خانواده برتر

انتخاب همسر و مسائل خواستگاری، مسائل دوران عقد، مسائل زناشویی و تربیت فرزند

لینک های روزانه آخرین نظرات آخرین مطالب

۸ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «حورا **» ثبت شده است

کارم شده حسرت خوردن به دیگران

سلام

نمیدونم الان قصدم از نوشتن دردام اینه که از دیگران راهکار بگیرم یا اینکه صرفا درد و دله ، فقط چیزی که هست اینه که حالم خیلی بده و میدونم که اگه خدا نخواد و به دادم نرسه مشاوره و راهنماییهای دیگران هم فایده نداره فکر میکنم بیشتر میخوام درد دل کنم و از بقیه بخوام برام دعا کنن.

من یه خانوم 34 ساله و متاهلم ، 10 ساله ازدواج کردم ، روزای سخت زیاد داشتم نمیخوام راجع بهشون صحبت کنم چیزی که هست اینه که سختیها باعث شد زمین خوردم و نتونستم بشم آدم سابق، منی که قبل ازدواجم یه دختر نمونه بودم از هر لحاظ ( تحصیلی، اخلاقی، خانوادگی ) ، هنری نبود که دنبالش نرفتم، به قول قدیمیا از هر انگشتم یه هنر میبارید ولی در طول این 10 ساله روز به روز پسرفت کردم .

الانم دیگه ته چاهم، وسواس و افسردگی امونمو بریده، 6 سال دارو مصرف کردم ولی دیدم هیچ تاثیری به حالم نداره ، الان دو ساله داروهامو قطع کردم، ولی حالم خوب نیست ، از هیج چیزی لذت نمیبرم ، دلم به هیچی خوش نیست امید و انگیزه واسه ادامه زندگی ندارم با اینکه شوهرم عاشق بچست ولی اصلا نمیتونم زیر بار بچه دار شدن برم چون اصلا حوصله بچه داری ندارم.

کلا شدم یه آدم بی مصرف ، اعتماد به نفس اصلا ندارم ، یعنی در حد صفر، مدام فکر میکنم که طلاق بگیرم چون دلم واسه شوهرم میسوزه . اون چه گناهی کرده که باید با یه آدم افسرده و بیمار زندگی کنه آخه، اون حق داره بچه داشته باشه یه زندگی طبیعی داشته باشه ولی انقدر داغونم که میدونم اگه طلاق بگیرم نمیتونم طاقت بیارم و حال و روزم بدتر میشه.

واقعا موندم بین زمین و آسمون معلق ، نه میتونم بمونم و یه زندگی درست داشته باشم نه توان رفتن دارم، مدام خودمو با دیگران مقایسه میکنم و میبینم در مقایسه با همسن و سالام خییییلی خیییلی عقبم ، بین دخترای فامیل فقط منم که تو این سن بچه ندارم،همشون دو سه تا دارن ، دختر خاله هام همسن من هستن برا دختراشون خواستگار میاد ولی من چی؟

الان ممکنه یه عده بگن مگه بچه داشتن موفقیت محسوب میشه درسته شاید موفقیت نباشه ولی من تو زندگیم هیچ نقطه ی مثبتی ندارم نه از نظر تحصیلی به جایی رسیدم،نه شاغلم،نه کار خاصی انجام میدم، واقعا نمیدونم اصلا واسه چی زنده ام من؟

به چه دردی میخورم اصلا، نگید برو فلان کارو بکن برو ورزش کن برو ادامه تحصیل بده و این چیزا چون میگم اصلا نه حوصله دارم نه انگیزه ، از دنیا بریدم  ،اصلا دنیا برام ارزش نداره ،کارم شده حسرت خوردن به دیگران که خوش به حالشون ، چه توانایی هایی دارن ؟

متاسفانه آدمی مثل من که مشکل روحی داره نه دنیا داره و نه آخرت ،خدا به فریادم برسه برام دعا کنید شاید یه معجزه ای اتفاق بیفته


موضوعات مرتبط :
مسائل زنان خانه دار

  • ۰ موافق ۲ مخالف
  • ۴۳ نظر
    • ۱۳۹۱ بازدید
    • شنبه ۱۸ دی ۹۵ - ۲۲:۳۵

    تجربیات یک دختر سی ساله در مورد ازدواج

    سلام
    من دختری سی ساله مجرد هستم. با توجه به مطالب این سایت تصمیم گرفتم برخی تجربیات شخصی ام و انچه اموخته ام رو  برای دختران سرزمینم به اشتراک بگذارم:

    ازدواج  هدف نیست بلکه وسیله است برای کمال و رشد آفرینش ... لطفا هدف و وسیله رو جا به جا نکنید که وقتی ازدواج کردید  اگر خدای نکرده شکست خوردید به پوچی برسید ...
    فکر نکنید حالا چون ازدواج کردید به هدف رسیدید دیگه همه چی حل شد ... قراره شما فقط زندگیتون رو و فردیت تون رو بر حسب چیزی که طبیعت و فطرت تعریف کرده شیر کنید اگر این موضوع هدف نهایی بود،  در اینصورت فردیت و هویت انسان زیر سوال میرفت...

