خانواده برتر

انتخاب همسر و مسائل خواستگاری، مسائل دوران عقد، مسائل زناشویی و تربیت فرزند

۳۶۴ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «سامان متاهل جنوب» ثبت شده است

دوست دارم به خاطر دخترم حداقل زندگیم درست بشه

سلام

من 26 سالمه 10 ساله که ازدواج کردم یه بچه 8 ساله دارم . من راهنمایی میخوام اخه خیلی دارم افسرده میشم دارم امیدمو تو زندگی از دست میدم.

من قبل از اینکه ازدواج کنم عاشق یه نفر بودم ولی به دلایلی نشد باهاش ازدواج کنم . بعد از ازدواجم با یه نفر که به صورت سنتی بود زندگیمو شروع کردم چون وضع مالی پدرم به خاطر ورشکستگی بد شده بود مجبور شدم زود ازدواج کنم .

خلاصه تو سن 16 سالگی ازدواج کردم اوایل خیلی همسرم رو دوست داشتم ولی شوهرم به خاطر اینکه پدر و مادرش پیر بودن بیشتر وقتش رو صرف اونا میکرد بیشتر مواقعی که به من نیاز داشت پیش من میومد  همش هم طرف خانوادش بود یه جورایی من احساس سرشکستگی تو زندگی میکردم.

چون به شدت نیاز به محبت داشتم تا اینکه باردار شدم تو بارداریمم خیلی عذاب کشیدم به خاطر مادر شوهر و خواهر شوهرام حیلی اذیتم میکردن شوهرمم با اونا بود چیزی بهشون نمیگفت .

کم کم از شوهرم کینه به دل گرفتم حتی بعد از دو سال به شدت افسرده شدم چون راه برگشتی نداشتم حتی یه بار خودکشی کردم .

خلاصه چند سال گذشت بعد هفت سال سختی تو زندگیم مادر شوهرم فوت کرد بعد فوتش اخلاق شوهرم از این رو به اون رو شد یه دفعه مهربون شد پول خرج میکرد منم چون این اخلاقشو دیدم یه جورایی ازش نفرت پیدا کردم حتی به فکر خیانتم افتادم چون خیلی اذیتم کرده بود ولی جراتشو نداشتم.

الان ،10 سال از ازدواجم میگذره روز به روزم دارم افسرده تر میشم نمیدونم چرا اصلا دلم خوش نمیشه هر کاری میکنه همش گریه و بی حوصلگی نمیدونم چه کنم تو رو خدا راهنماییم کنید زندگیم داره از هم میپاشه .

دوست دارم به خاطر دخترم حداقل زندگیم درست بشه . از افسردگی و یک جا نشینی خسته شدم اخه هنوز خیلی سنم پایینه که ارزوی مرگ کنم بارها بوده به خودکشی و مرگ فکر کردم.

خواهش میکنم راهنماییم کنید چیکار کنم .


موضوعات مرتبط :
مشورت در شوهرداری

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۴۴ نظر
    • ۱۲۴۶ بازدید
    • پنجشنبه ۱ بهمن ۹۴ - ۱۸:۴۳

    شوهرم 10 سال ازم بزرگتره، از رفتاراش خسته شدم

    سلام
    حدود 4 ماهه عقد کردم شوهرم 10 سالی ازم بزرگتره یکسال منتظرم بوده بهش جواب مثبت بدم اما من واسه اخرین بار با حرف ها و صحبت های دیگران تصمیم عاقلانه گرفتم و قبولش کردم اما بخاطر ظاهرش مخالفت میکردم و نوع صحبت کردنش اصلا به دلم نمی نشست .

    پسر خوبیه اما بنظرم بلد نیست با من که همسرشم چطوری حرف بزنه رفتار کنه مثلا شروع کننده زنگ و پیام منم بحثمون میشه اون شروع کنندست و در آخر من با مسخره بازی و شوخی بحثو تموم میکنم به عبارتی منت کشی میکنم در کل خیلی با هم بحث الکی داشتم و داریم اما همش من میرم واسه منت کشی و آشتی با اینکه شروع کنندش خودشه و جالب اینکه میگه از بحث کردن متنفره .

