خانواده برتر

انتخاب همسر، مسائل دوران عقد، مسائل زناشویی و تربیت فرزند



۱۰ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «لیموشیرین(000)» ثبت شده است

اگر خواستگاری در جلسه اول به دلتون نشینه، بازم ادامه میدید؟

سلام

سوالم بیشتر از خانومهاست . اگر کسی به خواستگاریتون بیاد و در همون جلسه اول به دلتون نشینه، همون جلسه جواب رد میدید یا اینکه بیشتر رفت و آمد میکنید و بعد تصمیم میگیرید؟

ممنون میشم اگر کسی تجربه ای در این زمینه داره، در اختیار همه قرار بده. مثلا کسی به خواستگارش جواب منفی داده باشه و بعد پشیمون شده باشه ، یا اینکه جواب مثبت داده باشه و بعدا بفهمه که همون برداشت اولش درست بوده.

به نظر خودم برداشت اول آدما و اون حسی که در نگاه اول به ادم منتقل میشه، حس درستیه و میشه بهش اعتماد کرد. البته فقط در زمینه به دل نشستن، نه قضاوت ندیده و نشناخته دیگران.

موضوعات مرتبط: رد کردن خواستگار ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۴۱ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۱۱۵
    • دوشنبه ۲۰ دی ۹۵ - ۲۲:۳۵

    من مادر خواهر و برادرم توی این دنیا به جز خدا هیچ کسی رو نداریم

    سلام دوستان

    الان که دارم مینویسم چشمام پر از اشک و دلم پر از خونه ،برای دشمنم هم زندگی که دارم رو آرزو نمی کنم. نمیدونم درد دله سواله چیه ؟ ولی بخدا دیگه بریدم ،دیگه نمیتونم ،فقط آرزوی مرگ میکنم برای خودم و مادر و خواهر و برادرم ..همگی با هم از دنیا بریم .

    پدر من دو همسر دارن و بسیار ثروتمندن، مادرم از رو ناچاری و به اجبار خونوادش تن به ازدواج با پدرم میده که زن و بچه داشته ، خدا شاهده که ظلمی نبود که در حق ما نکرده باشن ، همیشه تحقیرمون میکردن و مسخرمون میکردن .

    اونا خیلی قدرتمند بودن و ما خیلی ضعیف، پدرم هم اصلا ما رو دوس نداره و به خاطر هوس خودش زن گرفت و هیچ اهمیتی بهمون نمیده و تموم ثروتش رو به همسر اول و بچه هاش داده، کودکی بسیار تلخی داشتیم، من فقط یه برادر دارم ، بارها توی دوران کودکیمون، برادرهای ناتنیم برادرم رو کتک میزدن و کارش به بیمارستان کشیده میشد ، ما رو تحقیر میکردن و ازارمون میدادن.

    پدرم مکه میرفت و یه سکه هم پول برای ما نمیذاشت و تو تمام بیست و چند روزی که پدرم تمتع میرفت ما تو خونه فقط نون خشک می خوردیم و خونواده اول پدرم در ناز و نعمت ... هیچ وقت شکم سیر نخوابیدیم ، هیچ وقت با خیال راحت نخوابیدیم ،روزی که من به دنیا اومده بودم پدرم تا سه ماه خونه نیومده بود و خرجی نمیداد به مادرم.

    موضوعات مرتبط: درد دل های دختران و پسران ,

  • ۱ موافق ۱ مخالف
  • ۵۸ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۵۴۵
    • سه شنبه ۱۴ دی ۹۵ - ۲۲:۴۵

    چکار کنیم که فشار ازدواج نکردن بیشتر نشه ؟!

    درود به کاربران خانواده برتر

    خواهشم اینه تو این پست تجربیات زندگی مجردی تون رو با ما به اشتراک بذارین! بیشتر کاربران اینجا رو جوون هایی هستند که حالا به هر دلیلی ازدواج نکردند و شاید هم تا اخر قسمتشون نشه . به هر حال دنیا که به اخر نمیرسه با ازدواج نکردن ...

