خانواده برتر

انتخاب همسر و مسائل خواستگاری، مسائل دوران عقد، مسائل زناشویی، تربیت فرزند ، تبلیغ رایگان مشاغل نو پا، مسائل زنان ، ارتباط با خانواده، مسائل اعتقادی

دسترسی سریع ← آخرین مطالب - موضوعات - فعال ترین کاربران - آخرین نظرات



۳۱۰ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «سامان متاهل جنوب» ثبت شده است

وضعیت استفاده از جهیزیه در ازدواج مجدد

سلام
من بعد از حدود سه سال طلاق گرفتم. به دلیل مشکلات و اختلافات رفت و امدی نداشتیم و اکثر جهیزیم هم استفاده نشده. حالا میخواستم بدونم در صورت ازدواج مجدد ، میتونم از اکثر همین جهیزیم استفاده کنم یا نه؟ طبیعتا سرویس خواب و مبل راحتی را مجدد تهیه میکنم و ظروف دم دستی. 
ولی سرویس استیل و نهار خوریم عملا بلا استفاده بوده . یخچال و لباس شویی و ظرفشویی م چه طور ؟ فرش ها ؟ در اصل این چند قلم گرون تر را میخواستم بدونم میتونم مجدد استفاده کنم یا نه؟
ما تو اطرافیانم هیچ طلاقی نبوده، و کسی نمیدونه عرف چیه ؟ ممنون میشم راهنمایی کنید. فعلا همه چیز تو طبقه بالای خونه پدری نگهداری میشه و از بابت جا مشکلی نیست.
موضوعات مرتبط: ازدواج مجدد , مسائل زنان مطلقه , جهیزیه ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۳۷ نظر
    • تعداد نمایش : ۷۹۱
    • پنجشنبه ۲۳ دی ۹۵ - ۲۲:۳۵

    آیا ممکنه نظر منفی دختری، بعد از چند ماه عوض بشه ؟

    با سلام خدمت همه
    پسری 27 ساله هستم . مدت 5 ماه در شرکت خصوصی کار میکردم در آن جا همون دو هفته اول عاشق خانمی 21 ساله شدم و از طریق واسطه بهش پیشنهاد ازدواج دادم و بعد از مدتی پذیرفتن .
    مدتی با هم صمیمی شدیم حرفامونو زدیم از هم بیشتر خوشمون اومد ولی تا یه مدت بعد خانم گفتنش که بی خیال هم بشیم . فکر کردم دیدم به درد هم نمیخوریم و ... .
    گذشت تا چند روز بعد دوباره پیشنهاد دادم بازم پذیرفت ولی زیاد دوام نیاورد و بعد از مدتی دیگه به واسطه گفته بودن که دیگه سمت من نیاد و همه چی تموم شده س ولی من نتونستم بی خیال بشم کلی تلاش کردم تا نظرشو برگردونم ولی موفق نشدم تا اینکه دیروز از شرکت استعفا دادم و رفتم ولی دلم هنوز پیشش .
    سوالم اینه از همه، هر کسی میتونه کمکم کنه که آیا میشه بعد از چند ماه دیگه دوباره بهش پیشنهاد بدم شاید نظرش تغییر کرده باشه ؟
    آخه شب قبل رفتنم بهش پیام دادم و گفتم که فردا میرم از شرکت حضوری هم باهاش خدافظی کردم ولی واقعا دوسش دارم .
    لطفا راهنماییم کنید
    متشکرم
    موضوعات مرتبط: رفتارشناسی دختران برای ازدواج ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۲۴ نظر
    • تعداد نمایش : ۵۴۸
    • پنجشنبه ۲۳ دی ۹۵ - ۲۲:۲۵

    قبلا شوهرم روم غیرت داشت ولی الان ...

    سلام

    من چهار ساله که ازدواج کردم . من ٢٥ سالمه و شوهرم ٢٧ سالشه . شوهرم اولاش روم غیرت داشت مثلا طرز لباس پوشیدنم یا بیرون رفتنم واسش مهم بود البته نه در حدی که محدودم کنه منم اصلا از غیرتش بدم نمیومد حتی به خودشم گفته بودم که از غیرت مرد خوشم میاد..

