خانواده برتر

انتخاب همسر و مسائل خواستگاری، مسائل دوران عقد، مسائل زناشویی، تربیت فرزند ، تبلیغ رایگان مشاغل نو پا، مسائل زنان ، ارتباط با خانواده، مسائل اعتقادی





۴۹ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «بانو لیلا» ثبت شده است

اخیرا شاهد برخی رفتارهایی هستیم که باعث دین زدگی جوانان میشه !

سلام
امروزه یکی از نگرانی های قشر مذهبی و برخی پدران و مادران و حاکمیت حفظ حجاب دختران است و در این زمینه فعالیت های گسترده ای برای جذب جوانان به سمت فرهنگ اسلامی هم دارند. اما از سویی شاهد برخی رفتار ها هم هستیم که باعث زده شدن جوانان از دین و فرهنگ اسلامی میشود. مثل لغو کنسرت و ...
این روزها هم موضوع محرومیت دروازه بان سابق تیم ملی مهدی رحمتی به خاطر عکس انداختن با یک هوادار بی حجاب در خارج از کشور ! دروازه بانی با اخلاق و دین دار که همه شاهد دعا خواندن هایش در مسابقات بوده ایم. آیا باید او به درخواست آن هوادار بی اعتنایی میکرد و باعث رنجش یک ایرانی ساکن غربت میشد ؟
حالا سوال من اینه جوانانی که شاهد این گونه رفتار ها هستن چطور ممکنه جذب فرهنگ اسلامی بشن ؟
مسئولان با این استدلال ورزشکاران را محروم میکنند که جوانان گمراه نشوند اما نمیدانند خود این رفتار باعث نمایش چهره ای خشن از اسلام و در نتیجه فراری شدن جوانان میشه.
نظر شما چیست؟
موضوعات مرتبط: مسائل اجتماعی روز جامعه ,

  • ۱ موافق ۱ مخالف
  • ۱۵۰ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۷۱۸
    • شنبه ۲۰ آذر ۹۵ - ۲۲:۰۵

    جوک های فراری بودن خانم ها از رابطه، از واقعیت سرچشمه گرفته ؟

    سلام

    یک سوال از خانوما

    چرا همه جا ( همه جا منظورم بیشتر جاها هست ) توى جوک و خلاصه پیام هاى طنزى که همه کمو بیش خوندیم، خیلى ببخشید، یه جورى میخوان بهمون بگن که خانم به زور راضى میشه با همسرش رابطه داشته باشه؟ واقعا همینطوره ؟

    مثلا یه جوک خوندم یه جورى نوشته بود که خانومه به زور اجازه داده مرده پنج دقیقه باهاش رابطه داشته باشه؟ ( یعنى با هم رابطه داشته باشن! )

    نگید چه قد بیکارم یا ... که این سوال رو پرسیدم، جوک ها که از هوا درست نمیشن!، حتما موضوعى وجود داره که جوکى هم براش ساختنه میشه!

    ممنون

    موضوعات مرتبط: مسائل اجتماعی روز جامعه ,

  • ۲ موافق ۰ مخالف
  • ۶۱ نظر
    • تعداد نمایش : ۲۵۸۷
    • پنجشنبه ۱۸ آذر ۹۵ - ۲۲:۴۵

