خانواده برتر

انتخاب همسر و مسائل خواستگاری، مسائل دوران عقد، مسائل زناشویی و تربیت فرزند

لینک های روزانه آخرین نظرات آخرین مطالب

۱۶ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «شاهزاده دو رگه» ثبت شده است

چطور در خواستگاری بگم که تجربه یه ازدواج ناموفق داشتم

سلام
بنده یه پسر 33 ساله هستم ، حدود 9 سال پیش با یه دختر خانومی عقد کردم که متاسفانه عقدمون بیشتر از حدود 2 ماه طول نکشید و بهم خورد و دلیل بهم خوردنش هم این بود که تو اون زمان هم من به اندازه الآنم فهم و شعور نداشتم و هم اون دختر خانوم، خلاصه اینکه هردومون به اندازه خودمون مقصر بودیم و همه چی بهم خورد . حالا بعد از این همه مدت قصد دارم ازدواج کنم ، اما خیلی استرس دارم .
نمیدونم دختر خانومی که برای خواستگاریش اقدام کنم با این مورد چطور برخورد میکنه و اینکه نمیدونم چطور باید این مسئله رو بهش بگم و همینطور نمیدونم دقیقا چه زمانی باید این مسئله رو با ایشون درمیون بگذارم . میشه راهنماییم کنید؟
ممنون از همه بزرگواران...

موضوعات مرتبط :
ازدواج و مسائل پسران حدود 30+ سال

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۳۰ نظر
    • ۹۶۵ بازدید
    • دوشنبه ۲۰ دی ۹۵ - ۲۲:۲۰

    من لمسی هستم ، می خوای آرومم کنی بغلم کن

    سلام

    من از خوانندگان خاموش این وبلاگم. دخترم و دانشجوی کارشناسی. این پست مربوط به زندگی و دغدغه های یه آدم لمسی هست.

    من توی این وبلاگ قبلا هم پست اینطوری دیده بودم ولی بنظرم جای توضیحات تکمیلی خالی بود :)

    لطفا اگه تمایلی دارین راجع به افراد لمسی اطلاعات کسب کنین اینو مطالعه کنین. اگرم تمایلی ندارین بازم مطالعه کنین خب!! :) ممکنه چیز تازه ای به دانسته هاتون اضافه بشه. قبلش بخاطر طولانی بودن، از همه ی کاربران محترم عذر خواهم.

    من به شدت لمسی ( احساسی ) هستم. قبلا این ویژگیم رو نمیدونستم و باعث شده بود یه جورایی سرخورده بشم. مثلا بچه که بودیم خواهرمو بغل میکردم ولی مامانم دعوام میکرد و میگفت این کار خوبی نیست و نباید انجام بدی! میرفتم بغل بابام و بابام میگفت تو دیگه بزرگ شدی زشته دیگه نیا بغل من . بوسشون میکردم ولی خودشونو پس میکشیدن ... .

    اینم بگم که این کارام افراطی نبود که بدشون بیاد و همون بارهای اول با توجه به واکنش هاشون دیگه این کارارو نکردم.

    ولی سرخورده میشدم. یه حسی توی دلم بود که میخواستم به عزیزای زندگیم نزدیک بشم و بغلشون کنم ولی اجازه نداشتم. از همه بدتر فکر میکردم به من علاقه ی چندانی ندارن وگرنه منو بغل میکردن و دستمو میگرفتن. فکر میکردم مشکل از خودمه که زیاده خواهم.

    مخصوصا که پدرم وقتی از دستم عصبانی میشد و موقع دعوا کردنم بهم میگفت "عقده ای" و "کمبود محبت داری" و دلمو میشکست. هنوزم این حرفارو بهم میزنه... .

    البته من پدر و مادرم و خیلی دوست دارم و میدونم اونا هم همینطور. ولی هیچوقت اون محبتی که میخواستم بهم ندادن. به جاش کارای دیگه که از نظر خودشون محبت حساب میشه کردن. پدرم برای محبت کردن ما رو به رستوران های شیک و گرون میبره یا خرید میکنه.


    موضوعات مرتبط :
    مسائل دختران جوان

  • ۱ موافق ۰ مخالف
  • ۱۰۹ نظر
    • ۳۹۴۰ بازدید
    • يكشنبه ۱۹ دی ۹۵ - ۲۲:۴۵

    بعد از اون، دیگه هیچ دختری به دلم نمیشینه!

    با سلام و خسته نباشید

    پسری 31 ساله هستم و مجرد ، تو سن 21 سالگی عاشق دختری شدم و خیلی دوسش داشتم من با اون زندگیمو پایه گذاری کردم و تمام احساستمو به پاش گذاشتم اما اون به من خیانت کرد و ولم کرد و رفت دنبال زندگیش .

