خانواده برتر

انتخاب همسر و مسائل خواستگاری، مسائل دوران عقد، مسائل زناشویی، تربیت فرزند ، تبلیغ رایگان مشاغل نو پا، مسائل زنان ، ارتباط با خانواده، مسائل اعتقادی

دسترسی سریع ← آخرین مطالب - موضوعات - فعال ترین کاربران - آخرین نظرات



۱۹ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «دختر 24» ثبت شده است

دیگه نمی تونم به خاطر اینکه دیگران رو نگه دارم فیلم بازی کنم

سلام به بچه های خانواده برتر 

یه مشکلی دارم که هیچوقت نمی تونم اونو با کسی در میون بذارم . چون میترسم طرف مقابلم فکر کنه آدم خیلی مغرور  و خودشیفته ای هستم و قصد تحقیر دیگران رو دارم. ولی من واقعا این قصد رو ندارم.

اما این موضوع الان چند ماهیه که داره بدجور آزارم میده. به ذهنم رسید بیام اینجا مشکلمو بگم . چون هم بچه ها ماشالا درک بالایی دارن. هم منو نمیبینن و در نتیجه حرفام رو به حساب غرور و خودشیفتگی نمیذارن .

من همیشه یه آدمی بودم که به مطالعه و بحث و گفتگو تو زمینه های مختلف ( علوم انسانی، تجربی و ... ) علاقه مند بودم و همیشه دلم می خواست تو جمع آدم هایی باشم که از این نظر شبیه خودم هستن. تا هم بتونم از تجربیاتشون استفاده کنم هم لذت ببرم از بودن باهاشون .

من خیلی فضولم .دوست دارم تو هر مبحثی سرک بکشم و در مورد هر موضوعی کتاب بخونم و بعد چیزایی که یاد گرفتمو با چند نفر عین خودم در میون بذارم و نظرات اونا رو هم بدونم. اگه جایی چالشی ایجاد شد بحث کنیم تا به یه نتیجه برسیم. عاشق بحث جدی ام.

پژوهشم دوست دارم. دوست ندارم فقط نوشته های بقیه رو بخونم. دوست دارم خودمم یه چیزایی رو تحقیق کنم. ولی متاسفانه ادمای دور و برم اصلا  شبیه من نیستن و حوصله این چیزا رو ندارن .

فرق نداره چه تو جمع دوستای صمیمی ام باشم چه  با همکلاسی ها و همکارام و خانواده ام ، همیشه مجبورم خودمو با اونا وفق بدم و در مورد مطالبی صحبت کنم که اونا هم دوست داشته باشن .

مثلا من هر وقت تو جمع همکلاسیامم باید در مورد شوهر و خواستگار حرف بزنم! یا با دوست صمیمی ام که حرف میزنم باید در مورد جدید ترین مدل کفش! کیف! لباس عروس  و ... صحبت بشه ( این موضوعات اصلا مورد علاقه من نیست.) منم خب آدم اجتماعی بوده ام و هستم . همیشه چون دوست نداشتم تنها بمونم سعی کردم خودمو همرنگ جماعت کنم.

مثلا وقتی دوستم می اومد در  مورد مدل کفش حرف میزنه منم باهاش همکلام میشدم ( منظورم اینه که خودمو از بقیه جدا نمیکردم ) ولی الان چند وقتیه که دیگه مثله سابق نیستم . دیگه نمی تونم فیلم بازی کنم فقط به خاطر اینکه دیگران رو نگه دارم برا خودم .

تازگیا با خیلیا بحثم میشه. از چند نفر شنیدم که میگن عوض شدی و اخلاقت رو اعصابمونه و مدام سر هر موضوع کوچیک و بزرگی بحث میکنی با بقیه .

