خانواده برتر

انتخاب همسر، مسائل دوران عقد، مسائل زناشویی و تربیت فرزند



۴۵ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «شهلا شهلا» ثبت شده است

چطور فانتزی های غیر معمولم در رابطه جنسی رو با خانمم در میون بذارم ؟

برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
موضوعات مرتبط: مسائل زناشویی آقایان ,

    • تعداد نمایش : ۲۶۹۷
    • پنجشنبه ۲ دی ۹۵ - ۲۲:۴۵

    تا میگن طرف پزشکه تو مغزم رنک بندی میشه

    سلام

    دانشجوی پیراپزشکی هستم که کارم در محیط بیمارستانه ( اتاق عمل بیهوشی مامایی پرستاری ) ... راستش من به تمام حرفایی که از احترام به شخصیت و باور افراد و چه میدونم نه احترام به خاطر شغل و بالا بودن و ایناست فکر کردم و قبول دارم ( مثل پستی که تیترش این بود" چرا خط کش سنجش ادم شغل و ثروت باشه ") حرفای سوال کننده این پست و تمام کامنتاشو باور دارم ولی هنوز ته قلبم نمیتونم مثل اون افراد و سوال کنندش و اینا خالصانه باور کنم .

    یعنی همش تا میگن طرف پزشکه تو مغزم رنک بندی میشه و انگار طرف خیلی از من سر تره و من احساس کاستی دارم بدم میاد از این طرز فکر . دلم میخواد اعتماد بنفسمو همیشه حفظ کنم . از این فضای بد در جامعه متنفرم😭

    کمکم کنید بتونم کنار بیام و به قول معروف قبول کنم واقعا باورامو ... چند روز دیگه کاراموزیام شروع میشه

    کمکم کنید 

    موضوعات مرتبط: خودسازی دختران ,

  • ۱ موافق ۰ مخالف
  • ۱۲۱ نظر
    • تعداد نمایش : ۲۰۴۴
    • پنجشنبه ۲ دی ۹۵ - ۲۲:۳۵

    چرا خدا دعای کسانی که دل میشکنن رو مستجاب میکنه ؟

    سلام

    یه سوال داشتم چرا بعضی آدمها دل بقیه رو میشکنن ولی اگه چیزی هم از خدا بخوان بهشون میده چرا ؟

    یه نمونش رو میگم تا بهتر متوجه بشین ؛

    من سه تا جاری دارم و خودم عروس آخریم ، وقتی عروسی کردیم هر کدوم از جاری هام دو تا پسر داشتن  و وقتی من حامله بودم همه انتظار داشتن که پسر باشه ولی بدنیا که اومد دختر بود .

    البته من و شوهرم قبلا تو سونوگرافی فهمیده بودیم ولی به کسی نگفتیم ، در ضمن خیلی هم خوشحال بودیم که دختره، خلاصه دخترم بزرگتر شد ولی جاری بزرگم که در آرزوی دختر بود ولی نداشت همش یه جوری بود تا بحث میکشید به بچه میگفت میدونم دختر به درد مامانش میخوره ولی من که پسر دوست دارم .

    انگار مثلا به من تیکه مینداخت که ما پسر داریم و تو نداری ، خلاصه یه دفعه هم شوهرم بهش گفت تو به دختر من حسودی میکنی، اونم با بدترین لحن با تحقیر گفت من دو تا شیر دارم ( پسرهاشو میگفت ) بیام به دختر تو حسودی کنم ؟

    شاید باورتون نشه ولی چنان دلم شکست که تا چند روز تا یادم می افتاد قلبم درد میگرفت و اشکم در میومد ، خلاصه اینم گذشت تا اینکه همین خانم که دختر میخواست امسال دختر دار شد و خیلی هم دوستش داره طوری که اگه اتفاقی دست دختر من به بچش بخوره چنان دادی میزنه که طفلک من میترسه و دیگه پیشش نمیره .

