خانواده برتر

انتخاب همسر و مسائل خواستگاری، مسائل دوران عقد، مسائل زناشویی، تربیت فرزند ، تبلیغ رایگان مشاغل نو پا، مسائل زنان ، ارتباط با خانواده، مسائل اعتقادی


۵۰ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «زن زندگی» ثبت شده است

طراوت و تازگی دختر لزوما مساوی با رضایت جنسی بیشتر نیست

سلام

در ذهن یه عده ای از پسران این خیال وجود داره که اگه با دختری ازدواج کنن که تفاوت سنی اونا زیاد باشه ، بهره ی بیشتری از نظر جنسی نصیب اونا میشه ، چون میگن مثلا دختر 18 ساله از نظر تر و تازگی بهتر از دخترانی هستش که سن بالاتری دارن .

فارغ از بحث این که چنین تفاوتی وجود داره یا نه می خوام توجه این دسته از آقایون رو به چند نکته جلب کنم :

1 - ارضای نیاز جنسی بدون احساس یعنی خوردن غذا بدون حس کردن طعم اون !

یعنی اگه یه پسر 30 ساله بره با یه دختر 14 ساله ازدواج کنه ، اگه احساس دو طرف نسبت به هم مثبت نباشه بهره ای از اون به اصطلاح تر و تازگی نصیب اون پسر نمیشه . چرا ؟

چون ارضاء شدن به صورت ناقص انجام میشه ، آقایون مجرد این نکته رو به یاد داشته باشن که ارضاء شدن فقط خروج منی نیست ، رسیدن به انزال بخشی از روند ارضای درست جنسی هستش .

1400 سال پیش پیامبر فرمودند که به خاطر زیبایی یه خانم باهاش ازدواج نکنید چون بهره ای از اون زیبایی نصیب شما نمیشه ! بنابراین تصور نکنید که هر چه خانم زیباتر و کم سن و سال تر باشه میزان لذت جنسی افزایش پیدا میکنه .

اگه این طور بود مردانی که با زنان زیبا ازدواج کردند باید خوشبخت ترین مردان کره ی زمین باشن ، آیا واقعا این طوره ؟ آیا هیچ زن زیبایی طلاق داده نمیشه ؟ آیا هیچ زن تر و تازه ای کارش به جدایی نکشیده ؟!

بنابراین اگه به هر دلیلی بین زن و شوهر از لحاظ عاطفی ارتباط خوبی وجود نداشته باشه ، ارضای جنسی به صورت کامل انجام نمیشه . همون طور که آمار رسمی داره میگه ریشه اکثر طلاق ها به رختخواب بر میگرده . چه بسا شما خانم مطلقه جوان و زیبایی رو ببینید و شوهرش سابقش رو قدر نشناس ، احمق و ... خطاب کنید که چطور دلش راضی شده از چنین زن زیبایی جدا بشه ؟! و چه بسا آقایونی رو ببینید که از نظر شما بهشون ظلم شده چون با زنی ازدواج کردند که از نظر زیبایی در سطح پایین تری از اونا قرار داره ! ولی بر خلاف تصور شما زندگی عاشقانه ای دارن ، چرا ؟

چون از لحاظ عاطفی بین اونا ارتباط مطلوبی برقرار شده . این ارتباط مطلوب عاطفی ، روابط جنسی رو عاطفی تر و مطلوب تر می کنه .

شروع و پایان یه رابطه ی جنسی مطلوب زناشویی اینه :

موضوعات مرتبط: مطالب محسن نجفی ,

  • ۱۱ موافق ۰ مخالف
  • ۱۳۳ نظر
    • تعداد نمایش : ۳۱۱۹
    • شنبه ۲ مرداد ۹۵ - ۰۹:۴۵

