خانواده برتر

انتخاب همسر و مسائل خواستگاری، مسائل دوران عقد، مسائل زناشویی و تربیت فرزند

۵۴ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «اسماعیل ##» ثبت شده است

من پرورشگاه بزرگ شدم، خانواده ندارم برای خواستگاری رفتن

سلام دوستان

من 31 سال سن دارم مدت زیادی هستش سایت رو دنبال میکنم ولی برام خیلی سخت بود این سوال رو بپرسم .

من مدتی هستش به یک دختر علاقه دارم ولی مشکل بزرگی دارم و اون این هستش که خانواده ندارم برای خواستگاری و ... ، این من رو خیلی زجر میده که بخوام اینطور خواستگاری برم .

باور کنید هیچ کدوم از همکارام و دوستام شرایطم رو نمیدونن به جز یکی از دوستام که دوست صمیمی و عزیزی هستش . به این نتیجه رسیدم که دیگه ازدواج نکنم دوست صمیمیم میگه خانوادم برات میان خواستگاری ، ولی این شرایط من رو اذیت میکنه .

من لیسانس و فوق لیسانس رو سراسری خوندم و  سربازی هم رفتم و الان کارمند یک اداره ای هستم. در آخر بگم من پرورشگاه بزرگ شدم و هیچ وقت نه پرورشگاه با جستجوهایی که در گذشته کرد و نه خودم خانوادم رو پیدا نکردیم و میدونم خانواده هر دختری روی این موضوع بسیار حساس هستش و برای خانواده ها  این مسئله در بین اقوامشون سنگین هستش که دخترشون رو بخوان بدن به اینطور شخصی .

دوستم میگه  مدتی پول جمع کن ، برو کشوری مثل ترکیه ،یا کشوری دیگه زن بگیر اونا این موضوع براشون مهم نیست با هم برگردید و اینجا زندگی کنید ، اینطوری دیگه مشکل نداری . باور کنید احتیاج عجیبی به یک همدم دارم. چکار کنم؟


موضوعات مرتبط :
مشورت در ازدواج آقایان

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۹۴ نظر
    • ۱۸۰۱ بازدید
    • چهارشنبه ۲۲ دی ۹۵ - ۲۲:۲۰

    می خوام با یه پسر 30 ساله ارتباط داشته باشم، به خانوادم بگم ؟

    سلام وقت بخیر

    من یه مدتیه که یه آقایی بهم پیشنهاد میده که با هم ارتباط داشته باشیم واسه آشنایی و از من خوشش اومده...

    من 20 سالمه و اون آقا 30 و نحوه ی آشنایی مون هم بماند ولی با هم برخورد داشتیم یعنی  از روی ظاهرم فقط نگفتن.. میخوام پیشنهادش رو قبول کنم و اینم بگم که اولین کسی هست که من پیشنهادش رو میخوام قبول کنم و تا حالا هیچ ارتباطی حتی در سایت های مجازی هم با جنس مخالف نداشتم!

    و اولین بارمه! و توی فامیلامونم پسر جوون نداشتیم تا حالا!!! کلا من با جنس مخالف خیلی حرف نزدم و نمیشناسمشون اصلا! یکم نگرانم و هیچی هم بلد نیستم! چطور برخورد کنم  یا چی بگم که بهشون بفهمونم که من اهل دوستی و روابط الکی و طولانی نیستم !

