خانواده برتر

انتخاب همسر و مسائل خواستگاری، مسائل دوران عقد، مسائل زناشویی، تربیت فرزند ، تبلیغ رایگان مشاغل نو پا، مسائل زنان ، ارتباط با خانواده، مسائل اعتقادی





۴۸ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «زن زندگی» ثبت شده است

بعد از چند سال انتظار ، پسر مورد علاقم میگه با کسی در ارتباطم

با سلام

من 30 ساله هستم سال ها قبل به اقایی علاقه داشتم که ایشون من رو سر منطق های خودشون و بهانه های الکی ترک کردن و من واقعا دوستشون داشتم و میخواستیم ازدواج کنیم که نشد .

بعد در یک مدتی بودن بازم منتها دورادور فقط پیامک و از دور به من نگاه کردن بود تا تو این چند سال جدایی دوباره بهم پیام دادیم ولی خیلی تغییر کرده بود و ولی من همون ادم قبل بودم و بازم دوستش داشتم و با هیچکس دیگه جلو نرفتم و حتی قسمت نشد ازدواج کنم و اون اقا هم هنوز مجردن .

منتهی در پیامکشون به من گفتن من با کسی در ارتباطم نمی خوام به اون خیانت کنم و نمی خوام بتو دروغ بگم ولی قصد ازدواج با اونم ندارم یعنی از تعجب شاخ در اوردم خیلی حالم بد شد و خیلی ناراحت شدم و من این اقا رو پس زدم و خواستم با اون خانم باشه و براشون ارزوی خوشبختی کردم .

ولی ذهنم خیلی درگیره واقعا نمیدونم ادمها تا کجا می تونن پیش برن و چرا من باید این حرف رو بشنوم ؟ خیلی به شخصیتم برخورد . من این اقا رو صادقانه و خالصانه دوست داشتم ولی این اقا انگار ...

چندین سال یک علاقه رو حفظ کنی پاک و صادقانه و درست نگهش داری به علاقت وفادار بمونی بعد این حرف رو بشنوی خیلی دلم سوخت . خیلی بیشتر برای دل زخمی خودم و احساساتم .

موضوعات مرتبط: روابط نافرجام ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۳۵ نظر
    • تعداد نمایش : ۸۷۸
    • دوشنبه ۶ دی ۹۵ - ۲۲:۴۰

    عذاب وجدان خواهرزاده ی 7 ساله م به خاطر دست درازی پسر همسایه

    سلام به همه اعضای خانواده برتر

    خواهش میکنم اونایی که تخصص یا تجربه دارن و میتونن با یک راهنمایی کمکم کنن دریغ نکنن.

    خواهرزاده ای دارم که  کلاس اول ابتدایی میره و دختر عاقل و درسخون و خیلی مودبیه و البته زیبا و جذاب. خواهرم میگه که چند شب پیش دخترش تو تلویزیون شنیده بوده که یه خانومی به بچه ها میگفته اگه کار بدی بکنین خدا قهرش میگیره و از این حرفای آموزنده.

    بعد یه دفعه دخترش گریون میاد پیشش و میگه مامان من یه کار بدی کردم میخوام بهت بگم بعد گفته پسر همسایه ( 6 ، 7 سالشه) به آلت من دست میزد. خواهرم اول یه کوچولو سیلی زده بهش و گفته چرا به من نگفتی بعد اونم گفته میترسیدم بهت بگم منو بزنی و خواهرم که دیده اگه بزنتش دخترش حرفاشو بهش نمیگه شروع کرده با محبت باهاش حرف زده و دخترش بهش گفته پسر همسایه به آلتش دست میزده و میگفته با آبجیمم اینکارو میکنم.

    به خواهرم گفته شبا وقتی میخوابم به آلتم دست میزنم و کیف میکنم حتی گفته اون پسر دست میزد و منم کیف میکردم . خواهرم میگه دخترش از اون روز داغونه خیلی استرس گرفته و نگران شده و میگه مامان خدا منو نمیبخشه و روزی چندین بار میاد پیشم میگه : مامان فکرم مشغوله بخاطر اینکارام.

