خانواده برتر

انتخاب همسر و مسائل خواستگاری، مسائل دوران عقد، مسائل زناشویی، تربیت فرزند ، تبلیغ رایگان مشاغل نو پا، مسائل زنان ، ارتباط با خانواده، مسائل اعتقادی

دسترسی سریع ← آخرین مطالب - موضوعات - فعال ترین کاربران - آخرین نظرات



۶ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «شرلوک» ثبت شده است

چطور در خواستگاری بگم که تجربه یه ازدواج ناموفق داشتم

سلام
بنده یه پسر 33 ساله هستم ، حدود 9 سال پیش با یه دختر خانومی عقد کردم که متاسفانه عقدمون بیشتر از حدود 2 ماه طول نکشید و بهم خورد و دلیل بهم خوردنش هم این بود که تو اون زمان هم من به اندازه الآنم فهم و شعور نداشتم و هم اون دختر خانوم، خلاصه اینکه هردومون به اندازه خودمون مقصر بودیم و همه چی بهم خورد . حالا بعد از این همه مدت قصد دارم ازدواج کنم ، اما خیلی استرس دارم .
نمیدونم دختر خانومی که برای خواستگاریش اقدام کنم با این مورد چطور برخورد میکنه و اینکه نمیدونم چطور باید این مسئله رو بهش بگم و همینطور نمیدونم دقیقا چه زمانی باید این مسئله رو با ایشون درمیون بگذارم . میشه راهنماییم کنید؟
ممنون از همه بزرگواران...
موضوعات مرتبط: ازدواج پسران بالای 30 سال ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۳۰ نظر
    • تعداد نمایش : ۵۴۷
    • دوشنبه ۲۰ دی ۹۵ - ۲۲:۲۰

    با دختری که منو رد کرده ، چطور رفتار کنم ؟

    با سلام و احترام

    سوالی خدمت دوستان، خصوصا خواهرهای عزیزم، داشتم. من چند وقت پیش از یکی از دختر خانم های دانشکده مون خواستگاری کردم.

    با اینکه میتونستم مستقیم برم باهاشون صحبت کنم و نظرش رو بپرسم، از طریق خواستگاری رسمی و خانواده اقدام کردم، بدین صورت که خواهرم شماره ایشون رو پیدا کرد و به مادرم داد و مادرم با خانواده ایشون برای جلسه خواستگاری هماهنگ کردند.

    هر دو در مقاطع بالا مشغول به تحصیل هستیم و اتفاقا جز استعدادهای درخشان دانشگاه. تقریبا از نظر تحصیلات، قیافه، فرهنگ، لباس پوشیدن، وضعیت خانواده ها، بیشتر از 80 درصد شباهت داشتیم. سنمون هم حول و حوش 30 هست، البته زیر 30.

    خلاصه جلسه ی اول با موفقیت هرچه تمامتر و استقبال و پذیرش بالای دختر خانم و مادرش برگزار شد. در این جلسه تقریبا از علاقه ی دختر خانم به خودم مطمئن شدم، به دلیل هیجان، شور، شادی که در گفتگوی دو نفره وجود داشت.

    وقتی برای هماهنگی جلسه ی دوم تماس گرفتیم. گفتند اول باید، پدر دختر خانم با پسرتون صحبت کنند و بعد ... چند روز بعد صحبتی که با پدرشون داشتم، دوباره تماس گرفتیم .

    ولی مثل اینکه به این نتیجه رسیدن که من در حال حاضر قادر به تامین توقعات مالی دختر خانم و خانوادش نیستم، و جواب رد دادند که البته به نظرم اشتباه میکردند.

    خدا رو شکر در این چند ماه هم، خیلی موقعیت های خوب کاری برام پیش اومده که اگر اون موقع داشتم، صددرصد به این راحتی رد نمیکردند ( البته اگر دلیل ردکردنشون فقط مالی بوده باشه ) . از اون جریان چندین بار ایشون رو در دانشکده و جاهای مختلف دیدم. ( البته تو این چند ماه، ما همدیگر رو خیلی کم و به صورت گذری دیدیم )

    قشنگ وقتی من رو میبینه منقلب میشه و رنگش عوض میشه، خیلی خجالتی و سر به زیر میشه و سعی میکنه به سرعت، از اون موقعیت مکانی خارج بشه. ولی من کاملا خونسرد و با اعتماد بنفس برخورد میکنم و بیشتر وقت ها لبخند به لب دارم.

    میخواستم نظر شما رو در مورد این مساله و همچنین رفتار دختر خانم بدونم و اینکه به نظرتون از این به بعد چیکار کنم؟

    پیشاپیش از لطف و توجهتون سپاسگزارم.

