خانواده برتر

انتخاب همسر و مسائل خواستگاری، مسائل دوران عقد، مسائل زناشویی و تربیت فرزند

لینک های روزانه آخرین نظرات آخرین مطالب

۳۹ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «شیمی» ثبت شده است

شرایط اتاق خواب جنسی برای زن و شوهر

سلام و درود به دوستان 

ببخشید بنده با گوش دادن به مجموعه سخنرانی های خانم دکتر عباسی و همینطور نکاتی که خودم به این موضوع اضافه کردم  این مطلب رو نگارش میکنم... امیدوارم که مورد توجه دوستان قرار بگیره و خانم دکتر هم از کار بنده راضی باشن.

ببینید اتاق خواب یک اصطلاح عمومی برای مکانی هست که زن و شوهر در آن محیط قصد برقراری رابطه را دارند و در واقع تنها نمیتوان به اتاق خوابی که تخت دو نفره و امکانات کامل دارد این موضوع رو محدود کرد .

شاید حتی بتوان حمام خانه را به اتاق خواب تبدیل کرد و یا حتی زوجینی که گلایه میکنند به خاطر خانه های آپارتمانی کوچک امکان داشتن اتاق خواب مجزا را ندارند شاید حتی بتوان انباری اختصاصی و یا پذیرایی خانه را با ملاحظاتی به این موضوع اختصاص داد.

لازم به ذکر است که حتی والدینی که بچه دارند نیز میتوانند با برنامه ریزی مناسب و دقیق و همچنین آموزش های اولیه مناسب به فرزندان در مورد حریم خصوصی این مکان ها را به اتاق خواب تبدیل کنند...

برای فراهم آوردن چنین محیطی لازم است که موارد بسیاری از جمله بوی اتاق یا همون مکان ارتباط جنسی، تهویه مناسب، آرامش و سکون مکان تا حد امکان، گرم و نرم بودن وسایل و زیر اندازها و محلی که قراره رابطه روی اون انجام بشه، نور مناسب مکان، تزیینات و رنگ مکان و نورپردازی مناسب را در نظر گرفت.


موضوعات مرتبط :
مسائل زناشویی خانم ها مسائل جنسی دوران عقد مسائل زناشویی آقایان مطالب آرمین

  • ۱ موافق ۰ مخالف
  • ۹۸ نظر
    • ۱۱۵۱۲ بازدید
    • سه شنبه ۱۰ اسفند ۹۵ - ۲۱:۲۵

    این روزا کسی که آدم را بخاطر خودش بخواد خیلی کمه

    سلام
    من یه دختر 20 ساله هستم. یه خواستگار دارم 27 ساله .که چند ساله منتظر جواب من هستند و اصلا کوتاه نمیان با اینکه چند بار جواب رد دادم. لیسانس الکترونیک دارن. ولی کار ندارند فعلا .خانوادشون هم پولدار نیست. ما خودمون خانواده معمولی هستیم شاید یکم از معمولی کمتر . و اونا هم یه ذره از ما ضعیفترند .من توقع ندارم خانواده شوهرم پولدار باشند .تقریبا هم سطح بودن بهتره .
    جواب های رد که دادم بهشون به دلایل کاری خودم بود چون میخواستم سرم خلوت شود که الان دیگه خلوت شده و به فکر ازدواجم .
    شخصیت این آقا به طرز عجیبی خوبه . خانوده سالم و گرم و صمیمی . یه انسان واقعی هست . از نظر شخصیت و اخلاق چون طی این سالها صحبت هم میکردم باهاشون و شناخت دارم ازشون. ایشون چون کار نداره و پولدار هم نیست میترسد بیاد خاستگاری . چون والدین من بخاطر رشتم توقع بیشتری از خواستگارم دارند .
    ولی من واقعا فکر نمیکنم شخصی دیگه پیدا بشه که من تا این حد از شخصیتش خوشم بیاد و واقعا بی عیب باشد از نظرم ...  اوایلش یکم با ظاهرش مشکل داشتم چون هیکل و چهره ی خاص و خوشکلی ندارد معمولیه کاملا .ولی الان ظاهر خیلی برام مهم نیست.هر چی هم باشه بالاخره عادی میشه .
    حالا موندم ....
    گاهی میگم والدینم حق دارد.. اون باید بهتر باشه و خودش را بهتر کنه بخاطر من .البته تلاشش را کرده ولی همه جا زیر پاش رو خالی کردن ...در جریان کار هاش بودم . نمیدانم من دارم اشتباه میکنم یا نه. گاهی میگم بخاطرش صبر کنم تا کارهایش  رو راست و ریست کنه .
    گاهی هم میگم میتونم خیلی موقعیتای بهتر داشتم باشم !! شایدم نداشته باشم !! آخه این روزا  کسی که آدم را  بخاطر خودش بخواد خیلی کمه .
    خیلیا بخاطر رشتم شاید بیان سراغم . این آقا زمانی که من دبیرستانی بودم من رو به شدت میخواست .
    کمک کنید لطفا .چیکار کنم .