    رو درسم تمرکز ندارم همش تو دلم حرف میزنم با خودم. از یادم نمیره  خدا ازم بدش میاد. به مامانش گفته از وقتی به تو گفتم دیگه اون کارو نمیکنم.

    خواهرم این قضیه رو به هیشکی جز من نگفته و منم اونقد شوکه شدم که نتونستم راهنماییش کنم بهش گفتم از خانواده برتر برات راهنمایی میگیرم.

    خواهرم میگه چیکارکنم باهاش؟ خیلی خیلی ناراحته و نمیدونه چیکار کنه تا دخترش این قضیه رو فراموش کنه؟ و از کجا مطمئن بشه که دخترش دیگه از اینکارا نمیکنه؟ چرا یه بچه 7 ساله اینقد بخاطر اینکارا عذاب وجدان گرفته؟ آیا این قضیه روی شخصیت و درس خواهرزادم تاثیر میذاره اگه بله چیکار کنیم؟

    سپاس از همه کاربران که باعث و بانی حل مشکلات همه هستند.

    موضوعات مرتبط: تربیت جنسی دختران ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۴۵ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۷۱۲
    • دوشنبه ۶ دی ۹۵ - ۲۲:۲۵

    دل سردی جوانان تحصیل کرده بیکار با فیش های حقوقی نجومی

    دوستان سلام...

    می خواستم نظر شما رو درباره دغدغه های فکری این روزای خودم بدونم ... شاید همتون موضوع فیش های حقوقی نجومی و فسادهای کلان اقتصادی رو این روزا خوب شنیده باشید...

    ما داریم تو مملکتی زندگی میکنیم که صدها هزار شهید داده تا امروز به این امنیت رسیدیم ولی یه عده از خدا بی خبر با پشت به ارزشها دارن میتازن و هیچ چیز براشون مهم نیست و با این کارشون دارن مردم رو بخصوص جوونای تحصیلکرده بیکار رو افسرده تر و دلسرد تر میکنن .

    دوست دارم نظر شخصی دوستان رو در این مورد بشنوم .

    مجید

    -------

    نکته : لطفا اسم اشخاص رو نیارید

    موضوعات مرتبط: مسائل اجتماعی روز جامعه ,

  • ۲ موافق ۰ مخالف
  • ۴۹ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۰۱۶
    • شنبه ۲۳ مرداد ۹۵ - ۱۳:۱۰

    با شکاکی میشه زندگی متاهلی رو شروع کرد ؟

    سلام دوستان

    من دختری هستم بالای 25 سال و حدود 3 سالی میشه که با پسری که 2 سال از خودم کوچیک تره آشنا شدم و تا حدودی هم خانواده هامون در جریان هستن و بخاطر درست شدن شغل پسر ازدواج نکردیم.

    اما الان یه دو ماهی میشه که بهم شک کرده هر موقع که همو میبینیم گوشیمو چک میکنه. همیشه خوابایی میبینه که من بهش خیانت کردم. من قبلا یه آشناییتی با یه پسره در حد خواستگاری و 2 ماهه داشتم که همیشه اونو بهم سرکوفت میزنه موقع دعواهامون.

    حالا موندم که چیکار کنم با هر کی که در این مورد حرف میزنم میگن بیخیالش شو چون با شکاکی نمیشه زندگی متاهلی رو شروع کرد.

    تو رو خدا راهنماییم کنید؟

    موضوعات مرتبط: مشورت در ازدواج خانم ها ,

  • ۲ موافق ۰ مخالف
  • ۱۷ نظر
    • تعداد نمایش : ۶۷۵
    • چهارشنبه ۲۰ مرداد ۹۵ - ۲۱:۰۱

    چرا بعضی از کاربران زودتر از بقیه می تونن نظر بذارن ؟

    سلام دوستان

    یه مدته ، از گوشه و کنار تیکه و متلک میاد که چرا من ( زهرا میم ) نظراتم تو وبلاگ انقدر جزء نظرات اوله! بی رودروایسی ، اگر حرفهاتون جهت مسخره کردن منه بگم خب ان شالله خدا جوابتوتو بده.

