خانواده برتر

انتخاب همسر، مسائل دوران عقد، مسائل زناشویی و تربیت فرزند



۴۰ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «زن زندگی» ثبت شده است

بعد از چند سال انتظار ، پسر مورد علاقم میگه با کسی در ارتباطم

با سلام

من 30 ساله هستم سال ها قبل به اقایی علاقه داشتم که ایشون من رو سر منطق های خودشون و بهانه های الکی ترک کردن و من واقعا دوستشون داشتم و میخواستیم ازدواج کنیم که نشد .

بعد در یک مدتی بودن بازم منتها دورادور فقط پیامک و از دور به من نگاه کردن بود تا تو این چند سال جدایی دوباره بهم پیام دادیم ولی خیلی تغییر کرده بود و ولی من همون ادم قبل بودم و بازم دوستش داشتم و با هیچکس دیگه جلو نرفتم و حتی قسمت نشد ازدواج کنم و اون اقا هم هنوز مجردن .

منتهی در پیامکشون به من گفتن من با کسی در ارتباطم نمی خوام به اون خیانت کنم و نمی خوام بتو دروغ بگم ولی قصد ازدواج با اونم ندارم یعنی از تعجب شاخ در اوردم خیلی حالم بد شد و خیلی ناراحت شدم و من این اقا رو پس زدم و خواستم با اون خانم باشه و براشون ارزوی خوشبختی کردم .

ولی ذهنم خیلی درگیره واقعا نمیدونم ادمها تا کجا می تونن پیش برن و چرا من باید این حرف رو بشنوم ؟ خیلی به شخصیتم برخورد . من این اقا رو صادقانه و خالصانه دوست داشتم ولی این اقا انگار ...

چندین سال یک علاقه رو حفظ کنی پاک و صادقانه و درست نگهش داری به علاقت وفادار بمونی بعد این حرف رو بشنوی خیلی دلم سوخت . خیلی بیشتر برای دل زخمی خودم و احساساتم .

موضوعات مرتبط: روابط نافرجام ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۳۵ نظر
    • تعداد نمایش : ۸۱۳
    • دوشنبه ۶ دی ۹۵ - ۲۲:۴۰

    عذاب وجدان خواهرزاده ی 7 ساله م به خاطر دست درازی پسر همسایه

    سلام به همه اعضای خانواده برتر

    خواهش میکنم اونایی که تخصص یا تجربه دارن و میتونن با یک راهنمایی کمکم کنن دریغ نکنن.

    خواهرزاده ای دارم که  کلاس اول ابتدایی میره و دختر عاقل و درسخون و خیلی مودبیه و البته زیبا و جذاب. خواهرم میگه که چند شب پیش دخترش تو تلویزیون شنیده بوده که یه خانومی به بچه ها میگفته اگه کار بدی بکنین خدا قهرش میگیره و از این حرفای آموزنده.

    بعد یه دفعه دخترش گریون میاد پیشش و میگه مامان من یه کار بدی کردم میخوام بهت بگم بعد گفته پسر همسایه ( 6 ، 7 سالشه) به آلت من دست میزد. خواهرم اول یه کوچولو سیلی زده بهش و گفته چرا به من نگفتی بعد اونم گفته میترسیدم بهت بگم منو بزنی و خواهرم که دیده اگه بزنتش دخترش حرفاشو بهش نمیگه شروع کرده با محبت باهاش حرف زده و دخترش بهش گفته پسر همسایه به آلتش دست میزده و میگفته با آبجیمم اینکارو میکنم.

    به خواهرم گفته شبا وقتی میخوابم به آلتم دست میزنم و کیف میکنم حتی گفته اون پسر دست میزد و منم کیف میکردم . خواهرم میگه دخترش از اون روز داغونه خیلی استرس گرفته و نگران شده و میگه مامان خدا منو نمیبخشه و روزی چندین بار میاد پیشم میگه : مامان فکرم مشغوله بخاطر اینکارام.