    میخوام بدونم مگه این زن دل منو نشکست ، چطوری خدا به حرفش گوش کرد و بهش دختر داد . هنوز هم وقتی یاد اون شب می افتم دلم میگیره واقعا خدا جای حق نشسته آیا ؟

    موضوعات مرتبط: مسائل اعتقادی ,

  • ۰ موافق ۲ مخالف
  • ۴۸ نظر
    • تعداد نمایش : ۹۸۳
    • پنجشنبه ۲ دی ۹۵ - ۲۲:۲۵

    اخیرا پسری با تحصیلات پایین و خانواده ای متلاشی بهم ابراز علاقه کرده

    سلام
    دختری هستم بین 25 تا 30 سال. دارای مدرک ارشد از یک دانشگاه نه چندان خوب . فرزند اول خانواده و دارای دو خواهر کوچک تر. خانواده تحصیلکرده و موجه و با وضعیت مالی خیلی خوب.

    مشکلی که من دارم اینه که من تمایل به ازدواج دارم ولی به کلی اعتماد به نفسم رو برای ازدواج از دست دادم . من متاسفانه پوست خوبی ندارم پوستم سبزه تیره هست و ترک های پوستی متعدد دارم .

    ولی چهره م معمولیه متاسفانه توی شهری که من زندگی می کنم اکثرا همه پوست های سفید و عالی دارن . می ترسم از ازدواج و آینده ، من عاشق پدر و مادرم هستم مثل یک پرنسس باهام رفتار شده و با تمام وجود خوشبختم ولی می دونم آرزوی پدر و مادرم ازدواج من و دیدن نوه شون هست .

    این مسئله منو خیلی ناراحت می کنه و خواستگار مناسبی هم ندارم اخیرا پسری با تحصیلات زیر دیپلم و خانواده ای متلاشی به من ابراز علاقه کرده وسوسه شدم باهاش ازدواج کنم نمی دونم این تصمیم درسته یا غلط ؟

    خواهشا منو راهنمایی کنید .

    ممنون

    موضوعات مرتبط: مشورت در ازدواج خانم ها ,

  • ۰ موافق ۱ مخالف
  • ۳۲ نظر
    • تعداد نمایش : ۸۶۹
    • پنجشنبه ۲ دی ۹۵ - ۲۲:۲۰

