خانواده برتر

انتخاب همسر و مسائل خواستگاری، مسائل دوران عقد، مسائل زناشویی و تربیت فرزند

لینک های روزانه آخرین نظرات آخرین مطالب

۲۲ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «ملوس» ثبت شده است

تجربیات یک دختر سی ساله در مورد ازدواج

سلام
من دختری سی ساله مجرد هستم. با توجه به مطالب این سایت تصمیم گرفتم برخی تجربیات شخصی ام و انچه اموخته ام رو  برای دختران سرزمینم به اشتراک بگذارم:

ازدواج  هدف نیست بلکه وسیله است برای کمال و رشد آفرینش ... لطفا هدف و وسیله رو جا به جا نکنید که وقتی ازدواج کردید  اگر خدای نکرده شکست خوردید به پوچی برسید ...
فکر نکنید حالا چون ازدواج کردید به هدف رسیدید دیگه همه چی حل شد ... قراره شما فقط زندگیتون رو و فردیت تون رو بر حسب چیزی که طبیعت و فطرت تعریف کرده شیر کنید اگر این موضوع هدف نهایی بود،  در اینصورت فردیت و هویت انسان زیر سوال میرفت...

درسته تنهایی سخته اما قرار نیست دست رو دست بذارید، لطفا هدف ها و لذت ها و علایق دیگه تونو هم دنبال کنید... خدا رو شکر به برخی از هدف ها و علایقم رسیدم اما در مورد ازدواج ، :

منم مثل شمام .منم  مثل شما گریه  کردم از شدت تنهایی و نیاز - شکست عشقی ، خواستگاری های کنسل شده، ، منم مثل شما خط قرمز داشتم تو اوج هیجانات، منم ناکامم تا به الان، اما تصمیم گرفتم از این به بعد لذت بیشتری ببرم از باقی مانده جوانی ام ..  ، دیگه بسه گریه کردن و ناله کردن و مقایسه کردن ، مگه ادم چقد زنده است ؟

این زندگی چقدر ارزش این همه غم داره؟ اصلا  دیدی مرگ اطرافمون چه راحت اتفاق میفته؟ پس بیایید از همین حالا شروع کنیم از همه لحظات عمرمون و سایر نعمت ها مون لذت ببریم

و اما اصل مطلب  :


موضوعات مرتبط :
مشورت در ازدواج خانم ها

  • ۵ موافق ۰ مخالف
  • ۴۵ نظر
    • ۲۴۴۰ بازدید
    • شنبه ۱۸ دی ۹۵ - ۲۲:۰۵

    چطور نگاهمو توی یه شهر پر جمعیت کنترل کنم؟

    با سلام خدمت همه دوستان گل خانواده برتر 

    بنده یه پسر ۲۵ ساله هستم که تا قبل از دانشگاه، توی یه شهرستان زندگی میکردم و چهار سال دانشگاه و دو سال خدمتو توی شهرستان ها گذروندم و الان ۶ ماهی هست که به خاطر موقعیت شغلی ساکن تهران شده ام و دو تا مسئله برای من تو تهران به وجود اومده که خواستم شما دوستان گل خانواده برتر منو توی این دو مسئله راهنمایی کنید .

    ۱_ توی این چند ماه که تهران ساکن شدم واقعا زندگی کردن توی این شهر منو اذیت میکنه هم خیلی شلوغه، خیلی اب و هوای کثیفی داره، انگار همه دارن میدون و عجله دارن، انگار همه استرس دارن، انگار صمیمیت و صداقت کمتر دیده میشه و ... که همه اینا ناخوداگاه به من استرس وارد میکنه

    خیلی سعی کردم شهر تهرانو مثل سایر شهرستانا که توشون زندگی کردم دوست داشته باشم ولی نشد که نشد .