    ما یه چند ماهی جدا شدیم قرار بود طلاق بگیرم ولی مشکل حل شد و دوباره برگشتم پیشش ، از علاقه هیچکدوممون هم کم نشده و خدا رو شکر مثل قبلنا داریم زندگیمونو میکنم ولی نمیدونم چرا دیگه روم حساس نیست؟

    نه لباس پوشیدنم براش مهمه نه بیرون رفتنم . یه بار بهش گفتم گفت من عوض شدم دوست ندارم محدودت کنم . به نظرتون این بی غیرتیه ؟! حس میکنم بی غیرت شده و این موضوع خیلی عذابم میده میگفت قبلنا به لباس پوشیدنت گیر میدادم چون نمیخواستم کسی نگات کنه اما الان میبینم در هر صورت نگات میکنن پس لازم نیست محدودت کنم ..

    این موضوع باعث ناراحتی من شده لطفا بکین طبیعیه یا واقعا بی غیرت شده ؟

    موضوعات مرتبط: مشورت در شوهرداری ,

  • ۱ موافق ۲ مخالف
  • ۴۰ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۴۸۴
    • پنجشنبه ۲۳ دی ۹۵ - ۲۲:۲۰

    برای رفع ویژگی زود رنجی ، چه پیشنهاداتی دارید ؟

    سلام و عرض ادب خدمت کاربران خانواده برتر
    من ۱۷سالمه و یک مشکلی که دارم اینه که وقتی کسی چیزی بهم میگه اگه بزرگتر باشه که دلخور میشم و یه جورایی زود رنجم و روح و روانم بهم میریزه و نمیتونم تحمل کنم.

    و مشکل حادتر اینکه وقتی تو همسن و سال هام با کسی دعوا میکنم (دعوا فیزیکی) بیشتر وقتا به نفع طرف تموم میشه. فکر کنم منظورمو گرفتیم. و بخاطر اینکه به نفع اون تموم میشه خیلی از نظر روحی بهم فشار میاد و حس انتقام و گاهی وقتا یه چیز بالاتر از حس انتقام بهم دست میده که تا عملیش نکنم راحت نمیشم تا انتقام نگیرم فشار روی منه و عذابم میده منو  .

    کمکم کنید نگید برو پیش مشاور راهکار بدین بهم.

    ارادتمند شما

    موضوعات مرتبط: خودسازی در پسران ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۱۳ نظر
    • تعداد نمایش : ۴۰۱
    • پنجشنبه ۲۳ دی ۹۵ - ۲۲:۰۵

    در یک زندگی جمعی ، چه کنم که زندگی مون و اقتدار همسرم آسیب نبینه ؟

     سلام

    من تک دختر هستم و چند سالی هست ازدواج کردم. توی این چند سال ما مستاجر بودیم و بعد هم منزلی با اجاره کم از طرف محل کار همسرم.

    مادر و پدر بنده الان خونه ی پدری رو خراب کردن و ساختن به این نیت که ماها برگردیم پیش خودشون و البته دارن کم کم ناتوان هم میشن.

    البته نظر ما رو نپرسیدن اما این بدیهی محسوب میشد براشون که ما بیاییم. برادران من هم بسیار مایلند به اینکه بیان به منزل جدید اما من ترس هایی دارم با وجود اینکه روابط در مجموع خوبه.

    سوال من اینه:

    من در مجموع مجبورم که این نزدیک زندگی کردن رو در آینده نزدیک بپذیرم. چه کنم که زندگی مون و اقتدار همسرم آسیب نبینه ؟ چه جوری زندگی کنم؟ این رو اضافه می کنم که من به جهت حرمت ها هیچ وقت حرف صریحی به پدر و مادرم نمی زنم...

    موضوعات مرتبط: تعامل با خانواده ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۸ نظر
    • تعداد نمایش : ۳۳۴
    • چهارشنبه ۲۲ دی ۹۵ - ۲۲:۲۵

    می خوام با یه پسر 30 ساله ارتباط داشته باشم، به خانوادم بگم ؟

    سلام وقت بخیر

    من یه مدتیه که یه آقایی بهم پیشنهاد میده که با هم ارتباط داشته باشیم واسه آشنایی و از من خوشش اومده...