    ولی اگر واقعا برا کسی سؤاله که چرا من نظراتم اینجوریه بگم که من از نرم افزار وبلاگ استفاده میکنم. مدت ها قبل یکی از کاربرا تو یه پست نرم افزار رو ساخت. اتفاقا پستش هم کم نظر خورد. ولی من نصبش کردم. وبلاگ آپ میشه اون نرم افزاره مثل تلگرام رو گوشیم آلارم میزنه.!

    اینجوری نیازی هم نیست، هی سر بزنم ببینم وبلاگ آپ شده یا نه! یکی ام تو تایید نظرات، بازم اگر دقت کنید، اقای نجفی یا هر ۶ ساعت.یا ۲.یا ۸ ساعت نظراتو تایید میکنن. دیگه نمیخواد دم به دقیقه بیام سر بزنم.

    سر جمع شاید من کل روز ،دو دفعه سر بزنم. یکی وقت آپ وبلاگ ، یکی شش ساعت بعد آپ وبلاگ . دیگه مگر گوشی دستم باشه، که بیشتر بیام. و بهتره یاد بگیریم جای اینکه یکی رو به تمسخر بگیریم ازش بپرسیم ببینیم چطوری نظر میذاره. 😊😊😊
    وبلاگ نه مال منه، نه من مدیره وبلاگ .
    ولی دلیل هم نمیشه، هر حرفی رو دلتون خواست حتی در قالب شوخی به آدم بزنید. منم میتونم واقعیتها رو نگم. یا دو تا کلمه گلم و عزیزم بذارم اول حرفام و به شخصیتتون توهین کنم.

    موضوعات مرتبط: مربوط به خانواده برتر ,

  • ۵ موافق ۰ مخالف
  • ۱۲ نظر
    • تعداد نمایش : ۶۰۵
    • چهارشنبه ۲۰ مرداد ۹۵ - ۲۰:۵۵

    17 سالمه، دوست پسرم میگه منو برای ازدواج می خواد

    سلام دوستان

    من دختری 17 ساله هستم چند ماه پیش با یه پسری دوست شدم که این پسره میگه منو دوس داره و منو برای ازدواج میخواد .

    خیلی بهم ابراز علاقه میکنه و نمیذاره کسی بهم اسیبی بزنه بغلمم کرده و ازم لبم گرفته ، میگه اینا یه چیزه عادیه که کسایی که همو دوس دارن انجام میدن .

    من قبلا با پسرای دیگه دوست بودم به خاطره همین میترسم بهش اعتماد کنم نمیدونم راس میگه یا نه؟ الان من واقعا عاشقش شدم و نمیتونم یک ثانیه دوریشو تحمل کنم در حالی که هیچ علاقه ای به دوس پسرای قبلیم نداشتم .

    دوس پسرم میگه من از دو سال پیش که تو رو دیده بودم عاشقت شدم خیلی هم التماسم کرد تا باهاش دوس شدم اولش بهم گفت با یه نفر دوس بوده ولی بعدش گفت با 5 نفر بوده بعدشم هر دختری بهش پیام میده بهم میگه تا پیاماشو میده بخونم.

    میشه راهنماییم کنید بفهمم راس میگه یا دروغ ؟

    موضوعات مرتبط: مسائل دختران جوان ,

  • ۰ موافق ۲ مخالف
  • ۸۹ نظر
    • تعداد نمایش : ۳۶۳۲
    • دوشنبه ۴ مرداد ۹۵ - ۲۱:۴۴

    با دختر 25 ساله ام بر سر نوع پوشش اختلاف سلیقه دارم

    با سلام
    بنده پدر دختر 25 ساله ای هستم و درخواست کمک دارم از کسانی که تجربه دارند به خصوص دختر خانما و پدر و مادر ها .

    اینم بگم دخترم تحصیلکرده در دانشگاه معتبر کشور الان هم فوق لسانس میخونن اما مشکلی که با دخترم دارم اختلاف سلیقه در پوشش لباس حالا نمیدانم چطوری بیان کنم .

    در واقع میگه من میخوام  زندگی خودم را داشته باشم در جاهای که منع وجود ندارد بی حجاب باشم مثلا جلوی فامیل یا در عروسی البته اینم بگم دختر خیلی با وقار سر سنگین هستند و منم خیلی راضیم ولی به من میگه من اگر حجابم را رعایت میکنم فقط به احترام شما می باشد .