    بعد ازدواج بالاتر بودن سطح دختر، ممکنه مشکل آفرین باشه ؟

    سلام
    من یک پسر 26 ساله ام؛ تا امروز همیشه سعی کردم حریمم رو از دخترها حفظ کنم و با هر دختری بر اساس احترام متقابل برخورد کردم . اما از وقتی که یادم هست همیشه یک دختر تو زندگیم بوده که همه اش از طرف دختر و خانواده دختر بوده اما با توجه به معیارهایی که در زندگی دارم به همه رابطه ها پاسخ منفی دادم و اجازه ندادم که جدی بشه ...
    تا اینکه یک مورد در سن 20 سالگی واسم پیش اومد که از دختران اشنا بود و باز هم از طرف دختر و خانواده دختر پیش کشیده شد و دختره هم خیلی مورد خوبی بود که از هر لحاظ از موارد قبلی خیلی بهتر بود اما باز هم هر چه قدر فکر میکردم در خودم امادگی ازدواج نمی دیدم تا اینکه دختره خیلی بهم نزدیک شد و با توجه به شناختی که ازش داشتم با خودم میگفتم که دختره خیلی مورد عالیه و قطعأ بهترین مورد واسه اش فراهم میشه و شاید ما با هم اونجوری که حقمون هست خوشبخت نشیم .
    بالاخره برخلاف میلم با برخوردهای سرد از خودم روندمش ( البته بگم که تمام دغدغه ام تو این راه مسائل مالیه ) و اونم خیلی زود با یک مورد خیلی عالی ازداج کرد و ...
    خبرش که بهم رسید خواستگار داره بدجور دنیا رو سرم خراب شد و از خودم بدجور بدم اومد که چرا به خودم بد کردم و چرا دخترها اینقد بی وفا هستن و ...
    هنوز از این بحران خودساخته خارج نشده بودم که دوباره یک مورد دیگه با وجود تمام برخوردهای سرد و تندی که در پیش گرفته بودم برام پیش اومد ولی این مورد فوق العاده سطح بالاست و دوباره من رو تو یک بحران دیگه کشونده چون خانواده من رو زیاد نمیشناسن ولی من کاملأ اونا رو میشناسم ولی اونا تقریبأ هیچ شناختی از من ندارن.
    با اینکه میدونم شاید دیگه بهتر از این واسه ام مورد پیش نیاد اما خیلی تردید دارم واسه جلو رفتن؛ چون تجربه بهم ثابت کرده امروزه مسائل مالی حرف اول رو میزنه و خانواده دختره همه جوره در سطح اول جامعه هستن هم مالی و هم شخصیت اجتماعی دختره هم از لحاظ رشته تحصیلی و دانشگاه از من خیلی بالاتره.
    خانواده من هم مورد دوم رو کاملأ دارن و شناخته شده ان ولی از لحاظ مالی سطح بالا نیستیم و کاملأ معمولی هستیم و خودم تازه در یک شرکت خصوصی مشغول به کار شدم و دارم تحصیلاتم رو در فوق لیسانس ادامه میدم و هیچ پس انداز و خونه هم ندارم و ماشین هم از خودم ندارم ...
    الأن موندم چه کار کنم و احساس میکنم به عنوان یک گزینه بهم نگاه میکنن که اصلأ خوشم از این مسئله نمیاد و در ضمن به این فکر میکنم که بعد ازدواج این بالاتر بودن سطح دختره ممکنه مشکل افرین باشه ؟
    خواهش میکنم راهنمایم کنید.
    ممنون
    موضوعات مرتبط: ازدواج با دختر/پسر پولدار ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۱۶ نظر
    • تعداد نمایش : ۵۴۴
    • پنجشنبه ۲ دی ۹۵ - ۲۲:۰۵

    محبت زیاد مرد به زن ، با روحیه مردانگی منافات داره ؟

    سلام

    من میخوام به همسرم محبت و توجه کنم ولی میترسم که اگه زیادی انجام بدم منو یه آدم لوس میبینه و به عنوان مرد نمی بینه . آیا همچین چیزی هست ؟ نظر خانمها چیه؟ آخه من خونده بودم خانمها به محبت و توجه زیاد نیاز دارن ؟
    یعنی منظورم اینه اگه به خانمم زیادی توجه کنم آیا این باعث میشه فکر کنه من لوسم و اینکه میگن باید به خانمها بعضی وقتها بی محلی کرد آیا این درسته ؟

    لطفا خانمها پاسخ بدن

    موضوعات مرتبط: رفتارشناسی دختران برای ازدواج ,

  • ۱ موافق ۱ مخالف
  • ۲۸ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۰۳۹
    • پنجشنبه ۲ دی ۹۵ - ۲۲:۰۰

