خانواده برتر

انتخاب همسر، مسائل دوران عقد، مسائل زناشویی و تربیت فرزند



۲۷۹ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «سامان متاهل جنوب» ثبت شده است

من باید سنگ کی رو به سینه بزنم امریکای کافر یا ایران اسلامی ؟

آیا من باید بگویم مرگ بر امریکا؟
آیا من باید از امریکا متنفر باشم؟
من یک پسر نابینای 29 ساله هستم با خودم داشتم فکر میکردم اگر کشور امریکا نبود من الان چه وضعیتی داشتم بگذارید از اینجا شروع کنم ما نابینایان برای کار با رایانه از نرم افزارهای صفحه خوان استفاده میکنیم که بهترینشون نرم افزاری به نام JAWS  است که متعلق به یک شرکت امریکایی به نام Freedom Scientific  است من با یکی از بزرگان این شرکت با ایمیل در ارتباطم ایشون میگند ساخت و تولید این چنین نرم افزارهایی  هزینه سنگینی داره که به دلیل کرک شدن این نرم افزارها هزینه ها چند برابر میشه ایشون میگند اگر یک روز دولت امریکا از ما حمایت مالی نکنه شرکت ما نابود خواهد شد و بقیه ماجرا رو حدس بزنید
کمپانی عظیم گوگل که همش در رسانه های ما میگند جاسوس صهیونیستهاست زندگی مرا از این رو به اون رو کرده این کمپانی عظیم امکاناتش رو جوری طراحی میکنه که برای نابینایان هم قابل استفاده باشه حتی اخیرا هم یک شاهکار زده و OCR فارسی درست کرده یعنی یک نابینا میتونه کتاب بینایی فارسی رو با OCR این شرکت مطالعه کنه سیستم عامل ANDROID که برای گوشیها است در این کمپانی به گونه ای طراحی میشه که نابینایان هم بتوانند با این سیستم عامل و گوشیهای لمسی کار کنند
کمپانی عظیم microsoft سیستم عامل ویندوزش رو جوری طراحی میکنه که نابینایان هم بتونند براحتی باهاش کار کنند
اما کمپانی عظیم apple که سر تعظیم فرود میارم جلوی مدیران این شرکت چون از وقتی گوشی IPHONE خریدم کلی زندگی برایم راحتتر شده  این شرکتهای عظیم خیلی راحت می تونند قشر نابینا رو در نظر نگیرند که حتی منجر به این بشه که محصولاتشان بهتر بشه دولت امریکا هم از شرکتهایی که نرم افزار و سخت افزارهای مخصوص معلولین طراحی میکنند به شدت حمایت میکنه
اما در جایی که من زندگی میکنم هنوز سایتهای دانشگاهش  جوری طراحی میشه که اصلا با صفحه خوانها سازگار نباشه انگار نمی دانند که ما چند صد دانشجو نابینا در کشور داریم   شرکتهای خصوصی بودند در این چن ساله که نرم افزارها و سخت افزارهایی مخصوص نابینایان ساختند و به دلیل حمایت مالی نشدن نابود شدند دو سه سال قبل رفته بودم به یکی از بانکهای دولتی عابر بانک بگیرم رئیس بانک گفت توی کور عابر بانک میخواهی چه کار البته بماند که نشوندمش سر جاش که طرف مجبور به عذرخواهی شد  و موارد دیگر
خیلی طولانی شد ببخشید حال من باید سنگ کی رو به سینه بزنم شیطان بزرگ یعنی امریکای کافر یا ایران اسلامی