    وقتی ناراحت میشه بد و بیراه میگه مثلا واسطه ازدواجمون رو لعنت میفرسته یا میگه از خدا میخوام راحتم کنه خیلی عصبی میشه و گاهی گریه هم میکنه .

    خیلی خشک و جدی و یخ هست روابط عاشقانه و رمانتیکی نداره اصلنم راضی نمیشه بریم پیش مشاوره با اینکه رفتار و ظاهرشو اصلا مطابق میلم نیست اما دارم سعی میکنم بهش نزدیک بشم دوسش داشته باشم اما میبینم خیلی خودشو باور داره چون من خیلی ازش سرترم و موقعیت کاری و تحصیلیمون یکی هست و من با سن کمتر بهتر از اونم اما...

    از رفتاراش خسته شدم مثلا رفتم واسش گوشی خریدم اصلا استفادش نکرد با اینکه گوشی ساده و خرابی داره میگه خوشم نمیاد ازش اخه ادم کادو رو اینجور میگه؟ تو این 4 ماهه منتظر بودم اون واسم گوشی بخره اما انگار نه انگار .

    یا مثلا روز تولدم میخواستم جشن بگیره کیک بگیره اما رفتیم یه لباس بخرم پولشو همونجا خودش حساب کرد گفت کادو تولدت خیلی بهم بر خورد .

    پیام عاشقانه نمیده منت نمیکشه نازمو نمیکشه کادو واسم نمیخره البته بگم خسیس نیست و پولشم تا حدودی داره اما همش منو مقصر میدونه و میگه تو داری سردم میکنه .

    خیلی خسته شدم مثلا روزای عقدم هست... الانم با اینکه مقصره و بهونه الکی بحث شروع کرده اصلا انگار نه انگار که پیامی بده...


    موضوعات مرتبط :
    مسائل رفتاری دوران عقد اختلاف سن در ازدواج

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۵۵ نظر
    • ۲۰۰۳ بازدید
    • جمعه ۲۵ دی ۹۴ - ۱۹:۰۵