    آه دوست دختر سابق شوهرم می تونه دامن زندگی ما رو بگیره ؟

    سلام
    دختر 25 ساله ای هستم که همسرم 32 سالشه. 2.5 سال پیش به صورت سنتی ازدواج کردیم...خانواده ها هم از هر نظر تناسب دارن. تنها مشکلی که در دوران عقد پیش اومد برملا شدن دوست دختر داشتن همسرم بود که خب با توجه به اوضاع جامعه احساس کردم چیز طبیعی هست.
    اما متاسفانه بعدها با خبر شدم که خیلی فراتر از دوستی ساده بوده و ظاهرا کار به جایی کشیده که دختر خانوم به منزل همسر من رفت و آمد داشته و حتی چندین عکس در وضعیت نامناسب ازش دیدم.... خیلی دلم شکست و همسرم هم خیلی حاضر به توضیح نشد .
    من هم به خاطر این که زندگی ام و همسرم رو دوست داشتم و تصمیم احساسی نگرفته بودم به زندگی ام ادامه دادم. با کمک مشاوره تونستم همه چیز رو پیش خودم کمرنگ کنم.
    خدایی همسرم هم خیلی تلاش کرد و بعد از چند ماه دوباره زندگی عادی رو شروع کردیم. دوست دخترشون هم از هر لحاظ از من پایین تر هست و حتی همسرم چند بار به خواستگاری رفتن اما چون دختره با یکی دیگه دوست شده بوده و به علت مخالفت خانواده همسرم ازدواج صورت نگرفته...
    الان بعد از 2.5 سال که ازدواج کردیم و خدا رو شکر زندگی آرومی داریم همسرم عذاب وجدان اون دختره رو گرفته. میگه نکنه مشکلات زندگی که برامون پیش میاد از آه اون دختره باشه ؟ میگه آخرین بار بهم گفته نفرینت میکنم نکنه نفرینش بگیره؟ متاسفانه همسرم خیلی حساس و احساسی هست و حتی درک نمیکنه که بابا دختره دورت زده رفته همزمان با تو با یک پسر دیگه دوست شده دیگه نفرین چی بکنه؟
    اینقدر همسرم میگه که احساس میکنم شاید درست بگه... به نظر شما آیا دختره میتونه آهش دامن زندگی ما رو بگیره ؟
    خب من بیچاره که بی خبر از همه جا با این آقا ازدواج کردم تکلیفم چیه ؟ در ضمن بگم همسرم به خاطر این اشتباه بزرگ توبه کرده و خیلی همیشه ابراز ندامت میکنه... یعنی دختر که فعل حرام انجام داده، با پسر دوست شده و به قصد خوش گذرونی بدون ترس از آبروش و خدا رفته خونه یک پسری ، بعد هم که پای ازدواج به میون اومده حاضر به ازدواج نشده و همزمان با پسر دیگه ای دوست شده ، حقی داره ؟ اگر داره من باید چیکار کنم؟ شوهرم باید چیکار کنه؟ مرسی از راهنمایی تون...
    ( در ضمن تو رو خدا نگید شوهرت خرابه  چون که فقط به خاطر تنهایی بیش از حد و داشتن خونه مستقل همچین خطایی کرده و خیلی هم پشیمونه و توبه کرده و حالا دیگه نمیشه برگرده به گذشته در ضمن من خیلی سعی کردم ببخشمش و هم اون و هم دختره رو بخشیدم )
    موضوعات مرتبط: مشورت در شوهرداری ,

  • ۰ موافق ۶ مخالف
  • ۲۴ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۰۹۵
    • پنجشنبه ۱۸ آذر ۹۵ - ۲۲:۳۰

    میخوام از خانمای متاهل بپرسم رفتار خانمم عادیه ؟

    سلام

    لطفا خانمای متاهل جواب بدن .

    سوالم اینه شما از همسرتون چی میخواهید ؟

    من تو خونه کمک میکنم ظرف میشورم جارو برقی میکشم، تو نظافت بچه کمک میکنم ولی خانمم بازم ازم ناراضیه میگه تو ظالمی تو خودخواهی .

    از سر کار ساعت 3 میام سفره رو میندازم جمع میکنم ظرفارو میشورم ( البته نه همیشه ولی تا جای ممکن کمک میکنم ) ولی بازم غر میزنه میگه وظیفه من نیست خانه داری و بچه داری !!! منم میدونم ولی خوب من بیرون کار میکنم وسایل امرار معاش و لباس و تفریحشونم کاملا برقراره ولی بازم غر میزنه!

    هفته ای دو سه بار ( هر بار دو سه ساعت ) میرم باشگاه برای ورزش میگه برا چی میری تو خودخواهی خانوادتو تنها میذاری! شمام به ورزش همسرتون گیر میدید؟

    بقیه هفته همش کنارشونم . خودش ظرفارو میذاره بعدا میشوره یا روز بعد! ولی به من میگه همین الان باید بشوری میگم خستم بعدا میشورم دعوا را میندازه بدو بیراه میگه بهم . میخوام بدونم شمام انقدر به شوهرتون گیر میدید ؟ تا چقدر ازش کار میخواهید ؟ میدونم زن وظیفش نیست ولی از روی محبت کار خونه رو ا انجام میده و وظیفه مرد کمک کردنه ولی این میگه به من مربوط نیست خودت باید انجام بدی . به نظر شما چرا اینجوری رفتار میکنه من باهاش چکار کنم ؟

    خسته شدم از این وضعیت . تو رو خدا راهنماییم کنید من زندگیمو دوست دارم ولی تحمل این وضعیت برام سخته . یه ناهار بذاره هزار تا غر میزنه . تو خونه ما جای مرد و زن جابجا شده بهم امر و نهی میکنه هر کاری میکنم باید اجازه ایشون باشه ولی خودشون هر کاری میخواد بکنه هر جا میخواد بره!!

