خانواده برتر

انتخاب همسر و مسائل خواستگاری، مسائل دوران عقد، مسائل زناشویی، تربیت فرزند ، تبلیغ رایگان مشاغل نو پا، مسائل زنان ، ارتباط با خانواده، مسائل اعتقادی

دسترسی سریع ← آخرین مطالب - موضوعات - فعال ترین کاربران - آخرین نظرات



۴۹ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «بانو لیلا» ثبت شده است

مرامنامه اخلاقی مشورت دهندگان خانواده برتر

سلام به همگی

خوبه که یک تحلیل کلی داشته باشیم از نظرات و مشورت های کاربران شایسته. ترجیح میدم اسم از کسی نبرم اینجا.

من مؤلفه ها و شاخصه های پست های برخی از این کاربران ممتاز ( در مقام مشورت دهنده و نظر دهنده ) رو می نویسم. امیداورم که همه ما از چنین الگویی در ارائه مشورت و راهنمایی پیروی کنیم. و به مثابه یک مرامنامه اخلاقی در ذهن و ضمیرمون همراه داشته باشیم.


تحلیل محتوایی:

1- پرهیز از تحقیر، تمسخر، توهین، سرزنش، تهمت زدن، ناسزاگویی، نفرت پراکنی، دل شکستن، سبُک کردن، محکوم کردن، ضایع کردن، خوار کردن، ناامید کردن و ترساندن سوال کننده و سایر کاربران (یا حتی افراد غایب مرتبط با نویسنده پست)

2- عدم قضاوت شخصیت سوال کننده (یا افراد مرتبط با سوال او ) و انگ زدن. بلکه تنها قضاوتِ عمل یا رفتار یا فکر یا پیشامدِ ذکر شده

3- به کار نبردن الفاظ خشن، تند یا زننده و هرگونه ادبیات تهاجمی

4- عدم واکنش احساسی و هیجانی

5- نظر بر اساس عقل، منطق، علم، اخلاقیات، تجربیات شخصی (عمومی)، و واقعیات و البته از روی صداقت و خلوص، نه بر اساس احساسات سطحی، سلایق شخصی، تمایلات فردی، آرزوها، حدس و گمان های بی پایه، خرافات، شنیده های نامطمئن و موارد خاص و استثنایی

6- عاری بودن از تعصبات ایدئولوژیک، مذهبی، سنتی، قومی، و مخصوصاً جنسیتی

7- دلسوزی و همدلی و درک کردن سوال کننده

8- صرف وقت کافی برای نوشتن تک تک کامنت ها

9- پاسخ به سوال طرح شده و راهنمایی درخواست شده، نه پرداختن به حواشی و جزئیات غیر مهم سوال

موضوعات مرتبط: مربوط به خانواده برتر , مطالب بانو لیلا ,

  • ۶ موافق ۰ مخالف
  • ۳۶ نظر
    • تعداد نمایش : ۶۲۸
    • شنبه ۲۷ آذر ۹۵ - ۲۲:۳۰

    تجربه ی آخرین خواستگاری که داشتین رو بگید

    سلام به همه ی شما

    اگر امکان داره تجربه ی آخرین خواستگاری که داشتین ( از مشخصات نسبی خودتون و طرف مقابل و نحوه ی آشنایی و برگزاری مجلس و صحبت هایی که شد ) و این که موفقیت آمیز بود یا نه و دلیلش چی بود رو با دیگران به اشتراک بزارید .

    یعنی مثلا خانم ها یکم از شرایط خودشون بگند و این که چرا طرف رو راه دادن برای خواستگاری و چه صحبت هایی رد و بدل شد و اگر از طرف اونا کنسل شده چه چیزی رو متوجه شدن درباره ی آقا که جواب رد دادن ( ظاهر , خانواده , صحبت و طرز فکر خاصی یا ... )

    یا اگر پسندیدن ولی آقا دیگه نیومده به نظر خودشون دلیلش چی بوده ( یعنی آیا به دلیل ظاهرشون بوده یا خونه زندگیشون یا صحبت خاصی شده یا ... )

    همین طور برای آقایون دختر خانم چه ویژگی داشته که برای خاستگاری اقدام کردند ( یعنی اگر سنتی بوده آشنایی چطوری بوده یا مثلا شماره ی خانم رو از کجا گرفتن و یا قبل از خاستگاری ظاهر و پوشش خانم رو دیده بودن یا خیر و جلسه ی اول خودشون هم رفتن یا نه ؟ و چه صحبت هایی رد و بدل شده و اگر نپسندین دلیلش چی بوده و اگر جواب رد شنیدن فکر می کنن دلیلش چی بوده ( ظاهر , کار , سربازی , پول ,خانواده , سطح فرهنگی ,  صحبت خاصی , سن یا .... ) 

    در رابطه با ازدواج مدرن هم و نوع آشنایی غیر سنتی هم اگر خاستگاری رخ داده چطوری برگذار شده و به سر انجام رسیده یا نه دلیلش چی بوده ؟

    یعنی دوستان متاهل هم که آخرین خاستگاریشون ( جلسه ی اول منظورمه )موفق بوده هم تجربشون رو در اختیار دوستان مجرد بزاریم ...

