خانواده برتر

انتخاب همسر و مسائل خواستگاری، مسائل دوران عقد، مسائل زناشویی، تربیت فرزند ، تبلیغ رایگان مشاغل نو پا، مسائل زنان ، ارتباط با خانواده، مسائل اعتقادی


۵۴ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «اسماعیل ##» ثبت شده است

چطور با یه آدم منزوی معاشرت کنم

سلام

بی مقدمه و حاشیه شروع میکنم . من یه دختر ۱۷  ساله هستم و اولش هم اینو بگم که اهل هیچ نوع رابطه با جنس مخالف نیستم و سوالم کلا بحث متفاوتیه .

من حدودا یه ساله که توجه خاصی به یکی از دانش اموزان مدرسه مون دارم و چند ماه قبل بهش گفتم که خیلی دوسشون دارم و میخوام باهاشون صمیمی تر بشم ...

ولی داستان من خیلی پیچیده تر شد ... اون دختر یه ادم منزویه و خیلی اهل معاشرت  نیست . اولش بهم توجه کرد و خیلی با هم خوب بودیم ساعت مطالعه مون رو بهم میگیم ....
ما فقط به شکل sms ارتباط داشتیم و من اصرار داشتم تو مدرسه با هم صحبت کنیم و با هم درس بخونیم ... با هم حرف بزنیم اما اون از دور فقط نگام کرد و اصلا نمیتونیم با هم حرف بزنیم ... . تازگیا هم اصلا جوابم رو نمیده  ...  اینم بگم اون خیلی ادم عجیبیه و کلا سختی زیادی کشیده و پدر و مادرش جداشدن و ...

لطفا توجه کنین که من نگفتم ناراحتم یا ... من فقط میخوام بدونم چیکار کنم ؟

موضوعات مرتبط: خودسازی در دختران ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۱۶ نظر
    • تعداد نمایش : ۵۹۵
    • پنجشنبه ۷ بهمن ۹۵ - ۲۲:۴۰

    عشق وجود نداره، چون انسان ها در طول زندگی بارها عاشق میشن

    سلام

    به من کمک کنید ببینید طرز تفکرم درسته یا نه ،‌فقط یه شرط وجود داره ؛ از تعارف کردن و رودربایسی داشتن و شعار دادن پرهیز کنید .

    درباره عشق
    به نظر من عشق وجود نداره ،‌انسان ها فقط برای نیاز هاشون با یکدیگر ازدواج میکنن ،‌ و در طول زندگی بار ها عاشق بقیه میشن ،‌بر فرض مثال من پسری جذاب و پولدار و خوش اخلاق هستم ،‌میرم خواستگاری خانومیو اون خانوم به من جواب مثبت میده ،‌ بعد از یه مدت یه مرد جذاب تَر و پولدار تَر با اخلاقی مشابه در مسیر خانوم من قرار میگیره .
    خانوم من تو دلش چی میگه ؟ میگه وای نگاش کن چه جذابه  ؟ و اگه به عقب بر گردیم و اون اقا و من هم زمان از خانوم خواستگاری کنیم ، همسر من به او جواب مثبت میده .ببینید ، بیایید واقعیات رو بپذیریم .
    مثلا شما خانوم خواننده پست، فرد دوست داشتنیت ، فلان بازیگر یا فلان خواننده هستند ،‌انصافا این ها رو بیشتر دوس داری یا شوهرت رو ؟
    اگه به عقب برگردیم، به شوهرت جواب مثبت میدی یا اونا ( در صورت خواستگاری اون افراد )
    یا در مورد مرد ها ،‌کافیه یک خانوم زیبا تَر ببینند......
    نتیجه گیری :
    من به شخصه نسبت به همه مردم بد بینم ، مرد و زن هم نداره و جز مادرم به هیچ کس اعتماد ندارم، انسان ها فقط برای ارضای نیاز هاشون ازدواج میکنن ، اگر ادعا میکنند عاشق همسرشون هستن (هستید) پس چرا پس از مرگ همسرشون (همسرتون) به دنبال ازدواج مجدد میرن ؟( میرید )؟انسان ها دنبال بهترین اندو هیچ گاه به همسرشون قانع نمیشن ،‌ فقط مجبورن همسرشون رو بپذیرنوگرنه همیشه حسرت افراد بهتر رو میخورن مخصوصا خانوم ها .
    "
    💙حامد💙 "
    موضوعات مرتبط: مطالب کاربران ,

  • ۰ موافق ۱ مخالف
  • ۷۶ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۵۳۹
    • پنجشنبه ۷ بهمن ۹۵ - ۲۲:۱۵

    چکار کنیم که به چشم بیایم ؟

    سلام

    خیلی از ماها زیبایی های و جذابیت های داریم از از اون ها غافلیم اما در کمال تعجب می بینیم یه سری افراد چطوری با همین امکانات ما تبدیل به یه آدم نمونه شدن .