    رو درسم تمرکز ندارم همش تو دلم حرف میزنم با خودم. از یادم نمیره  خدا ازم بدش میاد. به مامانش گفته از وقتی به تو گفتم دیگه اون کارو نمیکنم.

    خواهرم این قضیه رو به هیشکی جز من نگفته و منم اونقد شوکه شدم که نتونستم راهنماییش کنم بهش گفتم از خانواده برتر برات راهنمایی میگیرم.

    خواهرم میگه چیکارکنم باهاش؟ خیلی خیلی ناراحته و نمیدونه چیکار کنه تا دخترش این قضیه رو فراموش کنه؟ و از کجا مطمئن بشه که دخترش دیگه از اینکارا نمیکنه؟ چرا یه بچه 7 ساله اینقد بخاطر اینکارا عذاب وجدان گرفته؟ آیا این قضیه روی شخصیت و درس خواهرزادم تاثیر میذاره اگه بله چیکار کنیم؟

    سپاس از همه کاربران که باعث و بانی حل مشکلات همه هستند.

    موضوعات مرتبط: تربیت جنسی دختران ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۴۳ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۵۴۷
    • دوشنبه ۶ دی ۹۵ - ۲۲:۲۵

    دل سردی جوانان تحصیل کرده بیکار با فیش های حقوقی نجومی

    دوستان سلام...

    می خواستم نظر شما رو درباره دغدغه های فکری این روزای خودم بدونم ... شاید همتون موضوع فیش های حقوقی نجومی و فسادهای کلان اقتصادی رو این روزا خوب شنیده باشید...

    ما داریم تو مملکتی زندگی میکنیم که صدها هزار شهید داده تا امروز به این امنیت رسیدیم ولی یه عده از خدا بی خبر با پشت به ارزشها دارن میتازن و هیچ چیز براشون مهم نیست و با این کارشون دارن مردم رو بخصوص جوونای تحصیلکرده بیکار رو افسرده تر و دلسرد تر میکنن .

    دوست دارم نظر شخصی دوستان رو در این مورد بشنوم .

    مجید

    -------

    نکته : لطفا اسم اشخاص رو نیارید

    موضوعات مرتبط: مسائل اجتماعی روز جامعه ,

  • ۲ موافق ۰ مخالف
  • ۴۹ نظر
    • تعداد نمایش : ۹۶۵
    • شنبه ۲۳ مرداد ۹۵ - ۱۳:۱۰

    با شکاکی میشه زندگی متاهلی رو شروع کرد ؟

    سلام دوستان

    من دختری هستم بالای 25 سال و حدود 3 سالی میشه که با پسری که 2 سال از خودم کوچیک تره آشنا شدم و تا حدودی هم خانواده هامون در جریان هستن و بخاطر درست شدن شغل پسر ازدواج نکردیم.

    اما الان یه دو ماهی میشه که بهم شک کرده هر موقع که همو میبینیم گوشیمو چک میکنه. همیشه خوابایی میبینه که من بهش خیانت کردم. من قبلا یه آشناییتی با یه پسره در حد خواستگاری و 2 ماهه داشتم که همیشه اونو بهم سرکوفت میزنه موقع دعواهامون.

    حالا موندم که چیکار کنم با هر کی که در این مورد حرف میزنم میگن بیخیالش شو چون با شکاکی نمیشه زندگی متاهلی رو شروع کرد.

    تو رو خدا راهنماییم کنید؟

    موضوعات مرتبط: مشورت در ازدواج خانم ها ,

  • ۲ موافق ۰ مخالف
  • ۱۷ نظر
    • تعداد نمایش : ۶۳۶
    • چهارشنبه ۲۰ مرداد ۹۵ - ۲۱:۰۱

    چرا بعضی از کاربران زودتر از بقیه می تونن نظر بذارن ؟

    سلام دوستان

    یه مدته ، از گوشه و کنار تیکه و متلک میاد که چرا من ( زهرا میم ) نظراتم تو وبلاگ انقدر جزء نظرات اوله! بی رودروایسی ، اگر حرفهاتون جهت مسخره کردن منه بگم خب ان شالله خدا جوابتوتو بده.

