خانواده برتر

انتخاب همسر و مسائل خواستگاری، مسائل دوران عقد، مسائل زناشویی و تربیت فرزند

۶ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «فرناز» ثبت شده است

اگر خواستگاری در جلسه اول به دلتون نشینه، بازم ادامه میدید؟

سلام

سوالم بیشتر از خانومهاست . اگر کسی به خواستگاریتون بیاد و در همون جلسه اول به دلتون نشینه، همون جلسه جواب رد میدید یا اینکه بیشتر رفت و آمد میکنید و بعد تصمیم میگیرید؟

ممنون میشم اگر کسی تجربه ای در این زمینه داره، در اختیار همه قرار بده. مثلا کسی به خواستگارش جواب منفی داده باشه و بعد پشیمون شده باشه ، یا اینکه جواب مثبت داده باشه و بعدا بفهمه که همون برداشت اولش درست بوده.

به نظر خودم برداشت اول آدما و اون حسی که در نگاه اول به ادم منتقل میشه، حس درستیه و میشه بهش اعتماد کرد. البته فقط در زمینه به دل نشستن، نه قضاوت ندیده و نشناخته دیگران.


موضوعات مرتبط :
رد کردن خواستگار

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۴۱ نظر
    • ۱۵۷۷ بازدید
    • دوشنبه ۲۰ دی ۹۵ - ۲۲:۳۵

    آیا دختران میتونن از خرید طلای عروسی چشم پوشی کنن ؟

    سلام خدمت دوستان ارجمند و همراهان خانواده برتر

    امیدوارم حالتون خوب باشه

    یه سوال داشتم امیدوارم کمکم کنید . همسر من در مورد خرید طلا حساسه ، اصلا آلرژی داره به این موضوع. من وقتی عقد کردیم چون وضع مالی خوبی نداشت فقط یه گردنبند و گوشواره خیلی کوچیک گرفتم که 3 تومن هم نشد. چون دلم میسوخت براش دانشجو بود و چیزی نداشت منم چیزی نگفتم .

    الان وقتی بهش میگم موقع عروسی میخوام اینارو بدم و سرویس بگیرم ناراحت میشه میگه همینا بسه میخوای چیکار و ...  ؟ خب منم ناراحت میشم یعنی من لیاقت یه سرویس هم ندارم ؟

    خب همه میدونید آرزوی هر دختری هست که این حداقل خرید رو داشته باشه . اصلا من سایر خریدهای عروسی رو نمیخوام و میدونمم که بخوام هم نمیخره ولی این دیگه خیلی برام مهمه بنظرتون من پرتوقع ام ؟ خانم ها بگن آیا میتونن از خرید طلای عروسی چشم پوشی کنن ؟


    موضوعات مرتبط :
    مراسم عقد و عروسی

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۱۲۸ نظر
    • ۲۵۰۲ بازدید
    • يكشنبه ۱۹ دی ۹۵ - ۲۲:۲۰

    خانم های شاغل چطوری برنامه ریزی میکنن که به کارهای منزل برسن ؟

    سلام
    میخواستم از خانومایی که شاغلن و از صبح تا غروب سرکارن بپرسم چطوری برنامه ریزی میکنن که به کارهای منزل برسن.
    من 3 ماه دیگه عروسیمه و میرم خونه خودم، شاغلم هستم ولی واقعا نمیدونم چطور برای کارای منزل مثل غذا پختن و نظافت منزل برنامه ریزی کنم! خانومای مثل منم کم نیست که شرایطشون به این شکله.
    حالا این خانوما هر روز بعد از کار برمیگردن آشپزی میکنن؟ یا کلا چطوری وقتشون رو تنظیم میکنن که به همه چیز برسن ؟

    موضوعات مرتبط :
    مسائل زنان شاغل

  • ۱ موافق ۰ مخالف
  • ۱۵ نظر
    • ۱۲۹۶ بازدید
    • شنبه ۱۸ دی ۹۵ - ۲۲:۲۵

    ایرادات تقسیم کارهای زندگی به طور مساوی بین زن و مرد چیه ؟

    سلام

    من به یه نوع شیوه ی زندگی فکر میکنم که توی اطرافم دیدم موفق بودن. میخواستم اینجا مطرح کنم ببینم نظر شماها چیه؟ چه خانوما چه آقایون .

