خانواده برتر

انتخاب همسر و مسائل خواستگاری، مسائل دوران عقد، مسائل زناشویی، تربیت فرزند ، تبلیغ رایگان مشاغل نو پا، مسائل زنان ، ارتباط با خانواده، مسائل اعتقادی


۲۳ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «آسمان آبی متاهل» ثبت شده است

بارداری یا ادامه تحصیل ، کدوم مقدم تره ؟

با سلام

لطفا تا جایی که میشه جواب سوالم رو فقط با نظر شخصی نگین اگه منطقی باشه بهتره.

من 20 سالمه و حدود 6 ماهه با پسر عموم که یک سال از من بزرگتره عروسی کردیم. من دانشجوی ترم 3 مامایی هستم و برای کار و ادامه تحصیل تصمیم قطعی دارم.

شوهرمم خیلی حمایت و تشویقم میکنه. چند روزیه مادرم پیشنهاد دادن که بچه دار بشیم. دلیلشونم اینه که من بعد از گرفتن لیسانس یا میخوام برم سراغ کار یا واسه ارشد بخونم خب طبیعتا اون موقع خیلی کارم نسبت به الان بیشتر میشه و اصلا وقت باردار شدن ندارم.

ایشون میگن اگه الان بچه دار شیم تا اون موقع یکی دو ساله شده و راحت تر میشه ازش نگهداری کرد مثلا میشه سپردش به خود مادرم. همینطور میگن اگه اون موقع بچه بیاری و نتونی بهش رسیدگی کامل کنی همه میگن بچه واجب تر از درس و کاره و مجبور میشی همه تلاشات رو رها کنی.

از طرفی دلم نمیخواد بهترین دوره سنی برای بارداری رو از دست بدم. اینم بگم که شوهرم مخالفن و میگن زوده. میگن درست که تموم شد نهایتا یه مدت میذاری کنار بچه دار میشیم بعد دوباره ادامه میدی همین حرفشون باعث شده من بیشتر حس کنم حرف مادرم حساب شدس چون ی جوریم برنامه ریزی کردن تو ذهنشون که بارداری و زایمان باعث بهم ریختن درس و دانشگاه نشه.

ولی هنوزم نمیدونم این کار درسته یا نه .

موضوعات مرتبط: بارداری و زایمان ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۲۳ نظر
    • تعداد نمایش : ۸۵۲
    • جمعه ۱۲ آذر ۹۵ - ۲۲:۴۵

    مجبورم نون خور اضافه بنظر بیام چون خواستگار مناسب ندارم

    سلام

    متاسفانه مواردی که برای ازدواجم به خواستگاری میان از هیچ لحاظ تا حالا مناسب نبودن. واقعا نبودن. منم شرایط خیلی خوبی دارم. چه خانوادگی چه تحصیلات و چه چهره و ظاهر. پرتوقع نیستم فقط بخود خدا اصلا یه کسایی میان خواستگاریم آدم گریش میگیره! حتی خود خانوادم میگن.

    مخصوصا از لحاظ اعتقادی خیلی باهام فاصله دارن.مثلا کوچکترینش اینه طرف اصولا دینو قبول نداره! مشروب براش عادیه،تارک صلاته.

    چند تا از کوچک تر از من توی فامیل ازدواج کردن و همین موضوع باعث شده من مستحق انواع متلک ها و تحقیر ها از جانب اقوام بشم.

    با اقوام میتونم یه جوری کنار بیام اما با اعضای خانوادم موندم چه کنم! هیچوقت توی عمرم تصور نمی کردم پدر و مادرم بخاطر زودتر خلاص شدن از شر من انقدر بهم بی حرمتی کنن... مدام حرمت پدر مادر بودنشونو نگه میدارم که نکنه توی روشون وایسم چیزی بگم بعدا پشیمون شم اما منم تحملم اندازه ای داره. بخدا قلب درد گرفتم موهام داره چند تا تارش سفید میشه.

    روم نمیشه اینجا بگم چه رفتارایی میکنن ...

    بخدا خسته شدم دیگه. من آدمم. فقط چون دختر هستم و اتفاقا از یه خانواده مذهبی که اجازه کار کردن هم هر جایی ندارم مجبورم نون خور اضافه بنظر بیام. گناه من چیه که تحت تکلف پدرمم ؟ مگه من جز خانوادم پناه دیگه ای دارم؟!

    آدم آویزون و ضعیفی نیستم. فقط قسمتم نشده تا حالا ازدواج کنم! از خلقتم داره حالم بهم میخوره. از دل شکستن های مادرم... از متلکاش ، توهیناش، تمسخراش، از اینکه میگه هم سن تو بودم دو تا بچه داشتم، از اینکه دیگه حاضره منو به یه پسری که سیکل داره از منم سه سال کوچیکتره و اوضاع اقتصادیش داغونه بده ...