    کدوم دختری حاضر میشه با مادر شوهر و پدر شوهرش زندگی کنه ؟

    با سلام خدمت کاربران سایت
    من 25 سالمه و دیگه وقت ازدواجمه ، ولی دو مشکل دارم . البته مشکل که نه تاج بالا سر ، من تک فرزندم و باید از پدر و مادرم مواظبت کنم و اینکه من خرج خانواده رو میدم . فقط من دو جا رفتم خواستگاری ولی هر دو جا بهانه اوردن و رد کردن در حالی که من هیچگونه مشکلی ندارم وضع مالیم عالیه برنامه نویس اندرویدم و ماهی سه چهار میلیون در امد دارم تیپ خوبی دارم .
    ولی من مطمئنم برای اینکه دختری حاضر نیست با من ازدواج کنه بخاطر پدر و مادرم هست آخه کدوم دختری حاضر میشه با مادر شوهر و پدر شوهرش توی یک خونه زندگی کنه و من مطمئنم به همین دلیل جواب رد دادن و منم به هیچ وجه حاضر نیستم به خاطر یک زن  پدر مادرمو به خانه سالمندان بسپارم .
    حالا یک سئوال از خانوما دارم ایا حاضرید با مردی که همچین شرایطی داره ازدواج کنین ایا من بازم برم خواستگاری یا بیخیال شم چیکار کنم ؟
    موضوعات مرتبط: مشورت در ازدواج آقایان ,

  • ۰ موافق ۳ مخالف
  • ۸۳ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۶۳۰
    • چهارشنبه ۱ دی ۹۵ - ۲۲:۴۰

    دکتر گفت واجبه ازدواج کنی . از سر قبرم خواستگار بیارم ؟

    سلام

    از اینکه ایران بدنیا اومدم ناراحتم ! من توی یه خانواده بدنیا اومدم که پدرم بدلیل اخلاق و رفتار بدی که داشت  تک تکمون مشکل عصبی پیدا کردیم ..

    مادرم افسردگی داره . برادرم اعتیاد داره . پیش دکتر هم رفتیم فقط قرص داد . با کسی رفت و آمد نداریم . من ۲۴ سالمه خواستگار ندارم . تمام دوستام حتی کوچکترها ازدواج کردن .

    بعضی از مردم به چشم دختر تـ... نگام میکنن . تیکه و متلک بهم می ندازن . ما سن ازدواج تو شهرمون تا ۲۱ هستش . بعد اون دختر میشه بار اضافی و اخ ! اکثر دوستام ازدواج کردن.

    من تو مکان های اجتماعی هم رفتم کسی نبود. الان یکساله خونه نشینم . جاهایی که رفتم تحقیر شدم خواهش میکنم بازم نگید برو. الان که دارم مینویسم برای اون رفتارها گریم گرفت.

    تو وبلاگ دیدم بعضی از پسرا دختر سن پایین میخوان . اونم چون تازه تره بهتره ال بله ... از ایران از این مردم نگاه ها ، فرهنگشون متنفرم . از خدا گله دارم خیلی ... درسته خیلیا از من بدبخت ترن اما خیلیا هم از من خوشبخت ترن..

    من تو باطن زندگی مردم نیستم ولی قطعا وقتی بدبخت تر ازمن هست خوشبخت تر هم هست... 

    پیش هر چی خانواده برتریه میگم از خدا گله دارم. منم آدمم احساس دارم . فقط به این دلیل که محکومم هر چی خدا میگه بگم چشم باید انقدر حس ناراحتی از زنده بودنم داشته باشم؟ یه عده غرق خوشبختی اند یه عده بدبخت . بعد خدا انتظار داره کفر شو نگم ؟ گله نکنم ؟  خیلی ناراحتم ...

    خیلی از اینکه ایرانیم احساس تأسف دارم از این کشور و مردمش متنفرم از هر چیزی که دو نفرست متنفرم .. تا الان به بعد خودمو حفظ کردم . فقط غم و بدبختی نصیبم شد . هیچ نمیخوام خدا اون دنیا بهم پاداش بده . این همه ادم هست خدا هواشونو داره .

