خانواده برتر

انتخاب همسر و مسائل خواستگاری، مسائل دوران عقد، مسائل زناشویی، تربیت فرزند ، تبلیغ رایگان مشاغل نو پا، مسائل زنان ، ارتباط با خانواده، مسائل اعتقادی

دسترسی سریع ← آخرین مطالب - موضوعات - فعال ترین کاربران - آخرین نظرات



۴۵ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «شهلا شهلا» ثبت شده است

تحصیلات جزء معیارام بود اما با اومدن یه پسر کاری و دیپلمه دو دل شدم

سلام

دوستان من خاستگارای زیادی داشتم که بنا به شرایطی که نداشتن یا خودم امادگی نداشتم ردشون کردم! بین ۲۲ تا ۲۵ سال سن دارم. اخیرا خواستگاری دارم که ایشون تحصیلات دیپلم دارن من خودم برا ارشد میخونم که کنکور بدم.

ایشونم با من ۴ سال تفاوت سنی دارن از خانواده خوبی هستند  و مذهبی و با ایمان! پدرم ایشونو میشناسن میگن پسر خوب و کاری ایه! شغلشون مکانیکی دارن و حدودا ۱۰۰ میلیون پس اندازشونه ...

من خواستگارای پولدار زیادی داشتم اما من حتی یه ذره برام پولشون مهم نیس و فقط شخصیت و شعور طرف برام مهمه! تحصیلات جزء معیارام بود اما با اومدن ایشون شک دارم که چیکار کنم...

میترسم نتونیم همو درک کنیم منظورم اینه چون ایشون تحصیلات بالاتری نداشتن مخصوصا تو دانشگاه نمیدونم با دانشگاه رفتن یا شاغل شدن من ممکنه چه مشکلاتی داشته باشن...

البته گفتند که کاری به ادامه تحصیل و شاغل شدنم ندارن اما واقعا نمیدونم چی کار کنم! کلا پسر حیلی کاری ای هستش فقط چون به تحصیلات ایشون شک دارم اجازه ندادم برای صحبت بیان چون میترسم بگم نه و ایشون بیشتر از الان ناراحت شن!

نمیدونم چیکار کنم؟ لطفا کمی کمک کنین از تجربیات خود بگین راهنماییم کنین!

سپاس از همه

موضوعات مرتبط: مشورت در ازدواج خانم ها , تفاوت تحصیلی در ازدواج ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۱۲۷ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۷۷۱
    • جمعه ۱۰ دی ۹۵ - ۲۲:۴۰

    اشکالی داره که برای فرار از تنهایی با یه دختری دوست بشم ؟

    سلام

    پسری 18 ساله ام . امسال کنکور دادم و تو یه دانشگاه خوب در تهران قبول شدم. قیافم خوبه و قدم بلنده و لاغرم . از وقتی هم که  یادمه ارتباط خوبی با خانوادم نداشتم و تک فرزندم .

    با اینکه دوستان خوبی دارم اما احساس میکنم همیشه تنهام . دوست داشتم یه خواهر یا برادری داشتم که باهاشون درد و دل کنم ولی متاسفانه ندارم. پدرم هم که کلا  خیلی ادم خشکیه و اصلا باهاش راحت نیستم. مادرم هم که اصلا باهام خوب نیست و همیشه باهم دعوامون میشه.

    خیلی تنها هستم. دوستام بهم پیشنهاد کردن که با یه دختری دوست شم و باهاش درد و دل کنم تا از تنهایی در بیام ولی نمیدونم کار درستیه یا نه .

    اخه من خیلی تنهام و اگه با یه دختری دوست بشم فقط در حد حرف زدن و چت کردن عیبی داره ؟

    در ضمن خانواده ما اصلا مذهبی نیست و فکر نکنم اگه خانوادم بفهمن دعوام کنن.

    ممنون میشم راهنماییم کنید.

    موضوعات مرتبط: مسائل پسران جوان ,

  • ۲ موافق ۳ مخالف
  • ۵۲ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۲۰۱
    • پنجشنبه ۹ دی ۹۵ - ۲۲:۳۵