    ۲۷ سالمه اما انگار ۴۷ ساله سربار شونم ! تو رو خدا بگید من چه خاکی به سرم بریزم زودتر گورمو از این خونه گم کنم ؟ کسی توی موقعیت من بوده دعایی توسلی چیزی کرده باشه زودتر ازدواج کرده باشه؟ بخدا انقدر چله گرفتم ( انواع دعاها و ختما ) داداشم دستم میندازه ...

    کمکم کنین ...

    موضوعات مرتبط: نداشتن خواستگار مناسب ,

  • ۱ موافق ۰ مخالف
  • ۵۳ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۷۱۳
    • جمعه ۱۲ آذر ۹۵ - ۲۲:۳۵

    تفاوت تحصیلی زیاد به زندگیمون لطمه میزنه ؟

    سلام

    دختری 31 ساله ام و مدرک کارشناسی دارم. با اینکه تا لحظه آخر خواستگارای زیادی داشتم ولی اصلا هیچکدوم جور نمیشد که وصلت کنیم تا بالاخره عقد کردم . حدود 1 ساله ، اونم با آقایی که مدرک پنجم ابتدایی داره. احساس پشیمونی میکنم از ازدواجم با ایشون مخصوصا وقتایی که حرفای ناشایست یا حرکات دور از انتظارم انجام میده.

    از نظر اخلاقی و ظاهری خوبه ولی هنوز نمی دونم این تفاوت تحصیلی به زندگیمون لطمه میزنه یا خیر . من که اصلا اهل فخر فروشی نیستم خودمو به رخش بکشم ولی گاهی خودش منو مسخره میکنه و میگه لیسانس خانه داری داری و از این حرفای ناشایست...

    به جای اینکه من اونو به سخره بگیرم اون منو تیر باران میکنه در حالیکه خودش ماشین و خونه نداره، سربازی نرفته، کار درست و حسابی هم نداره ، بیمه نداره. سابقه اعتیاد هم داشته.

    پس خودتونم متوجه شدید که توی خواب هم نمی دیده که با کسی مثل من ازدواج کنه . درسته با عشق و علاقه ازدواج کردم ولی این کاراش منو سرد کرده منو به طلاق و جدایی راهنمایی نکنید، راهکار بدید مغزم هنگ کرده

    موضوعات مرتبط: مشورت در ازدواج خانم ها ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۲۸ نظر
    • تعداد نمایش : ۷۸۷
    • جمعه ۱۲ آذر ۹۵ - ۲۲:۰۰

    عاقلانه و بدون علاقه بله گفتم، الان گاهی ازش متنفر میشم

    سلام
    دوستان من حدود یکسال پیش تصمیم گرفتم ازدواج کنم یه تصمیم یهویی عجولانه . فقط عاقلانه به این موضوع نگاه کردم و تا دیدم این خواستگار مناسبه گفتم اره . البته اینم بگم یه بار رد کردم باز گفتم برگردن جواب مثبت دادم! گفتم علاقه ام حتما بعد بوجود میاد . الان یکسال گذشته من حسم نسبت به این پسر کمتر شده بیشتر نشده حتی گاهی ازش متنفرم . ما نامزدیم ، نامزدیمونم طوریه که اصلا با هم رابطه و اینا نداریم . در حد تلفن کردن اونم ماهی یه بار؛ یا پی ام دادن چند شب یه بار .
    تازگی ها کمتر شده چون دیگه خودمم رغبت ندارم به پیام دادن . هر وقت خودش پیام بده جواب میدم اونم هفته ای یه بار یا دو بار پیام میده در حد چه خبر خوبین!!! همین!!!
    اصلا دوس ندارم باهاش صمیمی شم دوسش ندارم . دارم دیوونه میشم . نمیتونمم بهم بزنم مامانم اینا کوتاه نمیان میگن خودت خواستی . نمیدونم چیکار کنم ؟
    اینم بگم یکی از هم دانشگاهیام خیلی بهم علاقه پیدا کرد و تقاضای ازدواج و خواستگاری کرد که هر چی گفت بیام خواستگاری گفتم نه . کم کم بهش گفتم یکی منو نشون کرده و انگشتر برام اوردن . بازم گف اخرش تصمیم گیرنده ی اخر خودتی ، میتونی رد کنی و منو انتخاب کنی .
    اینم بگم خودم خیلی دوسش دارم حتی قبل از اینکه بهم پیشنهاد ازدواج بده ولی هیچوقت بروی خودم نیاوردم و خودمو بی احساس تشون دادم . از نظر قیافه و سطح زندگی و علاقه نسبت به نامزدم بهتره ! علاقه داره بهم منم دارم .
    ولی نمیدونم چیکار کنم ؟ نامزدمم خوبه ولی فقط بهش علاقه ندارم . مامانم اینا نمیذارن من بهم بزنم .
    خودم گفتم سه سال تحمل کنم درسم تموم شه بعدش تصمیم میگیرم با هر کی خواستم ازدواج میکنم چون اون موقع میتونم برم سرکار و دستم تو‌ جیب خودم باشه . ولی الان چون دانشگاه میرم وابسته هستم . درسمم طوریه که حتما سر کار میرم .
    اونوقت سه سال این بندگان خدا حیرون من باشن بده . مطمئنم همه ناراحت میشن . بخدا دارم دیوونه میشم . خودمم نمیدونم چی درسته چی غلط ؟ شما که از بیرون دارین میبینین بگین چیکار کنم ؟
    موضوعات مرتبط: مشورت در ازدواج خانم ها ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۳۸ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۴۴۷
    • پنجشنبه ۱۱ آذر ۹۵ - ۲۲:۴۵