    نزدیک به 3 سال با هم دوست بودیم و قرار بود من برم خواستگاریش اما اون بعد 3 سال با کس دیگه ای دوست شد و رفت .

    حالا که چندین سال از اون ماجرا گذشته من دیگه اون ادم سابق نیستم ! وقتی عاشقش شدم همه احساسمو به پاش گذاشتم با تمام وجودم دوسش داشتمو دارم . اون ازدواج کرده ولی هنوزم تو فکرشم حتی هیچ نشونه ای ازش جز اینستاگرامش ندارم ولی با این که میدونم بدردم نمیخوره ولی نتونستم با این همه سال فراموشش کنم .

    حتی برای فرار خواستم با کسی دوست شم اما نتونستم من میدونم و قدر خودمو میدونم ، تو زندگی خیلی چیزا دارم ولی خیلی برام گرون تموم شد چون ولم کرد . مسئله اینه که دیگه هیچ دختری به دلم نمیشینه! دخترایی که خیلی خوب هستن زیبا هستن اما مدام قیافه اون جلو چشممه

    اون داره برای خودش شاد زندگی میکنه ولی این منم که این همه  سال افسرده شدم و نتونستم فراموشش کنم .

    تو سنی نیستم که بگم میخوام خودمو بکشم ولی واقعا زندگی برام از مرگ بدتره ! هیچ چیزی شادم نمیکنه . خانوادمم مدام اصرار به ازدواج میکنند ولی من نمیتونم داستانو بهشون بگم چون خجالت میکشم کاریه که شده! کاش هیچ وقت اینجوری نمیشد اما من چه بلایی به سرم میاد ؟

    چقدر مجرد بمونم ؟ ازدواجی هم که از همسرم لذت نبرم و به فکر دیگری باشم اصلا درست نیست! اونقدر وجدان دارم زندگی دختری رو به گند نکشم اما حال من چرا خوب نمیشه؟

    دوستان اول اینکه برام دعا کنید ثانیا اینکه بهم راهکار بدید من چی کار کنم؟ من یه بیمارم! یه بیماری که زندگیش به بن بست رسیده!

    هیچ چیزی خوشحالم نمیکنه از ته قلب ! همه شب و روز زندگیم فکر کردن به اون دختره! حتی وقتایی که تو بیمارستانم .

    مدام به اون دختر فکر میکنم! قطعا اگه به شماها اون دخترو نشون بدم خیلیاتون میگید بخاطر این ؟ ولی خودتون بهتر میدونید از دید من دیگه بهتر از اون خوش قیافه تر ، با حال و شیطون تر و با سلیقه تر از اون پیدا نمیشه! کاش میمردم و زندگی تموم میشد! واقعا حال بدی دارم

    خواهش میکنم با تمام وجودتون منو راهنمایی کنید! کمکم کنید شاید حرفی منو اروم کرد و شاید راهی باعث شد زندگیم درست شه

    ممنونم


    موضوعات مرتبط :
    مشورت در ازدواج آقایان فراموش کردن عشق قبلی

  • ۰ موافق ۱ مخالف
  • ۳۳۲ نظر
    • ۱۰۴۹۱ بازدید
    • شنبه ۱۸ دی ۹۵ - ۲۲:۲۰

    تجربیات یک دختر سی ساله در مورد ازدواج

    سلام
    من دختری سی ساله مجرد هستم. با توجه به مطالب این سایت تصمیم گرفتم برخی تجربیات شخصی ام و انچه اموخته ام رو  برای دختران سرزمینم به اشتراک بگذارم:

    ازدواج  هدف نیست بلکه وسیله است برای کمال و رشد آفرینش ... لطفا هدف و وسیله رو جا به جا نکنید که وقتی ازدواج کردید  اگر خدای نکرده شکست خوردید به پوچی برسید ...
    فکر نکنید حالا چون ازدواج کردید به هدف رسیدید دیگه همه چی حل شد ... قراره شما فقط زندگیتون رو و فردیت تون رو بر حسب چیزی که طبیعت و فطرت تعریف کرده شیر کنید اگر این موضوع هدف نهایی بود،  در اینصورت فردیت و هویت انسان زیر سوال میرفت...