    بغیر ادامه تحصیل و شاغل شدن چه کارایی میشه کرد که فشار ازدواج نکردن بیشتر نشه ؟! الخصوص دخترای مجرد بگن چه کارایی تو برنامه شون دارن؟!

    چقدر اینده نگرم من ، فکر چن سال بعدمم میکنم :-)

    "الهامT"

    موضوعات مرتبط: خودسازی در دختران ,

  • ۳ موافق ۰ مخالف
  • ۱۰۲ نظر
    • تعداد نمایش : ۲۷۷۸
    • يكشنبه ۱۲ دی ۹۵ - ۲۲:۴۵

    دیگران با سوء استفاده از نقطه ضعفم منو تو منگنه میذارن

    سلام به همه ی دوستان

    بنده یه سوالی داشتم از حضورتون ممنون میشم راهنماییم کنید . به شخصه ادمی هستم با اعتماد به نفس ولی یه ضعفایی هم دارم نمیدونم از چی نشات میگیره این اخلاق من ، ممنون میشم راهنماییم کنید .

    دوستان من دختری هستم27 ساله که به راحتی میتونم در مقابله 200 یا 300 نفر سخنرانی کنم بنا بر شغلی که قبلا داشتم یا در دوران دانشجویی بدون هیچ خجالتی کنفرانس میدادم  این کارا برای خیلی راحت بود و با اعتماد به نفس کامل انجامش میدادم ولی نمیدونم چرا کافیه یه نفر بهم بی محلی کنه یا روشو از من بر گردونه سریع میرم سمتشو شروع میکنم باهاش حرف زدن .

    خب تنها نقطه ضعف منم همینه که دارن تو خیلی از موارد ازم سو استفاده میکنن . مثلا میدونم در وظیفه ی من نیست چنین کاری رو انجام بدم تا بهم بی محلی میشه سریع میرمو اون کارو انجام میدم . خب اینطوری خیلی اذیت میشم انگار همه نقطه ضعف منو گرفتن با بی محلی کردن منو تو منگنه میذارن برای رسیدن به اهدافشون .

    میشه بهم بگید مشکل من دقیقا از کجاست تا بیشتر از این ازم سوء استفاده نشه یعنی مشکل من از اعتماد به نفس منه ؟

    ممنون میشم راهنماییم کنید قبلا از همگی تشکر میکنم.

    موضوعات مرتبط: خودسازی در دختران ,

  • ۰ موافق ۱ مخالف
  • ۲۱ نظر
    • تعداد نمایش : ۴۱۳
    • پنجشنبه ۹ دی ۹۵ - ۲۲:۱۰

    چون پدرم معتاده ، از گزینه های ازدواج پسران حذف میشم ؟

    سلام دوستان !

    من ی دختر 18 سالم .یه سوالی ذهن منو درگیر کرده در واقع میخوام نظر شما رو بدونم.

    من از لحاظ قیافه میشه گفت معمولیم ،نه خیلی خوشگل نه زشت ! نماز میخونم و دین رو واقعا قبول دارم ، در مورد حجاب هم با اینکه بیشتر نزدیکانم زیاد حجاب رو قبول ندارن اما من واقعا به داشتن حجاب اعتقاد دارم و سعی میکنم حجاب لازم رو داشته باشم !

    چادری نیستم اما خب موهامو بیرون نمیذارم و آرایش ملایم میکنم . در مورد لباس هم به شدت با ساپورت و لباس های تنگ مخالفم چون اعتقاد دارم همه انسان ها در قبال هم مسئول هستن و با بی حجابی باعث آسیب زدن به بعضی انسان ها به خصوص پسران میشن .

    اصلا تا به حال خدا رو شکر با هیچ کسی رابطه دوستی و اینا حتی تو فضای مجازی نداشتم چون اصلا  اینکارو صحیح و عاقلانه نمیدونم .

