خانواده برتر

انتخاب همسر و مسائل خواستگاری، مسائل دوران عقد، مسائل زناشویی، تربیت فرزند ، تبلیغ رایگان مشاغل نو پا، مسائل زنان ، ارتباط با خانواده، مسائل اعتقادی


۳۶۵ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «سامان متاهل جنوب» ثبت شده است

چجوری به شوهرم بگم نمی تونم در کنار خانوادش زندگی کنم ؟

سلام

من زیر 25 سال سن دارم در دوران عقد هستم 13 سال اختلاف سنی هم با همسرم دارم . الان مشکل ما اینه که نزدیک 2 سال و خورده ای هست عقد هستیم .

همسرم عذاب وجدان داره برای عروسی گرفتن و جدا شدن از خانوادش خیلی سختشه با اینکه خانوادش از لحاظ مالی اوکی هستن ایشون از لحاظ احساسی عروسیمون رو هی عقب میندازه .

چون مامان ایشون خیلی تحریکش میکنه که تو بری ما تنها میشیم چه کنیم و از این حرفها با اینکه فرزندان دیگه ای دارن ولی به این وابستن و دوس ندارن ما بریم سر زندگیمون .

این یک طرف قضیس یک طرف دیگه هم اینه که همسرم میگه اونا هم باید بیان تو ساختمونی که ما قراره زندگی کنیم و من هم تن تن برم بهشون سر بزنم احساس تنهایی نکنن .

ولی من همچین دختری نیستم اینکارارو انجام بدم و دوس ندارم کنار خانواده شوهر زندگی کنم چون تو این مدت خیلی ازارم دادن . منظورم مادرشه خیلی چیز ها هست که نمیخوام بازگو کنم فقط میخوام راهنماییم کنید چجوری به همسرم بگم با اونا تو یه ساختمون زندگی نکنیم؟

ممنون میشم راهنماییم کنید چون خیلی گیرم

موضوعات مرتبط: مشورت در شوهرداری , زندگی با خانواده شوهر ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۲۷ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۰۹۱
    • يكشنبه ۳۰ خرداد ۹۵ - ۲۰:۳۰

    چکار کنم این حرف ها و دخالت دیگران روم تاثیر نذاره ؟

    با سلام
    من دختری 30 ساله هستم از یک خانواده  5 نفری متوسط با وضعیت مالی متوسط فرزند اخر هستم و بقیه همه ازدواج کردن و سرزندگی هاشون هستن.

    مشکل اینجاست که پدر من که فرد خیلی دلسوزی هست و جانشم برای خانواده نثار کرده و از خودگذشتگی هاش زیاده برامون .

    با چند تا اشتباه اقتصادی که کرده فشارهای زیادی رو بمن و مادرم وارد کرده در صورتی که الان میتونست در ارامش و رفاه دوره بازنشستگی رو بگذرونن مجبورن قسط بدن و صرفه جویی کنن همش .

    ولی برای من چیزی دریغ نمیکنن حالا من مشکلم اینجاست من یک کاره نیم وقت دارم که هر چی در بیارم برای شخص خودم هست ولی وقتی این سختی ها رو میبینم دلم میگیره زیاد برای پدر و مادرم .

    منم جایی که بتونم کمک میکنم و صرفه جویی میکنم ولی مشکل اینجاست یک فامیل و شوهر خواهری دارم که خیلی با حرفهاشون مارو اذیت میکنن .

    ما داریم با ابرو با شرایط کنار میایم و تحمل میکنم و سخت و یا اسون میگذرونیم اما اونا با حرفهای سنگین زیر سوال بردن پدرم و تصمیماتشون و حتی بردن زیر سوال پاکی و خلوص و انسانیت و ایمان پدرم که ضرری که کرده بخاطر این بوده صادق و ساده  بوده و روراست بوده هست رو زیر سوال ببرن و همش جلوی من با تیکه ها و کنایه ها و حرفهای الکی  من رو عصبی کنن و پرخاشگر که هر چی میخوام روم تاثیر نذاره میذاره .