    موضوعات مرتبط :
    مشورت در ازدواج خانم ها

  • ۲ موافق ۰ مخالف
  • ۵۷ نظر
    • ۱۳۲۷ بازدید
    • دوشنبه ۹ اسفند ۹۵ - ۲۱:۱۵

    یه دختر چه دلیلی برای حفظ بکارتش می تونه داشته باشه ؟

    سلام دوستان

    من یه دختر هستم. کامنتی رو زیر یکی از پست های اینستاگرام که راجع به مساله بکارت خانم ها قبل ازدواج بود خوندم .

    کلا اکثریت مردها نوشته بودن دیگه امروزه فقط یه احمق دنیال بکارت همسر آیندشه و خیلی مساله چیپ و احمقانه ای هست که برات مهم باشه زن آیندت بکارت داره یا از دست داده بکارتشو .

    من خودم تا حالا به این قضیه فکر نکرده بودم. اما یه گنگی خیلی عجیب با خوندن این پست اینستاگرام و خوندن کامنت پسرها زیر اون پست پیدا کردم . که واقعا کدوم کار درسته ؟

    کی داره راست میگه ؟ کدوم حرف منطقی تره ؟ من مادرم آدم معتقد و قابل احترامیه و قبلنا این مساله رو برام توضیح دادن که بدن آدم فقط باید برای یکی باشه و اینا یا احادیث و آیه های قرآن و اینا رو برام گفتن ....

    اما سوال اصلیم اینه اگه یک روزی به یکی از این جور مردها برخورد کردم و بهم گفت چرا بکارتتو حفظ کردی بخوام منطقی و با استدلال براش توضیح بدم باید چی بگم ؟ اصلا هیچی به ذهنم نمیاد بجز حرف های خدا در مورد عذاب اخروی و این ها ....

    خودمم بجز حرفای دینی و سنت های خانوادگی هیچ دلیل دیگه ای تو ذهنم برای جواب به این سوال نمیاد . از شما می خوام جدا از دین و عذاب اخروی و احادیث به من بگین یه دختر میتونه چه دلیلی برای حفظ بکارت داشته باشه ؟

    لطفا از نظر دین نگید .

    خیلی ممنون .


    موضوعات مرتبط :
    مسائل اجتماعی روز جامعه مسائل جنسی قبل از ازدواج خودسازی در دختران

  • ۱ موافق ۰ مخالف
  • ۱۲۸ نظر
    • ۳۹۳۶ بازدید
    • چهارشنبه ۶ بهمن ۹۵ - ۲۲:۲۰

    با بلایی که مادرم سر برادرم آورده گاهی ازش متنفر میشم

    سلام
    نمیدونم از کجا شروع کنم . انقدر دلم تنگه و احساس بدی دارم که نگید ، نمیدونم این مشکل رو کدوم از شماها دارین امیدوارم حتی دشمن آدمم این مشگل تو خانوادش نداشته باشه.
     برادرم حالش خیلی بده شاید روزای آخرشو داره سپری میکنه خیلی سخته آب شدن عزیزتو ببینی اگه سرطان داشت انقد ناراحت نبودم ، میگفتم خدا خواسته ولی وقتی پدرو مادرا با ندانم کاری فاجعه ببار میارن اینجا دیگه نه غریبس بری یقه شو بگیری نه خداس هی ازش بپرسی چرا ؟
    مادرم با غفلتش با غرورش برادرمو قربانی کرد بعد این همه سال که ا-ع-ت-ی-ا-د داره الانم نفسای آخرشو میکشه. مادرم نعمتی که خدا بهش داد قدر ندونست برادرم انقدر زیبا بود که همه حسرتشو میخوردن الان از اون همه زیبایی فقط چشمای خوشگلش مونده .
    جیگرم کبابه به خدا الانم دارم گریه میکنم . مشکلم اینه اگه برادرم بمیره چطور میتونم با مرگش کنار بیام ؟ البته انقدر زجر کشیده که بعضی وقتا خودم گفتم خدایا دیگه بسشه ازش راضی باش ، شاید حداقل اون دنیا آرامش داشته باشه. و مشگل دومم اینه که بعضی وقتا از مادرم متنفر میشم یاد کاراش میافتم بدبختی که اون مسببشه و سر بقیه آورده .
    البته اصلا بهش بی احترامی نمیکنم و دوستشم دارم چون بالاخره مادرمه خودمم مادرم  میفهمم ولی با این حس تنفر نمیدونم چکار کنم .