پاسخ :
سلام
آمریکا خودش رو کدخدای جهان می دونه . میگه من برای تمام مردم دنیا صلح و آرامش می خوام و ...
اینا همه حرفای قشنگیه .
برای اثبات حرفاش چکار می کنه
میگه حقوق بشر باید رعایت بشه وگرنه تمام گزینه ها روی میزه ! حق کودکان باید رعایت بشه ، میاد برای شما امکاناتی فراهم می کنه که چی ؟
که بگه ببینید من چقدر مهربونم ؟ چقدر خوبم ؟ ... ؟ خب این یه روی ماجراست که به نفع شما شده .
از اون طرف میگه آهای مردم دنیا ، من این قدر خوبم که به افغانستان نیرو می فرستم تا مردمش رو از دست طالبان نجات بدم . به عراق نیرو می فرستم که با داعش مبارزه کنم .
واقعیت چیه ؟ مردم بیگناه رو میکشن
از اون طرف بیش از 90 درصد رسانه های خبری دست آمریکا و صهیونیست هاست . طوری روی مخ مردم غرب کار می کنن که مردم فکر می کنن آمریکا فرشته ی نجات بشریته .
ولی واقعیت چیه ؟!
واقعیت اینه که آمریکای مهربون و خوب شما و عواملش میان سر میبرن . زنده زنده آدم آتیش میزنن . بچه خرد سال رو میندازن تو استخر تا خفه بشه ، آدم از ارتفاع پرت می کنن . با ساطور و تبر زن دست بسته رو میکشن و ...
نمی دونم بگم خدا رو شکر کنید که نمی تونید این چیزها رو ببینید یا نه . ولی آمریکای مهربون شما هر روز داره برای نابودی کشورت و خودت توطئه چینی می کنه .

امیدوارم روزی برسه که بتونید عکس زیر رو ببینید .

منبع عکس : باشگاه خبرنگاران

عوامل آمریکای مهربون شما این دختر بچه دو سه ساله رو با زنجیر بستند و سر پدر و مادرش رو جلوش بریدند . می تونید تصورش کنید ؟!
موفق باشید
موضوعات مرتبط: مسائل متفرقه ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۱۸۳ نظر
    • تعداد نمایش : ۳۰۲۴
    • سه شنبه ۱۹ خرداد ۹۴ - ۲۲:۲۱

    عکس العمل شما در مورد کلاهبرداری های پیامکی چیه ؟

    سلام شاید بیشترتون با این کلاهبرداری های پیامکی مواجه شدین که پیام میدن شما برنده جوایز نفیس و مبلغ ..... شدین .
    چند روز پیش همسایه طبقه بالایی مون یه پیام براشون فرستادن که شما مبلغ 4000000 از طرف واحد ارتباطات و فناوری برنده شده اید .
    بعد از اونم صدای ضبط شده از ارگان مربوطه رو پخش کردن و آقایی باهاشون تماس گرفتن که حتما باید برین عابر بانک و پول دریافت کنین . اونجا که میرسن میگن کارت شما مورد قبول سیستم ما نیست ( بعد از اینکه مبلغ داخل کارت رو براشون میخونن )

    یا واسه خود منم یه پیام اومده بود قبلنا که مشترک گرامی با شماره ** 58 ***  0917 ( شمارمو خودم سانسور کردم خخخخخ ) شما در قرعه کشی مسابقه فلان برنده ی یک دستگاه نمیدونم چی یا سکه و موبایل شدین و یه کد رهگیری میدن و ..
    آخه ما رو چی فرض کردن کدوم مسابقه من شرکت کردم؟؟! که حالا بخوام جایزه شو بگیرم اونم با شانسی که من دارم... ههههه

    عکس العملاتون چیه تو این مواقع  ؟ خندتون میگیره؟ شکایت میکنین ؟ بی محلی و پیامها رو حذف میکنین؟ روز بروزم که ماشالله کلاهبرداریا حرفه ای تر داره میشه
    ممنون
    "مش حسن شلغم فروشم"
    موضوعات مرتبط: مسائل متفرقه ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۴۱ نظر
    • تعداد نمایش : ۹۳۳
    • دوشنبه ۱۸ خرداد ۹۴ - ۲۲:۱۴

    17 سالمه و به دختر عمه ام علاقمند شدم

    سلام،
    اسمم امیر، 17 سالمه و تازگیا به یکی از دختر عمه هام علاقه مند شدم اون 2 یا 3 ماه از من بزرگتره از نظر رفت آمد خوانواده هامون بگم کمه به علت این که تو 2 تا شهر جدا زندگی میکنیم و معمولا برای عید دیدنی میریم اونجا عید به عید 5 یا 6 روز اونجا میمونیم.
    و هر دومون ام همو دوست داریم ولی اون به علاقه من خبر نداره