    به نظر شما چرا بازم بهم جواب منفی داد ؟

    سلام
    یه سوالی برام پیش اومده که میخام دوستان و بخصوص دختر خانم های مجرد راهنماییم کنن .
    چند وقت پیش پدر و مادرم بهم پیشنهاد ازدواج دادن و منم یکی از دخترای اششناهامون که همه جوره در سطح و شبیه هم بودیم رو انتخاب کردم که جوابش نه بود .
    البته حالا خودش گفته بدون فکر گفته نه....به اصرار خانواده برای بار دوم خاستگاری کردیم و با اینکه کل خانوادش موافقن حتی مامانش به مامانم گفته پسرتو اندازه پسر خودم میخوام یا اگه میشد خودم شوهر میکردم بهش و ... خودشم گفت ایندفعه رو قضیه عقلانی فکر میکنم بازم جواب نه بود .
    البته بگم این دختر باب میل من بود به معنی واقعی کلمه قرتی پرتی اهل دوس پسر و اینام هست و حرفایی پشت سرشم شنیدم... ترم 5 هست منم تازه تموم کردم خدا رو شکر .
    هم شاغلم هم خونه دارم هم ماشین هم پشتوانه ، بعد هر دو بارم گفته که من بچه ام و دو سه سال دیگه میخوام ازدواج کنم... البته خواهرش تازه ازدواج کرده و بقول معروف دزد زده خونشون تازه (استعاره از جهیزیه دادن ) .
    بنظر شما دلیل جواب منفیش دوس پسرشه و حال و حولا دانشگاه یا بچه بودنش و حس نپختگیش و یا دست خالی بودن خونوادش؟
    موضوعات مرتبط: مشورت در ازدواج آقایان ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۵۷ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۰۶۸
    • پنجشنبه ۹ دی ۹۵ - ۲۲:۲۰

    چطور مصیبت فوت مادرم رو تحمل کنم ؟

    سلام
    دوستان عزیز خدای بزرگ و مهربان مدتیست که مادرم را از این دنیا فانی جدا کرد اینقدر رهایی مادرم را از قید و بندهای این دنیا حس کردم که تونستم این جدایی تحمل کنم ولی نمیدونم که با گذر زمان چه بر سرم میاد .
    زمانی که در بیمارستان بر بالین مادر بیمارم حاضر شدم . مادرم چنان با چشمان نگران نگاهم کرد که واقعا قابل وصف نیست مادرم بیماری زیاد کشید برایم زیاد دعا کرد ولی از اونجایی که سهمی در این دنیا نداشت مجبور شد که مرا با چشم نگران بگذارد و برود .
    زمانیکه هنوز مادرم بیمار بود همیشه حس میکردم که من بعد مرگش تبدیل به یک دختر ناامید میشوم ولی هنوز منتظر جواب خدا و الائمه هستم هنوز میتونم امید داشته باشم ولی خدای نکرده وای به حال اون روزی که همین امید را هم از دست بدهم نمیدونم باید چیکار کنم حس میکنم الان تو این وضعیت جوابی باید بده تا بتونم ادامه زندگی بدهم .
    دوستان اگر تجربه این مصیبت را دارین لطف کنید بگید که چطور این مصیبت را تحمل کردید خدای بزرگ چطوری یاری تان کرد .
    راستش من هنوز نمیدانم که چند ماه دیگه چه حالی خواهم بود رها شدن مادرم را باور کردم پذیرفتم که جسمش را از دست دادم ولی دلم میخواد راحت با این مسئله کنار بیام چون خود مادرم همیشه میگفت که بعد مرگش روحیه داشته باشم و گریه نکنم .
    شما چه تجربه ای در این زمینه دارید واقعا میشه کنار اومد و با امید به زندگی ادامه داد؟ اینکه مادرم جواب دعاهایش را که درحقم کرد ولی جواب نگرفت چه عدالتی هست که خدا داره؟ مادرم در بدترین شرایط جسمی دعا میکرد باورم نمیشه که حرفش مورد قبول خدا نبود اصلا باورم نمیشه.  
    موضوعات مرتبط: مسائل فوت عزیزان ,

  • ۲ موافق ۰ مخالف
  • ۷۵ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۰۸۵
    • چهارشنبه ۸ دی ۹۵ - ۲۲:۴۵

    بخدا منم دوست داشتم ازدواج کنم

    سلام

    بقرآن الانه که گریم بگیره ، اومدم اینجا یکم درد و دل کنم ،  32 سالمه ، توان ازدواج ندارم ، بقرآن از همه جا و همه کس بریدم . فشار جنسی امونمو بریده ، به جان مادرم فقط همین حرف که عالم محضر خداست نگهم داشته، اما چه فایده، تمام روح و روانم درگیر این قضیه شده ، از کار رو زندگی افتادم .

    بقرآن منم دوست داشتم متاهل بودم، با خانومم شوخی میکردم، گردش میرفتیم، بخدا همین الان نزدیک بود گناه کنم، فقط خدا جلومو گرفت ، خوش بخالتون که متاهلید، خوش بحالتون که یه اتاق دارید میتونید با هم زندگی کنید خوش باشید . خیلی نا امیدم .

    منم دوست داشتم با خانومم بریم کربلا اما حسرت همه چی به دلم موند . وقتی یه زن و شوهر جوونو تو خیابون میبینم، بقرآن دوست دارم واسم نگاشون کنم، باز به خودم میگم نکن، به ناموس مردم نگاه نکن .

    دعا کنید شرایط ازدواج منم فراهم بشه ، فقط اینارو نوشتم که یه کمی سبک بشم ، دیگه از بس با امام زمان و مادر سادات و ابا عبدالله حرف زدم خسته شدم . خوش بخالتون، خوش بحالتون .