    خانم های مذهبی چه زمان هایی برای شوهرشون آرایش میکنند ؟

    سلام

    من خودم مذهبی هستم ( پسرم) ، یه سوال داشتم از خانوم های مذهبی؛

    این خانوم ها که بیرون از خونه آرایش نمیکنن ( که صد البته کاره پسندیده ای هست ) داخل خونه هم که به خاطر نماز باید وضو گرفت، سوالم اینه که آیا این خانوم ها، جلوی شوهر تو روز های عادی ( نه فقط هنگام برقراری رابطه ) بدون آرایش هستن؟ یعنی لاک و آرایش صورت و اینا نمیکنن؟ فقط موقع رابطه جنسی آرایش میکنن ؟

    لطفا خانوم های متاهل بگن

    ممنون

    موضوعات مرتبط: مسائل پسران جوان ,

  • ۱ موافق ۰ مخالف
  • ۴۷ نظر
    • تعداد نمایش : ۲۲۹۶
    • پنجشنبه ۱۱ آذر ۹۵ - ۲۲:۲۵

    می ترسم با تحریک شدنم در دوران عقد آبروریزی بشه

    سلام
    آفا من پسری هستم، که خیلی زود تحریک میشم. به زودی قراره متاهل بشم. ما رسم داریم از همون روز اول عقد هفته ای یک بار یا دو بار کنار هم میخوام ( البته رابطه جنسی نه ) .

    ولی میدونم تا همسرم تو آغوش بگیرم سریع تحریک میشم و احتمالا انزال کنم. میخوام بدونم بایستی چیکار کرد ، اینجوری آبروریزی نشه. حالا اگه تو خونه خودتون باشی هیچ مشکلی نیستش، ولی اگه تو خونه مادر خانومت باشی چه باید کنی ؟

    موضوعات مرتبط: مسائل جنسی دوران عقد ,

  • ۲ موافق ۰ مخالف
  • ۳۷ نظر
    • تعداد نمایش : ۷۸۱۸
    • دوشنبه ۴ مرداد ۹۵ - ۲۱:۳۱

    در اولین دخول به مشکل برخوردیم

    سلام دوستان

    من  25 سال دارم و حدود یک هفنه هست که ازدواج کردم مشکلم در رابطه با خانومم هست ما با هم صحبت کردیم و قرار شد شب عروسی رابطه نداشته باشیم البته 80 درصدش به خاطر خانومم بود چون این چند روز تحت فشار بود و شبشم به دلیل خستگی اذیت میشد.

    فردا شبش که شروع کردم خانومم خیلی اذیت میشد بروز نمیداد و حتی جوری گریه میکرد که من نفهمم و فقط با بی قراری سرش رو به طرفین تکون میداد و حتی نمی گفت که اذیت میشه اون شب بی خیال شدم و شب بعدشم همینطور نمیدونم چیکار کنم .

    من خیلی دوسش دارم و از اینکه درد بکشه متنفرم و نمیتونم ببینم. دکتر هم که رفتیم گفت از بی حس کننده ها و ... نمیشه استفاده کرد و بدن خانومم واکنش نشون میده مثل یه جور حساسیت.

    آقایون متاهل لطفا با تجربیاتتون کمکم کنین ...