    موضوعات مرتبط: مسائل پسران جوان ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۵۲ نظر
    • تعداد نمایش : ۳۸۷۵
    • جمعه ۱۵ خرداد ۹۴ - ۲۲:۴۷

    چکار کنم شوهرم من رو دوست داشته باشه ؟


    سلام
    من زنی سی و سه ساله هستم که پنج سال پیش با مردی که چهار سال از خودم بزرگتر بود ازدواج کردم. 
    من شاغل و ایشان ابتدا بیکار بود.  من کارمند دولت و ایشان بعدا با فشار من کارمند شد. و حالا دو برابر من حقوق می گیرد.  دست زن دارد در حد مردنم.  فحاش است به شدت.  فحش جنسی می دهد به پدر و مادرم و به خودم. 
    تمام هفته های زندگی مشترک از دستش کتک خورده ام.  خانواده اش به دلیل اینکه کلا بیسواد هستند و من تحصیل کرده و شاغلم طردم کرده اند و هر کاری یا چیزی یا دعوتی باشد فقط با شوهرم در تماس هستند. 
    حتی برای عروسی برادر شوهرهایم به من چیزی نگفتند.  شوهرم تماما در اختیار خانواده شه و من فقط نقش کلفت خونه شو دارم. 
    پنج ساله با تمام مستاجری و بدبختیش ساختم.  رابطه ی زناشویی در حد صفر هم باهام نداره.  جدا می خوابه.  بچه نمی خواد.  نه تفریحی نه سفری نه خریدی.  تمام مایحتاجمو خودم میخرم. 
    اجاره خونه میدم و خرج خودمو .  پول اونم نمیدونم چی میشه. تا اعتراضی بکنم کتک می زنه.  لطفا نگید طلاق بگیر چون اصلا منزل بابام قبول ندارن زن مطلقه رو و منم نمیتونم بخاطر آبروی اونا طلاق یگیرم. 
    بهم بگید چه خاکی به سرم بریزم که شوهرم من رو دوست داشته باشه ؟ خسته شدم از این زندگی نکبت. 
    شب و روز دارم زجر می کشم و نقشم برای شوهرم پختن غذا و تمیز کردن خونه ست فقط و فقط

    موضوعات مرتبط: مشورت در شوهرداری ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۱۶۲ نظر
    • تعداد نمایش : ۴۸۸۶
    • چهارشنبه ۱۳ خرداد ۹۴ - ۲۱:۲۵

    نامزدم نتونست دخول کنه حالا ازم برگه سلامت می خواد !

    سلام
    روزتون بخیر
    من قبل از ازدواجم چندین بار تجربه ی خودارضایی با ... ( بدون دخول ) رو داشتم ولی احساس درد و خونریزی نداشتم.
    هفته ی پیش با نامزدم رابطه داشتم ولی در ابتدا هیچ دردی رو احساس نمیکردم حتی خونریزی هم نداشتم ولی داخل واژنم چیزی مانع از این میشد که آلت نامزدم به جز 5 یا 6 سانت فرو بره و بعد از اون احساس درد خیلی شدیدی داشتم تا جایی که جیغ میکشیدم.

    الآن نامزدم شک کرده و اصرار بر این داره ک برگه سلامت بکارت بگیرم ولی من میترسم که بر اثر خودارضایی پاره شده باشه
    سوالم اینه که آیا پردم پاره شده و این احساس درد شدید برای چیه ؟

    موضوعات مرتبط: مسائل جنسی دوران عقد , برگه سلامت بکارت ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۸۰ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۱۱۰۶
    • دوشنبه ۱۱ خرداد ۹۴ - ۲۳:۱۷

    خاطره ی خانم " نارنجی " درباره خانواده برتر

    سلام

    عده ای از شما همرهان خانواده برتر به دنبال این هستید که بفهمید راهکارهایی که ارائه میدید نتیجه ای داره یا نه .

