خانواده برتر

انتخاب همسر، مسائل دوران عقد، مسائل زناشویی و تربیت فرزند



۱۰ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «تیراناسور» ثبت شده است

چطور بدهی های شوهرم رو پرداخت کنم ؟

سلام دوستان

داستان زندگیمو نمیدونم از کجا شروع کنم الان سی ساله که ازدواج کردم اما هیچوقت رنگ ارامشو تو زندگیم ندیدم .

شوهری دارم بسیار بلند پروازه ، ساده و بی اندازه دستو دل باز و شدیدا اهل ریسک ، خیلی راحت دست به هر کاری میزنه که مثلا کسب و کاری راه بندازه اما همیشه با کلی ضرر و زیان روبرو میشه و همیشه خودش رو عقل کل میدونه .

سال های اول ازدواجمون دانشجو بود و من با دو تا بچه از همه خواسته هام گذشتم و با خرجی اندکی که از پدر شوهرم میگرفتم زندگیمو پیش میبردم تا اینکه درسش تموم بشه اما یک به پایان درسش با یک سری ادمای معتاد و کلاهبردار اشنا شد تا با شراکت هم کاسبی راه بندازند که با توجه به اینکه هم من و اطرافیان به او میگفتن اونا کلاهبردارن و بیچارت میکنند زیر بار نمیرفت که اغاز بدهی هایش از انجا شروع شد .

اون از خدا بیخبرا اونو با کلی بدهی تنها گذاشتن و ما ماندیم با کلی بدهی و نزول و بهره هاش که روز به روز بیشتر میشد .خلاصه سالها گذشت با هزاران زجر و عذاب تونستیم بدهیمونو که صدها برابر شده بود تقریبا تمام کنیم که باز هم شوهرم مدیریت مالی رو به دستش گرفتو دوباره ریسک کردناشو اعتماد کردناشو معاملات بدون انکه دیناری از خودش پول داشته باشه همه رو با وام های سنگین و بهره زیاد که حالا در به در و فراری و خاک برسر شده .

موضوعات مرتبط: اقتصاد خانواده ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۲۰ نظر
    • تعداد نمایش : ۷۵۱
    • دوشنبه ۲۰ دی ۹۵ - ۲۲:۴۰

    می خوام با یه پسر 30 ساله ارتباط داشته باشم، به خانوادم بگم ؟

    سلام وقت بخیر

    من یه مدتیه که یه آقایی بهم پیشنهاد میده که با هم ارتباط داشته باشیم واسه آشنایی و از من خوشش اومده...

    من 20 سالمه و اون آقا 30 و نحوه ی آشنایی مون هم بماند ولی با هم برخورد داشتیم یعنی  از روی ظاهرم فقط نگفتن.. میخوام پیشنهادش رو قبول کنم و اینم بگم که اولین کسی هست که من پیشنهادش رو میخوام قبول کنم و تا حالا هیچ ارتباطی حتی در سایت های مجازی هم با جنس مخالف نداشتم!

    و اولین بارمه! و توی فامیلامونم پسر جوون نداشتیم تا حالا!!! کلا من با جنس مخالف خیلی حرف نزدم و نمیشناسمشون اصلا! یکم نگرانم و هیچی هم بلد نیستم! چطور برخورد کنم  یا چی بگم که بهشون بفهمونم که من اهل دوستی و روابط الکی و طولانی نیستم !

    میشه راهنماییم کنید" و اینکه به نظرتون یه آقای 30 ساله که تحصیل کرده هست و حتی  تجصیلاتش عالیه هم احتمال داره کسی رو سرکار بذاره یا قصد وقت تلف کردن داشته باشه؟ هر چند به شخصیت و شغل و موقعیتش نمیاد اما کلی میپرسم * و به نظرتون این موضوع رو به پدر و مادرم بگم؟ یا نگم نیازی نیست؟

    چون دانشجوام توی شهر خودم نیستم.. یا اگه به اون آقا بگم که تحت نظر خانواده هامون با هم ارتباط داشته باشیم ندید بدید بازی نمیشه؟!
    درکل خوشم اومدازش ازهمون اول !دوست ندارم ردش کنم*

    موضوعات مرتبط: مشورت در ازدواج خانم ها , دوستی به قصد ازدواج ,

  • ۰ موافق ۴ مخالف
  • ۱۲۷ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۵۵۶
    • دوشنبه ۲۰ دی ۹۵ - ۲۲:۳۰

    مشورت در مورد خرید آپارتمان

    با سلام خدمت همگی

    میخواستم در مورد خرید آپارتمان باهاتون مشورت کنم .