    میشه راهنماییم کنید" و اینکه به نظرتون یه آقای 30 ساله که تحصیل کرده هست و حتی  تجصیلاتش عالیه هم احتمال داره کسی رو سرکار بذاره یا قصد وقت تلف کردن داشته باشه؟ هر چند به شخصیت و شغل و موقعیتش نمیاد اما کلی میپرسم * و به نظرتون این موضوع رو به پدر و مادرم بگم؟ یا نگم نیازی نیست؟

    چون دانشجوام توی شهر خودم نیستم.. یا اگه به اون آقا بگم که تحت نظر خانواده هامون با هم ارتباط داشته باشیم ندید بدید بازی نمیشه؟!
    درکل خوشم اومدازش ازهمون اول !دوست ندارم ردش کنم*


    موضوعات مرتبط :
    مشورت در ازدواج خانم ها دوستی به قصد ازدواج

  • ۰ موافق ۵ مخالف
  • ۱۳۱ نظر
    • ۲۱۲۱ بازدید
    • دوشنبه ۲۰ دی ۹۵ - ۲۲:۳۰

    وقتی بیرون میرم هیچ پسری به من چیزی نمیگه !

    سلام 

    دختری هستم 17 ساله ، از نظر ظاهر و اندام  مقبول هستم . مدت هاست من دچار یک سری فکر های منفی شده ام. نمیدونم چرا هیچ کس به من محل نمیده ؟

    وقتی بیرون میرم هیچ پسری به من چیزی نمیگه البته نه این که خوشم بیاد بهم یه چیز بگن ولی از این ناراحتم که چرا پسرا از من فرارین و این شده نگرانی من بابت ازدواج در ایندم.

    این موضوع باعث شده بارها خودم رو زشت تلقی کنم ولی وقتی به دوست و فامیل این موضوع چهره رو میگم میخندن و میگن تو خیلی خل هستی که به قیافه خودت میگی زشت.

    من چهره بیبی فیسی دارم و سنم دو سال تقریبا کمتر میزنه در صورتی که همسن های خودم چهره های خوبی ندارند و بهترین پسر ها حاضر هستند باهاشون باشن حتی خواستگار هم دارند!

    من مشکل اساسیم ازدواج در آینده است و مدام به این فکر میکنم که هیچ کس از من خوشش نمیاد و پا پیش نخواهد گذاشت.

    این مشکل عدم اعتماد به نفس رو توی جمع هم دارم. زمانی که مثلا در جمعیتی از افراد قرار باشه صحبتی کنم خجالت می کشم و به این فکر میکنم که من چقدر زشت هستم.

    این را هم اضافه کنم که من خانواده بسیار خوبی دارم و خانواده گرمی هستیم...ولی بعضی وقتا خب عشق جای خونواده رو نمیگیره که..

    در بیرون هم بسیار با وقار هستم و معمولا به چشم پسران نگاه نمیکنم که دلیلش همان خود زشت انگاری است.

    چیکار کنم دوستان ؟


    موضوعات مرتبط :
    خودسازی در دختران

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۳۹ نظر
    • ۱۸۸۱ بازدید
    • يكشنبه ۱۹ دی ۹۵ - ۲۲:۴۰

    دیگه نمی تونم به خاطر اینکه دیگران رو نگه دارم فیلم بازی کنم

    سلام به بچه های خانواده برتر 

    یه مشکلی دارم که هیچوقت نمی تونم اونو با کسی در میون بذارم . چون میترسم طرف مقابلم فکر کنه آدم خیلی مغرور  و خودشیفته ای هستم و قصد تحقیر دیگران رو دارم. ولی من واقعا این قصد رو ندارم.

    اما این موضوع الان چند ماهیه که داره بدجور آزارم میده. به ذهنم رسید بیام اینجا مشکلمو بگم . چون هم بچه ها ماشالا درک بالایی دارن. هم منو نمیبینن و در نتیجه حرفام رو به حساب غرور و خودشیفتگی نمیذارن .

    من همیشه یه آدمی بودم که به مطالعه و بحث و گفتگو تو زمینه های مختلف ( علوم انسانی، تجربی و ... ) علاقه مند بودم و همیشه دلم می خواست تو جمع آدم هایی باشم که از این نظر شبیه خودم هستن. تا هم بتونم از تجربیاتشون استفاده کنم هم لذت ببرم از بودن باهاشون .