    یعنی بیشتر هدفم از این سوال اینه چرا وقتی شرایط نسبی یک خواستگاری دو طرف همو می پسندن و به نوعی به مرحله ی عمل می رسه و خاستگاری رخ می ده چه دلایلی باعث می شه نا موفق باشه و بیشتر دنبال جواب موردی هستم نه کلی که تفاهم نداشتیم یا سطح فرهنگشون با ما فرق می کرد و ... جواب جزئی تر می خوام ... 

    با تشکر

    موضوعات مرتبط: مسائل خواستگاری (برای دختران) , مسائل خواستگاری (برای پسران) ,

  • ۲ موافق ۰ مخالف
  • ۷۴ نظر
    • تعداد نمایش : ۴۱۷۰
    • جمعه ۲۶ آذر ۹۵ - ۲۲:۲۰

    کار درستی می کنم که نمیذارم دخترم روانشناسی بخونه ؟

    سلام عزیزان 

    من یه مادرم یه دختر ۱۸ ساله دارم امسال کنکوریه ، مشکل من اینه فقط و فقط رشته روانشناسی میخواد ، منم میگم با توجه به بیکاری زیاد این قشر بعد فارغ تحصیلی چیکار کنم اگه بره بعدش میشه بیکاری ، افسردگی (چون دختر حساسیه) .

    اگرم نذارم بره بازم افسرده میشه . بخدا موندم چیکار کنم ؟ ضمنا میترسم این شغل روش تاثیر بد بذاره ، چون همش مشکلات و گرفتاری مردمو میبینه . آیا درسته این فکر من ؟

    خواهش میکنم اگه روانشناس توی جمع دوستان هست یا کسی که بتونه کمکم کنه  راهنماییم کنه . ضمنا پیش روانشناس بردمش گفت بذار خودش تصمیم بگیره منم میگم این احساسیه بعد شاید پشیمون بشه از این انتخاب رشته .

    تو رو خدا کمکم کنید .  

    موضوعات مرتبط: ادامه تحصیل ,

  • ۱ موافق ۳ مخالف
  • ۶۴ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۰۶۷
    • پنجشنبه ۲۵ آذر ۹۵ - ۲۲:۲۵

    توصیه به پسران و مادران محترم اون ها در مورد خواستگاری رفتن

    سلام

    آقا پسران گرامی و مادران محترم شازده پسرای گل! بخونید حتماً!

    لطفاً:

    1- وقتی کیسی معرفی میشه بهتون، اگه واقعا شرایطش رو مناسب میدونید، اقدام کنید به تماس و قرار ملاقات. اگه شک دارید یا همون اول با ملاکهای اصلیتون جور نیست بیخود به خودتون و خانواده مقابل زحمت ندید و موجبات ناراحتی و سرخوردگی دخترو فراهم نکنید! قبل از تماس گرفتن، تا حد ممکن از معرف و واسطه اطلاعات لازم رو بگیرید. یا یک مواردی مثل قد و وزن اگه براتون شرطه حتما بپرسید قبلش. نرید ببینید بگید طرف چاق بود نپسندیدم. خب اینو باید قبل رفتن میدونستید!

    2- اگه جلسه اول برگزار میشه و به هر دلیلی طرف رو نمیپسندید یا توافق ندارید و بهتون نمیخوره، روز بعدش زنگ بزنید محترمانه بگید قسمت نیست و... نظر منفی تون رو به طرز خوبی منتقل کنید و تشکر کنید و برای دختر ارزوی خوشبختی کنید! تو خماری نذارید. بی خبر نگذارید. حداقل به واسطه بگید که اطلاع بده. نگید رومون نمیشه و فلان. بی خبر گذاشتن بی احترامیه. ناراحتیش بیشتر از شنیدن نظر منفیه. اگه هم نظرتون مثبت بود باز هم فرداش زنگ بزنید و اعلام کنید و نظر خانم رو جویا بشید. نگید یه هفته بعد زنگ میزم که فکر نکنن هولم! ربطی نداره!

    3- خواهش میکنم اگه چندین نفر بهتون معرفی شدن و همه مناسب به نظر میرسیدن، یکی یکی اقدام کنید. یعنی اول اونی که از همه مناسب تر میدونید رو زنگ بزنید، اگه پذیرفتن قرار ملاقات بگذارید و جلسه اول رو برگزار کنید. برید جلو....تا به نتیجه منفی قطعی نرسیدید نباید به کیس دیگری زنگ بزنید.

    4- اگه رفتید منزل دخترخانم و همون اول دیدید چهره به دل نمیشینه. عجله نکنید برای رفتن! خیلی زشته. تامل کنید. حتی چند کلمه برید با دخترخانم صحبت کنید. یک کاره پا نشید همون اول بگید خب ما با اجازه مرخص بشیم!