    خانواده برتر چه تاثیری رو زندگیتون گذاشته؟

    سلام

    امیدوارم هر کی این پستو دید نظرشو بگه، خانم ها و آقایون
    ﺳﺎﻣﺎﻥ ﻣﺘﺎﻫﻞ ﺟﻨﻮﺏ، ﻋﺒﺎﺱ، ﺍﺑﺮﺍﻫﯿﻢ، ﻣﺠﯿﺪ94، ﻧﯿﻨﺎ، ﭘﺮﺗﻮﯼ ﺧﻮﺭﺷﯿﺪﯼ*ﻣﺘﺎﻫﻞ*،ﺍﻣﺸﺐ ﺑﺎﯾﺪ ﺑﺮﻭﯼ، ﭘﺎﭘﯿﻮﻥ،ﭘﺴﺮ ﺩﻫﻪ ﺷﺼﺘﯽ، ﭘﺎﯾﯿﺰ، ﺍﻣﯿﺮﻣﺘﺎﻫﻞ ، ﻣﺘﺤﯿﺮﻡ ﺍﺯ ﺷﻤﺎ، ﺁﺑﺎﻧﯽ(ﭘﺴﺮ)، ﺭﺿﺎ1، ﻋﺮﻭﺱ ﺧﻠﯿﺞ ﻓﺎﺭﺱ، ﻧﺎﺭﻧﺠﯽ،ﮔﻨﺪﻡ، ﺷﺒﺎﻫﻨﮓ، ﺷﺒﮕﺮﺩ، ﺷﺎﭘﺮﮎ، ﻫﺎﻧﯽ، honey، ﻣﺤﻤﺪ28، ﺍﻟﯽ ﺧﺎﻧﻮﻡ، ﺍﻟﯽ 23، ﺯﺭﯼ27، ﺯﻫﺮﺍ ﻣﯿﻢ، ﻋﻤﻮﺭﺟﺐ، ﺑﺎﺑﺎﯼ ﺍﺣﻼ‌ﻡ، ﭘﺪﺭ ﺧﻮﺍﻧﺪﻩ، ﻣﺤﻤﺪﻋﻠﻮﯼ، ﺻﺒﺎ، ﺻﺎﺩ، ﺍﻭﻩ ﻣﺎﯼ ﮐﺎﻣﭙﯿﻮﺗﺮ، ﭘﺴﺮ ﻗﺪ ﮐﻮﺗﺎﻩ، ﺍﻣﯿﺮ ﻋﻠﯽ، {{{ﺣﺎﻣﺪ، ﻫﻤﺴﺮ ﺁﻗﺎﯼ ﻭﮐﯿﻞ،ﺧﺎﻧﻮﻣﯿﻪ ﺁﻗﺎﺵ، ﺗﺎﺯﻩ ﺩﺍﻣﺎﺩ، ﮔﻼ‌ﺭﻩ ﻣﻌﯿﻦ، ﻣﺮﺩ، ﻣﺮﺩ ﺗﻨﻬﺎﯼ ﺷﺐ، ﺭﺿﺎ ﺳﺮﭼﺸﻤﻪ، ﻋﺎﺷﻖ ﺭﺿﺎ ﺳﺮﭼﺸﻤﻪ، ﻧﺮﮔﺲ ﺟﻮﻧﯽ، ﻧﺮﮔﺲ313، ﺷﻬﺮﯾﻮﺭﯼ، ﺩﺧﻤﻞ(ﻉ)، ﺧﻮﺍﻫﺮﺍﻧﻪ، ﺁﯾﺎﺗﺎﯼ، ﺍﻓﻐﺎﻧﯽ، ﺭﻭﯾﺎ، ﺑﻬﻤﻨﯽ، ﺗﺴﻨﯿﻢ، ﺣﺎﻧﯿﻪ ﻣﺠﺮﺩ، ﻣﻬﺮﺑﺎﻥ، ﭘﺮﺩﯾﺪﺍﺱ، ﻣﺴﯿﺢ، ﻣﺴﻌﻮﺩ، ﺳﺎﺣﻞ، ﺳﺮﺑﺎﺯ، ﺑﺎﻧﻮ، ﻣﺠﯿﺪ، ﯾﮑﺘﺎ، ﺑﺎﺭﺍﻥ، ﺑﺎﺭﻥ، ﻣﺴﺘﻮﺭﻩ ﻣﺴﺘﻮﺭﯼ، ﻣﺤﻤﺪﺭﺿﺎ ﺻﺎﺩﻗﯽ، ﺳﯿﺪ، ﺁﻧﺘﻮﻧﯿﺎ، ﻣﻨﺼﻮﺭﻩ، ﭘﺴﺮ26، ﭘﺴﺮ52، ﻓﺮﻧﺎﺯ، ﺁﺩﻡ ﻭ ﺣﻮﺍ، ﻋﻠﯽ، ﻭﯾﺮﺟﯿﻨﯿﺎﯾﯽ،ﻣﻠﯿﮑﺎ، ﮔﺎﺭﺍﮔﺎﻩ ﮔﺠﺖ، ﺷﺮﻟﻮﮎ ﻫﻠﻤﺰ، ﻧﻔﺲ، ﺁﻧﺎﻫﯿﺪ، ﺭﻋﻨﺎ، ﺍﮐﺒﺮ، ﺧﺨﺦ،ﺑﻪ ﺫﺭﻭ ﻭ ﺩﻭﺳﺘﺶ، fatemeh 76، *خانومی* ben، t_day، دال، SIIH ، دریا mehdi.ma.mm، abc، ساتیا،ملکه بانو، aa ،ساحل، بهانه، افغانی، M&M، اسممو نگم بهتره، 123 صدا میاد، هرکی، *ستاره* و ............. همه و همه!!!😊

    1- میخوام بگید از وقتی که اومدید خانواده برتر چه تاثیری رو زندگیتون گذاشته؟؟ تاثیر خوب و بدش رو بگید!