    ازدواج تو زندگیم نیست باشه . قبول! ولی با تیکه متلک ها با احساس های قلب شکستم با خیلی از فشارها چکار کنم؟ من مزاجم گرمه. شب نیست گریه نکنم. حتی دکتر هم رفتم گفت واجبه ازدواج کنی . از سر قبرم خواستگار بیارم ؟  از خدا گله دارم خیلی زیاد ... ناراضی ام

    موضوعات مرتبط: مشورت در ازدواج خانم ها ,

  • ۵ موافق ۰ مخالف
  • ۱۰۸ نظر
    • تعداد نمایش : ۲۷۵۳
    • سه شنبه ۳۰ آذر ۹۵ - ۲۲:۱۵

    من هیچ وقت عضو محوری در هیچ جمعی‌ نبودم

    سلام

    من هیچ وقت عضو محوری در هیچ جمعی‌ نبودم؛ از جمع دوستان تا فامیل و ... . خلاصه بخوام بگم ارتباطات اجتماعی ضعیفی دارم. نگرانم که در آینده روابط سردی با همسرم داشته باشم، نتونم تاثیرگذاری عاطفی روش داشته باشم. در صورت لزوم متقاعدش کنم، بخندونمش، با خانوادش برم و بیام ‌و‌ مشابه همه‌ی این اتفاقات معمولی .

    میشه خانوم‌های محترم‌ بگن انتظارشون از همسرشان چیه تو برقراری ارتباط ؟ و اینکه من آیا راهکاری دارید و یا مشکل من خاص نیست و ... ؟

    موضوعات مرتبط: خودسازی در پسران ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۲ نظر
    • تعداد نمایش : ۳۱۹
    • سه شنبه ۳۰ آذر ۹۵ - ۲۲:۰۰

    من دارم سال به سال مغرور تر یا شاید خجالتی تر میشم

    سلام

    نمیدونم مشکل من غرورمه یا خجالت اما هر چی که هست خیلی اعصابمو بهم ریخته ، یکی بزرگترین ارزوهامه دستای پدرمو و مادرمو ببوسم شدنی هم هست چون الحمدالله پدر و مادرم در کنار منن ،  اما یه مشکل دارم  ، خجالت میکشم .

    ارزو دارم یه بار سرمو رو پا بابام بذارم بغلش کنم بوسش کنم پاهاشو بمالم و و...میدونم خیلیا حسرت این چیزا به دلشون هست ولی چون پدر ومادرشون فوت کرده نمیتونند دیگه فرصتی ندارم منم ترسم از اینه خدایی نکرده خدایی نکرده بعد از ۱۲۰ سال این توفیقو خدا ازم بگیره و بگم ای کاش خجالت نمیکشیدم اون موقع .

    و مشکل بعدی اینه که من نمیتونم به خانواده ام بگم معذرت میخوام برای بقیه اینطوری نیستما فقط نسبت به خانواده ام اینطوره وقتی حتی یه اخم به مامانم میکنم تمام بدنم سست میشه پشیمون میشم اما نمیتونم معذرت خواهی کنم شاید بخاطر اینه هر وقت تو خونه معذرت خواهی کردم بهم گفتن معذرت خواهیت بدرد نمیخوره و تو همیشه میگی ببخشید..

    الان ۱۸ سالمه و دخترم و من دارم سال به سال مغرور تر یا شاید خجالتی تر میشم خیلی حس بدی دارم  .

    از کاربرای خانواده برتر میخوام اگر توصیه ای دارن بهم بگن

    موضوعات مرتبط: خودسازی در دختران ,

  • ۱ موافق ۰ مخالف
  • ۱۰ نظر
    • تعداد نمایش : ۳۰۳
    • دوشنبه ۲۹ آذر ۹۵ - ۲۲:۲۵

    به خاطر قدم اعتماد به نفس ندارم

    سلام دوستان

    حقیقتش یه سوال داشتم هیچ کجا جز اینجا جرات گفتنشو نداشتم! یعنی یه جورایی خجالت میکشیدم! از همه دوستان میخام که جواب بدن!