    یه نمونه :

    سلام آقای نجفی

    لطفا به کسایی که میان مشکلاتشون و مطرح میکنن و شما به عنوان پست اونا رو به نمایش میزارین تا همه راهنمایی کنن بگین که اگه مشکلشون بهتر یا بدتر شده با این مشورت ها که بچه ها میدن بیان بگن تو سایت ...
    همه ما سعی داریم در حد تجربه خودمون به خواهر برادرامون کمک کنیم اما وقتی نتیجه راهنمایی ها رو نمیبینیم هیچ وقت خودمون نمیتونیم از مشکلات بقیه و راه حلشون الگو بگیریم برای زندگی خودمون...
    من خودم دلیل اینکه تشویق شدم بیام این سایت این بود که اگه یه روزی خودمم به این مشکلاتی که بعضی دوستان برمیخورن برخوردم چه واکنشی نشون بدم...اما متاسفانه چون دوستان نمیان نتیجه راهنمایی ها رو بگن... آدم نمیدونه فکرش غلطه درسته... مشورتش جواب داده نداده... میتونه از مشورت بچه ها که در پستی گفتن واسه مشکل مشابه خودش استفاده کنه یا نه...
    لطفا شرایطی و بذارین که هر کس که میاد مشکلشو بگه تو فاصله 1 هفته تا 1 ماه بیاد بگه آیا از مشورت هایی که بچه ها کردن استفاده کرده یا نه و نتیجش چی بوده...
    من به شخصه بارها شده مشورت دادم در حد عقل و تجربه خودم بارها شده بعضی ها بگن غلطه بارهام شده بعضی ها بگن درسته راهت... اما نتیجه؟!... خدا میدونه...
    ممنون
    زهرا

    -----------

    شاهد از غیب رسید ؛


    خانم نارنجی :

    راستش من چند وقته که برای یه پروژه تحقیقی میرفتم دفتر یه مشاوره خانواده که یه اتفاق جالب برام افتاد:) ... اخرین جلسه ایی که با اقای مشاور ملاقات داشتم وقتی رفتم داخل اتاقشون دیدم خانواده برتر روی صفحه مانیتورشون بازه و دارن وبلاگ رو میخونند... راستش یه لحظه از دیدن اسم وبلاگ جا خوردم و اون اقای روانشناسم متوجه تعجب من شد.. خلاصه اینکه ازم پرسید و منم گفتم که یکی از کاربرام ..

    ایشون در باره نحوه اشناییشون با اینجا میگفتند یکی از مراجع کننده هاش یه خانومی بود که با همسرش مشکل داشت و چند جلسه تحت مشاوره بود ولی اختلافاشون حل نمیشد و حرفام اصلا تاثیر نداشت براش...

    تا اینکه یه مدت اون خانوم یهو دیگه جلسات مشاورش که تا قبلش خیلی پیگیر بود رو ادامه نداد و نیومد... میگفت بعد از یه مدت دوباره دیدم خانومه اومده پیشم و مشکلش حل شده بود.

    وقتی جریانو ازش پرسید اون خانوم گفت که وبلاگ شما رو یکی بهش معرفی کرده و خانومه هم مشکلش رو مطرح کرد و با حرف کاربرا تونست مشکلش با شوهرشو حل کنه و اخلاقشو تا حد زیادی عوض کنه !  مشاوره میگفت وقتی آدرس سوالشو پرسیدم و رفتم پستش رو خوندم از جوابها غافلگیر شدم که مردم چقدر قشنگ راهنمایی کردن .

    اون خانوم رو در کنارش کاملا همزاد پنداری میکردند باهاش و  درکش میکردند..همین هم  باعث میشد اون خانوم کاربرا رو همدرد خوبی ببینه و به توصیه هاشون عمل کنه و قبول کنه که مشکل اصلی از خودشه نه شوهرش.....

    از اون به بعد بود که اقای مشاور همیشه وبلاگتون رو دنبال میکرد و جز خواننده های خاموشتونه... ایشون میگفت علاوه بر چیزهای فوق العاده ایی که از تجربه کاربرا یاد گرفته که توی هیچ کتابی نخونده ، یه بارم با توجه به شرایط خاص مراجع کنندم و مشکلش بعد از حرف زدن باهاش ،بهش گفتم که موضوعت رو اینجا مطرح کن... میگفت اولش اون شخص کلی بد و بیراه نثارم کرد و گفت پول مفت میگیری و ... بعد یه مدت اون شخص با یه دسته گل اومده سراغم و کلی ازم تشکر کرد.... مشاوره میگفت خیلی از مراجع کننده هاش احتیاج به یه همدرد دارند که فقط به حرفاشون گوش کنه و درکشون کنه و بدونه که خیلیا همون مشکل و دغدغه رو دارند...