    به نظرتون زندگی تو برج راحته؟ الان ما بین دو مورد میخوایم تصمیم بگیریم ، یکی یه واحد 130 متری برج 20 طبقه 90 واحدی جای نسبتا اروم شهر ، یکی دیگه واحد 90 متری ساختمون 5 طبقه 8 واحدی در مرکز شهر و جای خوب, البته دم سالن این واحد یه مقدار انحرافی داره و زاویه داره,به نظرتون زشته؟

    اون برج هم فعلا به صورت پیش فروشه و ممکنه تا سال اینده اماده بشه و فعلا فقط میشه ماکتش را دید .

    موضوعات مرتبط: خرید اینترنتی و مشورت در خرید ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۱۴ نظر
    • تعداد نمایش : ۴۳۸
    • پنجشنبه ۱۶ دی ۹۵ - ۲۲:۴۵

    هیچ انگیزه ای ندارم برای زندگی

    سلام
    می خواستم راجع به یه مشکل بزرگ واسه اکثر جوونای ایرانی حرف بزنم در واقع نظر شما و راهکارتونو برای حل کردنش بدونم !
    قبل از هر چیز بگم که من یه دختر ۲۰ _ ۲۲ سالم ، توی خونواده برتر زیاد دیدم کسایی که از زندگیشون نا امیدن و انگیزه ای ندارن ! دور و ور خودم هم زیاده همچین آدمایی یکیشم خودم ! این مشکل نمیدونم ریشش از کجاس ؟! چون منی که به تموم خواسته هام تا الان رسیدم (البته خواسته های معقول) ولی بازم هیچ دلیلی واسه ادامه زندگی نمیبینم !
    میگم آدم برای چی باید زندگی کنم؟ ، حوصله ی زندگی کردن رو ندارم ، از اینکه به آینده فکر کنم متنفرم  ، از اینکه فکر کنم یه روزی پیر میشم و یه روزی هم میمیرم بدم میاد !
    هر روزت مثل دیروزه حتی اگه متفاوت باشه یه لذت های گذرایی هم واسه خودت داشته باشی ( چه برسه به اونایی که ندارن این لذت های کوچیکو ) ولی بازم تهش میگم زندگی کنم که چی بشه؟
    یه مثال بزنم مثلا کنکور که همه باهاش مواجهن رو در نظر بگیریم ، میگن بخون تلاش کن که رشته ی تاپ قبول شی (من تلاشمو کردم و بعد از دو سال پشت کنکور بودن بهش رسیدم )
    ولی با سختی ، نه که تلاشه سخت باشه ها؟! اصلا
    سختیش منظورم کلنجار رفتن با خودمه که اصلا برای چی من باید درس بخونم و یه رشته ی تاپ قبول شم و تهش ماهی ۲۰ میلیون به راحتی درارم ... خب بعدش؟؟ هیچ لذتی واسم نداره اینا از هیچی لذت نمیبرم !
    در واقع یه چیزایی هسن لذت های گذران برای من ( مثل کمک کردن به دیگران ، به فقرا و نیازمندان ، خوش گذروندن و گشت و گذار با کسایی که دوسشون دارم )ولی تا کِی ؟ که چی بشه واقعا؟
    یکم تحقیق کردم ولی بازم تهش به همین حرفی که خدا میزنه و میگه نا امید نباش که بزرگ ترین گناهه !
    میگن بهت نا امید نباش که یه روزی به آرزوها برسی ولی من هیچ آرزوی خاصی ندارم ، حتی الان توی بهترین منطقه ی تهران بهترین ویلا رو با یه حساب پر از پول و آرامش و همه ی کسایی که دوسشون دارم یه روز باشم بسمه ! و لذت خاصی برام نداره ... اصلا دلم این چیزا رو نمیخواد اصلا مادیات نمیخوام .
    خدا میگه کار خوب کن که بری بهشت ، و جاودانه باشی تو بهشت ، ولی من اصلا حوصله ندارم برم اون دنیا هم زندگی کنم که چی واقعا!؟ چرا این دنیا وجود داره آخرت هم هست ؟ اصلا نمیفهمم ، هیچ انگیزه ای ندارم .
    اگه الان فقط از خدا میخوام زنده و سالم باشم بخاطر خونوادمه و اینکه خدایی نکرده مریض نشم و درد بکشم و ... در کل من فقط تو این دنیا سلامتی و شادی رو از خدا میخوام ، ولی شادیی برای من وجود نداره ...
    اگه من حوصله ی این دنیا و اون دنیا رو نداشته باشم باید چیکار کنم ؟ مثلا میگن برو پی خوشی ، من از این کارای الکی خوش بودن هم خوشم نمیاد ! من نمیفهمم حتی ادمای گناه کار که دنبال خوشگذرونی از راه های بد و نفرت انگیزن ، چه لذتی داره واسشون که میخوان تموم نشه ؟
    من دلم میخواد کلا وجود نداشته باشم ! اصلا معنی زندگی رو نمیدونم  ، بخدا دارم دیوونه میشم اصلا نمیدونم چی میخوام از دنیا و زندگی؟!
    ( اینم بگم تحقیق کردم همه جا گفتن بخاطر بی ایمانی به خداست و آدم باید به خدا توکل کنه ، خوب من به خدا ایمان دارم و میدونم کارارو درس میکنه ولی مشکل من اینه کلا از وجود داشتن و موجود بودن بیذارم!)
    بخوای بگی خب کاش زودتر یه مرگ راحت داشته باشم تموم شه این دنیا ، اون موقع باید بشینی منتظر کارنامه ی اعمالت که میری بهشت یا جهنم ؟!
    بعدشم اگه خدا ما رو دوس داشت و جز بنده های خوبش بودیم بریم بهشت ... ولی من میگم دوس دارم نباشم اصلا !.نمیخوام اقااااا  ، میخوام کلا نباشم چیکار باید بکنم ؟
    اگه راهی میدونین این مشکل من حل بشه خواهش میکنم کمکم کنین ...
    اگه از تجربیاتتون بگین که خیلی خوشحال میشم
    به نظرتون من مشکلی دارم؟ افسردم؟ مشکل روانی دارم ؟ اصلا حوصله ی خودمم ندارم چه برسه برم کار خوب کنم خدا ازم راضی باشه ....
    واقعا من به عنوان یه جوون نوی جامعه هیچ انگیزه ای ندارم برای زندگی ... میخوام کمکم کنین خواهش میکنم ...
    موضوعات مرتبط: مسائل اعتقادی , خودسازی در دختران ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۳۵ نظر
    • تعداد نمایش : ۷۳۹
    • پنجشنبه ۱۶ دی ۹۵ - ۲۲:۲۵