    من قدم ۱۷۶ یا ۱۷۷ هست، سنم ۱۸ سال و ۴ ماه! ، همیشه واسه قدم استرس داشتم، هر موقع تو خیابون راه میرم افراد و با خودم مقایسه میکنم، وقتی میبینم اونایی که از من قدشون بلندتره اعتماد بنفسم داغون میشه؛ وقتی هم که یه دختر میبینم از من بلند تره، هر چند کمه ، ولی خب بازم هست که دیگه بدتر خیلی داغون میشم از بابت اعتماد به نفس!

    یا حتی هر شلواری میخرم باید یخورده کوتاه کنم همه ی اینا باعث میشه اعتماد به نفسم خیلی بیاد پایین!

    اینقد اعتماد بنفسم اومده پایین که عکس های قدی نمیذارم مجازی یا حتی واقعی شده بعضی وقتا با خودم بگم چقد کوتاهم ... ( کفران نعمت نمیکنم چون خدا از همه بابت بهم داده قربونش ) به هرحال؛

    چون یکم توپرم فک میکنم قد کوتاه دیده میشم! همیشه استرس داشتم یه وقت کسی از زاویه کوتاه بودن بهم نگاه نکنه.

    سوالام از این قراره که ؛

    ۱. آیا بنظرتون قدم مناسبه؟

    ۲. واسه ازدواج مشکلی پیدا نمیکنم؟ ( آخه دخترای ۱۵۰ سانتیشم حالا ۱۹۰ میخوان)

    ۳. آیا هنوز جای رشد دارم ؟ حالا با ورزشای کششی یا داروی خاصی و ... ؟

    ۴. وقتی ازدواج کنم ، همسرم باهام باشه یکی بلند تر از من ببینه روحیاتش عوض نمیشه مثه خودم؟

    ۵. خانوما نظرشون چیه راجب قدم؟

    موضوعات مرتبط: مشورت در ازدواج آقایان ,

  • ۳ موافق ۳ مخالف
  • ۵۶ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۴۶۰
    • جمعه ۲۶ آذر ۹۵ - ۲۲:۴۰

    آیا به صلاح هست برای ازدواج پسرم در سن 20 سالگی اقدام کنم؟

    خدمت خانواده برتر سلام عرض میکنم

    من و همسرم هر دو کارمندیم و برای تامین آینده دو فرزندمون ( یک پسر و یک دختر) تلاش زیادی می کنیم اما فکر میکنم لازمه حتما هدف گذاری و برنامه ریزی داشته باشیم تا هم بچه ها با ما همراه شن و هم اینکه آینده شون به چالش کشیده نشه.

    مدتی است در یک شرکت بیمه برای بیست سالگی بچه ها سرمایه گذاری کردیم. بنابراین در صورت پیش نیومدن اتفاق خاصی حدود ده ساله دیگه می تونن هر کدوم سرمایه ای معادل 100 میلیون تومن داشته باشن. دختر نوجوانم تصمیم گرفته از این سرمایه برای ادامه تحصیلش تو رشته پزشکی ( در صورتی که ملی قبول نشه یا خارج از کشور بخواد بخونه ) استفاده کنیم. 

    اما برای پسرم خودم احساس میکنم بهتره بعد از دیپلم سربازی ازدواج و بعد ادامه تحصیل داشته باشه. ما  بعنوان شغل دوم شرکت تولیدی راه انداختیم که تا اون موقع استیبل میشه . 

    در صورتیکه پسرم لیاقتشون نشون بده تحویلش میدیم و خودمون رو بازنشسته می کنیم در غیر اینصورت میتونه اونجا شاغل بشه و بعد در رشته مرتبط ادامه تحصیل بده تا بوقتش شرکت و تحویل بگیره.

    با توجه به اینکه شغلش تامینه و الانم داریم یه آپارتمان 120 متری می سازیم که به نسبت 2 به 1 بین بچه ها تقسیم میشه و اون پول بیمه رو هم برای مخارج عروسی یا گرفتن خونه بزرگتر و ... حدود 20 سالگی تحویل میگیره. میشه بلافاصله بعد از دیپلم و سربازی ازدواج کنه و بعد ادامه تحصیل بده.