    موضوعات مرتبط: مسائل بعد از خواستگاری ناموفق ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۵۰ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۱۲۴
    • يكشنبه ۱۹ دی ۹۵ - ۲۲:۱۵

    با پسری وارد یه رابطه شدم ، ولی الان منو تهدید به قتل کرده

    سلام دوستان عزیزم

    وقتتون بخیر

    دختری ۳۳ ساله هستم که به تازگی دچار مسئله و مشکلی عجیب شده ام ،من حدود چند ماه پیش با آقایی آشنا شدم ایشان خیلی ادعای عاشق بودن می کرد و با این که شرایطمون بهم نمی خورد من ابتدا نمی پذیرفتم اصرار می کرد که خیلی دوسم داره  و قصدش ازدواجه بدون من نمی تونه دوام بیاره قسم می داد و التماس زیاد می کرد .

    به هر ترتیب من پذیرفتم که وارد ارتباط بشم وقتی رابطه دو طرفه شد من هم شدیدا به ایشون علاقمند شدم .بعد از چند وقت رفتارهای عجیبی ازش می دیدم مثلا خودش می گفت من با فلان دختر هم همین الان دوستم و بعد می خندید و می گفت شوخی کردم ،من هم ساده تصور می کردم داره شوخی می کنه ،بعد از مدتی شروع به تحقیر و تمسخر من می کرد و باز معذرت خواهی می کرد و می گفت ببخشید شوخی کردم ،چند بار قهر کردم و برگشتم تا این که به یکباره شروع کرد به فحش دادن به من و بسیار بد دهنی می کرد و هم چنین تهدید می کرد که بیچارت می کنم می کشمت،تهدید به قتل می کرد و من شگفت زده و شوک زده مونده بودم ...

    نکته خیلی شگفت آور این مسئله این هست که این آقا مدام  کارهای خیر انجام می داد و خیلی ادعای مذهبی بودن می کرد ...الان با وکیل هم صحبت کردم که بخاطر تهدیداش ازش شکایت کنم ولی الان روحیمو باختم حس می کنم به هیچ کس نمیشه اعتماد کرد و اصلا دچار شوکم .

    چیکار کنم روحیم خوب بشه ،یعنی امکان داره تهدیداشو عمل کنه‌؟ احساس دل مردگی می کنم و مدام دلم می خواد یه گوشه گریه کنم ،اصلا گریه شده کار من ،از نظر روانشناسی که تحقیق کردم این آقا دچار مشکلات شخصیتی و دیگر آزاری هست و امکان هر عملی ازش برمیاد ، البته خیلی نمی ترسم از تهدید به قتلی که کرده، بیشتر شوک زده و دلمرده ام و زیاد گریه می کنم ،کاش این اشتباهو نمی کردم .

    امیدوارم حرفای شما دوستان مرهم دلم بشه ،دلم خیلی پوسیده انگار، نمی دونم به چه گناهی اینقدر عذاب می کشم.

    دوستان کمکم کنید خواهشا

    موضوعات مرتبط: خودسازی در دختران ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۳۲ نظر
    • تعداد نمایش : ۸۴۸
    • چهارشنبه ۱۵ دی ۹۵ - ۲۲:۳۵

    ما ایرانیا به ناموس پرستی معروفیم ولی ...

    با سلام
    ما ایرانیا به ناموس پرستی معروفیم ،چند مدت پیش کلیپی در اینستا دیدم که دو تا دختر ایرانی تو یه برنامه تلویزیونی ترکیه شرکت کردن و با چه تحقیری اون پسره باهاشون برخورد میکنه... پرو پرو هم میگن ایرانی هستیم.. من یکی که خیلی ناراحت شدم.
    آدم با دیدن این مدل دخترا و بعضی از خانومایی که جدیدا دارن زیاد میشن تو جامعه که هیچ حد اخلاقی و ارزشی نه برا خودشون و نه برای دیگران قائل نیستن یه سوال براش پیش میاد..
    ما پسرا دو سال از عمرمون رو میذاریم برا دفاع از خاک و‌ ناموس این کشور ، حتی بعضیا در این راه شهید میشن ( باید دست همشون رو بوسید بخاطر این آرامش و امنیت)  .
    ما پسرا از جانمون بگذریم برا دفاع از امثال اینا ؟ اینا ناموسن ؟ رو چه حسابی آدمی که اینجا از پسر بیچاره هزاران خواسته نامعقول داره برا ازدواج پاشده رفته اونور با اون تحقیر از یه پسر دیگه درخواست ازدواج میکنه ؟! اما باید از اینا دفاع کنیم ؟
    خیلی معذرت میخوام بعضی خانما گند زدن به معنای ناموس ... ، تازه بعضی خانما با وقاحت تمام همه تقصیرا رو هم میندازن گردن مردا ، فقط باید تاسف خورد...
    ( البته هنوز خانم هایی هستن که میشه رو چادرشون نماز خوند منکر اونا نیستم )
    موضوعات مرتبط: مسائل اجتماعی روز جامعه ,