    سوالم اینه هر کدام از کاربرهای اینجا چه کاری می کنه که شخصیت آراسته تر و خوش تیپ تری داشته باشه چکار کنیم که به چشم بیایم ؟

    خیلی از پست ها رو که می خونم طرف میاد مشاوره میده میگه به خودت برس ؟ چطور ؟ مسئله اینجاست  . شما چطور به خودتون می رسید و آراسته تر و زیباتر به نظر میاد و شاید هم بهتر بگم چطور رفتار می کنید که دیگران رو جذب می کنید ؟

    خواهشا بیایم مردانه و زنانش نکنیم تا همه بتونند از این پست استفاده کنند . اگر مایل بودید از کارهای که انجام میدادید اما فهمیدید دیگه نباید اون کارها رو انجام بدید و علت انجام ندادن یه سری از کارهاتون چی بوده ؟

    بنظرم اینجوری بهتر می تونیم به هم کمک کنیم چه کارهای رو من انجام میدم تا بهتر باشم
    از همکاری همه دوستان تشکر می کنم بیایم به هم کمک کنیم و از دانسته های خودمون و راه حل هامون صحبت کنیم  .

    موضوعات مرتبط: خودسازی در دختران , خودسازی در پسران ,

  • ۲ موافق ۰ مخالف
  • ۴۹ نظر
    • تعداد نمایش : ۲۰۴۵
    • سه شنبه ۵ بهمن ۹۵ - ۲۲:۳۰

    باطنم یه چیز دیگه ست اما ظاهرم یه چیز دیگه میگه

    سلام به همه ی دوستان امیدوارم حالتون خوب باشه
    دختری هستم 2* ساله و دانشجوی پزشکی. با اینکه سال چهارم دانشگاهم ولی حس میکنم از لحاظ رفتاری و اعتقادی توی اجتماع خیلی با دخترای همسنم ( دهه هفتادیا ) فرق میکنم گرچه توی ظاهر مثل اونام. حتی در حدی که اگه من رو ببینید فکر میکنید از این دخترای اهل دوستی هستم. موهامو بیرون میریزم و ارایش میکنم. توی لباس پوشیدن هم بسیار روی مد هستم و به گفته ی بقیه خوش پوش و امروزی پوش. اما مساله اینجاست که...
    راستش شما من رو نمیشناسید و برای همینه که دارم اینجا اقرار میکنم. بذارید از اول بگم...
    . از راهنمایی تو مدرسه تیزهوشان بودم و همش مشغول درس. الانم که دانشجوی پزشکی هستم و وضعم بدتره و همش سرم تو کتابه. خودم رو بسیار آدم معتقدی میدونستم و الانم تو بعضی اعتقاداتم به شدت سختگیر هستم مخصوصا روابط با جنس مخالف.
    همیشه حجاب رو دوست داشتم و حتی دلم میخواست چادری باشم.راهنمایی که بودم با خدا خیلی رفیق بودم و حتی شبا با وضو میخوابیدم.تا اینکه یه اتفاقی برای پوستم افتاد و به دلایلی پر از جوش شد و نتونستم جلوشونو بگیرم. تا اینکه تو سن 18 سالگی شدم یه دختر با پوستی افتضاح و خیلی زشت شدم! به طوریکه بدون کرم پودر حتی نمیتونستم بیرون برم.بعد مدتی حتی روی پوستم وسواس گرفتم و هر جا صبحت از جوش پوست میشد حالم بد میشد و اونجا رو ترک میکردم و کلی گریه میکردم ( تاثیر روانی بدی روم گذاشته بود که هنوزم تاثیرش هست).
    موضوعات مرتبط: خودسازی در دختران ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۴۳ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۵۰۶
    • سه شنبه ۵ بهمن ۹۵ - ۲۲:۲۵

    چطوری خودمو دوست داشته باشم وقتی ذهنم از بچگی پر از افکار غلطه

    سلام دوستان خانواده ی برتر ..

    سوالمو مطرح میکنم ان شاء الله که با نظرای خوبتون راهنماییم کنید..

    من دختر هستم هجده سالمه از بچگی کم رو و خجالتی بودم تو محیط های شلوغ نمیتونستم زیاد بمونم فقط محیط های دوستانه..