    2- الان خوشحالید که با این وبلاگ آشنا شدید یا میگید کاش هیچوقت اینجا رو نمیشناختم؟!

    3- تا حالا خودتون پستی گذاشتید که واقعا بدردتون خورد و نظر کاربرا یا آقای نجفی کمک زیادی بتون بکنه واسه حل مشکلتون؟!

    4- ادامه بدید!
    چه خوب شد با این وبلاگ آشنا شدم چون ....

    5- از آشنایی با کدوم یک از کاربرا بیشتر خوشحالید؟! و چرا؟

    " معصومه24 "


    موضوعات مرتبط :
    مربوط به خانواده برتر

  • ۱ موافق ۰ مخالف
  • ۳۱۹ نظر
    • ۵۵۴۶ بازدید
    • چهارشنبه ۱۶ دی ۹۴ - ۱۰:۱۰

    دوباره هوایی شدم که کنکور بدم و رشته ام رو عوض کنم

    سلام

    از دوستان می خوام که تو تصمیم گیری کمکم کنن. بین یه دو راهی ( چند راهی!!!) گیر کرده ام . من دانشجو ترم سه مامایی آزادم.

     تو کنکور رتبه ام هم خوب شد ولی خب من دندون دولتی شهر خودمون رو می خواستم که رتبه ام به اون نمی رسید . اومدم ازاد که محروم نشم و بشینم یه سال دیگه بخونم .

    اما دیگه اینقدر دور و اطرافیام گفتن مامایی خوبه و همینو بخون و خانم دکتر میشی که منم سست شدم . اما الان دوباره هوایی شدم که کنکور بدم و رشته ام رو عوض کنم و برم دولتی . الان حتی به رشته های دیگه هم راضی شدم ولی می خوام حتما دولتی بخونم.

    دلیل هام اینا هستن:

    مامایی رو دوست ندارم و روحیه اش رو ندارم و احساس میکنم آینده نداره

    شهریه دانشگاه برام خیلی زیاده چون خودم کار میکنم و پول شهریه میدم

     واقعا برام سخت شده اینقد کار کنم و درس بخونم

    از یه طرفم پیش بینی میکنم در آینده کف گیرم بخوره ته دیگ و مجبور بشم از بابام پول بگیرم که اصلا دلم نمی خواد بابام بیوفته تو این خرج.

    همه دوستام داخل دانشگاه دولتی ان و خیلی اونجا بهشون خوش میگذره ولی من اینجا تک و تنها فقط کار میکنم و درس میخونم

    من خیلی تلاش کردم و رتبه ام خوب بود الانم خیلی درسامون سنگینه ولی هر کی میفهمه من دانشگاه ازادم فک میکنه بدون کنکور رفتم و الانم دارم تو دانشگاه ول می گردم و از حرف اطرافیان اذیت میشم.

    احساس میکنم توانایی ام بیشتر بود و میتونستم رتبه خوبی تو کنکور بیارم و باید یه بار دیگه شانسمو امتحان کنم.

    احساس میکنم افسرده و نا امید شدم و زندگی مثل قبل برام شاد نیست . حالا دلیل هایی که باعث شده نسبت به کنکور دادن دو دل بشم:

    من 20 سالمه اگه کنکور بدم و دولتی دندون قبول بشم ( یا حتی اگه دندون هم قبول نشم و یه رشته کارشناسی هم قبول بشم ) تا بیام بخونم و کارورزی ام رو بگذرونم خیلی سنم بالا میره و دو سال از عمرم داخل دانشگاه آزاد هدر شده.

