خانواده برتر

انتخاب همسر و مسائل خواستگاری، مسائل دوران عقد، مسائل زناشویی، تربیت فرزند ، تبلیغ رایگان مشاغل نو پا، مسائل زنان ، ارتباط با خانواده، مسائل اعتقادی





۱۹ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «دختر آسمونی» ثبت شده است

تحصیلات جزء معیارام بود اما با اومدن یه پسر کاری و دیپلمه دو دل شدم

سلام

دوستان من خاستگارای زیادی داشتم که بنا به شرایطی که نداشتن یا خودم امادگی نداشتم ردشون کردم! بین ۲۲ تا ۲۵ سال سن دارم. اخیرا خواستگاری دارم که ایشون تحصیلات دیپلم دارن من خودم برا ارشد میخونم که کنکور بدم.

ایشونم با من ۴ سال تفاوت سنی دارن از خانواده خوبی هستند  و مذهبی و با ایمان! پدرم ایشونو میشناسن میگن پسر خوب و کاری ایه! شغلشون مکانیکی دارن و حدودا ۱۰۰ میلیون پس اندازشونه ...

من خواستگارای پولدار زیادی داشتم اما من حتی یه ذره برام پولشون مهم نیس و فقط شخصیت و شعور طرف برام مهمه! تحصیلات جزء معیارام بود اما با اومدن ایشون شک دارم که چیکار کنم...

میترسم نتونیم همو درک کنیم منظورم اینه چون ایشون تحصیلات بالاتری نداشتن مخصوصا تو دانشگاه نمیدونم با دانشگاه رفتن یا شاغل شدن من ممکنه چه مشکلاتی داشته باشن...

البته گفتند که کاری به ادامه تحصیل و شاغل شدنم ندارن اما واقعا نمیدونم چی کار کنم! کلا پسر حیلی کاری ای هستش فقط چون به تحصیلات ایشون شک دارم اجازه ندادم برای صحبت بیان چون میترسم بگم نه و ایشون بیشتر از الان ناراحت شن!

نمیدونم چیکار کنم؟ لطفا کمی کمک کنین از تجربیات خود بگین راهنماییم کنین!

سپاس از همه

موضوعات مرتبط: مشورت در ازدواج خانم ها , تفاوت تحصیلی در ازدواج ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۱۲۷ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۸۲۶
    • جمعه ۱۰ دی ۹۵ - ۲۲:۴۰

    خلاء محبت شوهر با هیچ کلاس رفتن و ورزش کردنی پر نمیشه

    سلام

    من مادری دارم که خیلی احساسی هستش. خانه داره و 55 سالشه. پدرم کارمنده ولی حالا چون مرد هستش یا چون اخلاقش اینجوریه خیلی احساساتی نیستش اون حدود 57 هستش.

    من به تازگی ازدواج کردم .قبل وقتی مادرم شکایت میکرد که پدرت سرد هستش و همش سرش تو تلویزیون هستش یا اصلا به من توجه نداره درکش نمیکردم ولی از وقتی ازدواج کردم میفهمم یک زن خانه دار کل امیدش به اینه که شب همسرش بیاد باهاش ساعاتی رو خوش باشه. 

    شاید بگید این پیج جووناس و کی به فکر حل مشکلا سن بالاهاست ولی همه ما حق زندگی داریم و یه زن مسن هم میتونه نیاز به محبت داشته باشه.

    چند وقته میخوام برای پدرم نامه بنویسم و یه جوری بهش بگم که واقعا گناه بزرگی میکنه که مادرم رو انقدر اذیت میکنه . میخوام بهش بگم قدرشو بدونه پیش از اینکه دیر بشه. میتوام بهش بگم مادرم واقعا دوسش داره و ای کاش انقدر دوسش نداشت. میخوام بنویسم و میخوام حرفم اثر کنه ولی نمیدونم چی بنویسم. میشه کمکم کنید.

    توضیحات بیشتر:

    مادرم واقعا پدرمو دوست داره پدرمم دوسش داره ولی نشستن پای تلویزیون رو بیشتر ترجیح میده تا حرف زدن با مادرم.

    این که جمعه ها بره سر کار یا کلاس دانشگاه رو ترجیح میده بیرون بردن مادرم ، اینکه بشینه پای کتاباشو ترجیح میده به محبت به مادرم.