    مطالب مشابه :

    آلت بزرگ و اولین دخول واژنی

    آموزش اولین دخول در روابط زناشویی ( برای دامادها ) - بخش دوم

    آموزش اولین دخول در روابط زناشویی ( برای آقایان ) - بخش اول

    آیا عروس و داماد می تونن در یه مکان تاریک دخول اول رو انجام بدن ؟

    به غیر از دخول چطور از نامزدم لذت ببرم ؟

    برای اینکه دخول بدون درد باشه چیکار کنم؟

    یک ساله ازدواج کردم اما هنوز نتونستیم دخول انجام بدیم

    سوالات یه خانم تازه عقد کرده در مورد نعوظ، دخول و انزال


    موضوعات مرتبط: راهنمای زوج های جوان ,

  • ۲ موافق ۰ مخالف
  • ۱۹ نظر
    • تعداد نمایش : ۳۷۸۶
    • جمعه ۱ مرداد ۹۵ - ۲۱:۰۶

    برنامه ریزی برای زنان خانه دار

    سلام و خسته نباشید.
    من یه دختری ام که با تازکی عقد کردم و خانه دارم لیسانس نرم افزار دارم اما بیکارم و از شدت بیکاری نمیدونم چیکار کنم هدف ندارم و احساس میکنم روزام به بطالت میره.
    دوست دارم ی برنامه ریزی برای زنان خانه دار موفق برام بکنید در ضمن من زیاد به برنامه نویسی علاقه ندارم اما بازار کار طراحی وب خوبه به نظر شما میتونم با یادگیریش منبع درامدی داشته باشم به نظر شما چه چیزی یاد بگیرم که مفید باشه و تو خونه باهاش سرم گرم بشه.
    موضوعات مرتبط: مشورت در شوهرداری ,

  • ۲ موافق ۰ مخالف
  • ۴ نظر
    • تعداد نمایش : ۶۵۳
    • جمعه ۲۵ تیر ۹۵ - ۱۰:۵۹

    قبول کردم خودم هووم رو انتخاب کنم ؟

    سلام
    دختری زیر ٣٠ سال هستم. هشت ساله که باشوهرم که هشت سال از خودم بزرگتره ازدواج کردم اما هنوز بچه دار نشدیم و دکترا گفتن ایراد از منه و امکان بارداریم کمتر از پنج درصده.

    شوهرم درآمد بالایی داره و منم چندوقته بهش اصرار میکنم که بریم بچه پرورشگاهی بگیریم و یه خونه به اسمش بزنیم ( آخه تو شهر ما یه شرطش همینه،جاهای دیگه رو نمیدونم) ...شوهرم قبول کرده اما میگه میخام هوو هم سرت بیارم چون حقمه حداقل یه بچه از خون خودم داشته باشم.از لحاظ مالی مشکلی نداره و قول داده از لحاظ عاطفی هم عدالت رو بینمون رعایت کنه. حالا با خواهش اون قبول کردم که خودم براش زن پیدا کنم...میگه بیوه یا مطلقه هم باشه مشکلی نیست فقط بچه نداشته... منم به ناچار با همه این شرایطش کنار اومدم آخه خیلی دوسش دارم و اونم همین طور...
    بنظرتون این کار من درسته که قبول کردم خودم هووم رو انتخاب کنم ؟ بعدا مشکلی پیش نمیاد؟ بیوه و مطلقه باشه بهتر نیست تا اینکه دختر باشه؟


    مرتبط :

    مخالف هوو هستم ولی چنین زنانی رو قضاوت نمیکنم


    موضوعات مرتبط: مشورت در شوهرداری ,

  • ۲ موافق ۲ مخالف
  • ۱۴۶ نظر
    • تعداد نمایش : ۴۷۷۰
    • پنجشنبه ۳ تیر ۹۵ - ۰۰:۲۰

    اصرار شوهر بر انزال داشتن زن

    سلام
    متاسفانه بر خلاف اینکه همیشه فکر میکردم سوالای جنسی رو نباید اینجا باز کرد الان خودم مجبورم مطرح کنم چون جایی دیگه سراغ ندارم.

    26 ساله هستم همسرم شدیدا اصرار داره که سعی کن ترشحاتت رو مثل مردها بیرون بپاشی . میگه خیلی خانوما اینکارو میکنن و تو هم سعی کن چون خیلی دوست دارم .

    اینقدر این موضوع رو تکرار کرده که من از استرس یا رختخواب نمیرم یا اصلا ارضا نمیشم . همش ترس اینو دارم که بپاشه بیرون و خیلی هم راجع به این موضوع مطالعه کردم . میگن خودتو رها بگیر گرفتم اما نشد که نشد!!!!

    ممنون میشم اگر خانومی تجربه رو داره بهم کمک کنه راهنماییم کنه توضیح بده . یا اگر اقایی راهکاری پیدا کرده به منم بده که واسه شوهرم توضیح بدم .

    ممنون

    موضوعات مرتبط: انزال در زنان ,

  • ۳ موافق ۱ مخالف
  • ۳۸ نظر
    • تعداد نمایش : ۶۲۳۵
    • پنجشنبه ۳ تیر ۹۵ - ۰۰:۰۵

    برو بالا