    مشکل اون شخص هم فقط همین بود و مشکل خاص دیگه ایی نداشت..که کاربرای اینجا تونستند این کار رو براش انجام بدند.

    الان یه چند وقته میخوام بیام این موضوع رو بهتون بگم ولی چون کارهای مربوط به تحقیقم تموم نشده بود و با مشاور در ارتباط بودم نمیشد و نمیخواستم تا قبل از اتمام تحقیقاتم هویتم شناخته بشه براشون.. تا اینکه پنج شنبه کارم تموم شد و میدونم دیگه سراغشون نمیرم و هیچ ارتباطی هم باهاشون ندارم.....

     فقط خواستم ازتون خیلی خیلی تشکر کنم مردم دغدغه هاشونو میگند و هر کس بر اساس زاویه دید خودش نظرش رو میگه و مشکلی رو حل میکنه... حتی به نظرم پست هایی که صرفا جنبه بحث و مناظره ایی هستش هم به خیلیا کمک کرده و مطمعنا باعث تغییر نگرش خیلیا شده  در مورد موضوعات دیگه هم همینطور...

    میدونستم امار بازدید کننده های اینجا بالاست و دکتر زیاد داره :) ولی فکر نمیکردم که اینقدر بین خود مشاوره ها هم طرفدار داشته باشه :)) اصلا  یه احساس غروری بهم دست میداد وقتی داشت از راهنمایی های کاربرای اینجا تعریف میکرد که اینقدر راحت و بدون چشم داشتی تجربیاتشونو در اختیار بقیه میزارند :)
    واقعا جای تبریک داره...
    از همه کاربرای عزیز هم تشکر میکنم...حرفاشون برای من یکی که خیلی خیلی مفید بوده و در خیلی از زمینه ها کمکم کرده :)
    یه نکته جالب دیگه هم بگم و دیگه پرحرفی نمیکنم... ایشون وقتی فهمیدند من از کاربرای اینجام ،خیلی سعی کرد از زیر زبونم بیرون بکشه که کیم:)  .. حتی اسم چند تا از خانومای وبلاگ رو هم گفت ولی اسم "نارنجی" به ذهنشون نرسید ! یکی دو تا انتقاد بامزه هم در مورد شخصیت یکی دو نفر از اقایون اینجا گفت :)) که  فکر میکنم درست نباشه که بگم چی گفتن :)))

    این موضوع هم بگم که من به ایشون گفته بودم طریقه اشناییش رو به شما میگم ... ایشونم مشکلی نداشتند.. نمیدونم چرا خودشون جز خواننده های خاموش هستند ولی گفتن بهتون بگم اولین باری که اون خانوم این وبلاگ رو بهش معرفی کرد خیلی متلک خورد و اون خانوم به انواع شیوه ها بهش فهموند درِ دفترشو تخته کنه و گل بگیره :).. با اینکه خیلی هم کارشون بد نیست  و در حیطه کاریشون به نسبت شناخته شده اند :)) خلاصه اینکه خیلی متلک خوردن از اون خانوم بخاطر اینجا .. ولی باز هم ازتون قدردان بود :))
    ببخشید  خیلی حرفام طولانی شد .. دلم نیومد این ماجرا رو براتون تعریف نکنم :)


    موضوعات مرتبط: مربوط به خانواده برتر ,

  • ۲ موافق ۰ مخالف
  • ۶۶ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۶۶۱
    • يكشنبه ۱۰ خرداد ۹۴ - ۰۷:۰۱