    من 20 سالمه و اون آقا 30 و نحوه ی آشنایی مون هم بماند ولی با هم برخورد داشتیم یعنی  از روی ظاهرم فقط نگفتن.. میخوام پیشنهادش رو قبول کنم و اینم بگم که اولین کسی هست که من پیشنهادش رو میخوام قبول کنم و تا حالا هیچ ارتباطی حتی در سایت های مجازی هم با جنس مخالف نداشتم!

    و اولین بارمه! و توی فامیلامونم پسر جوون نداشتیم تا حالا!!! کلا من با جنس مخالف خیلی حرف نزدم و نمیشناسمشون اصلا! یکم نگرانم و هیچی هم بلد نیستم! چطور برخورد کنم  یا چی بگم که بهشون بفهمونم که من اهل دوستی و روابط الکی و طولانی نیستم !

    میشه راهنماییم کنید" و اینکه به نظرتون یه آقای 30 ساله که تحصیل کرده هست و حتی  تجصیلاتش عالیه هم احتمال داره کسی رو سرکار بذاره یا قصد وقت تلف کردن داشته باشه؟ هر چند به شخصیت و شغل و موقعیتش نمیاد اما کلی میپرسم * و به نظرتون این موضوع رو به پدر و مادرم بگم؟ یا نگم نیازی نیست؟

    چون دانشجوام توی شهر خودم نیستم.. یا اگه به اون آقا بگم که تحت نظر خانواده هامون با هم ارتباط داشته باشیم ندید بدید بازی نمیشه؟!
    درکل خوشم اومدازش ازهمون اول !دوست ندارم ردش کنم*

    موضوعات مرتبط: مشورت در ازدواج خانم ها , دوستی به قصد ازدواج ,

  • ۰ موافق ۵ مخالف
  • ۱۳۱ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۷۳۱
    • دوشنبه ۲۰ دی ۹۵ - ۲۲:۳۰

    راهکار بهم بدید که در چند ماه کیلوهای زیادی رو کم کنم

    سلام دوستان
    دوستان ، الان که دارم مینویسم اصلا وضع خوبی ندارم . ترکیب صورتم که افتضاح ، خیلی سیاهم خیلییییی صورتم استخوانی که دماغم زده بیرون ، تازه دو طرف صورتم تقارن نداره کلا کج و ماوجم و یه خال گنده هم روی صورتم دارم که خیلی تو چشمه و صورتم درازه که استخوناشم زده بیرون طوری که همه متوجه میشن و نگام میکنن.
    حالا از خیر صورتم که بگذریم  وزنم 120 کیلوئه ، حالا شاید بگین چطور ممکنه 120 خب شده دیگه ،چیکار کنم، اصلا به سختی میتونم راه برم و کارامو انجام بدم خیلی بده تازه قدمم کمه که باعث شده بیشتر اضافه وزنم نشون بده .
    تازه این که چیزی نیس اصلا تو اجتماع هم  کلی مشکل دارم همه یه جوری نیگام میکنن، هیچ لباسی سایزم نیس همش باید سفارش بدم،  خیلی سخته خیلییییییی.
    همین هفته پیش تو دانشگاه اشتباهی خوردم به یه پسره بیچاره سه متر اونور تر پرت شد دستش در رفت تازه پسره بوکسورم بوده داغون شد اصلا یه وضعی ... .
    میشه بهم چند تا راهکار بدین تا سریعتر کم کنم واس جشن داییم که چند ماه دیگه ست و از این وضع خلاص بشم فقط رژیم ندین که نمیتونم انجام بدم چون خیلی شکموام .
    بهم یک کم راهکار بدین تا از این وضع داغون خلاص بشم، آخه اینجا متخصصین و مشاورین خبره و دکتر مهندس زیاد میان که راهکار بلدن دیگه !
    با تشکر از همگی
    موضوعات مرتبط: لاغری و تناسب اندام ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۷۶ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۶۳۱
    • جمعه ۱۷ دی ۹۵ - ۲۲:۴۵

    مشورت در مورد خرید آپارتمان

    با سلام خدمت همگی

    میخواستم در مورد خرید آپارتمان باهاتون مشورت کنم .