    یادم میاد که وقتی توی شهرستان های مختلف زندگی میکردم همیشه اکثر بچه های تهران از زندگی توی شهرستان نالان بودن و هزار تا ایراد از شهرستانا میگرفتن و کلی حسرت دوری از تهرانو میخوردن .

    میخوام بدونم شما بچه های تهران واقعا از چی تهران لذت میبرین که من نمیتونم ازش لذت ببرم؟

    تهران چه پتانسیل هایی داره که باعث افتخار خیلی از تهرانیا به شهرشون میشه؟  ( البته حق و انصاف موقعیت های شغلی خیلی خییییییلی خوبی توی تهران نسبت به خیلی از شهرستانا وجود داره که باعث پیشرفت و ارتقا علمی و مالی میشه )

    بیشتر دوس دارم بچه های تهران بگن به غیر از موقعیت شغلی دیگه چه جنبه های خوبی توی تهران وجود داره که هم باعث لذت بردن من از زندگی توی تهران بشه و هم باعث ارتقا سطح صنعتی و علمی من بشه؟

    ۲_ متاسفانه باید بگم از وقتی ساکن تهران شدم دیگه کنترل نگام خیلی خیلی برام سخت شده و این منو خیلی شدید عذاب میده طوری که گاهی فکر میکنم هیز شدم و از خودم بدم میاد .

    توی زندگیم خیلی مقید بودم و هستم و همیشه سعی کردم با ناموس دیگران مثل ناموس خودم برخورد کنم و هیچ فکر بدی یا پیشنهاد دوستی بهشون نداشته باشم و خدا رو شکر هم تا به حالا همینطور بوده ولی از وقتی وارد تهران شدم با اینکه هر روز صبح از در خونه میرم بیرون  از خود خدا کمک میخوام که کمکم کنه و نگامو کنترل کنم ولی باز گاهی اوقات کم میارم طوری که گاهی به قول معرف چراغ سبز خانوما رو میبینم وسوسه میشم که منم مثل بعضیا برم دنبال دوست دختر و این چیزا . در ضمن کارم طوریه که خیلی خانوما رو میبینم
    شرایط کاری هم توی شهرمون تقریبا صفره

    خودم فکر میکنم برای حل این مسئله بهتره ازدواج کنم و واسه همین دارم سخت کار میکنم تا چاله چوله های مالی زندگیمو پر کنم و یکمی هم پس انداز کنم تا بتونم ازدواج کنم که خود این قضیه فکر کنم یه سالی طول بکشه ( امان از درد نداری )

    ولی مهم اینه که من باید افسار نگاهمو الان محکم بگیرم و کنترلش کنم نه اینکه با ازدواج بخوام ازش فرار کنم . میترسم بعد از ازدواج هم نتونم نگاهمو کنترل کنم .


    موضوعات مرتبط :
    خودسازی در پسران

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۴۰ نظر
    • ۱۲۲۴ بازدید
    • چهارشنبه ۱۵ دی ۹۵ - ۲۲:۳۰

    کادو نگرفتن نامزدم رو تلافی کنم ؟

    سلام

    من ۳ ماهه که عقد کردم ولی نامزدم تا الان هیچ هدیه ای برام نگرفته . مثلا روز تولدم فقط یه تبریک گفت . دریغ از یه شاخه گل ، یا شب یلدا برام هیچی نیاوردن خانوادش پاگشا بهم ندادن جالب اینجاس هر چی هم فامیلاشون بهم پاگشا داده بودن همشو ازم گرفت و پس نداد .

    منم اصلا به روی خودم نیاوردم و چیزی بهش نگفتم . اینا رو گفتم تا اینو بگم چند وقت دیگه تولدشه موندم براش کادو بگیرم یا اینکه مثل خودش فقط یه تبریک بگم ؟ راستش خیلی ازش دلخورم مخصوصا از خانوادش، نمیدونم چیکار کنم .