    قدر لحظه هاتونو بدونید ، بقرآن زمان هایی که غسل واجب میشم ، چون صبح زود باید دوش بگیرم، از مادرم خجالت میکشم ، از پدرم خجالت میکشم ، متوجه میشن که غسل واجبم ، خدا نکنه به گناه بیفتم ، همین که فکر انجام دادن گناه تو ذهنم میاد و بعد از ذهنم میره ، بعدش یه حس بدی بهم دست میده که انگار واقعا گناه کردم .

    دیگه روحیه مو از دست دادم ، بخدا منم دوست داشتم ازدواج کنم، یه بار بشینم موهای خانوممو شونه کنم ، دوست داشتم یه بار با هم بریم بهشت زهرا قطعه شهدا ، چه فکرایی تو ذهنم دارم .

    منم دوست داشتم زمانی که خانومم باردار بود، دستمو میذاشتم رو شکمش برا بچمون زیارت عاشورا میخوندمو با هم گریه میکردیم .

    بخدا خوش بحالتون

    موضوعات مرتبط: ازدواج پسران بالای 30 سال ,

  • ۱ موافق ۰ مخالف
  • ۱۵۳ نظر
    • تعداد نمایش : ۳۳۵۰
    • چهارشنبه ۸ دی ۹۵ - ۲۲:۳۰

    چطور در خواستگاری بگم خانم ، حقوقت رو بده دست من ؟

    سلام به خانواده برتری های عزیز .

    یه مدتیه با شما همراهم خیلی خیلی وبلاگ جالبیه امیدوارم بتونید منم کمک کنید .

    من یک دبیر زیست شناسیم جوون 22 ساله ، حالا به فکر ازدواجم شرایطشم دارم قصد داشتم با دختری ازدواج کنم که اونم فرهنگی باشه مثل خودم .

    اولا بدونید این خانم که انتخاب کردم اصلا هدف پولش نیست یعنی هست ولی اگر عاشقش نبودم سراغش نمیرفتم زیبایی داره با نجابته اینا مهمه در کنارشم پولم داره .

    حالا سوال من از شما اینه من میخوام پول هر دومون تو زندگی مشترک خرج شه طوری نباشه که من فقط کار کنم ایشون فقط واس خودش تفریح کنه آخه کمر ادم میشکنه هر چند میدونم کمک میکنه ولی میخوام قبل ازدواج بهش بگم این مسئله رو .

    من نه آدم تنبلیم که چشم به دست اون باشه فقط ، نه سوء استفاده میخوام بکنم صبح ها میرم مدرسه بعد از ظهرها مغازه ، تو مغازه دارم کتاب تستم مینویسم و سایت هم دارم پس این نیست بگم تنبلم شاید درامد ماهیانه بنده برسه به 3 تومن یا 4 تومن البته هنوز کتابم نرفته رو چاپ . حالا من چجوری بهش بگم که میخوام هر ماه حقوقت رو بدی دست من که بندازم رو درآمد اون ماه .

    ببینید واسش چیزی کم نمیذارم و خسیس هم نیستم یعنی مثلا اگه یه ماه مانتو بخواد واسش میخرم جهنم اون ماه 500 تومن کمتر پس انداز کنیم یه ماه کفش  بخواد واسش میخرم ولی این که کلا پولش دست خودش باشه و من تا اخر عمر هر بار بهش بگم پول بده اذیتم میکنه میخوام یه بار این قضیه رو رفع کنم کلی .

    مطمئنم باشید قصدم خیانت نیست و خسیسم نیستم حتی اگر شده یه ماه کل پول خودش و خودمو واسش خرج کنم مهم نیست اصلا فقط میخوام دیگه بده دست من حقوقو که بتونم باهاش واسه آینده مون برنامه ریزی کنم .

    حالا شما جای دختره ، اعتماد میکردید ؟ چطور بهتون میگفتم بهتر بود ؟

    ممنون

    موضوعات مرتبط: ازدواج با دختران شاغل ,

  • ۰ موافق ۷ مخالف
  • ۱۸۷ نظر
    • تعداد نمایش : ۲۹۰۸
    • چهارشنبه ۸ دی ۹۵ - ۲۲:۲۵

    دلم میخواد قبل از شروع سربازیم یه دختر رو عقد کنم

    سلام بر همگی  یه سوالی از خدمتتون داشتم.

    من یه پسر 24 ساله هستم که انشاء الله این ترم فارغ التحصیل میشم. پدره بنده وضع مالیشون خوبه الحمدلله و یه سرمایه ی خوبی رو برای من در نظر گرفتن.