    5- اگه دیدید به دلتون نمیشینه دختر، (ولی دختر پسند کرده بود شما رو) بیخودی چند جلسه قضیه رو کش ندید که تعلق خاطری پیش بیاد یا طرف امیدوار بشه. اگه ظاهر رو اصلا نپسندید، کاریش نمیشه کرد، دیگه جلسه دوم به بعد بی معناست. ولی اگه خنثی بودید یا پنجاه پنجاه بود براتون، ادامه بدید شاید وجوه مثبتش بیشتر شد. بعد هم از همون اول دقت کنید به چهره. بعدا نگید دماغ دختر فلانه دقت نکرده بودم!

    6- جلسه اول دست خالی نرید. ولو یک جعبه شیرینی. جلسه دوم هم حتما گل ببرید.

    7- بهتره از همون جلسه اول پسر هم حضور داشته باشه، و مادر پسر تنها نره. مگر اینکه خانواده دختر براشون مهم نباشه.

    8- هر چی لازمه بپرسید در طول جلسات. هر تعداد جلسه ای لازم شد برگزار کنید. مهم نیست تعدادش زیاد بشه. مهم اینه به اون مواردی که باید بدونید اطلاع حاصل کنید. حالا چه در 3 جلسه، چه 10 جلسه. چه در عرض سه ماه، چه 6 ماه. هیچی رو از قلم نندازید. بعد عقد زمان گفتن نمیدونستم اینطوریه نیست!

    9- دختر خانم رو بی حجاب، مادر پسر یا خواهراش یا واسطه ها یا معرف ها دیده باشن. محرمیت قبل از عقد دائم هم خوبه برای اینکه دخترپسر همدیگرو بهتر ببینن و راحت تر بشناسن.
    بعد عقد نگین که عه سینه هاش چه کوچیکه یا چه بزرگه. موهاش فلان طوره یا بهمان.

    10- در مورد پوشش دختر بیرون و درون منزل هر ابهامی دارید باید برطرف بشه. هر نظر خاصی دارید قبل ازدواج گفته و اتمام حجت بشه. بعدا اعمال سلیقه نکنید. و نخواهید تغییر کنه مگه به خواست خودش. در مورد روابط با نامحرمان و فامیل و سایر موارد هم همینطور.

    11- بقیه موارد اخلاقی و آدابی هم خودتون میدونید ان شاءالله. صداقت و شفافیت و احترام و تواضع و غیره فراموش نشه.

    ارادتمند «بانو لیلا»

    موضوعات مرتبط: مشورت در ازدواج آقایان , مطالب بانو لیلا ,

  • ۴ موافق ۰ مخالف
  • ۵۸ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۳۷۷
    • سه شنبه ۲۳ آذر ۹۵ - ۲۲:۱۰

    تشکر ویژه از یک دوست در خانواده برتر

    سلام

    حالتون چطوره؟

    من یکی از اعضای خانواده برتر هستم و بیشتر نوشته های طنز مینویسم! چند روز پیش که داشتم توی وبلاگ و عنوان پست ها جستجو میکردم، نظر ها رو میخوندم با نظر یکی از عزیزان مواجه شدم که کتابی رو در اخر نظرشون معرفی کرده بودند و توجهم رو جلب کرد!

    وقتی نظری رو میخونم معمولا به ایدی کاربران توجه نمیکنم و برای اینکه اسمشون رو بیاد ندارم عذر خواهی میکنم.

    این کتاب به اسم آیا تو آن نیمه گمشده ام هستی ؟ از باربارا دی آنجلیس ( روان‌شناس، مشاور روابط، سخنران و نویسنده در زمینه رشد شخصی است ) نوشته های ایشون جز پرفروش ترین هاست!

    این کتاب واقعا عالی هست و من الان فقط 20 صحفه اون رو خوندم فکر کنم 245 ص باشه! خیلی دوست داشتم کتاب رو داشته باشم ولی ناچارا دانلودش کردم . یکی از عادات بد من در کتاب خوانی این هست که اگر داستان یا نوشته برام جذابیت نداشته باشه ادامه اش نمیدم و نیمه کاره رهاش میکنم در صورتی که وقتی این کتاب رو تموم کردم میخوام نوشته های دیگه از این نویسنده فوق العاده رو مطالعه کنم!

    با خودم گفتم تو پست ها بگردم و اسم ایشون رو پیدا کنم با تشکری خیلی ویژه ازشون. که دیگه پستی هم در قسمت ارسال سوال نذارم اما لازم دیدم به شما هم معرفیش کنم چرا که اکثر زوجین بعد از ازدواج یا عقد بدلیل نداشتن شناخت کافی از هم دیگه رابطشون به سرانجام نمیرسه و جدا میشند.