    از روزی که نتایج ارشد نامزدم اومده ،نسبت بهش دل سرد شدم

    سلام
    میخواستم چند تا پست جدا راجب مشکلاتم بذارم اما گفتم همه رو یکجا کنم که هم شما راحت باشین هم من!
    من یه دختر بیست بیست و یک ساله ام از یه شهرستان کوچیک ترم سه هستم یکی از رشته های پیرا پزشکی (پرستاری. مامایی. هوشبری) دانشگاه ازاد... که حدودا یک ماهه نامزد کردم بصورت رسمی...
    البته این نامزدی که ما هستیم قرار بود نامزدی ای باشه که همین تابستون عقد کنیم اما خودم مامان و بابامو قانع کردم که عقد و بندازیم عقب بهتره... و به نامزدم و دیگه مامان و باباش چیزی نگفتن چون اگه میگفتن مامانو بابام قبول میکردن... بگذریم
    نامزدم دانشجوعه رشته ی مهندسی برق و دانشگاه تاپ . یعنی جز دانشگاه های یک تا سه کشور..
    ارشدشو امتحان داد ولی برخلاف تصورش که فک میکرد خیلی بهتررر میشه حدودا هزار و خوردی شده هزار و سیصد یا صد!
    خودمم فک میکردم رتبش خوب شه ولی بعد گفت که خیلی بد بوده و منم کلی افسردگی گرفتم... چون با این وصف دیگه ارشد دانشگاه خوبی قبول نمیشه . و این منو بشدن نگران کرده . همین جا خوندم که بازار کار رشته های برق خیلی وحشتناکه البته بعضی وقتام شنیدم خوبه و این منو سردرگم کرده .
    موضوعات مرتبط: مسائل رفتاری دوران عقد ,

  • ۰ موافق ۷ مخالف
  • ۷۴ نظر
    • تعداد نمایش : ۲۲۵۵
    • پنجشنبه ۳۱ تیر ۹۵ - ۱۵:۴۴

    به خاطر دروغ های نامزدم دارم به جدایی فکر می کنم

    سلام

    خانمی هستم 25 ساله . با تحصیلات عالیه از دانشگاه معتبر دولتی و با شرایط خیلی خوب ظاهری و اخلاقی و خانوادگی و ... چند ماهه عقد کرده ام. همسر خوبی دارم. مهربونه حواسش بهم هست. به لحاظ ظاهری هم خیلی خوبه.

    ولی به تازگی متوجه شدم در زمینه ای که با هم اختلاف نظر داریم داره بهم دروغ میگه و کار خودش رو انجام میده . خیلی ذهنم بهم ریخته و نظرم بهش عوض شده. دیگه احساسی بهش ندارم. دارم به جدایی فکر میکنم. و خیلی پشیمونم که چرا با خواستگاری که دوستش نداشتم ولی همه شرایطش باب طبعم بود ازدواج نکردم.
    لطفا کمکم کنید نمیتونم تصمیم درستی بگیرم. همه انرژیمو از دست دادم...

    موضوعات مرتبط: طلاق در دوران عقد ,

  • ۰ موافق ۳ مخالف
  • ۲۷ نظر
    • تعداد نمایش : ۹۲۰
    • پنجشنبه ۳۱ تیر ۹۵ - ۱۱:۱۸

    تو اوج 20 سالگی بر خلاف دوستام یه دختر افسردم

    سلام دوستان

    تو رو خدا خواهش میکنم کمکم کنید یکم حاله روحیم عوض شه...

    من یه دختر 20 ساله ام که یه خانواده ی فوق العاده خوب دارم که با دنیا هم عوضشون نمیکنم. اما مشکله من اینه که با وجود اینکه دیگه 20 سالم شده بزرگ شدم عاقل شدم مامانم اصلا نمیذاره من با دوستام جایی برم هر بار سره این قضیه منو گریه میندازه .

    منم کلا خیلی اذیتشون نمیکنم و تو خودم داغون میشمو با یه جر و بحثه مختصر بی خیاله بیرون رفتن میشم که مامانم ناراحت نشه.

    نه اینکه اصصلا نذاره ولی 6 ماه یه بار به زور و التماس.. میگه از دوستات خوشم نمیاد . در حالی که خیلی دخترای خوبین و من از 8 سال پیش باهاشونم یعنی یا این دوستام یا هیچ کس.

    الانم که اومدم دانشگاه فقط با همون دوستای سابقمم که خدا رو شکر هم دانشگاهی شدیم. حالا من تو اوج جونی یه دختر افسرده شدم، که همه دوستاش یا ازدواج کردن یا دارن از جوونیشون لذت میبرن!

    من شدیدا حس میکنم از همه عقبم. نه لذت متاهلی رو میچشم نه مجردی رو.. همش متاهلا رو نگاه میکنم حسرت میخورم .. اصلا با خانوادمم که بیرونم چشمم رو زوجای جونه و میگم خوش به حالشون..

    باورم نمیشه که منم یه روزی ازدواج کنم.. به خدا خیلی افسرده ام همش تو خودمم.. حس میکنم دیگه دیر شد همه دوستام ازدواج کردن منم دیگه نمیتونم  ازدواج کنم با اینکه ظاهرم متوسطه و موقعیته اجتماعیه خیلی خوبی داریم اما نمیدونم چرا چون یه شکسته عشقی خوردم دیگه حس میکنم کسی پیدا نمیشه که مثله اون منو دوست داشته باشه.

