خانواده برتر

انتخاب همسر و مسائل خواستگاری، مسائل دوران عقد، مسائل زناشویی و تربیت فرزند

۱۹ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «دختر 24» ثبت شده است

دیگه نمی تونم به خاطر اینکه دیگران رو نگه دارم فیلم بازی کنم

سلام به بچه های خانواده برتر 

یه مشکلی دارم که هیچوقت نمی تونم اونو با کسی در میون بذارم . چون میترسم طرف مقابلم فکر کنه آدم خیلی مغرور  و خودشیفته ای هستم و قصد تحقیر دیگران رو دارم. ولی من واقعا این قصد رو ندارم.

اما این موضوع الان چند ماهیه که داره بدجور آزارم میده. به ذهنم رسید بیام اینجا مشکلمو بگم . چون هم بچه ها ماشالا درک بالایی دارن. هم منو نمیبینن و در نتیجه حرفام رو به حساب غرور و خودشیفتگی نمیذارن .

من همیشه یه آدمی بودم که به مطالعه و بحث و گفتگو تو زمینه های مختلف ( علوم انسانی، تجربی و ... ) علاقه مند بودم و همیشه دلم می خواست تو جمع آدم هایی باشم که از این نظر شبیه خودم هستن. تا هم بتونم از تجربیاتشون استفاده کنم هم لذت ببرم از بودن باهاشون .

من خیلی فضولم .دوست دارم تو هر مبحثی سرک بکشم و در مورد هر موضوعی کتاب بخونم و بعد چیزایی که یاد گرفتمو با چند نفر عین خودم در میون بذارم و نظرات اونا رو هم بدونم. اگه جایی چالشی ایجاد شد بحث کنیم تا به یه نتیجه برسیم. عاشق بحث جدی ام.

پژوهشم دوست دارم. دوست ندارم فقط نوشته های بقیه رو بخونم. دوست دارم خودمم یه چیزایی رو تحقیق کنم. ولی متاسفانه ادمای دور و برم اصلا  شبیه من نیستن و حوصله این چیزا رو ندارن .

فرق نداره چه تو جمع دوستای صمیمی ام باشم چه  با همکلاسی ها و همکارام و خانواده ام ، همیشه مجبورم خودمو با اونا وفق بدم و در مورد مطالبی صحبت کنم که اونا هم دوست داشته باشن .

مثلا من هر وقت تو جمع همکلاسیامم باید در مورد شوهر و خواستگار حرف بزنم! یا با دوست صمیمی ام که حرف میزنم باید در مورد جدید ترین مدل کفش! کیف! لباس عروس  و ... صحبت بشه ( این موضوعات اصلا مورد علاقه من نیست.) منم خب آدم اجتماعی بوده ام و هستم . همیشه چون دوست نداشتم تنها بمونم سعی کردم خودمو همرنگ جماعت کنم.

مثلا وقتی دوستم می اومد در  مورد مدل کفش حرف میزنه منم باهاش همکلام میشدم ( منظورم اینه که خودمو از بقیه جدا نمیکردم ) ولی الان چند وقتیه که دیگه مثله سابق نیستم . دیگه نمی تونم فیلم بازی کنم فقط به خاطر اینکه دیگران رو نگه دارم برا خودم .

تازگیا با خیلیا بحثم میشه. از چند نفر شنیدم که میگن عوض شدی و اخلاقت رو اعصابمونه و مدام سر هر موضوع کوچیک و بزرگی بحث میکنی با بقیه .

دلم می خواد تو جمعی باشم که مثل خودم باشن.که درکم کنن و من باهاشون حال کنم .که بتونم خود واقعی ام باشم . دیگه خسته شدم از بس تو هر جمعی احساس تنهایی کردم :(

(البته بگم چند نفری هم بودن که  لنگه خودم بودن که بنا به دلایلی نشد باهاشون بمونم : یکیش چند تا از دوستام بودن که واسه ادامه تحصیل رفتن شهرای دیگه ، یکیش همکلاسیم بود که چون جنس مخالف بود نمیشد باهاش خیلی صمیمی بشم ، یه استادام هم بود که چون سرش شلوغه من نمیتونم مزاحمش بشم)

