خانواده برتر

انتخاب همسر و مسائل خواستگاری، مسائل دوران عقد، مسائل زناشویی، تربیت فرزند ، تبلیغ رایگان مشاغل نو پا، مسائل زنان ، ارتباط با خانواده، مسائل اعتقادی

دسترسی سریع ← آخرین مطالب - موضوعات - فعال ترین کاربران - آخرین نظرات



۴۰ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «زن زندگی» ثبت شده است

بهترین درسی که می تونید به یه نوجوان بدید چیه ؟

سلام خدمت همه کاربرای عزیز و فهمیده

بنده این وبلاگو خیلی دوست دارم و نظرم اینه که اینجا میتونم خیلی چیزها یاد بگیرم

گاها بعضی دوستان این قدر مطالب خوب و پخته شده و ازروی تجربه های خودشون میگند که من واقعا احساس میکنم  چشمم به بعضی از واقعیتها روشن میشه

ولی‌ از همه بیشتر اون نظراتی که خالی از احساسات و عقده ها و کینه ها بوده روی من تاثیر مفیدی گذاشته

من گاها اگر وقت داشته باشم سعی میکنم خیلی از پست ها و حتی بعضی از پست های قدیمی و نظرات بعضی از دوستان که واقعا پخته و از روی اطلاعات بالا نوشته شده رو بخونم

زیاد وقتتونو نگیرم تو این پست از همه دوستان خواهش میکنم یه لطفی بکنند و به این سوال من از ته دل پاسخ بدن

اگر یه نوجوونی پیش شما بیاد و از شما بخاد که بهترین درسی که از زندگیتون گرفتید و فهمیدن اون برای اون نوجوون میتونه  بسیار تو زندگیش  تاثیرگزار باشه و  باعث خوشبختی و موفقیتش بشه چی بهش میگفتید؟

«تاموس»

موضوعات مرتبط: تربیت رفتاری پسران , تربیت رفتاری دختران ,

  • ۳ موافق ۰ مخالف
  • ۸۶ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۶۹۴
    • يكشنبه ۱۶ خرداد ۹۵ - ۱۸:۵۹

    از اینقدر علامت سوال و معما خسته شدم

    سلام

    با اقایی در ارتباط هستم ، در یک دانشگاه بودیم، برای انجام  پروژه ام به خاطر موضوعات مربوط به پروژه و کار با دستگاهها، ترم اخر دیدمش اولین بار. بعد هم که پروژه ام تموم شد و فارغ التحصیل شدیم دیگ ندیدمش.

    بعد از گذشت دو سال نیم  یک مشکلی ادرای - شغلی برام پیش اومد برای رفع مشکلم رفتم تهران  ، دیدم ایشون توی سازمانی که مربوط به سازمانی که طرف قرارداد من بود استخدام شده  ، سر این موضوع  که ایشون کلی کمکم  کرد و راهنمایی ام  کرد،  ارتباط مون یک مقدار بیشتر شد، البته مجازی چون من شهرستان ام.

    اوایل ، رسمی محترمانه و مودب بود همونطور که تو دانشگاه بود . ولی بعد یک مدت  کم کم راحتتر صحبت کرد. و از جزییات زندگیش صحبت کرد، با چه سرعتی به یکباره در مورد ازدواج صحبت کرد. و گفت که  الان خونه خریده و تنها زندگی میکنه  ولی در انتخاب دختر خیلی سخت گیره و از هر کسی خوشش نمیاد. علاوه بر عکس هایی که تو صفحه اش بود کلی عکس دیگه از خودش  در محل کارش و جاها دیگه هم توی پی وی فرستاد.

    تقریبا ماهی یکبار نه بیشتر  یک مناسبت عید و چیزی اون پیامک میداد یا من میدادم. صجبت میکردیم البته بیشترش در مورد وقایع معمول زندگی ودرس و شغل و غیره بود هر چی بیشتر میگذشت در خلال صحبت هاش هر چیزی و به شوهر و ازدواج ربط میداد . سر قضیه اون مشکل شغلی هم برگشت گفت شغل میخوای چکار؟  بهترین شغل داشتن شوهر ثروتمند هست، خواهرم شما که تحصیلات داری و ظاهر خوبی هم داری شوهر پولدار کن و از زندگی لذت ببر.