    چند سالی هم هست دوست یابیم ضعیف شده یا دوستایی که پیدا کردم منو برای هوش بالام میخواستن که فقط یا بهشون درس یاد بدم یا تقلب برسونم یا کلا به هدفاشون برسونم که ( هدف منظورم خواسته هایی که دارن مثلا بعضیا دوست دارن برن پاساژ این ور و اونور به قول خودشون خوشگذرونی و خانوادشون اجازه نمیده تنها برن ) میخواستن با هم بریم .منم که طرز فکرم متفاوته و سر یک مدرسه عوض کردن دوستی مون به کل نابود شد !

    یه دونه دوست خوب تا الان نداشتم راستی اینم بگم اعتماد بنفسم متوسطه ولی اضطرابم بالاست و قرص استرس میخورم این باعث شده فکر کنم ادم شایسته ای نیستم در صورتی که واقعا شاگرد اول خانواده ی تحصیل کرده محجبه هستم و مشکل خاصی نداریم .

    توی سایت خوندم عده ای از خواهران خود زشت پندارن ... منم متاسفانه دلیل اصلی ناراحتیم و این که شاید عقب تر باشم تو مسایل اجتماعیم و این میدونم.. دارو درمانی هم شدم موثر نبوده روانشناسم رفتم.خودمو دوست ندارم .

    چیکار باید بکنم؟پسری هم خواستگارمه پسندیدمش اصلا نمیدونه این فکرا تو سرمه و ممکنه واسه این همه چیو تموم کنم .

    الان نا امیدم فقط خداست که نگهم داشته . تو رو خدا اگر راهکاری میدونید بگید سنی نیستم که انقد عذاب فکری داشته باشم... منی که انقد خدا پیغمبر حالیمه اهل چله و... اینا چرا باید اوضاعم این باشه. من که در و دیوار اتاقم پر آیه قرآن و آرامشه...

    موضوعات مرتبط: خودسازی در دختران ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۲۰ نظر
    • تعداد نمایش : ۵۸۵
    • پنجشنبه ۳۰ دی ۹۵ - ۲۲:۳۵

    شاید بابت سادگیم کسی منو نمیخواد

    سلام و وقت بخیر  خدمت همه دوستان

    دختری 24 ساله ام الان مشکل افسردگی دارم . مشکلات زندگی من خیلی پیچیده است و عجیب و غریب ، همیشه با خودم مشکل داشتم و با خودم درگیرم خودم رو باور ندارم .

    معمولا هیچ وقت اطرافیانم بازخورد خوبی بهم نمیدن با اینکه سعی در خوش رویی و خوش اخلاقی دارم من در شهر اصفهان زندگی می کنم .

    خیلی اعتماد به نفسم کمه خیلی از نظر ظاهرم خوبه چهرم اما هیچ وقت کسی منو آدم حساب نکرد این باعث شده نتونم اعتماد به نفس داشته باشم . این روزا مثلا جایی میرم میگم چرا اینکارو کردم چرا اینجوری کردم هی اینا میاد تو ذهنم یا مثلا من مد نظر اون افراد  از نظر اخلاقی یا ظاهری چطور بودم اینا تو ذهنم رژه میره تهش هم دید مثبتی به خودم ندارم چون بازخوردا منفی بوده .

    هیچ موقع نشد کسی تو زندگیم دوسم داشته باشه نمی دونم زندگی این روزای مردم همه اینطوریه یا زندگی من . یه چیزی رو خیلی ها بهم گفتن میگن ساده و دل پاکی ، من از کلمه ساده بدم میاد و همین باعث احساس بدی به خودم شده .

    شاید بابت سادگی کسی منو نمیخواد ولی آخه چکار کنم شخصیتمه نمی دونم چطور تغییر بدم خودمو چطور منم هفت خط بشم ؟ من خیلی تنهام دلم گرفته از این همه بی مهری از این همه سختی ، کاش شما بتونید کمکم کنید

    موضوعات مرتبط: خودسازی در دختران ,

  • ۱ موافق ۱ مخالف
  • ۲۰ نظر
    • تعداد نمایش : ۸۱۱
    • پنجشنبه ۳۰ دی ۹۵ - ۲۲:۲۵

    هر کاری میکنم دخلم به خرجم نمیرسه

    سلام دوستان
    مشکل من اینه  هر کاری میکنم دخلم به خرجم نمیرسه یعنی آخرای ماه یه جورایی کم میارم . حالا نمیدونم درآمد مون کمه یا من صرفه جویی بلد نیستم و زیاد خرج میکنم...
    خواستم بببنم شما دوستان در ماه چقد هزینه زندگیتونه البته به جز قسطو وام در کل میانگین هزینه یک ماه شما چقدر میشه ؟
    مجردا هم میتونن نظر بدن هزینه زندگی پدر مادراشونو بگن
    مچکرم
    موضوعات مرتبط: اقتصاد خانواده ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۲۳ نظر
    • تعداد نمایش : ۹۳۸
    • پنجشنبه ۳۰ دی ۹۵ - ۲۲:۰۵

    تحمل خونه مون برام سخته، میخوام از توقعات خانواده م فرار کنم

    سلام

    تحمل خونه مون برام سخته ، از خونه مون فراری شدم... میخوام هر جا باشم به جز خونه مون... دلم میخواد شب ها هم برم سرکار فقط خسته برا خواب برسم خونه... شاید بعدها حسرت خونه پدریم و بخورم اما الان برام غیر قابل تحمل شده...