    ببینید من فکر میکنم دو نفر باید دوست و رفیق هم باشند و کاملا بینشون برابری باشه تا دوستیشون بهم نخوره. این برابری توی همه چیز هست. یعنی همونطور که آقا مهریه نداره خانوم هم مهریه نذاره و به جاش همونطور که آقا میتونه اگه یه روز به هر دلیل نخواست به زندگی ادامه بده میتونه راحت طلاق بده و بره خانوم هم همینطور باشه.

    اینجوری هم خیانتا کم میشه هم سوء استفاده از مهریه و مردایی که به خاطر مهریه دارن تاوان پس میدن کم میشن. زندگی کسی به خاک سیاه نمیشینه. اعتماد به وجود میاد و دو نفر نه از ترس مهریه و یا از سر اجبار بلکه به خاطر عشق با هم میمونن.

    دوم اینکه این برابری توی زندگی هم اجرا بشه یعنی خانوم هم مثل آقا شاغل باشه و خوب پول در بیاره و در عوض کارای خونه هم نوبتی باشه. مثل دو تا دوست که با هم همخونه میشن و کارا رو تقسیم میکنن قضیه مالی رو تقسیم میکنن. این جوری نه آقا حس میکنه حماله که از صبح تا عصر بره جون بکنه پول در بیاره آخرم زنش سه سوته خرجش کنه و بناله که چرا  پول بیشتر درنمیاری، هم اینکه خانم حس نمیکنه کلفته که آقا لم بده پاشو بندازه رو پاش تلویزیون ببینه و روزنامه بخونه خانوم چهار ساعت تو آشپزخونه غذا بپزه و سفره بندازه و جمع کنه و خسته بشه.

    فکر کنید هر دو صبح با هم برن سر کار .مثلا سه روز آقا غذا درست کنه سه روز خانوم. آقایونم فکر نکنن که در شان شون نیست آشپزی کنن اتفاقا آقایون وقتی آشپزی میکنن هم دستپختشون خوبه هم خیلی واسه زنا جذاب و سکسیه.

    جمعه ها هم از بیرون غذا بگیرن و تفریح کنن. یا وقتی بچه دار شدن هر شب یکی واسه بچه بیدار بمونه نه اینکه خانوم فقط این مسئولیت رو داشته باشه و آقا تو خواب ناز باشه و این کینه بشه برای خانوم حس کنه داره بهش ظلم میشه.

    اینجوری اختلافات کم میشه بدبینی ها کم میشه هر دو همو درک میکنن .من چنتا زوج موفق جوون میشناسم که این روش زندگیشونه و خیلی خوشبختن.

    میخوام ببینم نظر شماها چیه؟ فکر میکنید اینجوری خوبه یا همون روش سنتی مادر پدرامون. من اگه با خواستگارام همچین چیزی رو مطرح کنم به نظرتون استقبال میشه یا اینکه آقایون ایرانی هنوز همون نقش مرد سنتی رئیس خونه رو دوست دارن؟

    توجه کنید که آقایون فقط میخوان توی کار خونه شریک بشن در عوض عابر بانک بودن از رو دوششون برداشته میشه. توقعات زن و بچه دیگه نیست. هی کار کن و باز آخر ماه پول کم بیار دیگه نیست. مهریه دیگه نیست. خانما هم توجه کنن که دیگه اسیر شدن تو زندگی و مشکلات طلاق دیگه وجود نداره. همش دولا راست شدن جلو آقا وجود نداره.

    نظرتونو بگید میخوام بدونم خیلی خارجکی دارم فکر میکنم یا بقیه هم موافقن؟ این ایده ایراداتش چیه ؟


    موضوعات مرتبط :
    مشورت در ازدواج خانم ها مشورت در ازدواج آقایان

  • ۱ موافق ۵ مخالف
  • ۱۴۶ نظر
    • ۲۴۱۲ بازدید
    • دوشنبه ۱۳ دی ۹۵ - ۲۲:۲۰

    با وجود زیبایی های زیادی که دارم خواستگار کم دارم

    سلام

    من یه دختری هستم دانشجوی ارشد ترم آخر . ۲۷ سالمه. یه عمر پاک زندگی کردم و با وجود زیبایی های زیادی که دارم خواستگار کم دارم .