    به نظرتون زندگی تو برج راحته؟ الان ما بین دو مورد میخوایم تصمیم بگیریم ، یکی یه واحد 130 متری برج 20 طبقه 90 واحدی جای نسبتا اروم شهر ، یکی دیگه واحد 90 متری ساختمون 5 طبقه 8 واحدی در مرکز شهر و جای خوب, البته دم سالن این واحد یه مقدار انحرافی داره و زاویه داره,به نظرتون زشته؟

    اون برج هم فعلا به صورت پیش فروشه و ممکنه تا سال اینده اماده بشه و فعلا فقط میشه ماکتش را دید .

    موضوعات مرتبط: خرید اینترنتی و مشورت در خرید ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۱۴ نظر
    • تعداد نمایش : ۴۶۰
    • پنجشنبه ۱۶ دی ۹۵ - ۲۲:۴۵

    هر کاری می کنم نمی تونم از لحاظ درسی خودمو به همکلاسی هام برسونم

    سلام خدمت شما

    من یه دختر ۱۵ سالم که کلاس دوم دبیرستان درس می خونم و مذهبی . توی خانواده ی الحمدلله خوب . با خانواده مشکل خاصی ندارم . ولی الان خیلی تو فشار هستم .

    من مشکلم اینه که احساس رضایت ندارم از درسم . من تو دبیرستان نمونه دولتی درس می خونم . خودتون دیگه می دونین چه جور مدرسه ای هستش . بچه ها اکثرا درسخونن و بچه مثبت که بیشتر نمره هاشون ۲۰ هستش .

    در حال حاضر مشکل من اینه که هر کاری می کنم نمی تونم خودمو بهشون برسونم و تازگیا حسود و حساس شدم تو آزمونا و امتحانات مختلف تو کلاسمون ۹ یا ۱۰ کلاسم ولی واقعا رضایت ندارم . نمرم یه کم کمتر از بقیه می شه ، اون روز کلا تو افسردگی هستم و گریه و ...

    من قبلا این طوری نبودم اصلا . فکر کنم به خاطر جو مدرسمونه . چند باری به سرم زده از مدرسه برم عادی ولی واقعا مدرسه ی خوبیه فقط همین مشکل رو داره که از وقتی رفتم مدرسمون ، به شدت کمبود اعتماد به نفس پیدا کردم و مضطرب و عصبی شدم . نمی دونم راهکاری داره یا نه . حتی از الان نگران کنکورم که سال ۹۸ باید بدم . با مشاور مدرسمونم صحبت کردم . کمک خاصی نکرد .

    الان از شما کمک می خوام . خواهشا راهنماییم کنین .

    در ضمن ، من کلاس دهمم و همین امسال آزمون نمونه رو دادیم و قبلا تو عادی درس می خوندم اولین بارمه توی همچین جایی هستم بیشتر بچه ها راهنمایی هم نمونه دولتی بودن و درساشون عالین .

    ممنونم به خاطر راهنمایی هاتون

    موضوعات مرتبط: ادامه تحصیل , خودسازی در دختران ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۲۴ نظر
    • تعداد نمایش : ۴۹۶
    • پنجشنبه ۱۶ دی ۹۵ - ۲۲:۳۰

    پسر مورد علاقم حاضر به برگزاری مراسم خواستگاری و ... نیست

    سلام

    سوال من درباره وضعیتی هست که باهاش روبرو هستم و امیدوارم اگر دوستانی بودند که تجربه ی مشابهی داشتند لطف کنند تجربه شون رو با من در میون بذارند.

    من یک دختر سی ساله هستم که به خاطر تحصیل در مقطع دکترا، بین شهرستان و تهران در رفت و آمد هستم و به همین دلیل ارتباطم با برخی دوستان و اقوام ساکن تهران بیشتر شده.

    بین آشنایان ما در تهران آقایی بود که مدت ها دورادور همدیگه رو می شناختیم و حتی ایشون نسبت به ازدواج ابراز تمایل کرده بودند و من هم در همون حدی که ایشون رو می شناختم بی میل به این امر نبودم.