    چند بار از مشکلاتش میگفت ولی خوب منم نظرمو میگفتم که  گفت گاهی لزومی نیست راه حل ارایه بدی فقط به حرفای طرف گوش کن اینو تو ذهنت داشته باش که  پس فردا ازدواج کردی با شوهرت اینجوری باشی .

    موضوعات مرتبط: مشورت در ازدواج خانم ها ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۶۵ نظر
    • تعداد نمایش : ۲۳۰۳
    • يكشنبه ۱۶ خرداد ۹۵ - ۱۸:۴۹

    دخالت خانواده شوهرم در مسائل جنسی ما

    به نام خدا

    سلام

    من یه خانم زیر 30 سال هستم و مذهبی ، ما دو ساله که عروسی کردیم ، از همان اوایل ازدواج خانواده ی همسرم در رابطه با مسایل جنسی صحبت می کنند .

    من خیلی خجالت می کشم و اصلا دوست ندارم در مورد روابط زناشوییم به کسی بگم حتی با مادر و خواهر خودم اصلا این مسایل رو مطرح نمی کنم .

    اما خانواده ی همسرم هر وقت من رو میبینن  یا تماس تلفنی داریم از من سوال میپرسند ، مثلا شب ها تماس میگیرن . میگن شب حواست به شوهرت باشه نیازش برآورده کن ، یا میگن زود اقدام کن بچه بیارین ، یا میگن اوه شما  خونه اید  پس با هم رابطه دارید و ... .

    یک نمونش  هم امروز که پدر شوهرم به همسرم گفت و بعدش به من که روز تعطیل و اینکه پس پسرم  رو نمیذاری  کارهاش  رو بکنه و ...

    حتی مادر بزرگ همسرم هم دخالت میکنه . روابط من با شوهرم خیلی خوبه اما واکنش اون در مقابل حرف خانواده اش فقط لبخنده و اصلا جوری  نشون نمیده که ناراحت شده ، من واقعا خیلی ناراحت میشم .

    اصلا دوست ندارم در مورد این مسائل صحبت بشه تو جمع حتی جلو دامادشون . بارها به شوهرم گفتم اما انگار اون هر دفعه که از این صحبت ها میشه یادش میره  و انگار خودش هم خوشش  میاد .

    میشه راه حلی بدید ؟

    آیا درسته من خودم به خانواده شوهرم تذکر بدم ؟

    چجوری ؟

    موضوعات مرتبط: مشورت در شوهرداری , روابط عروس و مادر شوهر ,

  • ۰ موافق ۱ مخالف
  • ۶۹ نظر
    • تعداد نمایش : ۹۶۴۶
    • يكشنبه ۱۶ خرداد ۹۵ - ۱۸:۳۳

    فکر مى کنم اى کاش با مرد 40 ساله کور و کچل ازدواج مى کردم

    سلام
    دخترى 26 ساله هستم با شوهرم همسنم و تازه عقد کردم , دختر خاله اى دارم که 16 سالشه همزمان با من با پسر 30 ساله  عقد کرده, دختر خاله ام از من خوشگل تره, کلا خیلى خیلى خوشگله, شوهرش از شوهر من خیلى بى قیافه تره.
    مامانم اینا گیر دادن با خانواده ى خاله اینا بریم سفر , من تازه عقد کردم مى ترسم شوهرم ببینه پسر 30 ساله با دختر 16 ساله که از زن خودش خوشگل ترم هست ازدواج کرده حس کنه ضرر کرده و فکرش خراب بشه.
    از وقتى تو این وبلاگ کامنت ها رو مى خونم و مى بینم پسرا چقدر به ظاهر و تر و تازگى و این حرفها اهمیت مىدن دچار وسواس شدید شدم, به خدا دارم دیووونه مى شم, من و شوهرم هر دو فوق لیسانش داریم, من و از سه سال قبل دوست داشته, ولى وقتى حرفهاى ظاهر بینانه پسراى دیگه رو مى خونم مى ترسم واقعا, مى ترسم مقایسمون کنه, من دنبال امنیتم.
    نمى خوام شوهرم و از دست بدم , نمى خوام فکر کنه  ضرر کرده که با دختر 12 ساله ازدواج نکرده, به قدرى این جور مطالب تو این سایت زیاد مطرح شده که گاهى فکر مى کنم اى کاش با مرد 40 ساله کور و کچل ازدواج مى کردم و احساس خطر نمى کردم.
    دارم از وسواس داغون مى شم کمکم کنین. چطورى زندگى ام رو از خطر حفظ کنم؟ چطورى واسه شوهرم جذابتر از همه باشم؟ وقتى پسرى 35 ساله دنبال ازدواج با دختر 23 سالس, وقتى پسر 30 ساله با دختر 16 ساله ازدواج کرده, وقتى خانوم 35 ساله مىگه شوهرم به من مى گه دیگه جوان نیستى, مى ترسم خب, نگران مى شم,استرس مى گیرم.
    شوهرم یه بار مى گفت قبل از اینکه با من اشنا بشه خانوادش دوست داشتن با دختر عمه اش که الان 18 سالشه ازدواج کنه, منظور خاصى نداشت, ولى فکر من و خراب کرد, چى کار کنم؟
    موضوعات مرتبط: مسائل رفتاری دوران عقد ,