    خلاصه نمیدانم چه باید بکنم ؟

    موضوعات مرتبط: مسائل دختران جوان ,

  • ۰ موافق ۱ مخالف
  • ۲۸ نظر
    • تعداد نمایش : ۹۱۴
    • دوشنبه ۴ مرداد ۹۵ - ۲۱:۳۹

    شوهرم داره جور پدرش که نزول گرفته رو میکشه

    سلام

    تقریبا ٣ ساله ازدواج کردم که حاصلش یه دختر چند ماه ست. زیر ٢٥ سال هستم . خدا رو شکر اِی از زندگیم راضیم. شوهرمم پسر خوب و زحمت کشیه.

    پدر شوهرم یه خونه ٥ طبقه داره که ما هم تو یه واحدش زندگی میکنیم ادمای بدی نیستن به هر حال با هم میسازیم .

    خیلی احساس خوشبختی میکردم تا این اواخر... اخه همسرم و برادرش با پدرشون کار میکنن البته قبلا دو تا مغازه داشتن که چون اجاره هاش سنگین بود و در نمیاورد و نیرو کم داشتن ( پدر شوهرم اکثرا خونس زیاد مغازه نمیره ) یکی از مغازه هارو جمع کردن.

    مثل اینکه تو اون مدت بدهی بالا میارن که پدر شوهر از خدا بیخبر من میره یه مقدار نزول میگیره. اولاش خوب بود ولی کم کم که بدهی ها فشار اورد و پولای نزولی هم بیشتر شد اوضاع هر روز بدتر میشد...

    الان دیگه کم اوردن... دااائم طلبکارا به گوشی همسرم و پدر شوهرم زنگ میزنن... امروز یکیشون اومده بود در مغازشون ابروریزی... با شوهرم دست به یقه شد... خیلی دلم واسه شوهرم سوخت چون پدر شوهرم که نشسته خونه بغل زنش ( همه تصمیم ها و پول نزولیا زیر سر پدرشوهرم بود شوهرم و برادرش بیشتر کارای مربوط به مغازه رو انجام میدادن) برادر شوهرمم که چند وقته خونس با سرمایه یکی دیگه کار بورس میکنه تو خونه اینترنتی، این وسط شوهر منه که داره صبح تا شب در مغازه جون میکنه خرج خونه باباشینا و ما رو میده.

    این روزام که خرج خونه م بزور در میاره چه برسه به طلبکارا... راستی بدهیشونم هول و حوش ٥٠٠/٦٠٠ میلیونه.

    موضوعات مرتبط: اقتصاد خانواده ,

  • ۱ موافق ۰ مخالف
  • ۱۲ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۰۰۵
    • دوشنبه ۴ مرداد ۹۵ - ۲۱:۲۶

    طراوت و تازگی دختر لزوما مساوی با رضایت جنسی بیشتر نیست

    سلام

    در ذهن یه عده ای از پسران این خیال وجود داره که اگه با دختری ازدواج کنن که تفاوت سنی اونا زیاد باشه ، بهره ی بیشتری از نظر جنسی نصیب اونا میشه ، چون میگن مثلا دختر 18 ساله از نظر تر و تازگی بهتر از دخترانی هستش که سن بالاتری دارن .

    فارغ از بحث این که چنین تفاوتی وجود داره یا نه می خوام توجه این دسته از آقایون رو به چند نکته جلب کنم :

    1 - ارضای نیاز جنسی بدون احساس یعنی خوردن غذا بدون حس کردن طعم اون !

    یعنی اگه یه پسر 30 ساله بره با یه دختر 14 ساله ازدواج کنه ، اگه احساس دو طرف نسبت به هم مثبت نباشه بهره ای از اون به اصطلاح تر و تازگی نصیب اون پسر نمیشه . چرا ؟

    چون ارضاء شدن به صورت ناقص انجام میشه ، آقایون مجرد این نکته رو به یاد داشته باشن که ارضاء شدن فقط خروج منی نیست ، رسیدن به انزال بخشی از روند ارضای درست جنسی هستش .