    و یک وقتها حس بدی نسبت به پدرم پیدا میکنم ولی زود شرمنده میشم و جبران میکنم حالا میخوام از شما  لطفا راهنمایی کنید که من چکار کنم تو این دنیای که همه فکر پولن و نفع خودشون من ارامتر زندگی کنم ؟ چکار کنم این حرف ها و دخالت دیگران روم تاثیر نذاره ؟ لازم به ذکره پدر من هفتاد سالشون هست .

    موضوعات مرتبط: مسائل گوهران کشف نشده ,

  • ۱ موافق ۰ مخالف
  • ۱۵ نظر
    • تعداد نمایش : ۶۸۱
    • شنبه ۲۹ خرداد ۹۵ - ۲۱:۰۴

    بر آوردن نیاز عاطفی جنس مخالف بدون قصد ازدواج

    سلام

    من دختر بالای 30 سال هستم . تا حالا با هیچ پسری دوست و حتی هم صحبت نبودم و روابط دوستی دختر و پسر رو هم قبول ندارم.

    بنا به دلایلی قصد ازدواج ( یا بهتره بگم شرایط ازدواج ) ندارم. سوال من اینه که اگر با اقایی که ایشون هم مجرد و قصد ازدواج ندارند بصورت مجازی ارتباط داشته باشم چه اشکالاتی میتونه داشته باشه؟

    اصلا همدیگرو ندیدیم .من فقط عکس ایشونو دیدم. و در یک شهر کاملا دور ازمن زندگی میکنن.(بیشتر از 2000 کیلومتر ) حتی این اقا دقیقا شهر محل زندگی منو نمیدونن و من قصد هم ندارم چیزی در این مورد بگم چون نمیخوام این ارتباط حتی بصورت یه لحظه هم واقعی باشه.

    ما تصادفا فهمیدیم که تقریبا همکار هستیم و گاهی در زمینه کاری با هم مشورت میکردیم. میخوام صادق باشم برای همین نمیگم که فقط ارتباط ما جنبه کاری داره من تو ارتباطم خیلی وقت ها حس میکنم تکیه گاه محکمیه چون واقعا راهنمای خوبی هستن و شاید از لحاظ عاطفی هم کمی وابسته شده باشم.

    فکر میکنم ایشون هم به لحاظ عاطفی همینطور باشند. حدود دو ساله که ارتباط ما هفته ای یکبار و شاید هم دیرتر ماهی یکبار باشه باشه. میخوام بدونم اگه این ارتباط ادامه داشته باشه نه برای مسائل کاری بلکه برای مسائل روزمره، درد دل کردن و بر آوردن نیاز عاطفی همدیگه ایا مشکلی بوجود میاد ؟

    لطفا فقط از بعد مذهبی و دینی تفسیر نکنید. میخوام همه جنبه هاش روشن بشه. تشکر میکنم.

    موضوعات مرتبط: مسائل گوهران کشف نشده ,

  • ۰ موافق ۱ مخالف
  • ۴۶ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۳۰۱
    • شنبه ۲۹ خرداد ۹۵ - ۲۰:۴۱

    مردان در اولین برخورد با یک زن نسبت به اون کشش جنسی دارند ؟

    سلام

    مردان در اولین برخورد با یک زن حس کشش و میل جنسی به او دارند ؟ اشاره کنم که کشش جنسی رو بد نمیدونم و اقایون ناراحت نشند .

    ولی سوالم اینه که ایا یه مرد در اوایل حسش به یک زن فکر میکنم یک خوش اومدن ساده اس و بیشتر حسش کششه جنسیه که حس بدی هم نیست .