    ولی اگر واقعا برا کسی سؤاله که چرا من نظراتم اینجوریه بگم که من از نرم افزار وبلاگ استفاده میکنم. مدت ها قبل یکی از کاربرا تو یه پست نرم افزار رو ساخت. اتفاقا پستش هم کم نظر خورد. ولی من نصبش کردم. وبلاگ آپ میشه اون نرم افزاره مثل تلگرام رو گوشیم آلارم میزنه.!

    اینجوری نیازی هم نیست، هی سر بزنم ببینم وبلاگ آپ شده یا نه! یکی ام تو تایید نظرات، بازم اگر دقت کنید، اقای نجفی یا هر ۶ ساعت.یا ۲.یا ۸ ساعت نظراتو تایید میکنن. دیگه نمیخواد دم به دقیقه بیام سر بزنم.

    سر جمع شاید من کل روز ،دو دفعه سر بزنم. یکی وقت آپ وبلاگ ، یکی شش ساعت بعد آپ وبلاگ . دیگه مگر گوشی دستم باشه، که بیشتر بیام. و بهتره یاد بگیریم جای اینکه یکی رو به تمسخر بگیریم ازش بپرسیم ببینیم چطوری نظر میذاره. 😊😊😊
    وبلاگ نه مال منه، نه من مدیره وبلاگ .
    ولی دلیل هم نمیشه، هر حرفی رو دلتون خواست حتی در قالب شوخی به آدم بزنید. منم میتونم واقعیتها رو نگم. یا دو تا کلمه گلم و عزیزم بذارم اول حرفام و به شخصیتتون توهین کنم.

    موضوعات مرتبط: مربوط به خانواده برتر ,

  • ۵ موافق ۰ مخالف
  • ۱۲ نظر
    • تعداد نمایش : ۵۶۰
    • چهارشنبه ۲۰ مرداد ۹۵ - ۲۰:۵۵

    17 سالمه، دوست پسرم میگه منو برای ازدواج می خواد

    سلام دوستان

    من دختری 17 ساله هستم چند ماه پیش با یه پسری دوست شدم که این پسره میگه منو دوس داره و منو برای ازدواج میخواد .

    خیلی بهم ابراز علاقه میکنه و نمیذاره کسی بهم اسیبی بزنه بغلمم کرده و ازم لبم گرفته ، میگه اینا یه چیزه عادیه که کسایی که همو دوس دارن انجام میدن .

    من قبلا با پسرای دیگه دوست بودم به خاطره همین میترسم بهش اعتماد کنم نمیدونم راس میگه یا نه؟ الان من واقعا عاشقش شدم و نمیتونم یک ثانیه دوریشو تحمل کنم در حالی که هیچ علاقه ای به دوس پسرای قبلیم نداشتم .

    دوس پسرم میگه من از دو سال پیش که تو رو دیده بودم عاشقت شدم خیلی هم التماسم کرد تا باهاش دوس شدم اولش بهم گفت با یه نفر دوس بوده ولی بعدش گفت با 5 نفر بوده بعدشم هر دختری بهش پیام میده بهم میگه تا پیاماشو میده بخونم.

    میشه راهنماییم کنید بفهمم راس میگه یا دروغ ؟

    موضوعات مرتبط: مسائل دختران جوان ,

  • ۰ موافق ۲ مخالف
  • ۸۸ نظر
    • تعداد نمایش : ۳۱۸۷
    • دوشنبه ۴ مرداد ۹۵ - ۲۱:۴۴

    با دختر 25 ساله ام بر سر نوع پوشش اختلاف سلیقه دارم

    با سلام
    بنده پدر دختر 25 ساله ای هستم و درخواست کمک دارم از کسانی که تجربه دارند به خصوص دختر خانما و پدر و مادر ها .

