خانواده برتر

انتخاب همسر و مسائل خواستگاری، مسائل دوران عقد، مسائل زناشویی و تربیت فرزند

لینک های روزانه آخرین نظرات آخرین مطالب

۲۳ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «ریحان ...» ثبت شده است

چطور بدهی های شوهرم رو پرداخت کنم ؟

سلام دوستان

داستان زندگیمو نمیدونم از کجا شروع کنم الان سی ساله که ازدواج کردم اما هیچوقت رنگ ارامشو تو زندگیم ندیدم .

شوهری دارم بسیار بلند پروازه ، ساده و بی اندازه دستو دل باز و شدیدا اهل ریسک ، خیلی راحت دست به هر کاری میزنه که مثلا کسب و کاری راه بندازه اما همیشه با کلی ضرر و زیان روبرو میشه و همیشه خودش رو عقل کل میدونه .

سال های اول ازدواجمون دانشجو بود و من با دو تا بچه از همه خواسته هام گذشتم و با خرجی اندکی که از پدر شوهرم میگرفتم زندگیمو پیش میبردم تا اینکه درسش تموم بشه اما یک به پایان درسش با یک سری ادمای معتاد و کلاهبردار اشنا شد تا با شراکت هم کاسبی راه بندازند که با توجه به اینکه هم من و اطرافیان به او میگفتن اونا کلاهبردارن و بیچارت میکنند زیر بار نمیرفت که اغاز بدهی هایش از انجا شروع شد .

اون از خدا بیخبرا اونو با کلی بدهی تنها گذاشتن و ما ماندیم با کلی بدهی و نزول و بهره هاش که روز به روز بیشتر میشد .خلاصه سالها گذشت با هزاران زجر و عذاب تونستیم بدهیمونو که صدها برابر شده بود تقریبا تمام کنیم که باز هم شوهرم مدیریت مالی رو به دستش گرفتو دوباره ریسک کردناشو اعتماد کردناشو معاملات بدون انکه دیناری از خودش پول داشته باشه همه رو با وام های سنگین و بهره زیاد که حالا در به در و فراری و خاک برسر شده .


موضوعات مرتبط :
اقتصاد خانواده

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۲۳ نظر
    • ۱۶۹۸ بازدید
    • دوشنبه ۲۰ دی ۹۵ - ۲۲:۴۰

    می خوام با یه پسر 30 ساله ارتباط داشته باشم، به خانوادم بگم ؟

    سلام وقت بخیر

    من یه مدتیه که یه آقایی بهم پیشنهاد میده که با هم ارتباط داشته باشیم واسه آشنایی و از من خوشش اومده...

    من 20 سالمه و اون آقا 30 و نحوه ی آشنایی مون هم بماند ولی با هم برخورد داشتیم یعنی  از روی ظاهرم فقط نگفتن.. میخوام پیشنهادش رو قبول کنم و اینم بگم که اولین کسی هست که من پیشنهادش رو میخوام قبول کنم و تا حالا هیچ ارتباطی حتی در سایت های مجازی هم با جنس مخالف نداشتم!

    و اولین بارمه! و توی فامیلامونم پسر جوون نداشتیم تا حالا!!! کلا من با جنس مخالف خیلی حرف نزدم و نمیشناسمشون اصلا! یکم نگرانم و هیچی هم بلد نیستم! چطور برخورد کنم  یا چی بگم که بهشون بفهمونم که من اهل دوستی و روابط الکی و طولانی نیستم !

    میشه راهنماییم کنید" و اینکه به نظرتون یه آقای 30 ساله که تحصیل کرده هست و حتی  تجصیلاتش عالیه هم احتمال داره کسی رو سرکار بذاره یا قصد وقت تلف کردن داشته باشه؟ هر چند به شخصیت و شغل و موقعیتش نمیاد اما کلی میپرسم * و به نظرتون این موضوع رو به پدر و مادرم بگم؟ یا نگم نیازی نیست؟

    چون دانشجوام توی شهر خودم نیستم.. یا اگه به اون آقا بگم که تحت نظر خانواده هامون با هم ارتباط داشته باشیم ندید بدید بازی نمیشه؟!
    درکل خوشم اومدازش ازهمون اول !دوست ندارم ردش کنم*