    در حال حاضر هم پشت کنکوری هستم . خیلی هم به شدت نیاز به ازدواج در خودم احساس میکنم چه از لحاظ عاطفی و چه جنسی اما خودمو کنترل میکنم هر چند گاهی اعصابم خیلی خورد میشه اما سعی میکنم خودمو آروم کنم و خود نگهدار باشم ( سخته خیلی ) .

    ما تو روستا زندگی میکنم اما بگم که روستای بروزی هست :) زیباس و از شهر فاصله کمی داره .خونه های مدرن داره . هم پولدار هم فقیر داره .

    خود ما کاملا متوسطیم یعنی نه پولدار نه فقیر .اما خب مشکل مالی داریم . پدرم متادون مصرف میکنه .

    به نظر شما کسی حاضر میشه با کسی مثل من ازدواج کنه ؟ یا چون تو روستا زندگی میکنم و پدرم معتاده من جز گزینه های ازدواج پسرا اصلا قرار نمیگیرم ؟

    میشه جواب بدین.

    موضوعات مرتبط: مشورت در ازدواج خانم ها ,

  • ۲ موافق ۰ مخالف
  • ۵۷ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۲۱۱
    • دوشنبه ۶ دی ۹۵ - ۲۲:۴۵

    عشق حقیقی پدر و مادرای عزیزمون

    سلام دوستان عزیز
    کابرای محترم خانواده برتر ، اومدم فقط داستانی رو براتو نقل کنم که خالی از لطف نیست شاید خالی از حکمت نباشه .

    من از کاربرای خاموش این وبلاگم که نظر نمیذارم ولی هر روز میخونم همه مباحثو . من ادمی بودم که مدام غر میزدم از شرایط  . یه پسر 24 ساله ام .

    هر روز ناراحتی و غصه ! مشکل ازدواج ، مشکل قیافه، مشکل قد، مشکل پول،  با این که 180 قدمه ، با اینکه درسم خوبه ، با این که قیافه خوبی دارم و خوشگلم ولی از زندگیم ناراضی .

    هر روز غصه ، هر روز ناراحتی ، با این که شکست عشقی خوردم هر روز ناراحتی . بچه ها پدرم مریض شد و رفت کما جلوی خودم غش کرد! خدایا واسه هیچ کس پیش نیاره که عزیزترین شخصه زندگیت جلو چشمت اتفاقی براش بیفته . دور از جونش چشماش سیاه شد و من فکر کردم دیگه تموم شد .

    زنگ زدم اورژانس مثل دیوونه ها داد میزدم جیغ میزدم گریه میکردم از شدت شوکه شدن فشار خودم رفت 22 دنیا برام تیره و تار شد . دیگه زندگی برام معنی نداشت .

    دیگه هیچ چیزی رو نمیدیدم! من بارها با بابام بد حرف میزدم به خاطر زیاده خواهیم مدام سرزنشش میکردم واااااااااای اون لحظه که تا زندم چشماش یادم نمیره همش ناراضی بودم
    قدر زندگی رو ندونستم .

    ولی وقتی اون طوری شد من فهمیدم من چقدر خوشبخت بودم و کور بودم . بابام خوشبختانه خدا دوسم داشت با این که پزشکا معجزه میدونستن ولی به زندگی  برگشت!

    اشک تو چشام جمع شده! تو رو خدا انقدر ناراحتی نکنید بخاطر پول بخاطر ظواهر دنیا! قدر خانوادتونو بدونید با هم مهربون باشید همو دوست داشته باشید اینو بدونید هیچ کس مثل اونا دوستمون نداره عشق واقعی اونا هستن بخاطر پول و ازدواج و ادمای پوچ زندگی رو بر خودتونو اونا حرام نکنید اونا خیلی زحمتنمونو کشیدن!