    من خیلی فضولم .دوست دارم تو هر مبحثی سرک بکشم و در مورد هر موضوعی کتاب بخونم و بعد چیزایی که یاد گرفتمو با چند نفر عین خودم در میون بذارم و نظرات اونا رو هم بدونم. اگه جایی چالشی ایجاد شد بحث کنیم تا به یه نتیجه برسیم. عاشق بحث جدی ام.

    پژوهشم دوست دارم. دوست ندارم فقط نوشته های بقیه رو بخونم. دوست دارم خودمم یه چیزایی رو تحقیق کنم. ولی متاسفانه ادمای دور و برم اصلا  شبیه من نیستن و حوصله این چیزا رو ندارن .

    فرق نداره چه تو جمع دوستای صمیمی ام باشم چه  با همکلاسی ها و همکارام و خانواده ام ، همیشه مجبورم خودمو با اونا وفق بدم و در مورد مطالبی صحبت کنم که اونا هم دوست داشته باشن .

    مثلا من هر وقت تو جمع همکلاسیامم باید در مورد شوهر و خواستگار حرف بزنم! یا با دوست صمیمی ام که حرف میزنم باید در مورد جدید ترین مدل کفش! کیف! لباس عروس  و ... صحبت بشه ( این موضوعات اصلا مورد علاقه من نیست.) منم خب آدم اجتماعی بوده ام و هستم . همیشه چون دوست نداشتم تنها بمونم سعی کردم خودمو همرنگ جماعت کنم.

    مثلا وقتی دوستم می اومد در  مورد مدل کفش حرف میزنه منم باهاش همکلام میشدم ( منظورم اینه که خودمو از بقیه جدا نمیکردم ) ولی الان چند وقتیه که دیگه مثله سابق نیستم . دیگه نمی تونم فیلم بازی کنم فقط به خاطر اینکه دیگران رو نگه دارم برا خودم .

    تازگیا با خیلیا بحثم میشه. از چند نفر شنیدم که میگن عوض شدی و اخلاقت رو اعصابمونه و مدام سر هر موضوع کوچیک و بزرگی بحث میکنی با بقیه .

    دلم می خواد تو جمعی باشم که مثل خودم باشن.که درکم کنن و من باهاشون حال کنم .که بتونم خود واقعی ام باشم . دیگه خسته شدم از بس تو هر جمعی احساس تنهایی کردم :(

    (البته بگم چند نفری هم بودن که  لنگه خودم بودن که بنا به دلایلی نشد باهاشون بمونم : یکیش چند تا از دوستام بودن که واسه ادامه تحصیل رفتن شهرای دیگه ، یکیش همکلاسیم بود که چون جنس مخالف بود نمیشد باهاش خیلی صمیمی بشم ، یه استادام هم بود که چون سرش شلوغه من نمیتونم مزاحمش بشم)

    حالا شما بگین ، ایراد از منه ؟ باید برم پیش روانشناس ؟ ، آیا جایی هست که بتونم توش لنگه خودمو پیدا کنم؟ جایی هست که بشه توش احساس تنهایی نکرد ؟

    هر چی به ذهنتون میاد بهم بگین مرسی:♥


    موضوعات مرتبط :
    خودسازی در دختران

  • ۳ موافق ۰ مخالف
  • ۶۲ نظر
    • ۱۰۵۰ بازدید
    • يكشنبه ۱۹ دی ۹۵ - ۲۲:۲۵

    خواستگارم در مورد انجام کارها زیاد بلوف میزنه

    سلام

    من یه سوال دارم که ممنون میشم در خانواده برتر مطرح بشه.

    خواستگاری دارم که در حال آشنایی هستیم. این آقا زیاد بلوف میزنه. دروغ نمیگه اما در مورد انجام کارها زیاد بلوف میزنه. میگه این کار رو میکنم. اون کار رو میکنم. کارهایی که از توانش خارجه.