  • ۱ موافق ۱ مخالف
  • ۷۹ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۴۲۶
    • سه شنبه ۱۴ دی ۹۵ - ۲۲:۴۰

    چرا بعضی از چادری ها در قسمت مردانه اتوبوس سوار میشن ؟

    سلام

    من میخوام بدونم بعضی از این چادری ها که انقدر ادعای عفاف و نجابت میکنن و میگن مرد نامحرم مرد نامحرم. پس چرا وقتی منفعتشون در میونه نا محرمی دیگه در کار نیست ؟

    هر روز دارم تو اتوبوسا میبینم که بعضی از چادری ها میان میشینن تو قسمت مردونه و بعدش که شلوغ میشه ما مردا مجبوریم وایستیم تا اونا بشینن. حالا اگه یه دختر بی حجاب بود اشکال نداشت فدای سرش. چون اون ادعا نکرده به محرم نا محرمی اعتقاد داره. داره میگه من به تفکیک جنسیتی اعتقاد ندارم و میاد میشینه هر جا دلش بخواد. اما دختری که چادریه و میگه شماها میخوایید منو بخورید و چادر سر میکنه برای چی میاد تو قسمت مردونه ؟ تا منافعش به میون اومد اعتقادش به باد رفت ؟

    امروز موقعی که یه دختر چادری میخواست پیاده شه در کمال پررویی بهم گفت اونورتر وایستا میخوام رد شد. اتوبوس هم خیلی شلوغ بود. منم بهش گفتم اون موقع که اومدی تو جای نامحرما باس فکره اینجاش رو هم میکردی.

    آخرش دیگه مجبور شد مجموعه گناهانش رو تکمیل کنه و رد بشه و منم انتقام وایستادنم رو گرفتم. اما اگه بی حجاب بود بخاطر اینکه اهل دروغ نبود حتما یه جوری بهش راه میدادم تا بهم نخوره .

    موضوعات مرتبط: مسائل اجتماعی روز جامعه ,

  • ۲ موافق ۷ مخالف
  • ۱۰۴ نظر
    • تعداد نمایش : ۲۲۲۵
    • سه شنبه ۱۴ دی ۹۵ - ۲۲:۱۵

    به خاطر اخلاق خانمم کم کم دارم سرد میشم از زندگی

    سلام

    بنده دو ساله که عقد کردم . راستش من و همسرم با اینکه همو خیلی دوست داریم ولی خیلی دعوا میکنیم. هم من آدم زود رنجی هستم و هم همسرم. هر دو هم آدمهای مغروری هستیم.

    مشکلاتمون هم چند بعد داره. واقعیتش اینه که کم کم دارم سرد میشم از زندگی . 3 ماه دیگه عروسیمونه و میخواییم بریم سر خونه و زندگی خودمون. مشکلات مالی هم نداریم. وضعمون خوبه نیستا ولی مشکل حاد هم نداریم.

    چند مساله هست که من اذیت میشم :

    1. همسرم زبون تند و تیزی داره. گاهی کنایه هاش و حرفاش همه رو آزار میده از جمله من ، بار ها هم بهش گفتم ولی خوب هیچی ...

    2. تو نظافت خیلی تنبله . خیلی باید بهش بگم (دیگه خیلی بازش نمیکنم)

    3. تو رابطه جنسی هیچ شور و شعفی نداره  و فکر میکنه داره به من لطف میکنه. و همین باعث شده که من نسبت بهش سرد بشم و چون آدمی هم نیستم که بخوام برم دنبال دیگران و میخوام زندگیمو نگه دارم باز هم به طرفش میرم.

    ولی بار ها تو دعواهامون گفته من رابطه نمیخوام. با اینکه فقط 2 سال از عقدمون میگذره ولی ماهی 1 بار رابطه داریم. البته محدودیتی از طرف خانواده ها نیست. این هم بگم درگیری ها و دعواهای ماه هم فکر میکنم مقصر باشه.

    4. جدیدا تمایل به فیلم های مستهجن پیدا کردم.

    5. اعصابم که دیگه نگین. داغونم.

    6. اصلا تمرکز ندارم

    7. هر وقت به همسرم میگم مشکلتو حل کن یه شب ناراحته و فرداش یادش میره. نه مطالعه میکنه و نه دنبال مشاوره است.

    حالا شما بگید چکار کنم؟

    موضوعات مرتبط: مسائل رفتاری دوران عقد ,

  • ۱ موافق ۰ مخالف
  • ۲۹ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۴۰۳
    • جمعه ۱۰ دی ۹۵ - ۲۲:۲۰