    منو راهنمایی کنید بهترین کار چیه ؟ کادو بگیرم براش یا خودمو بزنم به بیخیالی؟


    موضوعات مرتبط :
    مسائل رفتاری دوران عقد راهنمای خرید هدیه

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۷۴ نظر
    • ۲۵۲۷ بازدید
    • سه شنبه ۱۴ دی ۹۵ - ۲۲:۳۵

    ایرادات تقسیم کارهای زندگی به طور مساوی بین زن و مرد چیه ؟

    سلام

    من به یه نوع شیوه ی زندگی فکر میکنم که توی اطرافم دیدم موفق بودن. میخواستم اینجا مطرح کنم ببینم نظر شماها چیه؟ چه خانوما چه آقایون .

    ببینید من فکر میکنم دو نفر باید دوست و رفیق هم باشند و کاملا بینشون برابری باشه تا دوستیشون بهم نخوره. این برابری توی همه چیز هست. یعنی همونطور که آقا مهریه نداره خانوم هم مهریه نذاره و به جاش همونطور که آقا میتونه اگه یه روز به هر دلیل نخواست به زندگی ادامه بده میتونه راحت طلاق بده و بره خانوم هم همینطور باشه.

    اینجوری هم خیانتا کم میشه هم سوء استفاده از مهریه و مردایی که به خاطر مهریه دارن تاوان پس میدن کم میشن. زندگی کسی به خاک سیاه نمیشینه. اعتماد به وجود میاد و دو نفر نه از ترس مهریه و یا از سر اجبار بلکه به خاطر عشق با هم میمونن.

    دوم اینکه این برابری توی زندگی هم اجرا بشه یعنی خانوم هم مثل آقا شاغل باشه و خوب پول در بیاره و در عوض کارای خونه هم نوبتی باشه. مثل دو تا دوست که با هم همخونه میشن و کارا رو تقسیم میکنن قضیه مالی رو تقسیم میکنن. این جوری نه آقا حس میکنه حماله که از صبح تا عصر بره جون بکنه پول در بیاره آخرم زنش سه سوته خرجش کنه و بناله که چرا  پول بیشتر درنمیاری، هم اینکه خانم حس نمیکنه کلفته که آقا لم بده پاشو بندازه رو پاش تلویزیون ببینه و روزنامه بخونه خانوم چهار ساعت تو آشپزخونه غذا بپزه و سفره بندازه و جمع کنه و خسته بشه.

    فکر کنید هر دو صبح با هم برن سر کار .مثلا سه روز آقا غذا درست کنه سه روز خانوم. آقایونم فکر نکنن که در شان شون نیست آشپزی کنن اتفاقا آقایون وقتی آشپزی میکنن هم دستپختشون خوبه هم خیلی واسه زنا جذاب و سکسیه.

    جمعه ها هم از بیرون غذا بگیرن و تفریح کنن. یا وقتی بچه دار شدن هر شب یکی واسه بچه بیدار بمونه نه اینکه خانوم فقط این مسئولیت رو داشته باشه و آقا تو خواب ناز باشه و این کینه بشه برای خانوم حس کنه داره بهش ظلم میشه.

    اینجوری اختلافات کم میشه بدبینی ها کم میشه هر دو همو درک میکنن .من چنتا زوج موفق جوون میشناسم که این روش زندگیشونه و خیلی خوشبختن.

    میخوام ببینم نظر شماها چیه؟ فکر میکنید اینجوری خوبه یا همون روش سنتی مادر پدرامون. من اگه با خواستگارام همچین چیزی رو مطرح کنم به نظرتون استقبال میشه یا اینکه آقایون ایرانی هنوز همون نقش مرد سنتی رئیس خونه رو دوست دارن؟

    توجه کنید که آقایون فقط میخوان توی کار خونه شریک بشن در عوض عابر بانک بودن از رو دوششون برداشته میشه. توقعات زن و بچه دیگه نیست. هی کار کن و باز آخر ماه پول کم بیار دیگه نیست. مهریه دیگه نیست. خانما هم توجه کنن که دیگه اسیر شدن تو زندگی و مشکلات طلاق دیگه وجود نداره. همش دولا راست شدن جلو آقا وجود نداره.