    گاهی میگم شاید تقصیر مادرمه که ان قدر میگه دوسش داره ، انقدر میگه چرا محبت بهم نمیکنی . ولی از وقتی ازدواج کردم درکش میکنم. محبت همسر با هیچ کلاس رفتن و ورزش کردن و .. پر نمیشه... کسی میدونه چیکار باید کرد ؟

    موضوعات مرتبط: مشورت در زن داری ,

  • ۲ موافق ۰ مخالف
  • ۱۸ نظر
    • تعداد نمایش : ۷۵۱
    • پنجشنبه ۹ دی ۹۵ - ۲۲:۲۵

    به نظر شما چرا بازم بهم جواب منفی داد ؟

    سلام
    یه سوالی برام پیش اومده که میخام دوستان و بخصوص دختر خانم های مجرد راهنماییم کنن .
    چند وقت پیش پدر و مادرم بهم پیشنهاد ازدواج دادن و منم یکی از دخترای اششناهامون که همه جوره در سطح و شبیه هم بودیم رو انتخاب کردم که جوابش نه بود .
    البته حالا خودش گفته بدون فکر گفته نه....به اصرار خانواده برای بار دوم خاستگاری کردیم و با اینکه کل خانوادش موافقن حتی مامانش به مامانم گفته پسرتو اندازه پسر خودم میخوام یا اگه میشد خودم شوهر میکردم بهش و ... خودشم گفت ایندفعه رو قضیه عقلانی فکر میکنم بازم جواب نه بود .
    البته بگم این دختر باب میل من بود به معنی واقعی کلمه قرتی پرتی اهل دوس پسر و اینام هست و حرفایی پشت سرشم شنیدم... ترم 5 هست منم تازه تموم کردم خدا رو شکر .
    هم شاغلم هم خونه دارم هم ماشین هم پشتوانه ، بعد هر دو بارم گفته که من بچه ام و دو سه سال دیگه میخوام ازدواج کنم... البته خواهرش تازه ازدواج کرده و بقول معروف دزد زده خونشون تازه (استعاره از جهیزیه دادن ) .
    بنظر شما دلیل جواب منفیش دوس پسرشه و حال و حولا دانشگاه یا بچه بودنش و حس نپختگیش و یا دست خالی بودن خونوادش؟
    موضوعات مرتبط: مشورت در ازدواج آقایان ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۵۷ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۱۰۰
    • پنجشنبه ۹ دی ۹۵ - ۲۲:۲۰

    دلم میخواد قبل از شروع سربازیم یه دختر رو عقد کنم

    سلام بر همگی  یه سوالی از خدمتتون داشتم.

    من یه پسر 24 ساله هستم که انشاء الله این ترم فارغ التحصیل میشم. پدره بنده وضع مالیشون خوبه الحمدلله و یه سرمایه ی خوبی رو برای من در نظر گرفتن.

    خودم فکر میکنم اگه بعد از لیسانسم برم سربازی برام بهتره فعلا. ولی دلم میخواد قبل از شروع سربازیم یه دختر رو عقد کنم و بعد از اتمام سربازی بریم سر خونه زندگیمون. به دو دلیل:

    یکی اینکه شرایط خدمت برای افراد متاهل خیلی بهتر از افراده مجرده. ( تو شهره خودت میوفتی و هر روز صبح که بری پادگان،ظهر برمیگردی خونه. عین یه کارمند)

    یکی هم این که دلم نمیخواد الکی جوونیم هدر بره. با خودم میگم چرا وقتی از نظر مالی مشکلی ندارم، خودم رو دو سه سال از این نعمت محروم کنم.

    منتها یه مشکلی دارم فقط. اونم اینه که اعتماد به نفسم پایینه و خجالتی هستم. راستش من ظاهره خوبی دارم ( قد بلند و چارشونه) آدم چشم پاکی هم هستم و با اینکه تو دانشگاه خیلی از دخترا بهم توجه میکنن و چراغ سبزن همیشه، ولی اصلا رابطه ای با هیچکدوم برقرار نکردم تو این 4 سال.

    با خودم میگم اینکه من قراره رو خودم کار کنم و اعتماد به نفسم رو ببرم بالا، با وجود یه دختر  میتونم موفق تر باشم.

    دلمم یه دختره محجبه ی ولایی میخواد. حالا میخواستم از دختر خانوما بپرسم اگه یه پسری با مشخصات من ( شرایط خوب ولی اعتماد به نفس پایین و خجالتی ) بیاد خواستگاریتون نظرتون چیه ؟ در مورد عقد کردن قبل از سربازی چطور ؟

    خیلی ممنون میشم نظراتتون رو بهم بگین.

    موضوعات مرتبط: مشورت در ازدواج آقایان , ازدواج و سربازی ,

  • ۲ موافق ۳ مخالف
  • ۸۸ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۸۲۹
    • سه شنبه ۷ دی ۹۵ - ۲۲:۴۵

    اگه شوهر کردیم چه رفتاری با همسرمون انجام بدیم ؟

    سلام

    من دختر ۲۰ ساله ای هستم. چند سالیه همراه خانواده برترم . سوالی که چند وقته ذهنمو مشغول کرده می خوام ازتون بپرسم.

