رنجیدگی و تحمل ناپذیری و آسیب پذیری شدیدی شدم .

    الان بزرگترین مشکلم اینه که نتونستم درس بخونم و به دانشگاه برم و رفتم سربازی و بخاطر شرایطی که داشتم و یک شکست و ضربه ی عاطفی از هم پاشیده شدم و سربازی رو نتونستم تحمل کنم و فرار کردم و دیگه برنگشتم .

    حالا من چیکار کنم بدبخت شدم دیگه نه میتونم ادامه تحصیل بدم بخاطر سربازی نرفتن نه کار مناسبی داشته باشم . زندگیم بخاطر این مسئله نابود شده به بن بست رسیدم .

    تکلیف پسرایی مثل من که به دلایل و مشکلاتی نتونستند و نمی تونند خدمت کنند و به خدمت ادامه بدن و معاف هم نمیشن و بخاطر فراری بودن دانشگاه نمیتونن ثبت نام کنند و جایی استخدامشون نمی کنند و پاسپورت و گواهینامه و بیمه هم نمیدن و کسی هم بهشون زن نمیده و دختری هم باهاشون ازدواج نمیکنه چیه ؟!

    ما ها آدم نیستیم چه گناهی کردیم ما حق زندگی نداریم ؟! چون نتونستیم درس بخونیم قبل سربازی و امکان سربازی هم نداریم باید زندگیمون نابود شه باید بریم بمیریم دیگه ؟!

    موضوعات مرتبط: مسائل پسران جوان ,

  • ۲ موافق ۰ مخالف
  • ۲۱ نظر
    • تعداد نمایش : ۵۳۲
    • شنبه ۲۷ آذر ۹۵ - ۲۲:۰۰

    برو بالا