    کادو نگرفتن نامزدم رو تلافی کنم ؟

    سلام

    من ۳ ماهه که عقد کردم ولی نامزدم تا الان هیچ هدیه ای برام نگرفته . مثلا روز تولدم فقط یه تبریک گفت . دریغ از یه شاخه گل ، یا شب یلدا برام هیچی نیاوردن خانوادش پاگشا بهم ندادن جالب اینجاس هر چی هم فامیلاشون بهم پاگشا داده بودن همشو ازم گرفت و پس نداد .

    منم اصلا به روی خودم نیاوردم و چیزی بهش نگفتم . اینا رو گفتم تا اینو بگم چند وقت دیگه تولدشه موندم براش کادو بگیرم یا اینکه مثل خودش فقط یه تبریک بگم ؟ راستش خیلی ازش دلخورم مخصوصا از خانوادش، نمیدونم چیکار کنم .

    منو راهنمایی کنید بهترین کار چیه ؟ کادو بگیرم براش یا خودمو بزنم به بیخیالی؟

    موضوعات مرتبط: مسائل رفتاری دوران عقد , راهنمای خرید هدیه ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۷۳ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۶۳۳
    • سه شنبه ۱۴ دی ۹۵ - ۲۲:۳۵

    گناهان دوران بچگیم باعث شدند که خواستگارانم رو رد کنم .

    سلام

    دختری 20 ساله هستم و به شدت معتقد به اصول ، اجتماعی، خوش رو، با حجاب ، بطوریکه از دوران ابتدایی چادر داشتم و با عشق اونو انتخاب کردم و هیچ وقت پشیمون نیستم.

    دانشجو هستم و طبق فرموده اطرافیان زیبا... دلیل حجابم توبه ای بود که در دوران 11-12 سالگی کردم... بنده مرتکب بزرگترین گناه ذر دوران ابتدایی شدم که تا عمر دارم فراموش نخواهم کرد و دوران کودکیم با بدترین خاطراتم سپری شد.

    6 سال سن داشتم که یکی از دوستانم که شاهد عینی فعالیت های جنسی پدر و مادرش بود، و مرا که صفر کیلومتر بودم به بیراهه کشاند و من بخاطر کنجکاوی با او همراه شدم .

    اما توان گفتن آن حرف ها را به خانواده نداشتم و خانواده ما دختر بچه ها را در فکر اینکه در حال بازی هستیم رها کرده و به فکر نبودند متاسفانه...