    درسته تنهایی سخته اما قرار نیست دست رو دست بذارید، لطفا هدف ها و لذت ها و علایق دیگه تونو هم دنبال کنید... خدا رو شکر به برخی از هدف ها و علایقم رسیدم اما در مورد ازدواج ، :

    منم مثل شمام .منم  مثل شما گریه  کردم از شدت تنهایی و نیاز - شکست عشقی ، خواستگاری های کنسل شده، ، منم مثل شما خط قرمز داشتم تو اوج هیجانات، منم ناکامم تا به الان، اما تصمیم گرفتم از این به بعد لذت بیشتری ببرم از باقی مانده جوانی ام ..  ، دیگه بسه گریه کردن و ناله کردن و مقایسه کردن ، مگه ادم چقد زنده است ؟

    این زندگی چقدر ارزش این همه غم داره؟ اصلا  دیدی مرگ اطرافمون چه راحت اتفاق میفته؟ پس بیایید از همین حالا شروع کنیم از همه لحظات عمرمون و سایر نعمت ها مون لذت ببریم

    و اما اصل مطلب  :


    موضوعات مرتبط :
    مشورت در ازدواج خانم ها

  • ۵ موافق ۰ مخالف
  • ۴۵ نظر
    • ۲۴۶۸ بازدید
    • شنبه ۱۸ دی ۹۵ - ۲۲:۰۵

    مشورت در مورد خود آرایی در منزل برای شوهر

    سلام

    یه سوال از خانمای عزیز داشتم امیدوارم راهنماییم بکنن .

    من قراره به زودی عروسی کنم تو دوران عقد چند بار موهامو رنگ کردم ولی میخوام بعد عروسی دیگه رنگو بذارم کنار بخاطر شیمیایی بودن و ضرر داشتن برا مو و بدن.

    خانومای عزیز چند تا سوال دارم در مورد خود آرایی در منزل برای همسر ؛
    1. لطفا اطلاعاتتون رو راجع به گچ مو و اسپری مش مو بگید اگه کسی استفاده کرده لطف کنه و بگه خوبه یا نه؟ درمورد گچ و اسپری شنیدم بعد استفاده میریزه رو گردن یا لباس ،آیا حقیقت داره؟

    2. آیا موبر صورت باعث ایجاد لک یا جوش میشه؟ من صورتم موهاش بوره ولی وقتی بند میندازم پره جوش میشه اگه هم نندازم با اینکه بوره و کمه ولی چهره ام گرفته بنظر میاد و شفاف نیس از دور. موبر صورت بزنم ؟ کسانی که استفاده کردن بگن لطفا اگه جوابتون منفیه یا روش دیگه ای دارید بگید.

    3. رنگ کردن ابرو با مواد طبیعی مث دارچین یا ... امکان پذیره؟ اگه کسی روشی مثل اینو میدونه بگه خواهشا

    4. ابروهای من نازکه و بعضی قسمتاش اصلا مو نداره دائما نمیتونم که مداد دستم بگیرم پرش کنم ضمنا موقع وضو گرفتن سختم میشه پاک کنم ایا کسی از هاشور استفاده کرده؟ ایا ضرری برای بدن نداره؟ یا برای وضو و غسل اشکالی نداره؟

    5. آیا لاک زدن برای بدن ضرر دارد ؟ من تو اینترنت مطلبی خوندم که گفته بود باعث ناباروری میشه ، شوهر من خیلی دوس داره لاک بزنم پس اگه ضرر داره من از چه وسیله ای برای زیبایی و جذابیت ناخن استفاده کنم؟

    ممنون از دوستان گلم


    موضوعات مرتبط :
    مشورت در شوهرداری

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۸۲ نظر
    • ۳۲۳۵ بازدید
    • پنجشنبه ۱۶ دی ۹۵ - ۲۲:۵۰

    در محیط دانشگاه وقتی پسرا عاشق میشن چه کارایی میکنن ؟

    سلام

    یه سوال داشتم از آقا پسرا

    میخوام بدونم وقتی پسرا عاشق میشن و به یکی علاقه مند میشن اخلاقشون چه تغییری میکنه یا چه کارایی میکنن ؟ مثلا شما یه محیطی مثل دانشگاه رو در نظر بگیرین .

    برای جلب توجه اون دختر چه کار میکنین؟ مثلا سعی میکنین خوشتیپ تر از قبل باشین ؟ یا سعی میکنین در کنارش بشینین اکثرا ؟ یا مثلا وقتی کنارشین ممکنه خجالت بکشین کلا هر چی در این مورد میدونین در اختیارم بذارین لطفا .


    موضوعات مرتبط :
    مشورت در ازدواج خانم ها رفتارشناسی پسران برای ازدواج

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۶۱ نظر
    • ۳۴۴۱ بازدید
    • پنجشنبه ۱۶ دی ۹۵ - ۲۲:۴۰

    برو بالا