    ولی بودن من در تهران و ارتباط پیدا کردنمون به خاطر برخی مسائل (رشته ی تحصیلی و شرکت در دوره های مشترک) این آشنایی رو بیشتر کرد. از حدود یک سال پیش که ماجرا جدی تر شد و رفت و آمدهایی در این خصوص داشتیم هم ما دو نفر به تصمیم قطعی رسیدیم و هم خانواده ی ایشون استقبال کردند.

    خانواده ی من ولی به خاطر این که من مجبور میشدم صدها کیلومتر ازشون دورتر بشم و به خاطر این که خواستگارهایی داشتم که از نظر موقعیت مالی شرایط  بسیار بهتری داشتند و یا شناخت بیشتری نسبت بهشون داشتیم، خیلی موافق این مساله نبودند برای همین کمی طول کشید تا رضایت بدند و با این که این آقا رو از لحاظ اخلاق و رفتار بسیار تایید می کنند .

    اما هنوز هم به خاطر مسائلی مثل دوری همیشگی من از محل زندگیم کمی دلواپس هستند و صددرصد موافق این ازدواج نیستند و خصوصا مادرم گاهی با مسائلی نظیر این که چرا کرج خونه خریده و چرا تهران خونه نخریده یا چرا ادامه ی تحصیل نمیده کمی غرغر می کنه. از طرف دیگه بین خود ما توافقات اساسی در مورد موضوعات مهم زندگی آینده مون حاصل شده. نوع کار، تفریح، برنامه ی زندگی و غیره. به لحاظ اخلاقی و اعتقادی و علائق هم خیلی به هم نزدیک هستیم.

    موضوعات مرتبط: مراسم عقد و عروسی ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۳۸ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۳۶۹
    • چهارشنبه ۱۵ دی ۹۵ - ۲۲:۴۵

    نامزدم دوست داره یه آدم دیگه از شخصیت من بسازه

    سلام

    من 24 سالمه و 4 ماهه که عقد کردم. من تحصیلات دانشگاهی دارم. تو خانواده و فامیل و آشنا همیشه همه قبولم داشتن. حتی با توجه به تخصصی بودن رشته تحصیلیم و کم کار کردن خانوم ها در اون حیطه، من یه مدت یه جا مشغول بودم و رفتار اجتماعی نسبتا مورد قبولی دارم. به خاطر مطالعه زیاد هم ،اطلاعات عمومی خوبی دارم.حتی تو ورزشی مثل فوتبال که خانوم ها زیاد دل خوشی ازش ندارن. هدف تعریف از خودم نبود.هدف سوال پایین بود.

    اما بعد از ازدواجم همسرم تموم افکار من، رفتار من رو تو خونه خودشون ، تو خونه خودمون، تو خرید تو مهمونی و هر جا دیگه را کنترل میکنه. و من الان به مرحله ای رسیدم که میترسم حرف بزنم.

    هفته پیش مهمونی بودیم خونه ی یکی از اقوامش، اخر شب بهم گفت چقدر همه از رفتار من خوششون اومده و چقدر به داشتن من افتخار میکنه. من اولش خوشحال شدم ولی بعدش حالم از خودم بهم خورد.

    چون مثل یه ادم اهنی رفتار کرده بودم،ساکت نشسته بودم سر جام، لبخند ملیح زده بودم ، تو شستن ظرف ها کمک کرده بودم و در اخر تشکر از همه.

    من دیگه هیچ اعتماد به نفسی ندارم.با اینکه محبت زیادی بهم میکنه ولی انگار خود من را دوست نداره. دوست داره یه ادم دیگه از شخصیت من بسازه. چیکار کنم.؟؟

    چطور بهش بگم چقدر اذیت میشم...

    موضوعات مرتبط: مسائل رفتاری دوران عقد ,

  • ۱ موافق ۱ مخالف
  • ۲۱ نظر
    • تعداد نمایش : ۸۱۴
    • چهارشنبه ۱۵ دی ۹۵ - ۲۲:۴۰

    با پسری وارد یه رابطه شدم ، ولی الان منو تهدید به قتل کرده

    سلام دوستان عزیزم

    وقتتون بخیر

    دختری ۳۳ ساله هستم که به تازگی دچار مسئله و مشکلی عجیب شده ام ،من حدود چند ماه پیش با آقایی آشنا شدم ایشان خیلی ادعای عاشق بودن می کرد و با این که شرایطمون بهم نمی خورد من ابتدا نمی پذیرفتم اصرار می کرد که خیلی دوسم داره  و قصدش ازدواجه بدون من نمی تونه دوام بیاره قسم می داد و التماس زیاد می کرد .