    موقع ازدواج خودمون همسرم 25 و من 22 سال داشتم با اینکه از مدتها قبل همو می خواستیم یادمه اون اوایل همسرم همش میگفت کاش زودتر بهم میرسیدیم چن سال از زندگیمون حروم شد. الانم همش میگیم کاش بچه ها زودتر مستقل شن یکم برای خودمون زندگی کنیم. همسرم معتقد من هر کاری رو که براش برنامه ریزی کنم حتما انجام می دم اما این موضوع به خوشبختی پسرم مربوط میشه دیگه مثل شرکت زدن و خونه ساختن نیست که صرفا با برنامه ریزی بهش برسم.

    اما آیا این درسته که پسری در 20 سالگی زیر بار تاهل بره؟ بعدا نمیگه جوونی نکردم. اصلا شما جوونا جوونی کردن رو تو چی می بینین؟ نمی تونین با همسرتون جوونی کنین؟ نمیشه با تفریحات سالم جوونی کرد؟ اینکه توی 20 سالگی دختری محرمتون باشه و باهم آیندتون رو بسازین به رشد فکری و شغلی تون کمک نمیکنه ؟ دخترخانومای محترم نظرتون راجع به خواستگار 20 ساله چیه؟

    لطفا قبول زحمت کنید و هر نکته ای به نظرتون میرسه با من درمیون بذارین یه وقتی این نکات ریز خیلی روشنگر میتونن باشن.

    موفق و موید باشید.

    موضوعات مرتبط: ازدواج در سن پایین , ازدواج فرزندان ,

  • ۱ موافق ۳ مخالف
  • ۴۹ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۰۶۱
    • پنجشنبه ۲۵ آذر ۹۵ - ۲۲:۲۰

    ازدواج با پسر 28 ساله ای که گرایش به زنانه پوشی داره

    سلام

    پسری هستم 28 ساله و مجرد که میشه گفت از زمان مناسب ازدواجم گذشته!! با وجود اینکه گرایش و میل به جنس مخالف و ازدواج کردن دارم ولی بخاطر موضوعی خاص فکر ازدواج رو از سرم بیرون کردم.

    پسری مقید و تکلیف شرعی (نماز و زوزه و ... ) رو انجام میدم. ولی از کودکی یادمه و به طور مادرزادی گرایش به زنانه پوشی دارم!!! با مطالعاتی که انجام دادم در علم روانشناختی به این گرایش ترانس وستیت یا همون مبدل پوشی گفته میشه!!! 

    در خلوت خودم به طور کامل زنانه میپوشم و به ارامش میرسم. البته خیلی افراد دیگه ای هم هستن که مثل من هستن. به هرحال میدونم غیر عادیه ولی چیکار کنم که مادرزادی وجود داشته!! تا حالا و بخاطر صلاح دید و بالاخره به احترام و مراعات هر دختری که بخواد همسرم بشه واسه ازدواج اقدام نکردم.چون میدونم واسه دختر این موضوع غیر قابل پذیرشه. در ضمن تا الان درمان قطعی واسه این مشکل وجود نداره....خودمم افسرده شدم و همش میگم چرا من اینجوریم؟ ایندم چی میشه؟ من حتما جهنمی هستم و هزار فکر دیگه!!!!...

    میدونم شرایط مشکل سازی واسه ازدواج دارم ولی لطفا خانمها جواب بدن ایا من میتونم ازدواج کنم؟؟ میتونم در مراسم دوم یا سوم خاستگاری این موضوع رو با دختر در میان بذارم تا با علم و اگاهی از این موضوع جواب بدن؟ یا که اصلا واسه همیشه بیخیال ازدواج بشم و تنها باشم؟؟ اینو بگم زنانه پوشیم فقط داخل خونه هست و واسه مخارج و گذران زندگی مشکلی ندارم و همه تلاشمو میکنم...