    مادر شوهرم بر خلاف ما ، بچه می خواد

    سلام
    نزدیک به سه ساله که ازدواج کردیم و منو شوهرم هر دو فعلا قصد نداریم بچه دار شیم البته بیشتر تصمیم دست شوهرمه, یعنی من سپردم دست اون هر وقت اون خواست, خدا رو شکر روابطمونم خیلی خوبه و یجورایی زن و شوهر فانتزی هستیم و از کوچیکترین کارا تو زندگیمون لذت میبریم و اما مادر همسرم عوض اینکه خدا رو شکر کنه که روابط ما خوبه, دایم به من گیر میده بچه بیارید مادرشو دوس دارم اما هربار که این موضوعو مطرح میکنه منو ناراحت میکنه, به شوهرمم گفتم یکی دوبار گفتم,ا بهم گفت هر کسی که گفت بگو شوهرم نمیخواد اما هربار که به مادرش این جوابو دادم بهم میخندید و باحالت مسخره میگفت مگه باید پسرم بخواد
    آدم کینه ای نیستم اما هربار که کله منو میبینه این موضوعو میگه و نارحتم میکنه منم آدمی ام که به حرف حساسم
    دوس ندارم از مادرش متنفر بشم اما با این وضعیت که پیش میره کم کم داره ازش بدم میاد
    چیکار کنم چی بگم که این قضیه تموم بشه؟

    موضوعات مرتبط: بارداری و زایمان , روابط عروس و مادر شوهر ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۲۰ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۱۷۷
    • جمعه ۸ خرداد ۹۴ - ۰۰:۰۹

    دو پسرم با هم اختلاف پیدا کردند

    سلام
    والله عرض کنم که خانمی هستم مسن دارای عروس و داماد
    خودم با سی سال کار برای دولت بازنشسته شدم و حقوق بخور نمیری دارم و زندگی رو با همین حقوق بازنشسگتی می گذرانیم  خدا رو شکر
    که فعلا مشکلی نداریم زندگی میگذره
    مشکلی که اخیرا برامون پیش اومده اختلاف بین دو برادر هست
    از 6 سال پیش دو پسرم با هم شروع کردن بکار کردن با هم کارگاهی زدن و سایتی زدن و جنس تولید میکردن و میفروختند پسر بزرگم ازدواج کرده و دو سه سالی هست که خانمشو بر خلاف میل پسر کوچیکم برده تو دفتر خودشون شده حسابدار شرکتشون .
    حالا امسال که اومدن حساب کتاب کنند پسر بزرگه با همکاری خانمش آب پاکی رو ریخته رو دست پسر کوچکم و از شرکت انداخته بیرون و میگه همه چیز مال منه از دفتر گرفته کارگاه و سایت ها . فقط چند تا دستگاه رو میگه شریکم اونم سهمشو بفروشه بمن و چک یکساله بهش بدم .

    الان موندم چه کنم طرف کدومشو بگیرم میترسم خون بپابشه
    شب و روز ندارم بخدا
    واقعا چه کنم؟

    موضوعات مرتبط: مسائل متفرقه ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۱۲ نظر
    • تعداد نمایش : ۸۴۹
    • جمعه ۱ خرداد ۹۴ - ۱۵:۴۸

    من کسی ام که در گیر و دار دادگاه هستم

    دوستان ازتون خواااهششش میکنم اگر الان همسرتون رو در کنارتون دارین اگه تو هوایی نفس میکشین که نفسهای اونم هست قدر این زندگی و با هم بودن رو بدونید .

    شکر خدا رو کنید بابت لطف و عنایتی که بهتون کرده و این همسر و زندگی رو بهتون داده و با جون و دل حفظش کنید...
    دنبال مقایسه کردن همسرتون با این و اون ،دنبال ایکاش ها و اما و اگر ها نباشید. همونی رو که دارین حفظش کنید و با محبت کردن و احترام گذاشتن و همدلی کردن و کنار گذاشتن غرور و گذشت بالا ببریدش و برسونید به جایی که میخواین...
    مهم ترین نکته به دیگران به هیییچچچ وجه اجازه دخالت ندین و حرفتون رو بیرون از خونه نبرید...
    من کسی ام که در گیر و دار دادگاه هستم . با وجود اینکه هر دومون واقعا همدیگه رو دوست داریم اما خودخواهی و دخالت دیگران و دشمنی کردن و سنگ انداختن یه عده از خدا بی خبر، باعث شده الان به جای اینکه کنار هم باشیم متاسفانه مقابل هم بایستیم. و تماشا گر از بین رفتن زندگی باشیم که به پاش زحمت کشیدم و به پای سختی هاش واستادیم و حالا که تازه روز خوشیمون رسیده بود حسودی و خودخواهی دیگران مثل بختک افتاده رو زندگی مون و داره از بین میبردش.