    موضوعات مرتبط :
    تعامل با خانواده

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۱۷ نظر
    • ۱۰۱۷ بازدید
    • سه شنبه ۲۱ دی ۹۵ - ۲۲:۰۵

    چطور بدهی های شوهرم رو پرداخت کنم ؟

    سلام دوستان

    داستان زندگیمو نمیدونم از کجا شروع کنم الان سی ساله که ازدواج کردم اما هیچوقت رنگ ارامشو تو زندگیم ندیدم .

    شوهری دارم بسیار بلند پروازه ، ساده و بی اندازه دستو دل باز و شدیدا اهل ریسک ، خیلی راحت دست به هر کاری میزنه که مثلا کسب و کاری راه بندازه اما همیشه با کلی ضرر و زیان روبرو میشه و همیشه خودش رو عقل کل میدونه .

    سال های اول ازدواجمون دانشجو بود و من با دو تا بچه از همه خواسته هام گذشتم و با خرجی اندکی که از پدر شوهرم میگرفتم زندگیمو پیش میبردم تا اینکه درسش تموم بشه اما یک به پایان درسش با یک سری ادمای معتاد و کلاهبردار اشنا شد تا با شراکت هم کاسبی راه بندازند که با توجه به اینکه هم من و اطرافیان به او میگفتن اونا کلاهبردارن و بیچارت میکنند زیر بار نمیرفت که اغاز بدهی هایش از انجا شروع شد .

    اون از خدا بیخبرا اونو با کلی بدهی تنها گذاشتن و ما ماندیم با کلی بدهی و نزول و بهره هاش که روز به روز بیشتر میشد .خلاصه سالها گذشت با هزاران زجر و عذاب تونستیم بدهیمونو که صدها برابر شده بود تقریبا تمام کنیم که باز هم شوهرم مدیریت مالی رو به دستش گرفتو دوباره ریسک کردناشو اعتماد کردناشو معاملات بدون انکه دیناری از خودش پول داشته باشه همه رو با وام های سنگین و بهره زیاد که حالا در به در و فراری و خاک برسر شده .


    موضوعات مرتبط :
    اقتصاد خانواده

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۲۳ نظر
    • ۱۶۸۶ بازدید
    • دوشنبه ۲۰ دی ۹۵ - ۲۲:۴۰

    اگر خواستگاری در جلسه اول به دلتون نشینه، بازم ادامه میدید؟

    سلام

    سوالم بیشتر از خانومهاست . اگر کسی به خواستگاریتون بیاد و در همون جلسه اول به دلتون نشینه، همون جلسه جواب رد میدید یا اینکه بیشتر رفت و آمد میکنید و بعد تصمیم میگیرید؟

    ممنون میشم اگر کسی تجربه ای در این زمینه داره، در اختیار همه قرار بده. مثلا کسی به خواستگارش جواب منفی داده باشه و بعد پشیمون شده باشه ، یا اینکه جواب مثبت داده باشه و بعدا بفهمه که همون برداشت اولش درست بوده.

    به نظر خودم برداشت اول آدما و اون حسی که در نگاه اول به ادم منتقل میشه، حس درستیه و میشه بهش اعتماد کرد. البته فقط در زمینه به دل نشستن، نه قضاوت ندیده و نشناخته دیگران.


    موضوعات مرتبط :
    رد کردن خواستگار

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۴۱ نظر
    • ۱۶۹۰ بازدید
    • دوشنبه ۲۰ دی ۹۵ - ۲۲:۳۵

    برو بالا