دلم می خواد تو جمعی باشم که مثل خودم باشن.که درکم کنن و من باهاشون حال کنم .که بتونم خود واقعی ام باشم . دیگه خسته شدم از بس تو هر جمعی احساس تنهایی کردم :(

(البته بگم چند نفری هم بودن که  لنگه خودم بودن که بنا به دلایلی نشد باهاشون بمونم : یکیش چند تا از دوستام بودن که واسه ادامه تحصیل رفتن شهرای دیگه ، یکیش همکلاسیم بود که چون جنس مخالف بود نمیشد باهاش خیلی صمیمی بشم ، یه استادام هم بود که چون سرش شلوغه من نمیتونم مزاحمش بشم)

حالا شما بگین ، ایراد از منه ؟ باید برم پیش روانشناس ؟ ، آیا جایی هست که بتونم توش لنگه خودمو پیدا کنم؟ جایی هست که بشه توش احساس تنهایی نکرد ؟

هر چی به ذهنتون میاد بهم بگین مرسی:♥

موضوعات مرتبط: خودسازی در دختران ,

  • ۳ موافق ۰ مخالف
  • ۶۱ نظر
    • تعداد نمایش : ۷۳۶
    • يكشنبه ۱۹ دی ۹۵ - ۲۲:۲۵

    مشورت در مورد خود آرایی در منزل برای شوهر

    سلام

    یه سوال از خانمای عزیز داشتم امیدوارم راهنماییم بکنن .

    من قراره به زودی عروسی کنم تو دوران عقد چند بار موهامو رنگ کردم ولی میخوام بعد عروسی دیگه رنگو بذارم کنار بخاطر شیمیایی بودن و ضرر داشتن برا مو و بدن.

    خانومای عزیز چند تا سوال دارم در مورد خود آرایی در منزل برای همسر ؛
    1. لطفا اطلاعاتتون رو راجع به گچ مو و اسپری مش مو بگید اگه کسی استفاده کرده لطف کنه و بگه خوبه یا نه؟ درمورد گچ و اسپری شنیدم بعد استفاده میریزه رو گردن یا لباس ،آیا حقیقت داره؟

    2. آیا موبر صورت باعث ایجاد لک یا جوش میشه؟ من صورتم موهاش بوره ولی وقتی بند میندازم پره جوش میشه اگه هم نندازم با اینکه بوره و کمه ولی چهره ام گرفته بنظر میاد و شفاف نیس از دور. موبر صورت بزنم ؟ کسانی که استفاده کردن بگن لطفا اگه جوابتون منفیه یا روش دیگه ای دارید بگید.

    3. رنگ کردن ابرو با مواد طبیعی مث دارچین یا ... امکان پذیره؟ اگه کسی روشی مثل اینو میدونه بگه خواهشا

    4. ابروهای من نازکه و بعضی قسمتاش اصلا مو نداره دائما نمیتونم که مداد دستم بگیرم پرش کنم ضمنا موقع وضو گرفتن سختم میشه پاک کنم ایا کسی از هاشور استفاده کرده؟ ایا ضرری برای بدن نداره؟ یا برای وضو و غسل اشکالی نداره؟

    5. آیا لاک زدن برای بدن ضرر دارد ؟ من تو اینترنت مطلبی خوندم که گفته بود باعث ناباروری میشه ، شوهر من خیلی دوس داره لاک بزنم پس اگه ضرر داره من از چه وسیله ای برای زیبایی و جذابیت ناخن استفاده کنم؟

    ممنون از دوستان گلم

    موضوعات مرتبط: مشورت در شوهرداری ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۸۲ نظر
    • تعداد نمایش : ۲۴۴۰
    • پنجشنبه ۱۶ دی ۹۵ - ۲۲:۵۰

    چون مطلقه هستم می خوام پسری رو که بهم توجه داره از خودم دور کنم

    سلام دوستان

    من حدود سی و دو سال سن دارم و متاسفانه مطلقه هستم و در مقطع کارشناسی ارشد مشغول تحصیل هستم . دو ماهه متوجه شدم در دانشگاه   اقایی موقر و بسیار خوشتیپ به من توجه خاص داره و گاهی خیره میشه و گاهی زیر زیرکی نگاه میکنه و هر جا هستم حضور داره .

    من احتمال میدم ایشون به من علاقه مند شدن. البته یکساله رفتارای ایشون به من خاصه ولی من جدی نمیگرفتم ولی دو ماهه مطمئن شدم ایشون هدف دارند .