    پول نداشته باشیم دختره ازدواج نمیکنه قیافه مون خوشگل نباشه پسره دختره رو نمیخواد ولی تا حالا به این فکر کردید  تنها عشق حقیقیتون همین 2 نفر هستن؟

    هر روز از صبحانه تا خواب چقدر زحمتمونو میکشن؟ چشام پر اشکه چون یه لحظه فکر کردم بابام رفت! داشتم دیوونه میشدم

    این پستو گذاشتم قدر زندگیتونو بدونید الکی خرابش نکنید بابا مگه چند ساله قراره زنده باشیم؟ دنیا چه ارزشی داره؟

    ول کنید این همه مشکلات پوچو با شادی از جوونیتون از خانوادتون لذت ببرید و با ارامش تلاش کنید . اینو مطمئن باشید بعد از اونا دیگه زندگی روی خوش نداره .

    موضوعات مرتبط: مسائل اجتماعی روز جامعه ,

  • ۲ موافق ۰ مخالف
  • ۲۰ نظر
    • تعداد نمایش : ۳۹۴
    • چهارشنبه ۲۴ آذر ۹۵ - ۲۲:۲۵

    مشکل ریزش ابرو همراه با شوره ابرو و پوسته پوسته شدن ابرو دارم

    سلام دوستان

    من به مدت یه سال هست که مشکل ریزش ابرو همراه باشوره ابرو و پوسته پوسته شدن ابرو رو دارم تو این یک سال دکتر رفتم و گفتن قارچ داره و کلی دارو استفاده کردم .

    البته الان شوره نداره ولی ریزش و پوسته پوسته شدن داره داروهای گیاهی هم استفاده کردم ولی جواب نداده همچنان ریزش داره و دلیل اینکه ابروهام اینطور شده .

    من حدود ۱/۵ سال پیش چون ابروهام خیلی پر پشت بودند برای مرتب کردنشون از یه مسواک تمیز استفاده میکردم اونم روزی یه بار که اونو حدودا یه سال بیشتر گذاشتم کنار و باشانه ابرو ابروهامو شانه میکنم و دکتر گفت دلیل قارچ ابروت مسواک بوده که من دیگه استفاده نمیکنم یه ساله حتی ابروهامو اصلاحم نکردم ولی ریزش داره هیچی هم نمیزنم .

    اگه میشه منو راهنمایی کنید دیگه از دکترا ناامید شدم‌.

    موضوعات مرتبط: تجربیات پزشکی ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۴۲ نظر
    • تعداد نمایش : ۶۱۱
    • سه شنبه ۲۳ آذر ۹۵ - ۲۲:۱۵

    جایگاه اجتماعی فارغ التحصیلان رشته های هنر خوبه ؟

    سلام

    جایگاه اجتماعی کسی که رشته ی هنر(نقاشی و گرافیک و ...) خونده خوبه؟

    لطفا نگین دیدگاه دیگران چه اهمیتی داره و ... چون دیدگاه خانوادم برام مهمه و درست یا غلط دیدگاه اونا متاثر از این موضوعه . نمیتونمم از خودشون بپرسم چون میگن هر چی خودت میخوای . آیا آینده ی خوبی داره؟ ( از همه لحاظ ) که پس فردا حسرت نخورم که ای کاش وارد این عرصه نمیشدم و تغییر رشته نمیدادم . و این که من به فعالیت علمی خیلی علاقه دارم ،خود رشته ی هنر انقدر غنی هست که من ارضا بشم ؟

    قصدم اینه که رشته ی هنرو آکادمیک به صورت تخصصی بخونم ( نه به صورت آماتور ) ولی میترسم واردش بشم ،دلیل این قصدمم فقط به خاطر اینه که فکر میکنم تو این زمینه استعداد دارم و با روحیم خیلی همخوانی داره .

    ولی علاقه آنچنانی ندارم و با خودم میگم چرا تو رشته های استعداد دارم که آنچنان به درد بخور نیست  ؟

    خیلی نوشتم در نهایت خلاصه کردم که مختصر و مفید بشه و چشماتونو بیشتر خسته نکنم .

    پیشاپیش ممنون

    موضوعات مرتبط: مسائل متفرقه ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۲۰ نظر
    • تعداد نمایش : ۴۴۱
    • دوشنبه ۲۲ آذر ۹۵ - ۲۲:۵۵

    چطور به خواهرم بفهمونم که با پوشش در خونه اذیت میشم ؟

    سلام

    من پسر 19 ساله ای هستم که با خانواده ام مخصوصا خواهر کوچک ترم که 15 سال سن هم دارند خیلی صمیمی ام.