    خودم فکر میکنم اگه بعد از لیسانسم برم سربازی برام بهتره فعلا. ولی دلم میخواد قبل از شروع سربازیم یه دختر رو عقد کنم و بعد از اتمام سربازی بریم سر خونه زندگیمون. به دو دلیل:

    یکی اینکه شرایط خدمت برای افراد متاهل خیلی بهتر از افراده مجرده. ( تو شهره خودت میوفتی و هر روز صبح که بری پادگان،ظهر برمیگردی خونه. عین یه کارمند)

    یکی هم این که دلم نمیخواد الکی جوونیم هدر بره. با خودم میگم چرا وقتی از نظر مالی مشکلی ندارم، خودم رو دو سه سال از این نعمت محروم کنم.

    منتها یه مشکلی دارم فقط. اونم اینه که اعتماد به نفسم پایینه و خجالتی هستم. راستش من ظاهره خوبی دارم ( قد بلند و چارشونه) آدم چشم پاکی هم هستم و با اینکه تو دانشگاه خیلی از دخترا بهم توجه میکنن و چراغ سبزن همیشه، ولی اصلا رابطه ای با هیچکدوم برقرار نکردم تو این 4 سال.

    با خودم میگم اینکه من قراره رو خودم کار کنم و اعتماد به نفسم رو ببرم بالا، با وجود یه دختر  میتونم موفق تر باشم.

    دلمم یه دختره محجبه ی ولایی میخواد. حالا میخواستم از دختر خانوما بپرسم اگه یه پسری با مشخصات من ( شرایط خوب ولی اعتماد به نفس پایین و خجالتی ) بیاد خواستگاریتون نظرتون چیه ؟ در مورد عقد کردن قبل از سربازی چطور ؟

    خیلی ممنون میشم نظراتتون رو بهم بگین.

    موضوعات مرتبط: مشورت در ازدواج آقایان , ازدواج و سربازی ,

  • ۲ موافق ۳ مخالف
  • ۸۸ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۷۷۲
    • سه شنبه ۷ دی ۹۵ - ۲۲:۴۵

    چون پدرم معتاده ، از گزینه های ازدواج پسران حذف میشم ؟

    سلام دوستان !

    من ی دختر 18 سالم .یه سوالی ذهن منو درگیر کرده در واقع میخوام نظر شما رو بدونم.

    من از لحاظ قیافه میشه گفت معمولیم ،نه خیلی خوشگل نه زشت ! نماز میخونم و دین رو واقعا قبول دارم ، در مورد حجاب هم با اینکه بیشتر نزدیکانم زیاد حجاب رو قبول ندارن اما من واقعا به داشتن حجاب اعتقاد دارم و سعی میکنم حجاب لازم رو داشته باشم !

    چادری نیستم اما خب موهامو بیرون نمیذارم و آرایش ملایم میکنم . در مورد لباس هم به شدت با ساپورت و لباس های تنگ مخالفم چون اعتقاد دارم همه انسان ها در قبال هم مسئول هستن و با بی حجابی باعث آسیب زدن به بعضی انسان ها به خصوص پسران میشن .

    اصلا تا به حال خدا رو شکر با هیچ کسی رابطه دوستی و اینا حتی تو فضای مجازی نداشتم چون اصلا  اینکارو صحیح و عاقلانه نمیدونم .

    در حال حاضر هم پشت کنکوری هستم . خیلی هم به شدت نیاز به ازدواج در خودم احساس میکنم چه از لحاظ عاطفی و چه جنسی اما خودمو کنترل میکنم هر چند گاهی اعصابم خیلی خورد میشه اما سعی میکنم خودمو آروم کنم و خود نگهدار باشم ( سخته خیلی ) .

    ما تو روستا زندگی میکنم اما بگم که روستای بروزی هست :) زیباس و از شهر فاصله کمی داره .خونه های مدرن داره . هم پولدار هم فقیر داره .

    خود ما کاملا متوسطیم یعنی نه پولدار نه فقیر .اما خب مشکل مالی داریم . پدرم متادون مصرف میکنه .

    به نظر شما کسی حاضر میشه با کسی مثل من ازدواج کنه ؟ یا چون تو روستا زندگی میکنم و پدرم معتاده من جز گزینه های ازدواج پسرا اصلا قرار نمیگیرم ؟

    میشه جواب بدین.

    موضوعات مرتبط: مشورت در ازدواج خانم ها ,

  • ۲ موافق ۰ مخالف
  • ۵۷ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۲۴۹
    • دوشنبه ۶ دی ۹۵ - ۲۲:۴۵

    خانم های مذهبی کجا باید رقصیدن رو یاد بگیرن ؟!

    سلام

    دو تا سوال دارم .

    1. میخواستم بدونم چطوری میشه برای شوهر رقصید و لوندی کرد وقتی اسلام رقص رو حرام میدونه و میگه فقط برای همسرت باید برقصی

    2. آیا رقصیدن تو جایی که فقط خودم باشم و آهنگ بذارم و تمرینی برقصم حرامه ؟ من تو رساله گشتم نبود  .