    پس اگر شما قصد ازدواج دارید قبل از انتخاب شخص مورد نظر حتما این کتاب رو بخونید. حتی اگر ازدواج کردید و بچه هم دارید این کتاب رو بخونید واقعا کمکتون میکنه مخصوصا توی روابط هاتون بخصوص عاطفی. اگر هم مجردین و مثل من به ازدواج فکر نمیکنید و ترشی شدید البته اینجانب هنوز تو اب نمک یا سرکه نرفتم در هر صورت ما خانم ها مربا هستیم ! ترجیحا آلبالو.

    حتی اگر هنوز به بلوغ فکری نرسیدین واقعا دیدتون رو عوض میکنه این رو مخصوص جوانانی گفتم که میان اینجا مشکلات عشقی و عاشقی شون و یا در زمینه های دیگه رو مینویسن با توجه به اینکه اکثرا بی تجربه هستند و درک و اطلاع کافی ندارند آقای نجفی هم لطف میکنند با صبر بسیار پست میکنند من هم میشم میخونم اعصابم میره رو 2000 !!!

    در هر صورت این کتاب به بلوغ و رشد فکری و داشتن دیده وسیع تر بهتون کمک میکنه پیشنهاد میکنم حتما اثرهای دیگر رو مطالعه کنید مثل چه جور اعتماد بنفس داشته باشید یا به دیگران عشق بورزید که مشکل اکثریت هست البته این نویسنده کتاب هایی جامع درباره ی راز های زنان و مردان، شناختن عشق واقعی و راهنمایی زناشویی هم نوشته!که به شناخت بیشتر کمک میکنه بیشتر از این حرف نمیزنم!

    برای همگی در انتخاب های زندگی تون آرزوی موفقیت دارم(لبخند)

    در پناه حق باشید.

    موضوعات مرتبط: مربوط به خانواده برتر ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۱۳ نظر
    • تعداد نمایش : ۴۵۰
    • شنبه ۲۰ آذر ۹۵ - ۲۲:۳۰

    اخیرا شاهد برخی رفتارهایی هستیم که باعث دین زدگی جوانان میشه !

    سلام
    امروزه یکی از نگرانی های قشر مذهبی و برخی پدران و مادران و حاکمیت حفظ حجاب دختران است و در این زمینه فعالیت های گسترده ای برای جذب جوانان به سمت فرهنگ اسلامی هم دارند. اما از سویی شاهد برخی رفتار ها هم هستیم که باعث زده شدن جوانان از دین و فرهنگ اسلامی میشود. مثل لغو کنسرت و ...
    این روزها هم موضوع محرومیت دروازه بان سابق تیم ملی مهدی رحمتی به خاطر عکس انداختن با یک هوادار بی حجاب در خارج از کشور ! دروازه بانی با اخلاق و دین دار که همه شاهد دعا خواندن هایش در مسابقات بوده ایم. آیا باید او به درخواست آن هوادار بی اعتنایی میکرد و باعث رنجش یک ایرانی ساکن غربت میشد ؟
    حالا سوال من اینه جوانانی که شاهد این گونه رفتار ها هستن چطور ممکنه جذب فرهنگ اسلامی بشن ؟
    مسئولان با این استدلال ورزشکاران را محروم میکنند که جوانان گمراه نشوند اما نمیدانند خود این رفتار باعث نمایش چهره ای خشن از اسلام و در نتیجه فراری شدن جوانان میشه.
    نظر شما چیست؟
    موضوعات مرتبط: مسائل اجتماعی روز جامعه ,

  • ۱ موافق ۱ مخالف
  • ۱۵۰ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۶۷۵
    • شنبه ۲۰ آذر ۹۵ - ۲۲:۰۵

    جوک های فراری بودن خانم ها از رابطه، از واقعیت سرچشمه گرفته ؟

    سلام

    یک سوال از خانوما

    چرا همه جا ( همه جا منظورم بیشتر جاها هست ) توى جوک و خلاصه پیام هاى طنزى که همه کمو بیش خوندیم، خیلى ببخشید، یه جورى میخوان بهمون بگن که خانم به زور راضى میشه با همسرش رابطه داشته باشه؟ واقعا همینطوره ؟

    مثلا یه جوک خوندم یه جورى نوشته بود که خانومه به زور اجازه داده مرده پنج دقیقه باهاش رابطه داشته باشه؟ ( یعنى با هم رابطه داشته باشن! )

    نگید چه قد بیکارم یا ... که این سوال رو پرسیدم، جوک ها که از هوا درست نمیشن!، حتما موضوعى وجود داره که جوکى هم براش ساختنه میشه!