    هیچ امیدی دیگه برای زندگی ندارم. تو اوج 20 سالگی و شادی دوستام من یه دختر افسردم:(((
    امیدم به شماست که یکم کمکم کنید خواهش میکنم...

    موضوعات مرتبط: مشورت در ازدواج خانم ها ,

  • ۰ موافق ۱ مخالف
  • ۳۱ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۳۰۹
    • شنبه ۱۹ تیر ۹۵ - ۲۲:۴۷

    خون دل خوردن های کاربر " دختر ایرونی "

    سلام به کاربران محترم خانواده برتر
    طاعات و عبادات همگی قبول درگاه حق ان شاء الله
    این تایپیک حاصل روزها خون دل خوردن بنده هست ( هم در واقعیت هم این وبلاگ ) این نیست که با یکی دو تا کامنت به هم بریزم اصلا و ابدا... اینقدر این کامنتا رو هم جمع شده که من احساس کردم دیگه دارم آتشفشان میشم و بهتره همین الان فوران کنم خخخ بنابراین فکر نکنید به خاطر چند تا کامنت ناقابل به هم ریختم.

    بنده تقریبا یک سال و اندی میشه که با این وبلاگ آشنا شدم و تا جایی که میدونم و خداوند هم شاهده خطاب به کسی با عنوان ناشناس نظر ندادم و اگر تعریف تشکر انتقاد و... بوده حتما با نام کاربری دختر ایرونی ثبت شده و لاغیر در واقع اینقدر برا شخصیتم ارزش قائلم که هر رفتاری در دنیای واقعی داشته باشم در دنیای مجازی هم اون رو حفظ کنم و فکر میکنم اگه با عنوان ناشناس به کسی نظر بدم و نقدش کنم درواقع شخصیت خودمو زیر سوال بردم چون ممکنه ذهنیتا رو نسبت به خودم خراب نکنم ولی نسبت به خودم حس بسیار بدی پیدا میکنم و خوشبختانه من اینجور بار اومدم که همیشه حرفمو زدم و پشت پرده قایم نشدم  ... اینو خطاب به کسانی گفتم که با عنوان ناشناس خطاب به بنده کامنت مینویسن و بی رحمانه قضاوت میکنن...
    موضوعات مرتبط: مسائل متفرقه ,

  • ۱۰ موافق ۸ مخالف
  • ۶۲ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۸۹۰
    • شنبه ۲۲ خرداد ۹۵ - ۱۷:۴۵

    این که از یکی خوشت بیاد مبنای درستی برای انتخاب همسره ؟

    سلام

    خانم هستم مجرد بین 25 -30  . تجربه ی رابطه ی صمیمانه با جنس مخالف ، نامزدی و ... نداشتم . راجع به عشق و علاقه بین زوجین و داشتن زندگی عاشقانه برای خودم نظراتی دارم، نمی دونم چقدر می تونه درست باشه و چقدر ممکنه فانتزی و غیر واقعی باشه چون تجربه نشده است . خواستم اینجا مطرح کنم تا نظر بقیه رو بدونم 

    معتقدم خوش اومدن دو جوره 
    اولی هیجان و کشش داشتن . اینکه شاید نشه دلیل منطقی و دو دو تا چارتایی براش آورد که چرا برای فلانی دلم تاپ تاپ می کنه .
    خوش اومدنه هم ظاهر هم هیکل هم استایل و پوشش و رفتار و برخورد و تن صدا و سطح هیجانات و شوخ طبعی و ... و خلاصه مجموع چیز هایی که می تونه دو نفر رو برای هم جذاب کنه )  این دلیه شایدم  بالا پایین شدن هرمون و این داستاناست. 

    یکی دیگه صمیمیت عاطفی و محبت و مث دو تا دوست و همراه بودنه .

    اولی ( passion ) چیزیه که از اول اگر بود بود . اگر نبود بعدا تقریبا محاله به وجود بیاد ! 
    دومی (intimacy) کم کم به وجود میاد و بر اثر شناخت و صمیمیت مرتب افزایش پیدا میکنه . البته !!!! البته اگر یه بیس براش وجود داشته باشه
    که به نظرم حتی با شناخت های اولیه هم  میشه فهمیدش .( من بین کیس های خودم به وضوح حس کردم مثلا با ایشون 10 سالم زندگی کنم بازم حرفی با هم نداریم و صمیمیت حاصل بشو نیست ولو به مجاورت . در مورد بعضی ها هم شده با 10 دقیقه هم صحبتی حس کردم حرف دارم باهاش و کنارش احساس میکنم همراهم میتونه باشه و ...)