    از انجایی که من خانومی چادری و خیلی سنگین هستم و کمی هم جدی مطمئنم توجهش برای دوستی نیست و برای ازدواجه.

    مسئله اینجاست که من به دلیل شرایطم نمیخوام بهم نزدیک بشه و یا فکر ازدواج و خواستگاری رو داشته باشه چون من مطلقه هستم و ایشون پسر هستن و یه همچین ازدواجی اشتباه محضه.

    حس میکنم میخواد بیاد سمتم و یا با نگاه های ملتمسانش چیزی رو بهم بگه ولی چون نمیخوام اون اقا یا بقیه از مطلقه بودن من در محیط دانشگاه مطلع بشن و بعدا مشکلات بیشتری برام پیش بیاد ازش فرار میکنم یا اجازه نمیدم نزدیکم بشه . از طرفی هم نمیخوام تصور کنه من ادم مغروری هستم که خودمو برتر میدونم و از دماغ فیل افتادم.

    با توجه به نوع شخصیت ایشون اگه به ایشون جواب منفی هم بدم میترسم اصرارش بیشتر بشه و مجبور میشم واقعیت رو بگم .

    لطفا راهنمایی بفرمایید.

    ممنون

    موضوعات مرتبط: ازدواج با زن مطلقه یا بیوه ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۳۳ نظر
    • تعداد نمایش : ۸۹۵
    • پنجشنبه ۱۶ دی ۹۵ - ۲۲:۰۵

    به شدت از ازدواج متنفر شدم و تصمیم به تجرد قطعی گرفتم

    سلام
    من یک دختر 21 ساله هستم که تا حالا با پسری رابطه نداشتم. از بچگی به هیچ عنوان به مردها اعتماد نداشتم ولی تا 19سالگی با ازدواج هم مشکلی نداشتم.الان تو این دو سال به شدت از ازدواج متنفر شدم و تصمیم به تجرد قطعی گرفتم. و این را هم بگم که من هم نیاز جنسی و هم نیاز عاطفی را کاملا در خودم حس میکنم.با این وجود من تو این سایت بارها و بارها دیدم که خانوما گفتن بعد از 30 سالگی پشیمونی بار میاد و این حرف شدیدا منو مضطرب میکنه ؟

    علاوه بر حرف این خانوم ها،من حس میکنم که چون تو ازدواج به خدا توکل نمیکنم ضربه بدی میخورم. به نظر شما این تصمیم من معنی توکل نکردن رو میده ؟ خوب در عوض من برای تحمل یک زندگی بدون همدم فقط و فقط چشم امیدم به خداست؟

    و سوال دیگه ام ؛

    من از طلاق و یا ازدواج اشتباه نمیترسم. من از این میترسم که بچه دار شم و بخاطر بچه مجبور باشم به زندگی اجباری تن بدم که این شده کابوس من .

    خانوم هایی هستن که این تجربه را داشته باشن. یعنی فقط بخاطر فرزندشون یا ناراحتی پدر و مادرشون، شوهرشون را تحمل کنند؟ اگه هستن لطفا به من بگن زندگی با این شرایط چقد سخته؟ و اینکه لذت مادری الان را به من پیشنهاد میدن یا مثلا یه زندگی مجردی با تحصیلات عالیه و شغل مناسب و به فرزندی قبول کردن یک دختر  ؟

    و یه سوال دیگه بنظر شما یک دختر مجرد وقتش رو در بهزیستی معلولین و یا پرورشگاه بگذرونه و حس مادری اش ارضا میشه و ایا این براش مناسبه؟ و یا مهاجرت به خارج را بهش پیشنهاد میدید؟

    ببخشید طولانی شد و نگید که برای فکر کردن برای ازدواج زوده. من هر کدوم از این راه ها رو انتخاب کنم باید از الان براش بجنگم.و هیچ کدوم برام راحت و در دسترس نیست و باید برنامه ام مشخص باشه

    خیلی ممنونم

    موضوعات مرتبط: خودسازی در دختران ,

  • ۱ موافق ۱ مخالف
  • ۵۱ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۱۳۸
    • چهارشنبه ۱۵ دی ۹۵ - ۲۲:۲۰

    کادو نگرفتن نامزدم رو تلافی کنم ؟

    سلام

    من ۳ ماهه که عقد کردم ولی نامزدم تا الان هیچ هدیه ای برام نگرفته . مثلا روز تولدم فقط یه تبریک گفت . دریغ از یه شاخه گل ، یا شب یلدا برام هیچی نیاوردن خانوادش پاگشا بهم ندادن جالب اینجاس هر چی هم فامیلاشون بهم پاگشا داده بودن همشو ازم گرفت و پس نداد .