    لطفا خانما جواب بدن و راهنماییم کنن...

    مرسی

    موضوعات مرتبط: مشورت در ازدواج آقایان ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۶۸ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۳۱۶
    • پنجشنبه ۲۵ آذر ۹۵ - ۲۲:۱۵

    چرا مرد نباید به درآمد خانمش چشم داشته باشه ؟

    سلام

    واقعا برام سواله که بعضی خانم ها میگن ما دوس نداریم شوهرمون روی درامد ما حساب کنه؟
    یه سوال از خانمها :

    به نظرتون یه مرد چرا باید از تمام مزیت هایی که یه خانم خونه دار میتونه داشته باشه برای ارامش زندگیش چشم بپوشه و بره یه خانم شاغل رو بگیره؟ که بعدا توی زندگی خانم خسته از سرکار و بی حوصله ، غذا از دیشب ، خونه احتمالا نامرتب ، بعضی روزا اقا خودش باید جور این کارارو بکشه، از روز دیگه بچه زیر دست مربی مهد کودک و ... . 

    من نمیگم انتخاب خانم های شاغل فقط بخاطر شاغل بودنشونه اما قطعا وقتی یه مرد به خواستگاری یه زن شاغل میره به این هم فکر میکنه که با درامد خودش و خانمش بهتر میتونه از نظر مادی زندگیشون رو رشد بده .

    خانم ها خواهشا جواب بدن . چرا بعضی هاتون فکر میکنین اقا نباید به درامد شما فکر کنه ؟ و درامد اقا برای جفتتونه اما درامد شما برای خودتون .

    موضوعات مرتبط: مسائل اجتماعی روز جامعه ,

  • ۰ موافق ۱ مخالف
  • ۶۷ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۲۰۵
    • چهارشنبه ۲۴ آذر ۹۵ - ۲۲:۰۰

    ناراحتم که چرا انقدر ما بی کس و کار و تنهاییم.

    سلام دوستان

    لطفا اقایون هم جواب بدن .

    ما خونواده خیلی کم جمعیتی هستیم، پدرم تک فرزند بودن و از طرف خونواده مادری هم سه تا دایی و یه خاله داریم. که متاسفانه هر چهارتاشون ادم های سوء استفاده گری هستن، و مدام قصد ازار و اذیت رسوندن به ما رو دارن خودشون هم همیشه با هم دعوا دارن.

    پدرم هم به همین خاطر باهاشون قطع رابطه کرده. الان ما هیچ کسی رو نداریم توی این دنیا. پدرم ثروتمند هستن و خونواده آبروداری هستیم. هیچ مشکلی نداریم جز تنهایی .

    خواهر و برادرم هر دو شاغل و بسیار خوب هستن از هر نظر، در سن ازدواج هم هستن، منم خودم 25 سالمه .مدت زیادیه خیلی فکرم مشغوله ناراحتم که چرا انقدر ما بی کس و کار و تنهاییم.

    سال به سال مهمون هم نداریم، وقتی ازدواج کنیم توی مراسم کی رو دعوت کنیم؟ واقعا نمیدونم .. خیلی نگران طرز تفکر و تصور خونواده داماد یا عروس ایندمون هستم در موردمون.

    میخواستم از اقایون بپرسم چقدر براتون مهمه که خونواده دختر انقدر تنها و بی کس و کار هستن ؟

    خونواده اقایون بدشون نمیاد و مشکلی ندارن که ما کسی رو نداریم دعوت کنیم ؟ بعدا طعنه نزنن بگن شما بی کس و کارید :(

    نگرانیم درسته یا نه؟

    موضوعات مرتبط: مشورت در ازدواج خانم ها ,

  • ۲ موافق ۰ مخالف
  • ۴۶ نظر
    • تعداد نمایش : ۸۱۹
    • شنبه ۲۰ آذر ۹۵ - ۲۲:۱۰

    scroll bar code