    اینو گفتم که بدانید از کجا شروع شد، اما قضیه به اینجا ختم نشد و آن دوستم پسر عمه بنده را که هم سن بنده بود را به بیراهه کشاند، و بعد چند ماه دوستم از محل رفت و منو پسر عمه موندیم، بخاطر کنجکاوی های بچگانه ، کارهای بی شرمانه ای انجام دادیم تا سن 11_12 سالگی... که بنده خیلی متاسفم بخاطر این به فکر خودکشی بودم اما با توبه و افسوس بسیار تا این سن حتی خ.ا هم نداشتم ...

    اما قضیه به اینجا ختم نشد و پسر عمه بنده ، تمام حرکات و اعمال را به پسر خاله و پسر عمه دیگرم گفت، حتی آن زمان آنها هم از من درخواست کردند ولی من نگذاشتم و دیگر با آنها هم کلام نشدم...

    اما بعد از چند سال آن دو خواستگار بنده هستند و من به همان دلیل جواب منفی دادم به هر دو... با اینکه هر دو دارای شرایط خوبی هستند و تا حدودی بنده علاقه درونی به پسر خالم داشتم اما پاسخ منفی، نه تنها این بلکه همه خواستگارانی که داشتم سریعا پاسخ منفی میدهم و اطرافیان و خانواده را به سختی، به دلیل درس خواندن توجیه میکنم، اما بی آن که از باطن من خبر داشته باشند و از گذشته من، مهر پاکی بر من میزنند در حالی که بنده این حرکت را نوعی خیانت دانسته و حال اگر فرضا به پسر خاله پاسخ مثبت دهم آیا در آینده بر من سر کوفت خواهد زد ؟!

    و یا اگر به خواستگاران دیگرم پاسخ مثبت دهم آیا در آینده متوجه عمل من میشود ؟ یا در جلسات خواستگاری این را در میان بگذارم تا خیانت محسوب نشود ؟ به همین دلایل همه خواستگارانم را رد کرده و زیر فشار خانواده و اطرافیان به لحاظ ازدواج هستم...

    خواهش میکنم کمکم کنید تا انتخاب درستی کرده و پشیمانی دیگری به بار نیاید ...

    التماس دعای فراوان از همه قبلا از همه کمال تشکر دارم .

    موضوعات مرتبط: مشورت در ازدواج خانم ها ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۲۹ نظر
    • تعداد نمایش : ۸۴۶
    • جمعه ۱۰ دی ۹۵ - ۲۲:۰۰

    اشکالی داره که برای فرار از تنهایی با یه دختری دوست بشم ؟

    سلام

    پسری 18 ساله ام . امسال کنکور دادم و تو یه دانشگاه خوب در تهران قبول شدم. قیافم خوبه و قدم بلنده و لاغرم . از وقتی هم که  یادمه ارتباط خوبی با خانوادم نداشتم و تک فرزندم .

    با اینکه دوستان خوبی دارم اما احساس میکنم همیشه تنهام . دوست داشتم یه خواهر یا برادری داشتم که باهاشون درد و دل کنم ولی متاسفانه ندارم. پدرم هم که کلا  خیلی ادم خشکیه و اصلا باهاش راحت نیستم. مادرم هم که اصلا باهام خوب نیست و همیشه باهم دعوامون میشه.

    خیلی تنها هستم. دوستام بهم پیشنهاد کردن که با یه دختری دوست شم و باهاش درد و دل کنم تا از تنهایی در بیام ولی نمیدونم کار درستیه یا نه .

    اخه من خیلی تنهام و اگه با یه دختری دوست بشم فقط در حد حرف زدن و چت کردن عیبی داره ؟

    در ضمن خانواده ما اصلا مذهبی نیست و فکر نکنم اگه خانوادم بفهمن دعوام کنن.

    ممنون میشم راهنماییم کنید.

    موضوعات مرتبط: مسائل پسران جوان ,

  • ۲ موافق ۳ مخالف
  • ۵۱ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۰۹۹
    • پنجشنبه ۹ دی ۹۵ - ۲۲:۳۵

    احساس میکنم شوهرم وقتی باهام باشه حوصلش سر میره

    سلام دوستان

    من به تازگی دارم ازدواج میکنم ولی کلا ارتباطم با جنس مخالف خیلی ضعیفه مثلا حتی با همکلاسی های پسرم هم نمیتونم صحبت کنم .

    یا مثلا قبلا که خواستگار اومده بود موقعی که با هم حرف میزدیم به زور چند تا کلمه صحبت کردم یا جوابشو میدادم .