    ممنون

    موضوعات مرتبط: مسائل اجتماعی روز جامعه ,

  • ۲ موافق ۰ مخالف
  • ۶۱ نظر
    • تعداد نمایش : ۲۵۴۱
    • پنجشنبه ۱۸ آذر ۹۵ - ۲۲:۴۵

    آه دوست دختر سابق شوهرم می تونه دامن زندگی ما رو بگیره ؟

    سلام
    دختر 25 ساله ای هستم که همسرم 32 سالشه. 2.5 سال پیش به صورت سنتی ازدواج کردیم...خانواده ها هم از هر نظر تناسب دارن. تنها مشکلی که در دوران عقد پیش اومد برملا شدن دوست دختر داشتن همسرم بود که خب با توجه به اوضاع جامعه احساس کردم چیز طبیعی هست.
    اما متاسفانه بعدها با خبر شدم که خیلی فراتر از دوستی ساده بوده و ظاهرا کار به جایی کشیده که دختر خانوم به منزل همسر من رفت و آمد داشته و حتی چندین عکس در وضعیت نامناسب ازش دیدم.... خیلی دلم شکست و همسرم هم خیلی حاضر به توضیح نشد .
    من هم به خاطر این که زندگی ام و همسرم رو دوست داشتم و تصمیم احساسی نگرفته بودم به زندگی ام ادامه دادم. با کمک مشاوره تونستم همه چیز رو پیش خودم کمرنگ کنم.
    خدایی همسرم هم خیلی تلاش کرد و بعد از چند ماه دوباره زندگی عادی رو شروع کردیم. دوست دخترشون هم از هر لحاظ از من پایین تر هست و حتی همسرم چند بار به خواستگاری رفتن اما چون دختره با یکی دیگه دوست شده بوده و به علت مخالفت خانواده همسرم ازدواج صورت نگرفته...
    الان بعد از 2.5 سال که ازدواج کردیم و خدا رو شکر زندگی آرومی داریم همسرم عذاب وجدان اون دختره رو گرفته. میگه نکنه مشکلات زندگی که برامون پیش میاد از آه اون دختره باشه ؟ میگه آخرین بار بهم گفته نفرینت میکنم نکنه نفرینش بگیره؟ متاسفانه همسرم خیلی حساس و احساسی هست و حتی درک نمیکنه که بابا دختره دورت زده رفته همزمان با تو با یک پسر دیگه دوست شده دیگه نفرین چی بکنه؟
    اینقدر همسرم میگه که احساس میکنم شاید درست بگه... به نظر شما آیا دختره میتونه آهش دامن زندگی ما رو بگیره ؟
    خب من بیچاره که بی خبر از همه جا با این آقا ازدواج کردم تکلیفم چیه ؟ در ضمن بگم همسرم به خاطر این اشتباه بزرگ توبه کرده و خیلی همیشه ابراز ندامت میکنه... یعنی دختر که فعل حرام انجام داده، با پسر دوست شده و به قصد خوش گذرونی بدون ترس از آبروش و خدا رفته خونه یک پسری ، بعد هم که پای ازدواج به میون اومده حاضر به ازدواج نشده و همزمان با پسر دیگه ای دوست شده ، حقی داره ؟ اگر داره من باید چیکار کنم؟ شوهرم باید چیکار کنه؟ مرسی از راهنمایی تون...
    ( در ضمن تو رو خدا نگید شوهرت خرابه  چون که فقط به خاطر تنهایی بیش از حد و داشتن خونه مستقل همچین خطایی کرده و خیلی هم پشیمونه و توبه کرده و حالا دیگه نمیشه برگرده به گذشته در ضمن من خیلی سعی کردم ببخشمش و هم اون و هم دختره رو بخشیدم )
    موضوعات مرتبط: مشورت در شوهرداری ,

  • ۰ موافق ۶ مخالف
  • ۲۴ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۰۵۷
    • پنجشنبه ۱۸ آذر ۹۵ - ۲۲:۳۰

    میخوام از خانمای متاهل بپرسم رفتار خانمم عادیه ؟

    سلام

    لطفا خانمای متاهل جواب بدن .

    سوالم اینه شما از همسرتون چی میخواهید ؟

    من تو خونه کمک میکنم ظرف میشورم جارو برقی میکشم، تو نظافت بچه کمک میکنم ولی خانمم بازم ازم ناراضیه میگه تو ظالمی تو خودخواهی .

    از سر کار ساعت 3 میام سفره رو میندازم جمع میکنم ظرفارو میشورم ( البته نه همیشه ولی تا جای ممکن کمک میکنم ) ولی بازم غر میزنه میگه وظیفه من نیست خانه داری و بچه داری !!! منم میدونم ولی خوب من بیرون کار میکنم وسایل امرار معاش و لباس و تفریحشونم کاملا برقراره ولی بازم غر میزنه!