    منم اصلا به روی خودم نیاوردم و چیزی بهش نگفتم . اینا رو گفتم تا اینو بگم چند وقت دیگه تولدشه موندم براش کادو بگیرم یا اینکه مثل خودش فقط یه تبریک بگم ؟ راستش خیلی ازش دلخورم مخصوصا از خانوادش، نمیدونم چیکار کنم .

    منو راهنمایی کنید بهترین کار چیه ؟ کادو بگیرم براش یا خودمو بزنم به بیخیالی؟

    موضوعات مرتبط: مسائل رفتاری دوران عقد , راهنمای خرید هدیه ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۷۴ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۷۵۰
    • سه شنبه ۱۴ دی ۹۵ - ۲۲:۳۵

    چون چهرم سفید و با رنگ و لعاب نیست انگار به ذهن نمیاد

    با سلام

    من دختری هستم که دیگه ازدواجم کم کم داره دیر میشه و دغدغه زیادی دارم در این مورد. در مورد ظاهرم باید بگم با این که خوبم اما سبزم و چند مورد دوستام در محیط های مختلف بهم میگن دختر آروم و مهربونی هستم اما باید رنگ و روم بهتر باشه. میدونید من با اینکه تیپم خوبه اما چون چهرم سفید و با رنگ و لعاب نیست انگار به ذهن نمیاد.

    من حوصله آرایش رو دارم اما میبینم وقتی بخوام هر روز که بیرون میرم آرایش ملایمی بکنم، بعد از مدتی چهرم چروک میشه و به پوستم آسیب میرسه و خلاصه کلی دردسر.

    پس من باید با این مساله چیکار کنم؟

    لطفا راهنماییم کنید.

    ممنونم

    موضوعات مرتبط: مشورت در ازدواج خانم ها ,

  • ۰ موافق ۳ مخالف
  • ۵۴ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۲۷۹
    • دوشنبه ۱۳ دی ۹۵ - ۲۲:۳۵

    کاری که ملکا در سریال ماه و پلنگ کرد حماقت بود نه بخشش

    دوستای خانواده ی برتر سلام

    احتمالا اکثرتون سریال ماه و پلنگ رو که اخیرا از تلویزیون پخش شد دیدین . من دارم کم کم به این نتیجه میرسم که انگار قرار بر اینه که به زن ها تلقین کنن که این حق یه مرد هست که خیانت و نامردی کنه و زن همیشه مجبور به تحمل و گذشته .

    بالاخره تو یه سریال دو تا سه تا چهار تا سریال میگیم اتفاقیه ولی من که از وقتی چشم باز کردم محتوای سریالای ما اینجوری بود که زن همیشه محکوم به تحمله ، آخه چرا ، چرا زن ها همیشه باید ببخشن و گذشت کنن ، کاری که ملکا کرد حماقت بود نه بخشش .

    بنظر من بخشش و فداکاری از حدش که بگذره حماقته . میدونم الان همتون میگین گذشت بهتر از انتقامه ولی من میخوام بگم اگه ماجرا برعکس بشه اگه یه زن خیانت کنه بازم همین حرفو میزنین؟.

    چرا رسانه ی این کشور داره به مردا و جوونای  این مملکت خیانت و نامردی رو آموزش میده ، خیلی خیانت و کثافت کاری کمه اینام دارن با این مزخرفات ترویجش میکنن .

    موضوعات مرتبط: مسائل اجتماعی روز جامعه ,

  • ۶ موافق ۱ مخالف
  • ۸۵ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۲۴۷
    • دوشنبه ۱۳ دی ۹۵ - ۲۲:۱۰

    چکار کنیم که فشار ازدواج نکردن بیشتر نشه ؟!