    تا جایی که من نسبت به هر وعده یا حرفی که در مورد آینده میزنه بی اعتماد شدم. میخواستم بدونم همه پسرها در ابتدای آشنایی اینجوری هستن؟ از کجا بدونم میخواد نظر من رو جلب کنه یا عادتشه؟ بعد این عادت در زندگی مشترک چه مشکلاتی میتونه به همراه داشته باشه.

    ممنونم میشم پاسخ بدید.


    موضوعات مرتبط :
    مشورت در ازدواج خانم ها رفتارشناسی پسران برای ازدواج

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۱۸ نظر
    • ۷۹۵ بازدید
    • يكشنبه ۱۹ دی ۹۵ - ۲۲:۱۰

    بعد از اون، دیگه هیچ دختری به دلم نمیشینه!

    با سلام و خسته نباشید

    پسری 31 ساله هستم و مجرد ، تو سن 21 سالگی عاشق دختری شدم و خیلی دوسش داشتم من با اون زندگیمو پایه گذاری کردم و تمام احساستمو به پاش گذاشتم اما اون به من خیانت کرد و ولم کرد و رفت دنبال زندگیش .

    نزدیک به 3 سال با هم دوست بودیم و قرار بود من برم خواستگاریش اما اون بعد 3 سال با کس دیگه ای دوست شد و رفت .

    حالا که چندین سال از اون ماجرا گذشته من دیگه اون ادم سابق نیستم ! وقتی عاشقش شدم همه احساسمو به پاش گذاشتم با تمام وجودم دوسش داشتمو دارم . اون ازدواج کرده ولی هنوزم تو فکرشم حتی هیچ نشونه ای ازش جز اینستاگرامش ندارم ولی با این که میدونم بدردم نمیخوره ولی نتونستم با این همه سال فراموشش کنم .

    حتی برای فرار خواستم با کسی دوست شم اما نتونستم من میدونم و قدر خودمو میدونم ، تو زندگی خیلی چیزا دارم ولی خیلی برام گرون تموم شد چون ولم کرد . مسئله اینه که دیگه هیچ دختری به دلم نمیشینه! دخترایی که خیلی خوب هستن زیبا هستن اما مدام قیافه اون جلو چشممه

    اون داره برای خودش شاد زندگی میکنه ولی این منم که این همه  سال افسرده شدم و نتونستم فراموشش کنم .

    تو سنی نیستم که بگم میخوام خودمو بکشم ولی واقعا زندگی برام از مرگ بدتره ! هیچ چیزی شادم نمیکنه . خانوادمم مدام اصرار به ازدواج میکنند ولی من نمیتونم داستانو بهشون بگم چون خجالت میکشم کاریه که شده! کاش هیچ وقت اینجوری نمیشد اما من چه بلایی به سرم میاد ؟

    چقدر مجرد بمونم ؟ ازدواجی هم که از همسرم لذت نبرم و به فکر دیگری باشم اصلا درست نیست! اونقدر وجدان دارم زندگی دختری رو به گند نکشم اما حال من چرا خوب نمیشه؟

    دوستان اول اینکه برام دعا کنید ثانیا اینکه بهم راهکار بدید من چی کار کنم؟ من یه بیمارم! یه بیماری که زندگیش به بن بست رسیده!

    هیچ چیزی خوشحالم نمیکنه از ته قلب ! همه شب و روز زندگیم فکر کردن به اون دختره! حتی وقتایی که تو بیمارستانم .

    مدام به اون دختر فکر میکنم! قطعا اگه به شماها اون دخترو نشون بدم خیلیاتون میگید بخاطر این ؟ ولی خودتون بهتر میدونید از دید من دیگه بهتر از اون خوش قیافه تر ، با حال و شیطون تر و با سلیقه تر از اون پیدا نمیشه! کاش میمردم و زندگی تموم میشد! واقعا حال بدی دارم

    خواهش میکنم با تمام وجودتون منو راهنمایی کنید! کمکم کنید شاید حرفی منو اروم کرد و شاید راهی باعث شد زندگیم درست شه

    ممنونم


    موضوعات مرتبط :
    مشورت در ازدواج آقایان فراموش کردن عشق قبلی

  • ۰ موافق ۱ مخالف
  • ۳۳۲ نظر
    • ۸۴۷۲ بازدید
    • شنبه ۱۸ دی ۹۵ - ۲۲:۲۰

    عاشق خصوصیات باطنی خواستگارم هستم ولی ظاهرش ...