    هفته ای دو سه بار ( هر بار دو سه ساعت ) میرم باشگاه برای ورزش میگه برا چی میری تو خودخواهی خانوادتو تنها میذاری! شمام به ورزش همسرتون گیر میدید؟

    بقیه هفته همش کنارشونم . خودش ظرفارو میذاره بعدا میشوره یا روز بعد! ولی به من میگه همین الان باید بشوری میگم خستم بعدا میشورم دعوا را میندازه بدو بیراه میگه بهم . میخوام بدونم شمام انقدر به شوهرتون گیر میدید ؟ تا چقدر ازش کار میخواهید ؟ میدونم زن وظیفش نیست ولی از روی محبت کار خونه رو ا انجام میده و وظیفه مرد کمک کردنه ولی این میگه به من مربوط نیست خودت باید انجام بدی . به نظر شما چرا اینجوری رفتار میکنه من باهاش چکار کنم ؟

    خسته شدم از این وضعیت . تو رو خدا راهنماییم کنید من زندگیمو دوست دارم ولی تحمل این وضعیت برام سخته . یه ناهار بذاره هزار تا غر میزنه . تو خونه ما جای مرد و زن جابجا شده بهم امر و نهی میکنه هر کاری میکنم باید اجازه ایشون باشه ولی خودشون هر کاری میخواد بکنه هر جا میخواد بره!!

    من ظهر نمیخوابم شب زود بخوابم میگه جای بچه رو عوض کن ظرفا رو بشور برا چی رفتی باشگاه خسته شدی الان میخوای زود بخوابی!!؟ حالا خودش نشسته داره با گوشیش بازی میکنه! خوب این عدالته انصافه ؟

    خب من صبح 7 بیدار میشم خودش تا 10 میخوابه نباید من زودتر بخوابم ؟ میام تا هال پیشش بخوابم ساعت 11 برقارو خاموش میکنم با هم کنار هم بخوابیم میگه چقدر خودخواهی من میخوام فیلم نگاه کنم میرم اتاق خواب بخوابم میگه تو همش از زن و بچت فراری هستی!! خوب من چکار کنم ؟

    تازه میبینی من تو اتاق خوابیدم ساعت 1 خودش میخواد بخوابه ( فیلمش تموم شده ) میاد منو از خواب بیدار میکنه میگه بیا تو هال بخواب !

    من میخوام از خانمای متاهل بپرسم رفتار خانمم عادیه ؟ شمام اینجور هستید ؟ اگر غیر عادیه علتش چی میتونه باشه ؟ برای بهبود این رفتارش چکار کنم  ؟

    لطفا راهنماییم کنید

    با تشکر فراوان

    موضوعات مرتبط: مشورت در زن داری ,

  • ۲ موافق ۱ مخالف
  • ۱۴۹ نظر
    • تعداد نمایش : ۳۱۶۹
    • چهارشنبه ۱۷ آذر ۹۵ - ۲۲:۳۰

    عمل پروتز سینه انجام دادم ، به خواستگارم بگم ؟

    سلام

    ببخشید من الان در آستانه ازدواجم، با پسری که در واقع دوست خانوادگی هستیم و از نظر مذهبی هم متوسطیم .

    موضوعی که هست اینه که من عمل پروتز سینه انجام دادم، دلیلش بیماری نبوده بلکه تنها برای خوش فرم بودن و این موضوع رو به دلیل اینکه ممکن بود دیگران حساس بشن و دقت کنند جز خانواده ام کسی نمیدونه . حالا میخوام بدونم این موضوع اینقدر مهم هست که بگم ؟ یک وقت ایشون این موضوع رو نخواد بزنه تو سر من ؟

    موضوعات مرتبط: مشورت در ازدواج خانم ها , به خواستگارم بگم که ... ,

  • ۱ موافق ۲ مخالف
  • ۶۹ نظر
    • تعداد نمایش : ۲۰۶۰
    • چهارشنبه ۱۷ آذر ۹۵ - ۲۲:۰۵

    زندگی با مادر شوهر در یک خانه باعث نمیشه حرمت ها از بین بره ؟

    سلام دوستان یه سوالی داشتم امیدوارم کمکم کنید

    من یه خانومم حدود دو ساله که عقدم . همسرمم باهام همسنه هر دو زیر 25 هستیم همسرم ارشد میخونه هیچی هم نداره صفر صفر هستیم .

    امتحان وکالت داده حالا نمیدونم اگه خدا بخواد و قبول بشه وضعمون کمی بهتر میشه. مادر شوهرم گفته بعد عید میخوایم طبقه بالای خونه رو بسازیم عروسیتونو بگیریم .

    حالا من از شما یه سوال دارم بنظرتون زندگی با مادر شوهر در یک خانه باعث نمیشه حرمت ها از بین بره  ؟ خیلی میترسم که با این کار کم کم احتراممو از دست بدم.

    نمیدونم چیکار کنم من قراره یه شهر دیگه عروس برم . اونجا هیشکی رو ندارم اگه باهاشون تو یه منزل باشم بهتره یا جدا  باشیم ؟ راستش خانوما انقد اومدن نالیدن از زندگی کنار مادر شوهر که من ترس برم داشته.

