خانواده برتر

انتخاب همسر و مسائل خواستگاری، مسائل دوران عقد، مسائل زناشویی، تربیت فرزند ، تبلیغ رایگان مشاغل نو پا، مسائل زنان ، ارتباط با خانواده، مسائل اعتقادی


۵ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «حامد - جام دل» ثبت شده است

عمل کردن به نوشته های خانواده برتر سخته ؟

سلام عزیزان دلم مخصوصا مجردهای گل

من وقتی پستای مخصوص به دختر و پسرهای مجرد رو میخونم خیلی دلم میگیره مخصوصا دهه شصتی ها.خودمم مجردم و 26 ساله و همدرد همتون .

خیلی دوست دارم کاری براتون بکنم همیشه از خدا خواستم هر وقت ازدواج کردم وسیله ازدواج جوانان دیگه بشم و دختر و پسر بهم معرفی کنم. خیلی هم برای اینجا نقشه کشیدم که اقای نجفی کاری بکنه اما به نتیجه نرسیدم تنها کارم دعا کردنه.

چند روز پیش جمکران بودم و زیر بارون اسم خیلیاتون رو به اقا گفتم. اسم کابوی تنها ،پسر قد کوتاه ، ریحان ، حامد  ، هویت بر باد رفته ، مینا گلی ، دختر آسمونی و بقیه رو هم کلی گفتم. قصدم اینه یه ختم یستشیر براتون بر دارم به عشق پاکتون برسین.

و اما سوالم از مجردهایی که متاهل شدن تو این وبلاگ مثل اوه مای کامپیوتر و ... ، بیایید بگید خدا وکیلی چقدر تونستین این پست ها رو عملی کنین ، اصلا عملی میشه  ؟ چون وقتی من به دوستای متاهلم از نکات اینجا میگم میگن تا توش نباشی نمی فهمی ما هم از این حرفا بلدیم عمل سخته .

سوالم اینه واقعا عمل کردن به نوشته های اینجا سخته ؟ دچار سردرگمی نمیشین ؟

موضوعات مرتبط: مربوط به خانواده برتر ,

  • ۲ موافق ۱ مخالف
  • ۳۱ نظر
    • تعداد نمایش : ۹۱۸
    • پنجشنبه ۱۶ دی ۹۵ - ۲۲:۳۵

    من بشخصه با هیچ گروهی مشکل ندارم

    سلام
    چرا واقعا چرا  "بعضی" به اصطلاح مذهبی ها انقدر با این همه گروه و ادم مشکل دارن ؟

    با بی حجاب ها مشکل دارن ، با بدحجاب ها مشکل دارن ، با بی تفاوت ها مشکل دارن ، با ناراضی ها مشکل دارن ، با مخالفان حکومت مشکل دارن ، با ایرانیا مشکل دارن ، با غربی ها مشکل دارن ، با عرب ها مشکل دارن ، با آمریکا مشکل دارن ، با یهود مشکل دارن ، با وهابی مشکل دارن ، با سنی مشکل دارن ، با داعش مشکل دارن ، با سکولار مشکل دارن ، با مخالفان روحانیت مشکل دارن ، با جن مشکل دارن ، با شیطان مشکل دارن ، با انسان مشکل دارن ، مشکل دارن که هیچ، حتی ابراز انزجار هم میکنن!
    این همه مرگ بر مرگ بر چیه راه انداختن؟ چرا انقدر لعنت؟ چرا انقدر برائت؟ چرا دشمنی؟ چرا بیزاری؟
    من بشخصه با هیچ گروهی مشکل ندارم. جز دو دسته: افراد بیش از حد بی فکر، و افراد بشدت بی عاطفه و بی عشق. از این دو دسته هم نفرت ندارم. براشون متاسفم . بله از این اعمال و تفکرات و رفتارها بدم میاد. ولی از اون ادمها بدم نمیاد.
    هر خیر و برکتی تو زندگی داشتم بخاطر همین عشقی بوده که به همه بی قید و شرط داشتم. از بچگی که نه، اما از اون زمان که این نگاهم شده دنیام زیر و رو شده.
    من هر مزاحمی که داشتم با ارامش و ادب روندم و به هیچ کدوم بی حرمتی یا تندی نکردم. فوقش باب سوءاستفاده رو بستم رو خودم. مثل بلاک و یا بی تفاوتی. اگه کسی سوء استفاده شخصی بکنه شکایت میکنم تا دیگه تکرار نکنه.
    ولی در کل با زندان و اعدام و اسارت و بایکوت و سانسور خیلی موافق نیستم. به درمان و مهمتر "پیشگیری" اعتقاد دارم. به تعلیم و تربیت و هدایت منطقی. که به مرور در جوامع پیشرفته داره بیشتر و بیشتر میشه. و یک روزی کامل میشه. یعنی روزی که هیچ زندان و اعدامی نخواهد بود. اون روز رو دارم می بینم.
    من از داعش نفرت ندارم ، از اسرائیل و آمریکا نفرت ندارم ، از یزید و معاویه و شمر و هیتلر و فرعون و صدام و چنگیز و لنین و استالین...نفرت ندارم. راستشو بخواین از شیطان هم نفرت ندارم!
    به هر کدوم هم حقی میدم. من جای اونا نبودم. نهایتش براشون تاسف میخورم و دلم می سوزه از بی عقلی و بی مهری هایی که داشتن. کلا با دنیا جنگی ندارم به جنگ هم اعتقادی ندارم.
    اگر مقابله ای هم هست برای دفاع از هویت و حریم شخصیه. اگر با حریم من کسی کار نداشته باشه من کار ندارم. تذکر میدم و سعی میکنم کسانی که از موضوعی که به گمان من آگاه نیستن  آگاه بشن. قرار هم نیست حتما حق با من باشه. حق میدم نپذیرن.
    موضوعات مرتبط: مسائل اجتماعی روز جامعه , مطالب بانو لیلا ,