    اینم بگم دخترم تحصیلکرده در دانشگاه معتبر کشور الان هم فوق لسانس میخونن اما مشکلی که با دخترم دارم اختلاف سلیقه در پوشش لباس حالا نمیدانم چطوری بیان کنم .

    در واقع میگه من میخوام  زندگی خودم را داشته باشم در جاهای که منع وجود ندارد بی حجاب باشم مثلا جلوی فامیل یا در عروسی البته اینم بگم دختر خیلی با وقار سر سنگین هستند و منم خیلی راضیم ولی به من میگه من اگر حجابم را رعایت میکنم فقط به احترام شما می باشد .

    خلاصه نمیدانم چه باید بکنم ؟

    موضوعات مرتبط: مسائل دختران جوان ,

  • ۰ موافق ۱ مخالف
  • ۲۸ نظر
    • تعداد نمایش : ۸۳۹
    • دوشنبه ۴ مرداد ۹۵ - ۲۱:۳۹

    شوهرم داره جور پدرش که نزول گرفته رو میکشه

    سلام

    تقریبا ٣ ساله ازدواج کردم که حاصلش یه دختر چند ماه ست. زیر ٢٥ سال هستم . خدا رو شکر اِی از زندگیم راضیم. شوهرمم پسر خوب و زحمت کشیه.

    پدر شوهرم یه خونه ٥ طبقه داره که ما هم تو یه واحدش زندگی میکنیم ادمای بدی نیستن به هر حال با هم میسازیم .

    خیلی احساس خوشبختی میکردم تا این اواخر... اخه همسرم و برادرش با پدرشون کار میکنن البته قبلا دو تا مغازه داشتن که چون اجاره هاش سنگین بود و در نمیاورد و نیرو کم داشتن ( پدر شوهرم اکثرا خونس زیاد مغازه نمیره ) یکی از مغازه هارو جمع کردن.

    مثل اینکه تو اون مدت بدهی بالا میارن که پدر شوهر از خدا بیخبر من میره یه مقدار نزول میگیره. اولاش خوب بود ولی کم کم که بدهی ها فشار اورد و پولای نزولی هم بیشتر شد اوضاع هر روز بدتر میشد...

    الان دیگه کم اوردن... دااائم طلبکارا به گوشی همسرم و پدر شوهرم زنگ میزنن... امروز یکیشون اومده بود در مغازشون ابروریزی... با شوهرم دست به یقه شد... خیلی دلم واسه شوهرم سوخت چون پدر شوهرم که نشسته خونه بغل زنش ( همه تصمیم ها و پول نزولیا زیر سر پدرشوهرم بود شوهرم و برادرش بیشتر کارای مربوط به مغازه رو انجام میدادن) برادر شوهرمم که چند وقته خونس با سرمایه یکی دیگه کار بورس میکنه تو خونه اینترنتی، این وسط شوهر منه که داره صبح تا شب در مغازه جون میکنه خرج خونه باباشینا و ما رو میده.

    این روزام که خرج خونه م بزور در میاره چه برسه به طلبکارا... راستی بدهیشونم هول و حوش ٥٠٠/٦٠٠ میلیونه.

    موضوعات مرتبط: اقتصاد خانواده ,

  • ۱ موافق ۰ مخالف
  • ۱۲ نظر
    • تعداد نمایش : ۹۳۱
    • دوشنبه ۴ مرداد ۹۵ - ۲۱:۲۶

    طراوت و تازگی دختر لزوما مساوی با رضایت جنسی بیشتر نیست

    سلام

    در ذهن یه عده ای از پسران این خیال وجود داره که اگه با دختری ازدواج کنن که تفاوت سنی اونا زیاد باشه ، بهره ی بیشتری از نظر جنسی نصیب اونا میشه ، چون میگن مثلا دختر 18 ساله از نظر تر و تازگی بهتر از دخترانی هستش که سن بالاتری دارن .