  • ۱۱ موافق ۳ مخالف
  • ۹۵ نظر
    • تعداد نمایش : ۳۰۴۴
    • شنبه ۱۵ خرداد ۹۵ - ۱۱:۲۲

    برخورد نامزدم غیر عادی و پر از شرم بی دلیله

    سلام
    دختری 26 ساله هستم، یکسال قبل با همکارم نامزد شدم، کمتر از دو سال اختلاف سنی داریم، شرایط مالی خوبی داره و از طرف خانوادش حمایت می شه، حدود ماهی 4 تومن درامدشه که با توجه به سنش خیلی خوبه.
    تو کارش کاملا ادم سخت کوش و با اخلاقیه و برخلاف سایر همکاران اصلا دنبال در رفتن از زیر مسئولیت نبوده و نیست، ظاهرش هم مقبوله، تو ارتباط با منم هیچ بد خلقی و بی مسئولیتی نداره.
    یه مسئله که حتی قبل از زمانی که بهم پیشنهاد ازدواج بده ازارم می داد خجالتی بودنشه، اصلا ارتباط برقرار کردن بلد نیست، شوخی هاش بی مزه و از سر خجالته و همه متوجه میشن که تو جمع تحت فشاره، اصلا نمی تونه چشم تو چشم ارتباط برقرار کنه و سرش و تو ارتباط با همه می اندازه پایین، اصلا  نمی خوام سخت گیری کنم و الکی روش عیب بذارم.
    این چیزی نیست که فقط من متوجهش باشم، نظر همه همینه که برخورد نامزدم غیر عادی و پر از شرم بی دلیله، گاهی اوقات موقع حرف زدن تو جمع به قدری تحت فشار قرار می گیره که باعت خجالت من پیش بقیه می شه، با اینکه بار علمی زیادی داره ولی این حالتش باعت شده کسی به حرفاش و شوخی هاش توجه نکنه، من دلم می خواد شوهرم پر اعتماد به نفس و قوی باشه و بهش افتخار کنم،.
     چند بار بهش گفتم برو پیش مشاور ولی خودش اصلا زیر بار نمی ره که حالتش طبیعی نیست، ما هنوز عقد نکردیم، گاهی اوقات تصمیم می گیرم نامزدی رو بهم بزنم ولی دلم براش می سوزه، امیدی هست که یه ادم خجالتی و معذب تبدیل بشه به یه ادم پراعتماد به نفش و قوی؟
    اگر نه دلیلی برای ادامه دادن ندارم، راستش وابستگی و علاقه ای هم بهش ندارم و اگه تا الان کنارش موندم فقط و فقط از سر ترحم بوده.
    موضوعات مرتبط: مشورت در ازدواج خانم ها ,

  • ۴ موافق ۲ مخالف
  • ۳۷ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۴۶۱
    • شنبه ۱۵ خرداد ۹۵ - ۱۰:۵۵

    کسی که سربازی نره مشکلات زیادی براش پیش میاد ؟

    سلام

    سر دو راهی وحشتناکی قرار گرفتم . من دوم دبیرستان ترک تحصیل کردم و الان نزدیک بیست سالمه نمی دونم سربازی برم یا نه . خانواده تصمیمو برای خودم گذاشتند از نامزدم پرسیدم اون گفت نرو .