    من ظهر نمیخوابم شب زود بخوابم میگه جای بچه رو عوض کن ظرفا رو بشور برا چی رفتی باشگاه خسته شدی الان میخوای زود بخوابی!!؟ حالا خودش نشسته داره با گوشیش بازی میکنه! خوب این عدالته انصافه ؟

    خب من صبح 7 بیدار میشم خودش تا 10 میخوابه نباید من زودتر بخوابم ؟ میام تا هال پیشش بخوابم ساعت 11 برقارو خاموش میکنم با هم کنار هم بخوابیم میگه چقدر خودخواهی من میخوام فیلم نگاه کنم میرم اتاق خواب بخوابم میگه تو همش از زن و بچت فراری هستی!! خوب من چکار کنم ؟

    تازه میبینی من تو اتاق خوابیدم ساعت 1 خودش میخواد بخوابه ( فیلمش تموم شده ) میاد منو از خواب بیدار میکنه میگه بیا تو هال بخواب !

    من میخوام از خانمای متاهل بپرسم رفتار خانمم عادیه ؟ شمام اینجور هستید ؟ اگر غیر عادیه علتش چی میتونه باشه ؟ برای بهبود این رفتارش چکار کنم  ؟

    لطفا راهنماییم کنید

    با تشکر فراوان

    موضوعات مرتبط: مشورت در زن داری ,

  • ۲ موافق ۱ مخالف
  • ۱۴۹ نظر
    • تعداد نمایش : ۳۲۱۸
    • چهارشنبه ۱۷ آذر ۹۵ - ۲۲:۳۰

    عمل پروتز سینه انجام دادم ، به خواستگارم بگم ؟

    سلام

    ببخشید من الان در آستانه ازدواجم، با پسری که در واقع دوست خانوادگی هستیم و از نظر مذهبی هم متوسطیم .

    موضوعی که هست اینه که من عمل پروتز سینه انجام دادم، دلیلش بیماری نبوده بلکه تنها برای خوش فرم بودن و این موضوع رو به دلیل اینکه ممکن بود دیگران حساس بشن و دقت کنند جز خانواده ام کسی نمیدونه . حالا میخوام بدونم این موضوع اینقدر مهم هست که بگم ؟ یک وقت ایشون این موضوع رو نخواد بزنه تو سر من ؟

    موضوعات مرتبط: مشورت در ازدواج خانم ها , به خواستگارم بگم که ... ,

  • ۱ موافق ۲ مخالف
  • ۷۱ نظر
    • تعداد نمایش : ۲۲۰۱
    • چهارشنبه ۱۷ آذر ۹۵ - ۲۲:۰۵

    زندگی با مادر شوهر در یک خانه باعث نمیشه حرمت ها از بین بره ؟

    سلام دوستان یه سوالی داشتم امیدوارم کمکم کنید

    من یه خانومم حدود دو ساله که عقدم . همسرمم باهام همسنه هر دو زیر 25 هستیم همسرم ارشد میخونه هیچی هم نداره صفر صفر هستیم .

    امتحان وکالت داده حالا نمیدونم اگه خدا بخواد و قبول بشه وضعمون کمی بهتر میشه. مادر شوهرم گفته بعد عید میخوایم طبقه بالای خونه رو بسازیم عروسیتونو بگیریم .

    حالا من از شما یه سوال دارم بنظرتون زندگی با مادر شوهر در یک خانه باعث نمیشه حرمت ها از بین بره  ؟ خیلی میترسم که با این کار کم کم احتراممو از دست بدم.

    نمیدونم چیکار کنم من قراره یه شهر دیگه عروس برم . اونجا هیشکی رو ندارم اگه باهاشون تو یه منزل باشم بهتره یا جدا  باشیم ؟ راستش خانوما انقد اومدن نالیدن از زندگی کنار مادر شوهر که من ترس برم داشته.

    خواهشا حقیقت رو بگید نه اینکه بخواید دلداری بدید

    ممنون

    موضوعات مرتبط: روابط عروس و مادر شوهر ,

  • ۱ موافق ۰ مخالف
  • ۳۵ نظر
    • تعداد نمایش : ۸۸۷
    • سه شنبه ۱۶ آذر ۹۵ - ۲۲:۴۵

    خانمم ازم می خواد که به رابطه ی گرم اون با نامحرم ها عادت کنم

    با سلام

    بنده 32 سالمه و همسرم 30 سال ، هر دو شاغلیم از صبح میریم سر کار تا عصر ولی همکار نیستیم و مدت دو سال هست که عقد کردیم و یکسال و نیم از زندگی مشترک ما می گذرد.