حالا شما بگین ، ایراد از منه ؟ باید برم پیش روانشناس ؟ ، آیا جایی هست که بتونم توش لنگه خودمو پیدا کنم؟ جایی هست که بشه توش احساس تنهایی نکرد ؟

هر چی به ذهنتون میاد بهم بگین مرسی:♥


موضوعات مرتبط :
خودسازی در دختران

  • ۳ موافق ۰ مخالف
  • ۶۲ نظر
    • ۱۰۲۴ بازدید
    • يكشنبه ۱۹ دی ۹۵ - ۲۲:۲۵

    مشورت در مورد خود آرایی در منزل برای شوهر

    سلام

    یه سوال از خانمای عزیز داشتم امیدوارم راهنماییم بکنن .

    من قراره به زودی عروسی کنم تو دوران عقد چند بار موهامو رنگ کردم ولی میخوام بعد عروسی دیگه رنگو بذارم کنار بخاطر شیمیایی بودن و ضرر داشتن برا مو و بدن.

    خانومای عزیز چند تا سوال دارم در مورد خود آرایی در منزل برای همسر ؛
    1. لطفا اطلاعاتتون رو راجع به گچ مو و اسپری مش مو بگید اگه کسی استفاده کرده لطف کنه و بگه خوبه یا نه؟ درمورد گچ و اسپری شنیدم بعد استفاده میریزه رو گردن یا لباس ،آیا حقیقت داره؟

    2. آیا موبر صورت باعث ایجاد لک یا جوش میشه؟ من صورتم موهاش بوره ولی وقتی بند میندازم پره جوش میشه اگه هم نندازم با اینکه بوره و کمه ولی چهره ام گرفته بنظر میاد و شفاف نیس از دور. موبر صورت بزنم ؟ کسانی که استفاده کردن بگن لطفا اگه جوابتون منفیه یا روش دیگه ای دارید بگید.

    3. رنگ کردن ابرو با مواد طبیعی مث دارچین یا ... امکان پذیره؟ اگه کسی روشی مثل اینو میدونه بگه خواهشا

    4. ابروهای من نازکه و بعضی قسمتاش اصلا مو نداره دائما نمیتونم که مداد دستم بگیرم پرش کنم ضمنا موقع وضو گرفتن سختم میشه پاک کنم ایا کسی از هاشور استفاده کرده؟ ایا ضرری برای بدن نداره؟ یا برای وضو و غسل اشکالی نداره؟

    5. آیا لاک زدن برای بدن ضرر دارد ؟ من تو اینترنت مطلبی خوندم که گفته بود باعث ناباروری میشه ، شوهر من خیلی دوس داره لاک بزنم پس اگه ضرر داره من از چه وسیله ای برای زیبایی و جذابیت ناخن استفاده کنم؟

    ممنون از دوستان گلم


    موضوعات مرتبط :
    مشورت در شوهرداری

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۸۲ نظر
    • ۳۰۲۸ بازدید
    • پنجشنبه ۱۶ دی ۹۵ - ۲۲:۵۰

    چون مطلقه هستم می خوام پسری رو که بهم توجه داره از خودم دور کنم

    سلام دوستان

    من حدود سی و دو سال سن دارم و متاسفانه مطلقه هستم و در مقطع کارشناسی ارشد مشغول تحصیل هستم . دو ماهه متوجه شدم در دانشگاه   اقایی موقر و بسیار خوشتیپ به من توجه خاص داره و گاهی خیره میشه و گاهی زیر زیرکی نگاه میکنه و هر جا هستم حضور داره .

    من احتمال میدم ایشون به من علاقه مند شدن. البته یکساله رفتارای ایشون به من خاصه ولی من جدی نمیگرفتم ولی دو ماهه مطمئن شدم ایشون هدف دارند .

    از انجایی که من خانومی چادری و خیلی سنگین هستم و کمی هم جدی مطمئنم توجهش برای دوستی نیست و برای ازدواجه.

    مسئله اینجاست که من به دلیل شرایطم نمیخوام بهم نزدیک بشه و یا فکر ازدواج و خواستگاری رو داشته باشه چون من مطلقه هستم و ایشون پسر هستن و یه همچین ازدواجی اشتباه محضه.