    نمیتونم تحمل کنم ازدواجم نمیخوام بکنم ...دوس دارم همه فکر کنن مرده ام ، کاری به کارم نداشته باشن... از صبح برم سر کار تا شب... شب هم بخوابم .

    ولی یه دختر نمیتونه شب ها کار کنه... میخوام از توقعات خانواده م فرار کنم... من بین ۲۰ تا ۲۵ سالمه نمیدونم چرا اینجا مطرح کردم ... بحث یکی دو روز نیست چند سالی میشه که این وضع منه

    موضوعات مرتبط: خودسازی در دختران ,

  • ۰ موافق ۱ مخالف
  • ۱۳ نظر
    • تعداد نمایش : ۵۵۰
    • دوشنبه ۲۷ دی ۹۵ - ۲۲:۱۵

    من چه واسه خدا نماز بخونم چه گناه کنم براش فرقی نداره

    سلام

    من تصمیم گرفتم با خدا کاری نداشته باشم ، البته اگه خدایی وجود داشته باشه ،‌نماز میخوندم ، مسجد میرفتم ، قرآن میخوندم ، میگفتم خدا کمکم میکنه . من اصلا واسه اینکه خدا کمکم کنه این کارها رو میکردم ولی از همون 8 سالگیم ما رو زیر دستو پای بقیه خرد و تحقیر کرد به خاطر کاری که نکرده بودم و به من ربطی نداشت  آش نخورده دهن سوخته ، دیگه صبرم تموم شده دیگه از امروز نماز و خدا و همه اینا رو میخوام بذارم کنار . من با اینکه هیچ کاری نکردم ولی آینده و زندگی و ازدواج و ... باید با خودم به گور ببرم .

    ما که اینهمه به خدا اهمیت میدادیم خدا  زد داغونمون کرد  . اونم واسه کاری که ربطی به من نداشته ، یعنی من خودم توش مقصر نبودم  ( طلاق پدر و مادر )  اصلا حالم از این زندگی بهم میخوره . من چه واسه خدا نماز بخونم چه گناه کنم واسش فرقی نداره اصلا کاری به من نداره تو تمام مراحل زندگی ما رو ناکام گذاشت کسی که هیچ کاری واسه ادم نمیکنه ، همون روزی 5 دقیقه هم نباید نماز بخونم چون فایده ای نداره . فقط اومدم اینا رو بنویسم دلم اروم بگیره همین .

    موضوعات مرتبط: مسائل اعتقادی ,

  • ۱ موافق ۲ مخالف
  • ۶۹ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۰۹۶
    • يكشنبه ۲۶ دی ۹۵ - ۲۲:۲۰

    مدرک گرفتن دختران باعث میشه توقعات شون بالا بره ؟

    سلام به همه دختر پسرای خانواده برتری

    امروز تو دانشگاه بحث بیشتر بودن دخترا شد که تعدادشون از ما پسرا زیادتره ،‌یکی گفت اینا مدرک گرفتنشون فقط باعث میشه توقعاتشون بره بالا و ازدواج ها به تاخیر بیوفته ،‌یعنی دنبال یه پسر با مدرک بالا هستن .

    بحث به این نتیجه رسید که دخترا تا زیر 30 سال توقعاتشون خیلی بالاست و ازدواج با هر کسی نمیکنند حتی پسره اگه همه چیش خوب باشه ولی دانشجو باشه قبول نمیکنن .

    انقدر خواستگار رد میکنن تا وقتی که 30 سال رو رد کردن دیگه چون خواستگارا کم میشه اولین نفر رو قبول میکنن . البته من خودمم تو جامعه و اطرافیانم اینطوری زیاد دیدم ،‌میخواستم یه بحثی کنیم در این مورد .

    دوستان نظرات خودشون رو بفرستن ،‌میخوایم به یه نتیجه ای برسیم چون این مورد یکی از دلایل بالا رفتن سن ازدواج هستش .

    ممنون از همگی

    موضوعات مرتبط: رفتارشناسی دختران برای ازدواج ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۱۰۱ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۹۹۰
    • جمعه ۲۴ دی ۹۵ - ۲۲:۳۰

    برو بالا