    چون واحد های دانشگاه آزاد رو با دولتی تطبیق نمی دن. خانواده ام خیلی از بابت اینکه من مامایی میخونم خوشحالن و منتطرن من مدرکمو بگیرم و واسه زایمان و .. بیان پیش من دلم نمیاد دلشونو بشکونم

    حس میکنم تو این زمان کم که تا کنکور مونده و همزمان با درس های دانشگاه دیگه نمی رسم کنکور رو خیلی خوب بخونم و رتبه خوبی تو کنکور بیارم ( البته  یه سری از درسا رو تسلط دارم. فقط فیزیک و شیمی ام ضعیفه  )
    حالا شما بچه های گل نظرتون چیه.کدوم راهو انتخاب کنم؟ ایا تجربه ای تو این زمینه دارین؟ اگر جای من بودین چیکار میکردین
    مرسی


    موضوعات مرتبط :
    ادامه تحصیل

  • ۰ موافق ۱ مخالف
  • ۳۵ نظر
    • ۱۰۵۹ بازدید
    • يكشنبه ۱۳ دی ۹۴ - ۱۹:۲۸

    من تصمیم گرفتم خونه ام رو بفروشم

    سلام

    ضمن تشکر از الطاف همه دوستان و محبتی که همیشه در حق من داشته اند ، از دوستان نازنین و باصفا می خوام مثل همیشه که همراه من بوده اند ؛  تو این مشکل هم به منٍ عاجزٍ بینوا کمک کنن.
    سامان متاهل جنوب

    دوستان من تصمیم گرفتم خونه ام رو بفروشم ، به نظر شما منطقی هست؟

    حقیقتش 5 ، 6 سال پیش ، یه تیکه زمین خریدم و چند سالی گرفتار بودم تا یه خونه شیک ، محکم و زیبا ساختم و حدود یک سالی هست درش ساکن شدیم ،  زندگی کارمندی و حقوق بخور و نمیر ، به اندازه موی سرم زیر قرض و قوله ام. به جرئت می گم 75 درصد حقوقم میره باهای قسط . یعنی شاید واسه یک ماه ، کمتر از 500 هزار می مونه اون هم با خرج 4 نفر و دوتا دانش آموز راهنمایی و ابتدایی که خودتون می دونید چه خبره

    دوستان، من یه خونه ، شیک ، بزرگ و عالی دارم ، اما از وسایل خونه خالی، هیچکدومشون نو نیست و در واقع میشه گفت خونه خالی از وسایله ، مسافرت مون تعطیل ، حتی سالی یه بار هم پولی ته حساب نمی مونه که بخواهیم بریم مسافرت ، باور کنید هنوز نشده بریم یه هفته مشهد ، یه دل سیر زیارت امام رضا(ع) اون هم بدون دغدغه ای که ای وای ، پول داره تموم میشه ، چند بار تصمیم داشتم خانواده رو ببرم شمال ، یه 10 ، 15 روز چندتا شهرهای شمالی بچرخیم ، مگه میشه؟ نه نمیشه واقعا . کو اون پولی که بخواد ، آدم خرج کنه بره شمال؟ بچه ها و خانواده حق مسافرت ندارن؟ مکه وقتی خوب بود که ما نداشتیم الان هم که دیگه دلش نداریم بریم ، کربلا و سوریه هم اصلا نشد . یعنی نبود که بشه


    موضوعات مرتبط :
    اقتصاد خانواده

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۱۳۷ نظر
    • ۲۹۶۱ بازدید
    • سه شنبه ۸ دی ۹۴ - ۱۵:۴۹

    با خواهرم کمی اختلاف فکری دارم

    با سلام و خسته نباشید

    من جوانی 20 ساله و دانشجو هستم در طول هفته سه شب از خوابگاه دانشجویی استفاده می کنم و بقیه را در منزل هستم و دارای خواهری هستم که دو سال از من بزرگتر است و کمی با یکدیگر اختلاف فکری داریم .