    حس میکنم میخواد بیاد سمتم و یا با نگاه های ملتمسانش چیزی رو بهم بگه ولی چون نمیخوام اون اقا یا بقیه از مطلقه بودن من در محیط دانشگاه مطلع بشن و بعدا مشکلات بیشتری برام پیش بیاد ازش فرار میکنم یا اجازه نمیدم نزدیکم بشه . از طرفی هم نمیخوام تصور کنه من ادم مغروری هستم که خودمو برتر میدونم و از دماغ فیل افتادم.

    با توجه به نوع شخصیت ایشون اگه به ایشون جواب منفی هم بدم میترسم اصرارش بیشتر بشه و مجبور میشم واقعیت رو بگم .

    لطفا راهنمایی بفرمایید.

    ممنون


    موضوعات مرتبط :
    ازدواج زنان مطلقه یا بیوه

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۳۳ نظر
    • ۱۱۵۷ بازدید
    • پنجشنبه ۱۶ دی ۹۵ - ۲۲:۰۵

    به شدت از ازدواج متنفر شدم و تصمیم به تجرد قطعی گرفتم

    سلام
    من یک دختر 21 ساله هستم که تا حالا با پسری رابطه نداشتم. از بچگی به هیچ عنوان به مردها اعتماد نداشتم ولی تا 19سالگی با ازدواج هم مشکلی نداشتم.الان تو این دو سال به شدت از ازدواج متنفر شدم و تصمیم به تجرد قطعی گرفتم. و این را هم بگم که من هم نیاز جنسی و هم نیاز عاطفی را کاملا در خودم حس میکنم.با این وجود من تو این سایت بارها و بارها دیدم که خانوما گفتن بعد از 30 سالگی پشیمونی بار میاد و این حرف شدیدا منو مضطرب میکنه ؟

    علاوه بر حرف این خانوم ها،من حس میکنم که چون تو ازدواج به خدا توکل نمیکنم ضربه بدی میخورم. به نظر شما این تصمیم من معنی توکل نکردن رو میده ؟ خوب در عوض من برای تحمل یک زندگی بدون همدم فقط و فقط چشم امیدم به خداست؟

    و سوال دیگه ام ؛

    من از طلاق و یا ازدواج اشتباه نمیترسم. من از این میترسم که بچه دار شم و بخاطر بچه مجبور باشم به زندگی اجباری تن بدم که این شده کابوس من .

    خانوم هایی هستن که این تجربه را داشته باشن. یعنی فقط بخاطر فرزندشون یا ناراحتی پدر و مادرشون، شوهرشون را تحمل کنند؟ اگه هستن لطفا به من بگن زندگی با این شرایط چقد سخته؟ و اینکه لذت مادری الان را به من پیشنهاد میدن یا مثلا یه زندگی مجردی با تحصیلات عالیه و شغل مناسب و به فرزندی قبول کردن یک دختر  ؟

    و یه سوال دیگه بنظر شما یک دختر مجرد وقتش رو در بهزیستی معلولین و یا پرورشگاه بگذرونه و حس مادری اش ارضا میشه و ایا این براش مناسبه؟ و یا مهاجرت به خارج را بهش پیشنهاد میدید؟

    ببخشید طولانی شد و نگید که برای فکر کردن برای ازدواج زوده. من هر کدوم از این راه ها رو انتخاب کنم باید از الان براش بجنگم.و هیچ کدوم برام راحت و در دسترس نیست و باید برنامه ام مشخص باشه

    خیلی ممنونم


    موضوعات مرتبط :
    خودسازی در دختران

  • ۱ موافق ۱ مخالف
  • ۵۲ نظر
    • ۱۳۹۳ بازدید
    • چهارشنبه ۱۵ دی ۹۵ - ۲۲:۲۰

    کادو نگرفتن نامزدم رو تلافی کنم ؟

    سلام

    من ۳ ماهه که عقد کردم ولی نامزدم تا الان هیچ هدیه ای برام نگرفته . مثلا روز تولدم فقط یه تبریک گفت . دریغ از یه شاخه گل ، یا شب یلدا برام هیچی نیاوردن خانوادش پاگشا بهم ندادن جالب اینجاس هر چی هم فامیلاشون بهم پاگشا داده بودن همشو ازم گرفت و پس نداد .