    صحبتم درسته؟

    در واقع وقتی در ابتدا مردی از زنی خوشش میاد باعث ایجاد کشش جنسی میشه و حس علاقه ی زیادی نیست . به مرور زمان علاقه ایجاد میشه . حس اولیه یه مرد به زن کششه که مسلما تا زمانی که مردی از زنی خوشش نیاد این کشش ایجاد نمیشه ولی حس اولیه یه مرد به زن شاید بگم 20 درصد حسیه که ازش خوشش میاد و بقیه اش کششه جنسیه که بخاطر 20 درصده بوجود اومده .

    لطفا بگید که درسته یا نه و اینکه به مرور زمان این حس چه تغییری میکنه ؟ و در اخر تاکید کنم که این کشش رو بد نمیدونم . لطفا جبهه نگیره کسی . فقط سوالیه که میخوام جوابش رو بدونم .

    موضوعات مرتبط: مسائل دختران جوان ,

  • ۰ موافق ۱ مخالف
  • ۴۲ نظر
    • تعداد نمایش : ۲۷۹۸
    • شنبه ۲۹ خرداد ۹۵ - ۲۰:۳۱

    اولویت بندی اعضای خانواده بر اساس میزان علاقه به اون ها

    سلام

    میخواستم نظر همه مردها و زن های مجرد و متاهل رو در مورد این سوالم بدونم:

    موارد زیر رو به ترتیب عشقی که بهشون دارین، مرتب بکنین، یعنی بگین که کدوم رو بیشتر از همه تو زندگیتون دوست دارین یا خواهید داشت، دلیلش رو هم بگین اگه امکانش هست، در ضمن، خواهشا جنسیت خودتون رو هم مشخص بکنین، خیلی خیلی ممنون.

    مادر و پدر - همسر (شوهر یا زن) - فرزند.

    موضوعات مرتبط: مسائل متفرقه ,

  • ۰ موافق ۱ مخالف
  • ۱۱۴ نظر
    • تعداد نمایش : ۲۴۴۹
    • چهارشنبه ۱۵ ارديبهشت ۹۵ - ۲۱:۱۸

    عاشق یکی از دانشجویانم شده ام

    سلام

    من زنی هستم 36 ساله و استاد دانشگاه . مدتی است به یکی از دانشجویان خودم علاقه مند شده ام که حدود 25 سال سن دارند . حدود دو سه سالی که در ترم های مختلف ایشان با من درس داشتند شناخت بنده از ایشان بیشتر شده .

    من حدود پنج سالی است که از شوهر قبلیم جدا شدم و تنها زندگی میکنم . میخواهم صادق باشم هم احساس تنهایی شدید و هم نیاز شدید جنسی خیلی مرا ازار میدهد .

    اما باور کنید اینها تنها دلایل من برای ازدواج نیستند نه . عرض کردم من 36 ساله هستم و بچه نیستم که چشم بسته وارد یک زندگی جدید شوم با توجه به انکه یک بار تجربه داشته ام .

    از جهات مختلف و شخصیت ایشان مناسب بنده هستند . اما حال نمیدانم چه طور این مسئله را به ایشان مطرح کنم . این را هم عرض کنم طی بعضی صحنه ها که خود شاهد بوده یا از سایر دانشجویان دخترم شنیدم ایشان ازدواج با خانومی بزرگتر از خود را اشکالی در ان نمی ببینند و خودشان گفته اند که مادرشان چند سالی از پدرشان بزرگتر بوده . از این جهت خیالم راحت است . لطفا خواهران گرامی کمکم کنند . چه طور علاقه خودم را به ایشان ابراز کنم .