    اما قلبا همدیگر را دوست داریم ، مثلا من همیشه در منزل رکابی می پوشم اما سر این قضیه با هم جر و بحث می کنیم حتی مادرم از ایشان دفاع می کند و توجیه می کنند که این طرز پوشش برای یک جوان مسلمان شایسته نیست اکثر جوانان را در محیط خوابگاه و حتی منزل می شناسم که با این وضع ظاهر می شوند در هیچ جای دین هم نیامده که پوشیدن رکابی ممنوع است ! 

    یا به اصلاح سر و صورتم گیر می دهد چون صورتم را همه روزه تیغ می کشم و موهایم کمی بلند است و حتی یکبار که شدید بابت نوع پوششم و موهام بحثمان شد سرم را به زور ماشین کرد .

    خلاصه از گیر دادن های او به ستوه آمده ام اما تا به حال بی احترامی به وی نکرده ام!خواهشا راهکاری را معرفی کنید که به صمیمت بین ما بیفزاید و اگر این طرز پوشش من در خانه شرعا اشکال دارد گوشزد کنید .


    موضوعات مرتبط :
    مسائل پسران جوان روابط خواهر برادری

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۵۹ نظر
    • ۲۲۶۵ بازدید
    • شنبه ۵ دی ۹۴ - ۱۵:۱۲

    آیا اول زندگی به شوهرم بگم چقدر پول پس انداز کردم؟

    سلام و عرض احترام
    دختری هستم  دانشجوی دکتری و شاغل دولتی. ان شاء الله سه  ماه دیگه عقد خواهم کردم. فعلا صیغه محرمیت هستیم. همسرم دانشجوی دکتری هستن پس انداز قابل توجه؛ خانه و ماشین ندارند، شغلشان نیز درآمدی زیر دو میلیون دارد.

    البته در انسانیت و اخلاق و پشتکار عالی هستند.  من ماهانه 1/5 میلیون درآمد دارم . به توصیه پدرم و با سختی زیاد  حدود 45 میلیون تومان در چهار سال پس انداز کردم. همسرم از پس انداز من اطلاعی ندارن به همین خاطر دغدغه  و نگرانی اقتصادیشون خیلی زیاده و بسیار تلاش می کنن. 

    آیا پس از عقد به ایشون بگم این مقدار پول دارم؟  یا بذارم بعد از عروسی بگم؟ می ترسم  اگه بگم دست از تلاش برداره یا اینکه نکنه در جای نامناسبی خرج بشه. از طرفی نمی خوام به همسرم دروغ بگم. به نظرتون چی کار کنم؟ چجوری بگم که هم امیدوار بشه هم بیشتر تلاش کنه؟  کل پول را بهش بدم؟

    شما بودین با این پس انداز چه کار می کردین تا بهترین انتخاب باشه؟ ما چی کار کنیم؟ اینم بگم یک عقد و عروسی  بسیار ساده می خوام بگیرم پس اون هزینه را در نظر نگیرین.

    از دوستان متاهل و مجرد به ویژه اون هایی که با تجربه هستن و یا شم اقتصادی دارن میخوام منو راهنمایی کنن.

    ممنون


    موضوعات مرتبط :
    اقتصاد خانواده

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۳۰ نظر
    • ۱۴۳۴ بازدید
    • شنبه ۵ دی ۹۴ - ۱۳:۵۴

    چیکار کنم با برادر شوهر و شوهرم!؟

    سلام

    من خانمی هستم بازنشسته با دو فرزند خوب. ۲۶ سال زندگی مشترک با همسرم داشته ام که او نیز شاغل است.

    مشکل من این است که همسرم مصرف مواد دارد و این بدلیل این بوده که برادر شوهرم که معتاد بود از خیلی وقت پیش سر بار ما شد. زندگی برادر شوهرم افتضاح بود، زنشو طلاق داد، پسرشم مثل خودش..

    الان حدود ۱۲ ساله که سربار مونه و متاسفانه شوهر من هم که دلش نمیاد ولش کنه از خونه مون نمیندازتش بیرون. البته با هم زندگی نمیکنیم ولی یکی از طبقات خونه مون رو گرفته که تا همین چند وقت پیش محل ارازل و معتادها بود!