    یکی از دوستان گفت اول ازدواج کن بعد برو بهت سخت نمیگیرن اونوقت . نظر خودمم اینه که هیچ وقت نرم ولی بازم مطمئن نیستم که نمیرم . واقعا کسی که سربازی نره مشکلات زیادی براش پیش میاد ؟

    من خیلی دوس دارم زود ازدواج کنم‌ شرایطش هست ولی بازم این سربازی سر راهمه . اصلا به سربازی رفتن بعد ازدواج نمیتونم‌ فکر کنم اصلا این سربازی چیه بلای جان ما شده ؟

    شما بودید چکار میکردید؟

    موضوعات مرتبط: مسائل پسران جوان ,

  • ۲ موافق ۰ مخالف
  • ۵۶ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۱۳۶
    • دوشنبه ۱۰ خرداد ۹۵ - ۱۹:۰۱

    چه چیزی یک زن رو از چشم مردی که عاشقشه میندازه ؟

    سلام

    من یه خانوم 28 ساله هستم . در دوران عقد به علت خیانتش ازش جدا شدم  ایشون بنج سال از من بزرگتر بودن این قضیه مربوط به سه  سال بیش میشه .

    حالا من با کسی که واقعا از نظرم ایده آل بودن ازدواج کردم یک سال از زندگیمون میگذره و بی نهایت خدا رو شکر حس خوشبختی دارم .
    سوالی که دارم اینه چه چیزی واقعا یک زن رو ازچشم مردی که عاشقشه میندازه و دیگه هیچ جور نمیشه درستش کرد ؟
    نامزد سابق من وقتی بهم خیانت کرد از چشمم افتاد و هر کاری کردم نتونستم تنفری که نسبت بهش داشتم رو حتی به بی تفاوتی برسونم هنوزم ازش متنفرم  این روزا همش میترسم یه کاری کنم از چشم همسرم بیوفتم  .
    برای یه خانم خیانت میتونه اینکارو بکنه برای آقایون چه چیزهایی میتونه عشقشون رو به تنفر تبدیل کنه؟

    موضوعات مرتبط: مشورت در شوهرداری ,

  • ۳ موافق ۰ مخالف
  • ۲۹ نظر
    • تعداد نمایش : ۲۰۳۵
    • شنبه ۸ خرداد ۹۵ - ۱۸:۲۸

    دوست دارین همسرتون واستون "چیکار نکنه" ؟

    سلام
    همه ماها توی هرکاری که میخوایم اطلاعات کسب کنیم و موفق بشیم دنبال این میگردیم که چه کاری خوبه که انجام بدیم، ولی بعضی وقتا نبایدهایی که کمتر بهشون توجه میشه بیشترین ضربه رو بهمون میزنه بدون اینکه متوجه بشیم!
    یکی از این مسایل مهم همین زندگی و روابط زن و شوهره همش میگیم چی کار کنیم چی بگیم پی بپوشیم!.....!!!! اما کمتر به این توجه میکنیم که آیا بقیه کارایی که جدای از این کارای قشنگ!! تو زندگی روزمره انجام میدیم درسته یا نه؟ همین که به همسرمون روزی چند بار بگیم دوست دارم کافیه؟ یا یه جاهایی رفتارمون خلاف اینو میگه؟ بیاین این دفعه بگین دوست دارین همسرتون واستون "چیکار نکنه" ؟
    نکته مهم:
    اتفاقایی که واقعا واسه خودتون پیش اومده رو مثال بزنین کلی گوی نکنین مثلا همه ما میدونیم که غرور یه مرد رو نباید شکست اما چطوری؟ اگر خانومتون کاری کرده که غرورتون شکسته و خدا نکرده ازش دلسرد شدین اونو بگین ( شرح حال ننویسین که ... )
    مجردام میتونن هر چی دوس دارن بگن!!
    نکته نه چندان مهم:
    این رفتارهای ناخوشایند میتونه مربوط به مسایل جنسیتون بوده باشه یا رفتاری یا گفتاری یا هر چیز دیگه،مهم اینه که تا جای امکان واقعی باشه . خودم مجردم وگرنه اولیشو خودم میگفتم.
    موضوعات مرتبط: مشورت در زن داری , مشورت در شوهرداری ,

  • ۴ موافق ۰ مخالف
  • ۵۵ نظر
    • تعداد نمایش : ۴۴۱۶
    • جمعه ۷ خرداد ۹۵ - ۲۰:۳۵

    از این ناراحتم که وقتی از سر کار میاد اول میره خونه خودشون

    سلام

    دختر خانمی هستم که حدودا 1 ساله که عقدیم و شوهرم یک شهر دیگه که 1 ساعت تا شهر خودمون فاصله داره . کار میکنه و کارش شیفتیه و بین شیفت هاش میاد شهر خودمون .