    خب وقتی رقص زن مقابل زنان دیگر و یا برادر و محارم دیگر غیر از همسر حرامه ، خب ما مذهبی ها کجا این چیزا رو یاد بگیریم تا بتونیم گاهی برا شوهرمون خودمونو لوس کنیم و براش برقصیم ؟

    من تو عمرم یک بار و فقط یک بار رقصیدم اونم عروسی بهترین دوستم که زیاد بلد نبودم خجالت کشیدم :( بعدشم که رساله رو دیدم خیلی پشیمون شدم از کارم چون حتی تو عروسی خواهر برادرام نرقصیدم این چیزا رو بلد نیستم

    ممنون


    مرتبط :

    هر رقصی حرام نیست

    رقص معمولی یه دختر چادری در عروسی اشتباهه ؟

    آقایون عموما از چه رقصی خوششون میاد ؟

    چطور راضیش کنم برام برقصه؟

    شب عروسیم حتما باید با خانمم برقصم ؟

    یه دختر رقص بلد نباشه خیلی ضایع اس؟

    می تونم از روی فیلم رقص س. یاد بگیرم ؟


    موضوعات مرتبط: مشورت در شوهرداری ,

  • ۱ موافق ۱ مخالف
  • ۶۸ نظر
    • تعداد نمایش : ۲۶۴۵
    • يكشنبه ۵ دی ۹۵ - ۲۲:۴۵

    گاهی اوقات که خانمم از مادرم گله میکنه از کوره در میرم

    سلام
    من الان دو ساله که ازدواج کردم . خانمم 20 سالشه. مشکل من اینه که خانمم با مادرم آبش تویه جوب نمیره و خانمم از حرفای مادرم که واسه ما عادیه ناراحت میشه و میگه همه حرفاش نیش و کنایه به منه . البته در ظاهر با هم خوبن .
    حالا مشکل اصلی اینه که وقتی خانمم بهم میگه مادرت این حرف رو زد اون حرف رو زد من گاهی از کوره در میرم و از مادرم پشتیبانی میکنم که بخاطر همین موضوع خانمم خیلی ناراحت میشه و میگه تو مادرت رو بیشتر از من دوس داری .
    بنظر شما من اون لحظه چه عکس العملی نشون بدم؟ گاهی مطمئنم حق با مادرمه و خانمم داره حرف بی جا میزنه ، خواهشا کمکم کنین و بگین چطور باهاش رفتار کنم ؟
    موضوعات مرتبط: مشورت در زن داری ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۳۶ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۰۷۷
    • يكشنبه ۵ دی ۹۵ - ۲۲:۱۵

    پخش کلیپ پـ... دختری که در اینستا به ائمه توهین میکنه گناهه ؟

    سلام

    چند وقتی هست یه دختری در فضای اینستاگرام فعالیت میکنه و فیلم هایی از خودش میذاره که توشون خیلی وقیحانه و بی شرمانه از هر چیزی صحبت میکنه... الان حتی پوشش ش رو هم خیلی کم کرده ... از ایرانیا بد میگه و باعث جنجال و توهین های قبیحانه ایرانی ها و افغان ها به هم شده ( خیلی از ایرانیا بخاطر لهجه اون دختر بهش میگن افغانی و افغان ها هم مقابله به مثل میکنن که همه این حرفا با توهین همراهه )

    اسمش نمیارم تا اگه کسی نمیشناسه پی اش نره و این آدم مزخرف رو نشناسه و مثل من حالش بد نشه .

    چند وقت پیش یکی از هکر های معروف اینستا هکش کرد و در مصاحبه ای که داشت گفت در ایمیل های این دختر ارتباطش با سازمان های اطلاعاتی و وهابی ها بنظر میرسیده .

     چند روز پیش هم بود که یه آقا پسری یه صفحه زد تو اینستاگرام و سعی کرد این دختر رو به همه بشناسونه... حتی عکس هایی رو هم از نوجوونیش و زمانی که ایران بوده گذاشت ...

    از روزی که اون فعالیت میکرد اون دختر پست نذاشت حدود دو سه روز گذشت و پیج پسره هک شد !! و همه عکس ها هم پاک شد ... توی اون صفحه اون پسر اسم و فامیل و دلیل تنفر اون دختر از ایرانی ها و اصلیتش و تاریخ تولدش گفت.. . حالا این دختر خیلی گستاخ تر شده ، دهن به چرت و پرت گویی راجع به مسائل دینی وا کرده ...

    کامنت هایی که در اون ها توهین به ائمه و پیامبر و حتی حضرت عباس هست رو تو قسمت استوری اینستاگرامش میذاره ... حتی قبلا قرآن هم آتیش داده .