    درود به کاربران خانواده برتر

    خواهشم اینه تو این پست تجربیات زندگی مجردی تون رو با ما به اشتراک بذارین! بیشتر کاربران اینجا رو جوون هایی هستند که حالا به هر دلیلی ازدواج نکردند و شاید هم تا اخر قسمتشون نشه . به هر حال دنیا که به اخر نمیرسه با ازدواج نکردن ...

    بغیر ادامه تحصیل و شاغل شدن چه کارایی میشه کرد که فشار ازدواج نکردن بیشتر نشه ؟! الخصوص دخترای مجرد بگن چه کارایی تو برنامه شون دارن؟!

    چقدر اینده نگرم من ، فکر چن سال بعدمم میکنم :-)

    "الهامT"

    موضوعات مرتبط: خودسازی در دختران ,

  • ۴ موافق ۰ مخالف
  • ۱۰۲ نظر
    • تعداد نمایش : ۲۹۱۰
    • يكشنبه ۱۲ دی ۹۵ - ۲۲:۴۵

    چرا خانواده ی اون دختر از ما کینه به دل گرفتند؟

    سلام بزرگوارا

    پسری ۲۸ ساله و دانشجوی دکترا در دانشگاهی درجه یک هستم. بنده در این سن با همفکری خانواده تصمیم به ازدواج گرفتم. چند جایی هم به خواستگاری رفتم که به دلایلی پا نگرفت.

    همیشه یکی از مهمترین معیارام واسه ازدواج فرهنگ_ اعتقادات و البته زبان مشترک با همسرم بود. یعنی دوست داشتم همسرم از قومیت خودم باشه و شیوه زندگی و رفتار خانوادگیش شبیه من باشه. این طرز تفکر شاید سنتی باشه، اما غیر علمی نیست و مشاورین خانواده هم تأییدش میکنن.

    به طور خلاصه کفویت در ازدوج فوق العاده برام مهم بود. اخیرا با مشورت خانواده اقدام به خاستگاری از یکی از اقوام دور که در شهر دیگه زندگی میکردن، نمودیم. البته این دختر خانم متأسفانه تصادف کرده و هر دو پاش آسیب دیده بود. به همین دلیل من از ابتدا با این خاستگاری چندان موافق نبودم.

    به هر ترتیب چند وقتی صبر کردیم تا حال این خانم خوب بشه و ما هم بختمون رو برای دست یافتن به اون چه که میخوایم، امتحان کرده باشیم. لازمه بگم که خانواده دختر هم ابتدا با خاستگاری مخالفت کردن و دلیلش رو دوری شهرامون اعلام کردن. ما هم یکی از بستگان رو واسطه کردیم تا ایشان پذیرفتند.

    موضوعات مرتبط: مشورت در ازدواج آقایان ,

  • ۰ موافق ۳ مخالف
  • ۴۲ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۵۳۶
    • شنبه ۱۱ دی ۹۵ - ۲۲:۴۰

    با وجود زیبایی های زیادی که دارم خواستگار کم دارم

    سلام

    من یه دختری هستم دانشجوی ارشد ترم آخر . ۲۷ سالمه. یه عمر پاک زندگی کردم و با وجود زیبایی های زیادی که دارم خواستگار کم دارم .

    اون ها هم اصلا هم کفو من نیستن یا هم مذهب نیستیم یا دیپلمن یا بیکارن یا خیلی زشتن و از خانواده های پایین و در کل هیچ کس پیدا نشده که حداقل از همه لحاظ معمولی باشه .

    به چند نفرم سپردیم اونا هم معرفی میکنن و پیشنهاد میدن ولی خواستگارایی که پیدا میشن اصلا نمیان. از لحاظ خانوادگی هم خانوادم پدر و مادرم تحصیل کرده و شاغلن و نسبتا مرفه هستیم. تو فامیلمونم پسری نداریم که به من بخوره  و اصلا عروسی و ... هم نمیشه که شرکت کنیم و ببیننمون.