    موضوعات مرتبط: ازدواج با پسر کوچکتر از خود , ازدواج با زن مطلقه یا بیوه ,

  • ۲ موافق ۱ مخالف
  • ۱۲۷ نظر
    • تعداد نمایش : ۵۸۵۰
    • سه شنبه ۱۴ ارديبهشت ۹۵ - ۲۱:۱۵

    ترک خانواده برتر براتون چقدر سخته؟

    سلام
    جام دل – حامد هستم؛ دو تا سوال دارم :

    سوال اول : نظرتون درباره ترک کردن اینجا توسط خودتون یا سایر کاربرها چیه؟

     تو این مدت 7-8 ماهی که تو وبلاگ بودم دیدم کاربرهایی که بودن و الان نیستند. و هستند کاربرهایی که می خوان برن! هر کسی هم برای رفتن خودش دلیلی میاره . من نظرات بعضی هاشون رو آنالیز (!) کردم و دیدم که اغلب دلایل زیر رو عنوان می کنن:

    ---- فضای اینجا یکدسته (منظورشون اینه که اغلب بچه ها مذهبی ان) .

    من خودم ادم مذهبی نیستم ولی دارم راحت نظر می زارم و هیچ مشکلی ندارم . اصلا هم اینکه یک نفر مذهبی بیاد از اعتقاداتش بگه و اگه مخالفش هم باشم باز ناراحت نمی شم! دلیلش اینه که تو جامعه ما آدمهای مذهبی و غیر مذهبی کنار هم داریم زندگی می کنیم . اگه از هم فرار کنیم که چیزی درست نمی شه. خود من تو زندگی واقعی هم همینطورم و با هر دو قشر دوستم . نه تنها ضرر نکردم بلکه کلی هم فایده داشت که بتونم آدمهای مختلفو بهتر بشناسم. فقط باید شنیدن صدای مخالفو تو خودمون تقویت کنیم و نظرات مخالفمونو محترمانه بگیم.

    ---- بعضی ها نظراتشون توهین آمیزه .(یعنی به قشر خاصی یا فرد خاصی با تندی حمله می کنند)

    موضوعات مرتبط: مربوط به خانواده برتر ,

  • ۴ موافق ۰ مخالف
  • ۱۳۶ نظر
    • تعداد نمایش : ۲۰۷۴
    • دوشنبه ۱۳ ارديبهشت ۹۵ - ۲۱:۴۰

    برای پیشرفت کارم باید شهرت پیدا کنم

    سلام

    من موقعیتم طوریه که برای پیشرفت کارم باید شهرت پیدا کنم. دانشجو هستم و میخوام مدرس کنکور بشم. به نظر شما من چطور مشهور بشم؟ به نظر خودم شبکه های اجتماعی بهترین راهه مثلا اینستاگرام. اما مشکلاتی هم داره. مثلا توی اینستاگرام جمعیت شاخ زیاده و فالو نمیکنن. فیس بوک یه جورایی متروکه شده و نسل جوون توش نیست بیشتر همون قدیمی ها هستن. توییتر ایرانی کم داره. وبسایت زدن هزینه داره. وبلاگ بازدید نداره و... تبلیغات هم هزینه زیادی داره و فعلا قصد تبلیغ توی روزنامه و مجله ندارم.

    به نظر شما بهترین شبکه اجتماعی برای معروف شدن چیه؟

    و اگر احیانا کسی تجربه این کار رو داره لطفا بگه چه روندی رو در پیش گرفته و چه خط قرمز هایی رو قائل شده؟ مثلا اگر من برای پیشرفت کارم یه پیج توی اینستاگرام بسازم خوبه که آدم های دیگه رو فالو کنم که با پیج آشنا بشن یا فالویینگ پیج رو پایین نگه دارم. یا مثلا تا چه حد جنبه شخصی داشته باشه؟ عکس از خودم بذارم یا فقط مطالب درسی باشه؟ مثل ادم های معروف جواب کامنت و دایرکت ندم یا بدم؟ و ...
    با تشکر

    موضوعات مرتبط: کسب و کار ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۴۰ نظر
    • تعداد نمایش : ۵۵۲
    • شنبه ۱۱ ارديبهشت ۹۵ - ۲۳:۱۶

    موندم کدوم پیشنهاد شوهرم رو قبول کنم؟

    سلام به همه ی خانواده برتری ها

    من نه ماهه نامزدم .نامزدم هم بچه ی آخر خونواده شونه .که * تا خواهر و * تا برادرن . کلا همه شون هم *** خونه زندگی دارن. پدر شوهرم هم تازه فوت شدن. نامزدمم هم با مامانش میمونه...