    فارغ از بحث این که چنین تفاوتی وجود داره یا نه می خوام توجه این دسته از آقایون رو به چند نکته جلب کنم :

    1 - ارضای نیاز جنسی بدون احساس یعنی خوردن غذا بدون حس کردن طعم اون !

    یعنی اگه یه پسر 30 ساله بره با یه دختر 14 ساله ازدواج کنه ، اگه احساس دو طرف نسبت به هم مثبت نباشه بهره ای از اون به اصطلاح تر و تازگی نصیب اون پسر نمیشه . چرا ؟

    چون ارضاء شدن به صورت ناقص انجام میشه ، آقایون مجرد این نکته رو به یاد داشته باشن که ارضاء شدن فقط خروج منی نیست ، رسیدن به انزال بخشی از روند ارضای درست جنسی هستش .

    1400 سال پیش پیامبر فرمودند که به خاطر زیبایی یه خانم باهاش ازدواج نکنید چون بهره ای از اون زیبایی نصیب شما نمیشه ! بنابراین تصور نکنید که هر چه خانم زیباتر و کم سن و سال تر باشه میزان لذت جنسی افزایش پیدا میکنه .

    اگه این طور بود مردانی که با زنان زیبا ازدواج کردند باید خوشبخت ترین مردان کره ی زمین باشن ، آیا واقعا این طوره ؟ آیا هیچ زن زیبایی طلاق داده نمیشه ؟ آیا هیچ زن تر و تازه ای کارش به جدایی نکشیده ؟!

    بنابراین اگه به هر دلیلی بین زن و شوهر از لحاظ عاطفی ارتباط خوبی وجود نداشته باشه ، ارضای جنسی به صورت کامل انجام نمیشه . همون طور که آمار رسمی داره میگه ریشه اکثر طلاق ها به رختخواب بر میگرده . چه بسا شما خانم مطلقه جوان و زیبایی رو ببینید و شوهرش سابقش رو قدر نشناس ، احمق و ... خطاب کنید که چطور دلش راضی شده از چنین زن زیبایی جدا بشه ؟! و چه بسا آقایونی رو ببینید که از نظر شما بهشون ظلم شده چون با زنی ازدواج کردند که از نظر زیبایی در سطح پایین تری از اونا قرار داره ! ولی بر خلاف تصور شما زندگی عاشقانه ای دارن ، چرا ؟

    چون از لحاظ عاطفی بین اونا ارتباط مطلوبی برقرار شده . این ارتباط مطلوب عاطفی ، روابط جنسی رو عاطفی تر و مطلوب تر می کنه .

    شروع و پایان یه رابطه ی جنسی مطلوب زناشویی اینه :

    موضوعات مرتبط: مطالب محسن نجفی ,

  • ۱۱ موافق ۰ مخالف
  • ۱۳۳ نظر
    • تعداد نمایش : ۲۹۲۱
    • شنبه ۲ مرداد ۹۵ - ۰۹:۴۵