    خیلی تنهام خیلی دوره ی بدیه. من ۳ ساله شدیدا به ازدواج فکر میکنم دعا هم زیاد میکنم ولی خب نشده داره کم کم نیازهای روحی و ... من جای خودشو به افسردگیم میده.

    موضوعات مرتبط: نداشتن خواستگار مناسب ,

  • ۱ موافق ۰ مخالف
  • ۱۱۷ نظر
    • تعداد نمایش : ۲۴۴۰
    • شنبه ۱۱ دی ۹۵ - ۲۲:۳۵

    دو قلو بارداریم ، شوهرم میگه خرج 4 نفر رو از کجا بیارم ؟

    سلام

    من یه خانم 24 ساله هستم و خانه دار ، شوهرمم 30 سالشه و تو یه شرکت کارمنده . ما 3 ساله ازدواج کردیم خدا رو شکر زندگی خوبی داریم از زندگیم خیلی راضیم.

    ما چون فعلا خونه نداریم و وضعمون اونجوری که باید باشه نیست همون دوران نامزدی تصمیم گرفتیم تا خونه دار نشدیم و وضع مالیمون خوب نشد بچه دار نشیم.

    الان به طور ناخواسته باردار شدم خودم راستش خیلی ناراحت بودم چون واقعا نمیتونیم خرج خودمونم درستو حسابی بدیم چون پولی که شوهرم میگیره کلی ازش میره بجای وام و بدهی.

    شوهرمم مثل من ناراحت شد ولی گفت حتما خدا خواسته و خودتو ناراحت نکن این هدیه خداست خلاصه منم اروم شدم.

    یه چند وقته شوهرم دستش تنگه بد اخلاق شده همش غز میزنه. منم فهمیدم دو قلو باردارم . به شوهرم گفتم اونم خودش عصبانی بود به اندازه کافی همین که اینو گفتم نزدیک بود منو از پنجره پرت کنه بیرون.

    خب منم بهش حق میدم ولی چیکار کنم ؟ میترسم سقط کنم . اصلا شاید خدا داره امتحانمون میکنه.

    تو رو خدا بگید چیکار کنم ؟

    موضوعات مرتبط: اقتصاد خانواده ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۷۰ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۴۹۲
    • جمعه ۱۰ دی ۹۵ - ۲۲:۳۰

    چطور در خواستگاری بگم خانم ، حقوقت رو بده دست من ؟

    سلام به خانواده برتری های عزیز .

    یه مدتیه با شما همراهم خیلی خیلی وبلاگ جالبیه امیدوارم بتونید منم کمک کنید .

    من یک دبیر زیست شناسیم جوون 22 ساله ، حالا به فکر ازدواجم شرایطشم دارم قصد داشتم با دختری ازدواج کنم که اونم فرهنگی باشه مثل خودم .

    اولا بدونید این خانم که انتخاب کردم اصلا هدف پولش نیست یعنی هست ولی اگر عاشقش نبودم سراغش نمیرفتم زیبایی داره با نجابته اینا مهمه در کنارشم پولم داره .

    حالا سوال من از شما اینه من میخوام پول هر دومون تو زندگی مشترک خرج شه طوری نباشه که من فقط کار کنم ایشون فقط واس خودش تفریح کنه آخه کمر ادم میشکنه هر چند میدونم کمک میکنه ولی میخوام قبل ازدواج بهش بگم این مسئله رو .

    من نه آدم تنبلیم که چشم به دست اون باشه فقط ، نه سوء استفاده میخوام بکنم صبح ها میرم مدرسه بعد از ظهرها مغازه ، تو مغازه دارم کتاب تستم مینویسم و سایت هم دارم پس این نیست بگم تنبلم شاید درامد ماهیانه بنده برسه به 3 تومن یا 4 تومن البته هنوز کتابم نرفته رو چاپ . حالا من چجوری بهش بگم که میخوام هر ماه حقوقت رو بدی دست من که بندازم رو درآمد اون ماه .