    ی مسئله ای برام پیش اومده. ما قرار بود که از اول تو حیاط مادر شوهرم خونه بسازیم به خاطر اینکه تنها نمونه و ...
    حالا شوهرم میگه که دو تا راه دارم یا حیاط خودشون خونه میسازیم که اینجوری مادرشوهرم شب ها تو خونه خودش میخوابه یا اینکه یه کم دور میریم و شب ها شوهرم مادر شوهرمو میاره پیش خودمون ...
    منم موندم کدومو قبول کنم؟

    اگه قبول کنم تو خونه پدریش خونه درست کنه , خونه مامانم هم نزدیک هستیم راحت تر میشه برام ولی از یه طرف هم از حرف و حدیث و حرفای خاله زنکی پنج تا خواهرش میترسم که عید و تابستون میان . از یه طرف هم که تو ی حیاط با مادر شوهرم زندگی کنم و ...

    اگه هم قبول کنم که مادر شوهرم شبا بیاد اینو هم دوس ندارم که هر شب مادر شوهرم بیاد خونه مون . من صبح ها میرم سر کار اون تا بیدار شه بره یا که بمونه...از ی طرف هم میترسم قبول کنم شبا بیاد اونم عادت کنه بگه کلا با شما میمونم ...

    البته اینو هم بگم که سه ماه تابستون اکثرا خواهر شوهرام هستن زمستون ها هم اکثرا مادر شوهرم میره تهران. ولی خب بازم میترسم قبول کنم میگم شاید خوشش نیومد بره تهران یا خواهر شوهرام تابستونو نموندن ...

    کلا هفت تا بچه ان نمیخوام مسئولیتش تنهایی بیفته گردن من و شوهرم. الان هم موندم بین دو راهی که بمونم حیاط پدریش با ساختمان مجزا و نزدیک مادر شوهرم یا یه کم دورتر بمونم و شبا مادر شوهرم بیاد پیشمون ...
    ممنون میشم راهنمایی کنید

    موضوعات مرتبط: مشورت در شوهرداری , روابط عروس و مادر شوهر ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۲۳ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۲۵۲
    • شنبه ۱۱ ارديبهشت ۹۵ - ۲۳:۱۵

    چند سوال در مورد شغل معلمی

    سلام

    در استانه هفته معلم هستیم.

    معلمانی که همه ما با تمام وجود طی سالیان درازی محیت آنان را حس کردیم از اونانی که با اخلاق بودند و دلسوز و از آنانی که بد اخلاق بودند و بی مسئولیت .

    خاطرات زیادی از همه نوع انان داریم کسانی که با اخلاقیات و افکارهای مختلف به شخصیت ما شکل دادند و اینده ما را چه خوب و چه بد رقم زدند.

    حال از کاربران عزیز می خواهم که به چند سوال در این مورد پاسخ دهند:

    1: آیا دوست داشتید شما هم معلم می شدید دلایل خود را برای معلم شدن بیان کنید
    2: اگر از بین 10 شغل برای اینده که می خواستید انتخاب کنید معلمی اولویت چندم شما است؟
    3: اگر از شغل معلمی بیزار هستید دلیل ان را بیان کنید.
    4: اگر می توانید یه خاطره خوش و یه خاطره تلخ از زمان دانش اموزی خود را در مورد معلمانتان بیان کنید.

    پیشاپیش هفته معلم را به تمام معلمان عزیز تبریک می گویم.

    موضوعات مرتبط: کسب و کار ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۶۲ نظر
    • تعداد نمایش : ۲۰۲۸
    • شنبه ۱۱ ارديبهشت ۹۵ - ۲۳:۰۹

    برو بالا