    منم اصلا به روی خودم نیاوردم و چیزی بهش نگفتم . اینا رو گفتم تا اینو بگم چند وقت دیگه تولدشه موندم براش کادو بگیرم یا اینکه مثل خودش فقط یه تبریک بگم ؟ راستش خیلی ازش دلخورم مخصوصا از خانوادش، نمیدونم چیکار کنم .

    منو راهنمایی کنید بهترین کار چیه ؟ کادو بگیرم براش یا خودمو بزنم به بیخیالی؟


    موضوعات مرتبط :
    مسائل رفتاری دوران عقد راهنمای خرید هدیه

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۷۴ نظر
    • ۲۱۹۷ بازدید
    • سه شنبه ۱۴ دی ۹۵ - ۲۲:۳۵

    چون چهرم سفید و با رنگ و لعاب نیست انگار به ذهن نمیاد

    با سلام

    من دختری هستم که دیگه ازدواجم کم کم داره دیر میشه و دغدغه زیادی دارم در این مورد. در مورد ظاهرم باید بگم با این که خوبم اما سبزم و چند مورد دوستام در محیط های مختلف بهم میگن دختر آروم و مهربونی هستم اما باید رنگ و روم بهتر باشه. میدونید من با اینکه تیپم خوبه اما چون چهرم سفید و با رنگ و لعاب نیست انگار به ذهن نمیاد.

    من حوصله آرایش رو دارم اما میبینم وقتی بخوام هر روز که بیرون میرم آرایش ملایمی بکنم، بعد از مدتی چهرم چروک میشه و به پوستم آسیب میرسه و خلاصه کلی دردسر.

    پس من باید با این مساله چیکار کنم؟

    لطفا راهنماییم کنید.

    ممنونم


    موضوعات مرتبط :
    مشورت در ازدواج خانم ها

  • ۰ موافق ۳ مخالف
  • ۵۴ نظر
    • ۱۴۷۷ بازدید
    • دوشنبه ۱۳ دی ۹۵ - ۲۲:۳۵

    کاری که ملکا در سریال ماه و پلنگ کرد حماقت بود نه بخشش

    دوستای خانواده ی برتر سلام

    احتمالا اکثرتون سریال ماه و پلنگ رو که اخیرا از تلویزیون پخش شد دیدین . من دارم کم کم به این نتیجه میرسم که انگار قرار بر اینه که به زن ها تلقین کنن که این حق یه مرد هست که خیانت و نامردی کنه و زن همیشه مجبور به تحمل و گذشته .

    بالاخره تو یه سریال دو تا سه تا چهار تا سریال میگیم اتفاقیه ولی من که از وقتی چشم باز کردم محتوای سریالای ما اینجوری بود که زن همیشه محکوم به تحمله ، آخه چرا ، چرا زن ها همیشه باید ببخشن و گذشت کنن ، کاری که ملکا کرد حماقت بود نه بخشش .

    بنظر من بخشش و فداکاری از حدش که بگذره حماقته . میدونم الان همتون میگین گذشت بهتر از انتقامه ولی من میخوام بگم اگه ماجرا برعکس بشه اگه یه زن خیانت کنه بازم همین حرفو میزنین؟.

    چرا رسانه ی این کشور داره به مردا و جوونای  این مملکت خیانت و نامردی رو آموزش میده ، خیلی خیانت و کثافت کاری کمه اینام دارن با این مزخرفات ترویجش میکنن .


    موضوعات مرتبط :
    مسائل اجتماعی روز جامعه

  • ۶ موافق ۱ مخالف
  • ۸۵ نظر
    • ۱۴۷۸ بازدید
    • دوشنبه ۱۳ دی ۹۵ - ۲۲:۱۰

    چکار کنیم که فشار ازدواج نکردن بیشتر نشه ؟!

    درود به کاربران خانواده برتر

    خواهشم اینه تو این پست تجربیات زندگی مجردی تون رو با ما به اشتراک بذارین! بیشتر کاربران اینجا رو جوون هایی هستند که حالا به هر دلیلی ازدواج نکردند و شاید هم تا اخر قسمتشون نشه . به هر حال دنیا که به اخر نمیرسه با ازدواج نکردن ...