    ببینید واسش چیزی کم نمیذارم و خسیس هم نیستم یعنی مثلا اگه یه ماه مانتو بخواد واسش میخرم جهنم اون ماه 500 تومن کمتر پس انداز کنیم یه ماه کفش  بخواد واسش میخرم ولی این که کلا پولش دست خودش باشه و من تا اخر عمر هر بار بهش بگم پول بده اذیتم میکنه میخوام یه بار این قضیه رو رفع کنم کلی .

    مطمئنم باشید قصدم خیانت نیست و خسیسم نیستم حتی اگر شده یه ماه کل پول خودش و خودمو واسش خرج کنم مهم نیست اصلا فقط میخوام دیگه بده دست من حقوقو که بتونم باهاش واسه آینده مون برنامه ریزی کنم .

    حالا شما جای دختره ، اعتماد میکردید ؟ چطور بهتون میگفتم بهتر بود ؟

    ممنون

    موضوعات مرتبط: ازدواج با دختران شاغل ,

  • ۰ موافق ۷ مخالف
  • ۱۸۷ نظر
    • تعداد نمایش : ۲۹۰۸
    • چهارشنبه ۸ دی ۹۵ - ۲۲:۲۵

    دوست دارم عاشق بشم و یکی دیوانه وار دوسم داشته باشه

    سلام 

    رک و پوست کنده بگم. منم دوست دارم عاشق شم ، منم دوست دارم یکی دیوانه وار دوسم داشته باشه. از نظر ظاهری هم خوبم ولی نمیدونم ، احتمالا رفتارم با پسرا کمی جدی و خشنه که جرات ندارن بیان طرفم.

    یکی دو نفری هم که منو دوس داشتن اولش با چت کردن چون فهمیدن من اونی نیستم که در واقع نشون میدم دوست داشتنشونو ابراز کردن.

    ولی همینا هم در گذشته دیوانه وار عاشق کسی بودن. این موضوع واسم قابل تحمل نیست. میخوام کسی که عاشقم میشه عشق اولش باشم. ضمنا دختر متعهد و مقیدی ام یعنی فکر بد نکنین در موردم.

    19 سالمه

    موضوعات مرتبط: مشورت در ازدواج خانم ها ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۲۳ نظر
    • تعداد نمایش : ۷۹۵
    • دوشنبه ۶ دی ۹۵ - ۲۲:۱۰

    نامزدم میگه چرا اومدی سراغ من ؟ تو کجا و من کجا ؟

    سلام 
    من یه پسر 26 ساله هستم تازه با این سایت آشنا شدم از طریق دختر خالم.
    بنده  حدود 4 ماهه که با یه دختر خانوم خیلی پاک و با حیا نامزد کردم ایشون 19 سالشونه و پدر و مادر ندارن . بچه یکی از این کانون های خصوصی بهزیستی هستن و من از طریق پدرم که روانپزشکه و مشاوره و مداوای اون مرکز رو برای مدتی به عنوان خیریه به عهده گرفته بود آشنا شدم . من واقعا از لحاظ عاطفی بهش وابستم و واقعا دوسش دارم .
    ایشونم منو دوس داره ولی از روزی که عقد کردیم مثلا وقتی میرم دنبالش که بریم بیرون دست و پاش شروع میکنه به لرزیدن . اصلا کنارم راحت نیست میدونم تا حدی طبیعیه چون خودمم اوایل تا حدی تپش قلب و اینا داشتم . چون هر دومون اولین رابطمونه ولی الان مدتی از عقدمون گذشته و باید عادی شده باشه .
    من  تک فرزندم و پدرم همیشه آرزو داشت یه دختر داشته باشه که به خاطر فوت مادرم نشد پدرم هفته ای 2 بار به مرکز سر میزد و اعضا رو از لحاظ روحی و شیوع بیماری هایی مثل افسردگی و ... بررسی میکرد .
    یه مدتی که از مرکز میومد  همش به شوخی میگفت دخترمو پیدا کردم که بالاخره منو با ایشون آشنا کرد و عقد کردیم . اینا رو گفتم که این موضوع رو برسونم که تو خونه ما هم برامون خیلی عزیز و با ارزشه و دلیلی برای خود کم بینی ایشون وجود نداره  .
    چند بار با لحن  شوخی معنی دار بهم گفته تو که رزیدنتی ولی من  دیپلمم رو هم به زور گرفتم  یه بارم وقتی تو پاویون به دوستام معرفیش کردم احساس کردم از چیزی ناراحت شده فرداش تو تلفن با گریه بهم گفت چرا اومدی سراغ من ؟ تو کجا و من کجا ؟
    حتی ظاهرت هم از من بهتره ... احساس میکنم خیلی عذاب میکشه . من واقعا دوسش دارم دلم نمیاد انقد اذیت بشه .
    من دوس دارم دستاشو بگیرم ولی اون تو چشامم راحت نگاه نمیکنه و وقتی دستاشو میگیرم به شدت خجالت میکشه و میلرزه و قلبش تند تند میزنه حتی گاهی مثلا رو نیمکت پارک طوری معذبه که مجبور میشم یکم با فاصله بشینم .
    درسته از نظر تحصیلات و مالی با هم تفاوت داریم ولی فرهنگش مهربونیش ادبش حجاب و حیا و چهره معصومانش برای من بی ماننده و از نظر من تفاوت تحصیلات و چیزای ظاهری  دلیل بر تفاوت سطح دو انسان نیست .
    از پدرم چند بار خواهش کردم که باهاش صحبت کنه ولی ایشون میگه بهتره فعلا اضطرابش رو به روش نیاریم اینکه بفهمه ما متوجه اضطرابش میشیم بدترش میکنه .
    رفته رفته داره ازم دور میشه چون این رابطه داره اذیتش میکنه برای اینکه برم دنبالش یا بیاد پیشم بهونه میاره  . انگار داره بدتر میشه . انگار ازم میترسه . واقعا نمیدونم چیکار کنم میترسم یه روز بخواد ازم جدا بشه .
    خواهش میکنم راهنماییم کنید
    موضوعات مرتبط: مسائل رفتاری دوران عقد ,