    اما متاسفانه با این که پوشش خواهرم در بیرون از خانه نسبتا خوبه اما در داخل از خانه اصلا خوب نیست و با تاپ و شلوارک خیلی کوتاه هست. چند بار سعی کردم غیر مستقیم بهش بگم که از نوع پوشش در خانه سختمه اما مثل اینکه متوجه منظور من نشد.

    در ضمن ما شب ها در یک اتاق مشترک میخوابیم و خواهرم قبل از خواب منو بوس میده و بغل میکنه . خب راستش بغل کردن یا بوسیدن خواهر و برادر ایرادی ندارد اما طوری که او مرا به طور ناخواسته بغل میکند احساس بدی به من دست میدهد و خیلی ببخشید تحریک میشم و به خودارضایی فکر میکنم اما تا به حال این کار را انجام ندادم و پاکم .

    اما میترسم نتوانم خودم رو کنترل کنم .خواهشا کمکم کنید. چند بار هم خواستم به مادرم بگم اما واقعا روم نشد. تو رو خدا راهنماییم کنید. نمیخوام باعث دردسر و مشکل برای خودم و خانواده ام مخصوصا خواهرم شوم.

    لطفا راهنماییم کنید.

    موضوعات مرتبط: روابط خواهر برادری ,

  • ۳ موافق ۰ مخالف
  • ۱۰۴ نظر
    • تعداد نمایش : ۳۱۲۵
    • دوشنبه ۲۲ آذر ۹۵ - ۲۲:۳۰

    یه دختر چطور میتونه نظر پدرش رو جلب کنه

    سلام

    بیست سالمه

    میخوام بدونم یه دختر چطور میتونه نظر پدرش رو جلب کنه .پدری که نمیدونم تو دلش چی میگذره ولی من این روزا خودم نسبت بهش احساس نفرت دارم هر چی ته دلم دنبالش میگردم پیداش نمیکنم احساس میکنم دیگه دوسش ندارم  . نمیتونم پدرم رو درک کنم .

    نمیدونم پدرم چطور فکر میکنه و چه انتظاری از من داره . پدر من مردی بود که از یه دختر حساس و عاطفی یه آدم دل گنده و با ظرفیت ساخت‌. اصلا باورم نمیشه بعد از اون همه صلح و صفا منم دارم از خانواده ی خودم بد میگم . احساس میکنم دیگه هیچ جایی تو خونمون ندارم (حس سر بار بودن)

    به هیچ عنوان اهمیتی نداره که من مثلا خیلی دلم شکسته. خیلی موجود مهمی تو خونه نیستم .‌

    پدرم تقریبا هر روز بهم گوشزد میکنه که داره خرج منو میده بیشتر وقتایی که میخواد پول تو جیبی بهم بده هی میپرسه چه خرجی داری که پول میخوای براش توضیح میدم میتونم از امکانات کمتری هم استفاده کنم اما در مقایسه خرج من نصف دخترای دیگه است. تو تارکی وقتی تماس میگیرم بیاد دنبالم با بد میلی میاد منو برسونه خونه بغضم میگیره.

    اینکه پدرم از من نفرت زده شده دلیلش اینه که خودش زیاد رفتارای منو قبول نداره و به همراه مادرم یه ریز به رفتارم اعتراض میکنن منم خسته میشم و با صراحت از خودم دفاع میکنم در حالی که پدرم با داد میگه فقط وظیفته بگی چشم !

    مادرم انتظار داره من یه دختر کدبانوی به تمام معنا باشم که نیستم و ۹۰ درصد خودش رو مقصر میدونم.(در حد معمولیم اما اون نمیبینه )

    موضوعات مرتبط: روابط با پدر ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۱۷ نظر
    • تعداد نمایش : ۴۷۶
    • دوشنبه ۲۲ آذر ۹۵ - ۲۲:۲۵

    scroll bar code