    سلام

    من دختر هستم 20 سالمه . خواستگاری دارم 26 ساله. که از نظر ثبات شخصیت ، مهربانی ، علاقه به من ، خانواده داری ، با هوشی ، اهل  کار و سختی  ، تعادل رفتاری  و ... در حد عالی قرار داره .

    وقتی با اون صحبت میکنم تلفنی یا چت  دوست ندارم خدافظی کنم ، اینقدر که علاقه مندم . از تیکه کلام هاشون و مدل شوخی ها و صحبت ها  در عین ادب لذت میبرم . عکس هاشونو دیدم خیلی معمولی لباس میپوشند و ساده . قد متوسط دارند 8-9 سانت از من بلند ترند ولی چون استخون بندی درشتی ندارند هیکلی نیستند . من با قد متوسطم هیکلم خوبه . چهرم معمولی.

    یه بار حضوری دیدمشون . هیچ میل و اشتیاقی در دیدن چهره یا خودشون کلا نداشتم .!  انگار که خورده باشه تو ذوقم .

    چهرش زیبایی نداره  و من هم دنبال شوهر زیبا نیستم . ولی دوست داشتم حداقل هیکل ورزشکاری داشته باشه حتی با همین قد متوسط . یا اینکه از نظر پوشش بیشتر اهمیت بده . ولی نمیتونم از دیگر خصوصیات باطنی اش بگذرم . عاشق خصوصیات باطنی اش هستم . ولی نمیشه که پشت تلفن با کسی زندگی کرد !

    چه کار کنم ؟


    موضوعات مرتبط :
    مشورت در ازدواج خانم ها

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۶۸ نظر
    • ۱۷۶۵ بازدید
    • شنبه ۱۸ دی ۹۵ - ۲۲:۱۵

    می ترسم بعد از طلاق هیچ وقت نتونم ازدواج خوبی داشته باشم

    سلام 

    من یه دختر 25 ساله ام که دو ساله عقدم. خیلی تلاش کردم کارم به جدایی نکشه ولی فایده نداشت دارم جدا میشم .

    می خواهم بدونم نظر پسرها در مورد دختری که تو عقد جدا شده و از شناسنامه اش اسم  همسر قبلی پاک شده چیه ؟ یعنی حاضرند با همچین دختری ازدواج کنند ؟ دختر رابطه کامل نداشته ، پسرهایی که تو عقد جدا شدند ترجیح میدن با دختری که مثل خودشون جدا شده ازدواج کنند یا با یه دختر مجرد ؟ پسرهایی مجرد سراغ همچین دخترهایی برای ازدواج میرند؟

    تو اطراف خودتون چقدر دیدید که یه دختر بعد همچین مشکلی خوشبخت شه ؟ من می ترسم بعد طلاق هیچ وقت نتونم ازدواج خوبی داشته باشم . همسرم در  ظاهر شخصیت معقولی داره بنابراین مردم نمی فهمند من چقدر اذیت شدم . من تصمیم بر طلاق ، توسط مرکز مشاوره تایید شده


    موضوعات مرتبط :
    ازدواج زنان مطلقه یا بیوه رفتارشناسی پسران برای ازدواج

  • ۰ موافق ۱ مخالف
  • ۶۶ نظر
    • ۱۹۲۲ بازدید
    • جمعه ۱۷ دی ۹۵ - ۲۲:۳۰

    در مدت معارفه ازدواج ، دختران باید خودشون رو مشتاق نشون بدن یا مغرور؟

    سلام و عرض ادب خدمت کاربران گرامی

    من یک سوال داشتم راجع به اینکه در مراسم دخترا چجوری رفتار کنند ؟

    قضیه من از این قراره که 3 تا آقا پسر تا حالا به من معرفی شدن در طول یکسال با فاصله ی سه چهار ماه ، اون اول کار خیلی شور و شوق داشتن و نشون میدادن که شرایط من رو از هر نظر برای ازدواج قبول دارند ولی بعد از یک ماه به دو دلیل میرفتن. به خودم میگم حتما رفتار من ایرادی داره.