    درسته تنهایی سخته اما قرار نیست دست رو دست بذارید، لطفا هدف ها و لذت ها و علایق دیگه تونو هم دنبال کنید... خدا رو شکر به برخی از هدف ها و علایقم رسیدم اما در مورد ازدواج ، :

    منم مثل شمام .منم  مثل شما گریه  کردم از شدت تنهایی و نیاز - شکست عشقی ، خواستگاری های کنسل شده، ، منم مثل شما خط قرمز داشتم تو اوج هیجانات، منم ناکامم تا به الان، اما تصمیم گرفتم از این به بعد لذت بیشتری ببرم از باقی مانده جوانی ام ..  ، دیگه بسه گریه کردن و ناله کردن و مقایسه کردن ، مگه ادم چقد زنده است ؟

    این زندگی چقدر ارزش این همه غم داره؟ اصلا  دیدی مرگ اطرافمون چه راحت اتفاق میفته؟ پس بیایید از همین حالا شروع کنیم از همه لحظات عمرمون و سایر نعمت ها مون لذت ببریم

    و اما اصل مطلب  :


    موضوعات مرتبط :
    مشورت در ازدواج خانم ها

  • ۵ موافق ۰ مخالف
  • ۴۵ نظر
    • ۲۴۵۴ بازدید
    • شنبه ۱۸ دی ۹۵ - ۲۲:۰۵

    چطور میتونم پسر مورد علاقم رو به خودم جذب کنم ؟

    10 دی 95 :

    سلام

    بعد اون ماجرایی که پیش اومد من خواستم که مرخصی بگیرم.
    با بابام صحبت کردم و بهونه اوردم که میخوام مرخصی بگیرم ولی به شدت مخالفت کرد و نتونستم مرخصی بگیرم
    اون پسر مورد علاقمم بهم گفت که میخوام بخاطر تو نامزدیمو به هم بزنم من با اینکه عاااشقش بودم(کسایی که پست قبلی منو خوندن میدونن) گفتم اگه این کارو بکنی مطمئن باش من جوابم منفیه.
    اونم گفت من نمیتونم وقتی میدونم تو دوسم داری که کس دیگه ای فکر کنم اصلا مگه اون دختر چه گناهی کرده که من وقتی اونو تو بغلم بگیرم باید به تو فکر کنم؟و خلاصه از این جور حرفااا
    من بازم گفتم نه چون میدونستم دید همه بچه های دانشگاه نسبت به من عوض میشه و فکر میکنن من باعث شدم که اونا نامزدیشون به هم بخوره.
    خلاصه اینکه حامد نامزدیشو با اون دختر بهم زد.
    بعدشم خوشحال خوشحال اومد سراغ من....
    من عاشقش بودمو هستم بخاطرش چه شبها که تا صبح بیدار بودمو درس میخوندم.
    ولی گفتم حامد تورو خدا ولم کن
    تا یه هفته هیییچ خبری از حامد نداشتم گوشیشم خاموش بود.
    راستش جرئتم نمیکردم از کسی بپرسم که از اقای فلانی خبری دارید؟؟
    چون میترسیدم متهم بشم که من باعث شدم نامزدشو ول کنه
    تو دانشگام همش حرف اینا بود که چرا یه هو اینجوری شد و... که فک کنیم یه دختر پاش نشسته این حرفا خیلی نگرانم میکرد که نکنه کسی بویی ببره.
    اون دختر بیچارم به روی خودش نمیورد که ناراحته


    موضوعات مرتبط :
    جذب خواستگار دلخواه

  • ۰ موافق ۱ مخالف
  • ۱۴۹ نظر
    • ۷۸۶۱ بازدید
    • جمعه ۱۰ دی ۹۵ - ۲۲:۱۰

    آیا بچه های کوچیک هم خودارضایی می کنن؟

    با سلام

    دختر 6 ساله ای دارم که هر وقت من سرگرم کاری هستم توی اتاق میره و شلوارش رو پایین میاره و خودش رو به جاهای مختلف می ماله. وقتی هم میره دستشویی خیلی دیر میاد که من حدس می زنم با خودش ور میره.

    حالا می خواستم بدونم این حرکت اسمش خودارضایی هست؟ آیا بچه های کوچیک هم خودارضایی می کنن؟ علتش چی می تونه باشه؟ ناگفته نماند که در منزل ما ماهواره و چیزای غیر مجاز وجود نداره و کلا پاستوریزه هستیم؟

    چیکار می تونم بکنم که دخترم این حرکات رو تکرار نکنه ؟

    ممنون می شم که راهنمایی ام کنین


    موضوعات مرتبط :
    تربیت جنسی دختران

  • ۰ موافق ۱ مخالف
  • ۳۸ نظر
    • ۲۳۸۸ بازدید
    • چهارشنبه ۸ دی ۹۵ - ۲۲:۴۰

    دلم میخواد قبل از شروع سربازیم یه دختر رو عقد کنم

    سلام بر همگی  یه سوالی از خدمتتون داشتم.