    ما دخترا وقتی سن ازدواجمون میرسه و خواستگار برامون میاد به این فکر میکنیم که اگه ازدواج کردیم چه رفتاری با همسرمون انجام بدیم بذارید واضح تر توضیح بدم.

    وقتی میشینی پای درد و دل خانومای متاهل یکی میگه از اول زندگی زیاد به شوهرت محبت نکنی ها ! بذار تشنه محبتت باشه و همیشه دنبالت. یکی میگه نه شوهرتو از محبت سیراب کن تا گوش به حرفت بوده. یکی میگه زبون خوش داشته باشی شوهرت بنده ت میشه.

     واا.... آدم میمونه .من به خصوص چون تا حالا با پسری دوست نبودم زیاد وارد به این جور مسائل نیستم. دور و برمم هر کی یه جوره ولی به نظرم زبون خوش خیلی کارایی داره. از خانوما و آقایون میخوام اگر تجربه یا نظری دارن بگم به گوش جان میشنوم.

    کامروا باشید .

    موضوعات مرتبط: مشورت در ازدواج خانم ها , مسائل رفتاری دوران عقد , مشورت در شوهرداری ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۲۷ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۶۳۷
    • سه شنبه ۷ دی ۹۵ - ۲۲:۱۵

    میخوام با کسی ازدواج کنم که دوستش داشته باشم ولی گزینه ای ندارم ...

    با سلام

    جوانی 32 ساله هستم, شکر خدا در زندگی موفق بودم (تحصیلی و کاری) تا قبل 30 سالگی برای این که ثبات در زندگیم ایجاد نشده بود قصد ازدواج نداشتم ( میتونستم ازدواج کنم ولی میخواستم همسرم در ناز و نعمت باشد), خدا رو شکر با تلاش زندگیم رو به راه شد ( خانه و ماشین  و شغل و درامد خوب ),شاید سال بعد دکترا بخونم ( فقط به خاطر علاقه نه کار ,چون شغل ازاد دارم و دنبال کار دولتی هم نمی باشم) اما مشکل اینجاست که متاسفانه برای ازدواج با مشکل مواجه شدم, کسایی که همسن و سال من بودند ازدواج کردند و من ...

    ضمنا کسایی رو که قبل 30 سالگی دوست داشتم ولی به خاطر شرایط خودم قدم پیش نگداشتم ازدواج کردند , یه جورایی الان افسوس میخورم که موقعیت رو از دست دادم, مانده ام چه کنم از طرفی سن و سال بالا رفته و از طرفی میخوام با کسی ازدواج کنم که دوستش داشته باشم ولی گزینه ای ندارم ...

    خانواده هم به شدت فشار میارن ,مانده ام چه کنم ,شما اگه به جای من بودید چه میکردید؟ در ضمن 32 سال برای ازدواج پسر خیلی زیاد است؟

    موضوعات مرتبط: مشورت در ازدواج آقایان , ازدواج پسران بالای 30 سال ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۶۵ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۷۹۹
    • يكشنبه ۵ دی ۹۵ - ۲۲:۲۵

    تفاوت اعتقادی بعد از ازدواج مشکل ساز میشه ؟

    سلام

    دختری هستم 25 ساله و دارای مدرک فوق لیسانس از یه دانشگاه خوب. بیکار و بی اعتقاد به دین و مذهب. یعنی خدا رو قبول دارم اما حدود سه ساله که به این نتیجه رسیدم دوست ندارم نماز بخونم و روزه بگیرم. اما به شدت انجام ندادن رذائل اخلاقی برام مهمه. یعنی از دروغ و تهمت و ناحق کردن حق بقیه و ... بیزارم.

    چند شب پیش برام خواستگاری اومد که از نظر خانوادگی دقیقاً شبیه همیم. پسره 29 ساله دارای لیسانس و یه شغل خوب و با قیافه و ظاهر مناسب که تو همون نگاه اول به دلم نشست.

    اما وقتی رفتیم صحبت کنیم بهم گفت معیار اولم برای ازدواج اول ایمان و بعد صداقته. منم چون از دروغ بدم میاد سربسته بهش گفتم از نظر ایمانی اینطوریم و قصد دارم تو جلسه بعد براش کاملاً توضیح بدم.

    حالا به نظر دوستان بر فرض صورت گرفتن وصلت تفاوت اعتقادی مشکل ساز میشه ؟ راستش من معتقدم آدم آزاده هر اعتقادی داشته باشه و من با با ایمان بودن اون آقا مشکلی ندارم.

    موضوعات مرتبط: مشورت در ازدواج خانم ها ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۴۲ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۱۶۸
    • جمعه ۳ دی ۹۵ - ۲۲:۳۰

    اگه خواستگارم رو قبول کنم و بعد در دانشگاه از کسی خوشم اومد چی ؟!