    در مورد خودم حتی شاید بشه گفت این حالت اول و دوم از هم جدا و قابل تفکیک نیست 
    یعنی اگر با کسی سازگاری روحی داشته باشم اشتیاق هم بهش دارم. و اگر واقعا نسبت به کسی محبت و علاقه و عواطف داشته باشم کشش هم به دنبالش میاد 
    باقیشم که سازگاری و هنر زندگی دو طرف با همه که باعث می شه کنار هم خوشبخت باشن 

    این ها می تونه مبنای یک انتخاب درست باشه !؟
    فرض اینه با طرف مقابل نمی خوام وارد رابطه ی دوستی بشم و  قبل از نامزدی می خوام چک کنم تا با اطمینان شروع کنم .
    خیلی برام تلخه وقتی اینجا میان سوال هایی می پرسن از عدم تطابق جنسی یا عاطفی یا میاد بعد مدت ها نامزدی میگه شوهرم / زنم رو دوست ندارم یا مسائلی از این دست. چنین چیز هایی رو می شه قبل ازدواج فهمید ؟ جلوشو گرفت ؟ 

    الی خانوم
    موضوعات مرتبط: مشورت در ازدواج خانم ها ,

  • ۱ موافق ۲ مخالف
  • ۴۶ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۳۳۸
    • سه شنبه ۱۸ خرداد ۹۵ - ۲۰:۳۵

    ازدواج در دوران دانشجویی چه اثراتی رو درس و زندگی داره ؟

    سلام دوستان

    اگه امکانش هست یکم درباره ازدواج در دوران دانشجویی (ترجیحا کارشناسی ) نظر بدین و بگین ازدواج در این دوران به درس لطمه میزنه یا باعث پیشرفت میشه؟

    دوستانی که تجربه دارن هم اگه امکانش هست نظر بدن. مثلا اگه دو طرف تو مدت تحصیل تو خونه ی والدینشون باشن و تا چند سال بعد عروسی بگیرن چطور؟به درس لطمه میخوره یا نه؟ تو این مدت از هم خسته نمیشن؟

    موضوعات مرتبط: مشورت در ازدواج خانم ها , مشورت در ازدواج آقایان ,

  • ۱ موافق ۲ مخالف
  • ۲۴ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۳۳۶
    • سه شنبه ۱۸ خرداد ۹۵ - ۱۹:۲۶

    بهترین درسی که می تونید به یه نوجوان بدید چیه ؟

    سلام خدمت همه کاربرای عزیز و فهمیده

    بنده این وبلاگو خیلی دوست دارم و نظرم اینه که اینجا میتونم خیلی چیزها یاد بگیرم

    گاها بعضی دوستان این قدر مطالب خوب و پخته شده و ازروی تجربه های خودشون میگند که من واقعا احساس میکنم  چشمم به بعضی از واقعیتها روشن میشه

    ولی‌ از همه بیشتر اون نظراتی که خالی از احساسات و عقده ها و کینه ها بوده روی من تاثیر مفیدی گذاشته

    من گاها اگر وقت داشته باشم سعی میکنم خیلی از پست ها و حتی بعضی از پست های قدیمی و نظرات بعضی از دوستان که واقعا پخته و از روی اطلاعات بالا نوشته شده رو بخونم

    زیاد وقتتونو نگیرم تو این پست از همه دوستان خواهش میکنم یه لطفی بکنند و به این سوال من از ته دل پاسخ بدن

    اگر یه نوجوونی پیش شما بیاد و از شما بخاد که بهترین درسی که از زندگیتون گرفتید و فهمیدن اون برای اون نوجوون میتونه  بسیار تو زندگیش  تاثیرگزار باشه و  باعث خوشبختی و موفقیتش بشه چی بهش میگفتید؟

    «تاموس»

    موضوعات مرتبط: تربیت رفتاری پسران , تربیت رفتاری دختران ,

  • ۳ موافق ۰ مخالف
  • ۸۶ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۷۷۹
    • يكشنبه ۱۶ خرداد ۹۵ - ۱۸:۵۹

    از اینقدر علامت سوال و معما خسته شدم

    سلام

    با اقایی در ارتباط هستم ، در یک دانشگاه بودیم، برای انجام  پروژه ام به خاطر موضوعات مربوط به پروژه و کار با دستگاهها، ترم اخر دیدمش اولین بار. بعد هم که پروژه ام تموم شد و فارغ التحصیل شدیم دیگ ندیدمش.