    از روزی که نتایج ارشد نامزدم اومده ،نسبت بهش دل سرد شدم

    سلام
    میخواستم چند تا پست جدا راجب مشکلاتم بذارم اما گفتم همه رو یکجا کنم که هم شما راحت باشین هم من!
    من یه دختر بیست بیست و یک ساله ام از یه شهرستان کوچیک ترم سه هستم یکی از رشته های پیرا پزشکی (پرستاری. مامایی. هوشبری) دانشگاه ازاد... که حدودا یک ماهه نامزد کردم بصورت رسمی...
    البته این نامزدی که ما هستیم قرار بود نامزدی ای باشه که همین تابستون عقد کنیم اما خودم مامان و بابامو قانع کردم که عقد و بندازیم عقب بهتره... و به نامزدم و دیگه مامان و باباش چیزی نگفتن چون اگه میگفتن مامانو بابام قبول میکردن... بگذریم
    نامزدم دانشجوعه رشته ی مهندسی برق و دانشگاه تاپ . یعنی جز دانشگاه های یک تا سه کشور..
    ارشدشو امتحان داد ولی برخلاف تصورش که فک میکرد خیلی بهتررر میشه حدودا هزار و خوردی شده هزار و سیصد یا صد!
    خودمم فک میکردم رتبش خوب شه ولی بعد گفت که خیلی بد بوده و منم کلی افسردگی گرفتم... چون با این وصف دیگه ارشد دانشگاه خوبی قبول نمیشه . و این منو بشدن نگران کرده . همین جا خوندم که بازار کار رشته های برق خیلی وحشتناکه البته بعضی وقتام شنیدم خوبه و این منو سردرگم کرده .
    موضوعات مرتبط: مسائل رفتاری دوران عقد ,

  • ۰ موافق ۷ مخالف
  • ۷۴ نظر
    • تعداد نمایش : ۲۱۲۳
    • پنجشنبه ۳۱ تیر ۹۵ - ۱۵:۴۴

    به خاطر دروغ های نامزدم دارم به جدایی فکر می کنم

    سلام

    خانمی هستم 25 ساله . با تحصیلات عالیه از دانشگاه معتبر دولتی و با شرایط خیلی خوب ظاهری و اخلاقی و خانوادگی و ... چند ماهه عقد کرده ام. همسر خوبی دارم. مهربونه حواسش بهم هست. به لحاظ ظاهری هم خیلی خوبه.

    ولی به تازگی متوجه شدم در زمینه ای که با هم اختلاف نظر داریم داره بهم دروغ میگه و کار خودش رو انجام میده . خیلی ذهنم بهم ریخته و نظرم بهش عوض شده. دیگه احساسی بهش ندارم. دارم به جدایی فکر میکنم. و خیلی پشیمونم که چرا با خواستگاری که دوستش نداشتم ولی همه شرایطش باب طبعم بود ازدواج نکردم.
    لطفا کمکم کنید نمیتونم تصمیم درستی بگیرم. همه انرژیمو از دست دادم...

    موضوعات مرتبط: طلاق در دوران عقد ,

  • ۰ موافق ۳ مخالف
  • ۲۷ نظر
    • تعداد نمایش : ۷۷۸
    • پنجشنبه ۳۱ تیر ۹۵ - ۱۱:۱۸

    تو اوج 20 سالگی بر خلاف دوستام یه دختر افسردم

    سلام دوستان

    تو رو خدا خواهش میکنم کمکم کنید یکم حاله روحیم عوض شه...

    من یه دختر 20 ساله ام که یه خانواده ی فوق العاده خوب دارم که با دنیا هم عوضشون نمیکنم. اما مشکله من اینه که با وجود اینکه دیگه 20 سالم شده بزرگ شدم عاقل شدم مامانم اصلا نمیذاره من با دوستام جایی برم هر بار سره این قضیه منو گریه میندازه .

    منم کلا خیلی اذیتشون نمیکنم و تو خودم داغون میشمو با یه جر و بحثه مختصر بی خیاله بیرون رفتن میشم که مامانم ناراحت نشه.

    نه اینکه اصصلا نذاره ولی 6 ماه یه بار به زور و التماس.. میگه از دوستات خوشم نمیاد . در حالی که خیلی دخترای خوبین و من از 8 سال پیش باهاشونم یعنی یا این دوستام یا هیچ کس.

    الانم که اومدم دانشگاه فقط با همون دوستای سابقمم که خدا رو شکر هم دانشگاهی شدیم. حالا من تو اوج جونی یه دختر افسرده شدم، که همه دوستاش یا ازدواج کردن یا دارن از جوونیشون لذت میبرن!