    سلام

    من 19 سالمه و پشت کنکوریم. تا الان هر چی خواستگار داشتم مامانم رد کرده و گفته بچه ای ، ولی پارسال یکی از پسرای اقواممون خواستگاری کرد که خانوادم خیلی دوسش دارن ،9 - 8  سالی ازم بزرگتره و هم از نظر تحصیل و هم خانواده و هم شخصیتش خیلی خوبه ، چهره هم که اهمیتی نداره برام .

    چون کنکور قبول نشدم گفتن صبر کنن که میخوام دوباره کنکور بدم حدود یک و سال و نیم میگذره ، تقریبا همه فهمیدن خواستگارمه هر کی بهم میرسه میگه قبول کن و مامانم هم روزی یه بار میگه پسر خوبیه قبول کن . من به هر حال سال دیگه میرم دانشگاه یعنی سال دیگه میان رسما خواستگاری . نگرانی که الان دارم اینه که خوب من که درست نمیشناسمش و بحث یه عمر زندگیه و خانوادش مذهبین نمیدونم بذارن اول با هم آشنا شیم یا نه ! چون پسره گفت میخوام فرداش عقد کنم .

    الانم یه خواستگار دیگه هم دارم که با پسر اقواممون در یه حده با این تفاوت که غریبن! و همچنین تو دانشگاه با افراد بیشتری اشنا میشم اگه اونجا از کسی خوشم اومد چی؟ الان موندم کنکور که دادم باید چیکار کنم ؟

    البته به اینم باید توجه کنم که رد کردن پسر اقواممون مساوی قهر و قطع ارتباط و از اینجور چیزاس کلا اینجوریم ...

    موضوعات مرتبط: مشورت در ازدواج خانم ها ,

  • ۰ موافق ۲ مخالف
  • ۲۹ نظر
    • تعداد نمایش : ۹۷۰
    • جمعه ۳ دی ۹۵ - ۲۲:۱۵

    در جلسات آخر آشنایی بحث مسائل جنسی رو پیش کشید

    سلام

    من 18 سالمه و پیش دانشگاهی هستم  . همیشه به خواستگارایی که برام میومد جواب نه میدادم ولی اخیرا با اصرار خانوادم قبول کردم با یکی از خاستگارام که از لحاظ مالی و شخصیتی خیلی عالی بود صحبت کنم .

    البته وضعیت خانوداگی ما هم خیلی خوب هست بابام آهن فروشی داره و باغدار و معلم هست ولی چون خاستگارم از خانواده ما وضعشون بهتره خیلی اصرار داشتن به حرف زدن .

    خود پسره هم گفته بود حرف بزنیم فقط یه صیغه صورت بگیره تا کنکورشو بده من اصلا فکر میکنم مجردم فقط کافیه بله رو بده . منم قبول کردم گفتم حالا حرف بزنیم تا 6 جلسه اول همه چی خوب پیش رفت .

    پسره همش میگفت من خیلی دوستت دارم و حرف حرف توئه هر چی تو بگی و من اینقد ساله تو رو میخوام . منم گفتم لابد پسر خوبیه کلی هم منو دوست داره تا اینکه جلسه آخر یعنی جلسه هفتم آخراش گفت من چون درس داری از لحاظ جنسی خیلی اذیتت نمیکنم در حد هفته ای یه بار .

    چند لحظه بعد گفت تو لاغری برای کیف بیشتر باید چاقتر بشی ( با اینکه من لاغر نیستم ) و بعدشم یه خنده ای کرد که به قرآن من زهره ترک شدم .

    الان نمیدونم چه جوری به بابام بگم ؟ واقعا نمیدونم چیکار کنم اینکه تا دیروز میگفت فکر میکنم مجردم جلسه آخر هم درباره هیکلم اظهار نظر میکنه ، هم میگه هفته ای 1 بار میخواد . دیگه بعدا میخواد چیکار کنه ؟

    خدا میدونه خانوادم  به شدت اصرار دارن روی این اقا ... منم الان دیگه نسبت به این آقا  ذهنیت خوبی  ندارم . ازش خوشم نمیاد . بابای پسره هم با بابام دوست صمیمی هستن . نمیدونم چه جوری به بابام بفهمونم و یه جوری قضیه ختم به خیر شه که کدورتی بین بابای من بابای پسره پیش نیاد . یا شایدم اصلا بهتره بذارم عقد صورت بگیره هان ؟ چیکار باید بکنم ...

    موضوعات مرتبط: مسائل جنسی در خواستگاری ,

  • ۱ موافق ۱ مخالف
  • ۴۶ نظر
    • تعداد نمایش : ۲۸۰۹
    • جمعه ۳ دی ۹۵ - ۲۲:۰۵

    برو بالا