    نظرتونو بگید میخوام بدونم خیلی خارجکی دارم فکر میکنم یا بقیه هم موافقن؟ این ایده ایراداتش چیه ؟


    موضوعات مرتبط :
    مشورت در ازدواج خانم ها مشورت در ازدواج آقایان

  • ۱ موافق ۵ مخالف
  • ۱۴۶ نظر
    • ۲۴۸۱ بازدید
    • دوشنبه ۱۳ دی ۹۵ - ۲۲:۲۰

    چکار کنیم که فشار ازدواج نکردن بیشتر نشه ؟!

    درود به کاربران خانواده برتر

    خواهشم اینه تو این پست تجربیات زندگی مجردی تون رو با ما به اشتراک بذارین! بیشتر کاربران اینجا رو جوون هایی هستند که حالا به هر دلیلی ازدواج نکردند و شاید هم تا اخر قسمتشون نشه . به هر حال دنیا که به اخر نمیرسه با ازدواج نکردن ...

    بغیر ادامه تحصیل و شاغل شدن چه کارایی میشه کرد که فشار ازدواج نکردن بیشتر نشه ؟! الخصوص دخترای مجرد بگن چه کارایی تو برنامه شون دارن؟!

    چقدر اینده نگرم من ، فکر چن سال بعدمم میکنم :-)

    "الهامT"


    موضوعات مرتبط :
    خودسازی در دختران

  • ۴ موافق ۰ مخالف
  • ۱۰۴ نظر
    • ۳۶۹۲ بازدید
    • يكشنبه ۱۲ دی ۹۵ - ۲۲:۴۵

    تحصیلات جزء معیارام بود اما با اومدن یه پسر کاری و دیپلمه دو دل شدم

    سلام

    دوستان من خاستگارای زیادی داشتم که بنا به شرایطی که نداشتن یا خودم امادگی نداشتم ردشون کردم! بین ۲۲ تا ۲۵ سال سن دارم. اخیرا خواستگاری دارم که ایشون تحصیلات دیپلم دارن من خودم برا ارشد میخونم که کنکور بدم.

    ایشونم با من ۴ سال تفاوت سنی دارن از خانواده خوبی هستند  و مذهبی و با ایمان! پدرم ایشونو میشناسن میگن پسر خوب و کاری ایه! شغلشون مکانیکی دارن و حدودا ۱۰۰ میلیون پس اندازشونه ...

    من خواستگارای پولدار زیادی داشتم اما من حتی یه ذره برام پولشون مهم نیس و فقط شخصیت و شعور طرف برام مهمه! تحصیلات جزء معیارام بود اما با اومدن ایشون شک دارم که چیکار کنم...

    میترسم نتونیم همو درک کنیم منظورم اینه چون ایشون تحصیلات بالاتری نداشتن مخصوصا تو دانشگاه نمیدونم با دانشگاه رفتن یا شاغل شدن من ممکنه چه مشکلاتی داشته باشن...

    البته گفتند که کاری به ادامه تحصیل و شاغل شدنم ندارن اما واقعا نمیدونم چی کار کنم! کلا پسر حیلی کاری ای هستش فقط چون به تحصیلات ایشون شک دارم اجازه ندادم برای صحبت بیان چون میترسم بگم نه و ایشون بیشتر از الان ناراحت شن!

    نمیدونم چیکار کنم؟ لطفا کمی کمک کنین از تجربیات خود بگین راهنماییم کنین!

    سپاس از همه


    موضوعات مرتبط :
    مشورت در ازدواج خانم ها تفاوت تحصیلی در ازدواج

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۱۲۷ نظر
    • ۲۱۵۴ بازدید
    • جمعه ۱۰ دی ۹۵ - ۲۲:۴۰

    برو بالا