    من یه پسر 24 ساله هستم که انشاء الله این ترم فارغ التحصیل میشم. پدره بنده وضع مالیشون خوبه الحمدلله و یه سرمایه ی خوبی رو برای من در نظر گرفتن.

    خودم فکر میکنم اگه بعد از لیسانسم برم سربازی برام بهتره فعلا. ولی دلم میخواد قبل از شروع سربازیم یه دختر رو عقد کنم و بعد از اتمام سربازی بریم سر خونه زندگیمون. به دو دلیل:

    یکی اینکه شرایط خدمت برای افراد متاهل خیلی بهتر از افراده مجرده. ( تو شهره خودت میوفتی و هر روز صبح که بری پادگان،ظهر برمیگردی خونه. عین یه کارمند)

    یکی هم این که دلم نمیخواد الکی جوونیم هدر بره. با خودم میگم چرا وقتی از نظر مالی مشکلی ندارم، خودم رو دو سه سال از این نعمت محروم کنم.

    منتها یه مشکلی دارم فقط. اونم اینه که اعتماد به نفسم پایینه و خجالتی هستم. راستش من ظاهره خوبی دارم ( قد بلند و چارشونه) آدم چشم پاکی هم هستم و با اینکه تو دانشگاه خیلی از دخترا بهم توجه میکنن و چراغ سبزن همیشه، ولی اصلا رابطه ای با هیچکدوم برقرار نکردم تو این 4 سال.

    با خودم میگم اینکه من قراره رو خودم کار کنم و اعتماد به نفسم رو ببرم بالا، با وجود یه دختر  میتونم موفق تر باشم.

    دلمم یه دختره محجبه ی ولایی میخواد. حالا میخواستم از دختر خانوما بپرسم اگه یه پسری با مشخصات من ( شرایط خوب ولی اعتماد به نفس پایین و خجالتی ) بیاد خواستگاریتون نظرتون چیه ؟ در مورد عقد کردن قبل از سربازی چطور ؟

    خیلی ممنون میشم نظراتتون رو بهم بگین.


    موضوعات مرتبط :
    مشورت در ازدواج آقایان ازدواج و سربازی

  • ۲ موافق ۳ مخالف
  • ۸۸ نظر
    • ۲۱۵۹ بازدید
    • سه شنبه ۷ دی ۹۵ - ۲۲:۴۵

    چون پدرم معتاده ، از گزینه های ازدواج پسران حذف میشم ؟

    سلام دوستان !

    من ی دختر 18 سالم .یه سوالی ذهن منو درگیر کرده در واقع میخوام نظر شما رو بدونم.

    من از لحاظ قیافه میشه گفت معمولیم ،نه خیلی خوشگل نه زشت ! نماز میخونم و دین رو واقعا قبول دارم ، در مورد حجاب هم با اینکه بیشتر نزدیکانم زیاد حجاب رو قبول ندارن اما من واقعا به داشتن حجاب اعتقاد دارم و سعی میکنم حجاب لازم رو داشته باشم !

    چادری نیستم اما خب موهامو بیرون نمیذارم و آرایش ملایم میکنم . در مورد لباس هم به شدت با ساپورت و لباس های تنگ مخالفم چون اعتقاد دارم همه انسان ها در قبال هم مسئول هستن و با بی حجابی باعث آسیب زدن به بعضی انسان ها به خصوص پسران میشن .

    اصلا تا به حال خدا رو شکر با هیچ کسی رابطه دوستی و اینا حتی تو فضای مجازی نداشتم چون اصلا  اینکارو صحیح و عاقلانه نمیدونم .

    در حال حاضر هم پشت کنکوری هستم . خیلی هم به شدت نیاز به ازدواج در خودم احساس میکنم چه از لحاظ عاطفی و چه جنسی اما خودمو کنترل میکنم هر چند گاهی اعصابم خیلی خورد میشه اما سعی میکنم خودمو آروم کنم و خود نگهدار باشم ( سخته خیلی ) .

    ما تو روستا زندگی میکنم اما بگم که روستای بروزی هست :) زیباس و از شهر فاصله کمی داره .خونه های مدرن داره . هم پولدار هم فقیر داره .

    خود ما کاملا متوسطیم یعنی نه پولدار نه فقیر .اما خب مشکل مالی داریم . پدرم متادون مصرف میکنه .

    به نظر شما کسی حاضر میشه با کسی مثل من ازدواج کنه ؟ یا چون تو روستا زندگی میکنم و پدرم معتاده من جز گزینه های ازدواج پسرا اصلا قرار نمیگیرم ؟

    میشه جواب بدین.


    موضوعات مرتبط :
    مشورت در ازدواج خانم ها

  • ۲ موافق ۰ مخالف
  • ۵۷ نظر
    • ۱۴۸۷ بازدید
    • دوشنبه ۶ دی ۹۵ - ۲۲:۴۵

    برو بالا