    اوایل همسر بنده خیلی هات بود و تقریبا هر شب رابطه داشتیم و من بعضی شب ها از فرط خستگی میخواستم که بیخیال بشه و همه جا و همه مدل رابطه داشتیم ، اما بعد از یک مدت کلا تو رابطه سرد شد و دیگه مثل قبل به خودش نمیرسه و ما در بهترین حالت هفته ای یک یا دو بار رابطه داریم که اونم باید کلی اصرار کنم مدتیه ( 5-6 ماه ) هر وقت میره اپیلاسیون تا یک هفته قهر میکنه و رابطه نداریم اصلا در صدد ارتباط جنسی نیست و باید بهش بگم و خواهش کنم تا قبول کنه و اخیرا حین رابطه مطلقا بوسه ای رد و بدل نمیشه و صورتش رو کج میکنه .

    آریشش فقط واسه مهمونی و جاهای خاص که میریم شده . همش تو خونه دپرس و ناراحته و بر عکس خونه مادرش اینا شنگوله و اون جا همه کاراهای اونا رو سه سوته انجام میده ولی خونه خودمون هر کاری چندین روز طول میکشه و کلا خونه ما نامرتبه و کسی رو دعوت نمیکنیم چون خونه کثیف و بهم ریخته هست .

    تابستان تو یک مهمونی دیدم خیلی صمیمی کنار شوهر خواهرش نشسته و اون دست انداخته دور گردنش و خود خواهرشم اون جا بود که من خیلی ناراحت شدم و چند ساعت بعد کشیدمش کنار و خیلی آروم و محترمانه بهش گفتم که ناراحت شدم و دوست ندارم که اینجور باشه و اون گفت همینیه که هست باید عادت کنی اون مثل داداشمه و وقتی من سنم کم بوده اومده تو خانواده ما و از این چرت و پرتا.

    دیشب مهمونی بودیم با یه پسر غریبه ( پسر دایی زن دوستم ) در حضور من گرم گرفته بود و بگو بخند و همش چشمش تو چشم اون بود و منم طبق معمول حرص میخوردم و ناراحتم و همش احساس میکنم داره بهم خیانت میکنه ، یه مدت پیش حین رابطه و پیش نوازی داشتم تحریکش میکردم که گفت نکن تحریک میشم و تو هم بلد نیستی چکار کنی ! که دنیا رو سرم خراب شد .

    نمیدونم چکار کنم احساس میکنم نمیتونم شادش کنم و هیچ کدوم از کارهام واسش جالب نیست و احساس میکنم که خونه و زندگی و شوهرش رو اصلا دوست نداره . مشاوره هم رفتم نتیجه ای نگرفتم .

    عاجزانه تقاضا دارم اگر میتونید راهنماییم کنید .

    موضوعات مرتبط: مسائل زناشویی آقایان ,

  • ۱ موافق ۱ مخالف
  • ۹۰ نظر
    • تعداد نمایش : ۳۳۵۹
    • سه شنبه ۱۶ آذر ۹۵ - ۲۲:۲۰

    چرا بعضی از آقایون با خانم های چادری بد برخورد می کنند ؟

    سلام

    من یه دختر مذهبی و چادریم . گاها پیش اومده وقتی وارد یه مغازه میشم ( یا دکتر یا عابر بانک یا ... کلا هر جایی که لازمه فروشنده و منشی یا آدما حتما به آدم توجه کنند) فروشنده دیر جواب میده یا بی حوصله و بد جواب میده انگار میخواد بگه چیزی برای فروش نداریم.

    اصلا یه جوری برخورد میکنه انگار ارث پدرشو ازم طلب داره!! از همه بدتر وقتیه که یه خانم جوون با کلی آرایش و موهای بیرون ریخته و تیپ فلان وارد میشه اون وقته که نوبت و رعایت نمیکنه و اول به اون خانم جواب میده !!!

    این اتفاق گاها تو صف عابر بانک و جاهای دیگه اتفاق افتاده که کلا بعضیا منو نادیده میگیرن و حقمو میخورن. البته این فقط مشکل من نیست ها!! بین دوستای هم تیپ خودم از این اتفاقات زیاد میفته.