    به هر ترتیب من پذیرفتم که وارد ارتباط بشم وقتی رابطه دو طرفه شد من هم شدیدا به ایشون علاقمند شدم .بعد از چند وقت رفتارهای عجیبی ازش می دیدم مثلا خودش می گفت من با فلان دختر هم همین الان دوستم و بعد می خندید و می گفت شوخی کردم ،من هم ساده تصور می کردم داره شوخی می کنه ،بعد از مدتی شروع به تحقیر و تمسخر من می کرد و باز معذرت خواهی می کرد و می گفت ببخشید شوخی کردم ،چند بار قهر کردم و برگشتم تا این که به یکباره شروع کرد به فحش دادن به من و بسیار بد دهنی می کرد و هم چنین تهدید می کرد که بیچارت می کنم می کشمت،تهدید به قتل می کرد و من شگفت زده و شوک زده مونده بودم ...

    نکته خیلی شگفت آور این مسئله این هست که این آقا مدام  کارهای خیر انجام می داد و خیلی ادعای مذهبی بودن می کرد ...الان با وکیل هم صحبت کردم که بخاطر تهدیداش ازش شکایت کنم ولی الان روحیمو باختم حس می کنم به هیچ کس نمیشه اعتماد کرد و اصلا دچار شوکم .

    چیکار کنم روحیم خوب بشه ،یعنی امکان داره تهدیداشو عمل کنه‌؟ احساس دل مردگی می کنم و مدام دلم می خواد یه گوشه گریه کنم ،اصلا گریه شده کار من ،از نظر روانشناسی که تحقیق کردم این آقا دچار مشکلات شخصیتی و دیگر آزاری هست و امکان هر عملی ازش برمیاد ، البته خیلی نمی ترسم از تهدید به قتلی که کرده، بیشتر شوک زده و دلمرده ام و زیاد گریه می کنم ،کاش این اشتباهو نمی کردم .

    امیدوارم حرفای شما دوستان مرهم دلم بشه ،دلم خیلی پوسیده انگار، نمی دونم به چه گناهی اینقدر عذاب می کشم.

    دوستان کمکم کنید خواهشا

    موضوعات مرتبط: خودسازی در دختران ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۳۲ نظر
    • تعداد نمایش : ۸۴۲
    • چهارشنبه ۱۵ دی ۹۵ - ۲۲:۳۵

    با یکی ازدواج کنم که باهام جور نیست یا صبر کنم ؟

    سلام
    وقت بخیر
    دختری 27 ساله ام که دانشجوی ارشدم . رشته م اگه جسور باشیم کار هست . کار دولتی هم دارم که مورد پسندم نیست و به نسبت حقوقی که بهم میدن نمی ارزه کار کردنش. بخصوص که به شدت زندگی شخصیمو تحت تاثیر قرار داده .
    حالا با توجه به این که به لحاظ  شخصیتی آدم اهل پیشرفته ای هستم و قطعا در این جایگاه نمیمونم . بنظرتون کمی سطح توقعاتم و پایین بیارم و با یکی ازدواج کنم که باهام جور نیست یا کمی صبور باشم و با کسی ازدواج کنم که به معیارام نزدیک باشه؟
    الان خواستگاری دارم که 7 سال ازم بزرگتره ولی کار درست حسابی نداره و هم این که بنده خدا با این که تو دانشگاه دولتی هم ارشد گرفته ولی شاید 5 الی 6 سال دوره های تحصیلیش طولانی شده .
    آیا غیرمنطقیه منی که تو مدارس نمونه درس خوندم رو این قضیه حساس باشم ضمن این که ما 3 تا بچه ایم و اونا 6 تا و هم این که استانامون فرق داره و به نسبت قدش و زنش خیلی پایینه . همه اینا با فرض اینه که اون آقا مثلا مومن و بااخلاق باشه . واقعا دیگه کلافه شدم راهنمایی درستی برا ازدواج ندارم.
    موضوعات مرتبط: مشورت در ازدواج خانم ها ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۴۰ نظر
    • تعداد نمایش : ۷۷۸
    • چهارشنبه ۱۵ دی ۹۵ - ۲۲:۱۵