    اون ها هم اصلا هم کفو من نیستن یا هم مذهب نیستیم یا دیپلمن یا بیکارن یا خیلی زشتن و از خانواده های پایین و در کل هیچ کس پیدا نشده که حداقل از همه لحاظ معمولی باشه .

    به چند نفرم سپردیم اونا هم معرفی میکنن و پیشنهاد میدن ولی خواستگارایی که پیدا میشن اصلا نمیان. از لحاظ خانوادگی هم خانوادم پدر و مادرم تحصیل کرده و شاغلن و نسبتا مرفه هستیم. تو فامیلمونم پسری نداریم که به من بخوره  و اصلا عروسی و ... هم نمیشه که شرکت کنیم و ببیننمون.

    خیلی تنهام خیلی دوره ی بدیه. من ۳ ساله شدیدا به ازدواج فکر میکنم دعا هم زیاد میکنم ولی خب نشده داره کم کم نیازهای روحی و ... من جای خودشو به افسردگیم میده.


    موضوعات مرتبط :
    نداشتن خواستگار مناسب

  • ۱ موافق ۰ مخالف
  • ۱۱۸ نظر
    • ۳۰۳۲ بازدید
    • شنبه ۱۱ دی ۹۵ - ۲۲:۳۵

    چطور مصیبت فوت مادرم رو تحمل کنم ؟

    سلام
    دوستان عزیز خدای بزرگ و مهربان مدتیست که مادرم را از این دنیا فانی جدا کرد اینقدر رهایی مادرم را از قید و بندهای این دنیا حس کردم که تونستم این جدایی تحمل کنم ولی نمیدونم که با گذر زمان چه بر سرم میاد .
    زمانی که در بیمارستان بر بالین مادر بیمارم حاضر شدم . مادرم چنان با چشمان نگران نگاهم کرد که واقعا قابل وصف نیست مادرم بیماری زیاد کشید برایم زیاد دعا کرد ولی از اونجایی که سهمی در این دنیا نداشت مجبور شد که مرا با چشم نگران بگذارد و برود .
    زمانیکه هنوز مادرم بیمار بود همیشه حس میکردم که من بعد مرگش تبدیل به یک دختر ناامید میشوم ولی هنوز منتظر جواب خدا و الائمه هستم هنوز میتونم امید داشته باشم ولی خدای نکرده وای به حال اون روزی که همین امید را هم از دست بدهم نمیدونم باید چیکار کنم حس میکنم الان تو این وضعیت جوابی باید بده تا بتونم ادامه زندگی بدهم .
    دوستان اگر تجربه این مصیبت را دارین لطف کنید بگید که چطور این مصیبت را تحمل کردید خدای بزرگ چطوری یاری تان کرد .
    راستش من هنوز نمیدانم که چند ماه دیگه چه حالی خواهم بود رها شدن مادرم را باور کردم پذیرفتم که جسمش را از دست دادم ولی دلم میخواد راحت با این مسئله کنار بیام چون خود مادرم همیشه میگفت که بعد مرگش روحیه داشته باشم و گریه نکنم .
    شما چه تجربه ای در این زمینه دارید واقعا میشه کنار اومد و با امید به زندگی ادامه داد؟ اینکه مادرم جواب دعاهایش را که درحقم کرد ولی جواب نگرفت چه عدالتی هست که خدا داره؟ مادرم در بدترین شرایط جسمی دعا میکرد باورم نمیشه که حرفش مورد قبول خدا نبود اصلا باورم نمیشه.  

    موضوعات مرتبط :
    مسائل فوت عزیزان

  • ۲ موافق ۰ مخالف
  • ۷۶ نظر
    • ۲۰۲۳ بازدید
    • چهارشنبه ۸ دی ۹۵ - ۲۲:۴۵

    برو بالا