    حالا حرف من اینه، من یه کلیپ ازش دارم خودش قبلا پخش کرده ، و محتوای پ*** داره ، اشکالی داره اگه با پوشوندن یا نپوشوندن اون کلیپ بدم دست صفحات پر بازدید اینستاگرامی ؟ شاید از رو بره خیلی وقیحه .

    اگه بدم گناه میکنم و در حق اون ظلمه نه؟  خیلی وسوسه میشم که فیلمش پخش کنم ولی نمیخوام اون از من چیزی طلبکار بشه ... ، همچنین میدونم ممکنه باعث به گناه افتادن یه جوون بشه ... ، البته اگر پخشش کنم نمیدم دست هر کسی میدم دست کسی که بدونه کجاش رو و چجوری پخش کنه .

    موضوعات مرتبط: مسائل اجتماعی روز جامعه ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۳۴ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۰۸۱
    • شنبه ۴ دی ۹۵ - ۲۲:۴۰

    فکر نمی کردم که یه روزی به خاطر اسمم تحقیر بشم

    سلام

    من یه مشکل اساسی دارم که تا قبل از رفتن به دانشگاه نه تنها مشکل نبود که حسن هم محسوب می شد !  مشکل من با اسممه ! اسم من گردآفرید هست ( یکی از قهرمانان زن در شاهنامه ) که اونم به خاطر اعتقادات ایران دوستانه ی پدر و مادرمه .

    البته تا قبل از دانشگاه با اسمم مشکلی که نداشتم هیچ خیلی هم بهش افتخار می کردم و راحت تر با مخفف های اسمم مثل ( گردی ، گرد ، گرد و خاک ، آفرینش ، آفریدن ، گردا و ... ) کنار می اومدم اما الان با این که در یکی از معتبر ترین دانشگاه های شهرم ادبیات فارسی  میخونم خیلی از ادما نه تنها معنی اسمم رو نمیدونن و گردآفرید ( معروف ترین اسطوره ی زن ادبیات فارسی ) رو نمیشناسن که حتی من رو به خاطر اسمم مسخره هم میکنن .

    و مشکل این جاست که همه ی استادا هم با اتفاق نظر من رو گرد افرید صدا میزنن و هر استاد جدیدی هم که میاد مجبورم میکنه فلسفه ی اسمم رو براش توضیح بدم ! البته نه فقط برای اون برای کل کلاس . و بعد این قدر همه اسم من رو صدا بزنن که از انتظامات دانشگاه گرفته تا استاد علوم اجتماعی دانشکده کناری من رو بشناسن ! واقعا اینی که من میگم شوخی نیست تا قبل از امتحانات میان ترم بیش تر دانشجو ها من رو میشناختن اون هم به خاطر اسمم !

    این واقعا برای من غیر قابل هضمه این که یه عده اون قدر هویتشون رو فراموش کرده باشن و از ادبیات مملکتشون چیزی ندونن که اسم من براشون عجیب به نظر برسه . ( اون هم دانشجو های ادبیات )

    واقعا فکر نمی کردم که یه روزی به خاطر اسمم تحقیر بشم یا حتی نتونم تو حیاط دانشگاه راحت قدم بزنم اون هم برای چی ؟ برای این که مردم کشورم از قهرمانای مهم ترین کتاب اساطیری کشورشون اطلاع ندارن .

    چی کار کنم ؟ این جا واقعا مشکل از منه یا از بقیه یا از کسایی که از فرهنگ کشورشون اطلاع ندارن ؟ من باید به خاطر اسمم خجالت بکشم یا دیگران ؟ یا کسایی که به خودشون اجازه میدن ادما رو بابت اسمشون تحقیر کنن ؟
    شاید هم شما پیش خودتون تصور کنید که من دارم زیادی سخت میگیرم یا خیلی وسواسی ام اما واقعا اگه من نخوام خانومی که توی حراست دانشگاه کار میکنه اسمم رو بدونه چه کسی رو باید ملاقات کنم ؟!
    شاید از نظر شما مشکل محسوب نشه یا به خاطر طرز نوشتنم بگین این دختره چقدر سرخوشه ولی این مسئله از نظر من خیلی مهمه . ممنون میشم اگه راهنماییم کنید.

    موضوعات مرتبط: مسائل دختران جوان ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۸۷ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۳۱۹
    • شنبه ۴ دی ۹۵ - ۲۲:۳۰

    چطور می تونم یه پرستار موفق باشم ؟

    سلام

    من دانشجو هستم قراره تقریبا یکی دو سال دیگه وارد شغل پرستاری بشم . الان کار آموز هستم و بیشتر اوقات تو بیمارستانم. میشه درباره ی این شغل منو راهنمایی کنید ؟

    بیمارستان محیط خطرناکیه چطور باید درایت به خرج بدم و چه سیاست هایی داشته باشم که به قول معروف سرم کلاه نره ٬حقم پایمال نشه یا خدایی نکرده اتفاقی رو به گردنم نندازن...