    من شدیدا حس میکنم از همه عقبم. نه لذت متاهلی رو میچشم نه مجردی رو.. همش متاهلا رو نگاه میکنم حسرت میخورم .. اصلا با خانوادمم که بیرونم چشمم رو زوجای جونه و میگم خوش به حالشون..

    باورم نمیشه که منم یه روزی ازدواج کنم.. به خدا خیلی افسرده ام همش تو خودمم.. حس میکنم دیگه دیر شد همه دوستام ازدواج کردن منم دیگه نمیتونم  ازدواج کنم با اینکه ظاهرم متوسطه و موقعیته اجتماعیه خیلی خوبی داریم اما نمیدونم چرا چون یه شکسته عشقی خوردم دیگه حس میکنم کسی پیدا نمیشه که مثله اون منو دوست داشته باشه.

    هیچ امیدی دیگه برای زندگی ندارم. تو اوج 20 سالگی و شادی دوستام من یه دختر افسردم:(((
    امیدم به شماست که یکم کمکم کنید خواهش میکنم...

    موضوعات مرتبط: مشورت در ازدواج خانم ها ,

  • ۰ موافق ۱ مخالف
  • ۳۱ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۱۹۳
    • شنبه ۱۹ تیر ۹۵ - ۲۲:۴۷

    خون دل خوردن های کاربر " دختر ایرونی "

    سلام به کاربران محترم خانواده برتر
    طاعات و عبادات همگی قبول درگاه حق ان شاء الله
    این تایپیک حاصل روزها خون دل خوردن بنده هست ( هم در واقعیت هم این وبلاگ ) این نیست که با یکی دو تا کامنت به هم بریزم اصلا و ابدا... اینقدر این کامنتا رو هم جمع شده که من احساس کردم دیگه دارم آتشفشان میشم و بهتره همین الان فوران کنم خخخ بنابراین فکر نکنید به خاطر چند تا کامنت ناقابل به هم ریختم.

    بنده تقریبا یک سال و اندی میشه که با این وبلاگ آشنا شدم و تا جایی که میدونم و خداوند هم شاهده خطاب به کسی با عنوان ناشناس نظر ندادم و اگر تعریف تشکر انتقاد و... بوده حتما با نام کاربری دختر ایرونی ثبت شده و لاغیر در واقع اینقدر برا شخصیتم ارزش قائلم که هر رفتاری در دنیای واقعی داشته باشم در دنیای مجازی هم اون رو حفظ کنم و فکر میکنم اگه با عنوان ناشناس به کسی نظر بدم و نقدش کنم درواقع شخصیت خودمو زیر سوال بردم چون ممکنه ذهنیتا رو نسبت به خودم خراب نکنم ولی نسبت به خودم حس بسیار بدی پیدا میکنم و خوشبختانه من اینجور بار اومدم که همیشه حرفمو زدم و پشت پرده قایم نشدم  ... اینو خطاب به کسانی گفتم که با عنوان ناشناس خطاب به بنده کامنت مینویسن و بی رحمانه قضاوت میکنن...
    موضوعات مرتبط: مسائل متفرقه ,

  • ۸ موافق ۸ مخالف
  • ۶۲ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۷۶۴
    • شنبه ۲۲ خرداد ۹۵ - ۱۷:۴۵

    این که از یکی خوشت بیاد مبنای درستی برای انتخاب همسره ؟

    سلام

    خانم هستم مجرد بین 25 -30  . تجربه ی رابطه ی صمیمانه با جنس مخالف ، نامزدی و ... نداشتم . راجع به عشق و علاقه بین زوجین و داشتن زندگی عاشقانه برای خودم نظراتی دارم، نمی دونم چقدر می تونه درست باشه و چقدر ممکنه فانتزی و غیر واقعی باشه چون تجربه نشده است . خواستم اینجا مطرح کنم تا نظر بقیه رو بدونم 

    معتقدم خوش اومدن دو جوره 
    اولی هیجان و کشش داشتن . اینکه شاید نشه دلیل منطقی و دو دو تا چارتایی براش آورد که چرا برای فلانی دلم تاپ تاپ می کنه .
    خوش اومدنه هم ظاهر هم هیکل هم استایل و پوشش و رفتار و برخورد و تن صدا و سطح هیجانات و شوخ طبعی و ... و خلاصه مجموع چیز هایی که می تونه دو نفر رو برای هم جذاب کنه )  این دلیه شایدم  بالا پایین شدن هرمون و این داستاناست. 