    بغیر ادامه تحصیل و شاغل شدن چه کارایی میشه کرد که فشار ازدواج نکردن بیشتر نشه ؟! الخصوص دخترای مجرد بگن چه کارایی تو برنامه شون دارن؟!

    چقدر اینده نگرم من ، فکر چن سال بعدمم میکنم :-)

    "الهامT"


    موضوعات مرتبط :
    خودسازی در دختران

  • ۴ موافق ۰ مخالف
  • ۱۰۴ نظر
    • ۳۵۷۸ بازدید
    • يكشنبه ۱۲ دی ۹۵ - ۲۲:۴۵

    چرا خانواده ی اون دختر از ما کینه به دل گرفتند؟

    سلام بزرگوارا

    پسری ۲۸ ساله و دانشجوی دکترا در دانشگاهی درجه یک هستم. بنده در این سن با همفکری خانواده تصمیم به ازدواج گرفتم. چند جایی هم به خواستگاری رفتم که به دلایلی پا نگرفت.

    همیشه یکی از مهمترین معیارام واسه ازدواج فرهنگ_ اعتقادات و البته زبان مشترک با همسرم بود. یعنی دوست داشتم همسرم از قومیت خودم باشه و شیوه زندگی و رفتار خانوادگیش شبیه من باشه. این طرز تفکر شاید سنتی باشه، اما غیر علمی نیست و مشاورین خانواده هم تأییدش میکنن.

    به طور خلاصه کفویت در ازدوج فوق العاده برام مهم بود. اخیرا با مشورت خانواده اقدام به خاستگاری از یکی از اقوام دور که در شهر دیگه زندگی میکردن، نمودیم. البته این دختر خانم متأسفانه تصادف کرده و هر دو پاش آسیب دیده بود. به همین دلیل من از ابتدا با این خاستگاری چندان موافق نبودم.

    به هر ترتیب چند وقتی صبر کردیم تا حال این خانم خوب بشه و ما هم بختمون رو برای دست یافتن به اون چه که میخوایم، امتحان کرده باشیم. لازمه بگم که خانواده دختر هم ابتدا با خاستگاری مخالفت کردن و دلیلش رو دوری شهرامون اعلام کردن. ما هم یکی از بستگان رو واسطه کردیم تا ایشان پذیرفتند.


    موضوعات مرتبط :
    مشورت در ازدواج آقایان

  • ۰ موافق ۳ مخالف
  • ۴۲ نظر
    • ۱۷۲۸ بازدید
    • شنبه ۱۱ دی ۹۵ - ۲۲:۴۰

    با وجود زیبایی های زیادی که دارم خواستگار کم دارم

    سلام

    من یه دختری هستم دانشجوی ارشد ترم آخر . ۲۷ سالمه. یه عمر پاک زندگی کردم و با وجود زیبایی های زیادی که دارم خواستگار کم دارم .

    اون ها هم اصلا هم کفو من نیستن یا هم مذهب نیستیم یا دیپلمن یا بیکارن یا خیلی زشتن و از خانواده های پایین و در کل هیچ کس پیدا نشده که حداقل از همه لحاظ معمولی باشه .

    به چند نفرم سپردیم اونا هم معرفی میکنن و پیشنهاد میدن ولی خواستگارایی که پیدا میشن اصلا نمیان. از لحاظ خانوادگی هم خانوادم پدر و مادرم تحصیل کرده و شاغلن و نسبتا مرفه هستیم. تو فامیلمونم پسری نداریم که به من بخوره  و اصلا عروسی و ... هم نمیشه که شرکت کنیم و ببیننمون.

    خیلی تنهام خیلی دوره ی بدیه. من ۳ ساله شدیدا به ازدواج فکر میکنم دعا هم زیاد میکنم ولی خب نشده داره کم کم نیازهای روحی و ... من جای خودشو به افسردگیم میده.


    موضوعات مرتبط :
    نداشتن خواستگار مناسب

  • ۱ موافق ۰ مخالف
  • ۱۱۸ نظر
    • ۲۹۸۶ بازدید
    • شنبه ۱۱ دی ۹۵ - ۲۲:۳۵

    برو بالا