    بعد از گذشت دو سال نیم  یک مشکلی ادرای - شغلی برام پیش اومد برای رفع مشکلم رفتم تهران  ، دیدم ایشون توی سازمانی که مربوط به سازمانی که طرف قرارداد من بود استخدام شده  ، سر این موضوع  که ایشون کلی کمکم  کرد و راهنمایی ام  کرد،  ارتباط مون یک مقدار بیشتر شد، البته مجازی چون من شهرستان ام.

    اوایل ، رسمی محترمانه و مودب بود همونطور که تو دانشگاه بود . ولی بعد یک مدت  کم کم راحتتر صحبت کرد. و از جزییات زندگیش صحبت کرد، با چه سرعتی به یکباره در مورد ازدواج صحبت کرد. و گفت که  الان خونه خریده و تنها زندگی میکنه  ولی در انتخاب دختر خیلی سخت گیره و از هر کسی خوشش نمیاد. علاوه بر عکس هایی که تو صفحه اش بود کلی عکس دیگه از خودش  در محل کارش و جاها دیگه هم توی پی وی فرستاد.

    تقریبا ماهی یکبار نه بیشتر  یک مناسبت عید و چیزی اون پیامک میداد یا من میدادم. صجبت میکردیم البته بیشترش در مورد وقایع معمول زندگی ودرس و شغل و غیره بود هر چی بیشتر میگذشت در خلال صحبت هاش هر چیزی و به شوهر و ازدواج ربط میداد . سر قضیه اون مشکل شغلی هم برگشت گفت شغل میخوای چکار؟  بهترین شغل داشتن شوهر ثروتمند هست، خواهرم شما که تحصیلات داری و ظاهر خوبی هم داری شوهر پولدار کن و از زندگی لذت ببر.

    چند بار از مشکلاتش میگفت ولی خوب منم نظرمو میگفتم که  گفت گاهی لزومی نیست راه حل ارایه بدی فقط به حرفای طرف گوش کن اینو تو ذهنت داشته باش که  پس فردا ازدواج کردی با شوهرت اینجوری باشی .

    موضوعات مرتبط: مشورت در ازدواج خانم ها ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۶۵ نظر
    • تعداد نمایش : ۲۳۶۱
    • يكشنبه ۱۶ خرداد ۹۵ - ۱۸:۴۹

    دخالت خانواده شوهرم در مسائل جنسی ما

    به نام خدا

    سلام

    من یه خانم زیر 30 سال هستم و مذهبی ، ما دو ساله که عروسی کردیم ، از همان اوایل ازدواج خانواده ی همسرم در رابطه با مسایل جنسی صحبت می کنند .

    من خیلی خجالت می کشم و اصلا دوست ندارم در مورد روابط زناشوییم به کسی بگم حتی با مادر و خواهر خودم اصلا این مسایل رو مطرح نمی کنم .

    اما خانواده ی همسرم هر وقت من رو میبینن  یا تماس تلفنی داریم از من سوال میپرسند ، مثلا شب ها تماس میگیرن . میگن شب حواست به شوهرت باشه نیازش برآورده کن ، یا میگن زود اقدام کن بچه بیارین ، یا میگن اوه شما  خونه اید  پس با هم رابطه دارید و ... .

    یک نمونش  هم امروز که پدر شوهرم به همسرم گفت و بعدش به من که روز تعطیل و اینکه پس پسرم  رو نمیذاری  کارهاش  رو بکنه و ...

    حتی مادر بزرگ همسرم هم دخالت میکنه . روابط من با شوهرم خیلی خوبه اما واکنش اون در مقابل حرف خانواده اش فقط لبخنده و اصلا جوری  نشون نمیده که ناراحت شده ، من واقعا خیلی ناراحت میشم .

    اصلا دوست ندارم در مورد این مسائل صحبت بشه تو جمع حتی جلو دامادشون . بارها به شوهرم گفتم اما انگار اون هر دفعه که از این صحبت ها میشه یادش میره  و انگار خودش هم خوشش  میاد .

    میشه راه حلی بدید ؟

    آیا درسته من خودم به خانواده شوهرم تذکر بدم ؟

    چجوری ؟

    موضوعات مرتبط: مشورت در شوهرداری , روابط عروس و مادر شوهر ,

  • ۰ موافق ۱ مخالف
  • ۶۹ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۰۰۱۱
    • يكشنبه ۱۶ خرداد ۹۵ - ۱۸:۳۳

    برو بالا