    یکی دیگه صمیمیت عاطفی و محبت و مث دو تا دوست و همراه بودنه .

    اولی ( passion ) چیزیه که از اول اگر بود بود . اگر نبود بعدا تقریبا محاله به وجود بیاد ! 
    دومی (intimacy) کم کم به وجود میاد و بر اثر شناخت و صمیمیت مرتب افزایش پیدا میکنه . البته !!!! البته اگر یه بیس براش وجود داشته باشه
    که به نظرم حتی با شناخت های اولیه هم  میشه فهمیدش .( من بین کیس های خودم به وضوح حس کردم مثلا با ایشون 10 سالم زندگی کنم بازم حرفی با هم نداریم و صمیمیت حاصل بشو نیست ولو به مجاورت . در مورد بعضی ها هم شده با 10 دقیقه هم صحبتی حس کردم حرف دارم باهاش و کنارش احساس میکنم همراهم میتونه باشه و ...)

    در مورد خودم حتی شاید بشه گفت این حالت اول و دوم از هم جدا و قابل تفکیک نیست 
    یعنی اگر با کسی سازگاری روحی داشته باشم اشتیاق هم بهش دارم. و اگر واقعا نسبت به کسی محبت و علاقه و عواطف داشته باشم کشش هم به دنبالش میاد 
    باقیشم که سازگاری و هنر زندگی دو طرف با همه که باعث می شه کنار هم خوشبخت باشن 

    این ها می تونه مبنای یک انتخاب درست باشه !؟
    فرض اینه با طرف مقابل نمی خوام وارد رابطه ی دوستی بشم و  قبل از نامزدی می خوام چک کنم تا با اطمینان شروع کنم .
    خیلی برام تلخه وقتی اینجا میان سوال هایی می پرسن از عدم تطابق جنسی یا عاطفی یا میاد بعد مدت ها نامزدی میگه شوهرم / زنم رو دوست ندارم یا مسائلی از این دست. چنین چیز هایی رو می شه قبل ازدواج فهمید ؟ جلوشو گرفت ؟ 

    الی خانوم
    موضوعات مرتبط: مشورت در ازدواج خانم ها ,

  • ۱ موافق ۲ مخالف
  • ۴۶ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۲۳۳
    • سه شنبه ۱۸ خرداد ۹۵ - ۲۰:۳۵

    ازدواج در دوران دانشجویی چه اثراتی رو درس و زندگی داره ؟

    سلام دوستان

    اگه امکانش هست یکم درباره ازدواج در دوران دانشجویی (ترجیحا کارشناسی ) نظر بدین و بگین ازدواج در این دوران به درس لطمه میزنه یا باعث پیشرفت میشه؟

    دوستانی که تجربه دارن هم اگه امکانش هست نظر بدن. مثلا اگه دو طرف تو مدت تحصیل تو خونه ی والدینشون باشن و تا چند سال بعد عروسی بگیرن چطور؟به درس لطمه میخوره یا نه؟ تو این مدت از هم خسته نمیشن؟

    موضوعات مرتبط: مشورت در ازدواج خانم ها , مشورت در ازدواج آقایان ,

  • ۱ موافق ۲ مخالف
  • ۲۴ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۱۳۱
    • سه شنبه ۱۸ خرداد ۹۵ - ۱۹:۲۶

    scroll bar code