    با هر بار یاد آوری خاطراتمون یا فکر کردن به اینکه نکنه واقعا برسه لحظه ای که مجبور شم برگه طلاق رو امضا کنم نفسم بند میاد و بغض میخواد خفم کنه. شرایط جوری پیچیده شده که هیچ راه حلی و هیچ صحبت و مشاوره ای کمک نمیکنه .مگه اینکه خود خدا لطفی کنه و زندگی مون رو یه بار دیگه بهمون ببخشه.
    دوستان یه بار دیگه و واقعا از ته دل میگم قدر زندگی تون و همسرتون رو با تمام ایرادات و کاستی هاش بدونید و حواستون رو شش دنگ بدین به زندگی فکر نکنید شما سوای از دیگران هستین و هیچ موقع براتون پیش نمیاد ... که انشالا به حق چهارده معصوم هیچ کدوم تون طعم تلخشو نچشید.فقط منظورم اینه که هوشیاری تون رو بالا ببرید و از زندگی تون حفاظت کنید.
    مهمترین دعا و تشکرتون از خدا بابت همسری که بهتون عطا کرده باشه.
    یه خواهش از شما انسانهای خوب که میاین تو این سایت و با نظراتتون به دیگران کمک میکنید دارم .. میشه سرنمازتون ، موقع مناجاتتون من رو هم دعا کنید شاید با دعای خالصانه افرادی مثل شما دری از رحمت خدا به روی منه دلشکسته باز شه...ممنون از همتون.

    موضوعات مرتبط: مشورت در زن داری , مشورت در شوهرداری , منفورترین حلال خدا ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۳۱ نظر
    • تعداد نمایش : ۹۵۶
    • جمعه ۱ خرداد ۹۴ - ۱۲:۰۷

    بعد از 3 سال جدایی بدون طلاق ، اظهار پشیمونی می کنه

    سلام
    منو همسرم بعد از سه سال زندگی مشترک تصمیم به جدایی گرفتیم ولی متاسفانه خوب جدا نشدیم و همسرم خودش منو ترک کرد و رفت و یه درگیری لفظی خیلی وحشتناک به همراه آبرو ریزی و..... بین خانواده ها به وجود اومد که جایی برای برگشت نذاشت .

    من اقدام کردم برای نفقه تا جایی که کار کشید به دادسرا و پلیس .... منم طاقت این چیزها رو نداشتم و خلاصه دیگه پیگیر نشدم و دلم نمیومد بندازمش زندان
    از اون ماجرا سه سال میگذره و منم هیچ خبری ازش نداشتم تا اینکه اومده میگه پشیمونم و با هم زندگی کنیم. آیا زندگی بعد از سه سال جدایی معنی میده ؟
    حرمت هایی که از بین رفته رو چه کار کنم؟
    خانواده هامونو چکار کنم که دشمن خونی هستن ؟
    اعتمادم ازش سلب شده طلاق بگیرم؟

    موضوعات مرتبط: منفورترین حلال خدا ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۱۵ نظر
    • تعداد نمایش : ۸۴۸
    • پنجشنبه ۳۱ ارديبهشت ۹۴ - ۲۳:۴۵

    بعد از طلاق چقدر احتمال پشیمونی طرفین وجود داره ؟

    سلام دوستان
    متاسفانه آمار طلاق روز به روز در حال افزایشه به نظر شما طلاق بیشتر روی خانومها اثر منفی و بدی میزاره یا آقایون ؟
    با توجه به اینکه با تنفر از هم جدا میشن ایا بعد از طلاق دلتنگ هم میشن و میتونن هم رو فراموش کنن ؟
    بعد طلاق چقدر احتمال پشیمونی هست ؟
    آیا ازدواج اول روابط جنسی در ازدواج دوم را تحت تاثیر قرار میده ؟
    ممنون میشن تجربه خودتون یا اطرافیانتون رو بگید