    من از این ناراحتم که وقتی از سر کار میاد اول میره خونه خودشون ، به خاطر استراحت و حمام و بعد از 2 ساعت میاد خونه ما . حدودا 2 ساعتی میمونه .

    دیگه اگه نخوایم توی شهر دوری بزنیم اخر شب میاد خونمون واسه خواب . من از این موضوع ناراحتم شاید در روز 3 ساعت پیش من باشه دیگه بقیش خونه خودشونه .

    راستش من به خاطر این موضوع ازش دلسرد شدم خیلی علاقه داره به خونشون . اگه مسافرت جایی هم بریم عجله داره که سریع بریم شهر خودمون ( خیالم از هر نظر ازش راحته ها ) من چیکار کنم ازش دلسرد شدم . مث قبلا دیگه دوسش ندارم خونه خودشون هم میخواد بره پیش داداشش و مامانش

    موضوعات مرتبط: مسائل رفتاری دوران عقد ,

  • ۱ موافق ۵ مخالف
  • ۲۰ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۳۲۵
    • پنجشنبه ۶ خرداد ۹۵ - ۱۱:۰۰

    شوهر آیندم نمیگه تو مازوخیسم داری ؟!

    سلام

     من یه دختر 21 ساله هستم. اخیرا یه موضوعی ذهنمو مشغول کرده. راستش فانتزی هایی که راجع به شوهر آیندم دارم کمی از نظر دوستام غیر عادیه. بچه ها همه تعجب میکنن. میخوام بدونم واقعا من مشکل دارم؟ نکنه روانیم!

    من دوس دارم  شوهرم آدم جدی و تا حدودی خشک باشه. خودم شدیدا ادم شوخ و پر انرژی و شاد و هیجانی هستم. دوس دارم لحن صحبت کردنش بیرون از خونه که دیگه حتی خشن باشه. گاهی حتی حرف خودشو به کرسی بشونه. به من گاهی راجع به شیطنتام تذکر بده البته میگم گاهی.

    ولی مثلا خوشم نمیاد که دست بزن و اینا داشته باشه هااا. دیگه اینکه دوس ندارم چپ و راست بره و بیاد هی بگه دوست دارم عاشقتم و فلان و بهمان. حقیقتش اصلا دوس ندارم به شیوه ی معمول و رایج ابراز عشق کنه بهم.

    دوس دارم به ندرت بهم ابراز علاقه کنه. ابهت و جذبه ی مردونش زیاد باشه. اصلا میخوام بدونم هست چنین پسری؟ اگه به شوهر ایندم بگم دوس دارم این طوری باهام رفتار کنی نمیگه تو مازوخیسم داری!! خخخخ نکنه بهش بربخوره!

    موضوعات مرتبط: مشورت در ازدواج خانم ها ,

  • ۵ موافق ۱ مخالف
  • ۵۱ نظر
    • تعداد نمایش : ۲۰۴۷
    • سه شنبه ۴ خرداد ۹۵ - ۲۱:۱۴