    میدونید من در طی این مدت معارفه نشون میدادم که راضی هستم،شاید فکر کردن از من سرتر هستن ،در صورتی که شرایط تحصیلی و مالی یکسان بود،نمیدونم .

    اگه میشه آقایون بگن چه چیزی باعث میشه انقدر راحت اون شور و شوق اولیه از بین بره، از چه چیزی دلسرد میشن ؟

    در مدت معارفه باید خودمون رو مشتاق نشون بدیم یا مغرور ؟

    واقعا ناراحت میشم از این رفتارشون


    موضوعات مرتبط :
    رفتارشناسی پسران برای ازدواج

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۴۰ نظر
    • ۱۵۹۴ بازدید
    • جمعه ۱۷ دی ۹۵ - ۲۲:۱۰

    تازه عقد کردم متاسفانه شوهرم تو هیچ موردی نظر منو نمیپرسه

    سلام

    لطفا منو راهنمایی کنید .

    من ۲۳ سالمه و نامزدم ۳۴ . ما چند ماهه عقد کردیم متاسفانه نامزدم تو هیچ موردی  نظر منو نمیپرسه ، مثلا بدون اینکه من بدونم رفته خونه گرفته حتی نمیدونم چند متره ، اصلا کجاس این خونه، کلا مرموزانه رفتار میکنه من نه میدونم چقدر حقوق میگیره نه میدونم با پولاش چیکار میکنه و نه میدونم چقدر پس انداز داره، حتی کوچکترین چیزا رو ازم پنهون میکنه .

    مثلا میگه دارم میرم فلان جا منم که دلیلشو میپرسم جوابمو نمیده همین باعث شده نسبت بهش دلسرد بشم و فکر کنم براش غریبه ام، من از یکی از بستگانش فهمیدم که خونه خریده وقتی به اون گفتم من در جریان نیستم تعجب کرد، اعتماد به نفسمو ازم گرفته همیشه میگه قبل از اینکه حرف بزنی فکر کن اینکارو بکن اون کارو نکن .

    با اینکه منو تو فامیل به عنوان یه دختر عاقل و با فهم و شعور میشناسن ولی نامزدم جوری رفتار میکنه که انگار اون همه چی رو میدونه و من نفهمم، چون نمیتونم این حرفا رو بهش بگم میریزم تو خودم و همین باعث شده عصبی و زود رنج بشم با کوچکترین حرفی گریم میگیره .

    واقعا دست خودم نیست از وقتی نامزد شدم روح و روانم مریض شده حتی یک بار هم نشده ازم تعریف کنه ، تو جمع و وقتی پیش اونم میترسم حرف بزنم که نکنه حرف نسنجیده ای بزنم و ناراحتش کنم .

    خانواده اش هم بدتر از خودشن خودشونو از همه بالاتر و بهتر میدونن  اینم بگم از لحاظ مالی ما از اونا بهتریم . از لحاظ ظاهر و قیافه هم همه پیش خودش میگن خانومت از خودت سرتره ولی بازم....

    به نظر شما من چیکار کنم یه راه حل بگید واقعا داغونم احساس میکنم ازم راضی نیست.

    ممنون 


    موضوعات مرتبط :
    مسائل رفتاری دوران عقد

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۵۱ نظر
    • ۱۶۰۸ بازدید
    • پنجشنبه ۱۶ دی ۹۵ - ۲۲:۱۵

    برو بالا