    موضوعات مرتبط :
    مشورت در ازدواج خانم ها دوستی به قصد ازدواج

  • ۰ موافق ۵ مخالف
  • ۱۳۱ نظر
    • ۲۱۹۰ بازدید
    • دوشنبه ۲۰ دی ۹۵ - ۲۲:۳۰

    مشورت در خرید مواد آرایشی

    سلام.
    دیدم یه دختر خانمی تو یه پستی گفته بودن من رنگ پوستم تیرست و ناراضی ام. میگفت اگه از کرمها زیاد استفاده کنم پوستم خراب میشه پس چکار کنم ؟
    منم باهاش موفق بودم، چون خودمم تجربش کردم. استفاده ی طولانی مدت از لوازم آرایش واقعا ضرر داره.
    نتونستم کمکی بهش کنم. رفتم ببینم بقیه چی گفتن. دیدم بعضیا گفته بودن اگه از مارک های خوب استفاده کنی چیزی نمیشه. این شد که گفتم بیام این سه تا سوال رو بپرسم:
    1. مارک خوب برای:
    الف.  کرم
    ب.  رژ بدون سرب!
    پ.  ریمل
    ت.  پنکک
    ث.  بقیه چیزا
    رو به ترتیب نام ببرین :)
    2. برای پاک کردن آرایش بهتره چکار کنم و از چیا استفاده کنم؟
    3. برای تمیز کردن مو از تافت و ژل و این چیزا چکار کنیم؟ ( راهی بغیر از حموم )

    موضوعات مرتبط :
    خرید اینترنتی و مشورت در خرید

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۴۰ نظر
    • ۱۶۹۷ بازدید
    • دوشنبه ۲۰ دی ۹۵ - ۲۲:۱۰

    وقتی بیرون میرم هیچ پسری به من چیزی نمیگه !

    سلام 

    دختری هستم 17 ساله ، از نظر ظاهر و اندام  مقبول هستم . مدت هاست من دچار یک سری فکر های منفی شده ام. نمیدونم چرا هیچ کس به من محل نمیده ؟

    وقتی بیرون میرم هیچ پسری به من چیزی نمیگه البته نه این که خوشم بیاد بهم یه چیز بگن ولی از این ناراحتم که چرا پسرا از من فرارین و این شده نگرانی من بابت ازدواج در ایندم.

    این موضوع باعث شده بارها خودم رو زشت تلقی کنم ولی وقتی به دوست و فامیل این موضوع چهره رو میگم میخندن و میگن تو خیلی خل هستی که به قیافه خودت میگی زشت.

    من چهره بیبی فیسی دارم و سنم دو سال تقریبا کمتر میزنه در صورتی که همسن های خودم چهره های خوبی ندارند و بهترین پسر ها حاضر هستند باهاشون باشن حتی خواستگار هم دارند!

    من مشکل اساسیم ازدواج در آینده است و مدام به این فکر میکنم که هیچ کس از من خوشش نمیاد و پا پیش نخواهد گذاشت.

    این مشکل عدم اعتماد به نفس رو توی جمع هم دارم. زمانی که مثلا در جمعیتی از افراد قرار باشه صحبتی کنم خجالت می کشم و به این فکر میکنم که من چقدر زشت هستم.

    این را هم اضافه کنم که من خانواده بسیار خوبی دارم و خانواده گرمی هستیم...ولی بعضی وقتا خب عشق جای خونواده رو نمیگیره که..

    در بیرون هم بسیار با وقار هستم و معمولا به چشم پسران نگاه نمیکنم که دلیلش همان خود زشت انگاری است.

    چیکار کنم دوستان ؟


    موضوعات مرتبط :
    خودسازی در دختران

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۳۹ نظر
    • ۱۹۷۰ بازدید
    • يكشنبه ۱۹ دی ۹۵ - ۲۲:۴۰

    با دختری که منو رد کرده ، چطور رفتار کنم ؟

    با سلام و احترام

    سوالی خدمت دوستان، خصوصا خواهرهای عزیزم، داشتم. من چند وقت پیش از یکی از دختر خانم های دانشکده مون خواستگاری کردم.