    موضوعات مرتبط: منفورترین حلال خدا ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۱۰۹ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۳۱۳۸
    • دوشنبه ۲۸ ارديبهشت ۹۴ - ۲۱:۰۲

    دوست صمیمی من عاشق برادرم شده

    سلام

    دوست صمیمی من که مثل خواهریم با هم ، عاشق شده،عاشق برادر من... در حالی که برادر من خیلی  توجهی به اون نداره، اما دوست من خیلی زیاد دوسش داره .
    من میخوام این دو تا بهم برسن... اما نمی دونم چکار کنم ؟
    در ضمن فقط خودم و دوستم از این حس خبر داریم ... کمکم کنید

    موضوعات مرتبط: واسطه گری برای ازدواج ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۱۷ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۳۷۱
    • دوشنبه ۲۸ ارديبهشت ۹۴ - ۲۰:۵۷

    راهی هست که من غسل نکنم و نماز بخونم؟

    سلام

    دوستان شرمنده که این سوالو می پرسم اما خواهش میکنم راهنماییم کنید چون روم نشد از کسی بپرسم.

    من تو دوره عقدم. وقتی که با همسرم معاشقه داریم من واسه اینکه نماز میخونم باید غسل کنم اما مشکل اینجاس که جلو خانوادم نمیتونم برم حمام  چون همه متوجه میشن که ما با هم رابطه داشتیم. راهی چیزی هست که من غسل نکنم و نماز بخونم؟

    موضوعات مرتبط: احکام زناشویی ,

  • ۱ موافق ۱ مخالف
  • ۴۶ نظر
    • تعداد نمایش : ۵۲۲۵
    • شنبه ۱۲ ارديبهشت ۹۴ - ۲۲:۳۴

    کدام معلم دوران تحصیلی بیشتر در نظرتان مانده است

    روز معلم مبارک

    سلام دوستان روز معلم را که امسال با سالروز میلاد فرخنده مولود کعبه امام علی امیر المومنین هم زمان شده است را به تمام معلمین عزیز و دلسوز تبریک می گویم

    از کاربران عزیز می خواهم در این موارد پاسخ بدهند

    _ کدام معلم دوران تحصیلی بیشتر در نظرتان مانده است

    _ چگونه می توان از زحمات معلمین تجلیل و تشکر کرد

    _ بهترین هدیه برای روز معلم چه چیزی می تونه باشه

    _ یکی از خاطرات هدیه دادن در روز گرامیداشت مقام معلم را بفرمایید

     " عباس آقا "

    موضوعات مرتبط: مسائل متفرقه ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۹۷ نظر
    • تعداد نمایش : ۲۳۰۸
    • شنبه ۱۲ ارديبهشت ۹۴ - ۲۲:۳۰

    دنیای بعد از طلاق چقدر بده ؟

    با سلام

    من یه مشکل بزرگ برام پیش اومده به کمک فکری احتیاج دارم من ده ساله ازدواج کردم یه پسر چهار ساله دارم من و همسرم دانشجو بودیم عاشق همدیگه شدیم و ازدواج کردیم هر دو تامون دانشجوی دکتری هستیم و کار خوب و با درامد مناسب داریم .

     بدبختی من فقط بد دهنی همسرمه و وقتی عصبانی میشه فحش میده جلوی خانوادم سرم داد میزنه منم الان یک ماهی هست اومدم خونه بابام جالبه میگه همینه که هست میگم مشاور میگه تو برو من مشکلی ندارم حالا حرف طلاق میزنه میگه یکی بهتر از تو رو گیر میارم نمی خوام از خودم تعریف کنم ولی من هیچی کم ندارم نمی تونم این زندگیو دیگه تحمل کنم از طلاق میترسم .

    خانوادم گفتن حمایتم میکنن من چه کار کنم تن به اون زندگی ذلت بار بدم یا طلاق بگیرم دنیای بعد از طلاق چقدر بده ؟

    دیگه کم آوردم من از هر لحاظ براش کم نذاشتم نه جنسی نه مالی نه روحی .

    موضوعات مرتبط: منفورترین حلال خدا ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۳۴ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۳۹۱
    • دوشنبه ۲۵ اسفند ۹۳ - ۲۰:۳۵

    scroll bar code