    بهم گفت شما چقدر ساکت و آرومی. الانم که میخوام ازدواج کنم واقعا نگرانم . اصلا نمیدونم تو دوران نامزدی عقد چطوری باید با شوهرم ارتباط داشته باشم ؟

    حتی باورتون نمیشه مثلا اگه خواستیم تنها باشیم حتی نمیدونم چه حرفایی بزنم چی بگم ؟ همش احساس میکنم شوهرم وقتی باهام باشه حوصلش سر میره و کسل میشه . میترسمم که از کم حرف بودن و خجالتی بودنم سرد بشه باهام.

    من حتی بلد نیستم جوک بگم ، خاطره تعریف کنم همیشه تو حرف زدن کم میارم ، با دوستای خودم اینطور نیستما خیلی راحت ترم ولی کلا بخوام با یه پسر حرف بزنم حتی تو چشماشم نمیتونم نگاه کنم

    لطفا کمکم کنید

    موضوعات مرتبط: مسائل رفتاری دوران عقد ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۲۷ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۳۱۰
    • يكشنبه ۵ دی ۹۵ - ۲۲:۴۰

    چطور میشه فهمید کسی مرتد شده ؟

    سلام
     کسی که گفته نماز میخونه و ولی بعدها تو حرفاش دینو زیر سوال میبره و نسبت بهش عقیده خوبی نداره مرتده؟
    اینظور شخصی به خواستگاری من اومده اما نمیدونم از دین برگشته یا نه. من میترسم باهاش ازدواج کنم ولی بعد کامل از دین برگرده اونوقت طبق دستور شرع مجبور شم ازش جدا شم.
    درست نیست مستقیم ازش بپرسم موندم چکار کنم. اصلا چطور میشه فهمید کسی مرتد شده ؟
    موضوعات مرتبط: مسائل اعتقادی , مشورت در ازدواج خانم ها ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۲۹ نظر
    • تعداد نمایش : ۵۹۰
    • يكشنبه ۵ دی ۹۵ - ۲۲:۳۵

    بعد از قطع رابطه با یه پسر ،برام پاپوشی درست کرد که آبروم رفت

    سلام دوستان

    دو ماه پیش یکی از دوستای پسر عمه من به من پیام داد و ابراز علاقه کرد دو هفته بعد از من تقاضای مقداری پول کرد که من بهش قرض دادم پول زیادی هم بود ... من با این آقا به دلیل اینکه آدم درستی نبود قطع ارتباط کردم و خواستم که پول رو به من برگردونه ولی توجهی نکرد و جواب پیام منو نداد .

    دو ماه گذشت من ابن موضوع رو با پسر عمم درمیون گذاشتم اون خودش پول و به حسابم ریخت و گفت از دوستش میگیره خلاصه رفته بود پیش پسره و پول و گرفته بود و پسره به اسم من اسکرین درست کرده بود که من باهاش چه کارا که نکردم ...

    (تو رو خدا چقدر آخه آدم بی شرف باشه با آبروی دختری که این همه سال پاک زندگی کرده اینطوری بازی کنه) تو اسکرین ها یه سری عکس هم بوده ... پسر عمه من اومد منو دید به جای اینکه زده باشه تو گوش اون پسره از شرافت من دفاع کرده باشه برگشت پرسید تو چرا همچین کاری با اون کردی!!!!

    از اون بدتر خدا شاهده اگه اینکارو انجام داده بودم این فامیل خدانشناس خوشحال تر میشد تا اینکه بگم انجام ندادم خودش روی پست فطرت های عالم و سفید کرده .... یعنی خودش رو من نظر داشت ... همش گرفت به مسخره بازی و حرف مفت زدن ... اسکرین درست کردن از چتای بقیه با اسمشون که کاری نداره که اون بی شرف بی همه چیز که من بهش لطف کردم و کمک مالی بهش کردم از من درست کرده بود...

    آبرو برا من پیش این پسرعمه پست تر از خودش برام نذاشت .... که برگشت بهم گفت بیشتر با ما در ارتباط باش ....منم جواب ندادم به خدا قسم اگه این بی ناموس که با آبروی من اینطوری بازی کرد آبروش نره و یه بلایی سرش نیاد من دیگه این خدا رو نمیپرستم ...  حس میکنم تو این دنیا تنها و غریبم ...شما جای من بودین چه برخوردی با این پسر عمه میکردین ؟

    موضوعات مرتبط: قطع رابطه با جنس مخالف ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۲۲ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۰۴۴
    • پنجشنبه ۲۰ آبان ۹۵ - ۲۲:۲۵

    scroll bar code