  • ۲ موافق ۲ مخالف
  • ۱۰۷ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۶۰۵
    • چهارشنبه ۱۵ دی ۹۵ - ۲۲:۲۵

    چکار کنیم که فشار ازدواج نکردن بیشتر نشه ؟!

    درود به کاربران خانواده برتر

    خواهشم اینه تو این پست تجربیات زندگی مجردی تون رو با ما به اشتراک بذارین! بیشتر کاربران اینجا رو جوون هایی هستند که حالا به هر دلیلی ازدواج نکردند و شاید هم تا اخر قسمتشون نشه . به هر حال دنیا که به اخر نمیرسه با ازدواج نکردن ...

    بغیر ادامه تحصیل و شاغل شدن چه کارایی میشه کرد که فشار ازدواج نکردن بیشتر نشه ؟! الخصوص دخترای مجرد بگن چه کارایی تو برنامه شون دارن؟!

    چقدر اینده نگرم من ، فکر چن سال بعدمم میکنم :-)

    "الهامT"

    موضوعات مرتبط: خودسازی در دختران ,

  • ۴ موافق ۰ مخالف
  • ۱۰۴ نظر
    • تعداد نمایش : ۳۰۱۳
    • يكشنبه ۱۲ دی ۹۵ - ۲۲:۴۵

    گناهان دوران بچگیم باعث شدند که خواستگارانم رو رد کنم .

    سلام

    دختری 20 ساله هستم و به شدت معتقد به اصول ، اجتماعی، خوش رو، با حجاب ، بطوریکه از دوران ابتدایی چادر داشتم و با عشق اونو انتخاب کردم و هیچ وقت پشیمون نیستم.

    دانشجو هستم و طبق فرموده اطرافیان زیبا... دلیل حجابم توبه ای بود که در دوران 11-12 سالگی کردم... بنده مرتکب بزرگترین گناه ذر دوران ابتدایی شدم که تا عمر دارم فراموش نخواهم کرد و دوران کودکیم با بدترین خاطراتم سپری شد.

    6 سال سن داشتم که یکی از دوستانم که شاهد عینی فعالیت های جنسی پدر و مادرش بود، و مرا که صفر کیلومتر بودم به بیراهه کشاند و من بخاطر کنجکاوی با او همراه شدم .

    اما توان گفتن آن حرف ها را به خانواده نداشتم و خانواده ما دختر بچه ها را در فکر اینکه در حال بازی هستیم رها کرده و به فکر نبودند متاسفانه...