    خواهشا حقیقت رو بگید نه اینکه بخواید دلداری بدید

    ممنون

    موضوعات مرتبط: روابط عروس و مادر شوهر ,

  • ۱ موافق ۰ مخالف
  • ۳۵ نظر
    • تعداد نمایش : ۸۶۰
    • سه شنبه ۱۶ آذر ۹۵ - ۲۲:۴۵

    خانمم ازم می خواد که به رابطه ی گرم اون با نامحرم ها عادت کنم

    با سلام

    بنده 32 سالمه و همسرم 30 سال ، هر دو شاغلیم از صبح میریم سر کار تا عصر ولی همکار نیستیم و مدت دو سال هست که عقد کردیم و یکسال و نیم از زندگی مشترک ما می گذرد.

    اوایل همسر بنده خیلی هات بود و تقریبا هر شب رابطه داشتیم و من بعضی شب ها از فرط خستگی میخواستم که بیخیال بشه و همه جا و همه مدل رابطه داشتیم ، اما بعد از یک مدت کلا تو رابطه سرد شد و دیگه مثل قبل به خودش نمیرسه و ما در بهترین حالت هفته ای یک یا دو بار رابطه داریم که اونم باید کلی اصرار کنم مدتیه ( 5-6 ماه ) هر وقت میره اپیلاسیون تا یک هفته قهر میکنه و رابطه نداریم اصلا در صدد ارتباط جنسی نیست و باید بهش بگم و خواهش کنم تا قبول کنه و اخیرا حین رابطه مطلقا بوسه ای رد و بدل نمیشه و صورتش رو کج میکنه .

    آریشش فقط واسه مهمونی و جاهای خاص که میریم شده . همش تو خونه دپرس و ناراحته و بر عکس خونه مادرش اینا شنگوله و اون جا همه کاراهای اونا رو سه سوته انجام میده ولی خونه خودمون هر کاری چندین روز طول میکشه و کلا خونه ما نامرتبه و کسی رو دعوت نمیکنیم چون خونه کثیف و بهم ریخته هست .

    تابستان تو یک مهمونی دیدم خیلی صمیمی کنار شوهر خواهرش نشسته و اون دست انداخته دور گردنش و خود خواهرشم اون جا بود که من خیلی ناراحت شدم و چند ساعت بعد کشیدمش کنار و خیلی آروم و محترمانه بهش گفتم که ناراحت شدم و دوست ندارم که اینجور باشه و اون گفت همینیه که هست باید عادت کنی اون مثل داداشمه و وقتی من سنم کم بوده اومده تو خانواده ما و از این چرت و پرتا.

    دیشب مهمونی بودیم با یه پسر غریبه ( پسر دایی زن دوستم ) در حضور من گرم گرفته بود و بگو بخند و همش چشمش تو چشم اون بود و منم طبق معمول حرص میخوردم و ناراحتم و همش احساس میکنم داره بهم خیانت میکنه ، یه مدت پیش حین رابطه و پیش نوازی داشتم تحریکش میکردم که گفت نکن تحریک میشم و تو هم بلد نیستی چکار کنی ! که دنیا رو سرم خراب شد .

    نمیدونم چکار کنم احساس میکنم نمیتونم شادش کنم و هیچ کدوم از کارهام واسش جالب نیست و احساس میکنم که خونه و زندگی و شوهرش رو اصلا دوست نداره . مشاوره هم رفتم نتیجه ای نگرفتم .

    عاجزانه تقاضا دارم اگر میتونید راهنماییم کنید .

    موضوعات مرتبط: مسائل زناشویی آقایان ,

  • ۱ موافق ۱ مخالف
  • ۹۰ نظر
    • تعداد نمایش : ۳۲۵۵
    • سه شنبه ۱۶ آذر ۹۵ - ۲۲:۲۰

    چرا بعضی از آقایون با خانم های چادری بد برخورد می کنند ؟

    سلام

    من یه دختر مذهبی و چادریم . گاها پیش اومده وقتی وارد یه مغازه میشم ( یا دکتر یا عابر بانک یا ... کلا هر جایی که لازمه فروشنده و منشی یا آدما حتما به آدم توجه کنند) فروشنده دیر جواب میده یا بی حوصله و بد جواب میده انگار میخواد بگه چیزی برای فروش نداریم.

    اصلا یه جوری برخورد میکنه انگار ارث پدرشو ازم طلب داره!! از همه بدتر وقتیه که یه خانم جوون با کلی آرایش و موهای بیرون ریخته و تیپ فلان وارد میشه اون وقته که نوبت و رعایت نمیکنه و اول به اون خانم جواب میده !!!

    این اتفاق گاها تو صف عابر بانک و جاهای دیگه اتفاق افتاده که کلا بعضیا منو نادیده میگیرن و حقمو میخورن. البته این فقط مشکل من نیست ها!! بین دوستای هم تیپ خودم از این اتفاقات زیاد میفته.