    یکی از همکارانم که ظاهرا به من وابسته شده میگه در شرف طلاقه

    سلام

    اگه یه پسر باشید و با یه خانوم به دلیل مسائل کاری یا مسائلی که کاملا توجیه پذیر هست و در همین حد ارتباط داشته باشید نه اینکه صمیمی بشید و بعد متوجه بشید بهتون وابسته شده و از همه بدتر اینکه بعد از چند ماه وقتی ازش سوال کنید ازدواج کرده ؟ بگه در شرف طلاق هستم چیکار میکنید ؟ اصلا این جمله در شرف طلاق رو چرا باید بگه ؟ و طلاقش هم توجیه پذیر و منطقی باشه ، آقایون شما احساس گناه نمیکنید ؟ اگه آره چیکار میکنید؟ اگرم احساس گناه نمیکنید چیکار میکنید؟

    خانوما شما که خانوما رو بهتر میشناسید نظرتون چیه ؟ من چیکار کنم بهتره ؟ ( اینکه پاک و نجیب باشه شکی نیست ) دلیلی هم که خودش میاره واسه طلاق (با اصرار من گفت) هم کفو بودن هست منم وقتی که شوهرشو شناختم دیدم زمین تا آسمون تفاوت دارند و از همه بدتر خانومه خیلی هم کفو منه .

    راستشو بخواید وقتی که گفت در شرف طلاق هستم من شوکه شدم چون فکرشم نمیکردم متاهل (یعنی نامزد 5 ماه ) باشه و پامو از گلیم خودم فراتر گذاشتم و از زندگیش سوال کردم و بعد تا تونستم خودمو خراب کردم و شوهرشو بردم بالا و از خوبی های شوهرش گفتم کلی نصیحتش کردم ولی ظاهرا آرمش رو تو من یافته ( اینو غیر مستقیم خودم فهمیدم ) یه چند مورد که از شوهرشم که گفت ( با اصرار من ) دیدم واقعا راست میگه .

    اگه بخواید وضعیتش رو درک کنید مثل این میمونه که یه خانوم خیلی مذهبی و روشن بره با آقایی ازدواج کنه که اصلا براش دین و ایمان مهم نباشه.

    ای کاش زندگی (Ctrl + z) داشت ،با این اوصاف  نه زندگی من زندگی میشه نه زندگی اون. روزی نیست که عذاب وجدان نداشته باشم.

    اما سوال آخرم به نظرتون این حرفایی که بهتون گفتم بهش بگم درسته یا نه ؟

    موضوعات مرتبط: مشورت در ازدواج خانم ها ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۳۶ نظر
    • تعداد نمایش : ۶۸۶
    • چهارشنبه ۱۵ دی ۹۵ - ۲۲:۰۰

    کادو نگرفتن نامزدم رو تلافی کنم ؟

    سلام

    من ۳ ماهه که عقد کردم ولی نامزدم تا الان هیچ هدیه ای برام نگرفته . مثلا روز تولدم فقط یه تبریک گفت . دریغ از یه شاخه گل ، یا شب یلدا برام هیچی نیاوردن خانوادش پاگشا بهم ندادن جالب اینجاس هر چی هم فامیلاشون بهم پاگشا داده بودن همشو ازم گرفت و پس نداد .

    منم اصلا به روی خودم نیاوردم و چیزی بهش نگفتم . اینا رو گفتم تا اینو بگم چند وقت دیگه تولدشه موندم براش کادو بگیرم یا اینکه مثل خودش فقط یه تبریک بگم ؟ راستش خیلی ازش دلخورم مخصوصا از خانوادش، نمیدونم چیکار کنم .

    منو راهنمایی کنید بهترین کار چیه ؟ کادو بگیرم براش یا خودمو بزنم به بیخیالی؟

    موضوعات مرتبط: مسائل رفتاری دوران عقد , راهنمای خرید هدیه ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۷۴ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۷۴۲
    • سه شنبه ۱۴ دی ۹۵ - ۲۲:۳۵