    شوهرم هم هر کاری کرد نتونست ترکش بده تا اینکه خودش هم رفتار شد. البته کلا آدم دوست بازیه. دوستاشم خوب نیستن. من همش قصد میکنم ازش جدا شم ولی میگم دیکه پس از این همه سال دیره..

    موندم چیکار کنم با برادر شوهر و شوهررررررم!


    موضوعات مرتبط :
    مسائل متفرقه

  • ۰ موافق ۱ مخالف
  • ۶۱ نظر
    • ۳۲۵۶ بازدید
    • چهارشنبه ۲۵ آذر ۹۴ - ۱۸:۴۲

    الان وقت مناسبی برای خرید منزل هست؟

    سلام همه کاربران محترم

    به نظر شما الان وقت مناسبی برای خرید منزل هست؟

    اگه خونه خریدین یا ساختین یا تو کار خونه و بساز بفروش هستین خواهش میکنم پاسخ بدین چون نمیتونم ریسک کنم

    به نظر شما زمین بخریم و خودمون کم کم بسازیمش یا بریم یه خونه اماده بخریم؟ خونه ارزون میشه به نظرتون؟

    به نظر من خودم با سلیقه خودم یه زمین بخرم و بسازمش فکر کنم ارزونتر هم در بیاد . حالا نمیدونم دوستانی که تو این کار هستن یه راهنمایی بکنند .

    یا هر کسی خونه ای خریده بگه راضی بوده یا نه ، کلا کدوم کار به صرفه تره واس ما بی پولا ؟ زمین بخریم یا خونه ؟

    ممنون از همه


    موضوعات مرتبط :
    اقتصاد خانواده

  • ۱ موافق ۰ مخالف
  • ۲۶ نظر
    • ۱۵۹۵ بازدید
    • چهارشنبه ۲۵ آذر ۹۴ - ۱۸:۳۵

    خوش به حال پسرایی که خواهر دارن

    سلام به همه
    نمیدونم این درد و دلم ربطی به موضوع وبلاگ داره یا نه . راستش این حرف رو اولین باره که دارم به فرد یا افرادی میگم من خواهر ندارم و فقط یک برادر بزرگ دارم از بچگی دوست داشتم خواهر داشته باشم اما در اون زمان این مسائله خیلی برام مهم نبود ومیگفتم خواهر چیه باز یا ازهمین برادرم چه خیری دیدم که از اون ببینم .

    خلاصه بیخیال بودم اما این چند ساله بد جور خلأ نداشتن یک خواهر رو در زندگیم حس میکنم مخصوصا الان که بزرگ شدم و خیلی به وجودش نیاز دارم از همه نظر ، یا زمان هایی که رفیقام و اطرافیانم درباره خواهرشون میگن .

    مثلا تعطیلات رفتم خونه خواهر بزرگم ٰٰٰٰٰخواهرم فلان کارو کرد برام یا بعضی اوقات که بهشون زنگ میزنم و سر و صداست میگم صدا کیه میگه صدای خواهر کوچیکم :( یا این جملاتی که خواهر یعنی ...

    خیلی ناراحت میشم و چند روز حالم گرفتس که چرا من خواهر ندارم ؟ ، اما با خودم میگم شاید خواست خدا هست نمیدونم این حرف درسته یا نه ؟ و همیشه تا کسی میگه دلت خواهر نمیخواد میگم خواهر کیلو چنده و... اما چه میشه کرد .

    خلاصه همیشه در حسرتم ، خوش به حال پسرایی که خواهر دارن

    موضوعات مرتبط :
    مسائل پسران جوان

  • ۵ موافق ۲ مخالف
  • ۲۷۷ نظر
    • ۸۰۳۹ بازدید
    • يكشنبه ۲۲ آذر ۹۴ - ۱۶:۲۴

    برو بالا