    اینو گفتم که بدانید از کجا شروع شد، اما قضیه به اینجا ختم نشد و آن دوستم پسر عمه بنده را که هم سن بنده بود را به بیراهه کشاند، و بعد چند ماه دوستم از محل رفت و منو پسر عمه موندیم، بخاطر کنجکاوی های بچگانه ، کارهای بی شرمانه ای انجام دادیم تا سن 11_12 سالگی... که بنده خیلی متاسفم بخاطر این به فکر خودکشی بودم اما با توبه و افسوس بسیار تا این سن حتی خ.ا هم نداشتم ...

    اما قضیه به اینجا ختم نشد و پسر عمه بنده ، تمام حرکات و اعمال را به پسر خاله و پسر عمه دیگرم گفت، حتی آن زمان آنها هم از من درخواست کردند ولی من نگذاشتم و دیگر با آنها هم کلام نشدم...

    اما بعد از چند سال آن دو خواستگار بنده هستند و من به همان دلیل جواب منفی دادم به هر دو... با اینکه هر دو دارای شرایط خوبی هستند و تا حدودی بنده علاقه درونی به پسر خالم داشتم اما پاسخ منفی، نه تنها این بلکه همه خواستگارانی که داشتم سریعا پاسخ منفی میدهم و اطرافیان و خانواده را به سختی، به دلیل درس خواندن توجیه میکنم، اما بی آن که از باطن من خبر داشته باشند و از گذشته من، مهر پاکی بر من میزنند در حالی که بنده این حرکت را نوعی خیانت دانسته و حال اگر فرضا به پسر خاله پاسخ مثبت دهم آیا در آینده بر من سر کوفت خواهد زد ؟!

    و یا اگر به خواستگاران دیگرم پاسخ مثبت دهم آیا در آینده متوجه عمل من میشود ؟ یا در جلسات خواستگاری این را در میان بگذارم تا خیانت محسوب نشود ؟ به همین دلایل همه خواستگارانم را رد کرده و زیر فشار خانواده و اطرافیان به لحاظ ازدواج هستم...

    خواهش میکنم کمکم کنید تا انتخاب درستی کرده و پشیمانی دیگری به بار نیاید ...

    التماس دعای فراوان از همه قبلا از همه کمال تشکر دارم .

    موضوعات مرتبط: مشورت در ازدواج خانم ها ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۲۹ نظر
    • تعداد نمایش : ۹۱۸
    • جمعه ۱۰ دی ۹۵ - ۲۲:۰۰

    آیا روش یا تمرینی هست که بشه لکنتمو درمان کنم؟

    سلام

    یه پسر 25 ساله هستم که جدیدا حس میکنم لکنت خفیف گرفتم. اصلا هیچ سابقه لکنتی ندارم و تا حالا کاملا طبیعی بودم توی خانوادمون هم کسی لکنت نداره.

    زمانی که بخوام یه چیزی رو تند بگم یا کسی ازم یک سوال مهم بپرسه و بخوام جواب بدم یا بخوام با تلفن صحبت کنم یا اگه تحت فشار یا استرس باشم بعضی وقتها قاطی میکنم و لکنت میگیرم ( مخصوصا بعضی لغات مثل ز ژ س ش ت ث ج چ  و بعضی وقتا هم لغات و کلمات دیگه)  .

    مثلا یا اشتباه میگم کلمه رو یا لکنت میگیرم یا یه جوری نوک زبونی حرف میزنم خلاصه کاملا ناخودآگاه هست. در حالت عادی کاملا معمولی و درست صحبت میکنم اما نمیدونم چرا اینجوری شدم یه احتمال میدم که البته شاید اصلا ربطی هم نداشته باشه و اون هم اینه که توی دانشگاه که استاد درس میداد و خیلی هم بد درس میداد و آدم چیزی نمیفهمید زمانی که میخواستم سوال بپرسم میگفت بعدا و هی این سوال نوک زبونم میموند.

    شاید یه چیز دیگه باشه نمیدونم. آیا کسی اینطوری شده تا حالا و مثل من اینجوری لکنت گرفته؟ آیا روش یا تمرینی هست که بشه لکنتمو درمان کنم؟

    لطفا راهنماییم کنید دوستان.

    موضوعات مرتبط: تجربیات پزشکی ,

  • ۱ موافق ۰ مخالف
  • ۱۹ نظر
    • تعداد نمایش : ۳۷۰
    • پنجشنبه ۹ دی ۹۵ - ۲۲:۱۵

    برو بالا