    1400 سال پیش پیامبر فرمودند که به خاطر زیبایی یه خانم باهاش ازدواج نکنید چون بهره ای از اون زیبایی نصیب شما نمیشه ! بنابراین تصور نکنید که هر چه خانم زیباتر و کم سن و سال تر باشه میزان لذت جنسی افزایش پیدا میکنه .

    اگه این طور بود مردانی که با زنان زیبا ازدواج کردند باید خوشبخت ترین مردان کره ی زمین باشن ، آیا واقعا این طوره ؟ آیا هیچ زن زیبایی طلاق داده نمیشه ؟ آیا هیچ زن تر و تازه ای کارش به جدایی نکشیده ؟!

    بنابراین اگه به هر دلیلی بین زن و شوهر از لحاظ عاطفی ارتباط خوبی وجود نداشته باشه ، ارضای جنسی به صورت کامل انجام نمیشه . همون طور که آمار رسمی داره میگه ریشه اکثر طلاق ها به رختخواب بر میگرده . چه بسا شما خانم مطلقه جوان و زیبایی رو ببینید و شوهرش سابقش رو قدر نشناس ، احمق و ... خطاب کنید که چطور دلش راضی شده از چنین زن زیبایی جدا بشه ؟! و چه بسا آقایونی رو ببینید که از نظر شما بهشون ظلم شده چون با زنی ازدواج کردند که از نظر زیبایی در سطح پایین تری از اونا قرار داره ! ولی بر خلاف تصور شما زندگی عاشقانه ای دارن ، چرا ؟

    چون از لحاظ عاطفی بین اونا ارتباط مطلوبی برقرار شده . این ارتباط مطلوب عاطفی ، روابط جنسی رو عاطفی تر و مطلوب تر می کنه .

    شروع و پایان یه رابطه ی جنسی مطلوب زناشویی اینه :

    موضوعات مرتبط: مطالب محسن نجفی ,

  • ۱۱ موافق ۰ مخالف
  • ۱۳۳ نظر
    • تعداد نمایش : ۳۰۵۱
    • شنبه ۲ مرداد ۹۵ - ۰۹:۴۵

    از روزی که نتایج ارشد نامزدم اومده ،نسبت بهش دل سرد شدم

    سلام
    میخواستم چند تا پست جدا راجب مشکلاتم بذارم اما گفتم همه رو یکجا کنم که هم شما راحت باشین هم من!
    من یه دختر بیست بیست و یک ساله ام از یه شهرستان کوچیک ترم سه هستم یکی از رشته های پیرا پزشکی (پرستاری. مامایی. هوشبری) دانشگاه ازاد... که حدودا یک ماهه نامزد کردم بصورت رسمی...
    البته این نامزدی که ما هستیم قرار بود نامزدی ای باشه که همین تابستون عقد کنیم اما خودم مامان و بابامو قانع کردم که عقد و بندازیم عقب بهتره... و به نامزدم و دیگه مامان و باباش چیزی نگفتن چون اگه میگفتن مامانو بابام قبول میکردن... بگذریم
    نامزدم دانشجوعه رشته ی مهندسی برق و دانشگاه تاپ . یعنی جز دانشگاه های یک تا سه کشور..
    ارشدشو امتحان داد ولی برخلاف تصورش که فک میکرد خیلی بهتررر میشه حدودا هزار و خوردی شده هزار و سیصد یا صد!
    خودمم فک میکردم رتبش خوب شه ولی بعد گفت که خیلی بد بوده و منم کلی افسردگی گرفتم... چون با این وصف دیگه ارشد دانشگاه خوبی قبول نمیشه . و این منو بشدن نگران کرده . همین جا خوندم که بازار کار رشته های برق خیلی وحشتناکه البته بعضی وقتام شنیدم خوبه و این منو سردرگم کرده .
    موضوعات مرتبط: مسائل رفتاری دوران عقد ,

  • ۰ موافق ۷ مخالف
  • ۷۴ نظر
    • تعداد نمایش : ۲۲۰۴
    • پنجشنبه ۳۱ تیر ۹۵ - ۱۵:۴۴

    برو بالا