    وقتی با شوهرم در یه جمعی حضور دارم به شدت غیرتی میشه

    سلام
    من زنی 37 ساله هستم ، 22 ساله که ازدواج کردم دو تا دختر دارم . مشکلی که دارم که تو این سال ها حل نشده و آن هم تعصب بسیار شدید همسرمه. شوهرم بسیار دست و دلباز و شوخ طبعه با همه (زن و مرد)
    روابط اجتماعیه خوبی داره اینها همه در شرایطیه که من در اون جمع حضور نداشته باشم و زمانی که در منزل خودمان هستیم همین شرایط حاکم هست . (خوبی و خوشی)
    مشکل زمانی اغاز میشه که ما در حضور دیگران باشیم مثل عروسی و پارک و مهمونی و... به یک باره اخلاقش عوض میشه دیگه با دیگران هم محدود میشه و شوخی نمیکنه حرف نمیزنه و از ما هم خیلی ایراد میگیره که چرا حرف زدی چرا نگاه کردی چرا خندیدی چرا چرا چرا ؟
    ولی خودش دوستان زیادی داره با اونا رفت و اومد میکنه و حسابیم بهش خوش میگذره ولی راضی نیس که من با یه نفر حرف بزنم حتی تو ارتباط با خانم ها خیلی محدودم.  انگار هراس داره که من با کسی حرف بزنم یا ارتباط داشته باشم .حتی فامیلی.
    لطفا کمکم کنید بسیار رو این موضوع حساسه و دعوا میکنه بعضی موقع ها تا هفته ها قهره و این موضوع هم من و بچه هامو اذیت میکنه هر چقدر من محدود عمل میکنم اون محدودیتشو بیشتر میکنه  .
    موضوعات مرتبط: مشورت در شوهرداری ,

  • ۲ موافق ۰ مخالف
  • ۲۵ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۶۷۴
    • دوشنبه ۳ خرداد ۹۵ - ۲۱:۵۳

    چطور شور و اشتیاق فعلی مون رو بعد از عروسی حفظ کنیم

    سلام به همه
    من 19 سالمه و حدودا دو ماه دیگه عروسیمه . تقریبا همه بهم میگن این که الان انقدر با احساس هستین و واسه هم شور و اشتیاق و عشق دارین تا دو سه ماه بعد عروسی ادامه داره ولی بعد کاملا عادی میشه و دیگه این احساسا وجود نداره.
    دیگه مثل این روزا تمایل نداری کنار همسرت باشی. شما چی فکر میکنین؟ شمایی که تجربه چند سال زندگی مشترک دارین نظرتون چیه؟ چی میتونه کمک کنه همیشه حتی بعد از چندین سال زندگی مشترک همینطور پر از شور و شوق باشه؟
    ممنون از کسایی که جواب میدن.
    موضوعات مرتبط: مسائل رفتاری دوران عقد , مشورت در زن داری , مشورت در شوهرداری ,

  • ۲ موافق ۱ مخالف
  • ۲۲ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۵۹۷
    • شنبه ۱ خرداد ۹۵ - ۱۵:۴۹

    تراشیدن موی سر زن به خاطر درخواست شوهر

    سلام

    چند وقتیه که شوهرم مدام اصرار میکنه موهای سرمو با ماشین نمره ی ۸ کوتاه کنه . میگه زن های مو کوتاه جذابتر و خوشگلترن ،  ولی من دوست ندارم  ، چه کار کنم؟

    موضوعات مرتبط: مشورت در شوهرداری ,

  • ۱ موافق ۴ مخالف
  • ۱۰۹ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۳۰۹۵
    • چهارشنبه ۲۹ ارديبهشت ۹۵ - ۱۷:۴۰

    برقراری رابطه جنسی به خاطر کم توجهی شوهر

    سلام

    دارم دیوونه میشم . هجده ساله بودم که با اقایی بیست و پنج ساله ازدواج کردم . شوهرم خیلی مزاجی گرمه تا حدی که گرمیجات میخوره داغ میکنه اذیتش میکنه, اما نمیدونم چرا از نظر جنسی اینقدر باهام سرد برخورد کرد ؟

    دوستان من از نظر زیبایی ظاهر, اندام و.... هر چی که فکرشو کنید هیچی کم ندارم. وقتی عروسی کردم خیلی جا خوردم از رفتارش دیدگاهم از مردها چیز دیگه ای بود.

    شوهرم با اینکه تند تند نعوظ پیدا میکرد اما رابطه نمیخواست, منم حساس میشدم خب نمیخواستم بینمون سرد شه حتی اگه نیاز هم نداشتم یه روز درمیون میرفتم سمتش و تحریکش میکردم و اون نود و نه درصد مواقع منو طرد میکرد و یا با اکراه قبول میکرد و این باعث میشد من بعد هر رابطه روحم ارضا نشه و عذاب وجدان بگیرم...

    داشتیم شبایی رو که حتی اگه نیازی نداشتم اما بخاطر اینکه بهم توجه کنه هرجور شده نظرشو جلب میکردم.