    از انصاف نگذرم این وسط هنوزم آقایونی پیدا میشه که به خانمای چادری احترام خاصی میذارن مثلا وقتی دور عابر بانک پر از نامحرمه و من مجبورم با فاصله بمونم وقتی نوبتم میشه کل آقایون کنار میرن تا کارم رو انجام بدم. ( اینو گفتم که حقشون ضایع نشه:))

    حالا سوالم از خانما اینه:
    تا حالا از این اتفاقات واستون افتاده؟ چیکار کردین؟ خیلی بدم میاد حقم خورده بشه ولی خب به دلیل بعضی مسائل نمیتونم با نامحرم کل کل کنم و اعتراض کنم ( کلا سعی میکنم در حد ضرورت صحبت کنم ) شما چه برخوردی میکنین؟ بعضی وقتا واقعا کاری از دست آدم برنمیاد :(

    و اما سوالم از آقایون:

    واقعا چه دلیلی داره که با خانمای چادری این رفتارو میکنن ؟

    یه عده میان میگن تو رو خدا ساپورت نپوشین، فلان نکنید اینجور نباشید و ... یه عده هم کمترین حق خانمای چادری رو رعایت نمیکنن!!!

    این صحبتم با آقایونیه که با خانمای چادری مشکل دارن:

    آخه منی که با حجاب کامل میام بیرون و هزار جور سختی رو متحمل میشم جدای اینکه دستور خدا رو اطاعت میکنم به خاطر نگاه و ایمان و دل شماییه که تو جامعه دنبال یه لقمه نونید!! این برخوردتون انصافه ؟

    من پا رو دلم میذارم و تو اوج جوونی زیباییمو میپوشونم ( و شاید حالا حالا قسمتم نشد ازدواج کنم تا زیبایی جوونیمو برا همسرم به نمایش بذارم ) به خاطر دل اون جوونیه که موقعیت و شرایط ازدواج رو نداره تا با دیدن من اذیت نشه و گناه نکنه چرا باید حقم نادیده گرفته بشه؟!!!

    موضوعات مرتبط: مسائل اجتماعی روز جامعه ,

  • ۳ موافق ۱ مخالف
  • ۱۱۴ نظر
    • تعداد نمایش : ۲۴۴۱
    • دوشنبه ۱۵ آذر ۹۵ - ۲۲:۴۵

    نظرتون درباره ی زندگی با سود بانکی و یکم پول اجاره مغازه چیه ؟

    سلام

    می خواستم بپرسم نظرتون درباره ی زندگی با سود بانکی و یکم پول اجاره مغازه چیه ؟ من 28 سالم هست و لیسانس دارم و سربازی رفتم . پدرم فوت شدن و ارثیه ام رو داخل بانک گذاشتم هر ماه حدود 2 میلیون سود می گیرم و 600 تومن هم اجاره مغازه کوچک می گیرم .

    چند جا خواستگاری رفتم و برای بیکاری ردم کردن دارم ناامید می شم زندگیم با بدنسازی و چند تا ورزش و کلاس خط و موسیقی می گذرونم و نمی دونم چکار کنم اگه دنبال کار برم ممکنه سرمایه ام رو از دست بدم و بیچاره بشم .

    شوهر خاله ام کار راه انداخت و نابود شد پارسال ، ترس زیادی دارم . به نظر شما با این شرایط کسی رو پیدا می کنم که منت سرم نذاره یا دنبال یک کار برم ؟

    موضوعات مرتبط: مشورت در ازدواج آقایان ,

  • ۱ موافق ۱ مخالف
  • ۹۷ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۳۸۲
    • دوشنبه ۱۵ آذر ۹۵ - ۲۲:۳۵

    14 سالمه، 6 ماهه که عاشق یه پسر شدم

    سلام

    من حدودا ۶ ماهه که عاشق یه پسر شدم از فامیلامون. ۱۴ سالمه. اون ۲۱. فقط لطفا نگین که به خاطر سنته و تغییرات هورمونی ، چون من خیلی درکم بیشتر از سنمه و همینطور هم همیشه منطقی رفتار میکردم با همه چیز و اصلا آدم احساساتی نبودم از لحاظ بقیه و اصلا فکرشم نمیکردم عاشق یک پسر بشم.

    این که حسم تو این چند ماه هیچ فرقی نکرده فقط یکم بیشتر شده، اون خیلی شخصیت منزوی داره و اصلا تو جمعا نیس .

    احساس میکنم من میتونم از این شخصیت تنهایی درش بیارم، و شاید در اینده زندگی خیلی خوبی با هم داشته باشیم. ولی واقعا میترسم بهش بگم که دوسش دارم و اخلاقاشو بدتر کنه یا نگم و شاید یه روز دیگه دیر بشه برا اینکه بفهمه یه نفر عاشقشه.

    میشه کمکم کنین چیکار کنم؟ خواهش میکنم!

    موضوعات مرتبط: ازدواج در سن پایین ,

  • ۰ موافق ۶ مخالف
  • ۵۴ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۴۷۳
    • يكشنبه ۱۴ آذر ۹۵ - ۲۲:۲۵

    برو بالا