    از انصاف نگذرم این وسط هنوزم آقایونی پیدا میشه که به خانمای چادری احترام خاصی میذارن مثلا وقتی دور عابر بانک پر از نامحرمه و من مجبورم با فاصله بمونم وقتی نوبتم میشه کل آقایون کنار میرن تا کارم رو انجام بدم. ( اینو گفتم که حقشون ضایع نشه:))

    حالا سوالم از خانما اینه:
    تا حالا از این اتفاقات واستون افتاده؟ چیکار کردین؟ خیلی بدم میاد حقم خورده بشه ولی خب به دلیل بعضی مسائل نمیتونم با نامحرم کل کل کنم و اعتراض کنم ( کلا سعی میکنم در حد ضرورت صحبت کنم ) شما چه برخوردی میکنین؟ بعضی وقتا واقعا کاری از دست آدم برنمیاد :(

    و اما سوالم از آقایون:

    واقعا چه دلیلی داره که با خانمای چادری این رفتارو میکنن ؟

    یه عده میان میگن تو رو خدا ساپورت نپوشین، فلان نکنید اینجور نباشید و ... یه عده هم کمترین حق خانمای چادری رو رعایت نمیکنن!!!

    این صحبتم با آقایونیه که با خانمای چادری مشکل دارن:

    آخه منی که با حجاب کامل میام بیرون و هزار جور سختی رو متحمل میشم جدای اینکه دستور خدا رو اطاعت میکنم به خاطر نگاه و ایمان و دل شماییه که تو جامعه دنبال یه لقمه نونید!! این برخوردتون انصافه ؟

    من پا رو دلم میذارم و تو اوج جوونی زیباییمو میپوشونم ( و شاید حالا حالا قسمتم نشد ازدواج کنم تا زیبایی جوونیمو برا همسرم به نمایش بذارم ) به خاطر دل اون جوونیه که موقعیت و شرایط ازدواج رو نداره تا با دیدن من اذیت نشه و گناه نکنه چرا باید حقم نادیده گرفته بشه؟!!!

    موضوعات مرتبط: مسائل اجتماعی روز جامعه ,

  • ۳ موافق ۱ مخالف
  • ۱۱۴ نظر
    • تعداد نمایش : ۲۴۰۸
    • دوشنبه ۱۵ آذر ۹۵ - ۲۲:۴۵

    نظرتون درباره ی زندگی با سود بانکی و یکم پول اجاره مغازه چیه ؟

    سلام

    می خواستم بپرسم نظرتون درباره ی زندگی با سود بانکی و یکم پول اجاره مغازه چیه ؟ من 28 سالم هست و لیسانس دارم و سربازی رفتم . پدرم فوت شدن و ارثیه ام رو داخل بانک گذاشتم هر ماه حدود 2 میلیون سود می گیرم و 600 تومن هم اجاره مغازه کوچک می گیرم .

    چند جا خواستگاری رفتم و برای بیکاری ردم کردن دارم ناامید می شم زندگیم با بدنسازی و چند تا ورزش و کلاس خط و موسیقی می گذرونم و نمی دونم چکار کنم اگه دنبال کار برم ممکنه سرمایه ام رو از دست بدم و بیچاره بشم .

    شوهر خاله ام کار راه انداخت و نابود شد پارسال ، ترس زیادی دارم . به نظر شما با این شرایط کسی رو پیدا می کنم که منت سرم نذاره یا دنبال یک کار برم ؟

    موضوعات مرتبط: مشورت در ازدواج آقایان ,

  • ۱ موافق ۱ مخالف
  • ۹۷ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۳۶۰
    • دوشنبه ۱۵ آذر ۹۵ - ۲۲:۳۵

    14 سالمه، 6 ماهه که عاشق یه پسر شدم

    سلام

    من حدودا ۶ ماهه که عاشق یه پسر شدم از فامیلامون. ۱۴ سالمه. اون ۲۱. فقط لطفا نگین که به خاطر سنته و تغییرات هورمونی ، چون من خیلی درکم بیشتر از سنمه و همینطور هم همیشه منطقی رفتار میکردم با همه چیز و اصلا آدم احساساتی نبودم از لحاظ بقیه و اصلا فکرشم نمیکردم عاشق یک پسر بشم.

    این که حسم تو این چند ماه هیچ فرقی نکرده فقط یکم بیشتر شده، اون خیلی شخصیت منزوی داره و اصلا تو جمعا نیس .

    احساس میکنم من میتونم از این شخصیت تنهایی درش بیارم، و شاید در اینده زندگی خیلی خوبی با هم داشته باشیم. ولی واقعا میترسم بهش بگم که دوسش دارم و اخلاقاشو بدتر کنه یا نگم و شاید یه روز دیگه دیر بشه برا اینکه بفهمه یه نفر عاشقشه.

    میشه کمکم کنین چیکار کنم؟ خواهش میکنم!

    موضوعات مرتبط: ازدواج در سن پایین ,

  • ۰ موافق ۶ مخالف
  • ۵۳ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۳۸۵
    • يكشنبه ۱۴ آذر ۹۵ - ۲۲:۲۵