    همیشه میگفت نه ، رابطه جنسی خوب نیس بذار لااقل هفته یکبار. بخاطر یه مشت افکار پوچ هیچ وقت نفهمید با من چکار کرد...

    این پس زدن هاش و اینکه میخواست اما افکارش امانش نمیداد منو طرد میکرد و باعث حساسیت من رو این موضوع شد . به آب و آتش زدم تا بیاد مشاوره اما قبول نکرد و گف مشکلی نیس تو سخت میگیری تا اینکه؛ من دوسش داشتم عاشقش بودم پاش موندم, سعی کردم سرد نشم ازش…

    اما اون هیچ وقت نفهمید و با کاراش منو داغون کرد منو رنجوند و الان در من چیزی به اسم اعصاب وجود نداره! کلا تعطیل...!!

    هدفم از نوشتن این پست راهنمایی خواستن از عزیزانم هست . بنده بعد از گذشت هفت سال نمیدونم چون روحم ارضا نشده احساسم ارضا نشده یا اینکه حساس شدم و یا هر چیز دیگه...

    الان مشکل اینه که ما رابطمون هفته ای سه چهار باره , طوریکه من اصلا اگه رابطه نداشته باشیم خوابم نمیبره با اینکه هیچ نیاز جنسی نمیبینم تو خودم الکی میرم تحریکش میکنم یه جورایی کمبود توجه دارم!

    در دوران تجرد هم فوق العاده خانواده بهم محبت کردن مخصوصا بابای عزیز و باحساسم. من فکر میکردم همه مردا با احساسن, اما شوهرم تو این زمینه ضعیفه . الان به من میگه تو خیلی بیشتر از حد میخوای!

    هنوز متوجه نیس که یه ادم گرم چند بار در روز رابطه میخواد و رفتار من بخاطر عدم توجه ایشونه!  خواهش میکنم کمکم کنید .

    من نیاز جنسی اصلیم شاید ما هی دو بار باشه شایدم یکبار میتونم قسم بخورم اما چون حساس شدم  هر یه شب در میون تحریکش میکنم, باور کنید اونجوری بدون رابطه خوابم نمیبره .

    من باید چکار کنم؟

    موضوعات مرتبط: مسائل زناشویی خانم ها ,

  • ۲ موافق ۷ مخالف
  • ۹۵ نظر
    • تعداد نمایش : ۴۲۸۷
    • سه شنبه ۲۸ ارديبهشت ۹۵ - ۱۷:۵۹

    خانوم ها، چه برنامه ای برای خوشبخت کردن شوهرتون دارید ؟

    سلام

    لطفا همه اقایون متاهل زحمت بکشن حتی اگر خواننده خاموش هستن هم بگن لطفا ازتون عاجزانه خواهش میکنم پنج دقیقه از وقتتونو به من بدید... به خدا خسته شدم... یکم راهنمایی میخوام

    یه راست میرم سر اصل مطلب راستشو بخواهید من یه پسر 30 ساله هستم که خدارو شکر درامد زیادی دارم و تخصص دارم و کلا مستقل هستم و تو زندگی با تلاشی که تا الان کردم تونستم به هر چیزی که میخواستم برسم...

    متاسفانه من علاقه ای به ازدواج ندارم یعنی اصلا دلم نمیخواد ازدواج کنم ولی متاسفانه مادر بنده گفتن باید ازدواج کنید با کلی حرفو شیر حلال نکردنو نفرین کردنو اینا.. منم خدایی دیگه کم اوردم ولی هنوزم نمیخوام ازدواج کنم...

    حالا از اقایون متاهل میخوام یه سوال بپرسم لطفا حقیقتو بگید . راستش ازدواج نمیکنم چون برای من هیچ سودی نداره و الان کاملا راضی هستم راستش این دخترای دورو برم رو که نگاه میکنم اصلا حالم از ازدواج به هم میخوره ( از دور که نگاه میکنی )

    میخوام از اقایون متاهل بپرسم ببینم واقعا اینطوریه یا نه... من چندتا سوال میپرسم لطفا دونه دونه و با توضیحات جواب بدبد...

    موضوعات مرتبط: مشورت در ازدواج آقایان ,

  • ۲ موافق ۲ مخالف
  • ۷۶ نظر
    • تعداد نمایش : ۳۰۰۵
    • جمعه ۲۴ ارديبهشت ۹۵ - ۱۶:۱۱