  • ۴ موافق ۰ مخالف
  • ۲۰۱ نظر
    • تعداد نمایش : ۴۸۴۳
    • جمعه ۳ دی ۹۵ - ۲۲:۲۰

    دختر مورد علاقم رو به خاطر بدحجابی می خوام فراموش کنم اما نمی تونم

    سلام

    من یک جوان حدود 25 ساله هستم. عاشق دختری از آشنایان شده ام که تمام معیار های بنده برای ازدواج بجز در زمینه حجاب را دارند ولی بخاطر همین حجاب هم ایشان کوتاه نمی ایند و میگویند من همین حجاب خودم را دوست دارم با وجود اینکه به من علاقه زیادی دارند!

    من هم میخواهم ایشان را فراموش کنم و نمیخواهم اعتقادات خودم را فدای او کنم. میخواهم برم سمت دختری که حتما این مورد حجاب را رعایت کند. ایشان مزایا و خصوصیات اخلاقی و زیبایی و مهربانی و خیلی صفات خوبی دارند ولی از نظر حجاب اصلا مورد پسند نیستند.

    مشکل اینه که هر کاری کردم و یا هر کاری که خودم را مشغول کردم ولی باز هم ذره ای از علاقه من از ایشان کم نمیشود که نمیشود!!

    چکار کنم؟ خیلی سعی کردم فراموشش کنم در طول یک سالی که گذشت ولی نمیشود با توجه به اینکه روزی 12 ساعت کار میکنم ولی در زمان بیکاری و استراحت ( هر چند کوتاه ) ناخوداگاه این دختر خانم ذهنم را درگیر خود میکند .

    اصلا چه دلیلی وجود دارد که با وجود اینکه ایشان حجاب مد نظر من را ندارند و از این منظر معیار لازم من را ندارند ولی باز هم نمیتوانم فراموشش کنم ؟

    چرا هر کاری میکنم فراموش نمیشود! گاهی میخواهم کاری کنم که الزایمر بگیرم تا همه چیز را فراموش کنم ولی کار درستی نیست.

    چه کنم؟

    موضوعات مرتبط: مشورت در ازدواج آقایان ,

  • ۰ موافق ۲ مخالف
  • ۵۲ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۳۹۱
    • چهارشنبه ۱ دی ۹۵ - ۲۲:۱۵