    با اینکه میتونستم مستقیم برم باهاشون صحبت کنم و نظرش رو بپرسم، از طریق خواستگاری رسمی و خانواده اقدام کردم، بدین صورت که خواهرم شماره ایشون رو پیدا کرد و به مادرم داد و مادرم با خانواده ایشون برای جلسه خواستگاری هماهنگ کردند.

    هر دو در مقاطع بالا مشغول به تحصیل هستیم و اتفاقا جز استعدادهای درخشان دانشگاه. تقریبا از نظر تحصیلات، قیافه، فرهنگ، لباس پوشیدن، وضعیت خانواده ها، بیشتر از 80 درصد شباهت داشتیم. سنمون هم حول و حوش 30 هست، البته زیر 30.

    خلاصه جلسه ی اول با موفقیت هرچه تمامتر و استقبال و پذیرش بالای دختر خانم و مادرش برگزار شد. در این جلسه تقریبا از علاقه ی دختر خانم به خودم مطمئن شدم، به دلیل هیجان، شور، شادی که در گفتگوی دو نفره وجود داشت.

    وقتی برای هماهنگی جلسه ی دوم تماس گرفتیم. گفتند اول باید، پدر دختر خانم با پسرتون صحبت کنند و بعد ... چند روز بعد صحبتی که با پدرشون داشتم، دوباره تماس گرفتیم .

    ولی مثل اینکه به این نتیجه رسیدن که من در حال حاضر قادر به تامین توقعات مالی دختر خانم و خانوادش نیستم، و جواب رد دادند که البته به نظرم اشتباه میکردند.

    خدا رو شکر در این چند ماه هم، خیلی موقعیت های خوب کاری برام پیش اومده که اگر اون موقع داشتم، صددرصد به این راحتی رد نمیکردند ( البته اگر دلیل ردکردنشون فقط مالی بوده باشه ) . از اون جریان چندین بار ایشون رو در دانشکده و جاهای مختلف دیدم. ( البته تو این چند ماه، ما همدیگر رو خیلی کم و به صورت گذری دیدیم )

    قشنگ وقتی من رو میبینه منقلب میشه و رنگش عوض میشه، خیلی خجالتی و سر به زیر میشه و سعی میکنه به سرعت، از اون موقعیت مکانی خارج بشه. ولی من کاملا خونسرد و با اعتماد بنفس برخورد میکنم و بیشتر وقت ها لبخند به لب دارم.

    میخواستم نظر شما رو در مورد این مساله و همچنین رفتار دختر خانم بدونم و اینکه به نظرتون از این به بعد چیکار کنم؟

    پیشاپیش از لطف و توجهتون سپاسگزارم.


    موضوعات مرتبط :
    مسائل بعد از خواستگاری ناموفق

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۵۱ نظر
    • ۱۵۶۵ بازدید
    • يكشنبه ۱۹ دی ۹۵ - ۲۲:۱۵

    روز تولدم رو گوگل و چند تا بانک بهم تبریک گفتن !

    سلام

    میدونید سخت ترین روز واسه یه مجرد کی هست؟!

    این هست که واسه دیگران جشن تولد میگیره ولی حتی یه نفر از اطراف پیدا نشه که بتونه حرف دلش رو بگه و بگه امروز تولد من بود . آره امروز ( 13 دی ) روز تولد من بود و تنها گوگل و چند تا بانک بهم تبریک گفتن ( شکلک خنده) .

    ای کاش وقتی انسان به احساس دیگران احترام میذاره و براشون ارزش قایل هست دیگران هم یه ذره از همون احساس رو جبران کنند .
    خدا چقدر تو خوبی که بهمون یادآوری میکنی تا قدر نداشته هامونو قبل از رسیدن بهشون بدونیم نه بعد از ازدست دادنشون .


    موضوعات مرتبط :
    خودسازی در دختران خودسازی در پسران

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۵۶ نظر
    • ۱۷۱۴ بازدید
    • شنبه ۱۸ دی ۹۵ - ۲۲:۴۵

    برو بالا