    من خیلی خیلی مهربان برخورد میکنم با بیمار ٬همراه بیمار یا اصلا با همکاران این رفتار درسته یا غلطه ؟ چرا؟

    چه رفتار هایی لطمه به اعتبار من میزنه ؟ پرستارایی که خوب شناخته نشدن چطوری بودن ؟ چطور باشم که پرستار موفقی باشم ؟ چطور تو این شغل اعتبار کسب کنم؟ چطور ارتباط موفقی با همکارانم داشته باشم؟

    یا الان که  آموز هستم چه طور باشم که باعث موفقیتم در شغل آینده بشه؟

    اصلا هر نکته ی خاصی با ربط یا بی ربط به نظرتون میرسه بهم کمک کنید من استفاده میکنم و منو صفر کیلومتر در نظر بگیرید ٬برام توضیح بدید اگه میشه ...مطمئنم از همین الان یا در آینده تجربه های سختی در انتظارمه !

    از تجربه هاتون ٬سیاست های کارتون٬ درایت تون ٬ نوع ارتباطتون تو این شغل نکته هایی رو تذکر بدید که استفاده کنم.

    از جمله جمله ای که برای کمک به من مینویسید بی نهایت تشکر میکنم نمیدونید من چقدر به این اطلاعات نیازمندم و واقعا ممنونم ...

    موضوعات مرتبط: مسائل متفرقه ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۵ نظر
    • تعداد نمایش : ۳۶۴
    • شنبه ۴ دی ۹۵ - ۲۲:۰۰

    من فقط آرامش میخوام، چیزی که تو خونه ی پدرم ندارم

    سلام به همه ی خواننده های خانواده برتر

    من یه دختر 26 ساله هستم که هم پدر و مادرم کارمند هستن و پدرم بازنشسته اس . 1 برادر و 4 تا خواهریم . فقط یکی از ما ازدواج کرده بقیمون تو خونه هستیم .

    دو ساله درسم تموم شده . توی این دو سال بدترین عذابا شامل حالم شده از اینکه پدرم خرج من و به سختی میده و بیشتر خرج روی دوش مادرم هست . البته من حتی سالی یک بار هم لباس نمیخرم که دستمو جلوشون دراز نکنم .

    چند جا دنبال کار رفتم توی ازمون های استخدامی شرکت کردم ولی فایده نداشته ، تصمیم گرفتم برای ارشد بخونم و زبانومو قوی کنم از کشور خارج شم ولی نمیتونم حتی کلاس زبان برم چون پولشو ندارم و از خانوادم هم نمیگیرم چون اگه رو بزنم ندارن بدن و مادرم هم دوست نداره به ما نه بگه یه جورای شرمنده میشه .

    ولی پدرم تو روم میگه تا 18 سالگی مسئولیت بچه با پدر و مادره بقیش با خودش ، مستقیما میگه برو خودت خرج خودتو بده وظیفه ای من نیست . یه ذره دوسمون نداره ما با هم ارتباطی نداریم مخصوصا با من ! اگه من تو یه اتاقی باشم و اون کار داشته باشه تا ببینه منم راشو برمیگردونه و نمیاد تو اتاق ، من از این رفتارای پدرم دارم خسته میشم احساس میکنم اضافی ام ..

    حتی نمیذارن ازدواج کنم هر کس اومد یه  عیبی روش گذاشتن گفتن فلانی موهاش کمه فلانی وضعش مالیش خوب نیست فلانی فلانه ،حتی نظرمم هم نپرسیدن جای هم که من نظرم مثبت بود خودشون رد میکردن .. نه خرجم و میدن نه میذارن برم دنبال زندگیم ...فکر میکنن باید از من سود مالی به دست بیارن یا برم سرکار نون و آب دار یا ازدواج با یه شخص عالی! مگه دست منه ؟

    من فقط آرامش میخوام چیزی که تو خونه ی پدرم ندارم . پدر و مادرم همیشه با هم دعوا دارن دعواهای که با صدای بلند باشه نه ها جنگ روانی بر علیه هم دارن و بیشترین اسیب و ما بچه ها میبینیم .

    گاهی دلم میخواست طلاق بگیرن یا یکیشون از دنیا بره یا حداقل من از دنیا برم ولی با خودم میگم من هنوز نیاز دارم بهشون فقط نیاز مالی من که از خیر نگاه محبت امیز و این که جای دستمو بگیرن گذشتم ولی دارم میبینم بخاطر اینکه محتاج یه لقمه ی نونشونم دارن اذیت میکنن .

    اگه دو روز متوالی از بابام 15 تومن پول بخوام میگه رعایت نمیکنم و خرج اضافی میکنم مادرم هم همیشه میگه ندارم چون خسته شده کار کرده ولی به جای بابا خرج بچه ها رو داده خرج تحصیل پوشاک گردش !

    بابام با پسر عموی معتادم که از همه جا رونده شده میگرده پسر عموم 45 سالشه میارتش تو خونه و من خیلی میترسم وقتی هم بهش میگیم این کارو نکن غیر منطقی حرف میزنه و میگه باید کمکش کنم کسی که خانوادش هم تردش کردن تو میخوای کمکش کنی؟

    200 تومن 200 تومن خرجش میکنه ولی برای من 15 تومن هم نمیده دلم خونه و جیگرم پاره پاره ... من پدرمو یه نامحرم میدونم حتی دستش هم نمیگیرم سعی میکنم دستم به دستش نخوره البته خودش این سد و درست کرده .

    وقتی راهنمایی بودیم باهامون حرف نمیزد بهمون محبت نمیکرد الانم که بزرگ شدیم ما هم دیگه اون محبت و نمیخوایم . شبا نمیتونم بخوابم . همیشه سر درد دارم وقتی شب میخوایم بخوابیم تا ساعت 3 شب بیداره و تی وی میبینه و صداشو انقدر بلند میکنه که انگار تی وی تو اتاقه منه .

    مادر بیچارم هی میگه صداشو کم کن ولی اینکارو نمیکنه چون همه خوابیم و این سرو صدا میکنه و اصلا هم خودش متوجه نیست که سوهان روح خانوادش شده یا هی درارو محکم موقع رفت و امدش به هم میکوبه که در اتاق من میلرزه .

    صبح ها با صدای بلند اواز میکنه موقع نماز صبح موبایلش اذان گو میزاره با صدای بلند حتی پا نمیشه نماز بخونه فقط با صداش ما با سردرد بیدار میشیم ... هر کی بخواد نماز بخونه برا خودش ساعت میذاره نیازی به این کار نیست ..

    یه بار به من گفت اینجا خونه ی منه هر چی من گفتم . منم گفتم چقدر بدبختم که ما زیر دست توایم ! ( تند رفتم ) ولی جونم به لبم رسیده بود .خسته ام .. نمیدونم چیکار کنم . اعتماد به نفسم اومده پایین نمیتونم تو جامعه باشم فکر میکنم از همه کمترم ادم بدبخت و بیچاره ایم ..موهای سرم سفید شده .انقدر غصه تو دلمه که دارم خفه میشم هیج جا هم نمیرم چون هر جا برم پول میخواد پس خونه نشینم ..

    نمیدونم این عذاب تا کجا ادامه داره دیشب با خودم میگفتم فقط کاش زودتر بمیرم واقعا اگه بمیرم ناراحت نمیشم چون تو بد عذاب و آتیشیم ... سردرد های مکرر از این خونه و نداشتن ارامش .. نمیتونم تمرکز کنم و راه نجات پیدا کنم 

    پدرم حتی به امور و سر و وضع خونه نمیرسه دیوارامون خراب و کهنه شده یه رنگ نمیزنه .. خیلی حالم بده دیگه نمیدونم چی بگم ؟

    تو رو خدا منو راهنمای کنید یا حداقل برام دعا کنید .

    موضوعات مرتبط: درد دل های دختران و پسران ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۷۲ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۹۲۳
    • جمعه ۳ دی ۹۵ - ۲۲:۴۰

    تفاوت اعتقادی بعد از ازدواج مشکل ساز میشه ؟

    سلام

    دختری هستم 25 ساله و دارای مدرک فوق لیسانس از یه دانشگاه خوب. بیکار و بی اعتقاد به دین و مذهب. یعنی خدا رو قبول دارم اما حدود سه ساله که به این نتیجه رسیدم دوست ندارم نماز بخونم و روزه بگیرم. اما به شدت انجام ندادن رذائل اخلاقی برام مهمه. یعنی از دروغ و تهمت و ناحق کردن حق بقیه و ... بیزارم.

    چند شب پیش برام خواستگاری اومد که از نظر خانوادگی دقیقاً شبیه همیم. پسره 29 ساله دارای لیسانس و یه شغل خوب و با قیافه و ظاهر مناسب که تو همون نگاه اول به دلم نشست.

    اما وقتی رفتیم صحبت کنیم بهم گفت معیار اولم برای ازدواج اول ایمان و بعد صداقته. منم چون از دروغ بدم میاد سربسته بهش گفتم از نظر ایمانی اینطوریم و قصد دارم تو جلسه بعد براش کاملاً توضیح بدم.

    حالا به نظر دوستان بر فرض صورت گرفتن وصلت تفاوت اعتقادی مشکل ساز میشه ؟ راستش من معتقدم آدم آزاده هر اعتقادی داشته باشه و من با با ایمان بودن اون آقا مشکلی ندارم.

    موضوعات مرتبط: مشورت در ازدواج خانم ها ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۴۲ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۱۳۸
    • جمعه ۳ دی ۹۵ - ۲۲:۳۰